دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

دلیل شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام)

با توجه به این که خلفا نوعاً از یک طرف به جایگاه غصبی خودشان آگاه بوده و از طرفی نیز می دانستند چه کسانی صاحبان واقعی امر خلافت هستند؛ از این رو برای حفظ جایگاه و موقعیتشان، امامان معصوم را که رقیب خود می دانستند تحت نظر داشته و گاهی نیز در زندان افکنده و در نهایت به شهادت می رساندند و در این رابطه بهانه هایی نیز پیدا می کردند که در مورد شهادت امام موسی کاظم (ع) به دو مورد اشاره می کنیم.

امام موسی بن جعفر

الف. هارون الرشید از حضرت موسى بن جعفر (ع) خواست که حدود فدک را شرح دهد، به این هدف که آن را به امام (ع) پس بدهد، امام از بیان حدود فدک ابا کرد تا آن که هارون الرشید اصرار نمود فرمود: اگر حدود آن را بگویم به صاحبش ردّ نمى‏کنى. هارون گفت: «بحقّ جدّک الّا فعلت».

امام فرمود: حدّ اول آن عریش مصر و حدّ دوم دومه الجندل و حدّ سوم تیما (سیف البحر) و حدّ چهارم کوه­هاى احد از مدینه.

خلیفه عباسى با تعجب گفت: همه اینها؟! فرمود: آرى همه اینها، زیرا همه از زمین هائى است که رسول خدا اسب و شتر بر آن نرانده است مهدى گفت: مقدار زیادى است و در باره آن تأمل مى‏کنم.

طبق نقل ابن شهرآشوب، هارون رنگش دگرگون شد و دستور داد امام کاظم (ع) را زندانى کنند، حضرت فرمود: مى‏دانستم که اگر حدود فدک را بگویم مرا خواهد کشت.[۱]

ب. محمّد بن اسماعیل فرزند امام جعفر صادق (ع)(پسر برادر امام کاظم(ع))به عراق به طرف در خانه هارون رفت با همان لباس هاى سفر قبل از آن که در محلى فرود آید اجازه ورود خواست. گفت: بگو محمّد بن اسماعیل بن جعفر بر در خانه اجازه می خواهد. دربان گفت: برو اول لباس هاى سفرت را تغییر بده بیا تا بدون اجازه ترا وارد کنم حالا امیر المؤمنین خوابیده است گفت: به امیر المؤمنین خواهم گفت که من آمدم ولى تو اجازه ندادى.

امام موسی بن جعفر

دربان پیش هارون رفت و جریان را گفت. هارون اجازه ورود داد محمّد وارد شد به محض ورود گفت یا امیر المؤمنین دو خلیفه در روى زمین وجود دارد موسى بن جعفر در مدینه هست که برایش خراج مى‏آورند و تو در عراق خراج می گیرى هارون گفت: ترا به خدا قسم راست می گوئى.

گفت: به خدا راست می گویم دستور داد صد هزار درهم به او بدهند همین که پول ها را دریافت کرد همان شب دردى بر او مستولى گشت که نیمه شب از دنیا رفت مال را دو مرتبه به بیت المال برگرداندند.[۲]

رشید در همان سال به حجّ رفت، و چون وارد مدینه شد موسى بن جعفر (ع) را دستگیر کرد، و در هودجى نشانده او را به بغداد آورد، در نزد سندى بن شاهک زندانى کرد. در این وقت رشید در رقّه بود، و از آن جا فرمان قتل وى را صادر کرد، و موسى بن جعفر (ع) پنهانى به قتل رسید.[۳]

تاریخ شهادت امام کاظم (علیه السلام)

امام کاظم در بیست و پنجم ماه رجب سال یک صد و هشتاد و سه[۴] و یا به نقل مرحوم کلینی در ششم ماه رجب سال ۱۸۲[۵]‏ در زندان سندى بن شاهک در شهر بغداد دیده از جهان بست امام موسى بن جعفر (ع) در هنگام وفات پنجاه و پنج یا پنجاه و چهار سال از عمر شریفش گذشته شده بود.

