دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا…»

به نام خالق هستی بخش

خدمت مفسّر عالیقدر آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

بنده از حضرتعالی سوالی دارم که آیه ای در قرآن کریم وجود دارد که خداوند در سوره زمر فرموده : ای کسانیکه ایمان آورده اید از رحمت خداوند ناامید نشوید بعد در آخر آیه  می فرماید خداوند همه گناهان شما را می بخشد حالا سوال من اینست که شخصی که مدتی از عمر خود را بدنبال کسب روزی حلال بوده و الان افراد را که اموالشان را غصب کرده برای برگرداندن اموالشان در دسترس ندارد باید چکار کند بخشبده شود ؟ سوال دوم:  چرا خداوند کلمه {جمیعا} را در پایان آیه آورده؛  اگر به معنی همه گناهان باشد پس مال حرام خوردن هم نوعی گناه است چرا با وجود توبه باز هم این گناه بخشیده نمیشود؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه و السلام

بله خداوند متعال در سوره زمر آیه شریفه ۵۳ میفرماید{قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ}(ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. ولکن در سوره مبارکه نساء آیه ۴۸ و آیه ۱۱۶ میفرماید: {إِنَّ اللَّهَ لَا غْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ}خدا گناه شرک را نخواهد بخشید بنابراین آن کلمه {جَمِیعًا} که در سوره زمر آمده است در سوره نساء تخصیص خوده است ، علاوه بر این در سوره مبارکه مائده آیه ۳۸ میفرماید {وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا جَزَاءً بِمَا کَسَبَا نَکَالًا مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ}دست زن و مرد دزد را به کیفر اعمالشان ببُرید، این عقوبتی است که خدا مقرر کرده و خدا مقتدر و به مصالح خلق داناست.همچنین در آیه شریفه ۳۹ خداوند می فرماید: {فَمَنْ تَابَ مِنْ عْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ} مرد و زن دزد بایدانگشتانشان قطع شود اما اگر قبل اثبات دزدی نزد حاکم توبه کردند و صالح شدند قطع دست از آنها برداشته میشود. خداوند کلمه «اصلح» آورده یعنی بعد از توبه گر مال مردم را به صاحبانش برگردانید توبه کرد و صالح شد خداوند توبه او را قبول میکند چنانکه در تفسیر صافی ج ۲ ص ۳۴ و تفسیر الکاشف ج ۳ ص ۲۵۶ آمده است؛ و اگر صاحبانش را نمی شناسد یا دسترسی ندارد بمقدار آن مال به نیت ردّ مظالم به فقراء کمک کند و نیت کند ثوابش از صاحبان مال ؛ واگر بعد از مدتی صاحبان مال آمدند  باید اموالش را به آنان برگرداند والله العالم

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی

بازدیدها: ۲۶

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

یأجوج و مأجوج

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

در قرآن کریم در دو سوره کهف آیات ۹۳و ۹۸ و سوره انبیاء آیه ۹۶ به یأجوج و مأجوج اشاره شده است در روایات هم از نشانه های آخرالزمان شمرده شده اند خواستیم نظر مبارک حضرتعالی را در این مورد بدانیم و از نظر استاد عالیقدر بهره مند شویم. والسلام

 

پاسخ معظم له 

بسم الله الرحمن الرحیم

در تفسیر مجمع البیان آمده کفّار قریش دو نفر را در مکّه به نام های «نضر بن حارث» و «عقبه بن ابی معیط» نزد علماء یهود در مدینه فرستادند که درباره محمد صلی الله علیه و آله که ادعای نبوت کرده چه میگویند علماء یهود گفتند سه مسئله از او بپرسید:

  1. مسئله روح؟
  2. جوانانی که در روزگار قدیم به غار پناهنده شدند ؟
  3. شخصی که غرب و شرق عالم را گرفت که بود ؟

