عاشورا – پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی http://farsi.dibajiesfahani.ir Sun, 16 Oct 2016 15:22:12 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.18 داستان یاری “نافع بن هلال” در کربلا http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d8%a8%d9%86-%d9%87%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d8%a8%d9%86-%d9%87%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7/#respond Sun, 16 Oct 2016 15:21:49 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1041 «نافع بن هلال جملی» که در برخی از منابع نام او «بجلی» ثبت شده است، یکی از شیعیان امیرالمؤمنین و امام حسین(علیه‌السلام) است که در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان حاضر بود و به حمایت از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) پرداخت. نافع از بزرگان و دلاوران کوفه و از قاریان قرآن بود و زمانی که متوجه شد کوفیان ...

نوشته داستان یاری “نافع بن هلال” در کربلا اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
«نافع بن هلال جملی» که در برخی از منابع نام او «بجلی» ثبت شده است، یکی از شیعیان امیرالمؤمنین و امام حسین(علیه‌السلام) است که در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان حاضر بود و به حمایت از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) پرداخت.
نافع از بزرگان و دلاوران کوفه و از قاریان قرآن بود و زمانی که متوجه شد کوفیان دست از حمایت امام حسین(علیه‌السلام) برداشته‌اند مخفیانه خود را به کاروان امام رساند.[۱]

110_46

آوردن آب
پس از آن‌که «عمر سعد» برای فشار بیشتر بر امام حسین(علیه‌السلام) به «عمر بن حجاج زبیدی» دستور داد تا آب را بر اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ببندد، امام حسین(علیه‌السلام) به برادر خود حضرت عباس دستور داد تا شب‌هنگام برای تهیه آب به شریعه فرات برود. نافع بن هلال نیز یکی از افرادی بود که همراه با حضرت عباس برای آوردن آب حرکت کرد.
عمرو بن حجاج، فرمانده نگهبانان شریعه، نافع را در تاریکی شب دید و از او پرسید: «تو کیستی؟».
او جواب داد: «نافع بن هلال هستم».       
عمرو بن حجاج پرسید: «برای چه آمده‌ای؟».
نافع گفت: «آمده‌ام تا از این آبی که به روی ما بسته‌اید بنوشم».
عمرو بن حجاج گفت: «مانعی ندارد از این آب بنوش، گوارایت باشد».
در این لحظه نافع خطاب به عمرو بن حجاج گفت: «نه، به خدا سوگند در حالی که می‌بینی حسین و یارانش تشنه‌اند، قطره‌ای از این آب نخواهم نوشید».
بلافاصله پس از این گفت‌وگو قمر بنی‌هاشم و یارانش از راه رسیدند و نیروهای عمرو بن حجاج با آنان درگیر شدند، ولی پس از برداشتن آب و کنار زدن نگهبانان به سلامت به خیمه‌ها بازگشتند.[۲] 

میدان نبرد
بی‌تردید روز عاشورا صحنه نمایش ایمان و شجاعت نافع بن هلال جملی بود. نافع در این روز بر دشمنان یورش می‌برد و این‌گونه رجز می‌خواند و هماورد می‌طلبید:
                             إن تنکرونی فأنا ابن الجملی             دینی علی دین حسین بن علی
اگر مرا نمی‌شناسید، بدانید که من پسر جملی هستم و بر دین و آیین حسین، فرزند گرانمایه امیرالمومنین علی، می‌باشم.[۳]

ابومخنف درباره نبرد او می‌نویسد: «نافع بن هلال تیرانداز ماهری بود و با تیرهای خود، دوازده نفر از سپاه دشمن را به هلاکت رساند و جمع زیادی را مجروح کرد». وقتی‌که تیرهای او تمام شد، دست به شمشیر برد و به مصاف دشمن رفت و با رشادت جنگید. در نبرد تن‌به‌تن چند نفر از نیروهای عمر سعد را به خاک انداخت و در میان جنگ، عمرو بن حجاج زبیدی که چند شب قبل کنار شریعه فرات هم نبرد نافع را دیده بود فریاد زد: «آیا می‌دانید با چه کسانی می‌جنگید؟ مبادا کسی از شما به تنهایی به مصاف اصحاب حسین برود».
پس از مدتی گروهی از لشکریان به همراه شمر بن ذی الجوشن، نافع را سنگ‌باران و نیزه باران کردند که نافع مجروح شد و بازوانش شکست. سپس او را به اسارت گرفتند و نزد عمر سعد بردند.

