مقالات – پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی http://farsi.dibajiesfahani.ir Mon, 26 Jul 2021 14:04:11 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.18 عید بزرگ غدیر http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%ba%d8%af%db%8c%d8%b1/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%ba%d8%af%db%8c%d8%b1/#respond Mon, 26 Jul 2021 09:07:44 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=4595 بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله الحکیم:

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»[1]

عید سعید غدیر را که عید ولایت و امامت است به همه مسلمانان جهان به‌ویژه شیعیان تبریک عرض می‌کنم.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین (علیهم‌السلام)»

نوشته عید بزرگ غدیر اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله الحکیم:

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»[۱]

عید سعید غدیر را که عید ولایت و امامت است به همه مسلمانان جهان به‌ویژه شیعیان تبریک عرض می‌کنم.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ المعصومین (علیهم‌السلام)»

روایات از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) در حد تواتر وارد شده که آیه شریفه اکمال دین در غدیر خم نازل شده است.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در حجه الوداع در سال دهم هجرت ۱۸ ذی‌حجه الحرام که از مکه به مدینه بر می‌گشتند، هنگامی که به غدیر خم (نزدیک جحفه) رسیدند به فرمان خداوند دستور دادند که قافله (کاروان حجاج) توقف کند. پیشتازان باز گشتند و واماندگان ملحق شدند و خود را به قافله رساندند و شاید نجوی و زمزمه داشتند که چه هنگامه‌ای رخ داده که پیامبر مهربان که رحمه للعالمین است و مؤمنین را دوست دارد، در این صحرای سوزان حجاز دستور توقف داد.

«وَ کَانَ یَوْماً قَائِظاً شَدِیدَ الْحَرّ» روز بسیار گرمی بود که از شدت گرما – بیشتر کاروانیان نیمی از عباهای خود را بر سر و نیم دیگرش را زیر پای خود انداخته بودند. به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) مردم از پالان‌های شترها منبری تشکیل دادند و ایشان بر منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثنای الهی و خواندن حدیث ثقلین: نادی بأعلی صوته ألستُ أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا بلی فأخذ بید علی (علیه‌السلام) و رفعها حتی بان بیاض ابطیهما و قال من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن صحرای غدیر خم فرمود: «الست اولی بکم منکم بانفسکم» آیا من اولی به شما از خود شما نیستم؟ گفتند آری. در این هنگام علی بن ابی‌طالب را صدا زد و دست او را گرفت بالا برد تا حدی که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد.

آنگاه فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله». هرکه را من مولای او (و سرپرست او) هستم علی (علیه‌السلام) مولا و سرپرست او خواهد بود. سپس گفت بارالها دوست بدار هرکه علی را دوست می‌دارد و دشمن بدار هر که با علی دشمنی می‌کند و یاری کن هرکه علی را یاری کند و مخذول کن هرکه علی را مخذول کند.

در این سرزمین (غدیرخم) آیه تبلیغ نازل شده[۲] «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»

تنها آیه‌ای است در قرآن که مشتمل بر تهدید است، خطاب به پیامبر است که آنچه بر تو نازل شده به مردم بگو و اگر تبلیغ نکردی – رسالت خدا را انجام نداده‌ای!

عجبا پیامبری که علت غائی خلقت کائنات است و در عظمت او آمده «لولاک لما خلقت الافلاک»[۳] پیامبری که به گفته ابن عباس: خدای تعالی هیچ کس را بهتر و گرامی‌تر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خود، خلق نکرده و به این جهت به جان هیچ کس جز به جان پیامبر (صلی الله علیه و آله) سوگند نخورده است.[۴]

در مسئله هلاکت قوم لوط، خداوند خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی‏ سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَهُ مُشْرِقینَ»[۵] به جان تو سوگند – قوم لوط در مستی گناه خویش سرگردان بودند پس صبح‌گاهان آن خروش (مرگبار) آنان را گرفت و آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنها سنگ‌هایی از سنگ گِل باراندیم.

چه امر مهمی در پیش است که اگر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) انجام ندهد گویا رسول نیست «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»[۶] و رسالت الهی را انجام نداده است.

جواب: آن امر مهم، خلافت است که انتصابی است نه انتخابی و پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) را به عوان جانشینی بعد از خود منصوب نمود.

در این هنگام آیه شریفه یأس و نومیدی کفار – و اکمال دین – نازل شد « الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»[۷]

در شأن نزول آیه شریفه در کتب عامه آمده است که ابن حوشب از ابوهریره نقل می‌کند که گفت هر کس روز هیجدهم ذی‌حجه را روزه بدارد خداوند برای او روزه شصت ماه را می‌نویسد و آن روز، روز غدیر خم است.

چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه‌السلام) را گرفت و فرمود آیا من ولیّ مؤمنان نیستم، گفتند آری ای رسول خدا پس گفت هر کس که من مولای اویم علی مولای اوست، پس عمر گفت «بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولا کل مؤمن» یعنی: به‌به تو را ای پسر ابی‌طالب مولای من و مولای هر مؤمنی شدی و خداوند این آیه را نازل کرد «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ….».[۸]

از علمای اهل تسنن ابن جریر الطبری در کتاب «الولایه» و ابونعیم الاصفهانی در کتاب «ما نزل من القرآن بحق علی (علیه‌السلام)» خوارزمی در مقتل و… گفته‌اند که آیه شریفه اکمال دین در واقعه غدیر خم نازل شده.[۹]

مراد از «یوم» نمی‌تواند بعثت باشد زیرا مسلمانان – دینی نداشتند تا با آمدن اسلام – کفار ناامید شوند. علاوه باید «الیوم اکملت» قبل از «الیوم یئس» نازل می شد و نمی‌تواند فتح مکه باشد که در هشت هجرت واقع شد بعثت با فتح مکه دین کامل نشد و برخی احکام بعد از فتح مکه نازل شد و نمی‌تواند مرا از یوم «مابعد نزول برائت باشد» سنه تاسعه من الهجره زیرا بعد از برائت نیز احکامی نازل شد مانند حدود و قصاصی که در همین سوره آمده است

و نمی‌تواند یوم عرفه باشد من حجه الوداع (سنه عاشره هجرت) قوت و شوکتی نداشت اسلام تا کفار نومید شوند.

علاوه آیه کلاله و آیه ربا بعد از عرفه نازل شد.[۱۰] بنابراین مراد از «الیوم» روز ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم هجری است؛ روز نزول آیه شریفه اکمال دین است.

احداث اربعه «یأس و نومیدی کفار و اکمال دین و اتمام نعمت و قبول الله دین اسلام را دین ختامی برای بشریت» باید در آن روز جمع باشد مانند روز عید غدیر خم.

مسئله غدیر خم و نزول آیه شریفه تبلیغ و آیه شریفه اکمال  دین اختصاص به شیعه ندارد بلکه اهل تسنن نیز قائل هستند مانند احمد بن حنبل در مسند خود و نسائی در خصائص و حاکم در مستدرک و خوارزمی در مناقب و ابن عبدربه در استیعاب و عسقلانی در اصابه و… .

علامه امینی رحمه الله در کتاب الغدیر، حدیث غدیر را از ۱۱۰ نفر صحابی و ۸۴ نفر از تابعین و ۳۶۰ نفر از دانشمندان معروف اسلامی نقل می‌کند.[۱۱]

برخی از مخالفین گفته‌اند کلمه «مولی» به معنی دوست نیز آمده است.

جواب: اولاً در قرآن مجید در آیه شریفه حدید/ ۱۵ « مَأْواکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاکُمْ» مولی به معنی اولی آمده چنان‌که سید رضی علم الهدی از علماء سبعه و بیضاوی و زمخشری از علماء اهل تسنن گفته‌اند.

و ثانیاً: اگر این کلمه مشترک باشد بین اولی به امر و دوست چنان‌که شما می‌گویید – احتیاج به قرینه معیّنه دارد مانند کلمه عین که مشترک است و در مقام استعمال گفته می‌شود رأیت عیناً باکیه – رأیت عیناً جاریه و در قضیه غدیر قرینه لفظیه و عقلیه وجود دارد که مراد از کلمه «مولی» اولی به تصرف و سرپرست است.

اما قرینه لفظیه:کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در خطبه‌اش همان روز غدیر خم فرمود: أَ لَسْتُ أَوْلَى بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُم‏ چنان‌که در قرآن آمده است «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[۱۲] و در فراز دیگر خطبه فرمود: «یُوشِکُ أَنْ أُدْعَى فَأُجِیبَ» نزدیک است دعوت حق را لبیک بگویم یعنی انتقال من از دنیا – به آخرت – نزدیک است (۸۱ روز بعد از حجه الوداع – پیامبر (صلی الله علیه و آله) رحلت نمود).

و در فراز دیگر، حدیث ثقلین را متذکر شد و فرمود: « إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی»

اگر کلمه «مولی» به معنی دوست باشد – چرا مسئله اولویت – و مسئله انتقال از دنیا و مسئله ثقلین را مطرح نمود.

اما قرینه عقلیه:

  1. پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از خطبه از مردم بیعت گرفت و این بیعت گرفتن – برای رهبری و ولایت مطلقه است نه برای دوستی
  2. پیامبر (صلی الله علیه و آله) که پیامبر رحمت است و مؤمنان را دوست دارد چطور دستور توقف قافله را داد و آنان را در آن هوای گرم و بیابان داغ نگه داشت.