==============

منابع:

[۱]. سید بن طاووس حسنى، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ترجمه الهامى، داوود، ص، ۴۰۸٫
[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏۴۸، ص ۲۳۹٫
[۳]. ابن الطقطقى، محمد بن على بن طباطبا، تاریخ فخری،ترجمه، گلپایگانى‏ محمد وحید، ص، ۲۶۸٫
[۴]. طبرسی، زندگانى چهارده معصوم (ع) ترجمۀ إعلام الورى بأعلام الهدى‏، عطاردى‏، عزیز الله، ص ۴۰۱٫
[۵]. کلینی، اصول کافى، ترجمه، کمره‏اى،‏ محمد باقر، ج ‏۳، ص ۳۸۱٫

بازدیدها: ۱۹۳

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

داستان شهادت امام علی النقی الهادی (علیه السلام )

هراسى که متوکل از امام هادی (ع) در دل داشت، سبب شده بود تا دستور دهد، سربازانش گاه و بى‏ گاه بدون اجازه از دیوار وارد خانه امام (ع) شوند و آن جا را بازرسى کنند. آن‏ها گاه پا را از این نیز فراتر مى‏ گذاشتند و به هتاکى به ساحت مقدس امام (ع) مى‏ پرداختند. در تاریخ آمده است که برخى اوقات متوکل در حالت مستى، امام را شبانه احضار مى‏ کرد و به بزم شراب خود فرا مى‏ خواند.[۱]

هربار که متوکل تلاش مذبوحانه جدیدى را براى ترور شخصیتى امام (ع) طراحى مى‏ کرد، با شکست سختى روبه رو مى ‏شد. شکست‏ها و تلاش‏هاى پى در پى و بى‏ ثمر متوکّل به حدى او را در رسیدن به اغراض پلیدش ناکام گذاشته بود که روزى در جمع درباریان خود فریاد زد: «واى بر شما! کار ابن الرضا روزگار مرا سیاه کرده و مرا سخت درمانده و سرگردان ساخته. هر چه تلاش کردم او جرعه‏اى شراب بنوشد و در مجلس بزمى با من هم‏نشین گردد، نشد… .»[۲]

همچنین در اقدامى دیگر، متوکل به چهار تن از دژخیمان خود دستور مى‏ دهد که امام را با شمشیرهاى برهنه به قتل برسانند. او به قدرى خشمگین بود که سوگند یاد کرد پس از قتل امام پیکر او را بسوزاند. جلادان او که با شمشیرهاى آخته انتظار امام را مى‏ کشیدند، تا بدنش را طعمه شمشیر خود سازند. با دیدن وقار و شکوه امام آن چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که تصمیم خود را فراموش و حتى امام را با احترام بدرقه کردند. هنگامى که بازگشتند، متوکّل از آنان پرسید: «چرا آنچه را که امر کرده بودم، انجام ندادید؟» پاسخ دادند: «آن هیبت و شکوهى که در او دیدیم، فراوان‏تر از هراس صد شمشیر برهنه بود که قدرتى در برابر آن نداشتیم؛ به گونه‏ اى دل‏هاى ما را آکند که نتوانستیم آنچه را امر کرده بودى، به انجام رسانیم».[۳]

شهادت امام علی النقی

متوکل بعد از ناکامى و شکست در نقشه قتل امام توسط «سعید حاجب»،[۴] سرانجام بغض و کینه‏اى که به خاندان پیامبر(ص) و پیروان آنان داشت، گریبان خود او را گرفت. در شبى که او به قتل رسید، «عباده مخنّث»، دلقک دربار، مثل همیشه در بزم شراب او مشغول مسخره کردن امامان شیعه بود. او سرش را که مو نداشت، برهنه کرده و متکایى هم روى شکم خود بسته بود و امام على (ع) را مسخره مى‏کرد و مى‏گفت: «این مرد طاس و شکم برآمده مى‏خواهد خلیفه مسلمانان شود». متوکل شراب مى ‏نوشید و قهقهه سر مى داد. «منتصر»، فرزند او که به امامان شیعه علاقه‏ مند بود، از این حرکت عباده خشمگین شد و او را پنهانى تهدید کرد. (عباده از ادامه کار منصرف شد، متوکّل متوجه او گردید و از او علّت را جویا شد. عباده دلیل ادامه ندادن کار خویش را باز گفت). در این هنگام، منتصر برخاست و گفت: «اى امیرالمؤمنین! آن کسى که این سگ، تقلید او را مى ‏کند و این مردم مى‏ خندند، پسر عموى تو و بزرگ خاندان تو است و مایه افتخار تو. اگر تو مى‏ خواهى گوشت او را بخورى (غیبت و بدگویى او کنى)، بخور، ولى اجازه نده که این سگ و مانند او از آن بخورند».