عمر سعد با دیدن او گفت: «وای بر تو ای نافع، چرا با خود چنین کردی؟».
نافع درحالی‌که خون از محاسن مبارکش جاری بود گفت: «پروردگارم از نیت من آگاه است».
به او گفتند: «مگر نمی‌بینی با خود چه کرده‌ای؟».
نافع با شجاعت تمام در پاسخ به آنان گفت: «دوازده نفر از شما را کشته و شماری را مجروح کرده‌ام و خود را برای کارم سرزنش نمی‌کنم و اگر بازوانم سالم بود، نمی‌توانستید من‌را اسیر کنید».
عمر سعد که از شجاعت نافع درمانده شده بود به شمر دستور داد تا سر از بدنش جدا کنند. همین که شمر خواست سر او را جدا کند. نافع گفت: «به خدا سوگند اگر مسلمان بودی برایت دشوار بود که خدا را در حالی ملاقات کنی که خون ما بر گردنت باشد، خدا را سپاس می‌گویم که پایان کار و قتل ما را به دست بدترین آفریدگان خود سپرد».[۴]

نتیجه: 

نافع بن هلال جملی که از شیعیان مخلص کوفه بود، نه تنها مرعوب تهدیدات یزیدیان نشد، بلکه از هر فرصتی برای یاری رساندن به فرزند پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) استفاده کرد و تا آخرین لحظه مقاومت کرد و سرانجام در این راه به دیدار حق شتافت. حال سؤال ما از این افراد مغرض این است که آیا ممکن است فردی که خود را شیعه و فدایی اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌داند و در راه حقانیت و مظلومیت سالار شهیدان، از جان خود می‌گذرد، دست در دست دشمنان اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بگذارد و خون سرور جوانان اهل بهشت را بر زمین بریزد؟ 
 
برای مطالعه بیشتر به کتاب «اصحاب امام حسین (ع)» اثر سید اصغر ناظم زاده مراجعه کنید.

******************************
پی‌نوشت
[۱]. ابصار العین، سماوی، المکتبه الحیدریه، ص ۱۳۱٫
[۲]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ج ۲، ص ۵۵۶، اصحاب امام حسین (ع)، سید اصغر ناظم زاده قمی، بوستان کتاب، ۱۳۹۰ ش، ص ۵۸۷-۵۸۶٫
[۳]. مثیر الاحزان، ابن نما حلی، ترجمه علی کرمی، نشر حاذق، چاپ اول، قم، ۱۳۸۰ ش، ص ۲۲۲٫
[۴]. تاریخ الامم والملوک، محمد بن جریر طبری، دارالکتب الاسلامیه، بیروت، ج ۵، ص ۴۳۷-۴۳۵، ابصار العین، همان، ص ۱۳۳، اصحاب امام حسین (ع)، همان، ص ۵۹۰-۵۸۹، الکامل، همان، ص ۵۶۵٫
* برگرفته از گروه اینترنتی رهروان ولایت

داستان یاری نافع بن هلال, داستان نافع بن هلال , نافع بن هلال, نافع , نافع بن هلال در کربلا ,نافع بن هلال و امام حسین ,یاران امام حسین ,کوفه, عاشورا, ماجرای نافع بن هلال ,دیباجی, استاد دیباجی, سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی ,آیت الله دیباجی اصفهانی ,دیباجی اصفهانی, مقاله, مقاله دیباجی, dibaji 

