دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

نگاهی اجمالی بر واقعیّت شهادت پیامبر(صلی الله علیه و آله و صلم)

دلایل بسیاری از کتاب‌های روایی و تاریخی؛ اعم از شیعه و اهل سنت وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را تأیید می‌نماید، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که اگر شهادت را همانند آنچه قرآن کریم بیان فرموده؛ به معنای کشته شدن در راه خدا و رسول تعریف نماییم، بدیهی است که مقام و منزلت شخصی “پیامبر” که کشته شدن در راه اطاعت او شهادت است، به مراتب بالاتر از مقام شهیدان خواهد بود، هرچند که آن مرد الاهی با مرگ طبیعی از دنیا رحلت نموده باشند.

39304140382444657116

۱. آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم (ص) می‌توان یافت، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه بوده است؟
۲. آیا بر فرض این‌که پیامبر(ص) به شهادت نرسیده باشند، این موضوع از ارج و قرب ایشان نزد پروردگار خواهد کاست؟!
موضوعی است که در این فرصت به بررسی آن می‌پردازیم.
۱. در ارتباط با بخش اول، باید گفت که دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تأیید می‌نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می‌توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به منابع فریقین اشاره می‌نماییم.
الف. کتاب‌های شیعه
روایت اول: امام صادق(ع) می فرمایند: از آن‌جا که پیامبر اسلام(ص)، ذراع(سر دست) گوسفند، را دوست می‌داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند.
[۱] در این روایت، به مسمومیت پیامبر(ص) تصریح شده، اما در آن اشاره‌ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیدند یا خیر؟
روایت دوم: امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر اکرم(ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه‌ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این‌که با شهادت از دنیا می‌رود.[۲] در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا(ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می‌شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ‌کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی‌روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می‌نماید.[۳] بسیاری از دانشمندان شیعه، با استفاده از این اصل کلی، نیازی به جست‌وجوی مورد به مورد را در ارتباط با چگونگی شهادت هر کدام از معصومان(ع) احساس نمی‌کنند.[۴] بر این اساس، هر چند دلیل متقنی بر شهادت پیامبر(ص) نیز ارائه نشود، باز هم می‌توان معتقد بود که رحلت ایشان طبیعی نبوده است!
ب. کتاب‌های اهل سنت
تنها شیعیان نیستند که معتقد به شهادت پیامبر اسلام(ص) هستند، بلکه روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می‌نماید که به عنوان نمونه، به دو مورد آن اشاره می‌شود.
روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده است؛ پیامبر(ص) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده‌ام، در بدنم احساس می‌کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد.[۵] همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این‌که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر(ص)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.[۶]
روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می‌نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر(ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می‌دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر(ص) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی‌بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.[۷] مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر(ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده‌اند.[۸]
روایت سوم: محمد بن سعد؛ از قدیمی‌ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را این‌گونه نقل می‌نماید:
هنگامی که پیامبر(ص)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زادۀ مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می‌نمود که پیامبر(ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می‌دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن‌را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم‌ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی‌برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست‌ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر(ص) دلیل آن‌را پرسیدند و او جواب داد که هدیه‌ای برایتان آوردم! پیامبر با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند … بعد از مدتی، پیامبر(ص) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می‌گیرد که شهادت پیامبر به همین دلیل بوده است.[۹]
بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می‌توان نظریۀ شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم‌زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.
البته برخی نقل‌های ضعیف دیگری نیز وجود دارد که کیفیت شهادت پیامبر(ص) و عامل شهادت ایشان را به گونه‌ای دیگر توصیف می‌نماید که اثری از این دسته روایات در کتب معتبر وجود نداشته و به همین دلیل، نمی‌توان بدان‌ها استناد نمود.
۲. اما با این وجود، باید گفت موضوع شهادت پیامبر(ص)، از اصول دین و یا بدیهیات آن نبوده که ایمان و اعتقاد بدان، واجب و لازم بوده و انکار آن، موجب خروج از دین شود و به همین دلیل نیز، تعداد اندکی از مسلمانان، در شهادت پیامبر تردید نموده و رحلت ایشان را ناشی از عاملی طبیعی؛ مانند بیماری ذات الجنب (سینه پهلو) و یا تب شدید دانسته‌اند،[۱۰] با این‌که خود پیامبر تأکید نموده بود که من به برخی از این بیماری‌ها هرگز مبتلا نخواهم شد![۱۱]
اما در هر صورت؛ چه این مرد بزرگ الاهی به شهادت رسیده باشند، و چه با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند، باید بدانیم که مقام ایشان، بسیار بالاتر و برتر از شهدای دیگر است؛ زیرا خداوند در قرآن کریم، اولاً: جایگاه پیامبران را بالاتر از شهدا بیان کرده است،[۱۲] ثانیاً: شهیدان به دلیل این‌که در راه خدا و با پیروی از رسول او، جان خود را از دست داده‌اند. نزد خداوند قرب و منزلت کسب می‌کنند؛ بدیهی است که اگر خداوند، شهدا را به دلیل پیروی از پیامبران، شایسته رحمت و ثواب بی‌نهایت بداند، باید خود پیامبران از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار باشند. بنابراین پیامبر ما -آن مرادی که تمام زندگی خود را وقف تلاش در راه خدا نموده تا حدی که مریدان او چنین منزلتی در درگاه الاهی پیدا کردند- نه تنها از آن منزلت بی‌نصیب نیست، بلکه از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار است.
=================================
منابع:
[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۶، ص ۳۱۵، ح ۳، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.
[۲]. محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۵۰۳، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.
[۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۶، ح ۱۸ و ج ۴۴، ص ۲۷۱، روایت ۴، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.
[۴]. همان، ج ۲۷، ص ۲۰۹، ح ۷.
[۵]. صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۳۷، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۱ ق.
[۶]. سنن دارمی، ج ۱، ص ۳۳، مطبعه الاعتدال، دمشق.
[۷]. مسند احمد بن حنبل، ج ۶، ص ۱۸، دار صادر، بیروت.
[۸]. بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۷.
[۹]. محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۲۰۲ – ۲۰۱، دار صادر، بیروت.
[۱۰]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۰، ص ۲۶۶، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.
[۱۱]. همان، ج ۱۳، ص ۳۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۱۹۳، ح ۲۲۹.
[۱۲]. «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً»، نساء، ۶۹. ر. ک: ترجمه المیزان، ج ‏۴، ص ۶۵۲؛ تفسیر نمونه، ج ‏۳، ص ۴۶۰.
 واقعیّت شهادت پیامبر, سادات دیباجی, مقالات دیباجی, مقالات اسلامی, مقالات دینی, مقاله   ,شهادت پیامبر,  شهادت پیامبر ,پیامبر اسلام ,رحلت, رحلت رسول خدا ,ماجرای شهادت پیامبر ,دلیل شهادت پیامبر, شهادت در اسلام, ۲۸ صفر ,دانلود شهادت پیامبر, دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی ,سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباج ,زندگی نامه دیباجی, 

بازدیدها: ۵۲

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

امام باقر(علیه السلام) از نگاه اهل بیت(علیهم السلام) و اندیشمندان

1981961258014988124108224012423717025110

امام باقر(ع) از نگاه اهل بیت(علیهم السلام)

«اعمش» می گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: برترین خلق پس از پیامبر (ص) و سزاوارترین آنان به امر (خلافت) کیست؟ فرمود: على (ع) و بعد حسن (ع) و بعد حسین (ع) و به همین ترتیب: على بن الحسین (ع) و محمد بن على (ع) و جعفر بن محمد (ع)، سپس پیشوایان هدایت که مى‏آیند.

صفات آنان ورع، عفّت، صدق، صلاح، اجتهاد، اداء امانات به خوب و بد، طول سجود، قیام در شب (براى نماز)، اجتناب از حرام، انتظار فرج به صبر، حسن مصاحبت، و حسن همسایگى است.[۱]

امام باقر(ع) از نگاه اندیشمندان

امام باقر (ع) آفتاب عالم تاب دانش بود. در بیان برتری و بزرگی جایگاه علمی امام، همین بس که بیش ترین حدیث در بین جوامع حدیثی شیعه، از آن امام همام و فرزند برومند و خردمندش امام صادق (ع) است و این خود بزرگ ترین گواه در برجستگی شخصیت علمی ایشان به شمار می رود.

بسیاری از دانشمندان بزرگ اسلامی درباره جایگاه علمی امام، جمله های بسیار زیبایی بر زبان رانده و یا نگاشته اند که هم چنان تاریخ، آن را در خاطر خود نگاه داری می کند. دانشمندان بسیاری چون «ابن مبارک»، «زهری»، «اوزاعی»، «مالک»، «شافعی»، «زیاد بن منذر نهدی» و… درباره برجستگی علمی او سخن رانده اند. دامنه گسترده روایات امام در زمینه های گوناگون علمی، اندیشوران اهل سنت و محدثین آنان را بر آن داشت تا از ایشان روایت کنند و سخنان وی را درج و نقل نمایند که از جمله آن ها «ابو حنیفه» را می توان نام برد.

آوازه شهرت علمی امام باقر (ع) تا دوردست های سرزمین های اسلام رسیده بود. همچنان که راوی می گوید: «دیدم در حلقه درس او مردم خراسان حضور دارند و اشکالات علمی خود را مطرح می کنند».[۲]

«محمد بن مُنکدر» از دانشمندان اهل سنت می گوید: «باور نداشتم که علی بن الحسین (ع) فرزندی به یادگار گذارد که دانش و بینشش مانند خود او باشد؛ تا این که پسرش محمد بن علی (ع) را دیدم. آن سان که من می خواستم او را اندرز دهم، ولی او مرا اندرز داد.[۳]

«ابو اسحاق سبیعی» از دیگر فرهیختگان این دوره، آن قدر نظرات علمی امام را درست می پندارد که وقتی از او در مورد مسئله ای می پرسند، پاسخ را از زبان امام می گوید و می افزاید: «او دانشمندی است که هرگز کسی را به سان او در علم ندیده ام».

ابو زرعه گفت: به جان خود سوگند می خورم که ابو جعفر حضرت باقر بزرگ ترین دانشمندان است.[۴]

امام باقر  ,نگاه اهل بیت    ,اندیشمندان ,باقرالعلوم, دیباجی, استاد دیباجی, آیت الله دیباجی, سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی, مقاله ,مقالات علمی, زندگی نامه امام باقر ,مقالات مذهبی 

===================

[۱]. دیلمى، شیخ حسن، ‏ارشاد القلوب، ترجمه، سلگى‏ نهاوندى‏، على، ج‏۲، ص، ۳۵۸، ناشر، ناصر، چاپ اول‏، قم، ۱۳۷۶ش.

[۲]. جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه نت مراجعه شود.

[۳]. شیخ مفید، ارشاد، رسولى محلاتى، سید هاشم،  ج‏۲، ص، ۱۵۹، ناشر، اسلامیه‏، تهران،‏ چاپ دوم

[۴]. خسروى، موسى، ‏بخش امامت(ترجمه جلد هفتم بحار الانوار)، ج‏۱، ص ۱۱۸، اسلامیه، تهران‏، چاپ دوم‏، ۱۳۶۳ ش‏.

