دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

بوسیدن اماکن مذهبی

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

سؤال بنده و خیلی از دوستان اینست که با وجود مکان های مذهبی از جمله حرم مطهر امامزادگان در سطح کشور آیا تبرک جستن به این مکان ها و بوسیدن مثلا ضریح از نظر عقلی و شرعی صحیح است ؟

آیا واقعا خود امامان معصوم هم تبرک می جستند ؟

 

 

پاسخ معظم له

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

از جهت عقل بوسیدن چیزی که به محبوب انتساب دارد ممنوع نیست، مادر گاهی لباس فرزندش را می بوسد یا بلعکس فرزند لباس پدر و مادرش را یا نامه و دستخط پدر و جدش را می بوسد مسلمان جلد قرآن را (با اینکه چرم یا کارتن یا کاغذ است میبوسد).

اما از جهت شرع مقدس

  • قال الله الحکیم : {اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا}[۱] پیراهن حضرت یوسف علیه السلام سبب شفاء چشمان یعقوب علیه السلام شد
  • در فتح مکه (در ماه مبارک رمضان سنه هشتم هجری ) اصحاب از آب وضوی پیامبر صلی الله علیه و آله تبرک می جستند و بصورت های خود میمالیدند [۲]. ما در شرح رساله حقوق امام سجاد سلام الله علیه صفحه ۲۸۲ (که عربی است انشاالله ترجمه خواهد شد) در حق پدر روایتی از کتاب کشف الارتیاب علامه سید محسن امین آورده ایم (که این روایت را از کتب عامه آورده است مانند فتوی الغرائب ) که شخصی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد من سوگند یاد کرده ام آستانه درب بهشت و پیشانی حورالعین را ببوسم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس عرض کرد پدر و مادرم مرده اند .! قال «قبل قبرهما» قبر پدر و مادرت را ببوس ، عرض کرد اگر قبر آنان را نداستم کجاست ؟ قال «خُط خَطین اِنِو احَدَهما قبر الام و الاخر قبر الاب فقبّلهما فلاتحنَث فی یمینک» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود دو خط روی زمین ترسیم کن و نیت کن این دو خط قبر پدر و مادرم میباشد و آن دو خط را ببوس به سوگند خود عمل کرده ای [۳]

حال اگر بوسیدن قبر پدر و مادر جایز باشد بوسیدن قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام و امامزادگان بطریق اولی جایز است چون حق بیشتری بر ما دارند . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه یوسف ایه ۹۳

[۲] منتهی الامال ج ۱ ص ۱۷۱

[۳] کشف الارتیاب ص ۳۴۹ به نقل از کتب عامه مانند فتوی الغرائب و کفایه الشعبی

بازدیدها: ۶۳

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

مجوس

بسم الله الرحمن الرحیم

محضرحضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

میخواستم از حضرتعالی درمورد مجوس که درقرآن هم آمده بدانم آیاپیامبرایرانیان بوده؛ چه دین وکتابی داشته؟

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

قال الله الحکیم: {إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ}[۱] صابئین پیروان حضرت نوح یا پیروان حضرت یحیی علیهما السلام هستند یا ستاره پرست می باشند (اختلاف است )

 لفظ(مجوس) در قرآن فقط در این آیه آمده است ، آنها پیروان زرتشت هستند؛ اما آیا زرتشت در قرن یازدهم قبل از میلاد بوده یا قرن ششم یا هفتم اختلاف و مبهم است معروف است کتابی داشت به نام (اَوِستا) که در سلطه اسکندر بر ایران از بین رفت.

نماز خواندن در خانه مجوسی یا در مکانی که مجوس وجود دارد مکروه است ؛ازدواج با آنها( اگر اهل کتاب باشند) مکروه است مرضعه بودن مجوسیه برای طفل انسان مکروه است؛ با آمدن آیه شریفه {وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ}[۲]همه ادیان منسوخ شدند و در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده که فرموده است ::انّ‏المجوس کان لهم نبیّ ‏فقتلوه وکتاب أحرقوه ، اتاهم نبیهم بکتابهم فی اثنی عشر ألف جلد ثور»[۳] مجوس پیامبر داشتند که او را کشتند و کتابش را آتش زدند .

