استاد دیباجی اصفهانی – پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی http://farsi.dibajiesfahani.ir Mon, 31 Oct 2016 20:56:37 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.18 اعمال ماه “صفر” http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b5%d9%81%d8%b1/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b5%d9%81%d8%b1/#respond Mon, 31 Oct 2016 20:55:24 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1059 ماه صفر دومین ماه قمری است که برای نامگذاری آن دو دلیل ذکر می شود: نخست این که از صُفْرَه به معنای زردی گرفته شده، زیرا زمان انتخاب نام با فصل پاییز و زرد شدن برگ درختان مقارن بوده است. دلیل دوم این که از صِفْر به معنای خالی گرفته شده است، چرا که با ...

نوشته اعمال ماه “صفر” اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
ماه صفر دومین ماه قمری است که برای نامگذاری آن دو دلیل ذکر می شود:

نخست این که از صُفْرَه به معنای زردی گرفته شده، زیرا زمان انتخاب نام با فصل پاییز و زرد شدن برگ درختان مقارن بوده است.

دلیل دوم این که از صِفْر به معنای خالی گرفته شده است، چرا که با پایان یافتن ماه های حرام(رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) قبایل بار دیگر وارد جنگ می شدند و شهرها خالی می شد.

معروف است که صفر ماهی منحوس است. در چرایی منحوس بودن ماه صفر دلایلی از جمله شهادت پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله)، شهادت امام حسن(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) در این ماه را ذکر می کنند. همچنین ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، و نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.

در برخی از روایات اسلامی آمده است که مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای این ماه بسیار صدقه دهند. به همین دلیل مسلمانان از این به عنوان ماهی نحس و بد یمن یاد می کنند، چرا که در این ماه وحی قطع می شود. حضرت علی(علیه السلام) در این مورد فرموده است: با شهادت پیامبر(صل الله علیه و آله) چیزی قطع شد که با فوت هیچ احدی قطع نشد.

1328425_591

 

اول ماه صفر

اعمال مشترک اول هر ماه در ابتدای ماه صفر نیز قابل توجه است از جمله:

دعا

در زمان دیدن هلال خواندن دعای هلال وارد شده است. حداقل آن است که سه مرتبه بگوید: اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.

بهترین دعای زمان رؤیت هلال، دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است.

قرآن

خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».

روزه

از أموری که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد می گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.

نماز

شب اول ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره حمد سوره انعام را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسی و هر دردی ایمن گرداند.

روز اول ماه: خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از حمد سی مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سی مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز صدقه ای در راه خدا بدهد،هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.

اعمال مستحبی ماه صفر

درباره اعمال مستحبی که در ماه صفر ذکر شده، اهم آن ها خواندن دعا، تلاوت قرآن، اقامه نماز و روزه داری است.

دعای ویژه ماه صفر نیز از محدث بزرگ مرحوم «فیض کاشانی» نقل شده که مستحب است هر روز ۱۰ مرتبه قرائت شود:

یا شَدیدَ الْقُوی وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ.

ای سخت نیرو و ای سخت عقوبت! ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز! در برابر عظمت تو همه آفریدگانت خوار شدند، پس کفایت کن از من شر خلقت را. ای نیکو ده، ای زیبایی بخش، ای نعمت بخش، ای فزون بخش، ای که معبودی جز تو نیست! منزهی تو و من از ستمکاران هستم. پس دعای او (یونس) را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم و این چنین نجات دهیم مؤمنان را و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزه اش

سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال نیز اعمالی را برای ماه صفر ذکر کرده که به شرح ذیل است:

روز سوم

در روز سوم ماه صفر، دو رکعت نماز بخوان که در رکعت اوّل سوره حمد و سوره فتح و در رکعت دوم سوره حمد و سوره توحید قرائت شود و پس از سلام نماز، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابی سفیان را لعنت کن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خویش را از خداوند بخواه.

روزبیستم

در روز اربعین زیارت امام حسین(ع) مستحب است و مورد تأکید قرار گرفته. در روایتی که شیخ طوسی از امام حسن عسکری(ع) نقل کرده، چنین آمده است: نشانه های مؤمن پنج چیز است: به جای آوردن ۵۱ رکعت نماز(۱۷ رکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نافله)؛ خواندن زیارت اربعین امام حسین علیه السلام؛ انگشتر را بر دستِ راست نهادن؛ پیشانی را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و “بسم الله الرّحمن الرّحیم” را در نماز بلند گفتن.

زیارت اربعین که در این روز مستحب است، در کتاب های دعا آمده است و چنین است:

السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَهِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَهِ وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَهِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّدا مِنَ السَّادَهِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَهِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَهِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّهً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَی وَ شَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّکَ ،

سلام بر ولیّ خدا و حبیبش،سلام بر دوست خدا و نجیبش،سلام بر بنده‏ برگزیده خدا و فرزند برگزیده‏اش،سلام بر حسین مظلوم شهید،سلام بر آن دچار گرفتاریها و کشته اشکها،خدایا من گواهی می‏دهم که حسین ولیّ تو و فرزند ولیّ تو،و فرزند برگزیده توست‏ حسینی که به کرامتت رسیده،او را به شهادت گرامی داشتی،و به خوشبختی اختصاصش دادی،و به پاکی ولادت‏ برگزیدی،و او را آقایی از آقایان،و پیشروی از پیشرویان،و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی،و میراثهای پیامبران را به او عطا فرمودی،و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادی،و در دعوتش جای‏ عذری باقی نگذاشت،و از خیرخواهی دریغ نورزید،و جانش را در راه تو بذل کرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند،درحالی‏که بر علیه او به کمک هم برخاستند،کسانی‏که دنیا مغرورشان کرد،و بهره واقعی خود را به فرومایه‏تر و پست‏تر چیز فروختند،و و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند،تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند،تو را و پیامبرت را به خشم‏ آوردند،

وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَهَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیما السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ سَعِیدا وَ مَضَیْتَ حَمِیدا وَ مُتَّ فَقِیدا مَظْلُوما شَهِیدا وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی أَتَاکَ الْیَقِینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ،

و اطاعت کردند از میان بندگانت،اهل شکاف‏افکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین،و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد،تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت‏ خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین،و عذابشان کن عذابی دردناک،سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،سلام‏ بر تو ای فرزند سرور جانشینان،شهادت می‏دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی،خوشبخت زیستی،و ستوده درگذشتی،و از دنیا رفتی گم‏گشته،و مظلوم و شهید،گواهی می‏دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده،و نابودکننده کسانی را که از یاری‏ات دریغ ورزیدند،و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند،و گواهی می‏دهم که تو به عهد خدا وفا کردید و در راهش به‏ به جهاد برخاستی تا مرگ فرا رسید،پس خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند،و به تو ستم کردند،و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند،

اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَهِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَهِ [الطَّاهِرَهِ] لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّهُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَهُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّهُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّهٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ [أَجْسَامِکُمْ‏] وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.

خدای من تو را شاهد می‏گیرم که من دوستم با آنان‏که او را دوست دارند،و دشمن با آنان‏ که با او دشمنند،پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا،گواهی می‏دهم که تو در صلبهای بلندمرتبه‏ و رحمهای پاک نوری بودی،جاهلیت با ناپاکیهایش تو را آلوده نکرد،و از جامه‏های تیره و تارش‏ به تو نپوشاند،و گواهی می‏دهم که تو از ستونهای دین،و پایه‏های مسلمانان،و پناهگاه مردم مؤمنی،و گواهی می‏دهم که پیشوای نیکوکار،با تقوا،راضی به مقدرات حق،پاکیزه،هدایت کننده،و هدایت شده‏ای،و گواهی می‏دهم که امامان‏ از فرزندانت،اصل تقوا،و نشانه‏های هدایت،و دستگیره محکم،و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهی می‏دهم که من به یقین مؤمن به شمایم،و به بازگشتتان یقین دارم،براساس قوانین دینم،و عواقب عملم،و قبلم با قلبتان در در صلح،و کارم پیرو کارتان،و یاری‏ام برای شما آماده است،تا خدا به شما اجازه دهد،پس با شمایم نه با دشمنانتان،درودهای خدا بر شما،و بر ارواح و پیکرهایتان،و بر حاضر و غایبتان،و بر ظاهر و باطنتان،آمین ای پروردگار جهانیان.

