مقاله دینی – پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی http://farsi.dibajiesfahani.ir Tue, 12 Jul 2016 20:58:29 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.18 دلائل تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام) چه بود؟ http://farsi.dibajiesfahani.ir/96%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%a6%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%82%db%8c%d8%b9-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/96%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%a6%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%82%db%8c%d8%b9-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84/#respond Tue, 12 Jul 2016 20:56:33 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=968 یکی از پرخاطره ترین مکان های مدینه قبرستان بقیع است. بقیع به عنوان زمینی در حاشیه بخش مرکزی یثرب پیش از اسلام، گورستان مردم این شهر بود و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شد. در طول قرون مختلف اسلامی، مدفن صحابه، تابعین، همسران و فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و آله ...

نوشته دلائل تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام) چه بود؟ اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
یکی از پرخاطره ترین مکان های مدینه قبرستان بقیع است. بقیع به عنوان زمینی در حاشیه بخش مرکزی یثرب پیش از اسلام، گورستان مردم این شهر بود و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شد. در طول قرون مختلف اسلامی، مدفن صحابه، تابعین، همسران و فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مهمتر از همه چهارتن از امامان شیعه(صلوات الله علیهم اجمعین) بوده و از این رو محل زیارت تمامی زائران مدینه‌ منوره است.
 
از منابع و متون اسلامی و تاریخی بر می آید که در طول چهارده قرن گذشته و از زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بقیع مورد توجه مسلمین و بالاخص شیعیان بوده و همواره سعی می کردند آنرا آباد نگه دارند و در تکریم آن می کوشیدند و همچنین بر قبور ائمه علیهم السلام و مدفونین در آن قبه و بنا می ساختند که تا حدود یک قرن پیش هم این بناها وجود داشته.(۱)
 
بقیع را می سازیم
ولی وقتی وهابیان و آل سعود بر حجاز و شهرهای مکه و مدینه و اطراف آن تسلط می یابند به خاطر برخی اعتقادات انحرافی و مخاالف با اسلام اصیل این بناها را در تاریخ ۸ شوال ۱۳۴۴ هـ . تخریب کرده و این اقدام ننگین را در تاریخ به نام خود ثبت می کنند.(۲)
 
اینکه چرا وهابیان این عمل زشت را انجام دادند و هدفشان از این کار چه بود بایستی دید که این فرقه منحرفه چه عقایدی داشته و تحت تاثیر چه افکاری بوده و هستند که این ننگ را بر پیشانی خود زده و در همیشه تاریخ با این عمل زشت همراه خواهد بود.
 
وهابیان که پیروان محمد بن عبداالوهاب می باشند و همچنین از عقاید و نظرات ابن تیمیه متاثر هستند دارای عقاید و تفکراتی می باشند که بر اساس آن عقاید نمی تواند بر روی قبور قبه و بارگاه ساخت و همچنین نمی تواند به انبیاء و اولیاء و صاالحان توسل کرد. و یا به قصد زیارت قبر پیامبر سفر نمود یا نذر کرد و اعمال این چنین هم چون طلب شفاعت از پیامبران و ائمه و استغاثه و استعانت از ارواح مقدسه و زیارت قبور آن بزرگواران را خلاف اسلام و توحید می دانند و معتقدند که هر کس این اعمال را انجام دهد به خداوند مشرک شده(۳) و لذا باید با آن مبارزه کرد.
 
 
با توجه به این که وهابیان با آل سعود متحد شده بودند، هنگامیکه آل سعود قدرت گرفت تحت تاثیر افکار وهابیان و با وحشیگری آن ها که فرهنگی براساس تکفیر فرق اسلامی را ایجاد تفرقه میان مسلمین و خشن جلوه دادن تعالیم اسلام و محو آثار رسالت و وحی، سازش با تمام جباران و مستکبران استوار بود و با کینه ای که از تشیع و اهل بیت علیهم السلام داشتند این اقدام را انجام دادند و حتی ویران کردن قبر مطهر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز در حیطه اعتقادات منحرف این فرقه بود. اما تاکنون جرات چنین کاری را نیافته اند.
 
اما دستمایه و مستمسک وهابیان بر این کار حدیثی است که به اعتقاد دانشمندان نه اعتبار سندی دارد و نه اعتبار دلالی یعنی اینکه ارزش استناد ندارد.(۴)
 
اما در رد عقاید وهابیت درباره‌ مسائل مطرح شده باید گفت: با دلائل فراوانی می توان این عقاید را باطل دانست؛اول اینکه سیره عموم مسملین جهان از همان زمان رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا به امروز بر این بوده که پیوسته در مراسم حج و در ایام دیگر به قصد زیارت نزد قبر آن حضرت می روند و این سیره را هیچ کس نمی تواند منکر شود.
 
و دیگر اینکه در رابطه با بنای قبه روی قبر در قرآن هست که مردم در زمان اصحاب کهف ـ بین سالهای ۲۸۰ و ۳۰۵ میلادی ـ وقتی که از محل خواب آنها باخبر شدند بر روی آن مسجدی بنا کردند(۵) تا یاد آنها همیشه زنده بماند.
 