امام باقر  ,نگاه اهل بیت    ,اندیشمندان ,باقرالعلوم, دیباجی, استاد دیباجی, آیت الله دیباجی, سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی, مقاله ,مقالات علمی, زندگی نامه امام باقر ,مقالات مذهبی 

بازدیدها: ۴۳

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سیرۀ اخلاقی امام سجاد (علیه السلام)

امام سجاد (ع) چهارمین امام شیعه است. او در سال ۳۸ قمری متولد شد و دوران رشد خود را در عهد امامت امام مجتبی (ع) و پدر خود حسین بن علی (ع) سپری کرد. در کربلا حاضر شد، اما به دلیل بیماری نتوانست در جنگ شرکت کند. پس از آن قریب سی و چهار سال (تا سال ۹۴ قمری) رهبری شیعیان را بر عهده داشت. این دوره، دوره ای سخت بود و شیعیان به شدت تحت فشار امویان قرار داشتند. آن حضرت از راه های گوناگون توانست شیعیان خالص را در اطراف خویش گرد آورد و راه را برای فرزندش امام باقر (ع) باز کند. از مهم ترین یادگارهای امام سجاد (ع) دعاهای آن حضرت است که مشحون از مفاهیم عالی اخلاقی و عبادی و سیاسی است. مجموعه این دعاها به صورت کتاب بسیار نفیسی به نام «صحیفه کامله سجادیه» درآمده است. و رساله ای هم از آن حضرت به جا مانده که به نام «رساله حقوق» معروف است.[۱]

امام سجاد (ع) در سال ۹۴ ق. به تحریک ولید بن عبد الملک مسموم گردید و به شهادت رسید و در کنار امام مجتبی (ع) در بقیع مدفون شد.[۲]

از نکات برجسته زندگی امام چهارم شیعیان سیره اخلاقی ایشان بوده است که خود سبکی از زندگی اسلامی و الهی این امام و اسوه ای حسنه برای تمام جهانیان است.

 

شهادت امام سجاد

سیرۀ اخلاقی امام سجاد (علیه السلام)

پـیـشـواى چـهـارم، انـسانى کامل و برگزیدۀ حق و در همۀ جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کـمـال رسـیـده و نمونۀ مجسم و عینى قرآن و رسول خدا(ص) بود. در دوران سیاه حکومت اموى که ارزشهاى انسانى و فضائل اخلاقى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد، ساده زیستى، تواضع، نوع دوستى، نرم خویى و رعیّت پرورى از زمامداران خود به عنوان خلیفه پـیـامبر(ص)، شاهد دنیا طلبى، اشرافیّت، تجمّل گرایى، خود محورى و بزرگ بینى آنان بـودنـد، آن امـام هـُمـام، چـون خـورشـیـدى فـروزنـده درخـشـیـد و وجـودش مـجـمـع هـمـۀ فـضائل و ارزشهاى فراموش ‍ شده گشت؛ چندانکه دوست و دشمن را به تحسین واداشت. [۳]

محمد بن طلحه شافعى مى نویسد: او، زینت عبادت کنندگان، پیشواى زاهدان، سرور پرهیزکاران و امام مؤمنان است، سیره اش گواه آن اسـت کـه وى فرزند صالح رسول خدا(ص) و سیمایش بیانگر مقام قرب او نزد پروردگار است… .[۴]

در این مجال جلوه ها و نمونه هایی از فضائل، سیره و مکارم اخلاقى آن حضرت در طول عمر با برکتشان، که حقیقتاً بهترین و کاملترین الگو برای جوامع بشری است را به تصویر می کشیم:

۱- فزونى عبادت و نیایش امام چهارم (ع) در پیشگاه خدا به حدى بود که آن حضرت سرور و زینت بخش عبادت کنندگان (سیّد العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده (سجّاد) لقب یافت. وى در پیشگاه حقّ به قدرى پیشانى بر خاک مى سایید که همۀ مواضع سجده اش پینه مى بست و هـر سـال دو بـار و هـر بـار پـنـج عـدد از پـینه ها را مى برید، از این رو، به آن حضرت (ذُو الثَّفـَنـات) (یـعـنـى صـاحـب پـیـنـه هـا) مـى گـفـتـنـد.[۵]

امـام سـجـّاد(ع) هـنـگـامـى کـه وضـو مـى گـرفـت رنـگ از چهره مبارکش مى پرید. از علّت آن سؤال شد. فرمود: آیا مى دانید مى خواهم در برابر چه کسى بایستم؟![۶]

امام باقر(ع) در مورد علت ملقّب شدن پدر بزرگوارش به لقب (سجاد) مى فرماید: او را سـجـّاد نـامیدند، چون: هیچگاه نعمتى را به یاد نمى آورد مگر آن که سجده مى کرد؛ هیچ وقت آیـه اى از قـرآن را کـه سجده (واجب یا مستحب ) داشت نمى خواند مگر آن که سجده مى کرد؛ خداوند هـیـچـگـاه بـدى و ناگوارى را از او دفع نکرد مگر آن که سجده کرد، هیچ زمان از نماز واجب فارغ نـشـد مـگـر آنـ کـه سـجده کرد، هیچگاه بین دو نفر را اصلاح نکرد مگر آن که سجده کرد، (بر اثر فـزونـى ایـن سـجـده هـا) آثـار سـجـده در تـمـامـى مـواضـع سـجـود آن حـضـرت نـمـایـان بود.[۷]

۲- عفو و گـذشت و پاسخ بدى را به نیکى دادن از دیگر خصلتهاى پیشواى چهارم (ع) بود. آن امام همام از این خوى برجسته خود چنین یاد مى کند: «جـرعـه اى نـنـوشـیـدم کـه نـزد مـن مـحـبوبتر از جرعۀ خشمى باشد که در مقام تلافى صاحب آن برنیایم.» [فرو بردن خشم براى من، گواراترین نوشیدنیها بود!] [۸]

روزى مـردى هـاشمى به امام (ع) جسارت کرد. آن حضرت سخنى نگفت. پس از بازگشت آن مرد، امام (ع) به حاضران فرمود: آنـچـه ایـن مـرد گـفـت، شـنـیـدیـد؛ دوست دارم همراه من بیایید تا نزد او برویم و پاسخ مرا نیز بشنوید.

امام (ع) به راه افتاد و این آیه را تلاوت مى کرد: «پـرهـیـزکاران کسانى هستند که … خشم خود را فرو مى برند، و از خطاى مردم در مى گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست مى دارد.» [۹]

امـام (ع) به در منزل آن مرد رسید. وى ـ که تصور مى کرد امام (ع) براى تلافى آمده است ـ در حالى که خود را آماده پاسخ و برخورد کرده بود بیرون آمد. امام (ع) به وى فرمود: اى برادر! تو لحظاتى پیش نزد من آمدى و سخنانى گفتى؛ آنچه گفتى اگر در من هست خداوند مرا بیامرزد، و اگر نیست خدا تو را بیامرزد.

آن مرد با دیدن چنین واکنشى از امام (ع) شرمنده شد و بر پیشانى آن حضرت بوسه زد و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و خود بدان سزاوارترم![۱۰]

۳- بـخـشـش بـه نـیازمندان و رسیدگى به مشکلات آنان، خصلت فراگیر همۀ امامان معصوم علیهم السّلام بود که در زندگى هر یک از آن بزرگواران نمونه هاى فراوانى به چشم مى خورد.

امام سجّاد(ع) زندگى تعداد زیادى از خانواده هاى مستمند را تأمین مى کرد.[۱۱] و هر شـب بـا انـبـانـى انباشته از نان و خرما و … به طور ناشناس به خانه هاى آنان مى رفت. تا وقـتـى کـه آن حضرت زنده بود کسى نفهمید که نیازهاى آنان را چه کسى تأمین مى کند. پس از شهادت آن حضرت دریافتند که آن فرد ناشناس على بن حسین (ع) بوده است.[۱۲]

پیشواى چهارم هیچ غذایى نمى خورد مگر آن که همانند آن را صدقه مى داد و مى فرمود: هـرگـز بـه(حـقـیـقـت)نـیـکـوکـارى نمى رسید مگر آن که از آنچه دوست مى دارید(در راه خدا)انفاق کنید. [۱۳]؛[۱۴]

روش امـام زیـن العـابـدیـن (ع) در انـفـاق و صـدقـه دادن ایـن بـود کـه قـبـل از آنـکـه صـدقـه را بـه نـیـازمـنـد بـدهـد آن را مـى بـوسـیـد. وقـتـى از عـلّت آن سـؤال شد، فرمود: من دست سؤال کننده را نمى بوسم، بلکه دست پروردگارم را بوسه مى زنم. صدقه پیش از آن که به دست نیازمند برسد به دست پروردگارم مى رسد.[۱۵]

روش دیـگـر آن گـرامـى در صـدقـه، سـرّى انـجـام دادن آن بـود. آن بزرگوار در این باره مى فرمود: صدقه پنهانى، (آتش) خشم پروردگار را خاموش مى کند.[۱۶]

۴- امـام چـهـارم هـمـچـون سـایر امامان علیهم السلام، شجاع، دلیر و ظلم ستیز بود. موضع سخت و سـخـنـان کـوبـنـده آن حـضـرت در بـرابـر ستمگران خودکامه اى همچون عبیداللّه، یزید و عبدالملک بهترین گواه قوّت روحى و شجاعت آن بزرگوار در جریان های بعد از واقعۀ کربلا و دوران امامت آن امام همام است.

در بـرابـر عـبـیـداللّه کـه آن حـضـرت را تـهـدیـد بـه قتل کرده بود فرمود: آیا مرا به کشتن تهدید مى کنى؟ مگر نمى دانى که کشته شدن (در راه خدا) روش ما و شهادت، کرامت ماست؟[۱۷]

در برابر یزید فرمود: اى پـسر معاویه و هند و صخر! تو مى دانى که جدّم على بن ابى طالب (ع) در روز بدر، احد و احزاب پرچمدار اسلام بود؛ ولى پدر و جدّ تو پرچمدار کافران بودند.[۱۸]

در برابر عبدالملک که آن حضرت را احضار کرد و گفت: من که قاتل پدر شما نیستم، پس چرا با ما رفت و آمد نمى کنید؟:

امام فرمود: قـاتـل پـدرم هـر چند به زندگى دنیوى او خاتمه داد؛ لیکن آخرت خویش را با این جنایت، تباه ساخت؛ اگر تو هم دوست دارى مانند او باشى باش![۱۹]

اتـّخـاذ چـنـیـن موضع قاطع و بیان چنین سخنان عتاب آمیز در برابر این حاکمان قلدر و مستبدّ، در کاخ و محلّ حکومت آنان، شجاعتى فوق تصور مى طلبد.

به علاوه خطبۀ آتشین آن حضرت در کاخ یزید که به افشاگری جنایت ها و ظلم و فساد دستگاه بنی امیه و خصوصاً یزید انجامید نیز نشان از اوج قدرت روحی و شجاعت آن حضرت دارد.

نتیجه آن که سیرۀ اخلاقی و فضایل و کرامات اهل بیت (ع) کامل ترین و بی بدیل ترین سیره و فضایل اخلاقی است و منحصر به یک دوره یا مرحله ای از زندگی پربار ایشان نمی شود و در لحظه لحظۀ زندگی ایشان ساری و جاری است. اما این روحیات و کمالات بسته به شرایط زمانی و مکانی و در برابر افراد و جریان ها متفاوت است.