پس دو رکعت نماز می‏خوانی،و به آنچه می‏خواهی دعا می‏کنی و برمی‏گردی.

=============

منبع: اختصاصی پایگاه حوزه

اعمال ماه  صفر,  اعمال ماه , صفر,   اعمال اختصاصی ماه صفر, آداب ماه صفر, دعای ماه صفر, نماز ماه صفر ,اعمال اول ماه صفر, دیباجی, استاد دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی , آیت الله دیباجی,استاد دیباجی اصفهانی,سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی 

بازدیدها: ۳۶

نوشته اعمال ماه “صفر” اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b5%d9%81%d8%b1/feed/ 0
اهمّیّت پیاده روی برای زیارت اهلبیت(علیهم السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%91%db%8c%d9%91%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d9%84/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%91%db%8c%d9%91%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d9%84/#respond Sat, 29 Oct 2016 12:49:13 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1053 زیارت اماکن مقدس، عبادتی است که قدمت آن به اولین پیامبر خدا آدم ابوالبشر(ع) می رسد. نقل است که او هفتاد مرتبه به خانه خدا سفر کرده است. حال اگر این عبادت همراه با سختی و مشقت باشد، اجر و ثواب بیشتری هم دارد. به ویژه اگر مقصد زیارت، مراقد مطهر یکی از معصومین(ع) باشد ...

نوشته اهمّیّت پیاده روی برای زیارت اهلبیت(علیهم السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
زیارت اماکن مقدس، عبادتی است که قدمت آن به اولین پیامبر خدا آدم ابوالبشر(ع) می رسد. نقل است که او هفتاد مرتبه به خانه خدا سفر کرده است. حال اگر این عبادت همراه با سختی و مشقت باشد، اجر و ثواب بیشتری هم دارد. به ویژه اگر مقصد زیارت، مراقد مطهر یکی از معصومین(ع) باشد و در این بین زیارت مرقد شریف أباعبدالله الحسین(ع) از والاترین و بافضیلت ترین آنهاست؛[۱] چرا که خود معصومین(ع) فرموده اند: همه ما کشتی نجاتیم، ولی کشتی حسین(ع) سریع تر می رود: «سفینۀ الحسین(ع) أسرع».[۲]

در فرازی از دعای کمیل أمیرمؤمنان علی(ع) می خوانیم:

«وَلَیتَ شِعْری یا سَیدی وَاِلهی وَمَوْلای، اَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلی وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِک ساجِدَهً… وَعَلی جَوارِحَ سَعَتْ اِلی اَوْطانِ تَعَبُّدِک طآئِعَهً»؛[۳] ای کاش می دانستم ای سرورم و ای معبودم و ای آقایم! آیا آتش قهر و غضبت را مسلط می کنی بر چهره هایی که در پیشگاه عظمتت در حال سجده به خاک افتاده… و بر اعضا و جوارحی که مشتاقانه به مکان های عبادتت می شتابند؟!

از سوی دیگر، این گونه زیارت حرم اهل بیت رسول الله’ نشانه روشنی از دوستی وافر به این خاندان پاک دارد که زمینه ای مناسب را برای اطاعت از آنان فراهم می کند و تجدید پیمانی محکم با این انوار مقدس است که در اوج شور و شعور دینی صورت می گیرد. زیارت اربعین امام حسین(ع) از جمله این فرصت های ناب است. حرکت جمعیتی چند ده میلیونی و بسیار باشکوه و باعظمت و سرشار از معنویت.

413502_550

بخش اول این نوشته نگاهی گذراست به روایاتی چند در باب پیاده روی برای زیارت معصومین(ع) و مراقد مطهر ایشان و بخش دوم به ذکر نمونه هایی عینی در سیره علما و بزرگان دین می پردازد.

بخش اول: روایات

روایت اول

عیاشی از معاویه عجلی نقل می کند که می گوید: در محضر مبارک باقر العلوم(ع) در مدینه بودم که یک خراسانی (ایرانی) به خدمت امام مشرف شد. پاهای خاک آلود و زخمی اش را که دیدم، دریافتم رنج فراوانی را در سفر متحمل شده است. او بعد از سلام و احوال پرسی به امام عرض کرد: به خدا قسم هیچ چیزی مرا از خانه و شهرم بیرون نیاورده، مگر دوستی و محبت شما اهل بیت رسول خدا’. امام باقر(ع) در تأیید سخن آن مرد فرمود:

«والله لَوْ أحبّنا حَجَرٌ حَشَرَهُ الله مَعَنا وَهَلِ الدِّینُ اِلّا الحُبُّ، إنَّ الله عزوجل یَقُولُ: {قُلْ اِنْ کنتم تُحبّونَ الله فاتَّبِعونی یُحْبِبْکُمُ الله}[۴] و قال: {یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ اِلَیْهم}[۵] وَهَلِ الدینُ اِلّا الحُبُّ؟»؛[۶] به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست داشته باشد، خداوند آن را با ما محشور می گرداند. آیا دیانت چیزی جز محبت است؟! به درستی که خداوند می فرماید: (ای پیامبر) بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس از من پی روی کنید تا خداوند نیز شما را دوست داشته باشد و خداوند می فرماید: (مؤمنین کسانی اند که) دوست دارند آن افرادی را که به سوی ایشان هجرت می کنند… پس آیا دیانت چیزی غیر از محبت است؟!

روایت دوم

حسین بن اسماعیل صَیْمَری از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود:

«مَنْ زار أمیرالمؤمنین(ع) ماشیاً کَتَبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَۀٍ حَجَّۀً و عُمْرۀً فَأِنْ رَجَعَ ماشِیاً کَتَبَ الله له بکُلِّ خُطْوَۀٍ حَجَّتَیْنِ و عُمْرِتَیْنِ»؛[۷] هر کسی پیاده به زیارت أمیرمؤمنان (علی بن ابی طالب)(ع) برود، با هر قدمی، خداوند یک حج و یک عمره می نویسد و اگر پیاده بازگردد، خداوند با هر قدمی دو حج و دو عمره برایش نوشته است.

روایت سوم

در محضر مبارک امام صادق(ع) نام أمیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) بُرده شد. شخصی به نام «ابن مارد» از حضرت پرسید: یا أباعبدالله! کسی که جدّتان أمیرمؤمنان(ع) را زیارت کند، چه ثوابی خواهد گرفت؟ امام صادق(ع) فرمود:

«یا ابْنَ مارِدٍ! زارَ جَدّی عارِفاً بحقّه کتبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَۀٍ حَجَّۀً مَقْبُولَۀً و عُمْرَۀ مَقْبُولۀً (مَبْرورَۀً)، والله یا ابْنَ ماردٍ ما یُطْعِمُ الله النّارَ قَدَماً اعْنَبِّرتْ فی زیارهِِ امیرالمؤمنین(ع) ماشیاً کانَ اوْ راکباً، یا ابْنَ ماردٍ اکْتُبْ هذا الحَدیثَ بِماءِ الذَّهَبِ»؛[۸] ای پسر مارد! کسی که جدم را در حالی که حقش را می شناسد زیارت کند، خداوند به ازای هر قدمی که برمی دارد، یک حج و عمره مقبول برایش می نویسد. ای پسر مارد! به خدا سوگند، آتش را خداوند بر قدم هایی که در راه زیارت أمیرمؤمنان(ع) غبارآلود شده باشد، مسلط نمی گرداند؛ چه پیاده آمده باشد، چه سواره. ای پسر مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس.

