دسته‌ها
خارج اصول

دانلود فایل خارج اصول (درس‌های ۲۴۶ – ۲۴۹) سال تحصیلی ۹۳-۹۴

تقریرات درس خارج اصول حضرت آیت‌الله دیباجی اصفهانی(مدظله العالی) سال تحصیلی ۹۳-۹۴

برای دانلود فایل خارج اصول (درس‌های ۲۴۶ – ۲۴۹) استاد دیباجی روی آیکون گزینه های زیر با دو فرمت word و PDF کلیک کنید.

دانلود خارج اصول با فرمت word /حجم فایل ۱۵۶k   word-icon

دانلود خارج اصول با فرمت PDF /حجم فایل ۲۴۱k     pdf

دانلود فایل خارج اصول, دانلود فایل خارج اصول استاد دیباجی,خارج اصول,دانلود صوتی خارج اصول, دیباجی, آیت الله دیباجی ,درس خارج آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی کیست, اخبار آیت الله دیباجی, دیباجی, دیباجی اصفهانی, دیباج, تصویر آیت الله دیباجی, دانلود فایل ,دانلود دیباجـی دیباجی. ,سید دیباجی ,سایت دیباجی ,خارج اصول فقه, اصول فقه ,دانلود تقریرات اصول, تقریرات اصول ,دانلود تقریرات اصول آیت الله دیباجی,  تقریرات اصول آیت الله دیباجی

بازدیدها: ۴۴

دسته‌ها
خارج اصول

دانلود فایل خارج اصول (درس‌های ۲۴۳ – ۲۴۵) سال تحصیلی ۹۳-۹۴

تقریرات درس خارج اصول حضرت آیت‌الله دیباجی اصفهانی(مدظله العالی) سال تحصیلی ۹۳-۹۴

برای دانلود فایل خارج اصول (درس‌های ۲۴۳ – ۲۴۵) استاد دیباجی روی آیکون گزینه های زیر با دو فرمت word و PDF کلیک کنید.

دانلود خارج اصول با فرمت word /حجم فایل ۱۵۶k   word-icon

دانلود خارج اصول با فرمت PDF /حجم فایل ۲۴۱k     pdf

دانلود فایل خارج اصول, دانلود فایل خارج اصول استاد دیباجی,خارج اصول,دانلود صوتی خارج اصول, دیباجی, آیت الله دیباجی ,درس خارج آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی کیست, اخبار آیت الله دیباجی, دیباجی, دیباجی اصفهانی, دیباج, تصویر آیت الله دیباجی, دانلود فایل ,دانلود دیباجـی دیباجی. ,سید دیباجی ,سایت دیباجی ,خارج اصول فقه, اصول فقه ,دانلود تقریرات اصول, تقریرات اصول ,دانلود تقریرات اصول آیت الله دیباجی,  تقریرات اصول آیت الله دیباجی