قال الله الحکیم: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ».[۱۳]

«رحمت» نکره آورده شده برای تعظیم – و آیه شریفه از موارد قصر موصوف است بر صفت. گویا وجود مبارکش، رحمت است برای تمام مردم (مؤمن و کافر) در جنگ احد که دشمنان دندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شکستند و صورتش مجروح شد اصحاب عرض کردند «لو دعوت علیهم» ای کاش نفرین می‌کردی بر دشمنان فرمود: «انی لم ابعث لعّاناً و انما ابعث رحمه» خداوند مرا رحمت فرستاده.[۱۴]

محبت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) حتی به امت خود

علامه مجلسی رحمه الله این روایت را در جلد هفتم بحار آورده که در روز قیامت که روز بسیار سختی است و همه مردم حتی پیامبران الهی، وانفسا می‌گویند یعنی خدایا به فریاد ما برس پیامبر (صلی الله علیه و آله) «امتی امتی» می‌گوید یعنی خداوندا به فریاد امت من برس.[۱۵]

«لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ».[۱۶]

قطعا پیامبری از خودتان به سویتان آمد که رنج شما بر وی گران و بر هدایت شما حریص و با مومنان دلسوز و به شدت آنان را دوست دارد پیامبری که برای همه مردم بویژه برای مومنان رحمت  است چطور مردم را که شاید بیش از صد هزار نفر بودند در آن آفتاب سوزان حجاز نگه می دارد؟

پیامبر(صلی الله علیه و آله) و سلم باید در این روز(۱۸ذیحجه/۱۰هجرت) و در این مکان(غدیر خم) جانشین خود را به دستور خداوند تعیین کند. پیامبر می باید کسی را که علت مبقیه باشد و از حریم اسلام و قران جانبداری کند تعیین نماید؛ کسی که خوراکش نان جو سبوس دار و نمک ساییده بود[۱۷] و لباسش کرباس بود[۱۸]؛ کسی که فرمود: «وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِی هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَاقِعِهَا، وَ لَقَدْ قَالَ لِی قَائِلٌ أَلَا تَنْبِذُهَا عَنْکَ؟ فَقُلْتُ اغْرُبْ عَنِّی، فَعِنْدَ الصَّبَاحِ یَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى».[۱۹] یعنی: سوگند به خدا این جبّه را چندان پینه(وصله) زدم تا اینکه از دوزنده آن شرمنده شدم وگوینده ای به من گفت آیا آن را از خود دور نمی کنی؟ گفتم از من دور شو. کسی که فرمود «والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته».[۲۰] یعنی: سوگند به خدا اگر هفت اقلیم را با هر چه در زیر آسمان‌های آنهاست به من بدهند برای اینکه خدا را معصیت کنم درباره مورچه‌ای که پوست جوئی از آن بگیرم، نمی‌گیرم.

«قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ دَخَلْتُ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِذِی قَارٍ وَ هُوَ یَخْصِفُ نَعْلَهُ فَقَالَ لِی مَا قِیمَهُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِیمَهَ لَهَا فَقَالَ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلاً»[۲۱]

ابن عباس می گوید امام علی (علیه‌السلام) را در ذی قار (نزدیک بصره)دیدم کفش خود را میدوخت پس به من فرمود قیمت این کفش چه مقدار است عرض کردم ارزشی ندارد فرمود به خدا سوگند این کفش من از امارت و حکومت بر شما محبوب تر است مگر بتوانم (در سایه حکومت) حقی را ثابت کنم یا باطلی را براندازم.

کسی باید جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد که فرمود «سلونی قبل ان تفقدونی»[۲۲] و کسی که فرمود «انا بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض».[۲۳]

و کسی که فرمود سلونی عما دون العرش فانی لا اسئل عن شیئ دون العرش الا اجبت فیه کلمه لا یقولها بعدی الا جاهل مدّع او کذّاب.[۲۴] قبل از آنکه مرا نبینید (قبل از آنکه از دنیا رحلت کنم)، هر چه می‌خواهید از من سؤال کنید؛ من به طرق و راه‌های آسمان از طرق زمین آشناتر و اعلم هستم.

قندوزی حنفی (سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی) در ینابیع الموده (ج۲، ص۲۵۵، باب۴۰، ترجمه موسی دانش) می نویسد: «اخرج احمد بن حنبل فی مسنده و احمد البیهقی فی صحیحه عن ابی الحمراء قال قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی عزمه، و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی زهده، فلینظر الی علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)».

و نقل عن احمد بن حنبل انه قال: ما جاء لاحد من الصحابه من الفضائل مثل ما لعلیّ بن ابیطالب (علیه‌السلام).[۲۵]

 

 

خلاصه البحث

یاس و نا امیدی کفار

الیوم یئس الذین کفروا…

الیوم اکملت لکم دینکم…

در آن روز باید احداث اربعه وجود داشته باشد، یاس و ناامیدی کفار، اکمال دین، اتمام نعمت و خرسندی خداوند.

کفار می‌گفتند «اذا مات محمد یموت ذکره لانه ابتر فنستریح منه»؛ محمد فرزند پسر ندارد و هنگامی که از دنیا رفت نام او نیز تمام می‌شود و ما استراحت می‌کنیم.

هنگامی که غدیر را دیدند ناامید شدند و فهمیدند که نمی‌توانند دین مقدس اسلام را از بین ببرند.

آنکه دائم هوس سوختن ما می‌کرد                کاش می‌آمد و از دور تماشا می‌کرد

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما              غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

الف و لام در کلمه «الیوم» عهد حضوری است و با اینکه مفعول فیه است و باید موخر باشد، مقدم افتاده برای عظمت این روز که دین اسلام از حدوث به صفت بقاء و دوام می‌رسد و ولایت امام معصوم در کنار نبوت قرار می‌گیرد و علت مبقیه با علت محدثه هم آهنگ می‌شود.

اکمال دین

صاحب مجمع البیان از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت نقل می‌کند که آیه اکمال دین در غدیرخم بعد از آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سلم، علی بن ابی‌طالب سلام الله علیه را به خلافت منصوب کرد، نازل شد: (و هو آخر فریضه انزلها الله تعالی ثم لم ینزل بعدها فریضه) و این نصب خلافت به‌عنوان اکمال دین، آخرین فریضه الهی بود که محقق شد و بعد از آن فریضه دیگری نازل نشد[۲۶]

به خلیل بن احمد الامامی صاحب کتاب العین فی اللغه (المتوفی۱۷۰) گفتند درباره علی بن‌ابی‌طالب چه می‌گویی: «فقال ما اقول فی حق امرء کتمت مناقبه اولیائه خوفا و اعدائه حسدا ثم ظهر من بین الکتمانین ما ملا الخافقین»[۲۷] یعنی: چه بگویم درباره شخصی که دوستانش از ترس و دشمنانش از روی حسد فضائل و مناقب او را کتمان می کردند با این وصف فضائل و مناقب او همه عالم را فرا گرفت.[۲۸]

[۱] . سوره مائده، آیه۲٫

[۲] . مائده/ ۶۷٫

[۳] . بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۱۱٫

[۴] . مجمع البیان، ج۵ و ۶، ص۵۲۶٫

[۵] . حجر/ ۷۴٫

[۶] . مائده/ ۶۷٫

[۷] . مائده/ ۳٫

[۸] . شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۶؛ تفسیر یک جلدی بشری، ص۱۰۷٫

[۹] . الغدیر، ج۱، ص۲۳۰؛ احقاق الحق، ج۶، ص۲۵۳؛ الامثل، ج۲، ص۵۹۷٫

[۱۰] . المیزان، ج۵، ص۱۸۵٫

[۱۱] . الغدیر، ج۱، ص۲۳۰٫

[۱۲] . احزاب/ ۶٫

[۱۳] . انبیاء/ ۱۰۷٫

[۱۴] . تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۷، ص۱۲۲٫

[۱۵] . البحار، ج۷، ب ۶ من ابواب المعاد، ص۱۲۵٫

[۱۶] . توبه/ ۱۲۸٫

[۱۷] . البحار، ج۴۲، ص۲۶۷- ربیع الابرار زمخشری، ج۳، ص۲۲۲-ینابیع الموده قندوزی، ج۱، ص۴۴۷٫

[۱۸] . البحار، ج۴۱، ص۱۱۰-کنز العمال، ج۱۳، ص۱۸۱٫

[۱۹] . نهج البلاغه، آخر خطبه۱۵۹، ص۵۱۲ ترجمه فیض الاسلام.

[۲۰] . نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵، ص۷۱۴، ترجمه فیض الاسلام.

[۲۱] . نهج البلاغه خطبه۳۳، ص۱۱۱، ترجمه فیض الاسلام.

[۲۲] . نهج البلاغه خطبه۱۸۹- البحار، ج۱۰، ص۱۲۸٫

[۲۳] . ینابیع الموده للقندوزی، ج۱، ص۳۰۸، و شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۸۶، و از منابع شیعه احقاق الحق، ج۷، ص۶۱۷٫

[۲۴] . احقاق الحق، ج۱۷، ص۴۶۳، و از منابع اهل سنت المحاضرات للسیوطی، ص۱۷۹، کنز العمال متقی هندی، ج۱۳، ص۱۶۵٫

[۲۵] . ینابیع الموده، ج۲، ص۲۵۵ -المناقب للخوارزمی، ص۸۳، المناقب لابی المعازلی، ص۲۱۲، فرائد السمطین، ص۱۷۰٫

[۲۶] . مجمع البیان، ص۲۴۲٫

[۲۷] . سفینه البحار، ج۲، ص۷۲۱، ماده خلل.

[۲۸] کسی که دم زند از فضل بی نهایت او          چو مرغکی است که از بحر تر کند منقار

حدیث فضل علی را تمــام نتوان کرد           اگر مــداد شود ابــحر و قــلم اشجــار

بازدیدها: ۳۹

نوشته عید بزرگ غدیر اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%ba%d8%af%db%8c%d8%b1/feed/ 0
اولین زائرین حسین علیه السلام در اربعین http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c/#respond Wed, 09 Oct 2019 07:16:15 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1477 درباره مراسم اربعین، آنچه که در فرهنگ دینی ما وارد شده، بزرگ‌داشت چهلمین روز شهادت حضرت سید الشهداء(علیه السلام) است که مصادف با بیستم ماه صفر می‌باشد. امام حسن عسکری(ع) در حدیثی علامت‌های «مؤمن» را پنج چیز شمرده است: نماز پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن ...