روایت چهارم

صفوان جمّال می گوید: در سفری به همراه امام صادق(ع) وارد کوفه شدیم؛ حضرت فرمود: ای صفوان! بگو کاروان بایستد؛ این جا قبر جدم أمیرمؤمنان(ع) است. شتر حضرت را خواباندم؛ ایشان پایین آمده و غُسل کردند و لباس های شان را تعویض فرمودند؛ پس کفش های خود را قبل از حرکت از پای درآوردند و به من فرمودند: هرآنچه را که انجام می دهم، تو نیز تکرار کن. پس به طرف تپه های سفیدرنگی حرکت کردند و به من فرمودند:

«قَصِّر خُطاک و ألق ذَقْنَک نحو الأرض فأنّه یُکتَب لک بکلّ خُطوۀٍ مأۀُ ألف حَسَنَۀ و یُمصی عنک مأۀُ ألفِ سیّئۀٍ و تُرفعُ لک مأۀُ ألفِ درجۀٍ و تُقْضی لک مأۀُ ألفِ حاجۀٍ و یُکتبُ لک ثوابُ کُلِّ صدّیقٍ و شهیدٍ ماتَ أو قُتِلَ ثُمّ مَشی و مَشَیْتُ معه و عَلَیْنا السکینۀُ والوَقار…»؛[۹] قدم هایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز، به درستی که با هر قدمی، صدهزار حسنه برایت نوشته می شود و صدهزار گناه پاک می گردد و رتبه ات صدهزار درجه بالا می رود و ثواب هر صدیق و شهیدی که کشته شده یا از دنیا رفته، برایت نوشته می شود. سپس حضرت پیاده حرکت کردند و من نیز پیاده حرکت کردم و آرامش سنگینی بر ما حاکم بود.

روایت پنجم

قدامه بن مالک از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:

« مَنْ زَارَ الْحُسَینَ مُحْتَسِباً لَا أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا سُمْعَهً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کمَا یمَضَّضُ الثَّوْبُ فِی الْمَاءِ فَلَا یبْقَی عَلَیهِ دَنَسٌ وَ یکتَبُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ حَجَّهٌ وَ کلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَهٌ»؛[۱۰] کسی که حسین(ع) را برای رضای خدا زیارت کند، نه برای خوش گذرانی و تفریح و نه به جهت کسب شهرت (و فخر فروشی)، گناهانش فرو می ریزد، همان طور که لباس در آب شسته شده (و پاک می شود) و در نتیجه، هیچ آلودگی بر او باقی نمی ماند و با هر گامی که بر زمین می گذارد، حجّی برایش نوشته می شود و با هر قدمی که برمی دارد، عمره ای برایش ثبت می گردد.

روایت ششم

از حسین بن ثُوَیْر نقل شده که امام صادق(ع) فرمود:

«یا حسین! انَّه مَنْ خَرَجَ مِن مَنزِله یرید زیارۀ قبر الحسین(ع) إِنْ کانَ مَاشِیاً کتِبَتْ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهٌ وَ مُحِی عَنْهُ سَیئَهٌ وَ إِنْ کانَ رَاکباً کتِبَتْ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهٌ وَ حُطَّ بِهَا عَنْهُ سَیئَهٌ حَتَّی إِذَا صَارَ فِی الْحَیرِ کتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ حَتَّی إِذَا قَضَی مَنَاسِکهُ کتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِین…»؛[۱۱] ای حسین! به درستی که هر کسی از خانه اش به قصد زیارت قبر حسین بن علی خارج شود، اگر پیاده باشد، با هر قدمی، حسنه ای برایش نوشته شده و گناهی از او پاک می شود و اگر سواره باشد، با هر قدمی، حسنه ای برایش نوشته شده و به واسطه آن گام، گناهی از او کنار گذاشته می شود تا به درب حائر حسینی برسد که در این صورت خداوند نام او را از جمله رستگاران و نجات یافتگان ثبت می کند و زمانی که آداب زیارت و اعمالش را به پایان برساند، خداوند نام او را در زمره برندگان می نویسد….

روایت هفتم

بشیر دَهّان می گوید: در پایان یک گفت وگوی طولانی که با امام صادق(ع) داشتم، ایشان به من فرمود:

«وَیحَک یا بَشِیرُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ کتِبَ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ حَجَّهٌ وَ عُمْرَهٌ مَبْرُورَاتٌ مُتَقَبَّلَاتٌ وَ غَزْوَهٌ مَعَ نَبِی أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ»؛[۱۲]ای بشیر! به درستی که مؤمن زمانی که به زیارت حسین بن علی(ع) بیاید، در حالی که حقّش را بشناسد و (پیش از زیارت) در فرات غُسل نماید، به ازای هر قدمی، حج و عمره ای مقبول و یک جهاد در رکاب پیامبر یا امام عادل برایش نوشته می شود.

روایت هشتم

ابوصامت از امام صادق(ع) نقل می کند:

« مَنْ أَتَی الْحُسَینَ(ع) مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَهٍ فَإِذَا أَتَیتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیتَ بَابَ الْحَیرِ فَکبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً»؛[۱۳] هر کسی پیاده به زیارت قبر حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک می کند و رتبه اش هزار درجه بالا می رود. پس هرگاه به فرات رسیدی، غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتی به درب حَرَم رسیدی، چهار بار تکبیر بگو و کمی راه برو و دوباره چهار بار تکبیر بگو.

روایت نهم

از حسین بن سعید نقل شده است که از امام صادق(ع) درباره زائر قبر حسین(ع) سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمود:

«فَقَالَ مَنِ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ ثُمَّ مَشَی إِلَی قَبْرِ الْحُسَینِ(ع) کانَ لَهُ بِکلِّ قَدَمٍ یرْفَعُهَا وَ یضَعُهَا حَجَّهٌ مُتَقَبَّلَهٌ بِمَنَاسِکهَا»؛[۱۴] هر آن که در فرات غسل کند و سپس با پای پیاده به سوی مرقد حسین(ع) برود، به ازای هر قدمی که برمی دارد و بر زمین می گذارد، حجّی مقبول با تمام اعمال و مناسک برای او خواهد بود.

روایت دهم

از رُفاعه بن موسی نقل شده است که امام صادق(ع) فرمود:

«إِنَّ مَنْ خَرَجَ إِلَی قَبْرِ الْحُسَینِ(ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ وَ خَرَجَ مِنَ الْمَاءِ کانَ کمِثْلِ الَّذِی خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِذَا مَشَی إِلَی الْحَیرِ لَمْ یرْفَعْ قَدَماً وَ لَمْ یضَعْ أُخْرَی إِلَّا کتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ»؛[۱۵] به درستی کسی که (برای زیارت) به سوی مرقد حسین (بن علی)(ع) برود، در حالی که حقّش را می شناسد و (پیش از زیارت) در فُرات غسل کند و از آب خارج شود، مثل کسی است که از گناهانش خارج شود. پس هنگامی که به باب الحسین(ع) رسید، قدم از قدم برنمی دارد، مگر این که خداوند برایش ده حسنه می نویسد و ده گناهش پاک می گردد.

روایت یازدهم

حسین بن ثُویر از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:

«إِذَا أَتَیتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) فَاغْتَسِلْ عَلَی شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیابَک الطَّاهِرَهَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّک فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِالتَّکبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ»؛[۱۶]زمانی که به زیارت ابا عبدالله(ع) رفتی، پس غسل کن در نهر فرات و سپس لباس های پاک بپوش؛ آن گاه با پای برهنه راه برو؛ پس تو در حرمی از حرم خدا و حرم پیامبرش هستی و بر تو باد به تکبیر و گفتن لا اله الّا الله.

روایت دوازدهم

از علی صائغ نقل شده که امام صادق(ع) فرمود: ای علی! به زیارت حسین(ع) برو و آن را ترک مکن. علی صائغ می گوید: عرض کردم: چه ثواب و پاداشی برای زائرش دارد؟ امام فرمود:

«مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً وَ مَحَا عَنْهُ سَیئَهً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَهً فَإِذَا أَتَاهُ وَکلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکینِ یکتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیرٍ وَ لَا یکتُبَانِ مَا یخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ سَیئٍ وَ لَا غَیرِ ذَلِک فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یا وَلِی اللَّهِ مَغْفُورٌ لَک أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیت رَسُولِهِ وَ اللَّهِ لَا تَرَی النَّارَ بِعَینِک أَبَداً وَ لَا تَرَاک وَ لَا تَطْعَمُک أَبَدا»؛[۱۷] کسی که به زیارت ایشان برود، خداوند به ازای هر قدمی، حسنه ای برایش می نویسد و از او گناهی را پاک می کند و یک درجه ارتقای رتبه پیدا می کند. پس وقتی به مرقد حسین(ع) رسید، خداوند دو فرشته را بر او مأمور می کند تا هرچه از خیر و خوبی و صلاح از دهانش خارج می شود، برایش بنویسند و اگر چیزی خواست که به صلاحش نبود، برایش ثبت نکنند و هنگامی که از زیارت بازمی گردد، با او وداع کرده و می گویند: ای دوست خدا! بخشیده شدی؛ تو از حزب خدا و حزب پیامبرش و حزب اهل بیتش هستی. به خدا سوگند هرگز به چشم خودت آتش را نخواهی دید و آتش نیز تو را نمی بیند و نمی سوزاند.