متوکل براى تمسخر فرزندش، به سبب علاقه ‏مندى به امام على(ع) دستور داد تا آوازه‏ خوانان درباره او و مادرش، شعر زننده ‏اى بخوانند. این بى‏ حیایى و بى ‏شرمى متوکل سبب شد تا پسرش همان شب تصمیم به قتل متوکل بگیرد؛[۵] از این رو، به همراهى ترکان، نقشه قتل او را کشید و وزیرش، «فتح بن خاقان»، او را به قتل رساند.[۶]

امام هادى(ع) پس از قتل متوکل، هفت سال در دوران خلفاى بعدى زندگى کرد. اگر چه فشارهاى دستگاه در مقایسه با دوران متوکل کاهش یافت، ولى سیاست‏هاى کلى دستگاه، به جز دوران متنصر، در راستاى اسلام زدایى، تغییرى محسوس نداشت و امام همچنان در سامرا تحت مراقبت شدید نظامى، روزگار مى ‏گذراند. سرانجام توطئه دشمنان امام هادى (ع) براى ایشان به ثمر رسید و وى به دستور «معتز» و سمّ «معتمد» که در آب یا انار ریخته شده بود،مسموم شد. [۷]  «ابو دعامه» مى‏ گوید: «امام در بستر بیمارى بود و من براى عیادت نزد ایشان رفتم. هنگام بازگشت فرمود: چون براى عیادت من آمدى، برگردن من حقى پیدا کردى و رعایت حق تو بر من واجب است. او در بستر بیمارى آرمیده بود و شیعیان به دیدار امام مى ‏آمدند. آن حضرت به صورت کتبى و شفاهى، امام پس از خود را به آنان معرفى کرد تا پس از شهادت او، شیعیان دچار سرگردانى نشوند.[۸]

امام هادى (ع)، در سوم رجب سال ۲۵۴ هـ . ق، به شهادت رسید.[۹] «احمد بن داود» مى‏ گوید: «اموال بسیارى را که خمس و نذورات مردم قم بود، با خود به قصد تحویل دادن به اباالحسن مى‏بردم. هنگامى که رسیدم، مردى که بر شترى سوار بود، پیش من آمد و گفت: اى احمد بن داود و «اى محمد بن اسحاق»، من حامل نامه‏ اى از سرورتان، ابالحسن هستم که به شما نگاشته است: من امشب به سوى بارگاه الهى رخت بر مى‏بندم. پس احتیاط کنید تا دستور فرزندم، حسن (علیه‏السلام) به شما برسد. ما با شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدیم و گریستیم، ولى این خبر را از دیگران که با ما بودند، مخفى داشتیم… ».[۱۰]

بازتاب خبر شهادت پیشواى شیعیان، قلب ستم‏دیده مردم را جریحه‏ دار کرد. شهر یکپارچه در سوگ آموزگارى بلنداختر و پدرى مهربان براى مستمندان و یتیمان نشست. در روز شهادت امام، جماعت بسیارى از بنى هاشم، بنى ابى‏طالب و بنى عباس در منزل امام جمع شده بودند و شیون و زارى سراسر خانه را آکنده بود.[۱۱] مردم به صورت‏هاى خود سیلى مى ‏زدند و گونه ‏هاى خود را مى‏ خراشیدند.[۱۲]

بدن مطهر امام هادى (ع) را بر دوش گرفتند و از خانه ایشان بیرون بردند و از جلوى خانه «موسى بن بغا» گذشتند. وقتى معتمد عباسى آنان را دید، تصمیم گرفت براى عوام فریبى، بر بدن امام نماز بگزارد؛ از این رو، دستور داد بدن مطهر امام را بر زمین گذاشتند و بر جنازه حضرت نماز خواند، ولى امام حسن عسکرى (ع) پیش از تشییع بدن مطهر امام (ع) به اتفاق شیعیان بر آن نماز خوانده بود. سپس امام را در یکى از خانه ‏هایى که در آن زندانى بود، به خاک سپردند. ازدحام جمعیت به قدرى بود که حرکت کردن در بین آن همه جمعیت براى امام حسن عسکرى (ع) مشکل بود. در این هنگام، جوانى مرکبى براى امام آورد و مردم امام را تا خانه بدرقه کردند.[۱۳] «ابو هاشم جعفرى» که از نزدیکان امام هادى (ع) بود، نیز قصیده‏اى در رثاى امام خود خواند.[۱۴]

=================

[۱]. علامه مجلسى‏، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج ‏۵۰، ص ۲۱۱، ناشر، اسلامیه، تهران‏.