کتاب(زند و یا زند ) منسوب به زرتشت است و در حقیقت معلوم نیست که آئین زرتشت توحیدی بوده یا دو گانه پرستی چون در تاریخ آمده که آنان به (اَهورا مزدا خالق خوبی ها و روشنی ها و اهریمن خالق بدی ها و تاریکی ها) معتقد بودند

هر چه بوده اند و هستند با آمدن آیه شریفه{ وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّینَ لَمَا آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتَابٍ وَحِکْمَهٍ ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ}[۴]که از هر پیامبری میثاق گرفته میشد که به پیامبری بعدی باید ایمان بیاوری و همچنین {وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ}[۵] فلذا ادیان منسوخ شده و همه باید مسلمان باشند . والله العالم

[۱] سوره مبارکه حج آیه ۱۷

[۲] سوره مبارکه آل عمران آیه ۸۵

[۳] وسائل الشیعه ج ۱۵ ص ۱۲۶ ب ۴۹ من ابواب جهاد العدو

[۴] سوره مبارکه آل عمران آیه ۸۱

[۵]   سوره مبارکه آل عمران آیه ۸۵

بازدیدها: ۳۳

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

فرق بین ذنب و سیئه

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم ؛حضور مبارک سؤالی دارم که فرق بین ذَنب و سیئه چیست ؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

ذَنب بر وزن عَقل به معنی گناه است از ذَنَب بفتح ذال و نون گرفته شده بمعنی دُم و دنباله ؛ذَنَب الفرس – دُم فرس ؛ذَنَب الهره – دُم گربه ؛ذَنَب الثعلب – دُم روباه ؛ گناهانی که دنباله دار و عقاب دارد آنها را ذَنَب گویند و این کلمه در قرآن ۳۵ بار ذکر شده است.

اما سیئه بمعنی کار زشت و قبیح و ناپسند یک معنی عام دارد که شامل گناه و غیر گناه  میشود مثل بخل و حرص را عادت سیئه میگویند اما لفظ (ذَنب ) بر آنها اطلاق نمیشود و ضمناً معلوم باشد که ۱۶۵ بار این لفظ در قرآن آمده است.

قال الله الحکیم : {رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ} [۱] مؤمنین سه چیز از خداوند منّان طلب میکنند غفران ذنوب، تکفیر سیئات، و حشر با نیکان . در رابطه با ذنوب – کلمه غفران بکار برده شده و در رابطه با سیئات کلمه تکفیر ؛ کفّرذنوبنا – اغفر سیئاتنا – در قرآن نیامده با اینکه غفران و تکفیر از نظر معنی متقارب و نزدیک هستند بمعنی ستر و تغطیه (پوشش) میباشند برخی از مفسرین گفته اند شاید غفران در مواردی است که بدون توبه باشد و تکفیر در مواردی است که با توبه باشد [۲] وبرخی دیگر گفته اند ذنوب – گناهان کبیره است و سیئات  گناهان صغیره [۳] و برخی دیگر گفته اند ذنوب آن گناهانی است که انسان میداند باینکه این فعل گناه و حرام است وسیئه  آن گناهانی است که انسان نمیداند [۴].

صاحب مجمع البیان از علماء و مفسرین شیعه در ذیل آیه شریفه:{ بَلَىٰ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ} [۵]میفرماید مراد از سیئه در آیه شریفه – شرک است به دلیل خلود و جاودانگی در آتش که در ذیل آیه آمده است .

به نظر میرسد  سیئه مؤنث سَیئنّی است و سَیّیء بر وزن سیّد صفت مشبه است به معنی شی بد و ناپسند و قبیح.

قال الله الحکیم : {وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ۚ }[۶] نیرنگ زشت و بد جز صاحبش را فرا نگیرد سیئه مشترک معنوی است گناه و غیر گناه را شامل میشود و در مقام استعمال به قرینه معیّنه نیاز دارد مثلا در آیه ۸۱ سوره بقره ]بَلَىٰ مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً[ به قرینه خلود در آتش مراد از سیئه – شرک است و در آیه شریفه :{ وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَاۖ} به قرینه صدر آیه مراد گناه است و در آیه {فَأَصَابَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُوا} [۷]و همچنین در آیه {فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا ۖ} [۸] مراد آثار وضعیّه گناه است مانند تاریکی قلب – کوتاهی عمر تنگی معاش بلاها و عذاب ها .

و در آیه شریفه ۱۳۱ سوره اعراف {فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَهُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَطَّیَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَنْ مَعَهُ ۗ} مراد از سیئه – قحطی و خشکسالی ، مصیبت و بلاء میباشد.