بازدیدها: ۲۵۱

نوشته داستان یاری “نافع بن هلال” در کربلا اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d8%a8%d9%86-%d9%87%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7/feed/ 0
سیرۀ اخلاقی امام سجاد (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b3%db%8c%d8%b1%db%80-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b3%db%8c%d8%b1%db%80-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Mon, 26 Oct 2015 08:23:59 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=685 امام سجاد (ع) چهارمین امام شیعه است. او در سال ۳۸ قمری متولد شد و دوران رشد خود را در عهد امامت امام مجتبی (ع) و پدر خود حسین بن علی (ع) سپری کرد. در کربلا حاضر شد، اما به دلیل بیماری نتوانست در جنگ شرکت کند. پس از آن قریب سی و چهار سال ...

نوشته سیرۀ اخلاقی امام سجاد (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>

امام سجاد (ع) چهارمین امام شیعه است. او در سال ۳۸ قمری متولد شد و دوران رشد خود را در عهد امامت امام مجتبی (ع) و پدر خود حسین بن علی (ع) سپری کرد. در کربلا حاضر شد، اما به دلیل بیماری نتوانست در جنگ شرکت کند. پس از آن قریب سی و چهار سال (تا سال ۹۴ قمری) رهبری شیعیان را بر عهده داشت. این دوره، دوره ای سخت بود و شیعیان به شدت تحت فشار امویان قرار داشتند. آن حضرت از راه های گوناگون توانست شیعیان خالص را در اطراف خویش گرد آورد و راه را برای فرزندش امام باقر (ع) باز کند. از مهم ترین یادگارهای امام سجاد (ع) دعاهای آن حضرت است که مشحون از مفاهیم عالی اخلاقی و عبادی و سیاسی است. مجموعه این دعاها به صورت کتاب بسیار نفیسی به نام «صحیفه کامله سجادیه» درآمده است. و رساله ای هم از آن حضرت به جا مانده که به نام «رساله حقوق» معروف است.[۱]

امام سجاد (ع) در سال ۹۴ ق. به تحریک ولید بن عبد الملک مسموم گردید و به شهادت رسید و در کنار امام مجتبی (ع) در بقیع مدفون شد.[۲]

از نکات برجسته زندگی امام چهارم شیعیان سیره اخلاقی ایشان بوده است که خود سبکی از زندگی اسلامی و الهی این امام و اسوه ای حسنه برای تمام جهانیان است.

 

شهادت امام سجاد

سیرۀ اخلاقی امام سجاد (علیه السلام)

پـیـشـواى چـهـارم، انـسانى کامل و برگزیدۀ حق و در همۀ جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کـمـال رسـیـده و نمونۀ مجسم و عینى قرآن و رسول خدا(ص) بود. در دوران سیاه حکومت اموى که ارزشهاى انسانى و فضائل اخلاقى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد، ساده زیستى، تواضع، نوع دوستى، نرم خویى و رعیّت پرورى از زمامداران خود به عنوان خلیفه پـیـامبر(ص)، شاهد دنیا طلبى، اشرافیّت، تجمّل گرایى، خود محورى و بزرگ بینى آنان بـودنـد، آن امـام هـُمـام، چـون خـورشـیـدى فـروزنـده درخـشـیـد و وجـودش مـجـمـع هـمـۀ فـضائل و ارزشهاى فراموش ‍ شده گشت؛ چندانکه دوست و دشمن را به تحسین واداشت. [۳]

محمد بن طلحه شافعى مى نویسد: او، زینت عبادت کنندگان، پیشواى زاهدان، سرور پرهیزکاران و امام مؤمنان است، سیره اش گواه آن اسـت کـه وى فرزند صالح رسول خدا(ص) و سیمایش بیانگر مقام قرب او نزد پروردگار است… .[۴]

در این مجال جلوه ها و نمونه هایی از فضائل، سیره و مکارم اخلاقى آن حضرت در طول عمر با برکتشان، که حقیقتاً بهترین و کاملترین الگو برای جوامع بشری است را به تصویر می کشیم:

