دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

جابجایی در خواندن تسبیحات و حمد

به نام خدا

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

من گاهی در نماز بخاطر حوس پرتی که دارم؛ می خواهم رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخونم یادم می رود و حمد را میخونم حتی در نماز جماعت هم این اتفاق برایم افتاده تکلیف نمازهای من چه می شود ؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم نماز؛ تسبیحات می خواند، اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود؛ باید آن را رها کند و تسبیحات بخواند و اگر در رکوع متوجه شد که حمد را بجای تسبیحات خوانده است مانعی ندارد و نمازش صحیح است . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

 

بازدیدها: ۲۳

دسته‌ها
احکام پوشش اخبار استفتائات

استعمال طلا برای مردها

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

از محضر مبارک سوالی دارم که آیا استفاده مردها از طلا مثل ساعت طلا یا زنجیر طلا یا انگشتر طلا اشکال دارد ؟ اگر اشکال دارد علت چیست ؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

استعمال طلا برای مردها جایز نیست؛ و نماز خواندن با آن موجب بطلان نماز است چون دستور شارع مقدس است.

مرحوم شیخ طوسی رحمه الله علیه در کتاب تهذیب خود روایتی از امام صادق سلام الله علیه نقل می کند که آن امام همام علیه السلام فرمود : «لَا یَلْبَسُ الرَّجُلُ الذَّهَبَ وَ لَا یُصَلِّی فِیهِ»[۱] مرد نباید طلا استعمال کند یا نماز با آن بخواند . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] الوسائل ج ۴ ص ۴۱۳ باب ۳۰ حدیث ۴ _ الجواهر ج ۸ ص ۱۰۹

بازدیدها: ۲۳

دسته‌ها
احکام ديـات اخبار استفتائات

چرا دیه اضافه می شود

بسمه تعالی

حضرت استاد آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

در مورد دیه سؤالی از حضور مبارک دارم که چرا موضوع دیه در بعض ماهها در طول سال دو برابر می شود آیا در این مورد روایات متقن وجود دارد ؟

 

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

اگر قتل در یکی از ماههای حرام «رجب ، ذیقعده ، ذیحجه، محرم » اتفاق بیفتد ، به مقدار یک سوم بر دیه کامله اضافه می شود؛ چنانکه مرحوم کلینی رضوان الله تعالی علیه در کافی باسناد خودش از «کلیب اسدی» نقل می کند که «سَأَلْتُ‏ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (سلام الله علیه) عَنِ‏ الرَّجُلِ‏ یُقْتَلُ‏ فِی‏ الشَّهْرِ الْحَرَامِ‏ مَا دِیَتُهُ‏؟ قَالَ دِیَهٌ وَ ثُلُثٌ»[۱]؛ از امام صادق سلام الله علیه سؤال کرد؛ اگر شخصی، شخص دیگری را در ماه حرام بکشد، دیه آن چه مقدار است؟  امام علیه السلام فرمود: یک دیه و یک سوم دیه؛ چنانچه در حرم «مکه معظمه زادها الله شرفا» اگر قتل واقع شود قاتل«در صورت عدم قصاص» طبق نقل مرحوم شیخ مفید رضوان الله تعالی علیه باید یک دیه و یک سوم دیه بپردازد [۲].

مرحوم شیخ رحمه الله علیه  در تهذیب باسناد خودش از زراره نقل می کند که :«قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام  رَجُلٌ قَتَلَ فِی الْحَرَمِ قَالَ عَلَیْهِ دِیَهٌ وَ ثُلُثٌ وَ یَصُومُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُم‏»[۳] زُرارَه بن اَعْیَن می گوید به امام باقر سلام الله علیه عرض کردم شخصی، شخص دیگری را در حرم می کشد؛ امام سلام الله علیه فرمود: باید یک دیه و یک سوم دیه بپردازد.

برخی از زمانها (مانند اشهر حرم ) و برخی از مکان ها مانند مکّه حرم الهی و مراقد منوّره معصومین علیهم السلام ، نزد خداوند محترمند و نباید هتک حرمت آنها شود و لذا دیه در آن زمان‌ها و مکان ها به یک سوم اضافه می شود؛ تفصیل این مسئله در جلد ۴۲ جواهر صفحه ۲۶ به بعد آمده است . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] الوسائل ج ۲۹ ص ۲۰۳  باب ۳ من ابواب دیات النفس

[۲] الجواهر ج ۴۲ ص ۲۶

[۳] وسائل ج ۲۹ ص ۲۰۴ باب ۳ حدیث ۳

بازدیدها: ۱۹

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

«وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ» منظور از اعراف ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مفسّر عالیقدرحضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