[۲]. همان، ص ۱۵۸.

[۳]. همان، ص ۱۹۵٫

[۴]. همان، ص ۱۹۶٫

[۵]. عز الدین على بن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران،  ترجمه حالت، ابو القاسم، خلیلى، عباس، ج ۷، ص ۵۵، مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، ۱۳۷۱٫

[۶]. تاریخ الیعقوبى، ج ۲، ص ۵۲۲. کتابنامه تکمیل شود.

[۷]. وفیات الائمه، ص ۳۸۶. کتابنامه تکمیل شود.

[۸]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۳۹.

[۹]. همان، ص ۶۸۰.

[۱۰]. وفیات الائمه (ع)، ص ۳۸۵.

[۱۱]. قمى، عباس، ‏منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل‏، ج ۲، ص ۶۸۴، ناشر، دلیل ما، قم، ۱۳۷۹ ش‏.

[۱۲]. وفیات الائمه، ص ۳۸۶.

[۱۳]. منتهى الآمال، ج ۲، ص ۶۸۳.

[۱۴]. همان.

*برگرفته از دائره المعارف اسلامی

داستان شهادت امام علی النقی الهادی, داستان شهادت امام هادی, دیباجی, استاد دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی اصفهانی, استاد دیباجی, سید دیباجی ,آیت الله دیباجی اصفهانی ,داستان شهادت امام علی النقی, شهادت امام هادی ,امام هادی,شهادت,  شهادت امام نقی,  ,داستان شهادت امام هادی 

بازدیدها: ۸۷

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

چرا به امام باقر (علیه السلام) باقرالعلوم می گویند؟

emam-bagher-14

مشهورترین لقب‏ امام محمد بن علی(ع)، باقرالعلوم است، و این لقبى است که پیغمبر اسلام (ص) آن جناب را به آن ملقّب فرموده، چنانچه شیخ صدوق (ره) از عمرو بن شمر روایت کرده، که گفت: از جابر بن یزید جعفى سؤال کردم که براى چه امام محمّد باقر (ع) را باقر نامیدند؟
گفت: به علّت آن که یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْرا؛ أى شقّه شقّا و اظهره اظهارا،[۱] می شکافد علم را شکافتنى و آشکار و ظاهر می سازد آن را ظاهرکردنى.
جابر بن عبد اللّه (ره) آن حضرت را در یکى از کوچه‏هاى مدینه دید و گفت، اى پسر تو کیستى؟
فرمود: محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب هستم.
جابر گفت: اى پسر به من نگاه کن.
امام (ع) به جابر نگاه کرد.
عرض کرد: سوگند به پروردگار کعبه که این شمایل و خصال رسول خدا(ص) است، اى فرزند، رسول خدایت سلام رساند. امام (ع) در جواب جابر فرمود: مادامی که آسمان و زمین بر جاى باشد سلام بر رسول خداى باد، و بر تو باد اى جابر که تبلیغ سلام آن حضرت نمودى، آن‏گاه جابر به آن حضرت عرض کرد:
یا باقر! انت الباقر حقّا، انت الّذى تبقر العلم بقرا.
و علما گفته‏اند: آن حضرت را «باقر» گفتند، سُمِّیَ بِذَلِکَ (باقر) لِتَبَقُّرِهِ فِی الْعِلْمِ- وَ هُوَ تَوَسُّعُهُ. حضرت امام (ع) را باقر نامیده اند، چون داراى علم زیادى بود.[۲]
در تذکره سبط ابن الجوزى مسطور است که آن حضرت را باقر نامیدند از کثرت سجود آن حضرت، بقر السّجود جبهته؛ اى فتحها و شقّها، یعنى گشاده کرد سجود جبین او را و قیل بغزاره علمه؛ یعنى بعضى گفته‏اند که آن حضرت را به سبب غزارت و کثرت علمش باقر لقب کردند.[۳]

================

[۱]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج‏۲، ص: ۱۵۹، کنگره شیخ مفید، قم،‏ چاپ اول، ۱۴۱۳ ق‏. ‏
[۲]. زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر (ع)، ص: ۱۵۴
[۳]. قمى، شیخ عباس، ‏منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل،‏ ج‏۲،ص، ۱۲۶۴، دلیل ما، قم‏، ۱۳۷۹ ش‏.