اگر این عمل خلاف توحید بود قرآن آن را ذکر نمی کرد و یا اینکه چطور ممکن است ۱۴ قرن هیچ کس به خلاف اسلام بودن ساختن بنا بر روی قبر را نداند و در قرن ۱۴ فقط وهابیان به آن پی ببرند، در حالی که حتی روی قبر ائمه چهارگانه اهل سنت هم قبه بنا کرده اند که الان هم در بغداد یکی از آنها موجود است.
 
در باب شفاعت خواستن از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و شفیع قرار دادن آن حضرت باید گفت که حتی در زمان خود حضرت صحابه شخصاً از حضرت شفاعت می خواستند. انس بن مالک می گوید: از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست کردم که در روز قیامت در حق من شفاعت کند وی درخواست مرا پذیرفت.(۶)
 
یا اینکه درباره زیارت قبور در منابع اسلامی اعم از شیعه و سنی آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله شخصاً به زیارت مدفونین در بقیع می رفت، به آنها سلام می کرد و به مردم سفارش می کردند به زیارت بقیع و مدفونین آن بروند. و باز از آن حضرت نقل است که فرمودند: هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعتم بر او واجب است.(۷)
 
بنابر اعتقاد خود اهل سنت نیز ساختن بنا و قبه بر روی قبور ائمه ـ علیهم السلام ـ و انبیاء و شهدا و صالحین جایز است، تا اینکه دیگران به زیارت آن پرداخته و به آن تبرک جویند.(۸)
  
بنابراین می توان گفت که هدف وهابیان از این عمل زشت و ننگین چیزی جز کینه با اهل بیت علیهم السلام و تشیع و همچنین اختلاف میان مسلمین که خواسته‌ استعمار و استکبار بوده، نیست و با این عمل سرسپردگی خود به مستکبران را نشان دادند و با توجه به خفقانی که در جامعه عربستان ایجاد کرده بودند و مخاالفین خود را مشرک می پنداشتند براحتی این عمل را انجام دادند و با توجه به اینکه چندین سال قبل از تخریب بقیع در کربلا و نجف نیز حمله برده و این دو شهر مذهبی و شیعی را غارت و قتل و عام کرده بودند،‌ می توان به شدت به کینه آنها پی برد.(۹)
  
 =====================
پی نوشت ها:
۱ . نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۹۵، ج ۳، ص ۹۱۶٫
۲ . حسین قره چانلو، حرمین شریفین، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، ۱۳۶۲، ص ۱۶۲٫
۳ . محمد جواد مشکور، موسوعه فرق اسلامی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵، جمع بحوث اسلامی، ص ۵۲۲ و جعفر سبحانی، آئین وهابیت، تهران، چاپ اول، انتشارات اسلامی، از ص ۳۸ تا ۱۰۰٫
۴ . همان، ص ۶۰٫
۵ . سوره‌ کهف، آیه ۲۱٫
۶ . جعفر سبحانی، توسل یا استمداد از ارواح مقدسه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳، انتشارات قدر، ص ۶۹٫
۷ . علاء الدین هندی، کنز العمال، بیروت، چاپ ۱۴۰۹، موسسه رساله، ج ۱، ص ۶۵۱٫
۸ . سید البکری، اعانه الطالبین، ج ۲، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ چهارم، ص ۱۲۰٫
۹ . محمدحسن براری فندری
دلائل تخریب ,بارگاه ائمه بقیع ,ماجرای بقیع ,داستان بقیع ,وهابیت, وهابیون, اهداف تخریب بقیع ,  دلائل تخریب بقیع ,  تخریب بقیع ,بقیع را می سازیم ,بقیع ,مدینه ,حضرت زهرا, ۸ شوال ,هشتم شوال, دیباجی, استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی ,سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی,مقاله دینی,مقاله تخریب بقیع,مقالات,سایت دیباجی,براری,محمد حسن براری, تخریب بارگاه ائمه بقیع 

بازدیدها: ۴۳

نوشته دلائل تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام) چه بود؟ اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/96%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%a6%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%82%db%8c%d8%b9-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84/feed/ 0
آخرین سخنان و وصایای حضرت علی (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b5%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b5%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84/#comments Mon, 27 Jun 2016 11:38:33 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=944 امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود. آن حضرت در آخرین لحظات زندگی، وصیتی کرد که برای همیشه تاریخ برای بشریت درس خوب زیستن است. البته وصیت های حضرت، ...

نوشته آخرین سخنان و وصایای حضرت علی (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود. آن حضرت در آخرین لحظات زندگی، وصیتی کرد که برای همیشه تاریخ برای بشریت درس خوب زیستن است. البته وصیت های حضرت، دو جنبه خصوصی و عمومی داشت که در ذیل به آن ها اشاره می کنیم:

H.Alia-16

 وصایای خصوصی

الف: نخست این که در تجهیز و کفن و دفن بدنش امام حسن(ع) را وصی و جانشین خود قرار داد و به همه فرزندان دیگر از حضرت حسین(ع) و محمد و عون و جعفر و عبداللَّه و عباس و… دستور داد که از او اطاعت کنند، و پس از او برادرش را واجب الاطاعه قرار دهند که همه به فرمان او باشند. البته این وصیت جنبه عمومی هم دارد که همه مسلمانان موظف بودند که از امام حسن و پس از او از امام حسین اطاعت کنند و آن دو را در زمان هر کدامشان امام و حجت خدا بدانند.