گاهی در برابر مستضعفان و محرومان و ضعفای جامعه … وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ اند و انفاق و محبت و گذشت از سرتاسر وجودشان لبریز می شود، و گاهی نیز در برابر مستکبران و ظالمان و حاکمان جور و ستم، شجاع ترین، دلیرترین و محکم ترین انسان ها برای ستاندن حق مظلوم از ظالم اند.

=======================

 

[۱] اکبری، محمود، احکام جوانان.

[۲] جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه.

[۳] رفیعی، علی، تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، صص ۲۱-۱۷، مرکز تحقیقات اسلامی، ۷۶

[۴] شافعى، محمد بن طلحه، مطالب السؤول، ص ۷۷٫ اقتباس از تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، نوشته علی رفیعی.

[۵] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳۳٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۶] همان، ص ۲۳۲٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۷] همان، ص ۲۳۳٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۸] ما تَجَرَّعْتُ جُرْعَهً اَحَبَّ اِلَىَّ مِنْ جُرْعَهِ غَیْظٍ لا اُکافى بِها صاحِبَها، اصول کافى، ج ۲، ص ۱۰۹٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۹] …وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الُْمحْسِنینَ؛ آل عمران، ۱۳۴٫

[۱۰] شیخ مفید، ارشاد، ج ۲، ص ۱۴۶٫

[۱۱] در روایـتـى از امـام بـاقـر(ع) تـعـداد خـانـواده هـاى تـحـت تکفّل آن حضرت صد خانوار ذکر شده است (ر . ک: مناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴ ، ص ۱۵۴). نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۲] شیخ مفید، ارشاد، ص ۲۵۸، اقتباس از تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، نوشته علی رفیعی.

[۱۳] لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ، آل عمران، ۹۲٫

[۱۴] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۸۹٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۵] همان، ص ۷۴٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۶] همان، ص ۸۸٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۷] اءبـِالْقـَتْلِ تُهَدِّدُنى؟ اَما عَلِمْتَ اَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَهٌ وَ کَرامَتُنا الشَّهادَهُ (ر . ک: اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۳۳).

[۱۸] همان.

[۱۹] بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۲۱٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

سیرۀ اخلاقی امام سجاد , سیرۀ اخلاقی, امام سجاد , آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, سایت دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,مقالات دیباجی, دیباج ,دیباجی ها ,شهادت امام چهارم ,کربلا ,امام سجاد در کربلا, مقاله, مقالات علمی, شهادت امام سجاد, عاشورا, زندگی نامه امام سجاد ,مروری بر زندگی امام سجاد ,دیباجی ,استاد دیباجی 

 

بازدیدها: ۳۶

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

پنج اثر سازنده عاشورای سیدالشهدا

629 (21)

مقدمه:
به یقین یکی از بزرگ‌ترین و دردناک‌ترین حوادث تاریخ بشریت فاجعه کربلاست. چرا که بعد از  سالیان  اندکی از رحلت بزرگترین پیامبر خدا یعنی رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله)، گروهی به ظاهر مسلمان برای تحصیل مال بی‌ارزش و اندک دنیا به بهانه تحصیل رضایت خدا و رفتن به بهشت خون مظلوم ترین و عزیزترین بنده خدا را بر زمین ریختند. و خانواده او را با بی‌احترامی به اسارت بردند. هر چند گروهی که از درایت و اندیشه کافی برخوردارنیستند، سعی‌ می‌نمایند با کم اهمیت جلوه دادن این واقعه دردناک آثار و پیامدهای آن را به بی‌ارزش جلوه دهند، ولی با اندک توجه و دقتی در تاریخ  اسلام و فرهنگ‌های تأثیر گذار از آن به خوبی می‌توان به نکات ارزشمندی در خصوص آثار و پیامدهای عاشورا بدست آورد.

طرح سوال: حادثه عاشورا در طول تاریخ چه آثار و برکاتی را به دنبال داشته است؟

۱-بیداری اسلامی
اولین و مهمترین برکتی که حادثه عاشوا به دنبال داشت بیداری اسلامی در جهان اسلام بود هر چند گروهی در طول تاریخ سعی نمودند با فراموش کردن  غدیر وجایگاه رفیع امامت مسیر اصلی نهضت و فرهنگ اصیل اسلامی را دستخوش تباهی قرار دهند،‌ ولی حسین (علیه‌السلام) با جهاد بزرگی که انجام دادن این گروه به خواب رفته را بیدار نمودند و زمینه بسط و توسعه فرهنگ شیعی و ولایی را فراهم نمودند.
بعد از این حادثه جهان اسلام بر غفلت خود در خصوص مرجعیت دینی اهل بیت(علیه‌السلام) بیشتر آگاه شد، ازاینرو یافتندکه حق با اهل بیت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) است. و دولت مخالف ایشان نه تنها به اصول ارزشهای اسلامی پایبند نیستند، بلکه رژیمی سفاک و مستبد است که می‌خواهد جامعه اسلامی را به جاهلیت نخستین برگرداند.[۱] از اینرو موجی از تنفر علیه دستگاه حکومتی و عاملان آنها ایجاد شد،‌ و زمینه‌ی قیام‌های همچون نهضت توابین، قیام حره،‌ و دیگر قیام ها فراهم شد.

۲-ایجاد روح وحدت و همبستگی در بین مسلمانان
حفظ وحدت و اتحاد در برابر دشمنان اسلام یکی از سفارشات مؤکد آموزه‌های قرآنی است. کما اینکه خداوند متعال در این خصوص می‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛[آل‌عمران/۱۰۳] و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت‏]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید».

استاد حسن ابراهیم حسن، مؤلف کتاب تاریخ اسلام می‌نویسد:
«کشته شدن حسین(علیه‌السلام) در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آن‌ها تأثیر بسیاری داشته است. قبل از این رخداد شیعیان پراکنده بودند؛ زیرا شیعه‌گری یک نظریه …. بود که دل پیروان خود نفوذ نکرده بود، و هنگامی که حسین کشته شد، شیعه‌گری با خون آمیخته‌ شد و در اعماق قلوب شیعیان نفوذ کرد و عقیده راسخ آنان گردید». [۲]

۳- تمایز اسلام راستین از اسلام دروغین
مهمترین اثر قیام کربلا تفکیک اسلام راستین از اسلام دروغین بود. کربلا توطئه سقیفه را آشکار ساخت و غاصبان خلافت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) را به جامعه نشان داد و فرق بین خلافت اسلامی و سلطه مورثی را بر مردم آشکار ساخت و توانست بسیاری از مظالمی را که بر خاندان پیامبر رفته بود را بر ملا سازد. در اثر قیام خونین کربلا، ماهیت غیر دینی و استکباری بنی‌امیه مشخص کردید.

۴-عظمت یافتن مکتب تشیع
این قیام شهادت طلبانه نه تنها مورد اعجاب و تحسین مورخان اسلامی قرار داشته است؛‌ بلکه مستشرقان و بعضی اسلام شناسان غیر اسلامی را نیز به تحسین و  تعجب وا داشته‌است.
پرفسور براون می‌گوید:
…گروه شیعه یا طرفداران علی‌(علیه‌السلام) به قدر کافی، هیجان و از خود گذشتگی نداشتند، اما پس از رخداد عاشورا کار دگرگون شد زمین کربلا که به خون فرزند پیامبر آغشته شده بود،…عواطف سست ترین مردم را به هیجان در آورد و روحها را غمگین ساخت چنانکه نسبت به رنج و خطر حتی مرگ بی‌اعتنا شدند. [۳]

۵-نابودی حکومت طاغوتی بنی‌اومیه
یکی از مهمترین و زیبا ترین آموزه های قرآنی  لزوم دوری، اجتناب و عدم سر سپردگی حکومت طاغوت است. «وَ الَّذینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِباد؛[زمر/۱۷] و کسانى که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوى خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست پس بندگان مرا بشارت ده».‌ امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفای ایشان با بهره‌مندی از آموزه‌های وحیانی قرآن کریم حاضر به تسلیم در برابر طاغوت زمان خود نشدند ازینرو یا قیام و مقابله در برابر آن زمینه فروپاشی آن را فراهم نمودند. کما اینکه امام صادق(علیه‌السلام) در این خصوص می‌فرماید:

«َ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِنَّ آلَ أَبِی سُفْیَانَ قَتَلُوا الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْکَهُمْ وَ قَتَلَ هِشَامٌ زَیْدَ بْنَ عَلِیٍّ فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْکَهُ وَ قَتَلَ الْوَلِیدُ یَحْیَى بْنَ زَیْدٍ فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْکَهُ عَلَى قَتْلِ ذُرِّیَّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص؛ [۴]محمد بن على حلبى، از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: خاندان ابو سفیان، حسین بن على علیه السّلام را کشتند، و خداوند قدرت (و حکومت) را از آنان گرفت؛ و هشام، زید بن على علیه السّلام (پسر امام زین العابدین علیه السّلام) را کشت، پس خداوند (حکومت) او را نیز بر انداخت؛ و ولید، یحیى بن زید را کشت، و خداوند او را به خاطر کشتن فرزند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نابود کرد (لعنت خداوند و فرشتگان و مردم با ایمان بر آنان باد).

نکته‌ها وپیامها
۱-برخلاف تصور بعضی افراد بی‌فکر و جاهل فرهنگ و واقعه عاشورا یک نهضتی اثر بخش است که در طول زمینه‌های پیدایش آثارو برکات فراوانی بوده است.
۲-حادثه عاشورا را نباید صرافاً یک واقع تاریخی که مصرف آن به اتمام رسیده است دانست بلکه واقعه عاشورا همچون جریان زنده موجب حرکت‌های و نهضت‌های جوشانی در طول تاریخ بوده است.
۳-بسیاری از نهضتها و حرکتهای انقلابی و ارزشی سر مشق خود را اسطوره‌های کربلا قرارداده‌اند و در منش سیاسی اجتماعی خود به این اولیایی الهی اقتدا نموده‌اند.
____________________________
پی‌نوشت:
[۱]. ثوره الحسین، محمد مهدی شمس الدین، ص۲۵۶.
[۲]. تاریخ اسلام، حسن ابراهیم حسن، ج۱، ص۳۹۹.
[۳]. تاریخ سیاسی اسلام، حسن ابراهیم حسن، ترجمه ابو القاسم پاینده، ج۱، ص ۳۶۵۲.
[۴]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۲۰.
منبع: پیامدهای‌ عاشورا، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه‌در سپاه، گرد آورنده سید ابو الفضل اردکانی.

