دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

شناختی بر انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر جامعه جهانی

Imam-Khomeini-10
پیشینه و تعریف واژه «انقلاب»
هانا آرنت، از نظریه‌پردازان انقلاب درباره پیشینه تاریخى این اصطلاح می‌گوید: کلمه انقلاب در اصل از مصطلحات اخترشناسى است که به ‏واسطه اثر بزرگ کپرنیک در علوم طبیعى از اهمیت خاصى برخوردار شد. این واژه در کاربرد علمى، معناى دقیق لاتینى خود را که دال بر حرکت دَورانى منظم و قانون‌مند ستارگان بود، حفظ کرد. در سده هفدهم واژه انقلاب براى نخستین‌بار به صورت یکى از اصطلاحات سیاسى در سال ۱۶۶۰م پس از دگرگونى سیاسى در یکى از کشورها به ‌کار رفت. در معناى دیگر سیاسى، این کلمه درباره انتقال از عصر کشاورزى به دوره صنعتى- بویژه در ممالک غربى- به ‌کار می‌رود که در آن‌جا صنعتى شدن به همراه شهرنشینى حاصل از آن، بر آخرین مرحله توسعه این جوامع اثرات بسیار چشمگیرى داشته است.[۱]
نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی سیاسی، هر یک بر مبنایى خاص تعاریف مختلفى برای انقلاب ارائه داده‌اند که در این‌جا نمونه‌هایی از آن بیان می‌شود.
شهید مطهرى انقلاب را این‌گونه تعریف می‌کند: «انقلاب، عبارت است از طغیان و عصیانى که مردم علیه نظام حاکم موجود براى ایجاد وضع و نظمى مطلوب انجام می‌دهند؛ یعنى انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است علیه وضع حاکم براى وضعى دیگر. پس ریشه‌هاى انقلاب دو چیز است: یکى نارضایتى و خشم از وضع موجود و دیگر آرمان یک وضع مطلوب».[۲]
از نگاه شهید آیت الله سید محمد باقر صدر؛ انقلاب، جنبشى سرسختانه و بر مبناى اصول مکتبى معیّنى است که با درک واقعیت‌هاى موجود، به ‏دنبال تغییر و دگرگونى بنیادین در تمامى ابعاد زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى و معیارها، اصول و ارزش‌هاى حاکم است.[۳]
ساموئل هانتینگتون می‌گوید: انقلاب یک دگرگونى سریع، بنیادین و خشونت‌آمیز داخلى در ارزش‌ها و اسطوره‌هاى مسلط جامعه، نهادهاى سیاسى، ساختار اجتماعى، رهبرى، فعالیت‌هاى حکومتى و سیاست‌هاى آن است.[۴]
با مرورى بر سایر تعاریف اندیشمندان معاصر اسلامى نشان می‌دهد که یکى از ابعاد مهم در معرّفى انقلاب‌ها، بُعد ارزشى و مطلوبیت آرمان‌ها است. شاید تعریف انقلاب از بُعد جامعه ‏شناسى جامعیت بیشترى دارد؛ زیرا به عمده‌ترین خصیصه‌هاى انقلاب که داراى ماهیتى اجتماعى است، اشاره می‌کند. پس می‌توان انقلاب را به ‏معناى تغییر در ساختار حاکمیت و ساختارهاى اجتماعى در نظر گرفت.[۵]‏
تفاوت انقلاب با سایر تحوّلات سیاسی و اجتماعی
انقلاب‌ها با ویژگی‌هایى که دارند آنها را از سایر تحولات سیاسى و اجتماعى؛ مانند کودتا، جنبش، شورش و اصلاح جدا می‌کند.
کودتا اقدام معدودى از نیروهاى نظامى با حمایت برخى نیروهاى حاکم است که هدف از آن، رسیدن به قدرت و برکنارى حاکمى است که در رأس قدرت قرار دارد.[۶]
جنبش، مفهومى است که بسترهاى تحوّل در جامعه را شکل می‌دهد که این تحول می‌تواند به انقلاب یا اصلاحات تبدیل شود. تفاوت عمده جنبش با انقلاب و اصلاح، در شیوه اجرایى و رفتارى و نیز در هدف نهایى آن است. تغییرات اجتماعى حاصل از جنبش اگر به ‏گونه‌اى مسالمت‌آمیز به تغییرات آرام و تدریجى منجر شود، رفرم یا اصلاح نام دارد و اگر این تغییرات، اساسى و بنیادى، توأم با خشونت باشد، به انقلاب خواهد انجامید. ازاین‌رو، انقلاب‌ها در فرایند راهبردى جوامعِ خواهان جنبش -که مستلزم آگاهى اجتماعى است- شکل می‌گیرد.[۷]
اصلاح یا رفرم، تغییر آرام و تدریجى، مسالمت‌آمیز و روبنایى در یک نظام است که معمولاً در جامعه‌اى متعادل اتفاق می‌افتد. اصلاحات، از بالا و از سوى خود دولت‌مردان به ‏وجود می‌آید، ازاین‌رو، چه‌ بسا پایگاه مردمى نداشته باشد. اصلاحات ممکن است با رسیدن به تغییرات هدف‌مند و منتج از نیازهاى جامعه، از وقوع انقلاب نیز جلوگیرى کند.[۸]
تفاوت اساسى انقلاب و اصلاح در این است که اصلاحات از سوى حاکمان و به ‏منظور بهبود شرایط یا جلوگیرى از وقوع انقلاب روى می‌دهد، اما انقلاب از سوى مردم و براى براندازى نظام حاکم پدید می‌آید. ناگفته نماند که اصلاحات در برخى موارد ممکن است موجب تسریع انقلاب یا فروپاشى رژیم‌هاى سیاسى گردد. معمولاً در اصلاحات، خشونت دیده نمی‌شود، بلکه تلاش می‌شود تا اصلاحات در فضایى آرام صورت گیرد.[۹]
شورش حرکتى مقطعى در اعتراض به موضوعى خاص است. شورشیان غالباً نارسایی‌هاى موجود را نه به نهادها و ساخت‌هاى اجتماعى، بلکه به افراد نسبت می‌دهند. ازاین‌رو، هدف آنها محدود به از میان برداشتن افراد خاصى در حاکمیت و یا زدودن موضوع خاصى در حکومت است، بی‌آن‌که ترکیب نظام سیاسى-اجتماعى را تغییر دهند. از سویى دیگر، در مواردى که شورشیان بافت اجتماعى را نشانه می‌روند، طرحى براى آینده ندارند و معمولاً اعتراض آنها مقطعى و براى موضوعى خاص است.[۱۰]
ریشه‌هاى وقوع انقلاب
اوضاع جامعه‌اى که مستعد انقلاب است، باید در مطالعه انقلاب مورد توجه قرار گیرد. انقلاب به شکلى مطلوب در مکان و زمانى امکان موفقیت دارد که شرایط دو قطبى بر جامعه‏ حکم‌فرما باشد؛ شرایطى که در آن، گروه‌هاى اجتماعى از نظام سیاسى حاکم جدا شده و در مقابل آن ایستاده‌اند. چنین جامعه‌اى با دوگانگى قدرت روبرو می‌گردد؛ بدین ‏بیان که ابتدا مشروعیت حاکمیت به چالش کشیده می‌شود و سپس نیروهاى اجتماعى-که به قدرت خود اطمینان کافى می‌یابند- از نظام سیاسى رویگردان شده، در مقابل آن قرار می‌گیرند.[۱۱] عوامل متعددى ایجاد کننده چنین شرایطى است، اما اگر بخواهیم آنها را در یک دسته‌بندى کلى بازگوییم، می‌توان به این موارد اشاره کرد: وجود نارضایتى،[۱۲] ظهور و گسترش ایدئولوژی‌هاى جدید و جایگزین‏،[۱۳] گسترش روحیه انقلابى[۱۴] و رهبرى انقلاب و نهادهاى بسیج‌گر.[۱۵]
انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامى را با توجه به خصوصیات منحصر به فردى که دارد آن‌را از دیگر انقلاب‌هاى جهان ممتاز می‌سازد و مفهوم جدیدى از انقلاب به دست می‌دهد. برخى از این خصوصیات عبارت‌اند از:
۱. برخوردارى از پشتوانه عظیم فلسفه و فقه و معارف اسلامی
۲. انقلاب اجتماعى همه جانبه همراه با تحوّل بنیادین در زندگى انسان‌ها،
۳. استوارى بر پایه فرهنگ و اعتقاد و ایمان،
۴. بهره‌مندى از رویکرد ارزشى و هدف‌گیرى اصلاح مفاسد بشرى،
۵. حاکم‌سازى فرهنگ توحیدى بجاى فرهنگ الحادى و استبدادى،
۶. شکل‌گیرى بر مبناى نظم و انضباط انقلابى.[۱۶]
با توجه به این خصوصیات است که انقلاب اسلامى یک تفسیر اسلامى و الهى بوده و به معناى زنده کردن دوباره اسلام است. انقلاب اسلامی؛ یک تحوّل اخلاقى، فرهنگى و اعتقادى است که به دنبال آنها تحوّل اجتماعى، اقتصادى و سیاسى و آن‌گاه رشد همه جانبه ابعاد انسان‌ها می‌آید.[۱۷]
حاصل کلام این‌که؛ انقلاب اسلامى بر اساس یک ضرورت طبیعى و تاریخى و مبتنى بر قواعد و سنن الهى به وقوع می‌پیوندد.
ارکان شکل‌گیری انقلاب اسلامى‏
براى شکل‌گیرى هر انقلابى یک عنصر فکرى و دو عامل انسانى مورد نیاز است. عنصر فکرى همان ایدئولوژى و مکتبى است که انقلاب بر پایه آن استوار می‌گردد و عنصر انسانى نیز یکى‏ مردمند و دیگرى رهبرى.[۱۸] هرگاه این سه عنصر در کنار هم قرار گیرند و جهت‌گیرى یکسان داشته باشند، انقلاب شکل می‌گیرد. بدیهى است هر چه قوت این سه رکن بیشتر باشد، سرعت شکل‌گیرى و پیروزى انقلاب نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین، ارکان انقلاب اسلامی در سه عنصر زیر بیان می‌شود.
الف. مکتب:‏ انقلاب اسلامى بر پایه اندیشه و جهان‌بینى اسلامى استوار است. تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه علایقى که انسان را با دنیاى بیرون از وجود او مرتبط می‌کند و نیز فهم و درک آدمى از وجود خود و همه چیزهایى که نظام ارزشى جامعه را می‌سازد و آن‌را بر اداره مطلوب خود قادر می‌سازد، از این جهان‌بینى الهى ریشه و مایه می‌گیرد.
اساسی‌ترین مبناى جهان‌بینى الهى و اسلامى، اصل توحید به معناى اعتقاد به وجود خدا و قدرت غیبى او و حاکمیت علم، قدرت، عزّت، جلال، جمال مطلق، اراده و مشیّت او بر هستى، است‏ و همه امور دیگر به نحوى از انحاء به توحید باز می‌گردند. یکى از نکات برجسته و قابل توجه در زمینه انقلاب اسلامى این است که دین اسلام سازنده فرهنگ ملّى می‌باشد و به همین‏ جهت امورى نظیر جهاد، شهادت، پیروى از انسان با تقوا و عادل، بیزارى از ظلم و ظالم، اتحاد و همبستگى، توکل به خدا و … در متن این فرهنگ قرار دارد و خمیرمایه حرکت انقلابى مردم و پیروزى آنها را به ارمغان می‌آورد.[۱۹]
ب. رهبر: قدرت و قوّت رهبرى در انقلاب اسلامى با اتکاى به اسلام، ناشى از موقعیت دینى او است که مشروط به برخوردارى از ویژگی‌هایى؛ نظیر فقاهت، عدالت، علم، معرفت، زهد، مدیریت، شجاعت، بینش سیاسى و تدبیر است، بر خلاف انقلاب‌هاى دیگر که غالباً انسان‌هایى به عنوان سیاست‌مدار حرفه‌اى با تکیه بر زر و زور و تزویر در جایگاه رهبرى قرار می‌گیرند.
رهبر انقلاب اسلامی پس از اثبات حقانیت مکتب سیاسى خود، می‌تواند مردم را آرام آرام وارد میدان مبارزه کرده، به همراهى آنها، انقلاب بزرگ اسلامى را شکل دهد و در نتیجه آثار شوم تسلط قدرت‌هاى ستمگر را در کشور خود برطرف و دنیا را متحوّل کند.
ج. مردم‏: بزرگ‌ترین اهرم پیشبرد انقلاب اسلامى، حضور عظیم مردم در عرصه‌هاى انقلاب است، به چند دلیل؛ اولاً: چون اسلام بیشترین حق را در اداره نظام‌هاى اجتماعى به مردم می‌دهد و هر دستگاه حاکم را یک دستگاه خدمت‌گزار براى مردم می‌داند. ثانیاً: چون مردم تشکیل‌ دهندگان و به وجود آورندگان یک نظام اسلامی هستند. ثالثاً: چون دخالت و نظارت مردم بیشترین تضمین را براى حفظ یک نظام اسلامی از انحراف می‌کند.[۲۰]
پیام انقلاب اسلامى‏
هر انقلابى نظیر زلزله یا آتشفشان تأثیرات کم و بیش منطقه‌اى و بین‌المللى دارد و براى ایجاد عمق استراتژیک خود، پیامى را عرضه می‌کند. هر چه پیام انقلاب پرجاذبه‌تر باشد، انسان‌هاى بیشترى به پذیرش و حمایت و الگوپذیرى از آن روى می‌آورند.
انقلاب اسلامى این پیام را به دنیا عرضه می‌کند که بسیج‌کننده‌ترین ایدئولوژی‌ها اسلام است و اسلام مکتبى است که نه تنها توانایى سازماندهى یک مبارزه عظیم را دارد، بلکه در دوران پیچیده عصر ماشینى با همه معارضه‌ها و تضادهایى که سیاست‌هاى جهانى دارد، قادر به حل مشکلات جامعه و اداره آن بوده و بقا و ماندگاری‌اش را تضمین می‌کند.[۲۱] برخى از پیام‌هاى انقلاب اسلامى را می‌توان به صورت زیر برشمرد:
۱. لزوم خروج انسان از یوغ بردگى و بندگى طاغوت و رستن از ذلت و خوارى،[۲۲]
۲. روى آوردن به عبودیت خدا و رستگارى،[۲۳]
۳. برآشفتن در مقابل همه بدی‌ها و کجی‌ها و نابسامانی‌ها،[۲۴]
۴. مبتنى بودن حکومت و قدرت سیاسى بر پرهیزکارى، عدالت و حقیقت،[۲۵]
۵. ضرورت دین‌گرایى و خدامحورى و نیز بازگشت از مسیر انحرافى دوران غرور جاهلانه شکوفایى علم.[۲۶]
حاصل سخن در یک کلام این‌که پیام انقلاب اسلامی، پیام معنویت است؛ یعنى بشرِ سرگشته امروز که از عدم تأمین نیازهاى برتر و والاتر و ندیدن و نداشتن صفا و محبّت و مهربانى و نیافتن نوعى معرفت والا به ستوه آمده است، به دنبال مکتبى است که علاوه بر تأمین نیازهاى مادى، نیازهاى معنوى او را نیز برآورده سازد.[۲۷]
نقش انقلاب اسلامی در جهان