با توجه به اینکه در مورد آیات شریفه چهل شش سوره اعراف « وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیمَاهُمْ ۚ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّهِ أَنْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ ۚ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ » و آیه چهل هشت سوره اعراف «وَنَادَىٰ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا یَعْرِفُونَهُمْ بِسِیمَاهُمْ » اختلاف نظر بین اهل سنت و اهل تشیع می باشد که هر کدام نظر خاصی در مورد کلمه«اعراف » دارند ؛ در واقع قول اهل سنت  اعراف را کسانى می دانند که حسنات و سیئات آن ها به یک مقدار است؛ از طرفی نظر مفسرین تشیع این است که «اعراف»، ائمه اطهار  علیهم السلام هستند؛ نظر حضرتعالی در مرود کلمه اعراف در این آیات شریفه را خواستیم بدانیم

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

«وَبَیْنَهُمَا حِجَابٌ ۚ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ»[۱] «بَیْنَهُمَا»ظرف است، خبر مقدم _ و «حِجَابٌ ۚ» مبتدا مؤخر یا اینکه نکره است؛ اما چون برای تعظیم است و خبر مقدم شده می تواند مبتداء قرار گیرد؛ « ولا یجوز الابتـدا بالنکـره   مالم تفـد کعـند زیـد نـمـره» و «اعراف» جمع «عُرف» است که موهای گردن اسب و کاکل خروس را گویند؛ «اعراف» مکان مرتفعی است بین بهشت و دوزخ .

اما مراد از «رجال» آیا انبیاء و اولیاء علیهم السلام هستند؟ یا مراد مستضعفین می باشند مانند افراد سفیه، اطفال قبل از بلوغ، آنانکه اعمالشان ناقص است ؟!

قول اول را مفسران شیعه و قول دوم را مفسران اهل سنت انتخاب کرده اند؛ از امام باقر سلام الله علیه وارد شده که فرمود: «هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ لاَ یَدْخُلُ اَلْجَنَّهَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لاَ یَدْخُلُ اَلنَّارَ إِلاَّ مَنْ أَنْکَرَهُمْ وَ أَنْکَرُوهُ»[۲] اما قول دوم در تفسیر کشّاف از زمخشری آمده است. [۳]

به نظر می رسد علاوه بر روایات اهل بیت علیهم السلام که دلالت بر قول اول دارد؛ ظاهر آیه شریفه نیز مؤید قول اول است :

۱_  به قرینه کلمه «رجال» که دلالت بر انسان تام دارد نه انسان ناقص مانند آیات مبارکه: « رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ» [۴] و « فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا ۚ»[۵]

۲_ صفات بعدی که اهل بهشت و دوزخ را می شناسند

۳_ اِشراف داشتن بر اهل بهشت و اهل دوزخ

۴_ تکلم با آنان و …؛ قرینه می شود که مراد از «رجال» انبیاء و اولیاء علیهم السلام می باشند .والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه اعراف آیه ۴۶

[۲] مجمع البیان ج ۴ ص ۶۵۳ 

[۳] الکشاف ج ۲ ص ۱۰۷

[۴] سوره مبارکه نور آیه ۳۷

[۵] سوره مبارکه توبه آیه ۱۰۸

بازدیدها: ۲۹

دسته‌ها
احکام مسافر اخبار استفتائات

مسافت شرعی

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

به نظر حضرتعالی مسافت شرعی چند کیلومتر باید باشد تا حکم مسافر را پیدا کنیم؟ تا نماز ما شکسته شود؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

مسافت شرعی هشت فرسخ است ؛ امتداداً هشت فرسخ باشد، یا تلفیقاً چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد که مجموعاً هشت فرسخ می شود؛ و فرسخ شرعی، سه میل است و هر میل تقریباً چهار هزار ذراع متعارف است و هر ذراع از آرنج است تا سرانگشتان؛ فقهاء با محاسبه این مقدار فرموده اند این مقدار مساوی با پنج کیلومتر و نیم؛ بنابراین مسافت شرعی ۲۲ کیلومتر می شود [۱].

مرحوم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه باسناد عن ابی اسامه زید النبی نقل می کند قال: سمعت ابا عبدالله علیه السلام یقول: «یُقَصِّرُ الرَّجُلُ الصَّلَاهَ فِی مَسِیرَهِ اثْنَیْ عَشَرَ مِیلًا»[۲] امام صادق سلام الله علیه فرمود، اگر شخصی دوازده میل حرکت کرد باید نمازش را شکسته بخواند ؛ و در برخی از روایات ملاک را حرکت بَرید (نامه رسان) قرار داده اند که در قدیم نامه رسان از اول طلوع تا غروب چهار فرسخ راه می رفته است. مرحوم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه باسناد عنن زراره عن ابی جعفر علیه السلام  قال: «اَلتَّقْصِیرُ فِی بَرِیدٍ وَ اَلْبَرِیدُ أَرْبَعَهُ فَرَاسِخَ»[۳] امام فرمود تقصیر در نماز در سفر برید تامه رسان است و نامه رسان چهار فرسخ راه می رود ( در روز). والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] عروه الوثقی ج ۳ ص ۴۱۶ طبع جامعه مدرسین