اگر سئوال اولی را جواب نگفت و آن دو مسئله را جواب گفت بدانید او پیامبر صلی الله علیه و آله است و در تورات ما چنین وعده داده شده است  کفّار از پیامبر صلی الله علیه و آله از روح سئوال کردند! پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: روح از امر پروردگار من است ( وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا)[۱] اما جواب سئوال دوم؛ اصحاب کهف بودند که از شرّ حاکم زمان خود به نام «دقیانوس» به غار پناه بردند و خداوند آنانرا محافظت نمود (إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى)[۲] اما جواب سئوال سوم: او ذوالقرنین (یکی از افراد صالح و مؤمن بخدا بود ) که خداوند او را قدرت داد و به غرب و شرق عالم سفر کرد (وَیَسْأَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ ۖ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْرًا ) [۳][۴] عن الامام علی سلام الله علیه : «إِنَّ ذا القرنین لم یکنْ نبیاً لکنَّهُ کان عبْداً صالحاً أَحبَّ اللَّهَ فأَحبَّهُ اللَّهُ و ناصحَ اللَّهَ فناصحَهُ اللَّهُ»[۵]ذوالقرنین چنانکه از آیه شریفه ۸۶ سوره کهف (قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ) استفاده میشود به امر خداوند متعال حرکت میکرد او به غرب و شرق گیتی سفر نمود؛ سپس سفر سومی به سرزمین کوهستانی داشت در این سفر به میان دو کوه رسید مردمی را ملاقات نمود ساده فهم و ساده زیست  و دور از تمدّن که حتی خانه ساختن و لباس دوختن را یاد نگرفته بودند  واز همه (بدتر و مشکل تر) امنیت نداشتند و به دشمنی مانند «یأجوج و مأجوج» مبتلی بودند که از شمال شرقی آسیا هجوم میاوردند و آنان را قتل و غارت مینمودند و از اینجهت به ذوالقرنین گفتند «یأجوج و مأجوج» از دهنه و تنگه میان این دو کوه میایند و ما را قتل و غارت می کنند آیا ممکن است میان ما و آنان سدّی بسازی ؟ ذوالقرنین سدّی محکم از آهن و لایه های مس گداخته ساخت که در تاریخ ضرب المثل شد و آنان را از شر این دشمنان خونخوار و غارتگر نجات داد  و بدون هیچ خود بینی و تکبر گفت (هذا رَحْمَهٌ مِنْ رَبِّی)[۶] این از رحمت پرودگار من است. چنانچه حضرت سلیمان علیه السلام  حکومت جهانی و عالم گیر را که خداوند منّان به او داده بود و ابر و باد و مه خورشید و فلک همه در تحت سیطره او بودند  فرمود (هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی) این از فضل پروردگار من است داستان ذوالقرنین را میتوانید از تفاسیر مجمع البیان ج ۶ ص ۷۵۸  و المیزان ج ۱۳ ص ۳۶۳  و ترجمه المیزان از آقای موسوی همدانی ج ۱۳ ص ۵۲۶ و تفسیر نمونه ج ۱۲ ص ۵۴۱ ملاحظه فرمایید[۷]

                                                             والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

                                                               سید محمد تقی دیباجی اصفهانی 

[۱] سوره مبارکه اسراء آیه ۸۵
[۲] سوره مبارکه کهف آیه ۱۳
[۳] سوره مبارکه کهف آیه ۸۳
[۴] مجمع البیان ج ۶ و ۷ ص ۶۷۹
[۵]  نورالثقلین ج ۳ ص ۲۹۴
[۶] سوره مبارکه کهف آیه ۹۸
[۷] بین اُدبا اختلاف است که این دو اسم علم مُرتَجل است یا علم مشتق ؟ و آیا عجمی است یا عربی ؟ برخی میگویند عجمی است و غیر منصرف  زیرا اعلمیت و عُجمه  که دو سبب از اَسباب تسعه است در آنها موجود است و برخی دیگر میگویند این دو اسم  عربی است و غیر منصرف بخاطر علمیت و تأنیث بمعنی القبیله و مشتق است از «اَجَّ یأجّ » بمعنی شعله آتش یا از ماده اُجاج بمعنی شدّت شوری  (هَٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ) سوره فاطر آیه ۱۲ ؛ یا از ماده ماج یموج موجا بمعنی اضطراب .     الدّر المصون ج ۷ ص ۵۴۶

بازدیدها: ۲۴

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

شُح نفس

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت استاد معظم حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم و رحمه الله

احتراما سؤالی از محضر مبارک استاد داریم و آن اینکه درسوره تغابن آیه ۱۶ خداوند می فرماید (وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)در این این آیه شریفه به شُح نفس اشاره شده از حضرتعالی با توجه به این آیه شریفه راه رسیدن به فلاح و رستگاری را توضیح و ما را ارشاد فرماید.