نوشته اولین زائرین حسین علیه السلام در اربعین اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>

درباره مراسم اربعین، آنچه که در فرهنگ دینی ما وارد شده، بزرگ‌داشت چهلمین روز شهادت حضرت سید الشهداء(علیه السلام) است که مصادف با بیستم ماه صفر می‌باشد. امام حسن عسکری(ع) در حدیثی علامت‌های «مؤمن» را پنج چیز شمرده است: نماز پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن و «بسم الله» را در نماز، بلند گفتن.[۱]

اولین زائرین اربعین

همچنین مورخان نوشته‌اند که جابر بن عبدالله انصاری، همراه عطیه عوفی موفق شدند که در همان اولین اربعین، پس از قیام عاشورا به زیارت امام حسین(ع) نائل آیند.[۲]

سید بن طاوس نقل می‌کند: هنگامى که زنان و فرزندان امام حسین(ع) از شام برگشتند و به عراق رسیدند، به راهنما گفتند: ما را از راه کربلا ببر. وقتى به جایگاه شهادت امام حسین(ع) و یارانشان رسیدند، جابر بن عبد اللَّه انصارى را با گروهى از بنى هاشم و مردى از آل رسول اللَّه(ص) دیدند که براى زیارت امام حسین(ع) وارد شده بودند، همه در یک وقت وارد شدند، و با یک‌دیگر شروع به گریه و حزن کردند و به سر و صورت زدند. مجلس عزایی به پا کردند که فوق العاده دلخراش و جگر سوز بود. زنان آن دیار نیز به ایشان پیوستند و عموماً چند روزى عزادارى کردند.[۳]

=================
.[۱] مجلسی، بحار الا نوار ، ج ۹۸ ، ص ۳۲۹، بیروت، «عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ : صَلاهُ اِحدی وَ خَمسین وَزِیارَهُ الا ربَعین …».
.[۲] طبری ،محمد بن علی، بشاره المصطفی، ص ۱۲۶، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
[۳] . مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۴۵، ص ۱۴۶، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

اربعین, اربعین حسینی ,اربعین ۹۸ ,امام حسین, پیاده روی اربعین ,دیباجی اصفهانی ,دیباج ,استاد دیباجی, آیت الله دیباجی, دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,سید دیباجی, کربلا ,نجف ,عکس اربعین

بازدیدها: ۵۰۴

نوشته اولین زائرین حسین علیه السلام در اربعین اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c/feed/ 0
آیات اخلاق در سیمای حسینی http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c/#respond Sat, 13 Apr 2019 13:22:16 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1464 به حُسن خُلق و وفا، کس به یار ما نرسد ترا در این سخن، انکار کارما نرسد اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند کسى به حُسن و ملاحت، به یارما نرسد هزار نقد به بازار کائنات آرند یکى به سکّه صاحب عیار ما نرسد هزار نقش برآید ز کِلْک صُنع و یکى به دلپذیرى نقش نگار ما نرسد بسوخت «حافظ» و ترسم که ...

نوشته آیات اخلاق در سیمای حسینی اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
به حُسن خُلق و وفا، کس به یار ما نرسد 
ترا در این سخن، انکار کارما نرسد 
اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند 
کسى به حُسن و ملاحت، به یارما نرسد 
هزار نقد به بازار کائنات آرند 
یکى به سکّه صاحب عیار ما نرسد 
هزار نقش برآید ز کِلْک صُنع 
و یکى به دلپذیرى نقش نگار ما نرسد 
بسوخت «حافظ» و ترسم که شرح قصّه او 
به سمع پادشه کامکار ما نرسد 
زیبایى هاى صفاتش دلربا و روح‌نواز است و نگاه و رفتارش ظهور آیات حقّ، و مکارم اخلاقش تجلّى‌بخش فلسفه بعثت پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم است که فرمود: «بعثتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخْلاقِ»۱ عصمت و قداست او در آیه تطهیر با جلوه‌اى پرفروغ انعکاس یافته و برعشق الهى و ایثار او کریمه «ویطعمون الطعام على حُبّه»شاهد و گواه است. زیبایى و جمال روح و اعتدال جسمانى‌اش با نام حسین علیه‌السلام شکوهى افزون یافته است؛ زیرا که «حسین» یعنى زیبایى و براساس روایت، نامى است که خداوند آن را برایش برگزیده است. او چنان است که خود فرمود: 

سَبَقْتُ العالمین الى المعالى؛ بحُسنِ خلیقهٍ و علوّ همّه و لاح بحکمتى نورالهدى فى لیالٍ فى الضلاله مُدْلَهِمَّه یُرید الجاهدون لیُطْفئوه و یأبى اللّه الاّ ان یُتمَّه۲ 
با اخلاق نیک و همت بلند، از همه جهانیان به قلّه‌هاى فضیلت پیشى گرفتم و با حکمت من، نور هدایت در شب‌هاى تاریک و دیجور گمراهى درخشید. منکران مى‌خواهند این نور را خاموش کنند؛ ولى خداوند نخواسته که این نور خاموش شود.اکنون جلوه‌هاى آیات الهى را در چهره پرفروغش مرور مى‌نماییم و نظاره‌گر پرتوى از شکوهمندى زیبایى‌هاى اخلاقى‌اش مى‌گردیم. 

۱) همنشینی با تهی دستان

قرآن، تقوا را معیار ارزشمندى و کرامت انسان‌ها را در برخوردارى هرچه بیشتر از آن مى‌داند و با اندیشه اصالت قدرت و ثروت، مبارزه گرده و آن را در نظام ارزشى خویش مُلغى ساخته است. قرآن کریم مى‌فرماید: 
«وَاصْبِرْ نفسَکَ مَعَ الّذین یَدعُون ربَّهُم باِلْغَداوه وَالْعشِىِّ یُریدون وَجْهَهُ و لاتَعْدُ عیناک عَنْهُمْ تُریدُ زینهَ الحیوهِ الدُّنْیا وَ لاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلنا قَلْبَهُ عَن ذِکرنا وَاتَّبَعَ هَویهُ وَ کانَ اَمرُهُ فُرُطاً»۳ با کسانى باش که پروردگار خود را صبح و شام مى‌خوانند و تنها رضاى او را مى‌طلبند. و هرگز به خاطر زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم. اطاعت مکن؛ همان‌ها که از هواى نفس پیروى کردند و کارهایشان افراطى است. 
مفسّران در شأن نزول آیه، نوشته‌اند که: 
عدّه‌اى از ثروتمندان مغرور به حضور پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم رسیدند و در حالى که به «اصحاب صفّه» و تهى‌دستان پاک‌سیرت همانند سلمان، ابوذر، عمّار و صهیب اشاره مى‌کردند، گفتند: 
اگر تو در بالاى مجلس بنشینى و این‌گونه افراد را که بدنى بدبو و جامه‌هایى پشمینه برتن دارند، از خود دور کنى با تو همراه خواهیم شد و به سخنانت گوش خواهیم داد. تنها وجود این افراد است که مانعى عمده براى حضور ما در مجلس شما شده است. 
در این زمان آیه فوق نازل شد و جایگاه متعالى صفّه‌نشینان تهى‌دست را که قلبى مالامال از عشق و اخلاص داشتند، بیان داشت. پس از آن پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم به جست‌وجوى آنان برخاست و در حالى‌که آنان را در آخر مسجد یافت، فرمود: 
«الحمدللّه الّذى لم یَمُتْنى حتّى اَمَرَنى اَنْ اَصْبِرَ نفسى مع رجالٍ من امّتى معکم المحیا و معکم الممات۴؛ حمد خدا را که مرا نمیراند تا این که به من دستور داد با شما باشم. زندگى‌ام باشما و مردنم نیز با شما خواهد بود.» 
گذشتگانِ این مستکبران نیز همین ایراد را با نوح پیامبر علیه‌السلام در میان گذاشتند که قرآن مى‌فرماید: 
«اشراف کافر قومش (در پاسخ نوح) گفتند: ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‌بینیم و کسانى را که از تو پیروى کرده‌اند، جز گروهى پست و ساده‌لوح مشاهده نمى‌کنیم و براى شما فضیلتى نسبت به خود نمى‌بینیم؛ بلکه شما را دروغگو تصوّر مى‌کنیم». 
سپس قرآن کریم پاسخ نوح علیه‌السلام را بیان مى‌کند و مى‌فرماید: 
«وَ ما انَا بِطارِد الّذین آمنوا اِنّهم مُلاقوا ربّهم»۵ 
من آنها را که ایمان آورده‌اند، از خود دور نمى‌کنم، چرا که آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد. (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قیامت خصم من خواهند بود.) 
در راستاى همین تفکّر مادّى جمعى از بنى‌اسرائیل پس از برگزیده شدن طالوت به فرماندهى، گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با این‌که ما از او شایسته‌تریم و او ثروت زیادى ندارد؟! قرآن کریم پاسخ اشموئیل پیامبر علیه‌السلام را این‌چنین بیان مى‌دارد: «قالَ اِنَّ اللّهَ اصْطَفیهُ عَلَیْکُمْ و زادَهُ بِسْطَهً فىِ‌الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ»۶ 
گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. 
با دقت در سیره اخلاقى ابى‌عبداللّه علیه‌السلام نیز همین جلوه‌هاى متعالى و مفاهیم بلند را مشاهده مى‌کنیم که دو نمونه از آن ذکر مى‌شود: 
الف) انسان‌هاى وارسته از هر طبقه و نژاد، گرد هم آمده‌اند تا عاشقانه‌ترین نظام عزّت وکرامت انسانى را در کربلا تجسّم بخشند. یکى از آنها «جون» است که قبلاً غلام ابى‌ذرغفارى بوده است. با گوهر محبت و ولایت در کربلا حضور یافته است و بى‌اعتنا به تحقیر دنیاگرایان، عزّت خویش را در همراهى سیدالشهدا علیه‌السلام دیده است. 
هریک از یاران ابى‌عبداللّه علیه‌السلام به سوى نبرد حرکت مى‌کند و مدتى نمى‌گذرد که بدنش نقش زمین مى‌شود و به ملکوت اعلى پر مى‌کشد. او نیز خود را آماده مى‌کند تا در صف بلاجویان دشت کربلا قرار بگیرد؛ پس به حضور امام حسین علیه‌السلام مى‌رسد و مى‌گوید: 
بدنم بدبو و رنگم سیاه و بى‌بهره از نسب و قبیله هستم؛ امّا شوق بهشت، بى‌تابم کرده است. پس بهشت را ارزانى من‌دار تا بوى بدنم خوش و حسب و نسب من شرافت یابد و صورت من سفید گردد. به خدا سوگند! از شما جدا نخواهم شد تا خون من با خون پاک شما مخلوط گردد. 
سپس از امام حسین علیه‌السلام رخصت طلبید و به میدان شتافت؛ مبارزه‌اى شگفت نمود تا این‌که بر زمین افتاد. اگرچه سراسر وجودش عشق و محبّت به امام بود و تنها آرزوى او از این دنیا، این بود که یک‌بار دیگر نگاهش بر چهره پرمهر ابى‌عبداللّه علیه‌السلام نقش بندد، اما تصوّرات پیشین او، که در پیشگاه حضرت آن را اظهار کرد، به او اجازه نمى‌دهد که از ابى‌عبداللّه علیه‌السلام بخواهد تا بربا لینش حاضر گردد. ولى بر خلاف این تصوّرات، مشاهده مى‌کند که امام بر بالین او حاضرگشته و دعاى خویش را بدرقه راه آخرتش مى‌نماید و مى‌فرماید: 
«اللّهُمَّ بِیِّضْ وَجْهَهُ، و طَیِّبْ ریحَهُ وَاحْشُرْهُ مَعَ الاَبْرارِ و عَرِّفْ بَیْنَه و بَیْنَ محمّد و آل محمّد۷؛ بارالها! روى او را سفیدگردان و بوى او را خوش کن و بین او و محمد و آل محمد آشنایى و شناسایى ده.» 
اکنون او ظهور قرآن ناطق را با دیدگان خویش مشاهده نموده و عزّت و افتخار انسانى خویش را در پناه او، متحقّق دیده و خویش را در کاروانى از نور مى‌بیند که دور از امتیازات مادّى و فخر فروشى‌هاى ناپسند، به سوى کمال انسانى گام مى‌نهد و در استمرار حرکت بلال، جُوَیبر، سلمان و صُهیب، خود را با جامعه برین که اینک رهبرش سیدالشهدا علیه‌السلام است، رو به رو مى‌بیند. 