بازدیدها: ۳۱

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

شناختی بر انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر جامعه جهانی

Imam-Khomeini-10
پیشینه و تعریف واژه «انقلاب»
هانا آرنت، از نظریه‌پردازان انقلاب درباره پیشینه تاریخى این اصطلاح می‌گوید: کلمه انقلاب در اصل از مصطلحات اخترشناسى است که به ‏واسطه اثر بزرگ کپرنیک در علوم طبیعى از اهمیت خاصى برخوردار شد. این واژه در کاربرد علمى، معناى دقیق لاتینى خود را که دال بر حرکت دَورانى منظم و قانون‌مند ستارگان بود، حفظ کرد. در سده هفدهم واژه انقلاب براى نخستین‌بار به صورت یکى از اصطلاحات سیاسى در سال ۱۶۶۰م پس از دگرگونى سیاسى در یکى از کشورها به ‌کار رفت. در معناى دیگر سیاسى، این کلمه درباره انتقال از عصر کشاورزى به دوره صنعتى- بویژه در ممالک غربى- به ‌کار می‌رود که در آن‌جا صنعتى شدن به همراه شهرنشینى حاصل از آن، بر آخرین مرحله توسعه این جوامع اثرات بسیار چشمگیرى داشته است.[۱]
نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی سیاسی، هر یک بر مبنایى خاص تعاریف مختلفى برای انقلاب ارائه داده‌اند که در این‌جا نمونه‌هایی از آن بیان می‌شود.
شهید مطهرى انقلاب را این‌گونه تعریف می‌کند: «انقلاب، عبارت است از طغیان و عصیانى که مردم علیه نظام حاکم موجود براى ایجاد وضع و نظمى مطلوب انجام می‌دهند؛ یعنى انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است علیه وضع حاکم براى وضعى دیگر. پس ریشه‌هاى انقلاب دو چیز است: یکى نارضایتى و خشم از وضع موجود و دیگر آرمان یک وضع مطلوب».[۲]
از نگاه شهید آیت الله سید محمد باقر صدر؛ انقلاب، جنبشى سرسختانه و بر مبناى اصول مکتبى معیّنى است که با درک واقعیت‌هاى موجود، به ‏دنبال تغییر و دگرگونى بنیادین در تمامى ابعاد زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى و معیارها، اصول و ارزش‌هاى حاکم است.[۳]
ساموئل هانتینگتون می‌گوید: انقلاب یک دگرگونى سریع، بنیادین و خشونت‌آمیز داخلى در ارزش‌ها و اسطوره‌هاى مسلط جامعه، نهادهاى سیاسى، ساختار اجتماعى، رهبرى، فعالیت‌هاى حکومتى و سیاست‌هاى آن است.[۴]
با مرورى بر سایر تعاریف اندیشمندان معاصر اسلامى نشان می‌دهد که یکى از ابعاد مهم در معرّفى انقلاب‌ها، بُعد ارزشى و مطلوبیت آرمان‌ها است. شاید تعریف انقلاب از بُعد جامعه ‏شناسى جامعیت بیشترى دارد؛ زیرا به عمده‌ترین خصیصه‌هاى انقلاب که داراى ماهیتى اجتماعى است، اشاره می‌کند. پس می‌توان انقلاب را به ‏معناى تغییر در ساختار حاکمیت و ساختارهاى اجتماعى در نظر گرفت.[۵]‏
تفاوت انقلاب با سایر تحوّلات سیاسی و اجتماعی
انقلاب‌ها با ویژگی‌هایى که دارند آنها را از سایر تحولات سیاسى و اجتماعى؛ مانند کودتا، جنبش، شورش و اصلاح جدا می‌کند.
کودتا اقدام معدودى از نیروهاى نظامى با حمایت برخى نیروهاى حاکم است که هدف از آن، رسیدن به قدرت و برکنارى حاکمى است که در رأس قدرت قرار دارد.[۶]
جنبش، مفهومى است که بسترهاى تحوّل در جامعه را شکل می‌دهد که این تحول می‌تواند به انقلاب یا اصلاحات تبدیل شود. تفاوت عمده جنبش با انقلاب و اصلاح، در شیوه اجرایى و رفتارى و نیز در هدف نهایى آن است. تغییرات اجتماعى حاصل از جنبش اگر به ‏گونه‌اى مسالمت‌آمیز به تغییرات آرام و تدریجى منجر شود، رفرم یا اصلاح نام دارد و اگر این تغییرات، اساسى و بنیادى، توأم با خشونت باشد، به انقلاب خواهد انجامید. ازاین‌رو، انقلاب‌ها در فرایند راهبردى جوامعِ خواهان جنبش -که مستلزم آگاهى اجتماعى است- شکل می‌گیرد.[۷]
اصلاح یا رفرم، تغییر آرام و تدریجى، مسالمت‌آمیز و روبنایى در یک نظام است که معمولاً در جامعه‌اى متعادل اتفاق می‌افتد. اصلاحات، از بالا و از سوى خود دولت‌مردان به ‏وجود می‌آید، ازاین‌رو، چه‌ بسا پایگاه مردمى نداشته باشد. اصلاحات ممکن است با رسیدن به تغییرات هدف‌مند و منتج از نیازهاى جامعه، از وقوع انقلاب نیز جلوگیرى کند.[۸]
تفاوت اساسى انقلاب و اصلاح در این است که اصلاحات از سوى حاکمان و به ‏منظور بهبود شرایط یا جلوگیرى از وقوع انقلاب روى می‌دهد، اما انقلاب از سوى مردم و براى براندازى نظام حاکم پدید می‌آید. ناگفته نماند که اصلاحات در برخى موارد ممکن است موجب تسریع انقلاب یا فروپاشى رژیم‌هاى سیاسى گردد. معمولاً در اصلاحات، خشونت دیده نمی‌شود، بلکه تلاش می‌شود تا اصلاحات در فضایى آرام صورت گیرد.[۹]
شورش حرکتى مقطعى در اعتراض به موضوعى خاص است. شورشیان غالباً نارسایی‌هاى موجود را نه به نهادها و ساخت‌هاى اجتماعى، بلکه به افراد نسبت می‌دهند. ازاین‌رو، هدف آنها محدود به از میان برداشتن افراد خاصى در حاکمیت و یا زدودن موضوع خاصى در حکومت است، بی‌آن‌که ترکیب نظام سیاسى-اجتماعى را تغییر دهند. از سویى دیگر، در مواردى که شورشیان بافت اجتماعى را نشانه می‌روند، طرحى براى آینده ندارند و معمولاً اعتراض آنها مقطعى و براى موضوعى خاص است.[۱۰]
ریشه‌هاى وقوع انقلاب
اوضاع جامعه‌اى که مستعد انقلاب است، باید در مطالعه انقلاب مورد توجه قرار گیرد. انقلاب به شکلى مطلوب در مکان و زمانى امکان موفقیت دارد که شرایط دو قطبى بر جامعه‏ حکم‌فرما باشد؛ شرایطى که در آن، گروه‌هاى اجتماعى از نظام سیاسى حاکم جدا شده و در مقابل آن ایستاده‌اند. چنین جامعه‌اى با دوگانگى قدرت روبرو می‌گردد؛ بدین ‏بیان که ابتدا مشروعیت حاکمیت به چالش کشیده می‌شود و سپس نیروهاى اجتماعى-که به قدرت خود اطمینان کافى می‌یابند- از نظام سیاسى رویگردان شده، در مقابل آن قرار می‌گیرند.[۱۱] عوامل متعددى ایجاد کننده چنین شرایطى است، اما اگر بخواهیم آنها را در یک دسته‌بندى کلى بازگوییم، می‌توان به این موارد اشاره کرد: وجود نارضایتى،[۱۲] ظهور و گسترش ایدئولوژی‌هاى جدید و جایگزین‏،[۱۳] گسترش روحیه انقلابى[۱۴] و رهبرى انقلاب و نهادهاى بسیج‌گر.[۱۵]
انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامى را با توجه به خصوصیات منحصر به فردى که دارد آن‌را از دیگر انقلاب‌هاى جهان ممتاز می‌سازد و مفهوم جدیدى از انقلاب به دست می‌دهد. برخى از این خصوصیات عبارت‌اند از:
۱. برخوردارى از پشتوانه عظیم فلسفه و فقه و معارف اسلامی
۲. انقلاب اجتماعى همه جانبه همراه با تحوّل بنیادین در زندگى انسان‌ها،
۳. استوارى بر پایه فرهنگ و اعتقاد و ایمان،
۴. بهره‌مندى از رویکرد ارزشى و هدف‌گیرى اصلاح مفاسد بشرى،
۵. حاکم‌سازى فرهنگ توحیدى بجاى فرهنگ الحادى و استبدادى،
۶. شکل‌گیرى بر مبناى نظم و انضباط انقلابى.[۱۶]
با توجه به این خصوصیات است که انقلاب اسلامى یک تفسیر اسلامى و الهى بوده و به معناى زنده کردن دوباره اسلام است. انقلاب اسلامی؛ یک تحوّل اخلاقى، فرهنگى و اعتقادى است که به دنبال آنها تحوّل اجتماعى، اقتصادى و سیاسى و آن‌گاه رشد همه جانبه ابعاد انسان‌ها می‌آید.[۱۷]
حاصل کلام این‌که؛ انقلاب اسلامى بر اساس یک ضرورت طبیعى و تاریخى و مبتنى بر قواعد و سنن الهى به وقوع می‌پیوندد.
ارکان شکل‌گیری انقلاب اسلامى‏
براى شکل‌گیرى هر انقلابى یک عنصر فکرى و دو عامل انسانى مورد نیاز است. عنصر فکرى همان ایدئولوژى و مکتبى است که انقلاب بر پایه آن استوار می‌گردد و عنصر انسانى نیز یکى‏ مردمند و دیگرى رهبرى.[۱۸] هرگاه این سه عنصر در کنار هم قرار گیرند و جهت‌گیرى یکسان داشته باشند، انقلاب شکل می‌گیرد. بدیهى است هر چه قوت این سه رکن بیشتر باشد، سرعت شکل‌گیرى و پیروزى انقلاب نیز بیشتر خواهد بود. بنابراین، ارکان انقلاب اسلامی در سه عنصر زیر بیان می‌شود.
الف. مکتب:‏ انقلاب اسلامى بر پایه اندیشه و جهان‌بینى اسلامى استوار است. تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه علایقى که انسان را با دنیاى بیرون از وجود او مرتبط می‌کند و نیز فهم و درک آدمى از وجود خود و همه چیزهایى که نظام ارزشى جامعه را می‌سازد و آن‌را بر اداره مطلوب خود قادر می‌سازد، از این جهان‌بینى الهى ریشه و مایه می‌گیرد.
اساسی‌ترین مبناى جهان‌بینى الهى و اسلامى، اصل توحید به معناى اعتقاد به وجود خدا و قدرت غیبى او و حاکمیت علم، قدرت، عزّت، جلال، جمال مطلق، اراده و مشیّت او بر هستى، است‏ و همه امور دیگر به نحوى از انحاء به توحید باز می‌گردند. یکى از نکات برجسته و قابل توجه در زمینه انقلاب اسلامى این است که دین اسلام سازنده فرهنگ ملّى می‌باشد و به همین‏ جهت امورى نظیر جهاد، شهادت، پیروى از انسان با تقوا و عادل، بیزارى از ظلم و ظالم، اتحاد و همبستگى، توکل به خدا و … در متن این فرهنگ قرار دارد و خمیرمایه حرکت انقلابى مردم و پیروزى آنها را به ارمغان می‌آورد.[۱۹]