در روایت دیگری دارد که امام صادق(ع) می فرماید: «إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَک فَقَالَ لَهُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ یقْرِئُک السَّلَامَ وَ یقُولُ لَک اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَک مَا مَضَی»؛[۱۸]

این حدیث از دو راوی نقل شده است.[۱۹]

روایت سیزدهم

از سدیر صَیْرفی نقل شده که می گوید: در محضر باقرالعلوم(ع) نشسته بودیم که جوانی در مجلس از مرقد امام حسین(ع) یاد نمود؛ امام به او فرمود:

«مَا أَتَاهُ عَبْدٌ فَخَطَا خُطْوَهً إِلَّا کتِبَتْ لَهُ حَسَنَهٌ وَ حُطَّتْ عَنْهُ سَیئَه»؛[۲۰] بنده ای به سوی این مرقد قدم برنمی دارد، مگر این که حسنه برایش نوشته شده و گناهی از او کنار گذاشته می شود.

روایت چهاردهم

ابن مشکان از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:

«مَنْ زَارَ الْحُسَینَ(ع) مِنْ شِیعَتِنَا لَمْ یرْجِعْ حَتَّی یغْفَرَ لَهُ کلُّ ذَنْبٍ وَ یکتَبَ لَهُ بِکلِّ خُطْوَهٍ خَطَاهَا وَ کلِّ یدٍ رَفَعَتْهَا دَابَّتُهُ أَلْفُ حَسَنَهٍ وَ مُحِی عَنْهُ أَلْفُ سَیئَهٍ وَ یرْفَعُ لَهُ أَلْفُ دَرَجَهٍ»؛[۲۱] هر که از شیعیان ما حسین(ع) را زیارت کند، بازنمی گردد، مگر این که همه گناهانش بخشیده می شود و به ازای هر قدمی که برمی دارد و هر دستی که به سوی آسمان توسط هرکسی بالا می رود، برایش هزار حسنه نوشته می شود و هزار گناهش پاک می شود و هزار درجه بالا می رود.

بخش دوم: نمونه ها

۱. شیخ مرتضی انصاری از جمله احیاکنندگان سنت پیاده روی برای زیارت امام حسین(ع) بود و خود ایشان نیز پیاده از نجف به کربلا می آمد.
۲. میرزا حسین نوری، صاحب موسوعه حدیثی «مستدرک الوسائل» در عید قربان هر سال به صورت پیاده به کربلا می آمد.
۳. سیدمهدی بحرالعلوم در دسته عزای «طوریج» که پیاده به کربلا می آمدند، حضوری پررنگ داشت.
۴. شیخ جعفر کاشف الغطاء در یکی از پیاده روی هایش به کربلا، به حضور حضرت ولی عصر(ع) شرفیاب شد و حضرت ایشان را به سینه خویش چسبانده و فرموده است: «خوش آمدی ای زنده کننده شریعت ما».
۵. آیت الله مرعشی نجفی بیست بار پیاده به همراه تعدادی از طلاب که همه از مراجع و بزرگان شدند، به کربلا مشرف شد.
همچنین بزرگانی مانند:

سیدمحمدحسین طهرانی، سید احمد مستنبط، شیخ عباس قوچانی، شیخ حسن نجابت شیرازی و سید عبدالحسین دستغیب و شهید صدر اول و شهید صدر دوم در این پیاده روی شرکت می کردند. شهید صدر دوم (سیدمحمد صدر) حتی فتوا به وجوب پیاده روی به سوی حرم های أمیرمؤمنان و سیدالشهداء(ع) را صادر کرد و با این فتوا به مبارزه با سیاست ضددینی حزب بعث رفت و در برخی از خطبه های جمعه اش در نجف اشرف بر این موضوع تأکید می کرد.[۲۲]

حرکت میلیونی مردم از اقصی نقاط جهان، از کوچک و بزرگ و مرد و زن و حتی کودکان خردسال، گذشته از شگفتی این صحنه، پیام روشنی به همه دنیا می دهد:

این که شیعیان در اقتدا به سالار شهیدان به خود می بالند و زیر بار ستم و زور نمی روند.

 

====================

منابع:

[۱]. «اَفْضَلُ الاعمالُ اَحْمضُها»، میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۴۵٫

[۲]. با توجه به حدیث «سفینه» که رسول اکرم’ فرمود: «اِنَّ مثَلَ أَهْلِ بَیْتی کَمَثَلِ سَفینَۀِ نُوحٍ».

[۳]. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۱۲۷٫

[۴]. آل عمران، آیه ۳۱٫

[۵]. حشر،‌آیه ۹٫

[۶]. مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۱۹٫

[۷]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، باب زیارت أمیرمؤمنان× به صورت رفت و برگشت پیاده، ص ۳۸۰٫

[۸]. شیخ طوسی، التهذیب، ج ۶، باب ۷ (فضیلت زیارت)، ص ۲۱٫

[۹]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۲۸۰٫

[۱۰]. همان، ج ۹۸،‌ص ۱۹٫

[۱۱]. همان، ص ۲۸٫

[۱۲]. همان، ص ۱۴۳٫

[۱۳]. همان.

[۱۴]. همان، ص ۱۴۷٫

[۱۵]. همان.

[۱۶]. همان، ص ۱۵۲٫

[۱۷]. همان، ص ۲۴٫

[۱۸]. همان، ص ۲۸٫

[۱۹]. حسین بن ثُوَیر بن أبی فاخِته و حسین بن عبدالله.

[۲۰]. بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۲۵٫

[۲۱]. همان.

[۲۲]. «بخش نمونه‌ها» برگرفته از کتاب «بیعت عاشقان» نوشته علی ساعدی در مجلد دوم است.

توجه ۱: تفاوت در میزان ثواب در روایات گوناگون ممکن است به عواملی چند بستگی داشته باشد؛ مثل میزان معرفت زائر از زیارت‌شونده یا سختی مسیر و راه یا شرایط محیطی دیگری مثل شرایطی که در زمان متوکل عباسی حاکم بود.

توجه ۲: در برخی روایات، سخن از «محو» گناهان است؛ مثل افعال «مَحا» و «مُحِیَ» که به معنای پاک شدن گناه است و در برخی روایات سخن از چشم‌پوشی پروردگار از گناه است؛ یعنی گناه پاک و محو نمی‌شود، بلکه خداوند آن را «ندید» می‌پندارد. تفاوت «مُحِیَ» و «حُطَّ» در باقی ماندن و یا از بین رفتن اثر گناه است. اگر در متن روایت «مُحِیَ» یا مشتقات آن باشد، یعنی نه تنها گناه از نامه اعمال زائر پاک می‌شود، بلکه اثرات و تبعات منفی آن نیز که ممکن است در روح او گذاشته باشد نیز از بین می‌رود و این نهایت عنایت پروردگار متعال به زائر امام حسین× است. اگر در متن روایت «حُطِّ» یا مشتقات آن آمده باشد، یعنی خداوند متعال از گناه زائر صرف نظر کرده و او را می‌بخشد؛ اما اثرات منفی گناه را باید با توسل و توکل و توبه واقعی و جبران مافات برطرف نماید. این تفاوت در پاداش را می‌توان در روایت ششم در همین مقاله از حسین بن ثُویر ملاحظه نمود که امام صادق× برای زائر پیاده از فعل «مُحِیَ» (محو و پاک می‌شود) استفاده فرموده و برای ثواب زائر سواره که سختی کمتری متحمل شده، از فعل «حُطَّ» (صرف نظر می‌شود) سخن به میان آورده است. (نکات لغوی با استفاده از کتاب «قاموس المحیط» نوشته فیروزآبادی تبیین گردید).