ب: و دیگر این که سفارش کرد ایمان خود را حفظ کنند و از احکام اسلام مراقبت نمایند و تقوا و فضیلت را شعار خود قرار دهند.

ج: در مورد چگونگی غسل و کفن و نماز و تدفین به آن ها سفارش کرد که چگونه عمل کنند و شبانه این کار انجام شود که در صفحات بعد درباره آن بحث خواهیم کرد.

د: فرزندان خود، مخصوصاً امام حسن و امام حسین – علیهما السلام – را به صبر و تحمل مصائبی که در پیش خواهند داشت سفارش کرد.[۱]

 وصایای عمومی

وصایای عمومی حضرت، متعدد و مختلف نقل شده است در این جا یکی از آن ها را که در اکثر کتاب های حدیثی علمای شیعه و سنی آمده است،[۲] می آوریم:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم؛ این آن چیزی است که علی بن ابی طالب وصیت می کند. علی به وحدانیت و یگانگی خدا شهادت می دهد، و اقرار می کند که محمّد بنده و پیغمبر خداست، خدا او را فرستاد تا مردم را هدایت کند و دین خود را بر ادیان دیگر غالب گرداند و لو کافران کراهت داشته باشند. همانا نماز، عبادت، حیات و ممات من از خدا و برای خداست، شریکی برای او نیست من به این دستور امر شده ام و تسلیم خداوند هستم.

ای پسرم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نامه به او برسد به امور زیر توصیه و سفارش می کنم:

۱ – هرگزتقوای الهی رااز یادنبرید،کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

۲ – همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا متحد باشید و از هم جدا نشوید، همانا از پیغمبر خدا شنیدم که می فرمود: اصلاحِ میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو و نابود می کند فساد و اختلاف است و لا حَولَ و لا قُوَّه إلّا بِاللَّهِ العلی العظیم.

۳ – «ارحام و خویشاوندان» را از یاد نبرید، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.

۴ – خدا را، خدا را! درباره «یتیمان»، مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند.[۳]

۵ – خدا را، خدا را! درباره «همسایگان» خوشرفتاری کنید، پیغمبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم می خواهد آن ها را در ارث شریک کند.

۶ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «قرآن»، نکند دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند!

۷ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «نماز» چرا که نماز ستون دین شماست.

۸ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «کعبه» خانه پروردگارتان، مبادا حج تعطیل شود که اگر کعبه خالی بماند و حج متروک شود مهلت داده نخواهید شد و مغلوب دشمنان خواهید شد.

۹ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره ماه «رمضان» که روزه آن ماه سپری است برای آتش جهنم.

۱۰ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «جهاد در راه خدا» از مال و جان خود در این راه کوتاهی نکنید.

۱۱ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «زکات مال» که زکات، آتشِ خشمِ الهی را خاموش می کند.

۱۲ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «امّت پیامبرتان» مبادا مورد ستم قرار گیرند.[۴]

۱۳ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «صحابه و یاران پیغمبرتان» زیرا رسول خدا درباره آنان سفارش کرده است.

۱۴ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «فقرا و تهیدستان» آن ها را در زندگی خود شریک کنید.

۱۵ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «بردگان و کنیزان» که آخرین سفارش پیامبر(ص) درباره این ها بود.

علی(ع) مجدداً سفارش نماز را کرد و فرمود: کاری که رضای خدا در آن است در انجام آن بکوشید.

۱۶ – با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید همان طوری که قرآن دستور داده است و به ملامت مردم ترتیب اثر ندهید.

۱۷ – امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، نتیجه ترک آن این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد، آن گاه هر چه نیکان شما دعا کنند دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.

۱۸ – بر شما باد که بر روابط دوستانه میان خود بیافزایید، به یکدیگر نیکی کنید از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

۱۹ – کارهای خیر را به مدد یکدیگر و اجتماعاً انجام دهید و از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می شود بپرهیزید: «تعاونوا علی البرّ و التقوی…..»

۲۰ – از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است: «واتقوا اللَّهَ إنّ اللَّهَ شَدیدُ العِقاب.»

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید، اکنون با شما وداع می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و سلام و رحمتش را بر شما می خوانم.[۵]

در آخر این وصیت در کافی آمده است که پس از پایان وصیت حضرت پیوسته می گفت: «لا إله إلاّ اللَّه» تا وقتی که روح مقدسش به ملکوت اعلی پیوست.[۶]

در نهج البلاغه است که در پایان وصیت، امام(ع) فرزندان خود را مخاطب ساخت و به آن ها فرمود:

«

ای فرزندان عبدالمطلب! نیابم شما را که در خون مسلمانان فرو روید و دست به کشتار بزنید به بهانه این که بگویید امیرالمؤمنین کشته شده و بدانید که در برابر من جز کشنده من کسی نباید کشته شود، نگاه کنید چون من از ضربت او از دنیا رفتم به او یک ضربت بزنید و او را مُثله نکنید که من از رسول خدا شنیدم که می فرمود: «از مُثله کردن بپرهیزید اگر چه به سگ گزنده و هار باشد».»[۷]