ب. رهبر: قدرت و قوّت رهبرى در انقلاب اسلامى با اتکاى به اسلام، ناشى از موقعیت دینى او است که مشروط به برخوردارى از ویژگی‌هایى؛ نظیر فقاهت، عدالت، علم، معرفت، زهد، مدیریت، شجاعت، بینش سیاسى و تدبیر است، بر خلاف انقلاب‌هاى دیگر که غالباً انسان‌هایى به عنوان سیاست‌مدار حرفه‌اى با تکیه بر زر و زور و تزویر در جایگاه رهبرى قرار می‌گیرند.
رهبر انقلاب اسلامی پس از اثبات حقانیت مکتب سیاسى خود، می‌تواند مردم را آرام آرام وارد میدان مبارزه کرده، به همراهى آنها، انقلاب بزرگ اسلامى را شکل دهد و در نتیجه آثار شوم تسلط قدرت‌هاى ستمگر را در کشور خود برطرف و دنیا را متحوّل کند.
ج. مردم‏: بزرگ‌ترین اهرم پیشبرد انقلاب اسلامى، حضور عظیم مردم در عرصه‌هاى انقلاب است، به چند دلیل؛ اولاً: چون اسلام بیشترین حق را در اداره نظام‌هاى اجتماعى به مردم می‌دهد و هر دستگاه حاکم را یک دستگاه خدمت‌گزار براى مردم می‌داند. ثانیاً: چون مردم تشکیل‌ دهندگان و به وجود آورندگان یک نظام اسلامی هستند. ثالثاً: چون دخالت و نظارت مردم بیشترین تضمین را براى حفظ یک نظام اسلامی از انحراف می‌کند.[۲۰]
پیام انقلاب اسلامى‏
هر انقلابى نظیر زلزله یا آتشفشان تأثیرات کم و بیش منطقه‌اى و بین‌المللى دارد و براى ایجاد عمق استراتژیک خود، پیامى را عرضه می‌کند. هر چه پیام انقلاب پرجاذبه‌تر باشد، انسان‌هاى بیشترى به پذیرش و حمایت و الگوپذیرى از آن روى می‌آورند.
انقلاب اسلامى این پیام را به دنیا عرضه می‌کند که بسیج‌کننده‌ترین ایدئولوژی‌ها اسلام است و اسلام مکتبى است که نه تنها توانایى سازماندهى یک مبارزه عظیم را دارد، بلکه در دوران پیچیده عصر ماشینى با همه معارضه‌ها و تضادهایى که سیاست‌هاى جهانى دارد، قادر به حل مشکلات جامعه و اداره آن بوده و بقا و ماندگاری‌اش را تضمین می‌کند.[۲۱] برخى از پیام‌هاى انقلاب اسلامى را می‌توان به صورت زیر برشمرد:
۱. لزوم خروج انسان از یوغ بردگى و بندگى طاغوت و رستن از ذلت و خوارى،[۲۲]
۲. روى آوردن به عبودیت خدا و رستگارى،[۲۳]
۳. برآشفتن در مقابل همه بدی‌ها و کجی‌ها و نابسامانی‌ها،[۲۴]
۴. مبتنى بودن حکومت و قدرت سیاسى بر پرهیزکارى، عدالت و حقیقت،[۲۵]
۵. ضرورت دین‌گرایى و خدامحورى و نیز بازگشت از مسیر انحرافى دوران غرور جاهلانه شکوفایى علم.[۲۶]
حاصل سخن در یک کلام این‌که پیام انقلاب اسلامی، پیام معنویت است؛ یعنى بشرِ سرگشته امروز که از عدم تأمین نیازهاى برتر و والاتر و ندیدن و نداشتن صفا و محبّت و مهربانى و نیافتن نوعى معرفت والا به ستوه آمده است، به دنبال مکتبى است که علاوه بر تأمین نیازهاى مادى، نیازهاى معنوى او را نیز برآورده سازد.[۲۷]
نقش انقلاب اسلامی در جهان
به ‌طور کلى در حوزه مطالعات آینده، همه گزارش‌ها حاکى از رشد چشمگیر جمعیت مسلمانان و متعاقب آن تقویت جایگاه و توان اثرگذارى مسلمانان است؛ ازاین‌رو، در خصوص وضعیت آینده مسلمانان در اروپا می‌توان اذعان نمود که اسلام، دیگر نه به ‏عنوان مسئله سیاست خارجى اروپا، بلکه یکى از دغدغه‌هاى سیاست داخلى آن به‌شمار می‌رود. امروزه اسلام به عنوان دومین دین بزرگ (به لحاظ پیروان) در بیشتر کشورهاى اروپایى رو به گسترش است. بی‌تردید مسلمانان در سال‌هاى آینده، نیروى اجتماعى و سیاسى مؤثرى در چارچوب اتحادیه اروپایى خواهند بود و بر تصمیم‌گیری‌هاى سیاست داخلى و خارجى اروپا تأثیرى مستقیم خواهند داشت.[۲۸]
اساساً افزایش میزان جمعیت مسلمانان و ارتقاى جایگاه اسلام و نقش‌آفرینى بیشتر آن در اروپا و کشورهایى؛ مانند آمریکا و روسیه، قدرت مانور انقلاب اسلامى را در عرصه‌هاى بین‌المللى ارتقا می‌بخشد. در آینده احتمال می‌رود مسلمانان با جمعیتى بیشتر و به ‌گونه‌اى مؤثرتر در معادلات جهانى نقش‌آفرینى کنند. کارشناسان مسائل اسلام در اروپا، به نقش‏ انقلاب‏ اسلامى‏ ایران در هویت‌بخشى و ایجاد انگیزش در میان مسلمانان اروپا اشاره کرده‌اند. انقلاب اسلامى نه ‏فقط در جهان اسلام، در اروپا نیز الهام‌بخش بوده و این نکته‌اى است که متفکران غربى نیز بدان اذعان دارند.
در این نوشته به برخی از نقش‌های انقلاب اسلامی در جهان اشاره می‌شود:
۱. ایستادگی در مقابل سلطه غرب؛ انقلاب اسلامى از یک ‏طرف با ایستادگى مقابل سلطه غرب و اثبات این نکته که ملت‌هاى انقلابى توانایى ایستادگى مقابل دشمنان خود، هرچند قوى، را دارند، انگیزه لازم براى حضور مردم جهان را در صحنه مبارزه با سلطه غرب فراهم می‌کند.
۲. انقلاب اسلامى سخن تازه‌اى را با عنوان حکومت اسلامى مطرح می‌کند که بر خلاف فرهنگ سیاسى غربى، از نظام جدیدى سخن می‌گوید.
۳. ترویج آزادى، استقلال، ضدیت با استبداد و استعمار، و زنده کردن روح مبارزه و تلاش براى آینده بهتر.[۲۹]
۴. احیاى فرهنگ سیاسى مبتنى بر قرآن، نفى سکولاریزم و مهم‌تر از همه ضرورت بازگشت به اسلام ناب محمدى(ص).[۳۰]
۵. بازسازى تمدن اسلامی؛ انقلاب اسلامى با اعطاى خودباورى فرهنگى به ملت‌هاى مسلمان و بهره‌گیرى از فناوری‌هاى مدرن ارتباطى براى انتقال پیام نواندیشى دینى در جهان اسلام می‌تواند رویکرد تمدنى خود را به منصه ظهور رساند. همچنین از رهگذر احیاى ارزش‌هایى چون عدالت محورى و عدالت‌گسترى، توسعه و تعالى همه‌جانبه، کرامت انسانى و آزادی‌هاى مشروع، صلح‌طلبى، عزّت نفس، توسعه اخلاق و دین‌مدارى، شکوفایى حس خداجویى، و … موجبات شکوفایى و بالندگى مجدد تمدن اسلامى را در راستاى تمدن‌سازى نوین فراهم می‌آورد.[۳۱]
======================
[۱]. آرنت، هانا، انقلاب، ترجمه: فولادوند، عزت ‏الله، ص ۳۶، خوارزمى، تهران، ۱۳۶۱ش.
[۲]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج ‏۲۴، ص ۱۳۹، انتشارات صدرا، تهران.
[۳]. جمشیدى، محمدحسین، اندیشه سیاسى شهید رابع سید محمدباقر صدر، ص ۱۲۰، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى، تهران، ۱۳۷۷ش.
[۴].Huntington, Political Order in Changing Societies, p.264 ؛ عیوضى، محمد رحیم‏، درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۰، دفتر نشر معارف‏، قم، چاپ نوزدهم، ۱۳۹۱ش.
[۵]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۰.
[۶]. ر.ک: درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۲؛ محمدى، منوچهر، انقلاب اسلامى؛ زمینه‌ها و پیامدها، ص ۲۱، دفتر نشر معارف‏، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۹ش؛ بشیریه، حسین، انقلاب و بسیج سیاسى، ص ۱۱،  مؤسّسه انتشارات، چاپ دانشگاه تهران؛ بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسى، ص ۲۳، مؤسسه نگاه معاصر، تهران، ۱۳۸۱ش.
[۷]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۳.
[۸]. همان.
[۹]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴.
[۱۰]. ر.ک: انقلاب و بسیج سیاسى، ص ۳ – ۱۵؛ درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴.
[۱۱]. ر.ک: انقلاب اسلامى؛ زمینه‌ها و پیامدها، ص ۳۹- ۳۵؛ درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴ – ۲۵.
[۱۲]. جمعى از نویسندگان، انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۳، دفتر نشر معارف، قم، ۱۳۸۸ش؛ درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۵.
[۱۳]. ر.ک: برینتون، کرین، کالبد شکافى چهار انقلاب، ترجمه: ثلاثى، محسن، ص ۴۵ – ۵۹،  نشر نو، تهران، ۱۳۶۶ش؛ انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۴.
[۱۴]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۲۶ – ۲۷.
[۱۵]. همان، ص ۲۷.
[۱۶]. قنبرى، آیت‏، اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى‏، ص ۲۲۲، زمزم هدایت‏، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
[۱۷]. همان، ص ۲۲۳.
[۱۸]. اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى،  ۲۳۰ – ۲۳۱.
[۱۹]. همان، ص ۲۳۱ – ۲۳۲.
[۲۰]. همان، ص ۲۳۲ – ۲۳۳.
[۲۱]. با استفاده از: بیانات مقام معظّم رهبرى در نماز جمعه ۱۴/ ۱۱/ ۱۳۶۲.
[۲۲].  بیانات مقام معظّم رهبرى در ۸/ ۱۲/ ۱۳۵۹ و در ۳۰/ ۹/ ۱۳۶۱.
[۲۳]. همان.
[۲۴]. همان.
[۲۵]. بیانات مقام معظّم رهبرى در ۲۷/ ۱۱/ ۱۳۷۹.
[۲۶]. اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى، ص ۲۲۸.
[۲۷]. با استفاده از: بیانات مقام معظّم رهبرى در ۱۴/ ۳/ ۱۳۷۴.
[۲۸]. درآمدى تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران، ص ۱۶۹.
[۲۹]. ر.ک: اندیشه سیاسى مقام معظم رهبرى‏، ص ۲۱۵ – ۲۱۶.
[۳۰]. همان‏، ص ۲۱۶.
[۳۱]. ر.ک: نوروزى، محمد جواد، دست در دست صبح (انقلاب اسلامى)، ص ۳۱۴ – ۳۱۵، دفتر نشر معارف، قم، چاپ اول، ۱۳۹۱ش.برگرفته از سایت اسلام کوئیست