 

پاسخ معظم له 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیْرًا لِأَنْفُسِکُمْ ۗ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[۱]پس تا میتوانید تقوی را پیشه کنید و از خداوند متعال پروا کنید و گوش به فرمان او باشید و اطاعت کنید و انفاق نمایید که برایتان بهتر است وکسانی که از بخل نفسشان مصون گردند آنها همان رستگارانند . بخل بمعنی امساک و جلوگیری از اداء حقوق الهی (مانند زکوۀ نفقه به عیال و احسان به فقراء ) میباشد ؛ شُح بمعنی بخل با حرص است و میتوان گفت «شُح » یک غریزه و صفت نفسانی است که از انسان جدا نمیشود و اثرش بخل است قال الله الحکیم (وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ )[۲]و چون این صفت از انسان جدا نمیشود فعل مجهول آمده است و «شُح» مفعول دوم «أُحْضِرَتِ» می‌باشد  با توجه به اینکه در علم معانی بیان ثابت شده است که ضمیر فصل مفید  قصر است  واز موارد قصر صفت بر موصوف به قصر اضافی این مثال زید هوالقائم است بمعنی قیام منحصر بر زید است کما قال الله الحکیم: (إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ ) وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَى)[۳]

در آیه شریفه در سوره تغابن و در سوره حشر( وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) بخاطر کثرت فلاح و رستگاری در افراد سخاوتمند گویا فلاح و رستگاری منحصر در افرادی است که بخیل نباشند و از شُح نفس نگهداری شده باشند و لذا از روی مبالغه ضمیر فصل که مفید قصر است آورده شده. 

در مقام فرق بین صفت بخل و شُح روایتی در اصول کافی از امام معصوم  علیه السلام نقل شده که فرموده است «إِنَّ اَلْبَخِیلَ یَبْخَلُ بِمَا فِی یَدِهِ وَ اَلشَّحِیحُ یَشُحُّ عَلَى مَا فِی أَیْدِی اَلنَّاسِ وَ عَلَى مَا فِی یَدَیْهِ حَتَّى لاَ یَرَى مِمَّا فِی أَیْدِی اَلنَّاسِ شَیْئاً إِلاَّ تَمَنَّى أَنْ یَکُونَ لَهُ بِالْحِلِّ وَ اَلْحَرَامِ وَ لاَ یَقْنَعُ بِمَا رَزَقَهُ اَللَّهُ».[۴]

بخیل نسبت به چیزى که در دست خود دارد بخل مى‌ورزد، و شحیح هم بر آن‌چه در دست مردم است و هم به آنچه در دست خود او است، بخل مى‌کند، به گونه‌اى که چیزى را در دست مردم نمى‌بیند مگر آن‌که آرزو مى‌کند که آن چیز – چه از حلال و چه از حرام – متعلّق به او باشد و به آن‌چه خدا به او داده است قانع نمى‌شود.

راوی میگوید شنیدم امام صادق علیه السلام در بهترین مکان (مسجد الحرام) و بهترین حالت(در حال طواف) دعا میکند و میگوید (اللَّهُمَّ قِنِی شُحَّ نَفْسِی)بارالها مرا از بخل ( شح نفسم ) محافظفت فرما! عرض کردم چطور در حال طواف فقط این دعا را میخوانی ؟ فرمود: «وَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَشَدُّ مِنْ شُحِّ النَّفْسِ» چه صفتی بدتر از شح نفس است که خداوند فرموده است: (وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[۵]

بنابراین بخل ، فعل است به معنی امساک ، ضد جود و سخاوت و شُح صفت نفسانی است که سبب بخل میشود  و ضد سماحت است

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی 

[۱] سوره مبارکه تغابن آیه ۱۶

[۲] سوره مبارکه نساء آیه ۱۲۸

[۳] سوره مبارکه نجم آیه ۴۴ و ۴۵

[۴] الکافی ج ۴ ص ۴۵

[۵] مجمع البیان ج ۱۰ ص ۳۰۱ نورالثقلین ج ۵ ص ۳۴۶

بازدیدها: ۲۲

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

رقیه بنت الحسین افسانه یا واقعیت؟

در مورد نازدانه سه ساله امام حسین علیه السلام حضرت رقیه سلام الله علیها از گذشته تا به امروز در مورد وجود دختر امام حسین علیه السلام در کربلا و شام شبهات و اختلافاتی را مطرح کرده اند.

بر همین اساس حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی حفظهم الله در مورد وجود حضرت رقیه سلام الله علیها و شبهات موجود در مورد ایشان به صورت مکتوب پاسخ داده اند.

پاسخ معظم له به شرح زیر است:

بازدیدها: ۱۶۳