ب) روزى امام حسین علیه‌السلام از کنار جمعى از فقرا گذشت، که عباى خود را پهن و نان خشکى را بر آن نهاده و مى‌خوردند. چون آن حضرت را دیدند، او را دعوت کردند، حضرت نزد ایشان نشست و فرمود: اگر این مال صدقه نبود، آن را مى‌خوردم. سپس فرمود: برخیزید به سوى خانه من آیید. آنان را با خود به خانه برد و میهمان کرد و لباس به آنها هدیه کرد و دستور داد تا پول نیز به آنان بدهند.۸ 

۲) رضا و تسلیم

یکى از صفات انسان‌هاى شایسته و کامل، رضا به مقدّرات الهى و تسلیم در برابر آن است و آن، عبارت است از ترک اعتراض و انکار در قلب و در ظاهر؛ بدانسان که در نزد او فقر و غنا، راحت و رنج، بقا و فنا، عزّت و ذلّت، مرض و صحّت و مرگ و حیات مساوى بوده و «پسندد آنچه را جانان پسندد». برخلاف انسان صابر، که چه بسا در باطن ناخشنود بوده و تنها در ظاهر اعتراضى نمى‌کند. 
در روایتى پیامبر گرامى اسلام صلى‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم از قول جبرئیل درباره تفسیر «رضا» فرمودند: 
انسان راضى از آقاى خویش ناخشنود نیست؛ چه از دنیا بهره‌مند باشد و چه بى‌بهره، و به عمل اندک بسنده نمى‌کند.۹ 
این صفتى است که از اعتقاد عمیق به خداوند و حکمت او نشأت مى‌گیرد؛ زیرا در این صورت مى‌داند که هیچ یک از حوادث بدون مصلحت نیست و براساس اراده متقن و نظام احسن اداره مى‌شود. 
در بلاهم مى‌چشم لذّات او مات اویم، مات اویم، مات او و از سویى دیگر چون دوستدار خداوند متعال است، مقدّرات او نیز برایش شیرین و خوشایند خواهد بود. 
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جِدّ وى عجب من عاشق این هردو ضدّ 
قرآن کریم مى‌فرماید: 
«والسّابقون الاوّلون من المهاجرین والانصار و الذّین اتَّبعُوهم بِاِحْسان رَضِىَ اللّه عَنْهُمْ و رَضُوا عَنْهُ»۱۰ 
پیشگامان نخستینى از مهاجران و انصار و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند؛ خداوند از آنها خشنود گشت و آنها (نیز) از او خشنود شدند. 
در آیه دیگر مى‌فرماید: 
هیچ قومى را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند، نمى‌یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند؛ هرچند پدران یا خویشاوندان آنها باشند. آنان کسانى هستند که خدا ایمان را در صفحه دل هایشان نوشته و با روحى از ناحیه خودش آنها را تقویت کرده و آنها را در باغهایى از باغهاى بهشت وارد مى‌کند که نهرها از زیر درختانش جارى است؛ جاودانه در آن مى‌مانند. «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه اولئک حزب اللّه الا انّ حزب اللّه هم المفلحون»۱۱؛ خدا از آنها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید حزب اللّه پیروز و رستگارند. 
امام حسین علیه‌السلام نمونه متعالى و کامل این صفت است و در رفتار و گفتارش، رضایت و تسلیم حق موج مى‌زند. امام صادق علیه‌السلام سوره والفجر را سوره حسین مى‌نامد،۱۲ زیرا که او جلوه تام و تمام این آیه است که مى‌فرماید: «یا ایّتها النفس المطمئنّه ارجعى الى ربّک راضیهً مرضیهً»۱۳ آن حضرت همان روح آرامش یافته در سایه یاد خداست که فرمود: «الابذکر اللّه تطمئنّ القلوب»۱۴ و در حالى به سوى ملکوت اعلى پرکشید که رضایت و تسلیم خویش را با همه وجود به اثبات رساند. در دعاى عرفه مى‌فرماید: 
«وَخِرْلى فى قضائک و بارِک لى فى قدرک حتّى لا اُحِبُّ تعجیل ما اَخَّرْتَ ولاتأخیرَ ما عَجَّلْتَ۱۵؛ قضا و قدرت را بر من خیر و مبارک ساز تا آنچه دیر مى‌خواهى بر من، زودتر دوست ندارم و آنچه زودتر مى‌خواهى، دیرتر مایل نباشم». 
در جمله‌اى دیگر مى‌فرماید: 
«رضا اللّه رضانا اهل البیت نصبر على بلائه۱۶؛ رضایت و خشنودى خدا مورد رضایت ما اهل‌بیت است و بر بلاى رسیده از جانب او، صبر مى‌کنیم». 
و در آخرین لحظات عمر شریفش در قتلگاه فرمود: 
«رضاً بقضائک و تسلیماً لاَِمرک و لامعبود سواک یا غیاث المُستغیثین۱۷؛ خشنود به قضاى تو و تسلیم امر و فرمانت هستم و معبودى غیر تو نیست اى فریاد رس فریادجویان!» 

———————————————–

پى‌نوشت‌ها: 

۱ ـ میزان الحکمه، ج ۹، ص ۳۲۱، باب النبوّه. 
۲ ـ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۴، به نقل از مناقب، ج ۴، ص ۷۳ و ۷۵٫ 
۳ ـ کهف/ ۲۸٫ 
۴ ـ مجمع البیان، ج ۳، ذیل آیه. 
۵ ـ هود/ ۲۷ و ۲۸٫ 
۶ ـ بقره/ ۲۴۷٫ 
۷ ـ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۲ و ۲۳٫ 
۸ ـ همان، ج ۴۴، ص ۱۹۱٫ 
۹ ـ میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۴۵، باب الرّضا. 
۱۰ ـ توبه/ ۱۰۰٫ 
۱۱ ـ مجادله/ ۲۲٫ 
۱۲ ـ مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ذیل سوره والفجر و تفسیر صافى، ج ۲، ص ۸۱۸٫ 
۱۳ ـ والفجر/ ۲۷ و ۲۸٫ 
۱۴ ـ رعد/ ۲۸٫ 
۱۵ ـ مفاتیح الجنان، دعاى عرفه. 
۱۶ ـ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۶۷٫ 
۱۷ ـ مقتل الحسین، مقرّم، ص ۳۵۷٫

منبع: فصل نامه کوثر 

نوسینده: عباس کوثری

امام حسین, حسین ,ولادت حسین, حسین بن علی, تولد امام حسین ,سوم شعبان, اخلاق امام حسین, امام حسین در قرآن, روایات امام حسین ,استاد دیباجی, دیباجی, دیباجی اصفهانی, سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی ,سید دیباجی ,دیباج 

بازدیدها: ۲۹

نوشته آیات اخلاق در سیمای حسینی اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c/feed/ 0
فضیلت و اعمال مبعث http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a8%d8%b9%d8%ab/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a8%d8%b9%d8%ab/#respond Tue, 02 Apr 2019 23:01:37 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1458 روز مبعث روزی است که حضرت محمد (صل الله علی وآله وسلم) به پیامبری مبعوث شدند. مبعث پیامبر گرامی اسلام سیزده سال قبل از هجرت نبوی و چهل سال پس از عام الفیل واقع شده است.این روز یکی از روز‌های عظیمی است که از اعیاد مهم اسلامی محسوب می‌گردد. شب و روز مبعث دارای فضائل ...