[۲] وسائل الشیعه؛ ج‌۸، ص۴۵۷

[۳] وسائل الشیعه,  ج۸  ,  ص۴۵۸

بازدیدها: ۲۴

دسته‌ها
احکام تقلید اخبار استفتائات

اصطلاحات فقهی تقلید

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

من طلبه حوزه علمیه هستم؛ گاهی بین دو کلمه جایز نیست، با کلمه حرام است، مطالب متعددی شنیدیم نظر حضرتعالی را خواستیم بدانیم چیست و همچنین مفهوم  کلمه احتیاط واجب؛ «محل تأمّل» یا «محل اشکال» «ظاهر چنین است» یا «أقوی چنین است» ؟ما طلاب را نصیحت و راهنمائی فرمایید . التماس دعا

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

برخی از علماء گفته اند؛ «حرام» ، فعل قبیح مؤیّد را گویند؛ مانند کذب، تهمت، غیبت  و …؛ اما «عدم الجواز» عام است، قبیح و غیر قبیح را شامل می شود و نسبت بین این دو عام و خاص مطلق است؛ مانند انسان و حیوان ؛ مثلا اگر حاکم دستور دهد که امسال از رعیّت، مالیات گرفته شود؛ یا دستور دهد که این بیابان قرقگاه است و امسال نباید چوبانان گوسفند را برای چرائیدن به این بیابان ببرند؛ «عدم الجواز» بر این مورد صادق است با اینکه قبیح نیست؛ ولکن در اصطلاح شرع مقدس گرچه «حرام امر وجودی» و «عدم الجواز امر عدمی» است ؛لکن از نظر معنی و در مقام عمل مترادفان و هم معنی هستند.

اما احتیاط واجب

اگر فقیه جامع الشرائط فرمود،«الاحوط فی الرکعه الثالثه و الرابعه ثلاث مرات التسبیحات الاربع» ؛ این احتیاط وجوبی است چون در اول فتوی  آمده ؛ و اگر احتیاط در آخر فتوﱝ آمد و فرمود :«یجب مره واحده التسبیحات الاربع و ان کان الاحوط ثلاث مرات؛ این احتیاط استحبابی است.  و در احتیاط وجوبی؛ مقلد می تواند به فتوﱝ مجتهد دیگر عمل کند و همچنین اگر بفرماید، «محل اشکال» یا بفرماید «محل تأمل» است در اینصورت هم مقلد می تواند به مجتهد دیگر رجوع کند( با رعایت اعلم بودن)؛ اما اگر فقیه فرمود «ظاهر چنین» است یا «اقوﱝ چنین» است؛ مقلّد نمی تواند به مجتهد دیگر رجوع کند. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازدیدها: ۳۲

دسته‌ها
احکام بانوان اخبار استفتائات

قرائت قرآن در زمان عادت ماهانه

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

بنده به خواندن قرآن علاقه مند هستم و در یک روستا زندگی می کنیم؛ آیا در دوره عادت ماهانه، قرائت قرآن برای من اشکالی دارد؟ خیلی دوست دارم آداب صحیح خواندن قرآن را از حضرتعالی یاد بگیرم.

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

خواندن آیات مشتمله بر سجده واجبه ؛ سوره مبارکه نجم: آیه شریفه ۶۲، سوره مبارکه  علق: آیه شریفه ۱۹، سوره مبارکه سجده (الم تنزیل): آیه شریفه ۱۵ و سوره مبارکه فصلت آیه شریفه ۳۷، در دوره عادت ماهانه (در حال حیض) و همچنین در حال جنابت؛ جایز نیست؛ و بنابر احتیاط، کل آیات این چهار سوره خوانده نشود؛ ولکن خواندن باقی قرآن مانعی ندارد؛ و سعی کند دست بر آیات شریفه نرسد، اما بر جلد قرآن اشکال ندارد .

در روایت از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وارد شده که فرموده است: «نَوِّرُوا بُیُوتَکُمْ بِتِلاَوَهِ اَلْقُرْآنِ»[۱] خانه های خودتان را به خواندن قرآن نورانی کنید.

خانه ای که در آن قرآن خوانده شود خیر و برکت دارد و اهل آن خانه در خوبی و سعادت هستند و آن خانه همچون ستارگان نورانی است. [۲]

و فرمود: هر کس (در شب) ده آیه از آیات قرآن بخواند از غافلین (بی خبران) نخواهد بود؛ و هر کس پنجاه آیه بخواند از ذاکرین ( آنانکه همواره به یا خدا هستند ) خواهد بود و هرکس صد آیه بخواند از قانتین (عبادت کنندگان) خواهد بود .[۳]

امام صادق سلام الله علیه فرمود: هر کس قرآن بخواند (و به خطوط قرآن نگاه کند) چشمانش همیشه سالم خواهد بود و خداوند پدر و مادر او را گرچه کافر باشند تخفیف عذاب می دهد .[۴] و امام موسی بن جعفر سلام الله علیه فرمود: هر گاه حاجتی داری صد آیه از قرآن بخوان سپس هفت مرتبه بگو (یا الله ) حاجت برآورده می شود انشاالله [۵] والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] وسائل الشیعه  ج۶ ص۲۰۰