اهمّیّت پیاده روی,   زیارت اهلبیت,  پیاده روی ,پیاده روی اربعین, فضیلت پیاده روی, شرایط پیاده روی, پیاده روی کربلا ,پیاده روی در اسلام, دیباجی, آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی ,سید دیباجی, استاد دیباجی, سید محمد تقس دیباجی, پیاده روی آیت الله دیباجی ,تصاویر پیاده روی آیت الله دیباجی, پیاده روی اربعین ۹۵ ,مقاله پیاده روی,مقالات دینی ,پیاده روی نجف,روایات پیاده روی ,پیاده روی در قرآن,سیره علما در پیاده روی,استاد دیباجی اصفهانی,دیباجی در کربلا, فضیلت پیاده روی اربعین 

بازدیدها: ۳۷

نوشته اهمّیّت پیاده روی برای زیارت اهلبیت(علیهم السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%91%db%8c%d9%91%d8%aa-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b9%d9%84/feed/ 0
چرا به امام هشتم(علیه السلام) رضا می گویند؟ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c/#respond Sat, 13 Aug 2016 11:07:42 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1003 امام رضا(ع) هشتمین امام شیعیان، از سلاله پاک رسول خدا(ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرّم اسلام است. بنابر نظر مشهور مورّخان امام رضا(ع)، در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـجری قمری در مدینه منوّره متولّد شد.[۱] نام مبارکشان «علی»، کنیۀ آن حضرت، «ابوالحسن» و دارای القاب متعدّدی از جمله؛ رضا، ‏صابر، فاضل، قره ‏اعین المؤمنین ...

نوشته چرا به امام هشتم(علیه السلام) رضا می گویند؟ اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
امام رضا(ع) هشتمین امام شیعیان، از سلاله پاک رسول خدا(ص) و هشتمین جانشین پیامبر مکرّم اسلام است. بنابر نظر مشهور مورّخان امام رضا(ع)، در یازدهم ذی قعده سال ۱۴۸ هـجری قمری در مدینه منوّره متولّد شد.[۱]

نام مبارکشان «علی»، کنیۀ آن حضرت، «ابوالحسن» و دارای القاب متعدّدی از جمله؛ رضا، ‏صابر، فاضل، قره ‏اعین المؤمنین (نور چشم مؤمنان) و… هستند،[۲] اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای «خشنودی» است. 

Demo Veladat Emam Reza 2

امام هشتم (علیه السلام) و لقب رضا

معروف ترین لقب شریف امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام)، رضا است،[۳] و این لقب از آن جهت به آن حضرت داده شد چون مورد رضایت خدا و رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) و امامان  (علیهم السلام) و دوستان و دشمنان بود. در این رابطه از بزنطی نقل شده است که می گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: عده ای از مخالفان شما گمان دارند که به این دلیل که پدر شما به ولایتعهدی مأمون رضایت دادند، مأمون، آن حضرت را به «رضا» ملقب کرد؟ حضرت جواد (علیه السلام) فرمودند: به خدا سوگند که دروغ می گویند، بلکه آن حضرت را خداوند متعال، «رضا» نامید؛ زیرا او در آسمان مورد رضایت خداوند و در زمین مورد رضایت رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) بعد از او بود.

بزنطی می گوید، گفتم: مگر همه پدران گذشته شما مورد رضای خدا و رسولش (صلّی الله علیه وآله) و ائمه (علیهم السلام) نبوده اند؟ حضرت فرمودند: آری، گفتم: پس چرا تنها پدر شما به رضا ملقب شد؟ حضرت فرمودند: برای این که مخالفان از دشمنان، به آن حضرت رضایت دادند، همان طور که موافقان از دوستان، به آن حضرت راضی بودند و هیچ یک از پدران آن جناب این چنین نبودند؛ لذا ایشان را رضا نامیدند.[۴]

================

منابع:

[۱]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ۱، ص ۴۸۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق؛ مجلسى، محمد باقر، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ج ۶، ص ۷۰، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق؛ شیخ مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۲۴۷، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
[۲]. خصیبى، حسین بن حمدان، الهدایه الکبرى، ص ۲۷۹، البلاغ، بیروت، ۱۴۱۹ق؛ اربلى، على بن عیسى، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ج ۲، ص ۲۸۴، بنى هاشمى، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
[۳]. اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، محقق: رسولى محلاتى، هاشم، ج ‏۲، ص ۲۶۰٫
[۴]. صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۱، ص ۱۳، ح ۱؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۴۹، ص ۴، ح ۵٫
  امام هشتم ,  امام رضا ,۹۵,مقالات دینی,مقالات جدید۹۵,مقاله امام رضا,   امام, لقب امام رضا ,مشهورترین لقب ,لقب رضا ,رضا, علی بن موسی, میلاد امام رضا, تولد امام رضا ,دهه کرامت ,القاب امام رضا ,زندگی نامه ,امام رضا ,دیباجی, استاد دیباجی, آیت الله دیباجی, استاد دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی, مقالات دیباجی, سایت دیباجی ,زندگی نامه دیباجی, دیباج, آیت الله دیباجی کیست ,سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی 

بازدیدها: ۴۷

نوشته چرا به امام هشتم(علیه السلام) رضا می گویند؟ اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%85%db%8c-%da%af%d9%88%db%8c/feed/ 0
زندگی نامه حضرت شاهچراغ (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Tue, 09 Aug 2016 06:35:38 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=995 احمد بن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، از فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)، معروف به “سید السادات” و “شاه چراغ” است. وی از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود.[۱] آگاهی درباره زندگی ایشان بسیار اندک و برخی از مقاطع زندگی او مبهم و در منابع، جز به بعضی از بخش‏های زندگی ...

نوشته زندگی نامه حضرت شاهچراغ (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
احمد بن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، از فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)، معروف به “سید السادات” و “شاه چراغ” است. وی از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود.[۱]

آگاهی درباره زندگی ایشان بسیار اندک و برخی از مقاطع زندگی او مبهم و در منابع، جز به بعضی از بخش‏های زندگی او پرداخته نشده است.

روز تولد آن حضرت به درستی مشخص نیست و در این خصوص گزارش های متفاوتی وجود دارد.

همچنین از نام و تبار مادر او، ظاهراً اطلاعی در دست نیست؛ اما آنجه که از منابع به صورت پراکنده به دست می آید این است که، مادر ایشان از زنان بسیار محترم بود که او را ام احمد می نامیدند. حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام)، به او علاقه بسیاری داشت، وقتى از مدینه به بغداد رفت، امانت‏هاى امامت را به او سپرده، فرمود: هر کس در هر موقع آمد و این امانت ها را از تو خواست، بدان من از دنیا رفته‏ام و او جانشین من است و امامى است که اطاعتش بر تو و سایر مردم واجب است.

وقتى هارون امام هفتم (علیه السّلام) را در بغداد مسموم کرد حضرت رضا (علیه السلام)، از ام احمد امانت‏ها را خواست. ام احمد گفت: واى پدرت شهید شد؟ فرمود: آرى اکنون از دفن او فارغ شدم، آن امانت هائى که پدرم موقع رفتن به بغداد در اختیارت گذاشت بیاور، من جانشین او و امام به حق بر جن و انس هستم. ام احمد گریبان چاک زده، امانت ها را تحویل داد و با آن جناب به امامت بیعت کرد.[۲]

IMG_6814

 

احمد ابن موسی (علیه السلام) و لقب شاه چراغ

تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (علیه السلام) اطلاع نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گِلی بیش به نظر نمی رسید که در اطراف آن، خانه های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود. از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می درخشد و تا طلوع صبح روشن است، چند شب جمعه مراقب بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت. با خود اندیشید، شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاء الله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم. هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید. امیر و حاضرین از بیانش تعجب کردند. درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند، اما امیر که مردی روشن ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصاً به خانه پیرزن می روم تا از موضوع آگاه شوم. چون شب جمعه فرا رسید شاه به خانه پیرزن آمده و دور از خدم و حشم آن‌جا خوابید و به پیرزن گفت: هر وقت چراغ روشن شد، مرا بیدار کن. وقتی یک سوم از شب باقی مانده بود، پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی تر از دیگر شب های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود، بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی اختیار سه مرتبه فریاد زد: « شاه! چراغ».