  انقلاب اسلامی ,   مقاله,جامعه جهانی ,امام, امام خمینی, ورود امام خمینی, دیباجی, دیباجی اصفهانی, اصفهانی ,سید دیباجی 

بازدیدها: ۳۶

دسته‌ها
اخبار

دعوت دفتر آیت الله دیباجی از مردم برای حضور گسترده در راهپیمایی ۲۲ بهمن

در آستانه یوم الله ۲۲ بهمن مراجع تقلید، علما، شخصیت ها و مراکز حوزوی با صدور اطلاعیه های جداگانه مردم را به حضور گسترده در راهپیمایی فراخواندند.

مراجع تقلید، علما، شخصیت های حوزوی، نمایندگان ولی فقیه، ائمه جمعه و مراکز و نهادهای مختلف حوزوی مردم را به حضور باشکوه و گسترده در راهپیمایی حماسی ۲۲ بهمن دعوت کردند. مراجع تقلید در شهر مقدس قم در آستانه این روز ماندگار و تاریخی در انقلاب اسلامی، در سخنانی جداگانه ضمن تاکید بر حماسه آفرینی مردم در ۲۲ بهمن، حضور گسترده آنان را نشانه وفاداری به انقلاب، ولایت فقیه و ارزش های دینی دانستند.

4646

همچنین بر اساس این گزارش، دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه) نیز با گرامیداشت دهه مبارک فجر و با اشاره به حفظ همه جانبه مردم از انقلاب و نظام اسلامی، از مردم مسلمان و ولایت مدار ایران اسلامی برای شرکت در راهپیمایی با شکوه ۲۲ بهمن دعوت به عمل آوردند.

از منظر قرآن مؤمنان برای مقابله با دشمنان، باید ابتدا به صفاتی آراسته شوند که بتوانند خود را ابتدا از آفات درونی حفظ نموده و یقین خویش را افزایش دهند. شرط پیروزی این است که در صف مؤمنان باشند و گرنه راه برای نفوذ دشمن باز خواهد ماند. یاد خدا، ایمان، صبر، استقامت، پرهیزگاری، توکل و یقین به وعده‌های الهی است که قدرت معنوی بی‌اندازه‌ای به انسان می‌دهد. قرآن در این باره می‌فرماید: «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئا»؛ (اما) اگر (در برابر آنها) استقامت و پرهیزگارى پیشه کنید، نقشه‌‏هاى(خائنانه) آنها به شما زیانى نمى‌‏رساند.

با توجه به بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن را از جمله کارهای ضروری برای درهم شکسن نقشه های شوم دشمنان می باشد.