[۲] سفینه البحار ج ۷ ص ۲۵۷

[۳] بحار الانوار ج ۹۲ص ۱۹۶

[۴] الکافی ج ۲ ص ۶۲۷

[۵] بحارالانوار ج ۹۲ ص ۱۹۶

بازدیدها: ۲۶

دسته‌ها
اخبار درس خارج

بدترین مردم ۲

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی «مدظله العالی»

موضوع : بدترین مردم

تاریخ : این درس اخلاق در سالهای ۱۳۸۸ توسط استاد معظم بیان شده

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین‏ سَیَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الأطْیَبِینَ الأَنْجَبین ‏سَیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّه فِی الْعالَمِین بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

فاطمه «سلام الله علیها» از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله  نقل می کند که فرمود: «شرار امّتی الّذین غذّوا بالنّعیم، الّذین یأکلون الوان الطّعام، و یلبسون الوان الثّیاب، و یتشدِّقون فی الکلام ؛ بدترین امّت من، کسانی هستند که در نعمت ها غوطه ور، و غذاهای گوناگون می خورند، و لباس های رنگارنگ می پوشند، در گفتار (با مردم) با ریشخند و دهن کجی سخن می گویند.»[۱]

در روایت که از صدیقه طاهره «سلام الله علیها» نقل کردیم اشاره دارد به اینکه بعضی ها خیال می کنند اینهمه نعمتی که در اختیار دارند به سبب پاداشی است که خداوند به آنها عنایت کرده و گاهی در جامعه خود را از دیگران برتر می بینند و این موجب تمرد و طغیان گری آنها می گردد که از مصادیق مَنیّت آنها، بی باک بودن در کلام و ریشخند زدن به مردم زیر دست خود است غافل از آنکه راه را به بیراهه طی می کنند و این صفت رذیله درشت گویی موجب فراهم آوردن آتشی در جهنم آنها خواهد بود.امیرالمؤمنین امام علی m در وصیتش به فرزند خود محمد حنفیه  می فرمایند:«وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ إِنَّ اللِّسَانَ کَلْبٌ عَقُورٌ إِنْ أَرْسَلْتَهُ عَقَرَکَ وَ رُبَّ کَلِمَهٍ سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نَقِمَهً فَاخْزَنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزَنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ وَ مَنْ سَبَّبَ عِذَارَ لِسَانِهِ سَاقَهُ إِلَى کُلِّ کَرِیهَهٍ». بدان زبان سگ درّنده ای است؛ اگر او را رها کنى تو را اذیت مى ‏کند، چه بسا سخنى گوید که نعمتى را از تو سلب کند و بلائى را به سوى تو بکشاند. زبانت را نگهدارى کن آنچنان که طلا و نقرۀ خود را نگهدارى مى‏ کنى و هر کس در سخن گفتن شتاب کرد، زبانش او را به سوى بدی ها می‌کشاند. [۲]

آن سخن های چو مار و کژدمش            مار و کژدم گردد و گیرد دُمش

ظاهرش چون بُوذروسلمان بود               باطنش همچون ابوسفیان بود

از برون طعنه زند بر بایزید                  وز درونش ننگ میدارد یزید

 آنچه دارد در دل از مکر و رموز            پیش ما پیدا بود مانند روز

مثل همین فرمایش:«اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»[۳] البته ظاهراً این جمله حدیث نیست ولی با ضمیمه روایتی می توان این جمله را تایید کرد «مردى خدمت پیامبر jآمد و گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، آن‌حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. (برای دومین بار) گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار، (برای بار سوم) گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار. واى بر تو! آیا مردم را جز محصول و نتایج زبان‌هاى برّنده و نیست کننده‌شان‏، چیز دیگری هست که آنها را به روى در آتش جهنّم اندازد».[۴]

امیر المؤمنین امام علی m می فرماید: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ یَنْفَعْهُ] لَا یَنْفَعُهُ».[۵] چه بسا عالمى را که جهلش از پاى در آورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد.

پس جهل مخالف علم نیست ممکن است حتی عالمی جاهل باشد(یا بیسوادی جاهل نباشد ) وقتی بنی اسرائیل از موسی m قاتل جوان را مطالبه کردند … که داستان آن در قرآن آمده در سوره بقره آیه ۶۷ موسی m فرمود گاوی را ذبح نمائید بنی اسرائیل گفتند آیا ما را مسخره می کنید؟ حضرت موسی m فرمود : Pأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَO[۶] به خدا پناه می بردم که از جاهلین باشم ؛ پس جهل نادانی است نه بیسوادی .