امیر بیدار شد و به طور ناگهانی از خواب پریده و چشمش را متوجه سمتی نمود که پیرزن چراغ را به او نشان می داد و از دیدن نور چراغ تعجب کرد و وقتی بالای تل رفت تا از نزدیک چراغ را ببیند، اثری از چراغ ندید و چون پایین آمد باز نور چراغ با روشنایی زیاد خود نمایی می کرد، خلاصه این‌که امیر شخصی را جهت کاوش در آن منطقه مأمور می کند و…، مقبره فرزند ارشد موسی بن جعفر (علیه السلام) حضرت شاه چراغ نمایان می شود و به دستور امیر بر بالای آن جایگاهی ساخته می شود، که تا امروز زیارت‌گاه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.[۳]

شهادت یا وفات و مکان دفن احمد بن موسی (علیه السلام)

مورّخان در خصوص شهادت و یا وفات و محل دفن احمد بن موسی (علیه السلام) اختلاف دارند. این اختلاف مبتنی بر آن است که وی به اسفراین (از توابع استان خراسان شمالی) رفته و در آن جا به شهادت رسیده و یا در شیراز وفات یافته و یا به شهادت رسیده است. برخی عقیده دارند وی در اسفراین به شهادت رسید و در همان جا دفن شد و زیارتگاه او همان جا است. بر این اساس قبر احمد در اسفراین و یا مکان‏های دیگر اطراف آن بوده و آرامگاه شیراز مربوط به احمد بن موسی نیست.[۴]

برخی دیگر می گویند: احمد بن موسی در شیراز در جنگ به شهادت رسید، یا بعد از مخفی شدن، در شیراز وفات، و در همان جا دفن گردید.[۵]

بعضى همین مطلب را این‌گونه بیان می کنند که، وقتى ایشان وارد شیراز شد در گوشه‏اى پنهان گردید و به عبادت پروردگار مشغول شد تا به مرگ طبیعی از دنیا رفت، کسى از محل دفن او مطلع نبود تا زمان امیر مقرب الدین مسعود بن بدر الدین که از وزراء مقرب اتابک ابى بکر بن سعد بن زنگى بود، او مشغول تعمیر در محل مرقد احمد بن موسى بود، ناگاه جسدى صحیح که هیچ‌گونه تغییری نیافته بود، پیدا شد که در انگشت، انگشترى داشت و بر روی نگین آن نوشته بود: «العزه للَّه احمد بن موسى» جریان را به گوش ابى بکر رساندند، او بر فراز قبر قبه‏اى بنا کرد.[۶]

نویسنده کتاب اعیان الشیعه، بعد از بیان عقیده آنانی که محل دفن احمد بن موسی را در اسفراین و یا مکان دیگر می دانند، می نویسد: این عقیده بعید و مخالف با عقیده مشهور (محل شهادت و قبر او شیراز می باشد) است.[۷]

حقیقت امر آن است که به طور قاطع نمیتوان گفت قبر وی در کجا است، ولی شواهد و قرائن، دیدگاه آنانی را که قایل هستند شیراز محل دفن احمد می باشد، تأیید می کند و مشهور همین است.

تاریخ وفات احمد بن موسی دقیقاً معلوم نیست، ولی برخی تاریخ وفات را حدود ۲۰۳ که همزمان با شهادت امام هشتم (علیه السلام) است، ذکر نموده‏اند.[۸]

شاهچراغ

 

ولایت پذیری احمد بن موسی (علیه السلام)

پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام)، مردم مدینه به لحاظ شخصیت سن احمد، به در خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیشِ جمعیت به مسجد پیغمبر (صلی الله علیه وآله) رفت و خطبه‏ای خواند و به مردم گفت: “ای کسانی که با من بیعت نموده‏اید! بدانید که من خودم با برادرم علی (علی بن موسی الرضا(علیهما السلام)) بیعت کرده‏ام و او واجب الاطاعه است. بر من و شما است که از او اطاعت کنیم”. سپس از منبر پایین آمده و به اتفاق همه مردم به در خانه برادرش رفته و با حضرت بیعت کردند.[۹]

توجه امام کاظم به احمد بن موسی (علیهم السلام)

در خصوص رابطه احمد بن موسی (علیه السلام) با پدر بزرگوارش، روایت شده ‏است که امام کاظم (علیه السلام)، او را بسیار دوست می داشت و ملکی را از خود به او بخشید و او را به بخشندگی و دلیری ستود.

شیخ مفید می گوید: احمد بن موسى، سیّدى کریم و جلیل و صاحب ورع بوده و حضرت ابو الحسن موسى (علیه السلام) او را دوست مى‏داشت و مقدّم می شمرد و یک قطعه زمینى همراه با آب آن، معروف به یسیره، به او بخشیده بود. گزارش شده که احمد بسیاری از بردگان را از مال خویش آزاد نمود.[۱۰]

اسماعیل بن موسى بن جعفر (علیهما السلام) مى‏گوید: «… پدرم پیوسته به او نظر داشت و او را پاس مى‏داشت و از او غافل نمى‏شد».[۱۱]

آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران

درباره آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران و انگیزه او گزارش‏های گوناگونی وجود دارد و این قسمت از زندگی وی فاقد شفافیت است. برخی عقیده دارند ایشان در بغداد ساکن بود و آن گاه که خبر شهادت و در گذشت ناگهانی امام رضا (علیه السلام) را شنید، شدیداً ناراحت شد و گریه نمود. آن گاه با همراهانی بسیار (حدود سه هزار نفر)، به خون خواهی امام رضا (علیه السلام) و انتقام از مأمون خروج کرد و روی به ایران نهاد. بر اساس این نقل، او در قم و ری با سپاهیان مأمون جنگید و سرانجام به خراسان آمد و در جایی نزدیک اسفراین طی جنگ با لشکریان مأمون به شهادت رسید.

بعضی دیگر بر این باورند که احمد پیش از شهادت امام رضا (علیه السلام) و مقارن با ولایت عهدی او همراه جماعتی قصد ایران کرده تا به برادرش ملحق شود. بر اساس این گزارش حرکت او به طرف فارس بود. این گزارش نیز به صورت‏های گوناگون بیان شده است. برخی آورده‏اند که عامل مأمون در نزدیکی شیراز با او جنگید. هنگامی که یاران احمد شنیدند امام رضا (علیه السلام) وفات یافته است، متفرق شدند و به سوی شیراز رفتند.[۱۲]

 

=======================

منابع:

[۱]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۱٫

[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، المجلسی    ج ‏۴۸، ص ۳۰۷٫

[۳]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

[۴]. امین‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲ ؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

[۵]. مدرس تبریزی، محمد، ریحانه الادب، ج ۴ – ۳، ص ۵۰ – ۵۱٫

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، المجلسی    ج ‏۴۸، ص ۳۰۹٫

[۷]. اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۱ – ۱۹۳٫

[۸]. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۹؛ ریحانه الادب، ج ۴ – ۳، ص ۵۱٫

[۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ج ۴۸، ص ۳۰۸٫

[۱۰]. مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۲۴۵٫

[۱۱]. الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ‏۲، ص ۲۴۵٫

[۱۲]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲ ؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

زندگی نامه حضرت شاهچراغ ,زندگی نامه شاهچراغ,زندگی نامه احمد بن موسی ,زندگی نامه حضرت احمد بن موسی,  احمد بن موسی ,بزرگداشت شاهچراغ ,ولادت شاهچراغ ,میلاد شاهچراغ ,داستان شاهچراغ ,ماجرای شاهچراغ, دهه کرامت, حضرت احمد بن موسی, دیباجی, مقالات,مقالات دینی, مقاله, مقاله دیباجی, سایت دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی,سید دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی ,دیباج ,استاد دیباجی ,استاد سید دیباجی ,استاد دیباجی اصفهانی, بزرگداشت احمدبن موسی 

بازدیدها: ۵۱

نوشته زندگی نامه حضرت شاهچراغ (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0
دلیل شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%86-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%86-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7/#respond Tue, 03 May 2016 08:42:57 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=887 با توجه به این که خلفا نوعاً از یک طرف به جایگاه غصبی خودشان آگاه بوده و از طرفی نیز می دانستند چه کسانی صاحبان واقعی امر خلافت هستند؛ از این رو برای حفظ جایگاه و موقعیتشان، امامان معصوم را که رقیب خود می دانستند تحت نظر داشته و گاهی نیز در زندان افکنده و ...