دفتر آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی در پایان با دعوت از همه اقشار مردم در این حماسه سرنوشت ساز نظام اسلامی ، درخواست دارد هر کس برای سرافرازی اسلام و حمایت از نظام اسلامی و برای ایجاد وحدت و امنیت وظیفه دارد که در این راهپیمایی تاریخی شرکت کند زیرا انقلاب به این سادگی ها به دستان  ما نرسیده است بلکه به برکت وجود امام خمینی (ره) و شهدای عزیزمان و تلاش مردان خدایی به دست آمده است .

۲۱ بهمن ۱۳۹۳

دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (مدظله العالی)

دعوت آیت الله دیباجی   آیت الله دیباجی,  دیباجی, دیباجـی ,دیباجی اصفهانی ,سید دیباجی ,راهپیمایی ۲۲ بهمن

بازدیدها: ۳۸

دسته‌ها
اخبار تالیفات

کفایه الاصول نگینی بر انگشتر حوزویان است

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله حاج سید محمد تقی دیباجی اصفهانی «مد ظله العالی» استاد خارج فقه و اصول و تفسیر مؤلف کتاب «درایه فی شرح الکفایه» و کتب دیگر در زمینه تاریخ معصومین  علیهم السلام می باشد

ایشان از سالهای آغازین طلبگی توجه ویژه ای نسبت به تعلیم و تعلم معطوف داشته و در پاسداشت از نهضت و آرمان های امام راحل  رضوان الله تعالی علیه  در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از محکومیت و زندانی شدن تا حضور در جبهه های جنگ خدماتی داشته است

استاد معظم  در این مصاحبه در مقام دفاع از نظام آموزشی حوزه و نیز در دفاع از کتاب «کفایه» الاصول آخوند خراسانی «رضوان الله تعالی علیه» مباحثی را مطرح نمودند

سؤال : علم اصول نسبت به سایر علوم حوزوی از اهمیت ویژه ای برخوردار است مختصری در اهمیت و ضرورت این علم بفرمایید؟

استاد: علم اصول از مبادی تصدیقیه و بنای علم فقه است اگر کسی علم اصول را نخواند علم فقه را نمی تواند یاد بگیرد چون علم فقه علم به احکام الهی از روی استدلال است اکثر احکام الهی نظری است ، بدیهی نیست؛ یعنی باید از آیات شریف قرآن و روایات اخذ شود آیات و روایات هم امر نهی مجمل و مبین عام و خاص دارد این مباحث الفاظ علم اصول را انسان  باید یاد بگیرد تا بتواند احکام الهی را از منبع اصلی بدست بیاورد فعلی هذا علم اصول از مبادی تصدیقیه و زیر بنای علم فقه است

سؤال : مؤسس و پایه گذار علم اصول چه کسی بود؟

استاد: ائمه اطهار علیهم السلام  مؤسس علم اصول هستند علامه مجلسی رحمه الله علیه  روایتی از امام صادق سلام الله علیه در جلد دوم بحار الانوار آورده که فرموده است «انما علینا ان نلقی الیکم الاصول» ما اصول را برای شما بیان می کنیم شما فروعش را بیان کنید یعنی از همین اصول استفاده کنید مثلا در رابطه با حلیت فرمود«کل شی لک حلال» و در رابطه با طهارت فرموده «کل شی لک طاهر» در رابطه با استصحاب فرمود «لاتنقض الیقین بالشک » نیز در باره شبهه محصوره «سماعه» روایتی نقل می کند که از امام  علیه السلام سؤال کردم کسی که دو ظرف آب دارد و می داند در یکی از آنها نجاستی افتاده ولی نمی داند کدام یک نجس است قدرت هم ندارد که آب دیگری تهیه کند باید چه کار بکند ؟ امام  سلام الله علیه  فرمود این دو آب را دور بریزد و تیمیم کند و نماز بخواند این همان شبهه محصوره است که در علم  اصولَ آمده علم اجمالی منجز تکلیف است وقتی انسان می داند نجاستی در احد الانائین افتاده باید از هر دو ظرف اجتناب کند در هر صورت مؤسس اصلی علم اصول ائمه اطهار علیهم السلام هستند

سؤال: نخستین کسی که قواعد اصول را به رشته  تحریر درَآورده چه کسی بوده ؟

استاد: علامه سید حسن صدر رحمه الله علیه  در کتاب «الشیعه و فنون الاسلام » نوشته اولین فردی که قواعد اصولی را به رشته تحریر درآورده «هشام ابن حکم » از شاگردان امام صادق متوفای ۱۷۹ بوده ایشان کتاب « الفاظ» را در مباحث الفاظ و کتاب » الاخبار» را در رابطه با حجیت خبر واحد نوشت

سؤال : استناد به قواعد اصولی در مقام فتوی از چه زمانی شروع شد؟

استاد: از زمان غیبت کبری حضرت مهدی سلام الله علیه در سنه ۳۲۹ که دیگر ملاقات با ایشان امکان نداشت باب اجتهاد و استناد برای افراد مفتوح شد مثلا ابن ابی عقیل استاد ابن قولویه رحمه الله علیه  کتابی به نام «المستمسک بحبل آل الرسول » نوشت «ابن ابی عقیل» ظاهراً در سنه ۳۵۰ در فتوایی به قواعد اصولی استناد کرد او شیخ مفید  و سید مرتضی  رحمه الله علیهما در کتاب «الذریعه » شیخ طوسی رحمه الله علیه  درکتاب «عُدّه » علامه حلیq در کتاب« تحریر الاصول » این کار را ادامه داند همین طور علما علم اصول را مطرح کردند کتاب نوشتند و فتوی دادند مرحوم شهید ثانیq «تمهید القواعد» و فرزندش حسن بن زین الدینq «معالم» را نوشت ، معالم کتابی است بسیار عالی که متأسفانه اخیراً از حوزه های علمیه برداشته شده اودر این کتاب مباحث الفاظ و حجیت خبر واحد را مطرح کرده معالم تقریبا مثل صمدیه در علم نحو قلیل االفظ و کثیر المعناست مرحوم شیخ انصاری رحمه الله علیه  که کتاب وسائل را نوشت از او سؤال کردند چرا مباحث الفاظ را مطرح نکردید فرمود معالم کفایت می کند میرزای قمی رحمه الله علیه  هم معالم را درس می داد که نتیجه همان درس معالم کتاب دو جلدی قوانین شد