بنابراین میتوان گفت نسبت بین ذَنب و سیئه عام و خاص مطلق است (کل ذنب سیئه  و لیس کل سیئه بذنب )

خلاصه کلام :ذَنب بمعنی گناه ؛ سیئه بمعنی کار قبیح و زشت و ناپسند است .والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۹۳

[۲] التحریر و التنویرج ۳ ص ۳۱۱

[۳] الکشاف ج ۱ ص ۴۵

[۴] مفاتیح الغیب ج ۹ ص ۴۶۷

[۵] سوره مبارکه بقره آیه ۸۱

[۶] سوره مبارکه فاطر آیه ۴۳

[۷] سوره مبارکه نحل آیه ۳۴

[۸] سوره مبارکه غافر آیه ۴۵

بازدیدها: ۱۵۵۰

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

«قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ» چه کسانی هستند

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی دام ظله الشریف

سلام علیکم و رحمه الله

سؤال اول:

خدای متعال در سوره واقعه آیه ۱۴ می فرماید {وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ} سوال ما اینست که مفهوم «قَلِیلٌ} چه کسانی هستند ؟ آیا شیعیان منظور هست یا کسانی دیگر ؟

سؤال دوم

در دعای وضو می خوانیم «اَللّهُمَّ اَعْطِنى کِتابى بِیَمینى وَالْخُلْدَ فِى الْجِنانِ بِیَسارى وَحاسِبْنى حِساباً یَسیراً»

پروردگارا کتاب و نامه اعمالم را در روز قیامت به دست راستم و جاودانگی در بهشت را در دست چپم قرار ده و محاسبه مرا سهل و آسان نما؛ چرا دعا میکنیم خلد در بهشت را در دست چپ ما قرار دهد؟ در صورتی که نامه اعمال خوب در دست راست قرار میگیرد؟

 

پاسخ معظم له 

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

پاسخ سؤال اول:

صاحب تفسیر مجمع البیان «رحمه الله علیه»  مینویسد مراد از {قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ }امّت حضرت محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» هستند زیرا پیروان آن حضرت نسبت به پیروان گذشته کمترند؛ البته از امام باقر «سلام الله علیه»  روایت وارد شده که مراد از {سابقون} همان مقربان هستند چهار نفرند :هابیل فرزند حضرت آدم  «علیه السلام» که برادرش قابیل او را از روی حسادت کشت ؛ و مؤمن آل فرعون در امّت حضرت موسی  «علیه السلام» و حبیب نجّار در امت حضرت عیسی «علیه السلام » و علی بن ابیطالب «علیه السلام » در امت حضرت محمد«صلی الله علیه و آله و سلم»[۱]

ابن عباس میگوید از پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» سؤال کردم {السابقون}چه کسانی هستند؟ فرمود: جبرئیل گفت آنها علی بن ابیطالب «سلام الله علیه »و پیروان اویند که مقربان درگاه خدا هستند [۲]

پاسخ سؤال دوم

شاید مراد از «یسار» آسانی باشد یعنی به سهل و آسانی بهشت را نصیب من گردان ،«یَسار» از ماده «یُسر» بمعنی آسانی و سهولت باشد؛ در علم بدیع گفته شده یکی از محسّنات کلام ایهام تناسب است (یعنی تناسب در لفظ هر چند از نظر معنی متناسب یکدیگر نیستند) مانند قوله تعالی:{الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ} [۳] که در ظاهر انسان خیال می کند مراد از «نجم» ،ستاره باشد چون ستاره با ماه و خورشید تناسب دارد ولکن معنی«والنجم » در این آیه نباتات است به این معنی که نباتات و درختان خاضع امر پروردگار هستند ؛پس مراد از «یسار» در دعا آسانی است گرچه در مقابل یمین قرار گرفته است . [۴] بنابراین معنی دعا چنین میشود که خلود (جاوید بودن) در بهشت را به آسانی نصیب من فرما .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] مجمع البیان ج۹،۱۰ ص۳۲۵
[۲] نورالثقلین ج ۷ ص ۲۳۶
[۳] سوره مبارکه الرحمن آیه ۵و ۶ .
[۴] مختصرالمعانی ،علم بدیع ص ۱۸۹ طبع قدیم .

بازدیدها: ۲۸

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

جبر و اختیار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

السلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

اسعد الله ایامکم امیدوارم در صحت و سلامتی کامل در ظل توجهات حضرت ولی الله الاعظم ارواحنافداه باشید

میخواستم خواهش کنم اگر فرصت دارید لطفآ سوالی که در مورد علم الکتاب و ام الکتاب دارم پاسخ بفرمایید.