چه بسیار علمائی که در طول تاریخ به دلیل زخم زبان یا جهلی که داشتند خود را به کشتن دادند «اِبْنِ مُقَفَّع» کاتب دربار منصور دوانیقی بود و والی بصره (سفیان بن معاویه ) را در جمع درباریان مسخره میکرد : می گفت «السلام علیکما» سلام بر شما دو تا ، تو و بینی تو (دماغ بزرگی داشته ) یا میگفت یابن المغتلمه پسر زناکار والی بصره ارتقاء رتبه گرفت ابن مقفع را دستگیر کرده به او گفت آیا به یاد می آوری که چگونه مرا مسخره می کردی و به سخره می گرفتی ؟ ! تنوری از آتش مهیّا نمود از پاهایش شروع کرد تکه تکه کردن و در تنور آتش انداخت ، آخرین قسمت او زبانش بود . «زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد» در موارد دیگر ممکن است با همین زبان غیبت ،تهمت ، دروغ، شهادت بی جا و … مرتکب شویم لذا فرمودند: « اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

 

 

[۱] «مسند فاطمه» سیوطی، ص ۷.

[۲] إرشاد القلوب ج‏۱، ص ۱۰۳

[۳] اللطائف و الظرائف، ص ۱۰۴، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۷، ص ۳۰۳۹،

[۴] وسائل الشیعه، ج ‏۱۲، ص ۱۹۱

[۵] نهج البلاغه حکمت ۱۰۷

[۶] سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

بازدیدها: ۳۰

دسته‌ها
اخبار درس اخلاق

بدترین مردم

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی «مدظله العالی»

موضوع : بدترین مردم

تاریخ : این درس اخلاق در سالهای ۱۳۹۸ توسط استاد معظم بیان شده

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین‏ سَیَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الأطْیَبِینَ الأَنْجَبین ‏سَیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّه فِی الْعالَمِین بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

فاطمهn از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کند که فرمود: «شرار امّتی الّذین غذّوا بالنّعیم، الّذی یأکلون الوان الطّعام، و یلبسون الوان الثّیاب، و یتشدِّقون فی الکلام» ؛ بدترین امّت من، کسانی هستند که در نعمت ها غوطه ور، و غذاهای گوناگون می خورند، و لباس های رنگارنگ می پوشند، در گفتار (با مردم) با ریشخند و دهن کجی سخن می گویند.»[۱]

در روایت که از صدیقه طاهره n نقل کردیم اشاره دارد به اینکه بعضی ها خیال می کنند اینهمه نعمتی که در اختیار دارند به سبب پاداشی است که خداوند به آنها عنایت کرده و گاهاً در جامعه خود را از دیگران برتر می بینند و این موجب تمرد و طغیان گری آنها می گردد که از مصادیق مَنیّت آنها، بی باک بودن در کلام و ریشخند زدن به مردم زیر دست خود است غافل از آنکه راه را به بیراهه طی می کنند و این صفت رذیله درشت گویی موجب فراهم آوردن آتشی در جهنم آنها خواهد بود در قرآن کریم خدای سبحان میفرماید: {وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}[۲] و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.

روزگار همیشه یکسان نیست، بلکه طبق روایات: «الدَّهر یَومان، یَومٌ لک و یومٌ علیک، فان کان لک فلا تبطر و ان کان عَلیک فاصبر فکلاهما ستُختَبر»،[۳]  روزگار دو چهره دارد: گاهى با تو و گاهى بر علیه توست آنگاه که به نفع توست، مغرور مشو و آنگاه که به ضرر توست، صبر پیشه کن، زیرا در هر حال مورد آزمایش الهى هستى.نعمت‌هایى که پس از سختى‌ها و مشکلات به انسان مى‌رسد، باید عامل شکر و ذکر باشد، نه وسیله‌ى فخر و طرب. دو چیز شادى را خطرناک مى‌کند: یکى تحلیل غلط، «ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی» و دیگر آنکه این شادى سبب تحقیر دیگران و فخرفروشى خود شود. «لَفَرِحٌ فَخُورٌ»

امام صادقm  می فرماید: اَلذُّنُوبُ اَلَّتِی تُغَیِّرُ اَلنِّعَمَ اَلْبَغْیُ وَ اَلذُّنُوبُ اَلَّتِی تُورِثُ اَلنَّدَمَ اَلْقَتْلُ [۴]مجاهد به نقل از پدرش گوید:امام صادق m فرمود:(از جمله) گناهانى که نعمت را دگرگون مى‌سازند:انواع«بغى»(ستم و تعدّى،نافرمانى و برگشت از حقّ‌ و سرباز زدن از اطاعت امام،تجاوز از حد،و دروغ گفتن)است

خداوند آنچه از نعمت ها در زمین و اسمان است برای بهره برداری انسان آفریده است: {هو الّذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً}؛[۵] گاه نعمتهای ویژه را نیز به انسان عنایت می کند. ولی گاه این نعمت ها را از انسان می گیرد نه بخاطر این که نعوذباللّه خزانه الهی تمام شده باشد، که تمام شدنی نیست، و نه بخاطر بخل و امثال آن که ذات پاک او از هر عیب و نقصی مبرّا می باشد. بلکه گناهی و یا گناهانی از انسان صادر می شود که نعمت ها را از انسان می گیرد و یا تغییر می دهد، حال باید دید که کدام گناهان است که نعمت ها را تغییر می دهد و یا از انسان می گیرد.