پنج اثر سازنده ,عاشورا  ,سیدالشهدا ,دیباجی ,مقالات دیباجی ,استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی ,مقالات عاشورا ,اثرات عاشورا ,مقاله سیدالشهدا ,سید محمد تقی دیباجی ,عاشورای ۹۴ ,مراسم عاشورا, ashoura ,ashoora ,dibaji

بازدیدها: ۲۶

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

ویژگی های عید قربان

در تعالیم دینی چهار روز است که به عنوان عید تعیین گشته است که عبارتند از: عید فطر، عید قربان، عید غدیر و روز جمعه. در این میان عید قربان یکی از اعیاد مهم و بزرگ مسلمین به شمار می رود به نحوی که برخلاف بسیاری از اعیاد، مورد اختلاف نبوده و همه فِرَق مسلمین این روز را عید محسوب می کنند؛ لذا در دعای مخصوص قنوت نماز عید می خوانیم: «اللهم انی اسألک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامه و مزیدا…؛ بارالها! به حق این روزی که آن را برای مسلمانان عید و برای محمد صلی الله علیه واله ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قراردادی…» و بدین گونه عید را فقط مخصوص مؤمنین ندانسته و همه مسلمین را در آن سهیم می دانیم و اعتقاد داریم این گردهمایی عظیم رهیافتی برای رسیدن به اعتصام به حبل الله است که یکی از مهم ترین دستورات اجتماعی اسلام است.

 ghorban2

فلسفه قربانی کردن در عید قربان

از جمله آموزه های اسلام برای تکامل و رشد انسان ها، ایثار از جان و مال در راه خداوند یگانه می باشد؛ به این معنا که انسان، همه دارایی ها و امکاناتش را امانتی الهی بداند که باید در طریق بندگی هزینه کند. قربانی کردن نیز نمادی از قطع دلبستگی و وابستگی ها و جلوه ای از ایثار مال و جان در راه محبوب واقعی و رضای خداوند متعال می باشد. البته آنچه که از قربانی کردن و رسیدن به مقام قرب الهی به وسیله ذبح گوسفند، لحاظ شده است قطع علقه های روحی و مالی است که باعث تقوای قلب و طهارت نفس می گردد.

خداوند متعال اصل  قربانی کردن را از شعائر الله دانسته و آن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مؤمنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است.

در قرآن کریم آمده است: «وقتی شما قربانی می کنید آنچه که متعلق به خدا است، تقوای شماست نه گوشت و پوست قربانی»[۱] بنابراین در قربانی کردن هر چند ظاهر کار سر بریدن است؛ اما واقعیت قضیه نهایت تسلیم، سرسپردگی، عشق و علاقه بنده به مولای خود است؛ و در واقع قربانی کردن نمادی از قربانی کردن هواهای نفسانی و ذبح نفس اماره و نوعی جهاد با نفس در جهت زدودن تعلقات و وابستگی های دنیوی و مادی و رهایی از زندان مال پرستی و دنیاطلبی است.

 

تمسک به قربانی برای دفع بلا

در کلام و سیرهی بزرگان، میتوان نمونههایی را یافت که برای دفع بلا به سنّت «قربانی» تمسّک جستهاند. بنابراین هر چند قربانی روز عید قربان، به صورت ویژهای مورد تأکید واقع شده است؛ اما در سیره علما میبینیم که در سایر ایام نیز این سنّت را اجرا میکردهاند.

۱. در استفتائی از آیت الله العظمی مکارم شیرازی سؤال شده است که: آیا در حال حاضر و یا به طور کلی قربانی کردن احشام برای مواردی همچون خرید خانه، ماشین و … در دین مبین اسلام توصیه شده است؟ آیا می توان به جای قربانی مبلغ آن را به نیازمندان یا سازمان بهزیستی و … هدیه نمود؟

ایشان در پاسخ فرمودهاند: «توصیه خاصّی در این زمینه نیست. هدف انجام کار خیر است و قربانی برای خدا و کمک به محرومان و مؤمنان از این طریق ان شاءالله موجب دفع بلا می شود.»[۲]

۲. آیت الله مسعودی میگوید: «… دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت ۴۱  یا ۴۲، آقای بهجت(ره) به من فرمودند که شما به آقای خمینی بگویید فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قربانی کند و من میآمدم به امام (ره) اطلاع میدادم، ایشان هم بلا فاصله به من میگفت شما به قصاب بگویید دو رأس گوسفند از طرف ما قربانی کند، بعد پولشان را میدهیم.

بار دیگر نیز آقای بهجت به من پیغام داد که به امام بگویم: سه رأس گوسفند قربانی کند، آقا هم بلافاصله دستور داد سه رأس قربانی کنند.

اینها همه مسائلی بود که بین امام و آیتالله بهجت بود و ما فقط ظواهرش را میدیدیم و از باطنش اطلاع نداشتیم.»[۳]

۳. شهید صیاد شیرازی، می‌گفت: «آقا (آیت الله بهاءالدینی) در شب‌های عملیات دستور قربانی و صدقات به ما می‌داد و ما می‌دیدیم به واسطه آن صدقات و قربانی چه خطرهای مهمی از کنار گوش ما رد می‌شد که اگر نیم دقیقه پس و پیش می‌شد، به حیات ما خاتمه می‌داد.»[۴]

۴. آقای حسین حیدری کاشانی (از شاگردان آیت الله بهاءالدینی) در کوران جنگ تحمیلی بود. شبی خواب دیدم که بیابان‌های جنوب را آب بسته‌اند و دور آب در محاصره بعثی‌هاست و صیاد تنها ایستاده بود و دشمن در صدد دستگیری ایشان. با وحشت از خواب بیدار شدم. خدمت حضرت آیت الله بهاءالدینی رفتم و خوابم را گفتم و اظهار داشتم: ناراحتم.

ایشان فرمود: «برو یک گوسفند برای سلامتی صیاد قربانی کن.»

رفتم و این کار را کردم. بعد از چند روز آقای صیاد خدمت آقا آمد.

آقا به ایشان فرمود: «فلانی خوابی دیده بود و ناراحت بود برای شما. ما گفتیم گوسفندی برای سلامتی شما قربانی کند.» ایشان اظهار تشکر کرد.[۵]

پی نوشت: 


[۱] حج، آیه ۳۷.

[۲] پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی مکارم شیرازی، استفتائات قربانی.

[۳] پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بهجت.

[۴] پایگاه جهان نیوز.

[۵] پایگاه جهان نیوز.

 

بازدیدها: ۱۰۶۵

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

امام جواد (علیه السلام) چگونه در هشت سالگی و کودکی به امامت رسید؟

یکى از مسائل جدیدی که در زمان امام جواد(علیه‌السّلام) به وجود آمد این بود که آیا ممکن است کسى که به سنّ بلوغ نرسیده است، به مقام امامت برسد؟ این مسأله از آن هنگام که امام جواد(علیه‌السّلام) در سال ۱۹۵ به دنیا آمد و درسال ۲۰۳ قمری در سن ۸ سالگی به امامت رسید، به صورت جدّى‏‌ترى در مجالس و محافل شیعی مطرح شد و بعدها در سال ۲۲۰ درباره امامت امام هادى(علیه‌السّلام) و پس از آن حضرت مهدى(علیه‌السّلام) نیز ادامه یافت.

این مشکل براى شیعیان، که مهم‌ترین رکن ایمان را اطاعت از امام معصوم دانسته و در مسائل و مشکلات فقهى و دینى خود به وى رجوع مى‏‌کردند، از اهمّیت بسیاری برخوردار بود و نمى‏‌توانست هم‌چنان مجهول بماند. البته براى برخی از شیعیان مسلّم بود که امام رضا(علیه‌السّلام) فرزند خود امام جواد(علیه‌السّلام) را به جانشینى برگزید، ولى مشکل ناشى از خردسالى آن حضرت، آنان را بر آن مى‏‌داشت تا براى اطمینان خاطر، به تحقیق و جستجوى بیشترى در این باره بپردازند.

226_73745

این تحیر که پس از رحلت امام رضا(علیه‌السّلام) در میان شیعیان آن حضرت به وجود آمد، سبب شد تا شیعیان به سه گروه تبدیل شوند:

۱. برخى از آن‌ها به دنبال «عبد الله» فرزند امام کاظم(علیه‌السّلام) و برادر امام رضا(علیه‌السّلام) بروند، ولى از آن‌جا که حاضر نبودند بدون دلیل، امامت کسى را بپذیرند، جمعى از آن‌ها پیش وى سؤالاتى مطرح کردند و هنگامى که او را از جواب مسائل خود ناتوان دیدند، وى را ترک کردند.[۱]
۲. شمار دیگرى از شیعیان  به گروه «واقفى‏ه» که بر امام کاظم(علیه‌السّلام) توقف کرده بودند، پیوستند.
۳. بیشتر شیعیان امامت امام جواد(علیه‌السّلام) راپذیرفتند. گر چه در میان آنان، کسانى بودند که مسأله کمى سنّ را به خود امام جواد(علیه‌السّلام) هم یادآور می‌شدند.[۲]

برون رفت از شبهه کودکی:

۱. روایات امام رضا(علیه‌السّلام)
امام رضا(علیه‌السّلام) قبل از آن‌که به شهادت برسند، در موارد متعدد و مناسبت‌هاى گوناگون، امامت حضرت جواد(علیه‌السّلام) را گوش‌زد کرده و اصحاب بزرگ خود را در جریان امر گذاشت. در واقع، استقرار اکثریت اصحاب امام رضا(علیه‌السّلام) بر امامت حضرت جواد(علیه‌السّلام) که پشتوانه‌‏اش همین فرمایشات امام رضا(علیه‌السّلام) بوده، بهترین دلیل بر حقانیّت امامت آن بزرگوار است؛ زیرا فقها و محدثان شیعه، در پذیرش امامت امامان، دقت عجیبى از خود نشان مى‏‌دادند و همان‌گونه که گذشت، با وجود نص، تنها بعد از سؤالات علمى متعدد، امامت آنان را مى‏‌پذیرفتند. این بدان دلیل بود که گاه نص نسبت به چند نفر ابراز مى‌‏شد تا دشمن حساسیت روى شخص خاصى نداشته باشد. برخی از نویسندگان بزرگ شیعه مانند علّامه مجلسى در کتب خود فصلى را به ذکر نصوص وارد شده در امامت آن امام همام اختصاص داده است.[۳]

۲. آزمایشات علمی:
در این باره باید گفت؛ اگر چه از روایات به خوبى بر مى‌‏آید که امام رضا(علیه‌السّلام) در موارد متعدد و مناسبت‌هاى گوناگون، امامت فرزند بزرگوارش را گوش‌زد کرده و اصحاب بزرگ خود را در جریان امر گذاشته است و استقرار اکثریت اصحاب امام رضا(علیه‌السّلام) بر امامت حضرت جواد(علیه‌السّلام) که پشتوانه‌‏اش همین فرمایشات امام رضا(علیه‌السّلام) بوده است، ولی با این وجود برخی از شیعیان معتقد به امامت ایشان از کمی سن حضرت در تحیّر به سر می‌بردند.

بر همین اساس بود که شیعیان جمع شدند تا مسأله جانشینى را حل کنند. «یونس بن عبد الرحمن» که از شیعیان قابل اعتماد در زمان امام رضا(علیه‌السّلام) بود، گفت: تا زمانى که این فرزند؛ یعنى امام جواد(علیه‌السّلام) بزرگ شود باید چه کنیم؟ در این هنگام، «ریّان بن صلت» از جاى خود برخاست و به اعتراض گفت: تو خود را در ظاهر مؤمن به امام‏ جواد(علیه‌السّلام) نشان مى‌‏دهى ولى پیداست که در باطن در امامت او تردید دارى! اگر امامت وى از جانب خدا باشد، حتى اگر طفل یک روزه هم باشد به منزله شیخ است و چنان‌که از طرف خدا نباشد، حتى اگر هزار سال هم عمر کرده باشد مانند سایر مردم است.
دیگران برخاستند و ریّان را ساکت کردند … سرانجام در ایام حجّ، هشتاد نفر از علماى شیعه از بغداد و دیگر شهرها جمع شده و عازم مدینه شدند. ابتدا پیش عبد الله برادر امام رضا(علیه‌السّلام) رفتند، ولى هنگامى که گم‌شده خود را پیش او نیافتند، به حضور امام جواد(علیه‌السّلام) مشرّف شدند. آن حضرت به سؤالات آنان پاسخ گفت و آن‌ها از پاسخ‌هاى وى که نشانه‌ی بارزى بر امامت و علم الهى وى بود شادمان شدند.[۴] این آزمایش در مجالس و محافل زیادی صورت گرفت و گزارش بالا نمونه‌ای برای آن بود.