نوشته فضیلت و اعمال مبعث اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
روز مبعث روزی است که حضرت محمد (صل الله علی وآله وسلم) به پیامبری مبعوث شدند. مبعث پیامبر گرامی اسلام سیزده سال قبل از هجرت نبوی و چهل سال پس از عام الفیل واقع شده است.این روز یکی از روز‌های عظیمی است که از اعیاد مهم اسلامی محسوب می‌گردد.
شب و روز مبعث دارای فضائل زیادی است. شیخ کفعمی در کتاب «المصباح» از حضرت امام جواد (علیه السلام) روایت نموده است که فرمودند: «در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که خورشید بر آن می‌تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا (ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل شصت سال خواهد بود. “
اعمال روز بیست وهفتم
یکى از اعیاد بزرگ است، و روزى است که حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله به پیامبرى مبعوث شد، و جبرئیل برای ابلاغ پیامبرى، بر آن حضرت فرود آمد، و براى این روز چند عمل وارد است:
اوّل: غسل کردن،
دوّم: روزه گرفتن و آن یکى از چهار روزى است که در طول سال براى روزه گرفتن امتیاز ویژه دارد، و ثوابى برابر با روزه هفتاد سال دارد.
سوّم: صلوات زیاد فرستادن.
چهارم: زیارت حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السّلام.
پنجم: شیخ طوسى در کتاب «مصباح» فرموده که از ریّان بن الصّلت روایت شده: حضرت جواد علیه السّلام زمانى که در بغداد بود روز نیمه و روز بیست وهفتم رجب را روزه گرفت، و همه خدمتکاران آن حضرت نیز روزه گرفتند و هم به ما فرمان داد دوازده رکعت نماز بجا آوریم به این صورت که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و سوره خوانده و پس از پایان نماز، هر کدام از سوره هاى «حمد» و «قل هو اللّه احد» و «قل اعوذ برب الفلق» و 
«قل اعوذ بربّ الناس» را چهار مرتبه بخوانیم، آنگاه چهار مرتبه بگوئیم:

لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگ تر از هر چیزى است، و منزّه است خدا، و خدا را سپاس، و نیست جنبش و نیرویى جز به عنایت خدای برتر و بزرگ
و چهار مرتبه:

اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً

خدا، خدا، پروردگار من است، چیزى را براى او شریک نمى آورم
و چهار مرتبه:

لا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً

هیچکس را براى پرودگارم شریک نسازم
ششم: شیخ طوسى از جناب ابو القاسم حسین بن روح (رحمه الله) روایت کرده که در این روز دوازده رکعت نماز به جا مى آورى در هر رکعت سوره «حمد» و سوره اى که آسان باشد مى خوانى، و پس از گفتن تشهّد و سلام بین هر دو رکعت میگویى:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا یَا عُدَّتِی فِی مُدَّتِی یَا صَاحِبِی فِی شِدَّتِی یَا وَلِیِّی فِی نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی فِی رَغْبَتِی یَا نَجَاحِی فِی حَاجَتِی یَا حَافِظِی فِی غَیْبَتِی یَا کَافِیَّ فِی وَحْدَتِی یَا أُنْسِی فِی وَحْشَتِی أَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتِی فَلَکَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْمُقِیلُ عَثْرَتِی فَلَکَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتِی فَلَکَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتُرْ عَوْرَتِی وَ آمِنْ رَوْعَتِی وَ أَقِلْنِی عَثْرَتِی وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی فِی أَصْحَابِ الْجَنَّهِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ .

خدا را سپاس که فرزندى بر نگرفته، و برایش در فرمانروایى شریکى و یاورى از روز خوارى نبوده است، و او را بزرگ شمار، اى توشه ام در همه عمر، اى همنشینم در سختی ها، اى سرپرستم در نعمت، اى فریادرسم در رغبت، اى پیروزیم در حاجت، اى نگهدارم در غیبت، اى کفایتم در تنهایی اى همدمم در هراس، تو پوشاننده کاستى منى، تو را سپاس، تو نادیده گیرنده لغزش منى، تو را سپاس، تو بلندى بخش من در وقت افتادگى هستی، تو را سپاس، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و عیبم را بپوشان، و هراسم را ایمنى بخش، و لغزشم را نادیده گیر، و از گناهم چشم بپوش، و از زشتی هایم درگذر، و در زمره بهشتیان قرارم ده همراه با آن وعده صادقانه اى که به آنها داده اى.
هنگامیکه از نماز فارغ شدى، هر یک از سوره هاى «حمد» و «قل هو اللّه احد» و «قل اعوذ برب الفلق»  و «انا انزلنا» و «ایه الکرسى» را هفت مرتبه میخوانى و هفت بار میگویى:

لا إِلَهَ إِلّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلا بِاللَّهِ

معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگ تر است، و پاک است خدا، و جنبش و نیرویى جز به خدا نیست
و هفت بار

اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً

خدا، خدا پروردگار من است و هیچ چیر شریکش نگیرم
و هر دعایى که بخواهى می خوانى.
هفتم: در کتاب «اقبال» و در بعضی نسخه هاى «مصباح» آمده است که مستحب است در این روز این دعا را بخوانند:

یَا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ وَ التَّجَاوُزِ وَ ضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَ التَّجَاوُزَ یَا مَنْ عَفَا وَ تَجَاوَزَ أُعْفُ عَنِّی وَ تَجَاوَزْ یَا کَرِیمُ اللَّهُمَّ وَ قَدْ أَکْدَى الطَّلَبُ وَ أَعْیَتِ الْحِیلَهُ وَ الْمَذْهَبُ وَ دَرَسَتِ الْآمَالُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلّا مِنْکَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَهً وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ لَدَیْکَ مُتْرَعَهً وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ لِمَنْ دَعَاکَ مُفَتَّحَهً وَ الاسْتِعَانَهَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِکَ مُبَاحَهً وَ أَعْلَمُ أَنَّکَ لِدَاعِیکَ بِمَوْضِعِ إِجَابَهٍ وَ لِلصَّارِخِ إِلَیْکَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَهٍ وَ أَنَّ فِی اللَّهْفِ إِلَى جُودِکَ وَ الضَّمَانِ بِعِدَتِکَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ.

اى آن که به عفو و گذشت فرمان داده، و عفو و گذشت را بر عهده خویش ضمانت نموده است، اى آن که بخشید و در گذشت، مرا عفو کن و از من درگذر اى کریم.
خدایا! طلب سخت شده، و چاره جویى و راه یابى مرا به زحمت افکنده و آرزوها کهنه گشته، و رشته امید جز از تو که یگانه اى و شریکى ندارى بریده شده است.
خدایا! من راه هاى خواهش را بسوى تو باز مى یابم، و چشمه سارهاى امید نزد تو پرآب است، و درهاى دعا را براى هرکه به درگاهت دعا کند گشوده اى و یارى ات آن را که از تو یارى خواهد فراهم است، و میدانم که براى آن که تو را خواند در جایگاه اجابتى، و براى فریادکننده ات درصدد فریادرسى هستى، و همانا در طمع ورزیدن به بخششت و اعتماد به وعده ات جایگزینی است براى دریغ ورزى بخیلان،

وَ مَنْدُوحَهً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ وَ أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زَادِ الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ إِرَادَهٍ یَخْتَارُکَ بِهَا وَ قَدْ نَاجَاکَ بِعَزْمِ الْإِرَادَهِ قَلْبِی وَ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ دَعْوَهٍ دَعَاکَ بِهَا رَاجٍ بَلَّغْتَهُ أَمَلَهُ أَوْ صَارِخٌ إِلَیْکَ أَغَثْتَ صَرْخَتَهُ أَوْ مَلْهُوفٌ مَکْرُوبٌ فَرَّجْتَ کَرْبَهُ أَوْ مُذْنِبٌ خَاطِئٌ غَفَرْتَ لَهُ أَوْ مُعَافًى أَتْمَمْتَ نِعْمَتَکَ عَلَیْهِ أَوْ فَقِیرٌ أَهْدَیْتَ غِنَاکَ إِلَیْهِ وَ لِتِلْکَ الدَّعْوَهِ عَلَیْکَ حَقٌّ وَ عِنْدَکَ مَنْزِلَهٌ إِلا صَلَّیْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَضَیْتَ حَوَائِجِی حَوَائِجَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُرَجَّبُ الْمُکَرَّمُ الَّذِی أَکْرَمْتَنَا بِهِ أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَیْنِ الْأُمَمِ یَا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ فَنَسْأَلُکَ بِهِ وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ الَّذِی خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِی ظِلِّکَ فَلا یَخْرُجُ مِنْکَ إِلَى غَیْرِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ وَ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِینَ فِیهِ بِطَاعَتِکَ وَ الْآمِلِینَ فِیهِ بِشَفَاعَتِکَ.

و گشایشى است از آنچه در دست ثروت اندوزان است، تو از بندگانت در پرده نمیروى، جز اینکه کردارشان بین تو و ایشان پرده میافکند، و هرآینه دانستم که برترین توشه کوچ کننده به سویت اراده نیرومندى است، که بدان تو را برمیگزیند، و با همین اراده نیرومند دلم با تو مناجات کرده و از تو میخواهم هر دعایى را که تو را به آن خواند امیدوارى که او را به آرزویش رساندى، یا فریادکشى به درگاهت که به دادش رسیدى، یا دلسوخته غمزده اى که اندوهش را زدودى، یا گنهکار خطاکارى که او را آمرزیدى، یا تندرستى که نعمت خویش را بر او تمام کردى، یا بیچیزى که توانگریات را به او هدیه دادى و چنین دعایى را بر تو حقّى است و نزدت مقامى، به حق این دعا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و حاجات دنیا و آخرتم را برآور، این رجب مرجّب مکّرم است که ما را به آن گرامى داشتى، نخستین ماههاى حرام است، که ما را به خاطر آن از بین ملّتها اکرام نمودى، اى داراى جود و کرم، از تو درخواست میکنیم به حق ماه رجب، و به نام بزرگتر بزرگتر بزرگتر باشکوه و گرامیترى که آن را آفریدى پس در سایه ات استقرار یافت و جلوه اش از تو به دیگرى نمیرسد، بر محمّد و اهل بیت پاکش درود فرستى، و ما را در این ماه از عاملین به طاعتت، و آرزومندان شفاعتت قرار دهى.