به ‌طور کلى در حوزه مطالعات آینده، همه گزارش‌ها حاکى از رشد چشمگیر جمعیت مسلمانان و متعاقب آن تقویت جایگاه و توان اثرگذارى مسلمانان است؛ ازاین‌رو، در خصوص وضعیت آینده مسلمانان در اروپا می‌توان اذعان نمود که اسلام، دیگر نه به ‏عنوان مسئله سیاست خارجى اروپا، بلکه یکى از دغدغه‌هاى سیاست داخلى آن به‌شمار می‌رود. امروزه اسلام به عنوان دومین دین بزرگ (به لحاظ پیروان) در بیشتر کشورهاى اروپایى رو به گسترش است. بی‌تردید مسلمانان در سال‌هاى آینده، نیروى اجتماعى و سیاسى مؤثرى در چارچوب اتحادیه اروپایى خواهند بود و بر تصمیم‌گیری‌هاى سیاست داخلى و خارجى اروپا تأثیرى مستقیم خواهند داشت.[۲۸]
اساساً افزایش میزان جمعیت مسلمانان و ارتقاى جایگاه اسلام و نقش‌آفرینى بیشتر آن در اروپا و کشورهایى؛ مانند آمریکا و روسیه، قدرت مانور انقلاب اسلامى را در عرصه‌هاى بین‌المللى ارتقا می‌بخشد. در آینده احتمال می‌رود مسلمانان با جمعیتى بیشتر و به ‌گونه‌اى مؤثرتر در معادلات جهانى نقش‌آفرینى کنند. کارشناسان مسائل اسلام در اروپا، به نقش‏ انقلاب‏ اسلامى‏ ایران در هویت‌بخشى و ایجاد انگیزش در میان مسلمانان اروپا اشاره کرده‌اند. انقلاب اسلامى نه ‏فقط در جهان اسلام، در اروپا نیز الهام‌بخش بوده و این نکته‌اى است که متفکران غربى نیز بدان اذعان دارند.
در این نوشته به برخی از نقش‌های انقلاب اسلامی در جهان اشاره می‌شود:
۱. ایستادگی در مقابل سلطه غرب؛ انقلاب اسلامى از یک ‏طرف با ایستادگى مقابل سلطه غرب و اثبات این نکته که ملت‌هاى انقلابى توانایى ایستادگى مقابل دشمنان خود، هرچند قوى، را دارند، انگیزه لازم براى حضور مردم جهان را در صحنه مبارزه با سلطه غرب فراهم می‌کند.
۲. انقلاب اسلامى سخن تازه‌اى را با عنوان حکومت اسلامى مطرح می‌کند که بر خلاف فرهنگ سیاسى غربى، از نظام جدیدى سخن می‌گوید.
۳. ترویج آزادى، استقلال، ضدیت با استبداد و استعمار، و زنده کردن روح مبارزه و تلاش براى آینده بهتر.[۲۹]
۴. احیاى فرهنگ سیاسى مبتنى بر قرآن، نفى سکولاریزم و مهم‌تر از همه ضرورت بازگشت به اسلام ناب محمدى(ص).[۳۰]
۵. بازسازى تمدن اسلامی؛ انقلاب اسلامى با اعطاى خودباورى فرهنگى به ملت‌هاى مسلمان و بهره‌گیرى از فناوری‌هاى مدرن ارتباطى براى انتقال پیام نواندیشى دینى در جهان اسلام می‌تواند رویکرد تمدنى خود را به منصه ظهور رساند. همچنین از رهگذر احیاى ارزش‌هایى چون عدالت محورى و عدالت‌گسترى، توسعه و تعالى همه‌جانبه، کرامت انسانى و آزادی‌هاى مشروع، صلح‌طلبى، عزّت نفس، توسعه اخلاق و دین‌مدارى، شکوفایى حس خداجویى، و … موجبات شکوفایى و بالندگى مجدد تمدن اسلامى را در راستاى تمدن‌سازى نوین فراهم می‌آورد.[۳۱]
======================
[۱]. آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه: فولادوند، عزت ‏الله، ص ۳۶، خوارزمى، تهران، ۱۳۶۱ش.
[۲]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج ‏۲۴، ص ۱۳۹، انتشارات صدرا، تهران.
[۳]. جمشیدى، محمدحسین، اندیشه سیاسى شهید رابع سید محمدباقر صدر، ص ۱۲۰، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى، تهران، ۱۳۷۷ش.
[۴].Huntington, Political Order in Changing Societies, p.264 ؛ عیوضى، محمد رحیم‏، درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۰، دفتر نشر معارف‏، قم، چاپ نوزدهم، ۱۳۹۱ش.
[۵]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۰.
[۶]. ر.ک: درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۲؛ محمدى، منوچهر، انقلاب اسلامى؛ زمینه‌ها و پیامدها، ص ۲۱، دفتر نشر معارف‏، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۹ش؛ بشیریه، حسین، انقلاب و بسیج سیاسى، ص ۱۱،  مؤسّسه انتشارات، چاپ دانشگاه تهران؛ بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسى، ص ۲۳، مؤسسه نگاه معاصر، تهران، ۱۳۸۱ش.
[۷]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۳.
[۸]. همان.
[۹]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴.
[۱۰]. ر.ک: انقلاب و بسیج سیاسى، ص ۳ – ۱۵؛ درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴.
[۱۱]. ر.ک: انقلاب اسلامى؛ زمینه‌ها و پیامدها، ص ۳۹- ۳۵؛ درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴ – ۲۵.
[۱۲]. جمعى از نویسندگان، انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۳، دفتر نشر معارف، قم، ۱۳۸۸ش؛ درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۵.
[۱۳]. ر.ک: برینتون، کرین، کالبد شکافى چهار انقلاب، ترجمه: ثلاثى، محسن، ص ۴۵ – ۵۹،  نشر نو، تهران، ۱۳۶۶ش؛ انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴.
[۱۴]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۶ – ۲۷.
[۱۵]. همان، ص ۲۷.
[۱۶]. قنبرى، آیت‏، اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى‏، ص ۲۲۲، زمزم هدایت‏، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
[۱۷]. همان، ص ۲۲۳.
[۱۸]. اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى،  ۲۳۰ – ۲۳۱.
[۱۹]. همان، ص ۲۳۱ – ۲۳۲.
[۲۰]. همان، ص ۲۳۲ – ۲۳۳.
[۲۱]. با استفاده از: بیانات مقام معظّم رهبرى در نماز جمعه ۱۴/ ۱۱/ ۱۳۶۲.
[۲۲].  بیانات مقام معظّم رهبرى در ۸/ ۱۲/ ۱۳۵۹ و در ۳۰/ ۹/ ۱۳۶۱.
[۲۳]. همان.
[۲۴]. همان.
[۲۵]. بیانات مقام معظّم رهبرى در ۲۷/ ۱۱/ ۱۳۷۹.
[۲۶]. اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى، ص ۲۲۸.
[۲۷]. با استفاده از: بیانات مقام معظّم رهبرى در ۱۴/ ۳/ ۱۳۷۴.
[۲۸]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۱۶۹.
[۲۹]. ر.ک: اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى‏، ص ۲۱۵ – ۲۱۶.
[۳۰]. همان‏، ص ۲۱۶.
[۳۱]. ر.ک: نوروزى، محمد جواد، دست در دست صبح (انقلاب اسلامى)، ص ۳۱۴ – ۳۱۵، دفتر نشر معارف، قم، چاپ اول، ۱۳۹۱ش.برگرفته از سایت اسلام کوئیست