۱- فزونى عبادت و نیایش امام چهارم (ع) در پیشگاه خدا به حدى بود که آن حضرت سرور و زینت بخش عبادت کنندگان (سیّد العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده (سجّاد) لقب یافت. وى در پیشگاه حقّ به قدرى پیشانى بر خاک مى سایید که همۀ مواضع سجده اش پینه مى بست و هـر سـال دو بـار و هـر بـار پـنـج عـدد از پـینه ها را مى برید، از این رو، به آن حضرت (ذُو الثَّفـَنـات) (یـعـنـى صـاحـب پـیـنـه هـا) مـى گـفـتـنـد.[۵]

امـام سـجـّاد(ع) هـنـگـامـى کـه وضـو مـى گـرفـت رنـگ از چهره مبارکش مى پرید. از علّت آن سؤال شد. فرمود: آیا مى دانید مى خواهم در برابر چه کسى بایستم؟![۶]

امام باقر(ع) در مورد علت ملقّب شدن پدر بزرگوارش به لقب (سجاد) مى فرماید: او را سـجـّاد نـامیدند، چون: هیچگاه نعمتى را به یاد نمى آورد مگر آن که سجده مى کرد؛ هیچ وقت آیـه اى از قـرآن را کـه سجده (واجب یا مستحب ) داشت نمى خواند مگر آن که سجده مى کرد؛ خداوند هـیـچـگـاه بـدى و ناگوارى را از او دفع نکرد مگر آن که سجده کرد، هیچ زمان از نماز واجب فارغ نـشـد مـگـر آنـ کـه سـجده کرد، هیچگاه بین دو نفر را اصلاح نکرد مگر آن که سجده کرد، (بر اثر فـزونـى ایـن سـجـده هـا) آثـار سـجـده در تـمـامـى مـواضـع سـجـود آن حـضـرت نـمـایـان بود.[۷]

۲- عفو و گـذشت و پاسخ بدى را به نیکى دادن از دیگر خصلتهاى پیشواى چهارم (ع) بود. آن امام همام از این خوى برجسته خود چنین یاد مى کند: «جـرعـه اى نـنـوشـیـدم کـه نـزد مـن مـحـبوبتر از جرعۀ خشمى باشد که در مقام تلافى صاحب آن برنیایم.» [فرو بردن خشم براى من، گواراترین نوشیدنیها بود!] [۸]

روزى مـردى هـاشمى به امام (ع) جسارت کرد. آن حضرت سخنى نگفت. پس از بازگشت آن مرد، امام (ع) به حاضران فرمود: آنـچـه ایـن مـرد گـفـت، شـنـیـدیـد؛ دوست دارم همراه من بیایید تا نزد او برویم و پاسخ مرا نیز بشنوید.

امام (ع) به راه افتاد و این آیه را تلاوت مى کرد: «پـرهـیـزکاران کسانى هستند که … خشم خود را فرو مى برند، و از خطاى مردم در مى گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست مى دارد.» [۹]

امـام (ع) به در منزل آن مرد رسید. وى ـ که تصور مى کرد امام (ع) براى تلافى آمده است ـ در حالى که خود را آماده پاسخ و برخورد کرده بود بیرون آمد. امام (ع) به وى فرمود: اى برادر! تو لحظاتى پیش نزد من آمدى و سخنانى گفتى؛ آنچه گفتى اگر در من هست خداوند مرا بیامرزد، و اگر نیست خدا تو را بیامرزد.

آن مرد با دیدن چنین واکنشى از امام (ع) شرمنده شد و بر پیشانى آن حضرت بوسه زد و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و خود بدان سزاوارترم![۱۰]

۳- بـخـشـش بـه نـیازمندان و رسیدگى به مشکلات آنان، خصلت فراگیر همۀ امامان معصوم علیهم السّلام بود که در زندگى هر یک از آن بزرگواران نمونه هاى فراوانى به چشم مى خورد.