میدانیم که علم الکتاب یا لوح «محو و اثبات» دربرگیرنده تقدیرات و سرنوشت انسانهاست  اما “ام الکتاب”  یا لوح محفوظ در برگیرنده تغییر و تبدیل سرنوشت هاست.انبیا و فرشتگان از روی علم الکتاب به اخبار غیب دسترسی دارند و حال آنکه خداوند امکان دسترسی نامحدود به ام الکتاب به ایشان نداده است.سوال این است : آیا تغییرات در سرنوشت هم قبلا توسط خداوند تعیین شده و پیشاپیش در ام الکتاب ثبت شده؟  اگر چنین است آیا چنین چیزی عقیده جبر را تقویت نمیکند؟ یا اینطور است که ما وقتی عملی انجام میدهیم ( مثل صدقه) ، همین الان و در این زمان سرنوشت ما عوض میشود و تغییر آن نوشته میشود ( مثلا به عُمر ما اضافه میشود). دقیقا سؤال این است تغییرات در تقدیر و سرنوشت ازلاً و از قبل در ام الکتاب نوشته شده یا الان و همزمان با افعال ما  ]کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ[ تغییر در سرنوشت ما ثبت میشود؟.اگر احتمال اول (ثبت اَزلی) را برگیریم اولاً  شبهه جبر پیش می آید  ثانیآ مسئله بداء که از واجبات معرفتی شیعه است بی مورد و بی مصرف میشود. اگر احتمال دوم را برگیریم نوشته شدن آن در ازل ]قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا ۚ [ بی معنی میشود. حل مسئله چیست؟ عرض میکنم من میدانم  خداوند متعال به افعال بشر که اختیاراً از او سر میزند علم ازلی دارد و باریتعالی از ازل میداند و علم دارد که بشر از روی اختیار فلان عمل را انجام میدهد. اما سوال من در مورد ” زمان” ثبت تقدیرات و تغییر سرنوشتها است . بطور روشن :   آیا علم الکتاب و ام الکتاب از قبل وجود داشته یا بعد از اینکه ما عملی انجام میدهیم که در تقدیر ما موثر است نوشته میشود؟

فریدالدین از مالزی

پاسخ معظم له 

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

آنچه از آیات و روایات اهلبیت (استفاده میشود آن است که مقدرات الهیّه دو قسم است :

  1. قابل تغییر نیست و آنرا لوح محفوظ یا ام الکتاب (علم الله ) گویند قال الله الحکیم : {بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ}[۱]و {کِتَابٌ مَرْقُومٌیَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}[۲]
  2. اموری که قابل تغییر است و آنرا (لوح محو اثبات) گویند مانند بلاها که صدقه سبب دفع آنها میشود و مانند ثواب و عقاب که منوط به اعمال انسان است و مانند عُمر انسان که صله رحم و نیکی به پدر و مادر سبب طول عمر میشود .

قد روی عن الصادق (سلام الله علیه)  ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) «انَّ الرَّجُلَ لَیصِلُ رَحِمَهُ وَ قَدْ بَقِی مِنْ عُمُرِهِ ثَلاثُ سِنینَ، فَیصَیرُهَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ثَلاثینَ سَنَهً، وَ یقْطَعُها وَ قَد بَقِی مِنْ عُمُرِهِ ثَلاثُونَ سَنَهً، فَیصَیرُهَااللَّهُ ثَلاثَ سِنینَ، ثُمَّ تَلا: یمْحُوا اللَّهُ ما یشاءُ وَ یثْبِتُ وَ عِنْدَهُ امُّ الْکتابِ»[۳] همانا انسان صله رحم بجا می آورد در حالیکه از عمرش سه سال باقی مانده است، و خدای بلند مرتبه آن را سی  سال می گرداند و قطع رحم می کند در حالیکه از عمرش سی  سال باقی مانده است و خدای متعال آن را سه  سال قرار می دهد.سپس حضرت به این آیه شریفه استناد نمودند: {یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ ۖ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ} [۴] خدا هر چه را خواهد (از احکام یا حوادث عالم) محو و هر چه را خواهد اثبات می‌کند و اصل کتاب (آفرینش) نزد اوست. صله رحم عمر سه ساله را سی ساله می کند و قطع رحم عمر سی ساله را سه ساله میگرداند .[۵]

قال الله الحکیم :{إِنَّ الله لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ} [۶]خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند (و از نیکی به بدی شتابند).

{وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ}[۷] و چنانچه مردم شهر و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها می‌گشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم.{إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا}[۸] مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می‌کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است.!