 وصیت امام(ع) درباره کیفیت غسل و کفن و دفن

محمد بن حنفیه روایت کرده است: شب بیست و یکم ماه رمضان رسید و شب تاریک شد علی(ع) همه فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آن ها وداع نمود، سپس به فرزندش امام حسن فرمود: «خداوند این مصیبت را بر شما نیکو گرداند، همانا من از میان شما می روم، و همین امشب به ملاقات خدا خواهم رفت و به حبیبم رسول خدا(ص) همان طوری که وعده ام داده، ملحق خواهم شد، ای پسرم! وقتی من از دنیا رفتم مرا غسل ده و کفن کن، و به بقیه حنوط جدّت رسول خدا(ص) که از کافور بهشت است و جبرئیل آن را آورده بود مرا حنوط کن، بعد مرا بر روی سریر گذارید، جلوی تابوت را کسی حمل نکند بلکه دنبال او را بگیرید، و بهر جانبی که تابوت رفت شما هم بروید، و هر جا که ایستاد بدانید قبر من آن جاست، جنازه ام را آن جا زمین بگذارید و تو ای پسرم بر جنازه ام نماز بگذار، هفت تکبیر بگو، و بدان که هفت تکبیر به غیر از من بر هیچ کس مشروع نیست جز بر فرزند برادرت حسین که او قائم آل محمد و مهدی این امت است و او کجی های خلق را راست خواهد کرد، وقتی تو از نماز بر من فارغ شدی، جنازه را از آن محل بردار و خاک آن جا را حفر کن، قبر کنده و لحدی ساخته و تخت چوبی نوشته شده خواهی یافت که مر

ا در آن جا دفن می کنی، وقتی خواستی از قبر خارج شوی اندکی صبر کن آن گاه نگاه کن می بینی که من در قبر نیستم، زیرا به جدت رسول خدا ملحق خواهم شد، چون هر پیغمبری را در مشرق به خاک سپارند و وصی او را در مغرب دفن کنند حق تعالی بین روح و جسد آن دو را جمع نماید، و پس از زمانی از هم جدا خواهند شد و به قبرهای خویش برمی گردند، سپس قبر مرا با خاک پر کن و آن محل را از مردم پنهان دار.[۸]

آن گاه علی با فرزندان خود اندکی صحبت کرد و آنان را از آینده ای که حسن و حسین دارند آگاه نمود و آن ها را به صبر و تقوی دعوت کرد، سپس لختی بیهوش شد چون به هوش آمد فرمود: «اینک رسول خدا، و حمزه عم بزرگوارم، و جعفر برادرم نزد من آمدند و گفتند: زود بشتاب که ما مشتاق و منتظر تو هستیم»، پس نگاهی به اهل بیت خود کرد و فرمود: «همه شما را به خدا می سپارم، خداوند همه را به راه راست هدایت و از شرّ دشمنان محافظت نماید، خدا خلیفه من است بر شما و شما را کافی است برای خلافت و نصرت» سپس به فرشتگان خدا سلام داد و گفت:

«لِمثلِ هذا فَلْیعْمَلِ العامِلُون إنّ اللَّهَ مَعَ الّذینَ اتَقوَّا والَّذینَهُم مُحسِنُون؛

از برای مثل این مقام باید عمل کنند عمل کنندگان، زیرا که خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.»

سپس عرق بر پیشانی مبارکش جاری شد، چشم های مبارک را بر هم گذاشت، دست و پا به جانب قبله کشید و گفت: «أشهدُ أن لا إله الاّ اللَّه وَحدهُ لا شَریک لَه وأشهدُ أنَّ محمّداً عَبدهُ ورَسولُه» این را گفت و مرغ روحش به ملکوت اعلی در کنار پیغمبران و اولیاء خدا پرواز کرد، صلوات اللَّه و سلامه و سلام ملائکته و انبیائه و رسله علیه، و لعنه اللَّه علی قاتله.

وبدین ترتیب مشعل هدایت و کانون عدالت خاموش شد، این واقعه در شب جمعه بیست و یکم ماه رمضان سال چهلم هجری بود.[۹]

================================

[۱] . همان، ج ۳۶، ص ۵٫

[۲] . کافی، ج ۷، ص ۵۱؛ نهج البلاغه، نامه ۴۷؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۶، ص ۱۲۰؛ اسد الغابه، ج ۴؛ مسعودی مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۲۵؛ تحف العقول، ص ۱۹۷؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۴۲؛ تاریخ طبری، ج ۶، ص ۸۵ و بحار الانوار، ج ۴۲، ص ۲۴۸٫

[۳] . در نهج البلاغه دارد: «مراقب باشید که مبادا یتیمان در اثر رسیدگی نکردن شما از بین بروند» (ولا یضیعوا بحضرتکم).

[۴] . در بعضی از نسخ: «اللَّه اللَّه فی ذریه نبیکم» دارد.

[۵] . ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۲۴٫

[۶] . همان.

[۷] . نهج البلاغه، نامه ۴۷٫

[۸] . بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۹۰، و مفید، الارشاد، ص ۲۶، فصل ۶، باب ۲ حدیث را با کمی تفاوت نقل کرده است.