امام سجّاد(ع) زندگى تعداد زیادى از خانواده هاى مستمند را تأمین مى کرد.[۱۱] و هر شـب بـا انـبـانـى انباشته از نان و خرما و … به طور ناشناس به خانه هاى آنان مى رفت. تا وقـتـى کـه آن حضرت زنده بود کسى نفهمید که نیازهاى آنان را چه کسى تأمین مى کند. پس از شهادت آن حضرت دریافتند که آن فرد ناشناس على بن حسین (ع) بوده است.[۱۲]

پیشواى چهارم هیچ غذایى نمى خورد مگر آن که همانند آن را صدقه مى داد و مى فرمود: هـرگـز بـه(حـقـیـقـت)نـیـکـوکـارى نمى رسید مگر آن که از آنچه دوست مى دارید(در راه خدا)انفاق کنید. [۱۳]؛[۱۴]

روش امـام زیـن العـابـدیـن (ع) در انـفـاق و صـدقـه دادن ایـن بـود کـه قـبـل از آنـکـه صـدقـه را بـه نـیـازمـنـد بـدهـد آن را مـى بـوسـیـد. وقـتـى از عـلّت آن سـؤال شد، فرمود: من دست سؤال کننده را نمى بوسم، بلکه دست پروردگارم را بوسه مى زنم. صدقه پیش از آن که به دست نیازمند برسد به دست پروردگارم مى رسد.[۱۵]

روش دیـگـر آن گـرامـى در صـدقـه، سـرّى انـجـام دادن آن بـود. آن بزرگوار در این باره مى فرمود: صدقه پنهانى، (آتش) خشم پروردگار را خاموش مى کند.[۱۶]

۴- امـام چـهـارم هـمـچـون سـایر امامان علیهم السلام، شجاع، دلیر و ظلم ستیز بود. موضع سخت و سـخـنـان کـوبـنـده آن حـضـرت در بـرابـر ستمگران خودکامه اى همچون عبیداللّه، یزید و عبدالملک بهترین گواه قوّت روحى و شجاعت آن بزرگوار در جریان های بعد از واقعۀ کربلا و دوران امامت آن امام همام است.

در بـرابـر عـبـیـداللّه کـه آن حـضـرت را تـهـدیـد بـه قتل کرده بود فرمود: آیا مرا به کشتن تهدید مى کنى؟ مگر نمى دانى که کشته شدن (در راه خدا) روش ما و شهادت، کرامت ماست؟[۱۷]

در برابر یزید فرمود: اى پـسر معاویه و هند و صخر! تو مى دانى که جدّم على بن ابى طالب (ع) در روز بدر، احد و احزاب پرچمدار اسلام بود؛ ولى پدر و جدّ تو پرچمدار کافران بودند.[۱۸]

در برابر عبدالملک که آن حضرت را احضار کرد و گفت: من که قاتل پدر شما نیستم، پس چرا با ما رفت و آمد نمى کنید؟:

امام فرمود: قـاتـل پـدرم هـر چند به زندگى دنیوى او خاتمه داد؛ لیکن آخرت خویش را با این جنایت، تباه ساخت؛ اگر تو هم دوست دارى مانند او باشى باش![۱۹]

اتـّخـاذ چـنـیـن موضع قاطع و بیان چنین سخنان عتاب آمیز در برابر این حاکمان قلدر و مستبدّ، در کاخ و محلّ حکومت آنان، شجاعتى فوق تصور مى طلبد.

به علاوه خطبۀ آتشین آن حضرت در کاخ یزید که به افشاگری جنایت ها و ظلم و فساد دستگاه بنی امیه و خصوصاً یزید انجامید نیز نشان از اوج قدرت روحی و شجاعت آن حضرت دارد.

نتیجه آن که سیرۀ اخلاقی و فضایل و کرامات اهل بیت (ع) کامل ترین و بی بدیل ترین سیره و فضایل اخلاقی است و منحصر به یک دوره یا مرحله ای از زندگی پربار ایشان نمی شود و در لحظه لحظۀ زندگی ایشان ساری و جاری است. اما این روحیات و کمالات بسته به شرایط زمانی و مکانی و در برابر افراد و جریان ها متفاوت است.