از اینگونه آیات و روایات استفاده میشود که در «لوح محو اثبات » از عُمر زید مثلا سه سال بیشتر باقی نمانده ولکن در لوح محفوظ الهی «ام الکتاب» معلوم است که عُمر زید سی سال به واسطه صله رحم ، سی سال اضافه خواهد شد همچون آموزگاری که بداند این دانشجو بواسطه تلاش و کوشش در آخر سال قبول خواهد شد و آن دیگری رُفوزه میشود علم آموزگار سبب قبولی یا رُفوزگی نیست . خداوند متعال علم دارد که زید مثلا هنگامی که به دنیا آمد راه سعادت را انتخاب میکند و عَمرو راه شقاوت را . چنانکه امام هفتم (سلام الله علیه) در صحیحه «ابن ابی عمیر» در توضیح صحیحه کنانی فرمود: «الشَّقِیُّ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ وَ هُوَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَیَعْمَلُ أَعْمَالَ الْأَشْقِیَاءِ»[۹].

بنابراین مسئله جبر در کار نیست ، بلکه اختیار است خداوند علم دارد که زید بااختیار خود راه سعادت را پیشه میکند و سعید میشود و عَمرو مثلا باختیار خود راه شقاوت را انتخاب میکند و شقی میگردد {إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا} [۱۰]ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به او نمودیم حال خواهد (هدایت پذیرد و) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (آن نعمت را) کفران کند. بنابراین علم خداوند سبب سعادت زید و شقاوت عمر نمیشود بلکه عمل اختیاری آنان سبب سعادت یا شقاوت آنها میگردد .

آن شاعر گفت  : می می خورم و حق ز ازل میدانست       گر می نخورم علم خدا جهل بود

و مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی رحمهالله علیه  در جواب آن شاعر فرمود :

این نکته نگوید آنکه او اهل بود                زیرا که جواب شبهه اش سهل بود

علم ازلی علّت عصیان کردن                     نزد عقلاء، ز غایت جهل بود

و اما مسئله البداء

چنانچه محقق خراسانی رضوان الله تعالی علیه  در کفایه الاصول اواخر مقصد چهارم (بحث عام و خاص) مسئله نسخ و بداء را مطرح میکند و میفرماید : «و انما نُسب الیه تعالی البداء مع انه فی الحقیقه الاِبداء»[۱۱] یعنی بداء ظهور بعدالخفاء است که درباره خداوند محال است اما ابداء مصدر باب افعال ، اظهار بعد الاِخفاء میباشد . مسئله در قضیه حضرت ابراهیم خلیل و ذبح اسماعیل «علیهما السلام» بنابر آنکه ذبح ، مأموربه بوده چنانچه از آیه شریفه {قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا} ۚ[۱۲] استفاده میشود نه مقدمات ذبح .این ذبح مشروط به عدم تفدیه (فداء قرار دادن گوسفند برای حضرت اسماعیل علیه السلام ) بوده و این شرط را حضرت ابراهیم علیه السلام  عالم نبوده اند .ما در توضیح الکفایه ج ۳ ص ۴۵۷ این مسئله را مقداری توضیح داده ایم . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] سوره مبارکه بروج آیات ۲۱ و ۲۲
[۲] سوره مبارکه مطففین آیات ۲۰ و ۲۱
[۳] بحارالانوارج ۷۴ ص ۹۳.
[۴] سوره مبارکه رعد آیه شریفه ۳۹ .
[۵] سفینه البحار ج ۳ ص ۳۲۴ ماده رحم – تفسیر صافی ج ۳ ص ۷۵ .
[۶] سوره مبارکه رعد آیه شریفه ۱۱
[۷] سوره مبارکه اعراف آیه ۹۶
[۸] سوره مبارکه فرقان آیه شریفه ۷۰
[۹] بحارالانوار ج ۵ ص ۱۵۳ نقل از توحید شیخ صدوق )
[۱۰] سوره مبارکه انسان آیه شریفه ۳.
[۱۱] کفایه الاصول ج ۲ ص ۱۹۷ طبع جامعه مدرسین .
[۱۲] سوره مبارک صافات آیه ۱۰۵ .

بازدیدها: ۲۳

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

چرا در قرآن کریم خداوند می فرماید: {ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛفِیهِ}

بسم الله الرحمن الرحیم

محضرت مبارک حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام  علیکم

حضور مبارک سؤالی داریم ؛ قوله تعالی {ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ }[۱] این کتاب که هیچ شک در آن نیست ؛سؤال ، با اینکه قرآن حاضر است نه غایب چرا لفظ ذلک که برای اشاره به بعید است بکار رفته است ؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