۳. استدلال قرآنی:
وقتی شیعیان مسأله کمى سنّ را به خود امام جواد(علیه‌السّلام) یادآور شدند و آن حضرت در جواب، اشاره به جانشینى سلیمان از داود(علیه‌السّلام) کرد و فرمود: حضرت‏ سلیمان، هنگامى که هنوز کودکى بیش نبود و گوسفندان را به چرا مى‌‏برد، حضرت داود او را جانشین خود کرد، در حالى که عبّاد و علماى بنى اسرائیل، این عمل او را انکار مى‏‌کردند.[۵]

قبل از ایشان امام رضا(علیه‌السّلام) نیز در برابر اشاره برخى از اصحاب به سن اندک امام جواد(علیه‌السّلام) برای امامت با اشاره به نبوّت حضرت عیسى(علیه‌السّلام) در دوران شیرخوارگى فرمودند: سنّ عیسى هنگامى که نبوّت به وى اعطا شد، کمتر از سن فرزند من بوده است.[۶]

در نتیجه: با این ۳ روش بود که تحیر و مشکل کودکی امامان شیعه برای همیشه مرتفع کردید و کسانی‌که در دل بغضی نسبت به ایشان نداشتند در پرتو هدایت ایشان در مسیر اهل بیت قرار گرفتند.

……………………………………………………………….
برای مطالعه بیشتر به کتب زیر مراجعه کنید:
۱. زندگانی سیاسی امام جواد(ع)/ سید جعفر مرتضی عاملی، مترجم: سید محمد حسینی؛
۲. تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمدتقی علیه السلام/ فضل‌الله صلواتی.

پی‌نوشت
[۱]. مسند الامام الجواد(علیه السّلام)، ص ۲۹.
[۲]. اعلام الورى، ص۳۳۰.
[۳]. بحار الانوار، ج ۵۰، صص ۱۸- ۳۶؛ مسند الامام الجواد(علیه‌السّلام)، صص ۲۵۰- ۳۳۳.
[۴]. بحار الانوار، ج ۵۰، ص۹۹.
[۵]. اثبات الوصیه، ص ۲۱۳.
[۶]. روضه الواعظین، ص ۲۰۳.

امام جواد  , هشت سالگی,  کودکی امام جواد , کودک امام,  امامت  , امامت امام جواد ,دیباجی, دروس خارج ,ساعت درس خارج۹۴ ,ساعت درس پایه ۹ ,دروس حوزه علمیه قم ,استاد دیباجی ,آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, درس خارج آیت الله دیباجی 

بازدیدها: ۶۲

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

توصیه امام رضا (علیه السلام) به سه فرمان خداوند متعال

مقدمه
حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در روز یازدهم ذیقعده سال۱۴۸هجری دیده به جهان گشود.[۱] مادر او بانویی با فضیلت بنام «تُکتَم» بود که پس از تولد حضرت، از طرف امام کاظم(علیه‌السلام) طاهره نام گرفت.[۲] کنیه امام رضا(علیه السلام) «ابوالحسن» و لقبش«رضا» است. او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد(در سال ۱۸۳ هجری) در سن ۳۵  سالگی عهده‌دار مقام امامت و رهبری امت گردید. مدتامامت آن حضرت بیست سال بود که ده سال آن معاصر با خلافت «هارون الرشید»، و پنج سال با خلافت «محمد امین»، و پنج سال آخر نیز معاصر با خلافت «عبد‌الله المأمون» بود. امام رضا(علیه‌السلام)تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشت، ولی پس از رسیدن به مأمون به حکومت، حضرت را به خراسان دعوت کرد، و سرانجام در ماه صفر سال ۲۰۳ قمری (در سن ۵۵ سالگی) به شهادت رسید و در همان سرزمین به خاک سپرده شد.

امام رضا گوهر تابناک جهان اسلام
هر چند دنیا طلبان و ستم پیشگان هم عصر امام رضا(علیه‌السلام) تمام سعی و همت خود را بر آن داشتند، که این چراغ فروزان آستان ولایت و امامت را خاموش نموده، و برکات وجود ایشان را از جهان اسلام از بین ببرند؛ ولی با درایت و هوشیاری امام رضا(علیه‌السلام) و رهنمودهای گوهربار ایشان هدف دشمنان به ثمر ننشست و همواره رهنمودهای این امام متقیان چراغ راه محبان و شیعیان بوده است. منابع روایی مملوء از سخنان گوهری باری است که تمسک و به کاربندی آنها در زندگی موجب فلاح و سعادت در دنیا و آخرت خواهد بود.

Veladate E.Reza(a) 91

خداوند سه چیز را مقدمه سه چیز قرار داده است
امام رضا(علیه‌السلام) در یکی ازرهنمود‌های ارزشمند خود به نکات بسیار مهم و  زیبای قرآنی برای قبولی طاعات وعبادات و در نهایت تحصیل رضایت الهی اشاره فرموده است. عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام  قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَهٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَهٌ أُخْرَى؛از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: خداوند عزّ و جلّ به سه چیز فرمان داد که هر یک با چیزى دیگر قرین (پیوسته) است.

۱ . نماز و زکات موجب قبولی همدیگر
«أَمَرَ بِالصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ؛ فمَنْ صَلَّى وَ لَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ؛ [خداوند متعال] به نماز و زکات با هم امر فرموده‌است پس کسی که نماز بگذارد ولی زکات ندهداز او نمازش پذیرفته نمی‌شود».
در اولین فراز این گفتار حکیمانه امام رضا(علیه‌السلام) به ارتباط تنگاتنگ نماز و زکات پرداخته و شرط پذیرش و قبول نماز را توجه داشتن و اهتمام به مقوله‌ی زکات معرفی می‌نماید. ریشه و اساس این رهنمود را باید در قرآن مجید جستجو کرد؛ چرا که خداوند متعال در قرآن کریم ۲۶ بار نماز و زکات را همراه یکدیگر بیان فرموده است. جالب اینکه خداوند متعال ولی و سرپرست مسلمانان را کسی معرفی می‌نماید که او در زندگی خود این موضوع را رعایت نموده است. «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ‏[مائده/۵۵] سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند». البته نباید فراموش کرد که شأن نزول آیه شریف درخصوص امام علی (علیه‌السلام) است و بی‌جهت نباید آن را به غیر ایشان نسبت داد؛ چرا که منابع اهل سنت نیز به این موضوع اذعان داشته‌اند.[۳]

۲. به سپاسگزارى از خودش و پدر و مادر فرمان داده است.
«وَاَمَرَ بِالشُّـکْرِلَهُ وَلِلْـوالِـدَیْنِ، فَمَـنْ لَمْ یَشْـکُرْ والِدَیْهِ لَمْ یَشْـکُرِ اللّهَ؛ به سپاسگزارى از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسى که از پدر و مادرش سپاسگزارى نکند، خدا را شکر نکرده است».

در فراز دوم امام رضا(علیه‌السلام) به یکی دیگر از زیباترین رهنمود‌های قرآنی اشاره فرموده، و یاد آور می‌شود خدای متعال به سپاس و شکر گزاری از خودش و والدین امر فرموده و با این بیان این نکته را متذکر می‌شود که اگر کسی نسبت به قدردانی و حقوق لازم والدین بی‌توجه باشد، شکر گزاری او به درگاه الهی مورد قبول واقع نخواهد شد. اهمیت و توجه فرهنگ قرآن و اهل بیت به احترام و تکریم والدین بسیار قابل توجه و تأمل است.در قرآن ۴ بار ؛«و بالوالدین احسانا» آمده است؛ که در تمام این موارد قبلش بحث پرستیدن خدا مطرح شده است.

۱-«…لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً …؛[بقره/۸۳]…جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید».

۲-«وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً …؛[نساء/۳۴]و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید».

۳-« أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً …؛[انعام/۱۵۱]اینکه چیزى را با او شریک مگیرید و به پدر و مادر نیکى کنید».

۴-«وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا …؛[اسراء/۲۳]و پروردگار تو حکم کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید».

۳-آنکه با خویشان خوشرفتارى و ارتباط نداردبوی از تقوا نبرده است.

«وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللَّهِ وَ صِلَهِ الرَّحِمِ؛ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ؛[۴] تقوى را با صله رحم،؛  آنکه با خویشان خوشرفتارى نکند تقوى ندارد».

امام رضا(علیه‌السلام) در فراز سوم این گفتار حکیمانه به ارتباط تنگاتنگ تقوا و ارتباط باارحام  توجه میدهند و یاد آور میشود که کسانی که خویشاوندان خود را فراموش می نمایند و  ارتباط خود را با ایشان در زندگی حذف می‌نمانید گویی هیچگاه از خدا نمی‌ترسند و تقوای الهی را رعایت نمی‌نمایند. با کمی دقت در آیات و و روایاتی که در خصوص صله رحم و حقوق آنان وجود دارد به خوبی میتوان اهمیت و راستی این موضوع را اذعان داشت حقیقتاً با توجه به اینکه خدای متعال چه در قرآن خود و چه توسط اولیا و انبیای خود ضرورت صله رحم را متذکر شده بیتوجهی به این موضوع دهن کجی به فرمان خداست از این روبه راستی میتوان ادعا نمود که کسانی که به این موضوع توجهی ندارند از تقوای لازم برخوردار نیستند.خداوند متعال در آیه اول سوره مبارکه نساء نیز به روشنی بعد از توصیه و فرمان به رعایت تقوا به حقوق ارحام توجه میدهد.«وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ ؛ که تقوا و صله رحم در کنار هم آمده است».

سخن‌آخر
با کمی دقت وتأمل در این سه فراز گفتار حکمانه امام رضا(علیه‌السلام) به این نکته می‌توان دست یافت که خدای متعال درکنار حقوق خود به حقوق بندگان توجه خاص داشته به طوری که بی‌توجهی در حقوق دیگران موجب عدم قبولی سایر اعمال عبادی می‌شود؛ چرا که خدای متعال شرط قبولی نماز را توجه به نیازمندان و فقرا می‌داند،شرط شکر گزاری خود را رعایت حقوق والدین وقدردانی از ایشان و در نهایت رعایت تقوا را مستلزم توجه به نزدیکان معرفی می‌نماید.

=============================

پی‌نوشت:

[۱]. طبرسی، اعلام الوری‌باعلام الهدی، ص۳۱۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۳۰۴.
[۲]. طبرسی، اعلام الوری‌باعلام الهدی، ۳۱۳.
[۳].حاکم نیشابوری، معرفه الحدیث، بیروت، دار الکتب العلمیه، ص۱۰۲. «حاکم نیشابوری با سلسله سند خود نقل می کند که این آیه بر پیامبر (ص) نازل شده است «انما ولیکم الله…» پیامبر (ص) داخل مسجد شد در حالیکه مردم در حال نماز و رکوع بودند، حضرت نماز خواند، یکمرتبه متوجه سائلی شد فرمود کسی به شما کمک کرد گفت نه جز علی که در حال رکوع انگشتری به من داد».
[۴]. الخصال، ج‏۱، ص۱۵۶، ح۱۹۶.