[۹] . بحار الانوار، ج ۴۲، ص ۲۹۲٫

آخرین سخنان ,آخرین وصایا, دیباجی, استاد دیباجی, سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی ,دیباج ,مقاله, مقاله دیباجی ,مقالات, مقاله دینی, زندگی نامه امام علی, وصیت نامه حضرت علی , آخرین وصایای حضرت علی , آخرین سخنان حضرت علی,امیرالمومنین,نجف,فزت و رب الکعبه,,  حضرت علی  

بازدیدها: ۹۸۲

نوشته آخرین سخنان و وصایای حضرت علی (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b5%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84/feed/ 2
مروری بر زندگانی شاه عبدالعظیم (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%85/#respond Sat, 24 Jan 2015 15:34:13 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=294 حضرت عبدالعظیم حسنى، در چهارم ربیع الثانی سال ۱۷۳هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن على، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می‏ رسید. ائمه اطهار علیهم السّلام را یادگاران ارزشمندی در ایران است که مزار شریفشان به صورت مقبره هایی زیارتگاه ...

نوشته مروری بر زندگانی شاه عبدالعظیم (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
حضرت عبدالعظیم حسنى، در چهارم ربیع الثانی سال ۱۷۳هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن على، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می‏ رسید.
ائمه اطهار علیهم السّلام را یادگاران ارزشمندی در ایران است که مزار شریفشان به صورت مقبره هایی زیارتگاه علاقه مندان به خاندان عصمت و طهارت است. همانها که از ظلم و جور و تعقیب خلفای بدکار و فاسد از موطن خود فراری شده و به انگیزه پناه به دوستان پیامبر و اهل بیت گرانقدرش، راهی کشور سربلند ایران شدند و بعضاً مخفیانه و بعضاً در حلقه محبت و مهمان نوازی شیعیان این سرزمین تا مدتی زیستند، و در پایان با مرگ طبیعی ویا با شهادت به حضرت دوست روی آوردند و روح بلندشان به ملکوت اعلی پیوست.
____20120227_1230741888
از جمله آن والاتباران ارزشمند، حضرت عبدالعظیم حسنی است که در شهر قدیمی و پرآوازه (ری) که اینک در جوار تهران است، صاحب حرم و بارگاه باشکوهی است و پیوسته مورد توجه دوستان خاندان عصمت و طهارت بوده و ضریح مقدس او (و سایر امام زادگانی که در جوارش مدفونند) چون نگینی ارزشمند در حلقه طواف عاشقان خاندان رسول (ص) است. در این نوشتار به صورتی خلاصه و گذرا نگاهی به زندگانی آن حضرت خواهیم داشت.ولادتحضرت عبدالعظیم حسنى، در چهارم ربیع الثانی سال ۱۷۳هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن على، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می‏ رسید.

عبدالعظیم، از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه‏ی معصومین (ع) و نیز از چهره‏های بسیار محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به شمار می‏رفت. دوران وى، گر چه عصر حاکمیت عباسیان و ایجاد خفقان و سخت‏گیری نسبت به شیعیان بوده است، ولی مدافعان دین و حافظان مکتب که روایات امامان را ثبت و نقل می‏کردند، نقش عمده‏ای در پاسداری و صیانت از فرهنگ والای اهل بیت (ع) داشتند و این بزرگوار نیز یکی از سنگربانان عقیده‏ی تابناک تشیع محسوب می‏شودکه درحفظ و انتشار سخنان ائمه‏ی اطهار، سخت کوشا بود و ستایشهای فراوان ائمه (ع) از وی نشان دهنده‏ی شخصیت والای علمی و معنوی وی می‏باشد.

ادب نسبت به ساحت ائمه (ع)

«شیخ محمّد شریف رازی» در کتاب خود، پیرامون ادب حضرت عبدالعظیم نسبت به ساحت ائمه‏ی معصومین (ع) چنین می‏نویسد: «رفتار و عادت کریمانه‏ی حضرت عبدالعظیم (ع) این بود که هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد (ع) یا امام هادی (ع) می‏شد، با کمال ادب و خضوع و غایت حیا و تواضع، در حالی که دست‏های خود را از ردا بیرون آورده بود، با کمال ادب به محضر آن امامان سلام عرض می‏کرد و امام پس از جواب سلام، او را نزدیک خود می‏خواند و در کنار خویش می‏نشاند؛ به حدّی که زانوی مبارکش به زانوی مقدّس امام می‏چسبید و امام، کاملا از احوال او سؤال می‏کرد که این موجب حسرت و غبطه‏ی دیگران می‏شد.»

محمّد شریف رازی در ادامه می‏نویسد: یکی از جنبه‏های احترام و تعظیم‏های امام جواد (ع) و امام هادی (ع) به جناب عبدالعظیم حسنی این بود که هیچ وقت اورا به نام نمی‏خواندند و پیوسته حضرتش را با کنیه‏اش – که «ابوالقاسم» بود- خطاب می‏نمودند و علمای ادب می‏گویند که کنیه برای تعظیم و تکریم و احترام، وضع شده است؛(۲) لذا به خوبی فهمیده می‏شود که حضرات ائمه‏ی معصومین (ع) تا چه حدّی برای جناب عبدالعظیم، احترام قائل بوده‏اند و اینها چیزی جز این نیست که تقوا، ورع و علم توأم با عمل عبدالعظیم، باعث شده است که محبوبیت خاصی نزد امامان معصوم بیابد.»