گاهی در برابر مستضعفان و محرومان و ضعفای جامعه … وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ اند و انفاق و محبت و گذشت از سرتاسر وجودشان لبریز می شود، و گاهی نیز در برابر مستکبران و ظالمان و حاکمان جور و ستم، شجاع ترین، دلیرترین و محکم ترین انسان ها برای ستاندن حق مظلوم از ظالم اند.

=======================

 

[۱] اکبری، محمود، احکام جوانان.

[۲] جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه.

[۳] رفیعی، علی، تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، صص ۲۱-۱۷، مرکز تحقیقات اسلامی، ۷۶

[۴] شافعى، محمد بن طلحه، مطالب السؤول، ص ۷۷٫ اقتباس از تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، نوشته علی رفیعی.

[۵] شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳۳٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۶] همان، ص ۲۳۲٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۷] همان، ص ۲۳۳٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۸] ما تَجَرَّعْتُ جُرْعَهً اَحَبَّ اِلَىَّ مِنْ جُرْعَهِ غَیْظٍ لا اُکافى بِها صاحِبَها، اصول کافى، ج ۲، ص ۱۰۹٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۹] …وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الُْمحْسِنینَ؛ آل عمران، ۱۳۴٫

[۱۰] شیخ مفید، ارشاد، ج ۲، ص ۱۴۶٫

[۱۱] در روایـتـى از امـام بـاقـر(ع) تـعـداد خـانـواده هـاى تـحـت تکفّل آن حضرت صد خانوار ذکر شده است (ر . ک: مناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴ ، ص ۱۵۴). نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۲] شیخ مفید، ارشاد، ص ۲۵۸، اقتباس از تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، نوشته علی رفیعی.

[۱۳] لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ، آل عمران، ۹۲٫

[۱۴] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۸۹٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۵] همان، ص ۷۴٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۶] همان، ص ۸۸٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۱۷] اءبـِالْقـَتْلِ تُهَدِّدُنى؟ اَما عَلِمْتَ اَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَهٌ وَ کَرامَتُنا الشَّهادَهُ (ر . ک: اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۳۳).

[۱۸] همان.

[۱۹] بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۲۱٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

سیرۀ اخلاقی امام سجاد , سیرۀ اخلاقی, امام سجاد , آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, سایت دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,مقالات دیباجی, دیباج ,دیباجی ها ,شهادت امام چهارم ,کربلا ,امام سجاد در کربلا, مقاله, مقالات علمی, شهادت امام سجاد, عاشورا, زندگی نامه امام سجاد ,مروری بر زندگی امام سجاد ,دیباجی ,استاد دیباجی 

 

بازدیدها: ۳۶

نوشته سیرۀ اخلاقی امام سجاد (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b3%db%8c%d8%b1%db%80-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0
پنج اثر سازنده عاشورای سیدالشهدا http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7/#respond Sat, 24 Oct 2015 15:51:03 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=680 مقدمه: به یقین یکی از بزرگ‌ترین و دردناک‌ترین حوادث تاریخ بشریت فاجعه کربلاست. چرا که بعد از  سالیان  اندکی از رحلت بزرگترین پیامبر خدا یعنی رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله)، گروهی به ظاهر مسلمان برای تحصیل مال بی‌ارزش و اندک دنیا به بهانه تحصیل رضایت خدا و رفتن به بهشت خون مظلوم ترین و عزیزترین بنده خدا را ...

نوشته پنج اثر سازنده عاشورای سیدالشهدا اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>

629 (21)

مقدمه:
به یقین یکی از بزرگ‌ترین و دردناک‌ترین حوادث تاریخ بشریت فاجعه کربلاست. چرا که بعد از  سالیان  اندکی از رحلت بزرگترین پیامبر خدا یعنی رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله)، گروهی به ظاهر مسلمان برای تحصیل مال بی‌ارزش و اندک دنیا به بهانه تحصیل رضایت خدا و رفتن به بهشت خون مظلوم ترین و عزیزترین بنده خدا را بر زمین ریختند. و خانواده او را با بی‌احترامی به اسارت بردند. هر چند گروهی که از درایت و اندیشه کافی برخوردارنیستند، سعی‌ می‌نمایند با کم اهمیت جلوه دادن این واقعه دردناک آثار و پیامدهای آن را به بی‌ارزش جلوه دهند، ولی با اندک توجه و دقتی در تاریخ  اسلام و فرهنگ‌های تأثیر گذار از آن به خوبی می‌توان به نکات ارزشمندی در خصوص آثار و پیامدهای عاشورا بدست آورد.