در تفسیر مجمع البیان آمده است که برخی گفته اند خداوند به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داد که قرآنی بر تو نازل خواهیم کرد که همواره باقی است و از بین نمیرود و کلمه «ذلک » اشاره به آن قرآن موعود است [۲] و برخی گفته اند این قرآن در کتب سماویه مانند تورات و انجیل به انبیاء سلف ( وعده داده شده که در آخرالزمان ، قرآنی بر خاتم انبیاء علیهم السلام نازل خواهد شد و کلمه «ذلک » اشاره به آن قرآن معهود است بنابراین کلمه «ذلک » مبتداء میباشد و «الکتاب» بدل یا عطف بیان برای «ذلک» و جمله «لاریب فیه » خبر است و «الف و لام » برای عهد ذهنی است و «کتاب» با مصدر ثلاثی مجرد است یا مصدر ثلاثی مزید از باب مفاعله «کتاب» بمعنی مکتوب مانند لباس بمعنی ملبوس و عماد بمعنی معمود به ؛ در ادبیات آمده که «ذلک » اسم اشاره است برای بعید از جهت زمان یا مکان یا چیزی که نازل منزله بعید است «للتعظیم او للتحقیر». و چون قرآن مشتمل بر متشابهات و معانی عمیقه میباشد و کسی آنها را نمیداند مگر خدای متعال، و راسخون در علم مانند پیامبر وائمه معصومین علیهم السلام  گویا قرآن  دور است از ذهن مردم معمولی و لذا کلمه «ذلک» آورده شده مثلا آیه شریفه {الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ}[۳] و آیه شریفه و {وَجَاءَ رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا}[۴] و آیه شریفه {وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمَا}[۵] دست دزد را حاکم باید قطع کند با شرائطی که در علم فقه ذکر شده است اما از کجا؟ از بیخ انگشتان؟ یا مچ؟ یا از آرنج؟ معلوم نشده از کجا باید قطع گردد؛ باید از روایات استفاده نمود. در هر صورت معانی برخی از آیات شریفه چون از ذهن معمولی مردم  فاصله دارد شاید کلمه «ذلک » که برای اشاره به بعید است به این جهت استعمال شده است؛ مانند آیه شریفه که مربوط به سکرات مرگ است قال الله الحکیم : {وَجَاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ۖ ذَٰلِکَ مَا کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ} [۶]سکرات مرگ حق را پیش میاورد و به او گفته میشود این مرگ همان است که از آن گریزان بودی . چون سکرات مرگ امر مهمی است و افراد معمولی نمیتوانند آنرا درک کنند شاید کلمه «ذلک » به این جهت آورده شده؛ البته محبت به امام علی سلام الله علیه  و احسان به فقرا و صله رحم موجب تخفیف سکرات موت میشود.[۷] و مانند قوله تعالی: {وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَىٰ} [۸] استعمال «ذلک » عوض «هذه» شاید برای این باشد که این عصای حضرت موسی  علیه السلام عصای معمولی نبوده .

جهان اگر چه ز موسی و چوب خالی نیست             یکی کلیم نگردد یکی عصا نشود

 ز صد هزار محمد(ص) که در جهان باشد                یکی به فضل و سخا همچو مصطفی (ص)نشود

  اگر چه عرصه عالم پر از علی (ع)گردد                  یکی به جود و سخا همچو مرتضی (ع) نشود

                                                                                                                          «راغب اصفهانی»

                        

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمد تقی حسینی دیباجی

 
[۱] سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۲
[۲] مجمع البیان جح ۱ ص ۱۱۸
[۳] سوره مبارکه طه آیه شریفه ۵
[۴] سوره مبارکه فجر آیه شریفه ۲۲
[۵] سوره مبارکه مائده آیه شریفه ۳۸
[۶] سوره مبارکه ق آیه شریفه ۱۹
[۷] سفینهالبحارج ۴ ص ۲۱۰ .
[۸] سوره مبارکه طه آیه شریفه ۱۷ .

 

بازدیدها: ۱۷

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

اکرام به پدر و مادر در آیات نورانی قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

{وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا}[۱] و از روی مهربانی بال فروتنی را برای آنان فرود آور ، و بگو : پروردگارا ؛ آنان را مورد رحمت قرار ده چنان که مرا در خردسالی تربیت کردند . [۲] در این آیه شریفه استعاره لطیفی به کار رفته و فروتنی در برابر والدین ، به حالت پرنده ای تشبیه شده است که بال خود را برای جوجه هایش می گسترد و آنها را زیر بال خود می گیرد، صاحب مجمع البیان «رضوان الله تعالی علیه» می فرماید : این آیه دلالت دارد بر اینکه دعای فرزند برای پدر و مادرش که از دنیا رفته اند ، مسموع است ؛ زیرا، اگر مسموع نبود و برای آنها اثری نداشت ، معنا نداشت که در این آیه شریفه به دعا امر شود [۳]  نیکی به پدر و مادر آثار بسیاری دارد ،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره فرمودند:«مَن اَحبَّ ان یکونَ أَطوَلَ النَّاسِ عُمراً فَلیبَرَّ والِدَیه»[۴]هر کس دوست دارد که در میان مردم عمرش از همه بیشتر شود پس به والدینش نیکی کند[۵] از آیات نورانی قرآن کریم استفاده می شود که نیکی به پدر و مادر در کنار توحید  و عقوق والدین بعد از شرک به خدا در شمار بزرگترین گناهان  قرارد دارد

{لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا }[۶]

{وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا }[۷]

{وَقَضَىٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ۚ} [۸]

{یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْه}[۹]

[۱] سوره مبارکه اسراء آیه شریفه ۲۴ .
[۲] ترجمه قرآن کریم ، آیت الله دبیاجی حسینی اصفهانی «مد ظله العالی»
[۳] مجمع البیان ج ۶ ص ۴۱۰
[۴] مستدرک ج ۱۵ ص ۱۷۵
[۵] تفسیر بُشری، آیت الله دیباجی حسینی اصفهانی «مد ظله العالی »
[۶] سوره مبارکه بقره، آیه شریفه ۸۳
[۷] سوره مبارکه  نساء، آیه شریفه  ۳۶
۸ سوره مبارکه  اسراء، آیه شریفه  ۲۳
[۹]سوره مبارکه  لقمان، آیه شریفه  ۱۴،۱۳

بازدیدها: ۳۷

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

محکم و متشابه در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم سوالی خدمت استاد معظم دارم و آن اینکه در سوره آل عمران آیه ۷ در مورد آیات محکم و آیات متشابه بیان فرموده لطف بفرمایید مثالی از آیات محکم و متشابه بیان کنید تا متوجه شویم منظور از این آیات چیست ؟

مهدوی استان بوشهر ۱۷/۱/۱۳۹۹

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

خداوند در سوره مبارکه آل عمران آیه  ۷ میفرماید: {هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ…} اوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که اصل و مرجع سایر آیات کتاب خداست و برخی دیگر متشابه است. آیات شریفه قرآن از جهت وضوح و خفاء دو قسم است محکم و متشابه.

محکم آن است که واضح است و معنی آن به تفسیر و تبین احتیاج ندارد مانند { إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَٰکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ } [۱] خداوند ظلم نمیکند این مردم هستند که بخود ظلم میکنند.[۲]

متشابه بر ضد محکم است و احتیاج به تفسیر و تأویل دارد مانند قوله تعالی { ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ}[۳]

مراد از عرش چیست ؟ در حالیکه خداوند سبحان جسم نیست و فوق زمان و مکان است ، پس معنی آیه شریفه را  از معصوم (علیهم السلام)  مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)  و خاندان معصومین( باید پرسید و مانند آیه شریفه {وَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَهَ قُرُوءٍ ۚ } [۴] قُرُوءٍ از الفاظ مشترکه است[۵]  و طهر و حیض را شامل میشود آیا مقصود آن است که مطلّقه، بعد از طلاق سه طهر باید عده نگهدارد یا سه حیض ؟

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[۱] سوره مبارکه یونس آیه ۴۴
[۲]  یکی بر سر شاخ بن میبرید            خداوند بستان بیامد بدید
    بگفتا که این مرد بد میکند        نه بر من که بر جان خود میکند
[۳] سوره مبارکه فرقان ایه ۵۹
[۴] سوره مبارکه بقره آیه ۲۸۸
[۵] مانند لفظ «عین» که مشترک است بین طلا ،نقره ، چشمه ، چشم و پاسبان … و مانند لفظ «مولی» که مشترک است بین سیّد و عبد و مانند «عسی » که مشترک است بین آمدن و رفتن قال الله الحکیم فی سوره التکویر ]وَ اللَّیْلِ‌ إِذَا عَسْعَسَ‌[

بازدیدها: ۲۲

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

چرا در آیات از«ما » استفاده شده؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

سوالی از حضورتان دارم چرا خداوند بزرگ در اکثر آیه های قرآن می فرماید {ما} واز کلمه ما استفاده می کند مگر خداوند یکی نیست پس جرا از این کلمه استفاده می نماید؟

 