اللَّهُمَّ وَ اهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ السَّبِیلِ وَ اجْعَلْ مَقِیلَنَا عِنْدَکَ خَیْرَ مَقِیلٍ فِی ظِلٍّ ظَلِیلٍ فَإِنَّکَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ السَّلامُ عَلَى عِبَادِهِ الْمُصْطَفَیْنَ وَ صَلَوَاتُهُ [صَلاتُهُ ] عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ اللَّهُمَّ وَ بَارِکْ لَنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا الَّذِی فَضَّلْتَهُ وَ بِکَرَامَتِکَ جَلَّلْتَهُ وَ بِالْمَنْزِلِ [الْعَظِیمِ ] الْأَعْلَى أَنْزَلْتَهُ صَلِّ عَلَى مَنْ فِیهِ إِلَى عِبَادِکَ أَرْسَلْتَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الْکَرِیمِ أَحْلَلْتَهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ صَلاهً دَائِمَهً تَکُونُ لَکَ شُکْرا وَ لَنَا ذُخْرا وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا یُسْرا وَ اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَهِ إِلَى مُنْتَهَى آجَالِنَا وَ قَدْ قَبِلْتَ الْیَسِیرَ مِنْ أَعْمَالِنَا وَ بَلَّغْتَنَا بِرَحْمَتِکَ أَفْضَلَ آمَالِنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ .

خدایا! ما را به راه راست هدایت فرما.
و استراحتگاه ما را در سایه سار همیشگیات نزد خویش بهترین استراحتگاه قرار ده، که تو ما را بسى و چه نیکو کارگشایى هستى، و سلام و درود بر همه بندگان برگزیده اش، خدایا! به ما در این روز برکت ده، روزى که آن را برترى دادى، و به کرامتت بزرگ نمودى، و به جایگاه بزرگ و برتر وارد ساختى، بر آن که در این روز به سوى بندگانت فرستادى، و او را به مقام با کرامتى برآوردى درود فرست.
خدایا! بر او درود فرست درودى همیشگى، براى تو سپاس، و براى ما ذخیره اى باشد، و در کارمان آسانى قرار ده، و پایان عمرمان را به سعادت و نیکبختى ختم کن، در حالى که اعمال اندک ما را پذیرفته، و با رحمت بیکرانت ما را به برترین آزروهایمان رسانده باشى، که تو بر هرچیز توانایى، و درود و سلام خدا بر محمّد و خاندانش باد.
مؤلّف گوید: این دعا را حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام در آن روزى که آن جناب را به جانب بغداد حرکت دادند بر زبان جاری ساخت، و آن روز، روز بیست وهفتم رجب بود، و این دعا از دعاهاى انتخابى ماه رجب است.
هشتم: سیّد ابن طاووس در کتاب «اقبال» فرموده: دعاى «اللّهم انى اسالک بالتّجلّى الاعظم» را بخواند، و این دعا به روایت کفعمى جزو اعمال شب بیست وهفتم بیان شد.
روز آخر ماه: در این روز غسل وارد شده، و روزه اش سبب آمرزش گناهان گذشته و آینده است.
و نماز سلمان به صورتی که در ضمن اعمال روز اوّل بیان شد بجاى آورده شود.
==============
منبع: کلیات مفاتیح الجنان ترجمه استاد حجت الاسلام انصاریان
مبعث, عید مبعث ,بعثت ,بعثت رسول ,عید ,عید نوروز, پیامبر ,رسول خدا ,اعیاد, اعیاد اسلامی, عیدی ,حضرت محمد ,ماه رجب ,اعمال مبعث ,اعمال روز مبعث ,فضائل مبعث ,ماجرای بعثت, سال بعثت ,دیباجی, استاد دیباجی ,دیباجی اصفهانی, سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی ,دیباج 

بازدیدها: ۷۵

نوشته فضیلت و اعمال مبعث اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%d8%aa-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a8%d8%b9%d8%ab/feed/ 0
مهمترین اعمال ماه رجب http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d8%a8/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d8%a8/#respond Fri, 08 Mar 2019 23:01:41 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1432 ماه رجب یکی از ماه های حرام است که در روایات برای آن فضایل زیادی ذکر شده است. اعمالی که برای این ماه در روایات ذکر شده، به دو گونه است؛ قسمتی از این اعمال مربوط به همه روزهای ماه است؛ مانند روزه گرفتن و بعضی از اذکار و ادعیه و قسمت دیگر آن مربوط ...

نوشته مهمترین اعمال ماه رجب اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
ماه رجب یکی از ماه های حرام است که در روایات برای آن فضایل زیادی ذکر شده است.

اعمالی که برای این ماه در روایات ذکر شده، به دو گونه است؛ قسمتی از این اعمال مربوط به همه روزهای ماه است؛ مانند روزه گرفتن و بعضی از اذکار و ادعیه و قسمت دیگر آن مربوط به زمان های مخصوصی از این ماه، مانند اعمال و دعاها و نمازهایی که برای هر شب و روز این ماه وارد شده است و همچنین اعمالی که در ایام البیض (روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمری) سفارش به انجام آن شده است.

الف)اعمال مشترک ماه رجب:

روزه:

۱٫امام صادق(ع)فرمود:حضرت نوح(ع)در روز اول ماه رجب سوار بر کشتی شد و به همراهان دستور داد، این روز را روزه بگیرند و فرمود هر که این روز را روزه بدارد آتش جهنم یک سال از او دور شود و کسی که هفت روز از این ماه را روزه بدارد هفت درب جهنم بر او بسته شود و اگر هشت روز روزه بدارد هشت درب بهشت به روی او باز می شود و کسی که پانزده روز روزه بدارد خداوند حوایج او را بر آورده کند و کسی بیشتر از این مقدار روزه بگیرد خداوند افزون به او عنایت کند.[۱]

۲٫امام کاظم (ع)فرمود:رجب، نام رودى است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین‏تر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از آن رود به او مى‏نوشاند.[۲]

۳٫و فرمود: ماه رجب، ماه بزرگى است که در آن (پاداش) حسنات چند برابر است و گناهان (آدمى) در آن آمرزیده مى‏شود. کسى که یک روز در ماه رجب روزه بگیرد، آتش جهنّم به اندازه یک صد سال از او فاصله مى‏گیرد، و کسى که سه روز (در این ماه) روزه بگیرد، بهشت براى او واجب مى‏شود.[۳]

روایات در فضیلت روزه ماه رجب بسیار است که به همین مقدار بسنده می کنیم.

اذکار و اوراد مخصوص:

۱٫ رسول خدا (ص)فرمود:کسی که در ماه رجب صد مرتبه این ذکر را بگوید” أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ”و بعد از پایان آن انفاقی کند، خداوند امر او را به رحمت و آمرزش پایان برد و … و هنگامی که خداوند را در روز قیامت ملاقات کند خداوند به او گوید: به سلطنت من اقرار کردی پس هر درخواستی داری بنما تا اجابت کنم که کسی جز من نمی تواند خواسته های تو را برآورد.[۴]

۲٫حضرتش در روایت دیگر فرمود:کسی که هزار مرتبه در این ماه”َلا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ”بگوید خداوند صد هزار پاداش در نامه عمل او می نویسد و …[۵]

اذکار و اوراد این ماه نیز فراوان است که به کتب ادعیه که در این زمینه نگاشته شده مراجعه نمایید.

منابع:

[۱]صدوق، محمد بن علی، ثواب الأعمال، ص ۵۳، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۳۶۴ش.

[۲]همان.

[۳]همان.

[۴] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۸۴، ح ۱۳۹۰۷، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ق.

[۵] همان، ح ۱۳۹۰۸٫

[۶]ر.ک:وسائل الشیعه، ج ۸، باب ۵، ص ۹۱٫

بازدیدها: ۳۲

نوشته مهمترین اعمال ماه رجب اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d8%a8/feed/ 0
از غصب فدک تا شهادت یک مادر http://farsi.dibajiesfahani.ir/1410/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/1410/#respond Sat, 09 Feb 2019 16:03:48 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1410 غصب فدک و آتش زدن خانه حضرت زهرا(س)افرادی که بعد از پیامبر(ص) قدرت را به دست گرفتند، آسیب‌های جسمی و روحی فراوانی به حضرتشان وارد کردند، از جمله آن‌که در ملایم‌ترین گزارش‌ها تهدید به آتش‌زدن خانه ایشان نموده و به گزارش مشهور، درب ورودی  آن‌را نیز آتش زدند:«ابوبکر، عمر را به سوی علی و کسانی ...

نوشته از غصب فدک تا شهادت یک مادر اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
غصب فدک و آتش زدن خانه حضرت زهرا(س)
افرادی که بعد از پیامبر(ص) قدرت را به دست گرفتند، آسیب‌های جسمی و روحی فراوانی به حضرتشان وارد کردند، از جمله آن‌که در ملایم‌ترین گزارش‌ها تهدید به آتش‌زدن خانه ایشان نموده و به گزارش مشهور، درب ورودی  آن‌را نیز آتش زدند:
«ابوبکر، عمر را به سوی علی و کسانی که با او بودند فرستاد تا آنها را از خانه فاطمه بیرون بیاورد. و به او گفت: اگر آنان با تو مخالفت کردند با آنان نبرد کن! عمر در حالی‌که آتش با خود حمل می‌کرد به سوی خانه فاطمه رفت تا خانه را به آتش کشد! پس با فاطمه روبرو شد. فاطمه از او پرسید، ای پسر خطاب کجا می‌روی ؟ آیا آمده‌ای خانه ما را به آتش بکشی؟! عمر گفت: بله، یا این‌که آنچه را مردم قبول کرده‌اند (خلافت ابوبکر) قبول کنید…».[۱۸]
 فدک که هدیه پیامبر به دخترشان بود را از دست ایشان گرفتند:
«زمانی که مردم با ابوبکر بیعت کردند و او بر همه مهاجرین و انصار تسلط پیدا کرد کسی را به سوی فدک فرستاد تا وکیل حضرت زهرا(ع) را از آن خارج سازد».[۱۹]