امام سجادm می فرماید: «الذّنوب الّتی تغیّر النّعم»: شخصی گوید از امام زین العابدین شنیدم که  می فرمود:گناهانی که نعمتها را تغییر می دهد پنج چیز است :

۱ ظلم و ستم کردن به مردم

البغی علی النّاس؛ ظلم و ستم کردن بر مردم(نعمت ها را تغییر می دهد) لذا حکومت و سلطنت با کفر پیشگی دوام می آورد ولی با ظلم و ستم پیشگی دوام نخواهد آورد.[۶] خصوصاً ظلم در حق افرادی که پناهی جز خداوند ندارد به سرعت برق، آه مظلوم می گیرد و نعمت را تغییر می دهد.[۷]

۲ ترک عادت نیک

الزّوال عن العاده فی الخیر؛ از دست دادن عادت به کار خیر و نیک گاه انسان عادت های خوبی دارد، مانند خرج دادن برای امام حسینm کمک به فقرا، عادت به خواندن قرآن و دعا و نماز شب، ترک این عادات نیک که به راحتی به دست نیامده نعمت ها را از انسان می گیرد و یا تغییر می دهد.

۳ ترک اختیار معروف

واصطناع المعروف؛ از دست دادن اختیار عمل معروف (و شناخته شده نزد عقل و شرع) ممکن است مراد ترک عادت اختیار معروف و عمل شناخته شده در نزد عقل و شرع باشد، شاید مقصود این است که امر به معروف نکند و خود بدان عمل ننماید.

۴ کفران نعمت

وکفران النّعم؛ کفران نعمت نمودن. خداوند نعمتهای بیشماری به ما داده است از نعمت بعثت و امامت گرفته تا نعمت های عادی و معمولی همچون سلامتی، عقل، انواع خوردنی ها و پوشیدنی ها. کفران این نعمت ها نیز تغییر نعمت و یا زوال آن را به دنبال خواهد داشت.

۵ شکر نعمت نکردن وترک الشّکر؛ترک شکر (نعمت).برترین شکر آن است که انسان نعمت را در مسیر خودش به کار ببرد،[۸] و ترک آن به این است که در غیر مسیر صحیح استفاده کند، مثلاً جوانی را در مسیر گناه و فساد، مال را در مسیر حرام و لهو و لعب به کار برد در ادامه حضرت سجادm به آیه قرآن استناد نموده: Pقال اللّه تعالی انّ اللّه لایغیّر ما بقومٍ حتّی یغیّروا ما بانفسهمO [۹] خداوند نعمتهای خود را تغییر نمی دهد مگر آنکه مردم (بر اثر اعمال و رفتار و اندیشه ناسالم) در خود تغییر بوجود آورند.[۱۰]

امیرالمؤمنین امام علی m در وصیتش به فرزند خود محمد حنفیه می فرمایند : «وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ إِنَّ اللِّسَانَ کَلْبٌ عَقُورٌ إِنْ أَرْسَلْتَهُ عَقَرَکَ وَ رُبَّ کَلِمَهٍ سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نَقِمَهً فَاخْزَنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزَنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ وَ مَنْ سَبَّبَ عِذَارَ لِسَانِهِ سَاقَهُ إِلَى کُلِّ کَرِیهَهٍ». بدان زبان، سگ درّنده ای است؛ اگر او را رها کنى تو را اذیت مى ‏کند، چه بسا سخنى گوید که نعمتى را از تو سلب کند و بلائى را به سوى تو بکشاند.زبانت را نگهدارى کن آنچنان که طلا و نقرۀ خود را نگهدارى مى‏ کنى و هر کس در سخن گفتن شتاب کرد، زبانش او را به سوى بدی ها می‌کشاند. [۱۱]

آن سخن های چو مار و کژدمش          مار و کژدم گردد و گیرد دُمش

ظاهرش چون بُوذروسلمان بود               باطنش همچون ابوسفیان بود

از برون طعنه زند بر بایزید                   وز درونش ننگ میدارد یزید

آنچه دارد در دل از مکرو رموز              پیش ما پیدا بود مانند روز

مثل همین فرمایش :«اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»[۱۲] البته ظاهراً این جمله حدیث نیست ولی با ضمیمه روایتی می توان این جمله را تایید کرد «مردى خدمت پیامبر jآمد و گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، آن ‌حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. (برای دومین بار) گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار، (برای بار سوم) گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار. واى بر تو! آیا مردم را جز محصول و نتایج زبان‌هاى برّنده و نیست کننده‌شان‏، چیز دیگری هست که آنها را به روى در آتش جهنّم اندازد».[۱۳]