  انقلاب اسلامی ,   مقاله,جامعه جهانی ,امام, امام خمینی, ورود امام خمینی, دیباجی, دیباجی اصفهانی, اصفهانی ,سید دیباجی 

بازدیدها: ۳۶

دسته‌ها
اسلایدشو فیلم

کلیپ/فعالیت های علمی جهادی حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی(مدظله العالی)

این کلیپی کوتاه از فعالیت های علمی_جهادی استاد سطح عالی حوزه علمیه قم حضرت آیت الله سیّد محمدتقی دیباجی اصفهانی (مد ظله العالی) می باشد.
 

 

بازدیدها: ۴۱

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو عکس

گزارش تصویری/مراسم میلاد پبامبر(ص) و امام صادق (ع) در دفتر آیت الله دیباجی

به مناسبت میلاد با سعادت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و امام صادق (علیه السلام) مراسم باشکوهی در دفتر استاد معظم حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی برگزار شد.

این مراسم با حضور حضرت آیت الله دیباجی با ایراد سخنرانی و مولودی خوانی خطبا و مداحان در وصف پیامبر اسلام و امام صادق (علیهما السلام) و با شرکت اقشار مختلف مردم، علما، طلاب و دانشجویان به پایان رسید.

همچنین در این مراسم آیت الله سید محمد تقی دیباجی در بیان تفسیر آیاتی از کلام الله مجید به بیان نکاتی پرداختند.