که از گزارش اخیر می‌توان برداشت کرد که غصب فدک بعد از حمله به خانه ایشان، با فاصله زمانی چند روز صورت گرفته است.
خطبه فدکیه
زمانی که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند تا فدکی که پیامبر اسلام(ص) در زمان حیات خویش به دخترش بخشیده بود، را از دست آن‌حضرت خارج کنند، ‌حضرتشان برای احقاق حق و اتمام حجّت به همراه تعدادی از اطرافیان به مسجد النبی(ص) رفتند که عده‌ای از مهاجران و انصار در آنجا گرد ابوبکر جمع شده بودند. وقتی آن‌حضرت وارد مسجد شدند، پرده‌ای را بین ایشان و مردم نصب کردند. آن‌گاه حضرت فاطمه(س) ناله جان‌سوزی زدند که در اثر آن، صدای تمام حاضران به گریه بلند شد. بعد از آرام‌شدن مردم، زهرا(س) سخن خود را با حمد و ثنای خداوند و درود بر رسول خدا(ص) آغاز کردند، با شنیدن نام پیامبر، دوباره صدای گریه مردم بلند شد.[۲۰] آنچه حضرت در این خطبه فرمودند، در کتب روایی و تاریخی گزارش شده است.
مصحف فاطمه(س)
«مصحف فاطمه» نام مجموعه‌ای است که در زمان فاطمه(س) و با دستان علی(ع) نوشته شد. مطالب این کتاب – مشتمل بر حوادث غیبی و اسرار آل محمد(ص) است – به وسیله جبرئیل و یا فرشته‌ای دیگر به حضرت فاطمه القا شد. این کتاب نزد هر فردی باشد، نشانه‌ای از امامت او بوده و از این رو میان امامان دست به دست شده و اکنون در دست امام مهدی(عج) است. محتوای این مصحف نیز در اختیار آن پیشوایان بوده و جز آنچه از آنان در این زمینه نقل شده، دیگر مطالب مندرج در آن در اختیار عموم قرار نگرفته است.[۲۱]
چون این کتاب پس از رسول خدا (ص) تدوین یافته است، از حضرتشان درباره آن چیزی گزارش نشده است­، ولی این به معنای بی‌اطلاعی پیامبر از این مصحف نبوده است؛ زیرا ما عقیده داریم وی به اذن خدا از رخدادهای آینده نیز باخبر بود.
تسبیحات حضرت زهرا(س)
تسبیح حضرت زهرا(س) عبارت است از: (۳۴) مرتبه «الله أکبر»، بعد (۳۳) مرتبه «الحمد لله» و بعد از آن (۳۳) مرتبه «سبحان الله». از تعقیب‌هایى که بعد از نمازهای پنج‌گانه خیلى سفارش شده است، تسبیح حضرت زهرا(س) است.[۲۲]
درباره پاداش تسبیحات حضرت زهرا(س) روایات زیادی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف) امام صادق(ع) فرمود: «تسبیح فاطمه(س) پس از هر نماز در نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوب‌تر است».[۲۳]
 همچنین آن‌حضرت به ابوهارون مکفوف فرمود: «اى ابوهارون! ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌اى بر آن مداومت کند تیره‌بخت نمی‌شود».[۲۴]
ب) امام باقر(ع) فرمود: «هرکس تسبیح حضرت زهرا(س) را بگوید، سپس طلب آمرزش کند آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان صد مرتبه است، ولى در میزان عمل هزار تسبیح به شمار می‌رود، و شیطان را دور می‌کند، و خداوند رحمان را خشنود می‌سازد».[۲۵]
بیت الاحزان
پیامبر اسلام(ص) به حضرت زهرا(س) که تنها فرزند باقی مانده ایشان بود، علاقه خاصی داشت و رابطه‌ای صمیمی میان آنها برقرار بود که به همین دلیل، اندوه حضرت زهرا(س) برای از دست دادن پدرشان، مضاعف می‌شد.
علاوه بر این، بعد از رحلت پیامبر(ص)، شرایط به گونه‌ای پیش رفت که بی‌احترامی‌ها و بی‌عدالتی‌هایی نسبت به اهل‌بیت، بویژه حضرت زهرا(س) روا داشته شد.[۲۶]
مجموع اینها سبب شد که فقدان پدر برای فرزند بسیار سنگین آید و به دنبال آن، عزای فاطمه(س) سنگین‌تر شود، تا جایی که گزارش شده است، عزاداری فاطمه(ع) در خانه موجب اعتراض برخی شده و به دنبال آن بود امام علی(ع) اتاقی در بقیع آماده کرد و فاطمه(س) برای عزاداری به آن‌جا می‌رفت:
«بزرگان مدینه گرد هم آمده و به حضور حضرت على(ع) رفتند و گفتند: اى ابوالحسن! فاطمه شب و روز گریه می‌کند و هیچ‌کدام از ما علاوه بر آن‌که روزها در طلب معیشتیم، شب­هنگام نیز خواب خوشی نداریم. ما از تو می‌خواهیم که به فاطمه بگویی یا شب گریه کند و یا روز.
آن‌حضرت پذیرفت و این موضوع را با فاطمه(س) در میان نهاد، ولى دریافت که همسرش توانایی آن‌را ندارد که از گریه آرام ‌گیرد.
با این حال، فاطمه(س) گفت: اى ابوالحسن! من، چندان در میان این مردم زندگی نخواهم کرد و به زودى از میان آنان خواهم رفت!
 على جان! به خداوند سوگند من شب و روز آرام نخواهم گرفت تا این‌که به پدرم ملحق شوم.
حضرت علی(ع) در پاسخ فرمود: باشد، هر طور که میل دارى انجام بده و سپس اتاقى در بقیع که در آن زمان، خارج از منطقه مسکونی شهر مدینه بود براى همسرش ساخت که به «بیت الاحزان» مشهور شد.
 صبحگاهان، فاطمه، فرزندانش را برداشته و به آن‌جا می‌رفت و تا شبانگاه مشغول گریه بود و چون شب فرا می‌رسید حضرت امیر(ع) فاطمه را به منزل باز می‌گردانید.
حضرت فاطمه پس از فوت پدر بزرگوارش مدت ۲۷ روز این برنامه را انجام می‌داد».[۲۷]
موقوفات
بر اساس روایات، حضرت زهرا(س) صاحب اموالی بود که از طریق هبه(بخشش) به آن‌حضرت رسیده بود و ایشان بخشی از اموالش را براى بنی هاشم و بنی مطلب وقف نمود.[۲۸]
تاریخ شهادت
در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدیقه طاهره(س) پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بود، چند گزارش وجود دارد. بعضی این زمان را چهل روز و کسانی این مدت را شش ماه ذکر کرده‌اند.[۲۹]
گزارش مشهوری که برخی روایات اهل‌بیت(ع) نیز مؤید آن هستند، حدود سه ماه را تأیید می‌کند:
امام باقر(ع) مى‌فرماید: زمان رحلت صدیقه کبرا(س) سه ماه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام(ص) بود.[۳۰]
در همین راستا طبرسی می‌گوید: حضرت صدیقه طاهره(ع) در ماه جمادی الاخر سال یازده هجری از دنیا رفتند. و مدت زمان حیات فاطمه زهرا(س) پس از پیامبر(ص) ۹۵ روز بود.[۳۱]
تشییع پیکر مطهر
بنابر وصیت خود حضرت زهرا(س)، جنازه آن‌حضرت شبانه تشییع و بر پیکرشان نماز گزارده شد، آنچه قطعی است آن است که تنها تعداد اندکی در این مراسم شرکت داشتند، اما در باره نام افراد شرکت‌کننده که گزارش‌های گوناگونی وجود دارد:
۱٫ بر جنازه حضرت فاطمه(ع)؛ امام علی، حسن، حسین(ع)، عقیل، سلمان، أبوذر، مقداد، عمار و بریده نماز خواندند.[۳۲]  ۲٫ علاوه بر این افراد، عباس بن عبد المطلب و فرزندش فضل، حذیفه و ابن مسعود نیز در نماز شرکت داشتند.[۳۳]
۲٫ در مراسم خاک‌سپاری فاطمه؛ عباس بن عبدالمطلب، علی(ع) و فضل پسر عباس حضور داشتند.[۳۴]
محل قبر فاطمه (س)
بر اساس قرائن موجود، در مورد محل دفن آن‌حضرت سه نظر وجود دارد:
۱٫ در خانه خودشان.[۳۵]
۲٫ در محل روضه(بین منبر و خانه پیامبر) که پیامبر(ص) فرمود: «باغی است از باغ‌های بهشت».[۳۶]
۳٫ در قبرستان بقیع.[۳۷]

[۱]تاریخ تولّد حضرت زهرا (س)، ۹۹۲۵.

[۲]. سید ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنه فیما یعمل مره فى السنه، محقق، مصحح، قیومى اصفهانى، جواد، ج ۳، ص ۱۶۴- ۱۶۵، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ اول، ۱۳۷۶ش؛ ر. ک: «مشکات از القاب حضرت فاطمه زهرا(س)»، ۲۵۵۹۱؛ «القاب حضرت زهرا(س) در احادیث و منابع اسلامی»، ۵۳۸۰.

[۳]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏۳، ص ۳۵۶، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.[۴]همان.

[۵]. شیخ صدوق، محمد بن على‏، امالی، ص ۵۹۵، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.

[۶]. ابن شاذان، محمد بن احمد، مائه منقبه من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمه من ولده(ع) من طریق العامه، ص ۱۳۶، قم، مدرسه الإمام المهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.

[۷]. البته ممکن است این عبارت، ناظر به زیبایی معنوی باشد.

[۸]. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، محقق، رسولی محلاتی، هاشم، ج ‏۱، ص ۳۵۹ – ۳۶۰، تبریز، نشر بنی‌هاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.

[۹]. ر. ک: «ابعاد شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س)»، ۱۲۵۶؛ «مقام حضرت زهرا (س)»، ۱۳۳۱۳.

[۱۰]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ۱، ص ۴۰۲، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع‏، تحقیق، نمیسی، محمد عبدالحمید، ج ۵، ص ۳۵۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.

[۱۱]«خواستگاری امام علی(ع) از حضرت فاطمه و مهریه ایشان»، ۷۲۶۲۰.

[۱۲]مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏۳، ص ۳۴۶٫

[۱۳]. ر. ک: «زمان ازدواج علی(ع) با فاطمه(س)، ۱۸۶۴۵؛«مراسم عروسی زمان پیامبر»، ۳۸۰۸.