توصیه امام رضا  ,حدیث امام رضا,مقاله امام رضا ,ولادت امام رضا,میلاد امام رضا,چگونگی تولد امام رضا,زندگی نامه امام رضا,مقاله,احادیث امام رضا , سه فرمان خداوند,  امام رضا ,رضا ,دیباجی ,استاد دیباجی ,آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,سایت دیباجی 

بازدیدها: ۴۹

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سیری بر زندگانی حضرت معصومه (سلام الله علیها) در سالروز ولادت ایشان

حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى قعده سال ۱۷۳ هـ ق،  ۲۵ سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود،

از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.

آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[۱]

ya-masome_20140109_1474750583

اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)

نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[۲] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[۳] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.

حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[۴] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعدۀ بهشت داده شده است.[۵]

لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[۶] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.

نمایه مرتبط:

معنای عصمت، ۱۷۳۸ (سایت اسلام کوئست: ۱۸۸۵).

کرامات فاطمه معصومه (س)

روایاتی از حضرت فاطمه معصومه (س) نقل شده است که از مقام علمی آن حضرت حکایت دارد؛ به عنوان نمونه به روایات زیر توجه کنید:

۱. روایتی را آن حضرت از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند و سلسله سندش را در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رساند که دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: «… أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَدیر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَه هَارُونَ مِنْ مُوسى؟؛ آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟».[۷]

۲. فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س) مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً؛ آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.[۸]

مقام علمی فاطمه معصومه (س)

روایاتی از حضرت فاطمه معصومه (س) نقل شده است که از مقام علمی آن حضرت حکایت دارد؛ به عنوان نمونه به روایات زیر توجه کنید:

۱. روایتی را آن حضرت از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند و سلسله سندش را در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رساند که دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: «… أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَدیر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَه هَارُونَ مِنْ مُوسى؟؛ آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟».[۹]

۲. فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س) مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً؛ آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.[۱۰]

ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه(ع)

امام صادق(ع) فرموده اند: «خدا داراى حرمى است که آن مکّه است، و پیامبرش هم حرمى دارد که مدینه است، و امیرمؤمنین هم حرمى دارد که کوفه است و ما هم داراى حرمى هستیم که قم است و به زودى بانویى از فرزند من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است. هرکسى او را زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود.» امام صادق(ع) هنگامى این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر(ع) به او باردار نشده بود.[۱۱]

امام رضا (ع) مى فرمایند: «هرکس او (حضرت فاطمه معصومه) را زیارت کند بهشت بر او واجب مى گردد»[۱۲]

امام جواد (ع) فرمودند: «کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است».[۱۳]

????? ?? ???? ?? ????? ?? ? ????? ???? ??????

ورود حضرت معصومه (س) به قم

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.

حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال ۲۰۱ هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[۱۴]

رحلت فاطمه معصومه (س)

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنابر قولى دوازدهم ربیع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست. مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى (حرم مطهر آن حضرت) که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند که هم اکنون مزار آن حضرت محل زیارت اردت مندان ایشان است.

========================================

[۱] . برگرفته از سایت http://haram.masoumeh.com

[۲]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ‏۲، ص ۲۶۷، چاپ اول، نشر جهان، تهران، ۱۳۷۸ ق.

[۳]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰۶، ص ۱۶۸.

[۴]. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: “المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۱۳۲، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۱ هـ ش، برگرفته از نمایۀ مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شمارۀ ۲۴۹ در سایت اسلام کوئست.

[۵]. عاملى، شیخ حر، وسائل‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۷۶، ح ۹۴، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، ۱۴۰۹ هـ  ق، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَهِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّه.

[۶]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۷۶، ح ۱۹۸۵۰ و ۱۹۸۵۱.

[۷]. : بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏، عوالم العلوم و المعارف (مستدرک حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام)، ج ٢١، ص ٣۵٣ به نقل از اسنى المطالب ص ۴٩ تا ص ۵١، ناشر: مؤسسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، مکان چاپ: ایران؛ قم‏، سال چاپ: ۱۴۱۳ ق‏، نوبت چاپ: اول‏.

[۸]. همان، ص ۳۵۵.

[۹]. : بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏، عوالم العلوم و المعارف (مستدرک حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام)، ج ٢١، ص ٣۵٣ به نقل از اسنى المطالب ص ۴٩ تا ص ۵١، ناشر: مؤسسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، مکان چاپ: ایران؛ قم‏، سال چاپ: ۱۴۱۳ ق‏، نوبت چاپ: اول‏.

[۱۰]. همان، ص ۳۵۵.

[۱۱]. قال اَبی عَبدِاللهِ(ع):«اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّهُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدینَهُ، وَ لِاَمیرِالمُؤمِنین حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَهُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فیها اِمرَأهُ مِن وُلدى تُسَمّى فاطِمَهُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّهُ». (قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ بِمُوسی(ع) اُمَّهُ) ـ علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۵۷، باب ۳۶، ص ۲۱۶، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت؛ همو، ج ۹۹، باب ۱، ص ۲۶۷؛ نورى الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۱، ص ۳۴، ح ۱۲، مؤسسۀ آل البیت(ع) لاحیاء التراث، قم.

[۱۲]. محمّد بنُ عَلِیٍّ بنِ الحُسَینِ فِى ثَوَابِ الأَعمَالِ وَ عُیونِ الأَخبَارِ عَن أَبِیهِ وَ محمّد بنِ مُوسَى بنِ المُتَوَکِّلِ عَن عَلِیٍّ بنِ إِبرَاهِیمَ عَن أَبِیهِ عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَن زِیارَهِ فَاطِمَهَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(ع) بِقُمَّ فَقَالَ (ع): «مَن زَارَهَا الجَنَّهَ». عاملى، شیخ حر، رسائل الشیعه، ج ۱۴، باب ۹۴، ص ۵۷۶. مؤسسه آل البیت(ع) لأحیاء التراث، ۱۴۰۹ هـ ق. قم.

[۱۳]. عَن ابنِ الرِّضا (ع) قَالَ: «مَن زارَ قَبرَ عَمَّتى بِقمَّ فَلَهُ الجَنَّهُ». علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۹۹، باب۱، ص ۲۶۵، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت.

[۱۴].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.

سیری بر زندگانی حضرت معصومه ,سالروز ولادت , ولادت حضرت معصومه ,حضرت معصومه ,دیباجی, روز دختر, استاد دیباجی, آیت الله دیباجی ,سایت دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,دیباج ,دیباجی اصفهانی, مقاله روز دختر  

بازدیدها: ۶۴

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

از ولادت تا شهادت رییس مکتب تشیع امام جعفر صادق (علیه السلام)

امام جعفر صادق(ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول که مقارن است با روز ولادت حضرت رسول(ص) و یا غرّه رجب سال ۸۰ هجری، معروف به سال قحطی، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینی[۱]و شهید، ولادت آن‌حضرت در سال ۸۳ هجری اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح تر می داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع برای ما نقل کرده، روایت نخست، سال ۸۰ هجری، صحیح است[۲]؛ ولی بعض مورّخان و تذکره نویسان ولادت ایشان را در سال هشتاد هجری قمری نوشته‌اند.[۳]
پدر بزرگوار حضرت صادق (ع)، امام محمدباقر (ع) فرزند حضرت زین العابدین (ع) امام چهارم شیعیان می باشد. مادر آن حضرت، اُمّ فَروِه، دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است. امام صادق (ع) درباره مادر خود فرمود: «مادر من، از کسانی است که ایمان آورد و تقوای الهی پیشه ساخت و کار نیک انجام داد، و خدا نیکوکاران را دوست می دارد». امام صادق (ع) در دامن رسالت و مرکز وحی تولد یافت و رشد کرد و بخشی از دوران زندگی خود را تحت توجهات و عنایات جدّ خود، امام زین العابدین (ع) و نیز پدر بزرگوار خویش، امام باقر (ع) سپری کرد..[۴] مدت زندگانی حضرتش نیز شصت و پنج سال بوده است.[۵]
دوران کودکی و نوجوانی امام صادق (ع)
حضرت صادق تا سن ۱۲ سالگی معاصر جد گرامی‌اش حضرت سجاد (ع) بود و مسلماً تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام (ع) از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است. پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹ سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر (ع) زندگی کرد و با این ترتیب ۳۱ سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند، و از مبدأ فیض کسب نور می‌نمودند گذرانید؛ بنابراین صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دارا می‌باشد، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسیار، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگ‌ترین قهرمان علم و دانش گردید.[۶]
ازدواج امام صادق (ع)
عکاشه بن محصن گوید: روزی خدمت امام باقر(ع) عرض کردم: چرا برای اباعبداللّه[۷] همسر نمی گیرید؟ زمانش فرا رسیده است.
جلوی امام کیسه ای سربسته و مهر زده قرار داشت.
امام فرمود: به زودی برده فروشی از اهالی بربر به اینجا رسیده، در منزل میمون ساکن می شود. با این کیسه پول از او کنیزی خریداری می کنیم …
مدتی از این جریان گذشت. روزی خدمت امام باقر(ع) رسیدم. امام فرمود: آیا می خواهید در مورد آن برده فروش که ماجرایش را برای شما ذکر کردم، سخن بگویم؟ او اکنون آمده است. بروید و با این کیسۀ پول از او کنیزی بخرید.
عکاشه گوید: ما پیش برده فروش رفتیم.
برده فروش گفت: هر چه داشتم، فروخته ام مگر دو کنیز که یکی، از دیگری بهتر است.
گفتیم: آنان را بیاور تا ببینیم.
او آنها را آورد، ما گفتیم: آن کنیز بهتر را به چه قیمتی می فروشی؟
گفت: به هفتاد دینار.
گفتیم: به ما خوبی کرده از قیمتش کم کن.
گفت: کمتر از هفتاد دینار نمی دهم.
گفتیم: در مقابل پولی که در این کیسه است و ما نمی دانیم چقدر می باشد، می خریم.
پیرمردی که کنار او بود، گفت: مهر کیسه را بگشایید و پولها را بشمارید.
برده فروش گفت: این کار را نکنید! چون اگر یک حبه[۸] هم از هفتاد دینار کمتر باشد، نمی فروشم.
پیرمرد گفت: بگشایید و بشمارید.
ما کیسه را گشوده و دینارها را شمردیم. با کمال تعجب دیدیم هفتاد دینار است، نه کمتر و نه بیشتر.کنیز را خریده و به محضر امام باقر(ع) مشرف شدیم. امام صادق(ع) هم نزد ایشان ایستاده بود. ماجرا را عرض کردیم، امام شکر الهی را به جا آورد و به آن کنیز فرمود: نامت چیست؟
گفت: حمیده.
امام فرمود: «حمیده فی الدنیا محموده فی الاخره»؛ در دنیا پسندیده و در آخرت ستایش شده ای. بگو ببینم دوشیزه ای یا بیوه؟
گفت: دوشیزه …
امام باقر(ع) به امام صادق(ع) فرمود: جعفر، او را برای خود بپذیر.[۹]