نوشته دلیل شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
با توجه به این که خلفا نوعاً از یک طرف به جایگاه غصبی خودشان آگاه بوده و از طرفی نیز می دانستند چه کسانی صاحبان واقعی امر خلافت هستند؛ از این رو برای حفظ جایگاه و موقعیتشان، امامان معصوم را که رقیب خود می دانستند تحت نظر داشته و گاهی نیز در زندان افکنده و در نهایت به شهادت می رساندند و در این رابطه بهانه هایی نیز پیدا می کردند که در مورد شهادت امام موسی کاظم (ع) به دو مورد اشاره می کنیم.

امام موسی بن جعفر

الف. هارون الرشید از حضرت موسى بن جعفر (ع) خواست که حدود فدک را شرح دهد، به این هدف که آن را به امام (ع) پس بدهد، امام از بیان حدود فدک ابا کرد تا آن که هارون الرشید اصرار نمود فرمود: اگر حدود آن را بگویم به صاحبش ردّ نمى‏کنى. هارون گفت: «بحقّ جدّک الّا فعلت».

امام فرمود: حدّ اول آن عریش مصر و حدّ دوم دومه الجندل و حدّ سوم تیما (سیف البحر) و حدّ چهارم کوه­هاى احد از مدینه.

خلیفه عباسى با تعجب گفت: همه اینها؟! فرمود: آرى همه اینها، زیرا همه از زمین هائى است که رسول خدا اسب و شتر بر آن نرانده است مهدى گفت: مقدار زیادى است و در باره آن تأمل مى‏کنم.

طبق نقل ابن شهرآشوب، هارون رنگش دگرگون شد و دستور داد امام کاظم (ع) را زندانى کنند، حضرت فرمود: مى‏دانستم که اگر حدود فدک را بگویم مرا خواهد کشت.[۱]

ب. محمّد بن اسماعیل فرزند امام جعفر صادق (ع)(پسر برادر امام کاظم(ع))به عراق به طرف در خانه هارون رفت با همان لباس هاى سفر قبل از آن که در محلى فرود آید اجازه ورود خواست. گفت: بگو محمّد بن اسماعیل بن جعفر بر در خانه اجازه می خواهد. دربان گفت: برو اول لباس هاى سفرت را تغییر بده بیا تا بدون اجازه ترا وارد کنم حالا امیر المؤمنین خوابیده است گفت: به امیر المؤمنین خواهم گفت که من آمدم ولى تو اجازه ندادى.

امام موسی بن جعفر

دربان پیش هارون رفت و جریان را گفت. هارون اجازه ورود داد محمّد وارد شد به محض ورود گفت یا امیر المؤمنین دو خلیفه در روى زمین وجود دارد موسى بن جعفر در مدینه هست که برایش خراج مى‏آورند و تو در عراق خراج می گیرى هارون گفت: ترا به خدا قسم راست می گوئى.

گفت: به خدا راست می گویم دستور داد صد هزار درهم به او بدهند همین که پول ها را دریافت کرد همان شب دردى بر او مستولى گشت که نیمه شب از دنیا رفت مال را دو مرتبه به بیت المال برگرداندند.[۲]

رشید در همان سال به حجّ رفت، و چون وارد مدینه شد موسى بن جعفر (ع) را دستگیر کرد، و در هودجى نشانده او را به بغداد آورد، در نزد سندى بن شاهک زندانى کرد. در این وقت رشید در رقّه بود، و از آن جا فرمان قتل وى را صادر کرد، و موسى بن جعفر (ع) پنهانى به قتل رسید.[۳]

تاریخ شهادت امام کاظم (علیه السلام)

امام کاظم در بیست و پنجم ماه رجب سال یک صد و هشتاد و سه[۴] و یا به نقل مرحوم کلینی در ششم ماه رجب سال ۱۸۲[۵]‏ در زندان سندى بن شاهک در شهر بغداد دیده از جهان بست امام موسى بن جعفر (ع) در هنگام وفات پنجاه و پنج یا پنجاه و چهار سال از عمر شریفش گذشته شده بود.

==============

منابع:

[۱]. سید بن طاووس حسنى، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ترجمه الهامى، داوود، ص، ۴۰۸٫
[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏۴۸، ص ۲۳۹٫
[۳]. ابن الطقطقى، محمد بن على بن طباطبا، تاریخ فخری،ترجمه، گلپایگانى‏ محمد وحید، ص، ۲۶۸٫
[۴]. طبرسی، زندگانى چهارده معصوم (ع) ترجمۀ إعلام الورى بأعلام الهدى‏، عطاردى‏، عزیز الله، ص ۴۰۱٫
[۵]. کلینی، اصول کافى، ترجمه، کمره‏اى،‏ محمد باقر، ج ‏۳، ص ۳۸۱٫

بازدیدها: ۱۹۲

نوشته دلیل شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%86-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7/feed/ 0
داستان شهادت امام علی النقی الهادی (علیه السلام ) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%82%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%82%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c/#respond Sun, 10 Apr 2016 11:18:55 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=868 هراسى که متوکل از امام هادی (ع) در دل داشت، سبب شده بود تا دستور دهد، سربازانش گاه و بى‏ گاه بدون اجازه از دیوار وارد خانه امام (ع) شوند و آن جا را بازرسى کنند. آن‏ها گاه پا را از این نیز فراتر مى‏ گذاشتند و به هتاکى به ساحت مقدس امام (ع) مى‏ ...

نوشته داستان شهادت امام علی النقی الهادی (علیه السلام ) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
هراسى که متوکل از امام هادی (ع) در دل داشت، سبب شده بود تا دستور دهد، سربازانش گاه و بى‏ گاه بدون اجازه از دیوار وارد خانه امام (ع) شوند و آن جا را بازرسى کنند. آن‏ها گاه پا را از این نیز فراتر مى‏ گذاشتند و به هتاکى به ساحت مقدس امام (ع) مى‏ پرداختند. در تاریخ آمده است که برخى اوقات متوکل در حالت مستى، امام را شبانه احضار مى‏ کرد و به بزم شراب خود فرا مى‏ خواند.[۱]

هربار که متوکل تلاش مذبوحانه جدیدى را براى ترور شخصیتى امام (ع) طراحى مى‏ کرد، با شکست سختى روبه رو مى ‏شد. شکست‏ها و تلاش‏هاى پى در پى و بى‏ ثمر متوکّل به حدى او را در رسیدن به اغراض پلیدش ناکام گذاشته بود که روزى در جمع درباریان خود فریاد زد: «واى بر شما! کار ابن الرضا روزگار مرا سیاه کرده و مرا سخت درمانده و سرگردان ساخته. هر چه تلاش کردم او جرعه‏اى شراب بنوشد و در مجلس بزمى با من هم‏نشین گردد، نشد… .»[۲]

همچنین در اقدامى دیگر، متوکل به چهار تن از دژخیمان خود دستور مى‏ دهد که امام را با شمشیرهاى برهنه به قتل برسانند. او به قدرى خشمگین بود که سوگند یاد کرد پس از قتل امام پیکر او را بسوزاند. جلادان او که با شمشیرهاى آخته انتظار امام را مى‏ کشیدند، تا بدنش را طعمه شمشیر خود سازند. با دیدن وقار و شکوه امام آن چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که تصمیم خود را فراموش و حتى امام را با احترام بدرقه کردند. هنگامى که بازگشتند، متوکّل از آنان پرسید: «چرا آنچه را که امر کرده بودم، انجام ندادید؟» پاسخ دادند: «آن هیبت و شکوهى که در او دیدیم، فراوان‏تر از هراس صد شمشیر برهنه بود که قدرتى در برابر آن نداشتیم؛ به گونه‏ اى دل‏هاى ما را آکند که نتوانستیم آنچه را امر کرده بودى، به انجام رسانیم».[۳]