در قرآن کریم دو آیه از سوره «بلد» و «الرّحمن» راجع به زبان سخن گفته است :

در سوره بلد، آیه ۸ تا ۱۰: Pاَلَـمْ نَجـْعَلْ لـَهُ عَیْـنَیْنِ  وَ لِساناً و شَـفَتَیْنِ وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِO؛ (آیا براى او [انسان] دو چشم قرار ندادیم و یک زبان دو لب ؟ و او را به خیر و شرّش هدایت نمودیم! آیات در مقام بیان بزرگترین نعمتهاى الهى است،  که همان نعمت چشم و زبان و لبها، که موجب سعادت انسانها و گاهی موجب بدبختی انسانها می شوند

در سوره الرّحمن آیات ۱ تا ۴ نیز تعبیر بسیار مهمّى درباره نعمت بیان که مولود زبان است آمده، و بعد از ذکر نام خداوند «رحمان» مى فرماید: Pاَلرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرآنَ خَلَقَ الاْنسانَ عَلَّـمَهُ الْبَیانَO؛ خداوند رحمان قرآن را تعلیم فرمود، انسان را آفرید و به او بیان آموخت. از این آیات نورانیآآآ نعمت بیان به عنوان مهمترین نعمتها بعد از آفرینش انسان ذکر شده است

امیرمؤمنان على  mمی فرماید : «مَا الاْنْسانُ لَوْ لا الِلّسانُ اِلاّ صُـورَهٌ مُمَثـَّلَهٌ، اَوْ بَهیمَهٌ مُهْمَلَهٌ!»[۱۴](۴)؛ (اگر زبان نبود انسان چه بود؟! چیزى جز یک مجسّمه یا حیوان رها شده در بیابان!

امام امیرمؤمنان علىm فرمود: «اِنَّ فِى الاَنْسانِ عَشَرَ خِصال یُظْهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ یُخْبِرُ عَنِ الضَّمیرِ، وَحاکِمٌ یَفْصِلْ بَیْنَ الْخِطابِ، وَ ناطِقٌ یَرُدُّ بِهِ الْجَوابَ، وَ شافِعٌ یُدْرِکُ بِهِ الْحـاجَهَ، وَ واصِفٌ یَعْرِفُ بِهِ الاَشْـیاءَ، وَ اَمیرٌ یأْمُرُ بِالْـحَسَنِ، وَ واعِظٌ یَنْهى عَنِ الـْقَبیحِ، وَ مُعَزٍّ تَـسْکُنُ بهِ الاْحْزانُ، و حاضِرٌ (حامِدٌ) تُجْلى بِهِ الضَّـغائنُ وَ مُونِقٌ تَلَذُّ بِهِ الاْسْماعُ»[۱۵]؛ در انسان ده خصلت است که آنها را با زبان ظاهر مى کند: شاهدى است که از درون خبر مى دهد. و داورى است که حقّ و باطل را از هم جدا مى سازد. و سخنگویى است که به سؤالات پاسخ مى گوید. و شفاعت کننده اى است که سبب وصول به نیازها است. و توصیف کننده اى است که اشیاء را معرفى مى کند. و امیرى است که به نیکیها دعوت مى نماید. و واعظى است که از قبیح باز مى دارد. و تسلّى دهنده اى است که غمها با او فرو مى نشیند. و ستایشگرى است که زنگار کینه ها را از دلها پاک مى کند. و هنرمندى است که گوشها به سبب او لذّت مى برند.

امیر المؤمنین امام علی m می فرماید: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ یَنْفَعْهُ] لَا یَنْفَعُهُ».[۱۶] چه بسا عالمى را که جهلش از پاى در آورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد.پس جهل مخالف علم نیست ممکن است حتی عالمی جاهل باشد(یا بیسوادی جاهل نباشد ) وقتی بنی اسرائیل از موسی m قاتل جوان را مطالبه کردند … که داستان آن در قرآن آمده در سوره بقره آیه ۶۷ موسی m فرمود گاوی را ذبح نمائید بنی اسرائیل گفتند آیا ما را مسخره می کنید؟ حضرت موسی m فرمود : Pأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَO[۱۷] به خدا پناه می بردم که از جاهلین باشم ؛ پس جهل نادانی است نه بیسوادی .

چه بسیار علمائی که در طول تاریخ به دلیل زخم زبان یا جهلی که داشتند خود را به کشتن دادند «اِبْنِ مُقَفَّع» کاتب دربار منصور دوانیقی بود و والی بصره(سفیان بن معاویه ) را در جمع درباریان مسخره میکرد : می گفت «السلام علیکما» سلام بر شما دو تا  تو و بینی تو (دماغ بزرگی داشته ) یا میگفت یابن المغتلمه پسر زن  زناکار؛ والی بصره ارتقاء رتبه گرفت «ابن مقفع» را دستگیر کرده تنوری از آتش مهیّا نمود از پاهایش شروع کرد تکه تکه کردن و در تنور آتش انداخت ، آخرین قسمت او زبانش بود به او گفت آیا به یاد می آوری که چگونه مرا مسخره می کردی و به سخره می گرفتی ؟[۱۸]«زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد»

در موارد دیگر ممکن است با همین زبان غیبت ،تهمت ، دروغ، شهادت بی جا و … مرتکب شویم لذا فرمودند: « اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ».