14
فرزندان امام صادق (ع)
آن حضرت ده فرزند داشت. هفت پسر و سه دختر. برخى فرزندان آن حضرت را یازده تن ذکر کرده‏اند که هفت نفر از آنان پسر و باقى دختر بوده‏اند. نام فرزندان آن حضرت چنین بوده است: اسماعیل اعرج که او را اسماعیل امین نیز خوانده‏اند، عبد الله، ام فروه، وى همان کسى است که با پسر عموى خود که همراه با زید بن على قیام کرده بود ازدواج کرد.
شیخ مفید گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین بن على بن حسین بن على بن ابى طالب بوده است. عبد العزیز بن اخضر جنابذى گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین اثرم بن حسن بن على بن ابى طالب نام داشته است.
فرزندان دیگر آن امام (ع) عبارت بودند از: امام موسى کاظم، محمد دیباج و اسحاق و فاطمه کبرى، که از کنیزى به نام حمیده بربریه، زاده شده بودند. عبد العزیز بن اخضر جنابذى گوید: وى به همسرى محمد بن ابراهیم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس درآمد و در خانه او نیز وفات یافت.
دیگر از فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: عباس، على عریضى، اسماء و فاطمه صغرى، که هر یک از کنیزى متولد شده بودند. کسانى که فرزندان امام (ع) را ده تن دانسته‏اند از ذکر نام فاطمه کبرى خوددارى کرده‏اند و آنان که اولاد وى را یازده نفر کرده‏اند فاطمه کبرى را جزو فرزندان امام صادق (ع) قلمداد کرده‏اند.
از عبارت ابن شهر آشوب در کتاب مناقب چنین برمى‏آید که ام فروه همان اسماء بوده است. چنان که مى‏گوید: «اسماء ام فروه، کسى است که پسر عمویش که در رکاب زید بن على قیام کرده، او را به زنى گرفت». صحت این نظر بعید نیست. چرا که ام فروه، کنیه به حساب مى‏آید نه اسم. با این ترتیب اگر فاطمه کبرى را جزو فرزندان امام ذکر کنیم و ام فروه و اسماء را یک تن بدانیم، اولاد آن امام همان ده تن خواهد بود.[۱۰]
امامت امام صادق (ع)
پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴ سال دوره امامت ایشان بود که در این مدت «مکتب جعفری» را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگاهداشتن شریعت محمدی (ص) گردید.
در مورد امامت امام صادق (ع) گفتار های زیادی از سوی علمای شیعه نقل و به رشته تحریر درآمده است که به پاره ای از آن ها اشاره خواهد شد.
ابى نضره گفت هنگام درگذشت امام باقر (ع) که شد فرزند خود حضرت صادق را خواست تا به او وصیت کند؛ برادرش زید بن علی عرض کرد آقا اگر روش امام حسن و امام حسین را به کار می بردى گمان نمی کنم کار بدى انجام داده بودى (منظورش این بود که مقام امامت را به برادر خود زید واگذار می کرد).
فرمود: برادر! امانت پروردگار را نمی توان به راه و رسم این و آن رفتار نمود، پیمانى است که خدا گرفته و دستورى است که پیشوایان قبل داده‏اند از جانب خداى بزرگ.[۱۱]
محمّد بن مسلم گفت خدمت حضرت باقر (ع)  بودم که پسرش جعفر (ع)  وارد شد بر سرى گیسوانى داشت و در دست چوبى با آن چوب بازى می‌کرد حضرت باقر او را در آغوش گرفته فرمود پدر و مادرم فدایت بازى نکن بمن رو کرده فرمود محمّد این پیشواى تو است بعد از من از او پیروى کن و از علم و دانش او استفاده نما به خدا سوگند این همان صادقى است که پیامبر مژده او را داده که پیروانش در دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش بزبان پیامبران لعنت شده‏اند.
حضرت جعفر (ع)  از شنیدن این سخنان لبخندى زده صورتش قرمز شد امام باقر (ع)  بمن توجه نموده فرمود از او سؤال کن عرض کردم یا ابن رسول اللَّه خنده از کجا است؟ فرمود: محمّد! عقل از دل است و اندوه از کبد و نفس از ریه و خنده از طحال است از جاى حرکت کردم و پیشانیش را بوسیدم.[۱۲]،[۱۳]
سیره اخلاقی و عبادی امام صادق(ع)
جلوه های صدق اهل بیت علیهم السلام در صادق این خاندان به صورت ویژه بروز یافته است. این جلوه ها را در رفتار آن حضرت بهترمی توان درک کرد. آنچه بیش تر رواج یافته، ذکر «قال الصادق »ها است که به حق زیر ساخت فکری، فقهی و کلامی شیعه را تشکیل داده است اما در کنار توجه به گفته های آن حضرت، فصل دیگری را هم باید گشود؛ فصلی برای تامل وتوجه در رفتارهای آن امام (ع) وبهره گیری عملی از این رفتارها.
آنچه دراین نوشتار می آید، بخشی ازکردارهای امام صادق (ع) را منعکس می سازد.
۱ – انفاق
هشام بن سالم می گوید: امام صادق (ع) هنگامی که تاریکی شب فرا می رسید، انبانی از نان و گوشت و پول را بر می داشت و بردوش می نهاد و به سوی نیازمندان شهر مدینه می شتافت و آن ها را میانشان تقسیم می کرد.آن ها او را نمی شناختند. زمانی که امام صادق (ع) رحلت کرد و آن انفاق های شبانه ادامه پیدا نکرد، نیازمندان فهمیدند که چه کسی هرشب به آن ها غذا و پول می داد[۱۴].
معلی بن خنیس می گوید: امام صادق (ع) با انبانی از نان بیرون آمد و من همراه او بودم. به اقامتگاه بنی ساعده رسیدیم. در آن جاگروهی خوابیده بودند. آن حضرت یک یا دونان بر بالین هرکدام نهاد. به آخرین فرد که رسید، برگشتیم. پرسیدم: من به فدایت! آیا این ها حق را می شناسند (یعنی شیعه هستند)؟ امام (ع) فرمود: اگر حق را می شناختند، نمک را نیز با آن ها به صورت مساوی تقسیم می کردم.[۱۵]
در روایتی آمده است:
« کَانَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع یُطْعِمُ حَتَّى لَا یَبْقَى لِعِیَالِهِ شَیْ‏ءٌ »[۱۶]
امام صادق (ع) به فقیران اطعام می کرد تا آن جا که برای خانواده اش چیزی باقی نمی ماند.
۲ – میانه روی
امام صادق (ع) – در ایام قحطی – دستورمی داد برای تهیه آرد، گندم را با جو مخلوطکنند و می فرمود: من می توانم برای خانواده ام آرد گندم خالص تهیه کنم ولی دوست دارم درزندگی اندازه و حساب و کتاب را خوب رعایت کنم.[۱۷]
۳ – دعا هنگام پیش آمد ناگوار
«کان الصادق علیه السلام: إِذَا حَزَّ بِهِ أَمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْیَانَ ثُمَّ دَعَا وَ أَمَّنُوا »[۱۸]
امام صادق (ع) هرگاه به پیش آمد ناگواری برمی خورد، زنان و اطفال را جمع می کرد ودعا می کرد و آن ها آمین می گفتند.
۴ – عزاداری برای امام حسین (ع)
طفلی شیرخوار را در مجلس عزاداری امام حسین (ع) نزد امام صادق (ع) آوردند.امام صادق (ع) طفل را بغل کرد و گریه اش شدت یافت.[۱۹]
امام صادق (ع) به ابوهارون شاعر فرمود:شعری درباره حسین (ع) بخوان. او شعری درباره آن حضرت خواند. امام فرمود: آن گونه که در جمع خود می خوانی، بخوان. ابوهارون قصیده ای را با سوز خاصی خواند. امام باصدای بلند گریست. صدای زنان نیز از پس پرده برخاست.[۲۰]
۵ – حضور قلب در نماز
ابوایوب می گوید: «کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا قَامَا إِلَى الصَّلَاهِ تَغَیَّرَتْ أَلْوَانُهُمَا حُمْرَهً وَ مَرَّهً صُفْرَهً کَأَنَّمَا یُنَاجِیَانِ شَیْئاً یَرَیَانِهِ »[۲۱]
امام باقر و امام صادق علیهما السلام آن گاه که به نمازمی ایستادند، رنگ چهره آنان تغییر می کرد؛ گاه سرخ می شد و گاه زرد. گویا با کسی که او رامی بینند، سخن می گویند.
امام صادق (ع) در نماز، قرآن تلاوت کرد وبیهوش شد. بعد از به هوش آمدن، از امام سؤال شد: چرا بی هوش شدی؟ امام فرمود:معنای آیات مرا بی هوش کرد. من آیات راتکرار کردم و در حالتی قرار گرفتم که گویاآیات را از کسی که آن را نازل کرده است،می شنیدم.[۲۲]
امام صادق (ع) هنگامی که برای نماز خارج می شد، می گفت:
«ِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ السَّائِلِینَ بِکَ وَ بِحَقِّ مَخْرَجِی هَذَا فَإِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا رِیَاءً وَ لَا سُمْعَهً وَ لَکِنْ خَرَجَتُ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِکَ وَ اجْتِنَابَ سَخَطِکَ فَعَافِنِی بِعَافِیَتِکَ مِنَ النَّارِ »[۲۳]
شهادت امام صادق (ع)
مشهور است که امام صادق (ع) در سال ۱۴۶ هجری قمری به شهادت رسیدند و پیکر مطهرشان در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
در اصول کافی، ارشاد شیخ مفید، کشف الغمه و برخی کتابهای دیگر، از رحلت امام صادق (ع) به لفظ «مضی » «مات» و «قبض » تعبیر شده است. ظاهر این لفظ‌ها نشان می دهد امام به مرگ طبیعی جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح کفعمی (به نقل مجلسی در بحار) نیز در کتاب‌های دیگری آمده است: امام را زهر خوراندند.[۲۴]
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانید[۲۵] و بایست چنین باشد، زیرا با کینه ای که منصور از او داشت و بیمی که از روی آوردن مردم بدو در دل وی راه یافته بود، آسوده نمی نشست. آنان که با تاریخ زندگی این مرد آشنایند، می دانند او به کسانی که برای رساندنش به مسند خلافت هر کوشش را به کار بردند، رحم نکرد و از جمله آنان ابومسلم بود که برپایی دولت عباسیان مرهون رنج‌هایی است که او در این باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم چنان که از اسناد تاریخی بر می آید، این است که هنگام خلافت سفاح، به منصور چنان که باید حرمت نمی نهاد، پس طبیعی است کسی را که از او می ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نکند. ولی چنان که خواهیم دید، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دریغ می خورد.
کلینی به اسناد خود از ابو ایوب روایت کند: نیم شبی منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر کرسی نشسته بود و شمعی پیش روی داشت و نامه ای می خواند و می گریست. بر او سلام کردم. نامه را به سوی من انداخت و گفت: از محمد بن سلیمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر می دهد و سه بار «انا لله و انا الیه راجعون » را بر زبان آورد و گفت: کجا مانند جعفر یافت می شود؟ سپس گفت: بنویس! در بالای نامه نوشتم اگر شخص معینی را وصی قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد پنج تن را وصی خود کرده است: منصور، محمد بن سلیمان، عبدالله، موسی و حمیده. و در روایت دیگری به جای محمد بن سلیمان، محمد بن جعفر است و به جای حمیده، مولایی از موالی ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اینان را نمی توان کشت.[۲۶]
ابن فضال روایت کند: نزد ام حمیده رفتم تا او را به رحلت امام تعزیت دهم. گریست و من از گریه او به گریه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ می دیدی چیزی شگفت مشاهدت می کردی. چشم خود را گشود و گفت: هر کس را با من خویشاوندی دارد گرد آورید. همه را گرد آوردیم. بدان‌ها نگریست و گفت: شفاعت ما به کسی نمی رسد که نماز را سبک بدارد.[۲۷]