پاسح معظم له 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند نسبت به افعال خود گاهی صیغه مفرد میاورد مانند آیه شریفه {وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً}[۱]  و ( به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت. و گاهی صیغه جمع مانند {إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْر}[۲] ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم. و مانند {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}[۳] شاید مقصود ملائکه باشد که تحت فرمان الهی هستند {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۚ بَلْ عِبَادٌ مُکْرَمُونَ لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ} [۴] خداوند متعال قرآن را توسط جبرائیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل فرمود و قوم عاد و ثمود و قوم لوط را توسط ملائکه نابود کرد{فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَهً مِنْ سِجِّیلٍ مَنْضُودٍ}بنابراین مقصود از کله (ما) ممکن است فرشته های حق جلت عظمته باشد که تحت فرمان او هستند.فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب ذیل آیه شریفه {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} میگوید ان هذا من کلام الملوک عند اظهار التعظیم فالواحد منهم یقول انا قلنا انا فعلنا[۵] مثال دیگر پادشاه با اینکه یک نفر است اما بجهت تعظیم میگوید «ما گفتیم  ما دستور دادیم » به اعتبار اعوان و انصارش کلمه جمع بکار میبرند

                                                                                                                             والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

                                                                                                                                  سید محمد تقی دیباجی

[۱] سوره مبارکه بقره آیه ۳۰
 ۳ سوره مبارکه قدر آیه ۱
[۳] سوره مبارکه حجر آیه ۹
[۴] سوره مبارکه انبیاء آیه ۲۷
[۵] مفاتیح الغیب ج ۱۹ ص ۱۲۳

بازدیدها: ۱۵

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

قرائت ترجمه قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم اینجانب سواد آنچنانی ندارم ولی علاقه زیادی به خواندن قرآن دارم سوالی برایم پیش آمده که آیا زمانی که ما دعا و یا قرآن تلاوت میکنیم در حالیکه عربی بلد نیستیم در واقع معانی آیه ها و دعا ها  را متوجه نمیشویم به نظر شما آیا همین جور خواندن فایده و اثر دارد ؟

 

پاسخ معظم له 

بسمه تعالی 

بعد التحیه و السلام

قرآن کلام الله است، قران نور است، قران سبب عزّت ما و سعادت ماست ، قرآن فردای قیامت شفیع ما خواهد بود و شفاعت آن قبول خواهد شد ، و هر کس تابع قرآن باشد او را به بهشت میرساند. نگاه به قرآن سبب زیادی نور چشم میشود حتی اگر انسان بی سواد باشد در تاریخ آمده است عبدالله مسعود چشمانش درد میکرد پیامبر ص  به او فرمودند : أدِمِ النَّظرَ فی المصحفِ به قرآن نگاه کن ؛ در جای دیگر پیامبر – فرمودند : تَعَلَّمُوا اَلْقُرْآنَ[۱] قرآن را یاد بگیرید . شما یک قرآن با ترجمه را تهیه کنید و با دقت آیات شریفه را با ترجمه آنها بخوان که خواندن قرآن با تدبّر و تأمل موجب ثواب و آگاهی انسان میشود عن اَبِی عَبْدِ اللَّهِ: مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فِی الْمُصْحَفِ مُتِّعَ بِبَصَرِهِ وَ خُفِّفَ عَنْ وَالِدَیهِ وَ إِنْ کَانَا کَافِرَینِ حضرت صادق ع  فرمود: هر که قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره‏ مند شود، و سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آن دو کافر باشند.[۲] رُوِیَ عَنِ الْعَالِمِ ع  فِی الْقُرْآنِ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ قَالَ دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَهِ وَ اسْتَشْفُوا بِالْقُرْآنِ فَمَنْ لَمْ یَشْفِهِ الْقُرْآنُ فَلَا شِفَاءَ لَهُ[۳]امام هفتم ع  فرمود قرآن ، شفاء است و مریضان خود را به صدقه دادن ( به فقراء ) و به قرآن سفارش کنید . قال النبی ص  النَّظَرُ إِلَی عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ عِبَادَهٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْوَالِدَینِ بِرَأْفَهٍ وَ رَحْمَهٍ عِبَادَهٌ وَ النَّظَرُ فِی الْمُصْحَفِ عِبَادَهٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْکعْبَهِ عِبَادَهٌ.[۴]پیامبر ص فرمود : نگاه به علی بن ابیطالب ع  و به پدرو مادر از روی مهربانی و به قرآن و به کعبه عبادت است.

                                                                                                                                                     والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 

سید محمد تقی دیباچی اصفهانی 

 

[۱] الکافی , جلد ۲ , صفحه ۶۰۳ البحار ج ۹۲ و ۸۹ ص ۱۹۹ و ۲۰۲
[۲] ثواب الاعمال مرحوم شیخ صدوق ) ص ۹۴
[۳] بحارالانوار ج ۸۹ ص ۲۰۳
[۴] بحار الانوار ج ۸۹ ص ۹۹

بازدیدها: ۱۷