طرح سوال: حادثه عاشورا در طول تاریخ چه آثار و برکاتی را به دنبال داشته است؟

۱-بیداری اسلامی
اولین و مهمترین برکتی که حادثه عاشوا به دنبال داشت بیداری اسلامی در جهان اسلام بود هر چند گروهی در طول تاریخ سعی نمودند با فراموش کردن  غدیر وجایگاه رفیع امامت مسیر اصلی نهضت و فرهنگ اصیل اسلامی را دستخوش تباهی قرار دهند،‌ ولی حسین (علیه‌السلام) با جهاد بزرگی که انجام دادن این گروه به خواب رفته را بیدار نمودند و زمینه بسط و توسعه فرهنگ شیعی و ولایی را فراهم نمودند.
بعد از این حادثه جهان اسلام بر غفلت خود در خصوص مرجعیت دینی اهل بیت(علیه‌السلام) بیشتر آگاه شد، ازاینرو یافتندکه حق با اهل بیت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) است. و دولت مخالف ایشان نه تنها به اصول ارزشهای اسلامی پایبند نیستند، بلکه رژیمی سفاک و مستبد است که می‌خواهد جامعه اسلامی را به جاهلیت نخستین برگرداند.[۱] از اینرو موجی از تنفر علیه دستگاه حکومتی و عاملان آنها ایجاد شد،‌ و زمینه‌ی قیام‌های همچون نهضت توابین، قیام حره،‌ و دیگر قیام ها فراهم شد.

۲-ایجاد روح وحدت و همبستگی در بین مسلمانان
حفظ وحدت و اتحاد در برابر دشمنان اسلام یکی از سفارشات مؤکد آموزه‌های قرآنی است. کما اینکه خداوند متعال در این خصوص می‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا؛[آل‌عمران/۱۰۳] و همگى به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت‏]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید».

استاد حسن ابراهیم حسن، مؤلف کتاب تاریخ اسلام می‌نویسد:
«کشته شدن حسین(علیه‌السلام) در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آن‌ها تأثیر بسیاری داشته است. قبل از این رخداد شیعیان پراکنده بودند؛ زیرا شیعه‌گری یک نظریه …. بود که دل پیروان خود نفوذ نکرده بود، و هنگامی که حسین کشته شد، شیعه‌گری با خون آمیخته‌ شد و در اعماق قلوب شیعیان نفوذ کرد و عقیده راسخ آنان گردید». [۲]

۳- تمایز اسلام راستین از اسلام دروغین
مهمترین اثر قیام کربلا تفکیک اسلام راستین از اسلام دروغین بود. کربلا توطئه سقیفه را آشکار ساخت و غاصبان خلافت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) را به جامعه نشان داد و فرق بین خلافت اسلامی و سلطه مورثی را بر مردم آشکار ساخت و توانست بسیاری از مظالمی را که بر خاندان پیامبر رفته بود را بر ملا سازد. در اثر قیام خونین کربلا، ماهیت غیر دینی و استکباری بنی‌امیه مشخص کردید.