سؤال : مختصری هم پیرامون وجود شیخ انصاری و کتاب رسائل ایشان بفرمایید ؟

استاد: شیخ انصاری رحمه الله علیه  متوفای ۱۲۸۱ نادره روزگار است در احوالاتش می نویسند که میرزای شیرازی رحمه الله علیه و میرزا حبیب الله رشتی رحمه الله علیه از  شاگردهای صاحب جواهر رحمه الله علیه اجازه اجتهاد گرفتند و عازم ایران شدند که میرزا شیرازی به شیراز برود و میرزا رشتی به رشت؛ یک روز دیدند یک شیخ ساده پوش و متواضعی گوشه مسجد عمران مشغول درس برای یک طلبه است رفتند پای درسش دیدند قوی است فردا و پس فردا  وچند هفته دیگر هم ماندند خلاصه از مسافرتشان گذشتند به مرحوم شیخ انصاری ارادت پیدا کردند و از شاگردان او شدند حاصل آن مباحث و دروس کتاب «رسائل» در علم اصول شد «مکاسب» کتاب فقه ایشان و اثری کم نظیر است اقوال را خیلی با احترام نقل می کند منتها نقد و ایراد مناقشه دارد مؤلفین را خیلی احترام می کند مثلا از «کشف اللثام » فاضل هندی با احترام یاد می کند درباره او می فرماید «ذهب بعض الاجله» و درباره شیخ اسد الله  تستری رحمه الله علیه می گوید:«ذهب بعض المحققین » و در باره مرحوم کاشف الغطاء رحمه الله علیه می فرماید «ذهب بعض الاساطین» از استاد خودش صاحب جواهر هم یاد می کند و در باره او می گوید «ذهب بعض المعاصرین» البته بعضی ها گفته اند این از شذوذات مرحوم شیخ است که درباره استادش می فرماید «ذهب بعض المعاصرین» البته بعض جاها هم فرموده« ذهب من لاخبره له» مثلا در بحث غناء می فرماید بعضی افراد که خبرویتی  ندارند گفته غناء در مراثی جایز است و در بحث خیار عیب  ناراحت می شود که بعضی ها قایلند باید تفاوت صحیح و معیب را گرفت آن ها را به«ذهب بعض من لا تحصل له» تعبیر می کند بعضی گفته مراد شیخ از این تعبیر استادش است ولی از مقام زهد و تقوی ایشان خیلی بعید است که نسبت به استادش این طور فرموده باشد چون در بحث مکیل و موزون و شرایط عوضین می فرماید «ذهب بعض المعاصرین» و بعد که می خواهد نقادی کند می گوید اقوال ما ذکره دام ظله وبه استاد خودش احترام می کند پس خیلی بعید است که این طور باشد در هر صورت شیخ درمکاسب اقوال را نقل و نقادی می کند و لذا مکاسب در نقل اقوال و استدالال کتابی بسیار قوی است

سؤال : شما بر کتاب کفایه مرحوم آخوند شرحی دارید ؟

استاد: اخیراً بحمدالله تفسیر مختصر بُشری همراه با ترجمه قرآن کریم در دوه هزار نسخه چاپ شده حاصل مباحث تفسیری ما روزهای پنچشنبه یکساعت بظهر در منزل ،همین تفسیر مختصر بُشری میباشد امید است ذخیره آخرت ما باشد انشاالله

۲- کتاب زیارت نامه حضرت رضا و حضرت معصومه سلام الله علیهما و فضیلت زیارت آن بزرگواران که در سال ۱۳۸۱ در هزار نسخه چاپ شده

۳- شرح رساله حقوق امام سجاد سلام الله علیه به عربی

۴- انبیاء اولوالعزم علیهم السلام عربی؛ انشاالله ترجمه انبیاء اولوالعزم و رساله حقوق امام سجاد سلام الله علیه نیز در دست تحقیق و چاپ است

۵- توضیح الکفایه در شش جلد؛ که شامل سه جلد مباحث الفاظ و سه جلد مباحث عقلیه میباشد،البته توضیح الکفایه حاصل تدریس حقیر بوده که طی چهار سال (۱۳۸۳- ۱۳۷۹ ) که بنده زاده حدود پانصد نوار از درس ها را ضبط نموده و به کمک دوستانش مورد تحقیق و تنظیم و تبدیل گفتاری به نوشتاری قرار دادند و بحمد الله در هزار نسخه (دوره شش جلدی ) چاپ شد.

۶ توضیح المکاسب (مکاسب محرمه ، بیع و خیارات ) که بنده زاده ها نوارهای صوتی درس را گرفته اند و در دست تحقیق و تنظیم  در پانزده جلد به چاپ خواهد رسید انشاالله

سؤال ویژگی های یک کتاب درسی مطلوب در حوزه چیست ؟ آیا کفایه چنین خصوصیاتی دارد ؟

استاد: البته در علم اصول بهترین کتاب معالم است چون مختصر است و مباحث الفاظ و اصول عقلیه  را دارد این خواص در کفایه هم هست مرحوم آخوند حدودا ۶ سال زحمت کشیدند تا این مطالب اصولی را تنقیح و زوایدش را حذف کرده و جلدین کفایه را در ۸ مقصد نوشت ۵ مقصد در جلد اول پیرامون مباحث الفاظ است که بحث آن صغروی است یعنی بحث از مصادیق اصاله الظهور است مثلا آیا امر ظاهر در وجوب است یا نه ؛نهی آیا ظاهر در حرمت است یا نه ؛ سه مقصد در جلد دوم پیرامون مباحث اصول عقلیه  مثل قطع ظن امارات و اصول عملیه که بحث آن کبروی است یعنی بحث از حجت است حجت خبر واحد اجماع شهرت و … کتاب کفایه واقعاً در نوع خودش کم نظیر است روح اجتهاد و توان اجتهاد را به طلبه می دهند اگر انسان با دقت کفایه را مطالعه کند بعضی حواشی را ملاحظه کند از نظر علم اصول مستغنی می شود

سؤال : بعضی ها معتقدند کفایه کتاب اصولی محض نیست کشکولی از ادبیات عرفان فلسفه و کلام است نظر شما چیست اگر چنین است دلیلش چیست ؟

استاد : این اشکال وارد است که بعض مطالب مثل بحث فلسفی اتحاد طلب و اراده را مرحوم آخوند مطرح کرده مرحوم آیت الله فیروزابادی رحمه الله علیه صاحب عنایه الاصول فرموده : «ای کاش مرحوم آخوند وارد این بحث نمی شد یا حالا که وارد شده خیلی مستقصا وارد می شد» همان طور که امام رضوان الله علیه در کتابشان به نام طلب و اراده مطرح فرمودند این بحثی بسیار قوی و دامنه دار است و سزاوار نیست در مباحث اصولی مطرح شود بحثی جدا است که کتاب جدا احتیاج دارد و استادی که بتواند مسئله را برای شاگردانش پیاده کند می گویند ای کاش مرحوم آخوند در مباحث الفاظ کفایه بحث طلب و اراده را مطرح نمی کرد

سؤال: بهترین شروح کفایه کدامند؟ شما کدام را بیشتر مورد توجه قرار می دادید ؟

استاد : عنایت الاصول حاشیه و شرح بسیار مضبوط و خوب کفایه است یعنی بعضی مطلب مرحوم آخوند را با عبارت های خیلی کوتاه و مبین پرواضح بیان می کند همچنین «منتهی الدرایه » که اخیرا آیت الله مروج نوشته برای ارجاع ضمائر و تبین بیانات مرحوم آخوند و نقل قول خیلی خوب است البته باید گفت حق تقدم با کتاب دو جلدی «حقایق الاصول » مرحوم آیت الله حکیم رحمه الله علیه است که مصداق همان شعر ابن مالک است که برای استادش خوانده :

« هو بسبق حائز تفصیلا / مستوجب ثنائی الجمیلا/ والله یقضی بهبات وافره / لی و له فی درجات آخره / »