[۱] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۴۷۲.
[۲] امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۵۹.
[۳] اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۵۵.
[۴] اسد حیدر، یوسفی اشکوری، حسن، امام صادق و مذاهب چهارگانه، ص ۵۵.
[۵] مفید، محمد بن محمد بن نعمان، ارشاد، ج ۲، ص ۱۷۴،
[۶] قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۳۴۴ به بعد.
[۷] کنیه شریف امام صادق(ع).
[۸] یعنی ۶۰۱ دینار.
[۹] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۴۷۶ و ۴۷۷؛ مامقانی، عبدالله بن حسن، تنقیح المقال، ج۳، قسم ۲، ص۷۶؛ قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ج۲، ص۳۳۶.
[۱۰] امین عاملى، سید محسن، سیره معصومان ، ج ۶، ص ۴۹.
[۱۱] صدوق، محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۰.
[۱۲] خزاز قمی، علی بن محمد، کفایه الاثر، ص ۳۲۱.
[۱۳] مجلسی، محمد باقر، زندگانى امام جعفر صادق(ع)، ترجمه خسروی، موسی، ص ۹-۱۱.
[۱۴]محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۳۲.
[۱۵]حرعاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۴۰۸.
[۱۶]مجلسی، محمد باقر،  بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۳۳.
[۱۷]محدث نوری، مستدرک، ج۲، ص ۱۶۲.
[۱۸]بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۹۴.
[۱۹]مجله کوثر، شماره ۲۶، ص ۲۶.
[۲۰]وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۹۳.
[۲۱]میزان الحکمه، ج ۵، ص۳۸۵.
[۲۲]بحارالانوار، ج ۸۱،  ص ۲۴۸
[۲۳]همان، ص ۱۹.
[۲۴] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۲-۱.
[۲۵] ابن شهر آشوب، المناقب، ج ۴، ص ۲۸۰.
[۲۶] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۱، ص ۳۱۰.
[۲۷] صدوق، محمد بن علی بن بابویه، ثواب الاعمال، ص ۲۰۵؛ بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۲.
 ولادت امام جعفر صادق, شهادت  امام جعفر صادق ,جعفر صادق, دیباجی, آیت الله دیباجی ,حضرت آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,مقاله ,مقالات, زندگی نامه امام جعفر صادق, سایت آیت الله دیباجی, سید دیباجی, مکتب تشیع ,امام جعفر صادق  

بازدیدها: ۴۳

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

یادداشتی بر هشتم شوّال سالروز تخریب قبور اهلبیت (علیهم السلام) در بقیع

آن چه در پی می آید نوشتاری است از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به مناسبت هشتم شوال المکرّم سالروز تخریب قبور ائمّه اطهار علیهم السلام در بقیع:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
* یادآور روزهای بزرگ
بقیع، عنوان بقعه‌ای از بقاع مدینه طیّبه است که حافظ آثار بخش‌های مهمّی از تاریخ صدر اسلام است و در طول چهارده قرن و اندی که از هجرت می‌گذرد، همواره یادآور روزهای بزرگی است که هرکدام در معرّفی اسلام و رسالت الهی حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله از اسناد مهمّ تاریخ است.
پاسداری از این آثار و حفاظت از آنها، پاسداری از مبانی دعوت به توحید و قرآن کریم است.
این آثار و سایر آثار تاریخی که در حرمین شریفین قرار دارد، همواره بین مسلمانان، با عظمت و قداست و مورد احترام بوده و هست و مردم، سیره‌ی پیغمبر، مجاهدات پیغمبر، غزوات پیغمبر، اهل‌بیت پیغمبر و اصحاب پیغمبر صلّی الله علیه و آله را در آنها می‌دیدند و از اعتبار بالا و بی‌مانندی برخوردار است.
HM-2013627824555360811406898461.0565
* تاریخ اسلام در حرمین شریفین
هر نقطه‌ی این دو حرم، بینش‌افزا و ایمان‌پرور است. وجود پیامبر اسلام و حواشی و اطراف وجود آن حضرت، خاندان بزرگوارش، عبدالمطّلب جدّ آن حضرت، ابوطالب عموی ایشان، فاطمه بنت اسد همسر محترم ابوطالب ـ که به منزله مادر برای ایشان بود ـ همسرانش در مدینه و همسر یگانه‌اش خدیجه، سبط اکبرشان و نوادگان عالیقدر و حمزه عموی بزرگوار دیگرشان، بخش بسیار مهمّی از تاریخ اسلام است.
هم‌چنین غزوه‌ی اُحد و بدر و مقامات و مساجدی، مانند مولد آن حضرت، کوه تاریخی حرا و غار شریف آن ـ مرکز بعثت آن بزرگوار به سوی خلق و آغاز دعوت ـ و نیز خانه‌ی امّ‌ هانی ـ جایگاه شروع معراج ـ و ده‌ها مکان مقدّس دیگر، همه تاریخ این دین حنیف را معرّفی می‌کند، و حرمین شریفین علاوه بر کعبه‌ی معظّمه و مسجد النّبی، نیز به اعتبار این اماکن تاریخی و محترم، دارای عالی‌ترین هویّت است.
قرآن مجید، «بیت» را به وجود آیات بیّنات و مقام ابراهیم، معزّز و مکرّم معرّفی نموده و«مقام ابراهیم علیه‌السّلام» به این نسبت مورد احترام است.
* لزوم بزرگداشت مقامات پیامبر در حرمین شریفین
حرمین شریفین، بقعه‌هایی دارد که بسیاری از آن‌ها منسوب به خاتم‌الانبیاء حضرت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم است. سزاوار است که مقامات جلیله و کریمه‌ای که همه مضاف به نام آن حضرت است، به مرور اعصار باقی بماند و مقامات ایشان در مکّه و در مدینه، همچون مقام ابراهیم باید معروف و مشهور باشد.
همان‌گونه که نام ابراهیم، پیام‌آور بزرگ توحید به آن مقام جاودانگی دارد؛ نام محمّد و رسالت او به توحید و مقامات او در حرمین شریفین باید جاودان بماند و خواهد ماند.
همان‌طور که تخریب مقام ابراهیم و جلوگیری از عبادت خدا و نماز در آن به عنوان شرک‌گرایی جایز نیست؛ منع از تعظیم و تکریم مقامات محمّدی ـ که هر کدام جلوه‌ی مقام ابراهیمی است ـ به این عناوین جایز نیست.
مکان‌های مقدّس مکّه و مدینه اگرچه به نام دیگران هم باشد، همه نام و جایگاه پیامبر اسلام و شعاع نام آن حضرت است. همه مکمّل دعوت به توحید و تاریخ دین توحید و عقیده به توحید و پیام توحید و اعزاز کلمه‌ی توحید است. اگر ابراهیم به این مقام واحد یاد می‌شود؛ محمّد صلّی الله علیه و آله به همه‌ی این مقامات متعدّد یاد می‌شود که همه جاودانگی دارد.
* هدف اصلی از تخریب بقیع
امّا افسوس که بیشتر این مشاهد و مقامات را تخریب نمودند. خسارات بزرگی به تاریخ اسلام به واسطه‌ی از بین‌بردن این اسناد تاریخی وارد شد که جبران‌پذیر نیست، و پشتوانه‌های تاریخی دین مبین را ویران نمود.
هدف شوم دشمنان در این اهانت بزرگ و در این سیاست، از بین‌بردن پشتوانه‌های تاریخ اسلام و اسناد و آثار خارجی و عینی تاریخ بود؛ آثار و ابنیه و مقامات و مشاهدی که تا دنیا برقرار است باید محفوظ بماند و در پاسداری از حریم و حرمت آنها، کمال اهتمام مبذول شود، متأسّفانه این مشاهد مقدّسه را منهدم نمودند.
در دنیای کنونی که دولت‌ها و مردم به حفظ سوابق فرهنگی و مواریث افتخارآمیز خود اهتمام دارند، این مواریث عزیز منهدم گردید و یا نام آنها را عوض نمودند.
هیچ امّت و هیچ فرد آگاهی، تاریخِ خود را این‌گونه ضایع نمی‌سازد. هیچ تاریخ مکتوبی نمی‌تواند جایگزین این آثار باشد. هر ملّت دیگری اگر در حدّ یکی از این آثار و کمتر و کمتر هم داشت، حفاظت آن را سرلوحه سیاست خود قرار می‌داد. تخریب این مشاهد و به فراموشی‌سپردن حتی قبه الخضراء، یکی از مقاصد مهمّ سیاست‌های اسلام‌ستیزی دشمنان بود.
چه نقشه‌‌ی پر خسارتی بود که به توطئه‌ی استعمار و به دست گروهی جاهل اجرا شد؛ إنا لله و انا الیه راجعون
* لزوم بزرگداشت هشتم شوّال
روز هشتم شوّال، روزی است که ویران‌گری‌های این گروه از بقیع شروع شد و مراقد مطهّر و نورانی اهل‌البیت علیهم السّلام را تخریب نمودند و به هویّت اسلام عزیز تاختند. لذا لازم است که همه‌ی مسلمانان، اعمّ از شیعه و سنّی و مذاهب مختلف، در این روز، جنایات آنان را محکوم نمایند و همه با هم تجدید بنای این مشاهد عزیز و احیای سوابق درخشان اسلام را مطالبه نمایند.
باید این واقعه‌ی دلخراش را همه ساله مسلمانان روز عزا و مصیبت اعلام کنند و آن را محکوم نمایند. باید تا وقت نگذشته، این آثار نوسازی شود، مخصوصاً مشاهد و مقاماتی، مثل محلّ ولادت نبی اکرم در مکّه مکرّمه و مدفن جدّ بزرگوار و عموی عالی‌مقام و همسر فداکار آن حضرت و محلهّ بنی‌هاشم بازسازی شود.
و در مدینه منوّره، أحد، مشهد حضرت حمزه و سایر شهداء و بقیع مظلوم باید احیاء شود؛ مخصوصاً مقام و حرم ائمه طاهرین؛ حضرت امام حسن مجتبی و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام ‌جعفر‌صادق علیهم‌السلام؛ این مفاخر بی‌نظیر عالم اسلامیت و بشریت تجدید شود. خانه امام جعفر صادق علیه السلام که از همان خانه‌های مذکوره در قرآن مجید است به حال اوّل باز گردد.
خصوصاً شیعیان برای به یادماندن این اسناد تاریخ و این اهانتی را که در حرمین شریفین به اهل بیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شده و هنوز هم ادامه دارد، این روز را روز حزن اهل بیت علیهم‌السلام و روز مصیبت و حمله و هجوم به تاریخ اسلام دانسته و با اجتماعات با شکوه و اقامه مجالس عزاداری و عرض تسلیت به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواح العالمین له الفداء، این جنایتی را که علیه اسلام و قرآن و شخص پیغمبر اکرم و اهل بیت آن حضرت بوده، محکوم کنند و فراموش ننمایند که این جنایت، فراموش‌شدنی نیست. «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره ولو کره الکافرون»
 هشتم شوّال , تخریب قبور اهلبیت ,  بقیع, تخریب بقیع, دیباجی,آیت الله دیباجی,سایت دیباجی,مقالات مذهبی ,ماجرای تخریب بقیع,تاریخ بقیع,

بازدیدها: ۴۱