در ادامه تصاویر این مراسم را ببینید:

11 14 1 3 4 5 2 9 6 4 1 3

گزارش تصویری دفتر آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی, دفتر آیت الله دیباجی, مراسم  دیباجی, میلاد پبامبر در دفتر آیت الله دیباجی

بازدیدها: ۵۶

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

حوادث شب ولادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

در روایات ما آمده است که در شب ولادت آنحضرت‏حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست که‏پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود که از جمله‏«ارهاصات‏»بوده بدانگونه که در داستان اصحاب فیل ذکر شد،و در قصیده معروف برده نیز آمده که چند بیت آن چنین است:

ولادت حضرت محمد

یوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ایوان کسرى و هو منصدع کشمل اصحاب کسرى غیر ملتئم النار خامده الانفاس من اسف علیه و النهر ساهى العین من سدم و ساء ساوه ان غاضت‏بحیرتها و رد واردها بالغیظ حین ظم کان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم

و شاید جامعترین حدیث در اینباره حدیثى است که مرحوم صدوق‏«ره‏»در کتاب امالى بسند خود از امام صادق علیه السلام‏روایت کرده و ترجمه‏اش چنین است که آنحضرت فرمود:

ابلیس به آسمانها بالا مى‏رفت و چون حضرت عیسى‏«ع‏»بدنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى‏رفت،و هنگامیکه رسولخدا«ص‏»بدنیا آمد از همه آسمانهاى هفتگانه‏ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏گردیدند،و قریش که چنان دیدند گفتند:

قیامتى که اهل کتاب مى‏گفتند بر پا شده!

عمرو بن امیه که از همه مردم آنزمان به علم کهانت وستاره شناسى داناتر بود بدانها گفت:بنگرید اگر آن ستارگانى‏است که مردم بوسیله آنها راهنمائى مى‏شوند و تابستان و زمستان‏از روى آن معلوم گردد پس بدانید که قیامت‏بر پا شده و مقدمه‏نابودى هر چیز است و اگر غیر از آنها است امر تازه‏اى اتفاق‏افتاده.

و همه بتها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى درآنروز بر سر پا نبود،و ایوان کسرى در آن شب شکست‏خورد وچهارده کنگره آن فرو ریخت.و دریاچه ساوه خشک شد.ووادى سماوه پر از آب شد.

آتشکده‏هاى فارس که هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید.

و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى‏را یدک مى‏کشند و از دجله عبور کرده و در بلاد آنها پراکنده‏شدند،و طاق کسرى از وسط شکست‏خورد و رود دجله در آن‏وارد شد.

و در آن شب نورى از سمت‏حجاز بر آمد و همچنان بسمت‏مشرق رفت تا بدانجا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى‏سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند که در آنروز سخن‏نمى‏گفتند.

دانش کاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید،وهر کاهنى که بود از تماس با همزاد شیطانى خود ممنوع گردید ومیان آنها جدائى افتاد.

آمنه گفت:بخدا فرزندم که بر زمین قرار گرفت دستهاى‏خود را بر زمین گذارد و سر بسوى آسمان بلند کرد و بدان‏نگریست،و نورى از من تابش کرد و در آن نور شنیدم گوینده‏اى‏مى‏گفت:تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار.

آنگاه او را بنزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته‏بود به عبد المطلب گزارش دادند،عبد المطلب او را در دامن‏گذارده گفت:

الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطیب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما

ستایش خدائى را که بمن عطا فرمود این فرزند پاک و خوشبورا که در گهواره بر همه پسران آقا است.

آنگاه او را به ارکان کعبه تعویذ کرد. (۱) و در باره او اشعارى‏سرود.

و ابلیس در آن شب یاران خود را فریاد زد(و آنها را بیارى‏طلبید)و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند:اى سرور چه چیزتو را بهراس و وحشت افکنده؟گفت:واى بر شما از سر شب تابحال اوضاع آسمان و زمین را دگرگون مى‏بینم و بطور قطع درروى زمین اتفاق تازه و بزرگى رخ داده که از زمان ولادت عیسى‏بن مریم تاکنون سابقه نداشته،اینک بگردید و به بینید این اتفاق‏چیست؟

آنها پراکنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند:ما که تازه‏اى‏ندیدیم.

ابلیس گفت:این کار شخص من است آنگاه در دنیابجستجو پرداخت تا به حرم-مکه-رسید،و مشاهده کرد فرشتگان اطراف آنرا گرفته‏اند،خواست وارد حرم شود که فرشتگان بر اوبانگ زده مانع ورود او شدند،بسمت غار حرى رفت و چون‏گنجشکى گردید و خواست در آید که جبرئیل بر او نهیب زد:

-برو اى دور شده از رحمت‏حق!ابلیس گفت:اى جبرئیل‏از تو سؤالى دارم؟

گفت:بگو،پرسید:از دیشب تاکنون چه تازه‏اى در زمین رخ‏داده؟

پاسخداد:محمد-صلى الله علیه و آله-بدنیا آمده.

شیطان پرسید:مرا در او بهره‏اى هست؟گفت:نه.

پرسید:در امت او چطور؟

گفت:آرى.ابلیس که این سخن را شنید گفت:خوشنود وراضیم.

و در حدیث دیگرى که در کتاب کمال الدین نقل کرده‏چنین است که در شهر مکه شخصى یهودى سکونت داشت ونامش یوسف بود،وى هنگامى که ستارگان را در حرکت وجنبش مشاهده کرد با خود گفت:این تحولات آسمانى بخاطرولادت همان پیغمبرى است که در کتابهاى ما ذکر شده که‏چون بدنیا آید شیاطین رانده شوند و از رفتن به آسمانها ممنوع‏گردند. و چون صبح شد بمجلسى که چند تن از قریش در آن بودندآمد و بدانها گفت:آیا دوش در میان شما مولودى بدنیا آمده؟

گفتند:نه.

گفت:سوگند به تورات که وى بدنیا آمده و آخرین پیمبران‏است و اگر اینجا متولد نشده حتما در فلسطین متولد گشته است.

این گفتگو گذشت و چون قریشیان متفرق شدند و بخانه‏هاى‏خود رفتند داستان گفتگوى با آن یهودى را با زنان و خاندان خودبازگو کردند و آنها گفتند:آرى دیشب در خانه عبد الله بن‏عبد المطلب پسرى متولد شده.

این خبر را بگوش یوسف یهودى رساندند،وى پرسید:آیا این‏مولود پیش از آنکه من از شما پرسش کردم بدنیا آمده یا بعد ازآن؟گفتند:پیش از آن!گفت:آن مولود را بمن نشان دهید.

قریشیان او را به درب خانه آمنه آوردند و بدو گفتند:فرزندخود را بیاور تا این یهودى او را به‏بیند،و چون مولود را آوردند ویوسف یهودى او را دیدار کرد جامه از شانه مولود کنار زد وچشمش به خال سیاه و درشتى که روى شانه وى بود بیفتاد دراینوقت قرشیان مشاهده کردند که حالت غش بر آن مرد یهودى‏عارض شد و بزمین افتاد قرشیان تعجب کرده و خندیدند.