واقعا حق تقدم با آیت الله حکیم است وقتی مرحوم آخوند قبل از بحث مشتق در بحث استعمال لفظ در اکثر از معنا وارد می شود و آیت الله حکیم هم وارد می شود و این قصه را در جلد اول حقائق الاصول صفحه ۹۵ نقل می کند که : یکی از بزرگان فرمود به اتفاق آیت الله صدر سید حسن صدر رحمه الله علیه و سید اسماعیل صدر رحمه الله علیه و حاجی نوری رحمه الله علیه صاحب مستدرک استاد محدث قمی رفتیم محضر آخوند ملافتحعلی رضوان الله تعالی علیه  ایشان هفتمین آیه شریفه سوره حجرات را مطرح کرد که {وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ ۚ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ} و معنای برای آیه بیان کرد که همه حاضرین خیلی تعجب کردند فردا باز حضور ایشان رسیدیم و معنای دیگری را برای آیه شریفه بیان کرد سپس فردا معنای دیگری تا سی روز که حضار خدمت ایشان رسیدند و سی معنا در این مدت ایشان برای جمله{ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ} فرمود به همین روایات آمده که قرآن دارای بطونی است بعد مرحوم آیت الله حکیم به مناسبت همین استعمال لفظ در اکثر از معنا می نویسند این مفسر دارای کراماتی بوده است در هر صورت حقایق الاصول حاشیه بسیار خوبی بر کفایه است و برای مدرسین بسیار راهگشا است

سؤال:  کفایه الاصول مرحوم محقق خراسانی چه ویژگی هایی دارند ؟

استاد: یکی همین اختصار است که سبب می شود مستمع مطلب را حتی زود بگیرد اختصار یکی از محسناتش است دیگر از محسنات کفایه این است که ایشان زواید علم اصول را حذف کرده است البته عباراتش یک مقدار غامض است ولی با بیش از صد شرحی که برآن نوشته شده این مشکل برطرف می شود و یکی از خصوصیات مرحوم آخوند این است که خیلی با احترام اقوال دیگران را نقل و حتی خدشه می کند گاهی از استادش مرحوم شیخ مطالبی را بیان می کند حتی با احترام مطلب بعضی از علمای اصول را مناقشه می کند اهم خصوصیاتش این است که مطلب را خیلی مختصر بیان می کند و زواید علم اصول حذف کرده است

سؤال بعضی ها معتقدند این ایجاز مخل است ؛اغلاق عبارت کفایه را تا چقدر مخل می دانید ؟

استاد: نه ایجاز مخل نیست بله در علم معانی بیان آمده که خطابه و خطبه و کتابت نباید اطناب ممل و ایجاز مخل داشته باشد ایجاز مخل یعنی متن به اندازه ای کوتاه باشد که مفهوم را نفهماند و نرساند مرحوم آخوند رحمه الله علیه کلماتی که در کفایه بیان کرده ایجاز مخل ندارد بلکه قدرت و قوت حافظه و استعداد طلبه را زیاد می کند یعنی کلام را طوری بیان کرده که طلبه به فکر بیفتند معنای این عبارت چیست مثل ابن مالک که مطالب نحو را در اشعار الفیه آورده و می گوید : «استعین الله فی الفیه مقاصد النحو بها محویه» ، واز خداوند طلب کمک می کند ؛ مرحوم آخوند هم مطالب را در عبارات کوتاه آورده ولی ایجاز مخل نیست کاری می کند که استعداد طلبه بیشتر شود به فکر بیفتد حواشی را ببیندرسائل و بعد کتب را ببیند که مطلب را دریابد بعد از معالم کتاب کفایه بسیار خوبی به نظر می رسد

سؤال امروز بعضی ها می گویند کفایه باید خلاصه شود و مباحثی از آن جذف یا با مطالب دیگر جایگزین شود نظرتان در مورد تلخیص کفایه چیست ؟

استاد: صلاح نیست باید همین طور که الان هست باشد چنانچه امام رضوان الله علیه در رابطه با جواهر فرمودند فقه جواهری اجتهاد جواهری باید در حوزه باشد از نظر اصول هم کفایه باید در حوزه ها تدریس شود امروز کفایه الاصول همچون نگین انگشتر در دست حوزها می درخشد و در دروس سطوح عالیه و خارج اصول محور قرار گرفته نهایتاً استاد باید مقداری برای شاگردان وقت بگذارد و دو مطالعه داشته باشد یکی مطالعه که مرحوم آخوند چه می خواهد بگوید و دیگری مطالعه طرز تدریس و تبیین مطلب برای شاگردان است که می خواهد بر کرسی تدریس بنشیند و درس بدهد باید این را ملاحظه کند هم مطلب را بداند و هم طرز تبیین و بیان مطلب را ؛ معروف است استاد باید این دو مطالعه را داشته باشد خلاصه تر از مطالب مرحوم آخوند رحمه الله علیه همان ایجاز مخل می شود استاد باید بیشتر مطالعه کند حواشی و شروحی که بر کفایه نوشته شده مخصوصا حقایق الاصول آیت الله حکیم و عنایت الاصول را بخواند  تا بتواند مطلب آخوند را برای شاگردان بیان کند

سؤال شخصیت سیاسی صاحب کفایه را در نوشتن کفایه تاثیر گذار می دانید ؟

استاد : نه خیر آن یک مسئله سیاسی بود که در انقلاب مشروطه مرحوم آخوند رحمه الله علیه موافق بود و بعض مخالفت کردند و این شد، مسئله هیچ ارتباطی به مسئله علمی و اصولی ایشان نداشته معروف است مرحوم آخوند رحمه الله علیه شش سال زحمت کشیدند تا جلدین کفایه را نوشت و زواید علم اصول را حذف کرد الان هم حدودا یک قرن است که این کتاب در حوزه های علمیه تدریس می شود و مجوز درس سطح عالی و حتی خارج اصول از علماست

سؤال پرداختن به نظریات مختلف در کفایه برای تربیت مجتهد کافی است ؟

استاد: البته برای تربیت مجتهد بسیار کتاب خوبی است ولی مثل کتاب مرحوم شیخ رحمه الله علیه نقل اقوال نکرده شیخ نقل اقوال نقادی و بحث می کند اقوال را رد می کند و قول خودش هم چه در رسائل و چه در مکاسب حتی کمیا ب است مرحوم آخوند رحمه الله علیه این طور نیست که زیاد نقل اقوال کند گاهی نقل می کند ولیکن نقادیش مثل شیخ نیست

سؤال چه شاخصه ها و امتیازاتی نسبت به کتب اصول دیگر دارد ؟

استاد: همین که وقت طلبه را زیاد نمی گیرد چون همان طور که عرض کردم علم اصول مبادی تصدیقیه عل فقه است و استاد باید به مقدار احتیاج آن را یاد بگیرد نه این که تمام عمرش را صرف علم اصول بکند سزاوار نیست چون علم فقه اشرف علوم است و همچنین  باید روی علم تفسیر قرآن و معارف اسلامی هم خیلی کار شود نقل است مشکینی ره  از شاگردان مرحوم آخوندq در نجف که خیلی در علم اصول غواصی کرد و حاشیه ای بر کفایه دارد در اواخر عمرش اظهار پشیمانی کرده ای کاش این قدر در علم اصول غواصی نکرده بودم و در علم فقه این اندازه بررسی نمی کردم تا در فقاهت کامل می شدم و در هر صورت چون علم اصول از مبادی عل فقه است به مقدار احتیاج همان اندازه مباحث الفاظ و مباحث اصول عقلیه در جلدین کفایه باید بسنده کرد به همان اندازه که انسان بررسی کند و دیگری اجتهاد و قدرت استنباط داشته باشد کافی است