مقام و منزلت عبدالعظیم از زبان معصومین (ع)

شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» می‏نویسد: «وقتی که حضرت عبدالعظیم (ع) خدمت امام هادی (ع) مشرف شد و عقاید خود را اظهار نمود، امام فرمود: تو از دوستان حقیقی ما هستى.»(۳)

و نیز مؤلف کتاب «جنهالنعیم» می‏گوید: «شخصی به نام ابا حماد رازی – از شیعیان و موالیان شهر ری – با وجود مشکلات آن زمان به سامراء رفت و خدمت امام زمانش حضرت علی‏النقی (ع) رسید و مسائلی را پرسید. امام، ضمن پاسخ به مسائل او، فرمود:

«ای ابا حماد! هرگاه مشکلی از امور دینی برایت پیش آمد، جواب مشکل خود را از عبدالعظیم حسنی بخواه و سلام مرا به او برسان.»(۴)

یادگار امام حسن مجتبی(ع) در ری

عبدالعظیم در کلام علمای اسلام

سیّد جلیل القدر، حضرت عبدالعظیم حسنى، در میان فرزندان ائمه‏ی هدی (ع) از مقام و منزلت والایی برخوردار است که غالب دانشمندان و نوابغ عالم اسلام، هر کدام به نوبه‏ی خود، باعباراتی بدیع و بیاناتی لطیف، او را ستایش کرده‏اند؛ که بیان برخی از آنها در این جا جالب توجه بوده، موجب معرفت بیشتر به آن حضرت می‏گردد:

– شیخ بزرگوار، صدوق می‏نویسد: «حضرت عبدالعظیم (ع)» شخصی خدا پرست، پارسا و پسندیده‏ی خدا و رسول خدا – صلی اللّه علیه و آله – و مردم بوده است.»(۵)

صاحب بن عباد – که یکی از علمای اهل تسنن و وزیر فخر الدوله بوده است – می‏گوید:

«عبدالعظیم حسنی (ع) مردی با ورع، پارسا و پرهیزگار و دیندار و خدا پرست، معروف به امانت‏داری و دارای صداقت لهجه، دانای به امور دین و گویای توحید، و عدل بسیار بود. در زمان خودش در علم و ادب و فضل و دانش و تقوا، بعد از امام زمانش، برتمام معاصران خویش برتری داشته، هیچ کس را منزلت او نبوده و به تمام معنا تبعیّت و تقلید از حضرات ائمه (ع) می‏نمود و در اولاد و احفاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) کسی به قدر مرتبه و مقام او نرسیده است.»(۶)

نجاشی نیز در کتاب «رجال» خود درباره‏ی شخصیت حضرت عبدالعظیم می‏گوید:

«عبدالعظیم (ع) در حال خوف و فرار از خلیفه، وارد شهر ری گردید و در سرداب منزل یکی از شیعیان ساکن شد؛ وی در آن زیر زمین، که مخفی‏گاه او بود، روزها را روزه می‏داشت و شب‏ها را به نماز مشغول می‏شد.»(۷)

درمحضر سه امام

یکی از ویژگی‏های مهم در زندگی حضرت عبدالعظیم (ع) این بود که توفیق یافت محضر پرفیض سه حجّت الهی را – که عبارتند: از امام رضا، جواد و امام هادی (ع) – درک نماید، از تعالیم آن بزرگواران بهره‏مند گردد و سخنان و روایات آنان را به نسل‏های بعد منتقل نماید. وقتی امام رضا (ع) در مدینه به سر می‏برد، برای حضرت عبدالعظیم (ع) امکان دیدار با حضرتش فراهم بود؛ پس از شهادت آن حضرت، که امامت به امام جواد (ع) رسید، در آن مدت که امام نهم در مدینه بود، این سعادت و توفیق همچنان برای حضرت عبدالعظیم (ع) فراهم بود که با آن حضرت، تماس و دیدار داشته باشد و از دانش آن بزرگوار، بهره گیرد. گاهی نیز سؤالات خود را به صورت نامه از امام می‏پرسید و جواب مکتوب از امام دریافت می‏کرد.

سرشارترین و حسّاس‏ترین مقطع حیات حضرت عبدالعظیم، دوران امام هادی (ع) بود؛ گرچه امام هادی (ع) بخشی از عمر خویش را در یک منطقه‏ی حفاظت شده‏ی نظامی و تحت نظر، در «سامرا» گذراند و در آن دوران، امکان ارتباط شیعیان با آن حضرت، کمتر و با مشکلاتی همراه بود؛ امّا عبدالعظیم حسنی (ع) درهمان زمان هم به محضر امام هادی(ع) می‏رسید و از او رهنمود می‏گرفت.

یادگار امام حسن مجتبی(ع) در ری

علت هجرت به ری

علت مهاجرت حضرت عبدالعظیم (ع) از مدینه به ری و سکونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر، جستجو کرد.