یهودى برخاست و گفت:آیا مى‏خندید؟باید بدانید که این پیغمبر پیغمبر شمشیر است که شمشیر در میان شما مى‏نهد…

قرشیان متفرق شده و گفتار یهودى را براى یکدیگر تعریف‏مى‏کردند.

و در حدیثى که مرحوم کلینى شبیه به روایت‏بالا از مردى ازاهل کتاب نقل کرده آنمرد کتابى به قرشیان که ولید بن مغیره وعتبه بن ربیعه و دیگران در میانشان بود رو کرده و گفت:نبوت‏از خاندان بنى اسرائیل خارج شد و بخدا این مولود همان کسى‏است که آنها را پراکنده و نابود سازد!

قریش که این سخن را شنیدند خوشحال شدند،مرد کتابى‏که دید آنها خوشنود شدند بدیشان گفت:خورسند شدید! بخداسوگند این مولود چنان سطوت و تسلطى بر شما پیدا کند که‏زبانزد مردم شرق و غرب گردد.

ابو سفیان از روى تمسخر گفت:او بمردم شهر خود تسلطمى‏یابد!

و نظیر آنچه در روایات ما آمده برخى از این حوادث درروایات اهل سنت نیز ذکر شده اما در بسیارى از آنها این حوادث‏قبل از بعثت رسولخدا«ص‏»ذکر شده نه مقارن ولادت.

مانند روایاتى که در سیره ابن هشام و تاریخ‏طبرى و جاهاى دیگر است و در صحیح بخارى نیز از ابن عباس روایت‏شده (۲) و فخر رازى نیز در تفسیر آیه شریفه «فمن یستمع‏الآن یجد له شهابا رصدا» (۳) در مورد منع شیاطین از نفوذ در آسمانها وتیرهاى شهاب همین گفتار را داشته و اقوالى در اینباره نقل‏کرده (۴) و از ابى بن کعب نیز حدیثى در اینمورد نقل کرده‏اند که‏گفته است:

«لم یرم بنجم منذ رفع عیسى علیه السلام حتى بعث رسول‏الله-صلى الله علیه و آله-» (۵) و در اشعار بعضى از شاعران‏عرب نیز قسمتى از این حوادث در مورد مبعث آمده مانند اشعارزیر که از شاعرى بنام قیروانى نقل شده که مى‏گوید:

و صرح کسرى تداعى من قواعده و انفاض منکسر الاوداج ذامیل‏و نار فارس لم توقد و ما خمدت مذالف عام و نهر القوم لم یسل‏خرت لمبعثه الاوثان و انبعثت ثواقب الشهب ترمى الجن بالشعل

یک سئوال

اکنون جاى یک سئوال هست که اگر کسى بگوید:آیانظیر آنچه در این روایات آمده در کتابهاى تاریخى و روایات غیراسلامى هم ذکرى از آنها شده یا نه؟

که ما در پاسخ این سئوال مى‏گوئیم:اولا اگر حدیث وروایتى از نظر سند و صدور از امام معصوم علیه السلام براى اثابت‏شد دیگر کدام روایت و تاریخى براى ما معتبرتر از آن حدیث‏و روایت مى‏تواند باشد،و همه بحثها در همان قسمت اول واعتبار سند و به اصطلاح‏«صغراى قضیه‏»است،ولى پس ازاثبات دیگر استبعاد و زیر سئوال بردن حدیث،جز ضعف ایمان وتاریخ زدگى محمل دیگرى نمى‏تواند داشته باشد،وگرنه کدام‏تاریخ و روایتى معتبرتر از آن تاریخ و روایتى است که از منبع‏وحى الهى سرچشمه گرفته باشد و کدام داستان و حدیثى‏محکمتر از داستان و حدیثى است که از زبان پیمبران و ائمه‏معصوم علیهم السلام صادر گردیده باشد!

مگر نه این است که سرچشمه پر فیض و زلال همه علوم‏آنهایند؟و معیار صحت و سقم همه دانشهاى بشرى گفتار آنهااست؟

و ثانیا-مى‏گوئیم:مگر تاریخ صحیح و دست نخورده‏اى از گذشتگان و زمانهاى قدیم در دست داریم که ما بتوانیم این‏روایات را با آنها منطبق ساخته و یا تاییدى از آنها بگیریم؟

جائى که مقدس‏ترین کتابها مانند تورات و انجیل با آنهمه‏نسخه‏هاى متعددى که معمولا از آنها در دست مردم آن زمانهابوده و جمله جمله و کلمه بکلمه آنها مورد احترام و متن دستورات‏دینى آنها بوده از دستبرد و تحریف و تصحیف و اسقاط در امان‏نبوده،و طاغوتهاى زمان و جیره خوارانشان احکام و فرامین آنها رابنفع ایشان تغییر داده و یا اسقاط کرده‏اند،دیگر چگونه کتابهاى‏تاریخى معدودى که در زوایاى کتابخانه‏ها با نسخه‏هاى خطى‏منحصر به فرد یا نگشت‏شمارى وجود داشته مى‏تواند مورد اعتمادباشد؟

و ثالثا-بر فرض که چنین تاریخى وجود داشته باشد که‏اوضاع و احوال آنزمانها را نوشته و ثبت کرده باشد آیا همه‏وقایعى که در آنزمانها اتفاق افتاده در تاریخها ثبت و نگارش‏شده؟و آیا وسائل ارتباطى آنچنان بوده که تاریخ نگاران بتواننداز هر اتفاقى که در گوشه و کنار جهان آنروز اتفاق مى‏افتاده‏مطلع گردند و آنرا در تاریخ ثبت کنند؟مگر امروزه با تمام این‏وسائل ارتباطى و مخابراتى و رادیوها و تلویزیونها و ماهواره‏هاو…چنین کارى انجام شده و چنین ادعائى مى‏توان کرد؟… مگر وسائل ارتباطى جهان آزادند و مستقلانه و بدور از سیاستها واختناقها و خارج از کانالهاى مخصوص و صافیهاى انحصارى‏مى‏توانند کوچکترین خبرى را منتشر کنند؟آن هم خبرى که‏بصورت معجزه آسمانى براى شکست‏یک قدرت طاغوتى و یک‏دربار سلطنتى بوقوع پیوسته باشد…؟مگر معجزاتى امثال‏«شق‏القمر»که وقوع آن مورد اتفاق همه مسلمانان مى‏باشد و بگفته‏دکتر سعید بوطى-نویسنده مصرى-در کتاب فقه السیره از امورمتفق علیه در نزد علماء و دانشمندان اسلامى است در تاریخهاى‏گذشته نقل شده…؟و بلکه معجزات انبیاء گذشته مانند سردشدن آتش بر ابراهیم خلیل علیه السلام و شکافته شدن دریابوسیله عصاى موسى و اژدها شدن و بلعیدن آن تمام مارهاى‏جادوئى ساحران و زنده شدن مردگان بدعاى حضرت مسیح وامثال آن جز در کتابهاى مقدس و مذهبى در تاریخها و روایات‏دیگر آمده و ذکرى از آنها دیده مى‏شود؟!…