 امام باقر ,  باقرالعلوم , معنای باقرالعلوم,  لقب امام باقر,  میلاد  امام باقر , ولادت  امام باقر , مقاله  امام باقر , زندگی نامه  امام باقر, دیباجی ,سید دیباجی, دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,آیت الله دیباجی اصفهانی,  امام باقر در اسلام ,مقالات دیباجی ,مقاله ,مقالات مذهبی   

بازدیدها: ۱۶۰

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

روایتی دردناک از روزهای آخر یادگار امام حاج سید احمد خمینی (ره)

حاج احمدآقا خمینى در تاریخ ۲۴ اسفند سال ۱۳۲۴ در دامان بانویى متقى (خانم ثقفى) به دنیا آمد. وی دومین فرزند پسر امام خمینی (ره) و برادر شهید سید مصطفی خمینی است. وی قبل از انقلاب به تحصیل در حوزه‌های علمیه قم و نجف اشتغال و بعد از انقلاب در دفتر حضرت امام خمینی (ره) فعالیت داشت. سید احمد از خود سه فرزند به نام‌های حسن، یاسر و علی به جا گذاشت که حجت الاسلام سیدحسن خمینی تولیت آرامگاه امام خمینی (ره) را بر عهده دارد.

Salghard Seyd Ahmad(rh) 91

روزهاى آخر از خاک تا افلاک

صبحگاه روز ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ خبر بسترى شدن یادگار امام، نخست موجى از نگرانى در جماران و دقایقى بعد در شهر تهران و پس از آن در سرتاسر ایران پدید آورد و ساعاتى بعد با پخش خبر بطور رسمى از صداى جمهورى اسلامى غوغایى در ایران برپاشد که تنها نمونه آن را در پخش خبر بیمارى امام دیده بودیم. گزارش هاى بعدى حاکى از آن بود که عارضه قلبى و تنفسى ناگهانى در حالت خواب سبب ایست کامل قلب و تنفس براى لحظاتى گردیده و همین امر موجب بروز سکته مغزى شده است.

همسر معزز و رنج کشیدۀ آن مرحوم که خود در یکایک رنج هاى دوران مبارزه و فداکاری هاى یادگار امام سهمى برابر با او داشته است به محض اطلاع درخواست کمک مى‏ کند و با توجه به مجاورت منزل با بیمارستان تخصصى قلب و عروق (بقیه‏الله) بلافاصله امدادگران حاضر و پس از اقدامات ضرورى امدادى به فوریت او را به بیمارستان منتقل مى‏ کنند و با استفاده از تجهیزات کامل بخش سى.سى.یو فعالیت هاى فورى پزشکى آغاز مى‏ شود و لحظاتى بعد اطباء متخصص و برجسته از تخصص هاى مختلف به محض شنیدن خبر، سراسیمه خود را بر بالین آن عزیز مى ‏رسانند و کار تشخیص و مداوا با سرپرستى جناب آقاى دکتر عارفى و نظارت و همکارى آقاى دکتر طباطبائى (متخصص قلب و برادر همسر گرامى حاج احمدآقا) آغاز مى ‏شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامى، ریاست جمهورى اسلامى، رئیس مجلس شوراى اسلامى و بسیارى از مسئولان و بلندپایگان کشورى بى‏ درنگ به عیادت فرزند شایسته امام مى ‏شتابند. اقشار مختلف مردمى که خبر را پیش از دیگران شنیده ‏اند به سوى جماران در حرکتند. کلیه گزارش هاى پزشکى حاکى از آن است که جز ایست ناگهانى و متعاقب آن اختلال شدید در دستگاه تنفس و سپس سکته مغزى چیز روشن دیگرى به چشم نمى ‏خورد. کوچه‏ هاى جماران و خیابانهاى اطراف آن در تمام ساعات شاهد حضور بسیجیان و خانواده هاى شهدا و دلدادگان کوى خمینى است که سربر دیوار نهاده و بغض خویش را آهسته گریه مى‏ کنند، مبادا کسى تصور کند که دیگر تفسیر کلام خمینى را از «احمد» نخواهند شنید. احمد تجسمى است از روح زیباى خمینى.