۴-عظمت یافتن مکتب تشیع
این قیام شهادت طلبانه نه تنها مورد اعجاب و تحسین مورخان اسلامی قرار داشته است؛‌ بلکه مستشرقان و بعضی اسلام شناسان غیر اسلامی را نیز به تحسین و  تعجب وا داشته‌است.
پرفسور براون می‌گوید:
…گروه شیعه یا طرفداران علی‌(علیه‌السلام) به قدر کافی، هیجان و از خود گذشتگی نداشتند، اما پس از رخداد عاشورا کار دگرگون شد زمین کربلا که به خون فرزند پیامبر آغشته شده بود،…عواطف سست ترین مردم را به هیجان در آورد و روحها را غمگین ساخت چنانکه نسبت به رنج و خطر حتی مرگ بی‌اعتنا شدند. [۳]

۵-نابودی حکومت طاغوتی بنی‌اومیه
یکی از مهمترین و زیبا ترین آموزه های قرآنی  لزوم دوری، اجتناب و عدم سر سپردگی حکومت طاغوت است. «وَ الَّذینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِباد؛[زمر/۱۷] و کسانى که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوى خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست پس بندگان مرا بشارت ده».‌ امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفای ایشان با بهره‌مندی از آموزه‌های وحیانی قرآن کریم حاضر به تسلیم در برابر طاغوت زمان خود نشدند ازینرو یا قیام و مقابله در برابر آن زمینه فروپاشی آن را فراهم نمودند. کما اینکه امام صادق(علیه‌السلام) در این خصوص می‌فرماید:

«َ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِنَّ آلَ أَبِی سُفْیَانَ قَتَلُوا الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْکَهُمْ وَ قَتَلَ هِشَامٌ زَیْدَ بْنَ عَلِیٍّ فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْکَهُ وَ قَتَلَ الْوَلِیدُ یَحْیَى بْنَ زَیْدٍ فَنَزَعَ اللَّهُ مُلْکَهُ عَلَى قَتْلِ ذُرِّیَّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص؛ [۴]محمد بن على حلبى، از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: خاندان ابو سفیان، حسین بن على علیه السّلام را کشتند، و خداوند قدرت (و حکومت) را از آنان گرفت؛ و هشام، زید بن على علیه السّلام (پسر امام زین العابدین علیه السّلام) را کشت، پس خداوند (حکومت) او را نیز بر انداخت؛ و ولید، یحیى بن زید را کشت، و خداوند او را به خاطر کشتن فرزند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نابود کرد (لعنت خداوند و فرشتگان و مردم با ایمان بر آنان باد).

نکته‌ها وپیامها
۱-برخلاف تصور بعضی افراد بی‌فکر و جاهل فرهنگ و واقعه عاشورا یک نهضتی اثر بخش است که در طول زمینه‌های پیدایش آثارو برکات فراوانی بوده است.
۲-حادثه عاشورا را نباید صرافاً یک واقع تاریخی که مصرف آن به اتمام رسیده است دانست بلکه واقعه عاشورا همچون جریان زنده موجب حرکت‌های و نهضت‌های جوشانی در طول تاریخ بوده است.
۳-بسیاری از نهضتها و حرکتهای انقلابی و ارزشی سر مشق خود را اسطوره‌های کربلا قرارداده‌اند و در منش سیاسی اجتماعی خود به این اولیایی الهی اقتدا نموده‌اند.
____________________________
پی‌نوشت:
[۱]. ثوره الحسین، محمد مهدی شمس الدین، ص۲۵۶.
[۲]. تاریخ اسلام، حسن ابراهیم حسن، ج۱، ص۳۹۹.
[۳]. تاریخ سیاسی اسلام، حسن ابراهیم حسن، ترجمه ابو القاسم پاینده، ج۱، ص ۳۶۵۲.
[۴]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۲۲۰.
منبع: پیامدهای‌ عاشورا، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه‌در سپاه، گرد آورنده سید ابو الفضل اردکانی.

پنج اثر سازنده ,عاشورا  ,سیدالشهدا ,دیباجی ,مقالات دیباجی ,استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی ,مقالات عاشورا ,اثرات عاشورا ,مقاله سیدالشهدا ,سید محمد تقی دیباجی ,عاشورای ۹۴ ,مراسم عاشورا, ashoura ,ashoora ,dibaji

بازدیدها: ۲۶

نوشته پنج اثر سازنده عاشورای سیدالشهدا اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7/feed/ 0