و حقیقت آن است که تاریخ نویسان و وقایع نگاران گذشته‏در انحصار طاغوتهاى زمان بوده-چنانچه امروزه نیز عموما اینگونه‏است و بشر هنوز نتوانسته خود را از قید و بند ایشان آزاد سازد-وانبیاء الهى نیز پیوسته بر ضد همان طاغوتها قیام مى‏کرده ومبارزه داشتند،و آنها همواره در صدد از بین بردن انبیاء و محو نام و آثار ایشان بوده و بهر وسیله مى‏خواسته‏اند آنها را افرادى‏ماجراجو و بى شخصیت و افسادگر معرفى کنند،و هرگز اجازه‏نمى‏دادند آنها را بعنوان مردانى الهى که قدرت انجام معجزه رادارند معرفى کنند،و بهمین دلیل معجزاتى را که بوسیله ایشان‏انجام مى‏شده انکار کرده و یا توجیه مى‏نمودند،و اگر کتابهاى‏آسمانى و روایات مذهبى نبود اثرى از این معجزات بجاى نمانده‏و بدست ما نرسیده بود…

چنانچه اکنون نیز ما در انقلاب اسلامى خود که یک انگیزه‏مذهبى داشته و ادامه آنرا نیز بیارى خدا همان انگیزه مذهبى وعشق شهادت طلبى در راه خدا و دین،تضمین کرده و بر ضدطاغوتهاى شرق و غرب قیام کرده همین شیوه تبلیغى را مى‏بینیم‏که هر حرکتى بنفع این انقلاب در داخل و یا خارج بشود مانندراهپیمایى میلیونى و غیر میلیونى که در داخل و یا خارج انجام‏مى‏گیرد اصلا منعکس نمى‏شود و در رادیوها و وسائل ارتباطجمعى ذکرى از آن نمى‏شود،اما کوچکترین حرکت ضدانقلاب-مانند اجتماعات اندکى که جمعا به صد نفر نمى‏رسدبا آب و تاب در همه رسانه‏هاى گروهى بعنوان یک حرکت ضدرژیم نه یکبار بلکه چند بار پخش مى‏گردد.

و بهمین دلیل ما مى‏گوئیم انگیزه و نیازى براى تحقیق در تاریخهاى گذشته نداریم و اگر هم تتبع کنیم معلوم نیست‏بجائى برسیم،مگر اینکه بخواهیم بهر وسیله و هر ترتیبى که شده‏تاییدى از تاریخ براى این روایات پیدا کنیم اگر چه مجبور شویم‏براى تطبیق این روایات با تاریخ دست‏به توجیه و تاویلهاى‏نامربوط بزنیم،چنانچه نظیر آنرا در داستان اصحاب فیل ذکرکرده و شنیدید و خواندید،که ما آنعمل را محکوم کرده و دلیل برضعف ایمان و غرب‏زدگى و تاریخ زدگى و غیره دانستیم…

پى‏نوشتها:

۱-یعنى او را بکنار خانه کعبه آورد و براى سلامتى و پناه او از شر شیاطین و دشمنان،بدنش را بچهار گوشه کعبه مالید.

۲-صحیح البخارى ج ۶ ص ۷۳.

۳-سوره جن آیه ۹.

۴-مفاتیح الغیب ج ۸ ص ۲۴۱.

۵-بحار الانوار ج ۱۵ ص ۳۳۱.

درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد اول صفحه ۱۶۰/ رسولى محلاتى