به هر حال پنج روز تلاش خستگى ‏ناپذیر تیم پزشکى نتیجه‏ اى نبخشید. احمدخمینى همان کسى که نامش و یادش و تصویرش و فداکاری هاى بى‏ مانندش تا ابد در کنار نام مبارک امام‏ خمینى در قلب و روح و روان عاشقان انقلاب اسلامى پرجلوه و پراثر باقى خواهد ماند، نداى حق را در شامگاه ۲۵ اسفند ۱۳۷۳ لبیک گفت و بدین ترتیب اسفند ماه خزان عمر دنیایى احمد و بهار جاودانه او شد و چه سعادتى است که او به نحو اکمل نصیب خود کرده است؛ در کنار خمینى و با هدف هاى او همۀ عمر زندگى کردن، در یاد او از این جهان کوچیدن، در جوار او آرمیدن. شرح ماجراى زندگى احمد نیز دفترى هماره گشوده در کنار کتاب بى‏ انتهاى زندگانى امام عشق و خوبیهاست.

منبع: یاد یادگار امام، ص ۱-۳۲ و ۱۰۰-۱۰۱

متن کامل وصیت نامه یادگار امام,زندگی نامه سید احمد خمینی,لحظات آخر سید احمد خمینی,علت فوت سید احمد خمینی,روایت درگذشت سید احمد خمینی,,,زندگی نامه,استاد دیباجی ,دیباجی,دیباجی اصفهانی,سید محمد تقی دیباجی,آیت الله دیباجی اصفهانی,آیت الله دیباجی,سید دیباجی,دیباج,,وصیت نامه ,وصیت نامه یادگار امام ,حاج سید احمد خمینی , احمد خمینی, سید احمد خمینی ,وصیت نامه سید احمد خمینی ,ارتحال سید احمد خمینی     

بازدیدها: ۱۱۱

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

مراسم عزاداری فاطمیّه اوّل در بیت آیت الله دیباجی اصفهانی (حفظه الله)

Fatemeyeh 92 8a

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ایّام فاطمیّه اول، مجلس روضه و عزاداری به مدت ۵ شب در بیت حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه الله) برگزار می شود.

زمان: ۲ اسفند تا ۶ اسفند ۱۳۹۴ بعد از نماز مغرب و عشاء ساعت ۱۹:۳۰ الی ۲۱:۰۰ شب

مکان: قم،خیابان شهدا(صفاییه)، کوچه ۲۲(آمار)، پلاک ۲۹ دفتر معظم له

مراسم عزاداری, فاطمیّه اوّل ,  بیت آیت الله دیباجی اصفهانی , آیت الله دیباجی اصفهانی ,  آیت الله دیباجی,  استاد دیباجی ,شهادت مادرم, مراسم روضه خوانی, بیوت علما ,فاطمیه اول ۹۴ ,عزاداری ۱۳۹۴ ,شهادت, روضه حضرت زهرا , دیباجی ,دیباجی اصفهانی 

بازدیدها: ۵۷

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

نظر آیت الله دیباجی اصفهانی در مورد اجتهاد آقای سید حسن خمینی

ayatoollah dibaji

در پی مطرح شدن نام آیت‌الله دیباجی اصفهانی مبنی بر تایید اجتهاد حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی، دفتر ایشان اطلاعیه‌ای به شرح زیر صادر کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (مد ظله العالی)، روز یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۴ در پاسخ به سؤال خبرنگار مجله حریم امام (ره) در باره اجتهاد حجه الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی فرمودند:

« ضمن احترام به ایشان که از منسوبین بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) می باشند، تایید صلاحیت علمی ایشان طبق قانون اساسی به عهده ی فقهای محترم شورای نگهبان است. »

حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه الله)

۱۳۹۴/۱۰/۲۰ مصادف با ۲۹ ربیع الثانی ۱۴۳۷

dibajis

 آیت الله دیباجی اصفهانی ,  اجتهاد  سید حسن خمینی, سید حسن خمینی, دیباجی, استاد دیباجی ,آیت الله دیباجی ,سید حسن ,خبرگان ,خبرگان رهبری, امام خمینی ,اجتهاد سید حسن , اجازه نامه سید حسن خمینی, حسن خمینی,سید دیباجی ,نظر دیبجی, سید حسن خمینی و آیت الله دیباجی 

بازدیدها: ۱۳۹

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

حضرت عیسی‏ مسیح (علیه السلام) در قرآن و روایات

سالروز میلاد پیامبر بزرگ خداوند، حضرت عیسی(علی‌نبیناوآله‌وعلیه‌السلام) بر تمامی مسیحیان و مسلمانان جهان مبارک باد. به همین مناسبت منتخبی از آیات و روایات در مورد حضرت عیسی‏ مسیح علیه السلام و همچنین سخنان گوهربار ایشان در منابع اسلامی خدمتتان ارائه می گردد.