سؤال محاسن کفایه نسبت به رسائل(اثر استاد آخوند خراسانی ) چیست ؟

استاد : همین جهت اختصار است مرحوم آخوندq زواید علم اصول را حذف کرده مثلا مرحوم شیخ دلیل انسداد و مقدمات انسداد را خیلی مفصل بیان کرده ولی مرحوم آخوند این ها را خیلی خلاصه کرده یا چند سطراز آن گذشته است بحث کردن مثل مرحوم شیخ خیلی وقت احتیاج دارد الان با این گرفتاریهایی که طلاب دارند آن اندازه نمی توانند علم اصول را بررسی کنند مرحوم آخوند زواید را حذف کرده تنقیح کرده دسته بندی نموده مطلب را مختصر مفید تحویل داده است البته مباحثی مثل اتحاد طلب و اراده را مطرح کرده مقداری وارد جبر و تفویض شده که نمی شود اساتید آن قسمت را تدریس نکنند چون خدای ناخواسته امکان دارد فکر طرف مقابلشان منحرف کند

سؤال آخوند در کفایه الاصول از رسائل اقتباس کرده است؟

استاد: شکی نیست که اقتباس کرده است بالاخره شیخ رحمه الله علیه استاد آخوند بوده مرحوم آخوند از ۲۵ سالگی در دروس مرحوم شیخ مرحوم میرزای شیرازی و شیخ رضی رحمه الله علیه شرکت می کرده و مطالبی را از ایشان یاد گرفته و احترام بسیاری برای ایشان قائل بوده مادامی که میرزای شیرازی بود مرحوم آخوند روی زمین می نشست و درس می داده و منبر می رفته و بعد هم میرزای شیرازی فوت کرد آخوند به خانه استاد رفت کوبه در را بوسید و پیشانیش را به درب منزل او گذاشت و گریه کرد اینطور به استاد احترام می گزارد که به آن مقام ها رسید زحمات نماز شب و زهد تقوی آخوند خیلی عجیب است که خداوند او را به آن درجات رساند و حالا کتابشان محور علم اصول حوزه هاست

سؤال : شما دو دوره (دیروز و امروز ) حوزه را درک کرده اید چه عوامل مهمی در رشد طلبه ها مؤثر بوده که خروجی های حوزه آنقدر موفق و اهل فضل دانش و معنویت بودند ؟ سیر تربیتی یک طلبه را از نگاه حوزه سنتی بیان کنید

استاد : این که استاد علاوه بر تدریس دروس و مسائل اخلاقی را ولو یک روز در هفته برای طلبه بیان کند خیلی کارساز است و روحیه طلبه را هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ اخلاقی تربیت می کند بالاخره طلبه فردا می خواهد در جامعه کار کند قاضی شود امام جمعه شود خطیبت شود و منبری شود سخنران شود معتقدم اساتید باید ولو یک روز در هفته را به درس اخلاق اختصاص بدهند شاید بعضی از دروس این محسنه را داشته که طلاب خوب و قابل توجهی از حوزه ها سربر آورند ولی اگر اساتید به طور عمومی درس اخلاق بگویند یا آخر درسشان یک روایت را مطرح کند خیلی مؤثر است

متاسفانه اخیرا این مسئله کم شده است باید مدرس اخلاق در حوزه ها باشد چون علم را برای عمل می خوانند نقل شده که به بقراط حکیم گفتند فی من یکون کمال المرء کمال انسان در چیست ؟ گفت: « فی الاثنین اول الاول اول الثانی ثانی الثانی ثالث الاول ثانی الاول ثالث الثانی علم و عمل عین اول در هر دو است لام در علم دوم است و در عمل سوم ومیم در عمل دوم است و در علم سوم در روایت آمده «العالم بلاعمل کاشجره بلاثمن» باید علمی که می آموزیم را در حوزه عمل هم به کار بگیریم مدرسین اگر آن جهت اخلاق را برای طلاب بیان کنند خیلی مؤثر است

نقل کردند که مرحوم کاشف الغطاء رحمه الله علیه که مرحوم شیخ رحمه الله علیه خیلی ارادت  علمی به ایشان دارد و درباره اش می فرماید «ذهب بعض الاساطین» نیمه های شب پسرش را برای نماز شب بیدار می کرد یک شب که او را صدا می زند می گوید خوابم می آید مرحوم کاشف الغطاء رحمه الله علیه می گوید : می ایستم که بیدار شوی و با هم به حرم مولا امیرالمومنین سلام الله علیه  برویم با هم رفتند یک فقیری نزدیک صحن امیرالمومنین سلام الله علیه  ایستاده بوده و تکدی می کرده به پسرش می فرماید: ببین این در هدفش جطوری است که قبل از من و تو از خواب بیدار شده آمده تکدی می کند ما هم گدای خدا هستیم و می آییم در حرم امیرالمؤمنین از خدا گدایی می کنیم باید بیدار شویم .

توصیه می کند به نماز شب و هفدهمین آیه شریفه از  سوره سجده را برای او  می خواند که{ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ} هیچ کس نمی داند خدا برای کسی که مناجات می کند چه چیزی را پس انداز کرده است در هر صورت اگر ما طلبه ها این جهت عمل را داشته باشیم خیلی پیشروی  بیشتر داریم

سؤال : تا چه حد معتقد به تغییر یا تلخیص کتب درسی حوزه هستید ؟ آیا ضرورتش را در عصر کنونی که عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات است حس می کنید یا این که معتقدید به همین شکل باید ادامه پیدا کند

استاد: به همین شکل ادامه پیدا کند منتها استعداد های طلاب باید مشخص شود چون امکان دارد طلبه ای استعداد اجتهاد داشته باشد پس باید به همین منوال درس بخواند تا مجتهد شود اما یکی استعداد اجتهاد ندارد مثلا برای تبلیغ یا منبر خیلی عالی است یا می تواند در زبان خارجی یا زبان عربی کار کند و مروج دین باشد به نظر می رسد مدیریت استعداد یابی کنند و طلاب دسته بندی می شوند ولو تا سطح عالی و کفایه بخوانند بعد که در فهم آیات و روایات وارد شدند در رشته خودشان کار کند بهتر است

معروف است شیخ بهایی رحمه الله علیه فرمود: با هر کسی که ذی الفنون بود بحث کردم غالب شدم ولی با متخصص فن که بحث کردم مغلوب شدم این که دریابیم هر طلبه به درد اجتهاد یا منبر و خطابه یا هر چیزی دیگر می خورد بیشتر کمک می کند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کفایه الاصول, نگینی  انگشتر حوزویان,  تصاویر دیباجی, آیت الله دیباجی, دیباجی, دیباجی اصفهانی, سید دیباجی

بازدیدها: ۷۴۰