بازدیدها: ۳۱

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

وحدت اسلامی چیست؟

وحدت اسلامی
وحدت اسلامی به معنای یکی شدن مذاهب نیست. این وحدت نه شدنی است و نه منظور داعیان این وحدت است. وحدت به معنای نادیده گرفتن اختلافات و شیعه شدن سنی، یا سنی شدن شیعه نیست.
مقصود از وحدت اسلامی همبستگی مسلمانان و اتحاد پیروان مذاهب گوناگون با وجود اختلافات مذهبی، در برابر دشمنان اسلام و بی‌گانگان است.
معنای صحیح وحدت شیعه و اهل سنت این است که با توجه به این‌که بین دو مذهب مشترکات بسیاری است، دو گروه باید بر محور این مشترکات به هم نزدیک شوند؛ برای حفظ و تعالی اسلام با همدیگر همکاری و همیاری داشته باشند؛ چراکه هر دو دشمن واحدی دارند. دشمنان اسلام، دشمنان هر دو مذهب هستند. در برابر این دشمنان و برای جلوگیری از سوء استفاده آنان از اختلافات باید در مقابل آنها بر وجوه اشتراک خود تکیه کنند، تا بتوانند بر دشمنان اسلام که دشمن مشترک شیعه و سنی هستند، از خود دفاع کنند.
شیعه و سنی، قرن‌‌های طولانی است که در مسائل گوناگون اختلاف نظر دارند و این امر، گاه از سوی فتنه انگیزان مایۀ گسست‌‌ها، بلکه نزاع‌‌های فراوان در تاریخ شده است، و بی‌گمان، یکی از عللِ ضعف مسلمانان در حال حاضر در برابر هجمۀ استعمار غرب، همین امر بوده است.
شیعه و سنی هر دو مسلمان و در اعتقادات، احکام، اخلاق و … دارای مشترکات زیادی هستند، البته اختلاف‌هایی هم دارند که انکار شدنی نیست، اما این اختلاف‌ها نباید منجر به خصومت و دشمنی شود و به اساس اتحاد و برادری اسلامی ضربه وارد سازد.
علامه شرف الدین می‌گوید: «سیاست سبب جدایی شیعه و سنی شد، همو نیز باید سبب اتحاد شیعه و سنی شود».[۱] منظور این است که سیاست استعماری و دسیسه‌های بی‌گانگان فرق اسلامی و از جمله شیعه و سنی را از هم جدا کرده است، باید سیاست اسلامی به منظور مقابله با دشمن مشترک نیز آنها را به هم پیوند دهد.
وحدت و مناظرات علمی
وحدت به معنای ترک و تعطیل کردن مباحثات و مناظرات علمی بین این دو مذهب نیست. با حفظ وحدت و یک پارچگی نیز می‌توان در محیط‌های علمی مناظرات علمی برقرار کرد؛ به گونه‌ای که دشمنان نیز نتوانند سوء استفاده نمایند. روشن است که برای رسیدن به اتحاد، نخست باید عوامل تفرقه و موانع اتحاد را از سر راه برداشت، و به طرفین شناختی صحیح از عقاید و افکارِ یکدیگر بخشید، و این، جز با بحث و مذاکره علمی بین دانشمندان ممکن نیست. «اتحاد» به معنای نفی آزادی اندیشه و تحقیق، حقیقت­‌جویی و عدالت خواهی نیست. اتحادی مطلوب است که در کنار این ارزش‌ها مطرح گردد.
اگر این مباحثات و مناظرات علمی با روش‌های علمی و رعایت آداب مناظره صورت گیرد، نه تنها سبب تفرقه و جدایی بین دو مذهب نخواهد شد، بلکه منجر به شناخت صحیح یک‌دیگر و در نتیجه وحدت خواهد شد؛ از این‌رو مناظرات علمی نه تنها تفرقه انگیز نیست که وحدت آفرین است.
وحدت در گذر زمان
با مطالعه در تاریخ اسلام می‌توان شواهد فراوانی از وحدت و هم گرایی و ثمرات آن در بین مذاهب اسلامی یافت و آنها را به عنوان اسوه و نمونه به جوامع اسلامی معرفی نمود.
سیرۀ حضرت علی (ع) بهترین الگو و اسوه برای برقراری اخوت و وحدت اسلامی است. ایشان برای حفظ وحدت مسلمانان نه تنها از حقوق خویش می‌گذشت، بلکه از همکاری با مخالفان خود نیز دریغ نمی‌کرد.
بزرگانی از هر دو مذهب شیعه و سنی در جهت پا گرفتن این وحدت کوشیده‌اند. افرادی؛ چون آیت الله بروجردی، حضرت امام خمینی، علامه شرف الدین، سید جمال الدین اسدآبادی، امام موسی صدر از میان شیعه و شیخ شلتوت و دیگران از بین اهل سنت را باید نام برد که در عرصه شکل‌گیری وحدت بین مسلمانان گام های مؤثری برداشته‌­اند.
با مراجعه به تاریخ نیز می‌توانیم شواهد فراوانی از همکاری و وحدت شیعه و سنی بیابیم. برای نمونه صاحب بن عباد شیعه، که در دوران عباسیان وزیر بود، قاضی عبد الجبار را که از بزرگان اهل سنت بود، به سمت قاضی القضاتی منصوب کرد.
در بین مسلمانان زمینه‌های وحدت بسیاری وجود دارد که با محور قرار دادن آنها می‌توان وحدت بین مسلمانان و قدرت یافتن آنها را شاهد بود؛ خدا، قرآن، رسول اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، مسئله مهدویت، محبّت اهل بیت (ع)، دفاع از مردم فلسطین، مقابله با دشمنی‌های اسرائیل و آمریکا، از زمینه‌های وحدت امت اسلامی هستند.(۲)
===============================
(۱). شرف الدین، عبد الحسین، اجتهاد در مقابل نص، ترجمه،  دوانی، علی، ص ۸، چاپ دوم، کتابخانه بزرگ اسلامی، ۱۳۹۶ق.
(۲). اسلام کوییست
وحدت اسلامی چیست, معنی وحدت,وحدت اسلامی ,وحدت اسلام ,وحدت ,اسلام,  هفته وحدت ,شیعه و سنی,الدیباجی,مقالات,مقاله,مقاله دیباجی ,دیباجی, آیت الله دیباجی ,دیباجی اصفهانی 

بازدیدها: ۳۷

دسته‌ها
اسلایدشو عکس

تصاویری از تمثال حضرت آیه الله سید محمد تقی دیباجی

برای دیدن تصاویر در ابعاد واقعی روی آن کلیک کنید

تصاویری از حضرت آیه الله سید محمد تقی دیباجی, آیه الله دیباجی ,تصاویر آیه الله دیباجی, دیباج ,دیباجی, حضرت آیه الله سید محمد تقی دیباجی, آیه الله سید محمد تقی دیباجی, سید محمد تقی دیباجی

بازدیدها: ۱۲۸

دسته‌ها
اسلایدشو دیدارها و مصاحبه عکس

دیدار طلاب بروجن چهارمحال و بختیاری با حضرت آیت الله دیباجی+تصاویر

طلاب بروجن چهارمحال و بختیاری با حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (مد ظله العالی) دیدار کردند.

حضرت استاد در این دیدار نکات اخلاقی و توصیه های مهمی برای طلاب جوان بروجن بازگو کردند.

تصاویر زیر مربوط به دیدار طلاب جوان بروجن با حضرت استاد می باشد.

۲۰۱۴۱۱۲۷_۱۳۰۱۱۱ asdasd

دیدار طلاب بروجن, چهارمحال و بختیاری , حضرت آیت الله دیباجی, تصاویر حضرت آیت الله دیباجی,  دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,سید محمد تقی دیباجی اصفهانی  ,آیت الله دیباجی

بازدیدها: ۱۰۵

دسته‌ها
اسلایدشو عکس

تصاویر/حضور آیت الله دیباجی در هشت سال دفاع مقدس

حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی همانند مردم ایثارگر ایران اسلامی در دوران جنگ تحمیلی برای روحیه دادن به رزمندگان اسلام حضور فعالی در جبهه های حق علیه باطل داشته و برای رزمندگان در جبهه به ایراد سخنرانی می پرداختند.

برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

تصاویر آیت الله دیباجی   ,آیت الله دیباجی در هشت سال دفاع مقدس ,آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,دیباجی

بازدیدها: ۶۰