آیات و روایات متناسب :
میلاد حضرت عیسی‏ مسیح علیه السلام
قرآن کریم:
یا مَریمُ إنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِنهُ اسمُهُ المَسیحُ عِیسَی ابنُ مَریمَ وَجیِهاً فِی الدُّنیا وَ الآخِرَهِ و مِنَ المُقَرَّبینَ)
ای مریم! خدا تو را به کلمه‏ای از جانب خودش بشارت می‏دهد که نامش مسیح ، عیسی بن مریم است ؛ در حالی که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان الهی است
آل عمران ، آیه ۴۵ .

******************************
حضرت عیسی ‏علیه السلام :
خادِمی یَدایَ و دابَّتی رِجلای و فِراشِی الأرضُ و وِسادِی الحَجَرُ و دِفئی فِی الشِّتاءِ مَشارِقُ الأرضِ . . . . أبیتُ و لَیسَ لی شَی‏ءٌ و أصبِحُ و لَیس لی شَی‏ءٌ و لَیسَ عَلی وَجهِ الأرضِ أحَدٌ أغنی مِنّی
خدمت کار من دو دست من است و مرکبم دو پای من و بسترم زمین و بالشم سنگ و گرمابخشم در زمستان مکان‏های آفتابگیر . . . . شب و روز خود را با ناداری سپری می‏کنم و با این حال روی زمین ، هیچ کس توانگرتر و بی‏نیازتر از من نیست
بحار الأنوار ، ج ۱۴ ، ص ۲۳۹ .

******************************
امام علی‏ علیه السلام درباره حضرت عیسی ‏علیه السلام فرمودند :
. . . وَلامالٌ یَلفِتُهُ و لا طَمَعٌ یُذِلُّهُ ، دابَّتُهُ رِجلاهُ و خادِمُهُ یَداهُ
نه مال و ثروتی داشت که او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواری‏اش اندازد ، مرکب او دو پایش بود و خدمت کارش دو دستش
نهج البلاغه ، خطبه ۱۶۰ .

masih__5

******************************
سخنان برگزیده
حضرت عیسی‏ علیه السلام :
الدُّنیا قَنطَرَهٌ فاَعبُروها و لا تَعمُرُوها
دنیا پل است ؛ از آن بگذرید و آبادش مسازید
الأمالی ، مفید ، ص ۴۳ .

******************************
حضرت عیسی ‏علیه السلام :
بِحَقٍّ أقولُ لَکُم : إنَّ الأجرَ مَحرُوصٌ عَلَیهِ و لایُدرِکُهُ إلاّ مَن عَمِلَ لَهُ
راست می‏گویمتان: همه خواهان مزدند، و تنها کسی به آن می‏رسد که برای آن کار کند
میزان الحکمه ، ح ۲۲۰۸۳ .

******************************
حضرت عیسی‏ علیه السلام :
طُوبی لِلَّذینَ یَتهَجَّدونَ مِن اللَّیلِ ، اُولئکَ الّذینَ یَرِثونَ النُّورَ الدّائِمَ
خوشا آنان که پاسی از شب را به عبادت می‏گذرانند ؛ آنان کسانی‏اند که نوری ماندگار به ارث می‏برند
تحف العقول ، ص ۵۱۰ .

******************************
حضرت عیسی‏ علیه السلام :
إنَّ الشَّجَرَهَ لاتَکمُلُ إلّابِثَمَرَهٍ طَیِّبَهٍ کَذلِکَ لایَکمُلُ الدِّینُ إلّا بِالتَّحَرُّجِ عَنِ المَحارِمِ
درخت کامل نمی‏شود مگر با میوه‏ای گوارا . همچنین دین‏داری کامل نمی‏شود مگر با دوری از حرام‏ها
تحف العقول ، ص ۵۱۱ .