شهادت امام علی النقی

متوکل بعد از ناکامى و شکست در نقشه قتل امام توسط «سعید حاجب»،[۴] سرانجام بغض و کینه‏اى که به خاندان پیامبر(ص) و پیروان آنان داشت، گریبان خود او را گرفت. در شبى که او به قتل رسید، «عباده مخنّث»، دلقک دربار، مثل همیشه در بزم شراب او مشغول مسخره کردن امامان شیعه بود. او سرش را که مو نداشت، برهنه کرده و متکایى هم روى شکم خود بسته بود و امام على (ع) را مسخره مى‏کرد و مى‏گفت: «این مرد طاس و شکم برآمده مى‏خواهد خلیفه مسلمانان شود». متوکل شراب مى ‏نوشید و قهقهه سر مى داد. «منتصر»، فرزند او که به امامان شیعه علاقه‏ مند بود، از این حرکت عباده خشمگین شد و او را پنهانى تهدید کرد. (عباده از ادامه کار منصرف شد، متوکّل متوجه او گردید و از او علّت را جویا شد. عباده دلیل ادامه ندادن کار خویش را باز گفت). در این هنگام، منتصر برخاست و گفت: «اى امیرالمؤمنین! آن کسى که این سگ، تقلید او را مى ‏کند و این مردم مى‏ خندند، پسر عموى تو و بزرگ خاندان تو است و مایه افتخار تو. اگر تو مى‏ خواهى گوشت او را بخورى (غیبت و بدگویى او کنى)، بخور، ولى اجازه نده که این سگ و مانند او از آن بخورند».

متوکل براى تمسخر فرزندش، به سبب علاقه ‏مندى به امام على(ع) دستور داد تا آوازه‏ خوانان درباره او و مادرش، شعر زننده ‏اى بخوانند. این بى‏ حیایى و بى ‏شرمى متوکل سبب شد تا پسرش همان شب تصمیم به قتل متوکل بگیرد؛[۵] از این رو، به همراهى ترکان، نقشه قتل او را کشید و وزیرش، «فتح بن خاقان»، او را به قتل رساند.[۶]

امام هادى(ع) پس از قتل متوکل، هفت سال در دوران خلفاى بعدى زندگى کرد. اگر چه فشارهاى دستگاه در مقایسه با دوران متوکل کاهش یافت، ولى سیاست‏هاى کلى دستگاه، به جز دوران متنصر، در راستاى اسلام زدایى، تغییرى محسوس نداشت و امام همچنان در سامرا تحت مراقبت شدید نظامى، روزگار مى ‏گذراند. سرانجام توطئه دشمنان امام هادى (ع) براى ایشان به ثمر رسید و وى به دستور «معتز» و سمّ «معتمد» که در آب یا انار ریخته شده بود،مسموم شد. [۷]  «ابو دعامه» مى‏ گوید: «امام در بستر بیمارى بود و من براى عیادت نزد ایشان رفتم. هنگام بازگشت فرمود: چون براى عیادت من آمدى، برگردن من حقى پیدا کردى و رعایت حق تو بر من واجب است. او در بستر بیمارى آرمیده بود و شیعیان به دیدار امام مى ‏آمدند. آن حضرت به صورت کتبى و شفاهى، امام پس از خود را به آنان معرفى کرد تا پس از شهادت او، شیعیان دچار سرگردانى نشوند.[۸]

امام هادى (ع)، در سوم رجب سال ۲۵۴ هـ . ق، به شهادت رسید.[۹] «احمد بن داود» مى‏ گوید: «اموال بسیارى را که خمس و نذورات مردم قم بود، با خود به قصد تحویل دادن به اباالحسن مى‏بردم. هنگامى که رسیدم، مردى که بر شترى سوار بود، پیش من آمد و گفت: اى احمد بن داود و «اى محمد بن اسحاق»، من حامل نامه‏ اى از سرورتان، ابالحسن هستم که به شما نگاشته است: من امشب به سوى بارگاه الهى رخت بر مى‏بندم. پس احتیاط کنید تا دستور فرزندم، حسن (علیه‏السلام) به شما برسد. ما با شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدیم و گریستیم، ولى این خبر را از دیگران که با ما بودند، مخفى داشتیم… ».[۱۰]

بازتاب خبر شهادت پیشواى شیعیان، قلب ستم‏دیده مردم را جریحه‏ دار کرد. شهر یکپارچه در سوگ آموزگارى بلنداختر و پدرى مهربان براى مستمندان و یتیمان نشست. در روز شهادت امام، جماعت بسیارى از بنى هاشم، بنى ابى‏طالب و بنى عباس در منزل امام جمع شده بودند و شیون و زارى سراسر خانه را آکنده بود.[۱۱] مردم به صورت‏هاى خود سیلى مى ‏زدند و گونه ‏هاى خود را مى‏ خراشیدند.[۱۲]

بدن مطهر امام هادى (ع) را بر دوش گرفتند و از خانه ایشان بیرون بردند و از جلوى خانه «موسى بن بغا» گذشتند. وقتى معتمد عباسى آنان را دید، تصمیم گرفت براى عوام فریبى، بر بدن امام نماز بگزارد؛ از این رو، دستور داد بدن مطهر امام را بر زمین گذاشتند و بر جنازه حضرت نماز خواند، ولى امام حسن عسکرى (ع) پیش از تشییع بدن مطهر امام (ع) به اتفاق شیعیان بر آن نماز خوانده بود. سپس امام را در یکى از خانه ‏هایى که در آن زندانى بود، به خاک سپردند. ازدحام جمعیت به قدرى بود که حرکت کردن در بین آن همه جمعیت براى امام حسن عسکرى (ع) مشکل بود. در این هنگام، جوانى مرکبى براى امام آورد و مردم امام را تا خانه بدرقه کردند.[۱۳] «ابو هاشم جعفرى» که از نزدیکان امام هادى (ع) بود، نیز قصیده‏اى در رثاى امام خود خواند.[۱۴]

=================

[۱]. علامه مجلسى‏، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج ‏۵۰، ص ۲۱۱، ناشر، اسلامیه، تهران‏.

[۲]. همان، ص ۱۵۸.

[۳]. همان، ص ۱۹۵٫

[۴]. همان، ص ۱۹۶٫

[۵]. عز الدین على بن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران،  ترجمه حالت، ابو القاسم، خلیلى، عباس، ج ۷، ص ۵۵، مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، ۱۳۷۱٫

[۶]. تاریخ الیعقوبى، ج ۲، ص ۵۲۲. کتابنامه تکمیل شود.

[۷]. وفیات الائمه، ص ۳۸۶. کتابنامه تکمیل شود.

[۸]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۳۹.

[۹]. همان، ص ۶۸۰.

[۱۰]. وفیات الائمه (ع)، ص ۳۸۵.

[۱۱]. قمى، عباس، ‏منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل‏، ج ۲، ص ۶۸۴، ناشر، دلیل ما، قم، ۱۳۷۹ ش‏.

[۱۲]. وفیات الائمه، ص ۳۸۶.

[۱۳]. منتهى الآمال، ج ۲، ص ۶۸۳.

[۱۴]. همان.

*برگرفته از دائره المعارف اسلامی

داستان شهادت امام علی النقی الهادی, داستان شهادت امام هادی, دیباجی, استاد دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی اصفهانی, استاد دیباجی, سید دیباجی ,آیت الله دیباجی اصفهانی ,داستان شهادت امام علی النقی, شهادت امام هادی ,امام هادی,شهادت,  شهادت امام نقی,  ,داستان شهادت امام هادی 

بازدیدها: ۸۴

نوشته داستان شهادت امام علی النقی الهادی (علیه السلام ) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%86%d9%82%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c/feed/ 0