خلفای عباسی نسبت به خاندان پیامبر (ص) و شیعیان ائمه (ع) بسیار سخت‏گیری می‏کردند. یکی از خشن‏ترین و بد رفتارترین این خلفا، «متوکل» بود که دوران خلافتش، نه تنها چندین بار مزار سیّدالشهداء (ع) را در کربلا تخریب کرد، از زیارت قبر آن حضرت نیز جلوگری می‏نمود. امام هادی (ع) با پنج نفر از خلفای عباسی – از جمله متوکّل – هم عصر بود. متوکّل، برای مصون ماندن از خشم انقلابی مردم مظلوم و جلوگیری از تجمع شیعه بر محور وجود امام هادی (ع) آن حضرت را از مدینه به سامرا برد، تا تمامی فعالیت‏ها و ارتباطات آن امام را زیر نظر داشته باشد. حتّی چندین بار مأموران خلیفه به خانه‏ی امام ریختند و با گستاخی تمام، به تفتیش خانه‏ی آن حضرت پرداختند. وقتی نسبت به امام معصوم، با آن موقعیت حساس، اینگونه برخوردهای تند وجود داشت، درباره‏ی پیروان آنان و شخصیت‏های رده‏ی بعدى، سختگیری و خوف و خطر بیشتری بود.

از آنجا که حضرت عبدالعظیم (ع) بعضا به خدمت امام هادی (ع) در سامرا می‏رسید و از محضرش استفاده می‏نمود، جاسوسان خلیفه ارتباط ایشان را با امام هادی (ع) گزارش نمودند و در پی آن، خلیفه دستور تعقیب و دستگیری وی را صادر کرد و لذا حضرت عبدالعظیم حسنى برای مصون ماندن از خطر خلیفه‏ی عباسی، خودرا از چشم مأموران پنهان می‏کرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس، رفت و آمد می‏کرد و این وضع ادامه داشت تا اینکه حضرت عبدالعظیم به شهر «ری» رسید و در آنجا قصد اقامت نمود.(۸)

حضرت عبدالعظیم در «ری»

حضرت عبدالعظیم به صورت یک مسافر ناشناس، وارد رِی شد و در محله‏ی «ساربان» در کوی «سکهالحوالی» به منزل یکی از شیعیان رفت. مدتی در زیر زمین آن خانه به سر می‏برد و مردم از حضورش بی خبر بودند و تنها افراد انگشت شماری از شیعیان او را می‏شناختند و از حضورش در آن محله، مطلع بودند که آنان هم می‏کوشیدند که این خبر، فاش نشود تا خطری جان ایشان را تهدید نکند. امّا با گذشت زمان، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم (ع) را می‏شناختند و به خانه‏اش رفت و آمد می‏کردند تا از علوم و روایاتش بهره گیرند وعطر خاندان عصمت را از او ببویند.(۹)

آرى! شیعیان آن خطّه، حضرت عبدالعظیم را یادگاری از امامان خویش می‏دانستند و پروانه‏وار به گرد شمع وجودش طواف می‏کردند و بر موقعیت علمی و دینی او ارج می‏نهادند و مسائل شرعی و مشکلات دینی خویش، را بوسیله‏ی او حل می‏نمودند.

غروب خورشید

روزهای پایانی عمر پر برکت حضرت عبدالعظیم (س) با بیماری همراه بود. آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت (ع) در آستانه‏ی محرومیت از وجود پر خیر و برکت این سیّد کریم قرار گرفته بودند. عبدالعظیم حسنی (ع) علاوه بر رنجی که از بیماری و غربت و دوری از خویشاوندان می‏برد، اندوه مصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاکمیت عباسیان، برایش جانکاه بود. او با ذکر پیوسته خدا و عبادت به روح خود آرامش می‏بخشید و بار غربت و بیماری را بردوش می‏کشید.

بنابر قول مشهور، خورشید فروزان رى، حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) در پانزدهم شوال ۲۵۲هجری، غروب کرد(۱۰) و در پی آن شعله‏ی دیرپای حق و ایمان در آن دیار، فرو خوابید. خبر درگذشت آن بزرگوار، دهان به دهان گشت و مردم شهر، جملگی سیاه پوش شدند و بر در خانه‏ی آن‏حضرت صدا به گریه و شیون بلند کردند و پس از آنکه پیکر مطهّر حضرت عبدالعظیم (ع) در میان خیل عظیم مردم تشییع شهر، در آن شهر به خاک سپرده شد.

قرن‌هاست که حرم با شکوه حضرت عبدالعظیم (ع)، با جلوه‏ای ملکوتی و معنوی که داشته، کهربای جانهای مشتاق و دلهای پاک بوده است و همواره قلوب اهل معرفت، کبوتر وار برگرد حرمش طواف کرده است.