******************************
حضرت عیسی‏ علیه السلام :
إیّاکُم وَالنَّظرَهَ فَإنَّها تَزرَعُ فِی القُلُوبِ الشَّهوَهَ و کَفی بِها لِصاحِبِها فِتنهً
زنهار از نگاه [بد] که بذر خواهش را در دل می‏افشاند ، و نگاه کننده را همین فتنه بس است
تحف العقول ، ص ۵۰۲ .

******************************
حضرت عیسی‏ علیه السلام :
طُوبی لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ ، اُولئکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القِیامَهِ
خوشا به حال اصلاح کنندگان میان مردم ؛ اینان در روز قیامت مقرّبان‏اند
تحف العقول ، ص ۵۰۱ .

 عیسی‏ مسیح در قرآن , مسیح در قرآن, عیسی‏ مسیح, روایات عیسی‏,سخنان عیسی مسیح ,سال نو میلادی ,کریسمس, جشن کریسمس, میلاد عیسی مسیح ,مقاله در مورد حضرت عیسی ,حضرت عیسی در اسلام ,دیباجی, استاد دیباجی,سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی, مقالات, مقالات اسلامی, مقاله ,سایت دیباجی, زندگی نامه دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی , دیباجی اصفهانی 

بازدیدها: ۶۹

دسته‌ها
اخبار

سخنرانی حضرت آیت الله دیباجی در جشنواره دانشجویی

آیت الله دیباجی در مراسم تجلیل از برگزیدگان بخش ویژه پنجمین جشنواره ملی فیلم دانشجویی در سال ۹۱ با توجه به اهمیت کار هنری عنوان کرد: صاحب جواهر، آرزوی معاوضه ثواب ۳۰ سال تالیف این اثر بزرگ را با هنرمندی داشت که شعری در مدح امام علی(ع) گفته بود.

22

 آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی در مراسم تجلیل از برگزیدگان پنجمین جشنواره ملی فیلم دانشجویی بخش ویژه امام هادی( علیه السلام )، بیداری اسلامی و تولید ملی در دانشکده صدا و سیما قم با توجه به اهمیت کارهنری عنوان کرد: صاحب جواهر، آرزوی معاوضه ثواب ۳۰ سال تالیف این اثر بزرگ را با هنرمندی داشت که شعری در مدح امام علی(ع) گفته بود

حضرت آیت الله دیباجی با تبریک ولادت امام هادی(ع)با اشاره به روایتی از امام هادی(ع)عنوان کردند: اگر یک نفر را هدایت کنی برای تو از آنچه که خورشید بر آن می تابد افضل است. ایشان با تاکید بر جایگاه دانشکده صدا و سیما قم مسیر هنری این دانشکده راه انبیا دانست و عنوان کردند در مسیر هدایت باید زحمت و تلاش کرد و بدون تلاش هیچ امری ممکن نخواهد بود. اگر علامه حلی ۵۰۰ جلد کتاب نوشت این بدون زحمت ممکن نبود.

این استاد عالی حوزه با اشاره به اینکه بزرگترین نعمت بعد از خلقت ” علم ” است خاطر نشان کرد: صاحب “جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام” حضرت آیت‌ الله محمد حسن نجفی که بزرگترین دائره المعارف اجتهادی فقه شیعه را طی ۳۰ سال از ۲۵ تا ۵۵ سالگی نوشت از همین سنین جوانی به کسب علم و دانش همت گماشت. این مرجع بزرگ علمی در ایام حیاتش شعری از ” عذری ” در وصف امام علی(ع) می شنود و خیلی تحت تاثیر این شعر واقع می شود و آرزو می کند می توانست ثواب تالیف جواهر را با اجری که شاعر این قصیده در مدح امام علی خواهد گرفت معاوضه کند.

آیت الله سید محمد تقی دیباجی خاطر نشان کرد: این جمله معروف- از کسی که لحظه ای از تلاش علمی برای نشر فقه اهل البیت (ع) حتی در مراسم درگذشت فرزندش کوتاهی نکرده- نشانگر اهمیت کار هنری در مسیر ولایت اهل البیت(ع) است. ایشان ابراز امیدواری کرد طلبه هایی که به حوزه رسانه ورود پیدا کرده اند توفیق خدمت پیدا کنند.

33

44 55 66 77 88

آیت الله دیباجی ,  جشنواره ملی فیلم دانشجویی, تصاویر آیت الله دیباجی ,  دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی, آیت الله سید محمد تقی دیباجی 

بازدیدها: ۱۰۹