این داستان نیز از لقمان معروف است، ‌در آن هنگام که به صورت برده‌ای برای آقایش کار می‌کرد، روزی به او گفت: گوسفندی برای من ذبح کن و دو عضو که بهترین اعضای آنست برای من بیاور.او گوسفندی را ذبح کرد و زبان و دل آن را برای وی آورد.چند روز دیگر همین دستور را به او داد منتها گفت، دو عضو که بدترین اعضای آن است برای من بیاور لقمان بار دیگر گوسفندی را ذبح کرد و همان زبان و دل را برای او آورد، او تعجب کرد و از این ماجرا سؤال کرد، لقمان در پاسخ گفت: قلب و زبان اگر پاک باشند از هر چیز بهترند، و اگر ناپاک شوند از همه چیز خبیثتر و بدتر![۱۹]

خاطره ذیل الذکر بعد درس اخلاق توسط فرزند استاد معظم مطرح گردید:

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد رضا دیباجی ( فرزند آیت الله دیباجی اصفهانی مدظله العالی ) از آیت الله العظمی بهجت نقل می کند که روز در خدمت ایشان بودم که از باب نصیحت فرمودند : حضرت آدم علیه السلام با فرزندان و نوه ها نشسته بودند ، بعض نوه ها سر و صدا زیاد می کردند یکی از آنان پرسید! ای پدر بزرگ چرا هیچ نمیگویی ؟! حضرت آدم علیه السلام فرمودند: وقتی توبه نمودم و خداوند به برکت پنج تن آل عبا توبه ام را پذیرفت ! روزی جبرئیل به من گفت آیا میخواهی مقام و منزلت قبلی خود را بدست آوری ؟ گفتم بله ، جبرئیل گفت یا آدم : قَلّلِ الکلام کم حرف باش سخن زیاد نداشته باش.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

 

 

۱] «مسند فاطمه» سیوطی، ص ۷.

[۲] سوره مبارکه هود آیه ۱۰

[۳] بحار، ج ۷۳، ص ۸۱.

[۴] معانی الأخبار ج۱ ص۲۶۹

[۵] سوره بقره آیه ۲۹

[۶] نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.

[۷] اصول کافی، کلینی ج ۲، ص ۳۳۱، ح ۵.

[۸] راغب اصفهانی، المفردات، ص ۲۶۵.

[۹] سوره مبارکه رعد آیه ۱۱

[۱۰] وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۱۹، ح ۸.

[۱۱] إرشاد القلوب ج‏۱، ص ۱۰۳

[۱۲] اللطائف و الظرائف، ص ۱۰۴، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۷، ص ۳۰۳۹،

[۱۳] وسائل الشیعه، ج ‏۱۲، ص ۱۹۱

[۱۴] غررالحکم و دررالکلم،تمیمی آمدی ،مصحح رجائی سید مهدی ، ص ۵۹۴ حدیث ۱۹۲

[۱۵] اصول کافی ، مصحح غفاری علی اکبر ج ۸ ص ۲۰

[۱۶] نهج البلاغه حکمت ۱۰۷

[۱۷] سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

[۱۸] اَلْکُنی وَ الْاَلْقاب ج ۱ ص ۴۸۱

[۱۹]  بیضاوی، عبدالله، تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۳۴۶. ۱۱، ثعلبی، احمد، تفسیر ثعلبی، ج۷، ص۳۱۶.

بازدیدها: ۲۹

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

مفهوم «بسم الله قاصم الجبارین»

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در بعض تعابیر می خوانیم که نوشته می شود «بسم الله قاسم الجبارین » در بعض جاها هم می نویسند «بسم الله قاصم الجبارین » از نظر روایات همچین جمله ای وجود دارد؟ و معنای این جملات چیست ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

در دعای افتتاح ( که در شب های ماه مبارک رمضان خواندن آن سفارش شده است ) آمده است :«وَالْحَمْدُ لِلّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ مُبیرِ الظّالِمینَ»[۱].

در روایتی که مرحوم کلینی رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف کافی نقل می کند خداوند متعال به حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمود:« إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیَّانُ الدِّینِ»[۲]. «قاصم» از «قصم» بمعنی هلاکت گرفته شده؛ یعنی خداوند شکننده و از بین برنده سرکشان و حاکمان خیره سر و کساد کننده ظلم و ستم خواهد بود. والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] مفاتیح الجنان ص ۱۸۱

[۲] اصول کافی ج ۱ ص ۵۲۷

بازدیدها: ۴۴