یادگار امام حسن مجتبی(ع) در ری

فضیلت و ثواب زیارت

فرهنگ زیارت در مکتب شیعه، از شیوه‏های اساسی احیای نام و یاد بزرگان، عالمان و اولیای خدا است. حضوریافتن در کنار قبور انسانهای والا و برجسته، هم ارج نهادن به پاکی و صداقت و ایمان و جهاد آنان است و هم الگوگیری از زندگی و الهام‏جویی از نام‏ویاد ایشان است، لذا تشویق‏های بسیاری که در روایات اسلامی پیرامون زیارت مرقد ائمه‏ی معصومین و امامزادگان بزرگوار آمده‏است، یک دستور تربیتی و ارشادی است. زیارت‏حرم باصفای حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام نیز در همین راستا مورد تأکید و توجه بوده است که در روایتی از امام هادی (ع) آمده است که هر کس قبر حضرت عبدالعظیم (ع) را زیارت کند، خداوند بهشت را به او پاداش می‏دهد! (۱۱)

وهمچنین در نقل دیگری آمده است که مردی از اهل رى، خدمت امام هادی (ع) رسید. امام از او پرسید: کجا بودى؟ گفت: به زیارت سیّد الشهدا (ع) رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم حسنی را زیارت کنی، گویا حسین بن علی علیه‏السّلام را زیارت کرده‏اى.(۱۲)

اینکه زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) پاداش بهشت دارد و یا همچون زیارت کربلا ارزشمنداست، دلیل و نشانه‏ی مقام والا و عالی آن سیّد بزرگوار در نزد خدا و اهل بیت عصمت (ع)است؛ چراکه وی درآن دوران سخت و پرخطر، مطیع امامان بود و فروغ احادیت و کلمات نورانی ائمه‏ی‏اطهار(ع) را در شهرهای مختلف می‏گستراند؛ لذا فعالیت او در چنان شرایط خطیر از ارزش خاصی برخوردار بود.

گوهرهای ناب

حضرت عبدالعظیم (ع) علاوه بر دانش، تقوا، مجاهدت و مقام والای اخلاقی و فضایل معنوى، از موثّق‏ترین راویان احادیث از اهل بیت عصمت (ع) بود. نام وی در سلسله‏ی سند تعدادی از احادیث، در موضوعات تفسیرى، فقهى، اخلاقی و اعتقادی می‏درخشد. در پایان این نوشتار کوتاه به عنوان تبرّک از کلام معصومین (ع) برخی از احادیثی که حضرت عبدالعظیم (ع) مستقیما خود از امام معصوم (ع) شنیده است، بیان می‏کنیم.

رفتار مکتبی

امام رضا (ع) خطاب به حضرت عبدالعظیم (ع) فرمودند: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را به خودشان راه و سلطه ندهند. آنان را به راستگویی و امانت داری و سکوت و ترک مجادله در کارهای بیهوده و دیدار و توجه به یکدیگر دستور بده؛ چراکه اینها مایه‏ی نزدیک شدن به من است. خود را مشغول دشمنی با یکدیگر و دریدن‏هم نکنند! من با خودم پیمان بسته‏ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد، از خدا بخواهم که او را در دنیا به شدیدترین نحو عذاب کند. در آخرت نیز، وی از زیانکاران خواهد بود.»(۱۳)

زیارت امام رضا (ع)

حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) از امام جواد (ع) روایت می‏کند که آن حضرت فرمودند: «هر کس پدرم -امام‏رضا(ع)- را بامعرفت به حقش، در طوس زیارت کند، بهشت را نزد خداوند برای او ضمانت می‏کنم.»(۱۴)

انتظار فرج

حضرت عبدالعظیم می‏گوید: «امام جواد (ع) برای من فرمود: «به درستی که قائم خاندان ما همان «مهدی» است که واجب است در زمان غیبتش، انتظار او کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد. سوگند به خدایی که محمّد را به رسالت برانگیخت و مارا به امامت مبعوث نمود، اگر از دنیا فقط یک روز باقی بماند، آن روز آنچنان طولانی خواهد شد که مهدی (ع) از پشت پرده‏ی غیبت ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهدنمود. خداوند امور ولی‏عصر را در یک شب، اصلاح خواهد نمود؛ به همان روشی که امر موسی بن عمران را در یک شب اصلاح کرد….بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.»(۱۵)
_________________________________
۱- امام زادگان رى، ج ۱، ص ۷۸٫
۲- زندگانی حضرت عبدالعظیم (ع)، ص ۳۰٫
۳- کمال الدین، ج ۲، ص ۵۱٫
۴- اختران فروزان رى، ص ۳۷٫
۵- من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۸۰٫
۶- امام زادگان رى، جلد ۱، ص ۷۴٫
۷- رجال نجاشى، ص ۲۴۷٫
۸- روح و ریحان، ص ۲۴۸٫
۹- امام زادگان رى، ج ۱، ص ۱۲۰٫
۱۰- همان منبع، ص ۱۲۲٫
۱۱- کامل الزیارات، ص ۳۲۴٫
۱۲- همان، ص ۳۲۴٫
۱۳- اختصاص، ص ۲۴۷٫
۱۴- عیون الاخبار، ص ۳۴۱٫
۱۵- کمال الدین، ج ۱، ص ۱۸۸٫

منبع: نشریه خیمه

مقاله دیباجی, دیباجی,مقاله دینی ,آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی ,سید محمد تقی دیباجی, dibaji ,دفتر دیباجی, مقالات دیباجی

بازدیدها: ۴۲

نوشته مروری بر زندگانی شاه عبدالعظیم (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%85/feed/ 0