[۱۴]. شعرانی، ابوالحسن، ترجمه و شرح تبصره المتعلمین فی أحکام الدین، ج ‏۲، ص ۵۴۳، تهران، منشورات إسلامیه، چاپ پنجم، ۱۴۱۹ق‏؛ نراقی، أحمد بن محمد مهدی، رسائل و مسائل، ج ‏۲، ص ۱۲۰، قم، کنگره نراقیین ملا مهدى و ملا احمد‌، ۱۴۲۲ق؛ ر. ک: «میزان مهر حضرت فاطمه (ع)»، ۹۲۹۳

[۱۵]. شیبانی، أحمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۹۹، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول، ۱۴۲۱ق؛ طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الأوسط، ج ۴، ص ۱۸۶، قاهره، دارالحرمین، بی‌تا؛ نیشابوری، محمد بن عبدالله،المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵،  بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.

[۱۶]. نور، ۳۶٫

[۱۷]. ر. ک: «ویژگی‌های منزل حضرت فاطمه(س)»، ۴۴۳۴۹.

[۱۸]. ابن عبد ربه اندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج ۵، ص ۱۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۴ق؛ أبو الفداء صاحب حماه، إسماعیل بن علی، المختصر فی أخبار البشر، باب «أخبار أبی‌بکر الصدیق و خلافته»، المطبعه الحسینیه المصریه، چاپ اول، بی‌تا.

[۱۹]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۱، ص ۹۰، مشهد، نشر مرتضى‏، چاپ اول‏، ۱۴۰۳ق.

[۲۰]. ابن أبی طاهر، احمد، بلاغات النساء، ص ۲۴، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، بى‌تا‏؛ الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۱، ص ۹۸٫

[۲۱]. ر. ک: «مصحف فاطمه(س)»، ۱۳۵۵.

[۲۲]. امام خمینی، توضیح المسائل(محشّی)، ج ۱، ص ۶۰۶، م ۱۱۲۲، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۲۳]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۶۳، قم، دار الشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.[۲۴]. همان.

[۲۵]. همان.

[۲۶]. ر. ک: «شهادت حضرت فاطمه(س) در منابع اهل سنت»، سؤال ۵۲۵۶؛ «عکس العمل امام علی(ع)در حادثه هجوم به منزل آن‌حضرت»، سؤال ۵۷۸.

[۲۷]. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۷، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق؛ جزائری، نعمت الله، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمه الأطهار، ج ۱، ص ۶۲، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، چاپ اول، ۱۴۲۷ق؛ قضاعی، محمد بن سلامه، شرح فارسی شهاب الأخبار (کلمات قصار پیامبر خاتم ص)، ص ۲۸۷ – ۲۸۸، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۱ش.

[۲۸]. ر. ک: «موقوفات حضرت فاطمه زهرا(س)»، ۳۲۱۳۵.

[۲۹]کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ‏۱، ص ۵۰۳٫

[۳۰]. ابوالفرج اصفهانى‏، مقاتل ‏الطالبیین، تحقیق، صقر، سید احمد، ص ۵۹ – ۶۰، بیروت، دار المعرفه، بی‌تا.

[۳۱]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ج ۱، ص ۳۰۰، قم، مؤسسه آل البیت‏، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ ر. ک: «تاریخ دقیق شهادت حضرت زهرا(س)»، ۸۰۸۶.

[۳۲]مناقب آل أبی طالب(ع)، ج ۳، ص ۳۶۳، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ‏۱، ص ۳۰۰؛ شیعى سبزوارى‏، حسن بن حسین‏، راحه الأرواح در شرح زندگانى، فضائل و معجزات ائمه اطهار(ع‏)، ص ۷۹، تهران، اهل قلم‏، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.

[۳۳]مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ۳، ص ۳۶۳٫ 

[۳۴]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏۱۱، ص ۵۹۸، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق؛  ر. ک: «افراد حاضر در تشییع پیکر مطهر حضرت فاطمه»، ۳۶۴۰۳.

[۳۵]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ‏۱، ص ۲۲۹، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق؛ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص ۱۸۵، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اوّل‏، ۱۴۱۳ق؛ شامی‏، جمال الدین یوسف بن حاتم، الدر النظیم فی مناقب الأئمه اللهامیم‏، ص ۴۸۴، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اوّل‏، ۱۴۲۰ق؛

[۳۶]. فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج ‏۱، ص ۳۴۹، قم، دلیل ما، چاپ اول، ۱۴۲۳ق؛ کرکی حائری‏، سید محمد، تسلیه المجالس و زینه المجالس‏، ج ‏۱، ص ۵۷۱، قم، مؤسسه المعارف الإسلامیه، چاپ اوّل‏، ۱۴۱۸ق؛ مجلسی، محمدباقر، جلاء العیون، ص ۲۷۳، قم، سرور، چاپ نهم، ۱۳۸۲ش.

[۳۷]. إعلام الورى، ج ‏۱، ص ۳۰۱؛ مسعودی، على بن حسین‏، إثبات الوصیه للإمام علی بن ابی‌طالب(ع)، ص ۱۶۲ – ۱۶۳، قم، انصاریان‏، چاپ سوم‏، ۱۴۲۶ق؛  ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج ‏۸، ص ۲۶۸، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.  

فا

 


[۱۸]. ابن عبد ربه اندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج ۵، ص ۱۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۴ق؛ أبو الفداء صاحب حماه، إسماعیل بن علی، المختصر فی أخبار البشر، باب «أخبار أبی‌بکر الصدیق و خلافته»، المطبعه الحسینیه المصریه، چاپ اول، بی‌تا.

[۱۹]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۱، ص ۹۰، مشهد، نشر مرتضى‏، چاپ اول‏، ۱۴۰۳ق.

[۲۰]. ابن أبی طاهر، احمد، بلاغات النساء، ص ۲۴، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، بى‌تا‏؛ الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۱، ص ۹۸٫

[۲۱]. ر. ک: «مصحف فاطمه(س)»، ۱۳۵۵.

[۲۲]. امام خمینی، توضیح المسائل(محشّی)، ج ۱، ص ۶۰۶، م ۱۱۲۲، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.

[۲۳]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۶۳، قم، دار الشریف الرضی، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.[۲۴]. همان.

بازدیدها: ۹۱

نوشته از غصب فدک تا شهادت یک مادر اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/1410/feed/ 0
بررسی بر واقعیت شهادت رسول خدا (صل الله علیه و آله) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b5%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b5%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/#respond Sat, 18 Nov 2017 13:40:28 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1272 دلایل بسیاری از کتاب‌های روایی و تاریخی؛ اعم از شیعه و اهل سنت وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را تأیید می‌نماید، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که اگر شهادت را همانند آنچه قرآن کریم بیان فرموده؛ به معنای کشته شدن در راه خدا و رسول تعریف نماییم، بدیهی ...

نوشته بررسی بر واقعیت شهادت رسول خدا (صل الله علیه و آله) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
دلایل بسیاری از کتاب‌های روایی و تاریخی؛ اعم از شیعه و اهل سنت وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را تأیید می‌نماید، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که اگر شهادت را همانند آنچه قرآن کریم بیان فرموده؛ به معنای کشته شدن در راه خدا و رسول تعریف نماییم، بدیهی است که مقام و منزلت شخصی “پیامبر” که کشته شدن در راه اطاعت او شهادت است، به مراتب بالاتر از مقام شهیدان خواهد بود، هرچند که آن مرد الاهی با مرگ طبیعی از دنیا رحلت نموده باشند.

1_sh-payambar-93

۱٫ آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم (ص) می‌توان یافت، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه بوده است؟
۲٫ آیا بر فرض این‌که پیامبر(ص) به شهادت نرسیده باشند، این موضوع از ارج و قرب ایشان نزد پروردگار خواهد کاست؟!
موضوعی است که در این فرصت به بررسی آن می‌پردازیم.
۱٫ در ارتباط با بخش اول، باید گفت که دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تأیید می‌نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنویی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می‌توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از اینن روایات با استناد به منابع فریقین اشاره می‌نماییم.
الف. کتاب‌های شیعه
روایت اول: امام صادق(ع) می فرمایند: از آن‌جا که پیامبر اسلام(ص)، ذراع(سر دست) گوسفند، را دوست می‌داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان راا با این بخش از گوسفند مسموم نمودند.
[۱] در این روایت، به مسمومیت پیامبر(ص) تصریح شده، اما در آن اشاره‌ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیدند یا خیر؟
روایت دوم: امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر اکرم(ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه‌ای که آن روز در خیبر تناول نمودم،، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این‌که با شهادت از دنیا می‌رود.[۲] در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدنن رسول خدا(ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می‌شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ‌کدام، با مرگ طبیعی از دنیاا نمی‌روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می‌نماید.[۳] بسیاری از دانشمندان شیعه، با استفاده از این اصل کلی، نیازی به جست‌وجوی مورد بهه مورد را در ارتباط با چگونگی شهادت هر کدام از معصومان(ع) احساس نمی‌کنند.[۴] بر این اساس، هر چند دلیل متقنی بر شهادت پیامبر(ص) نیز ارائه نشود، باز همم می‌توان معتقد بود که رحلت ایشان طبیعی نبوده است!
ب. کتاب‌های اهل سنت
تنها شیعیان نیستند که معتقد به شهادت پیامبر اسلام(ص) هستند، بلکه روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأییدد می‌نماید که به عنوان نمونه، به دو مورد آن اشاره می‌شود.
روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده است؛ پیامبر(ص) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده‌ام، در بدنم احساس می‌کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد.[۵] همین موضوع در سنن دارمیی نیز بیان شده است. علاوه بر این‌که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر(ص)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.[۶]
روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می‌نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر(ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می‌دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشدد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر(ص) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی‌بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.[۷] مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوتت که به پیامبر(ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده‌اند.[۸]
روایت سوم: محمد بن سعد؛ از قدیمی‌ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را این‌گونه نقل می‌نماید:
هنگامی که پیامبر(ص)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زادۀ مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگرانن پرسش می‌نمود که پیامبر(ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می‌دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن‌را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم‌ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی‌برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست‌ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر(ص) دلیل آن‌را پرسیدند و او جواب داد که هدیه‌ای برایتان آوردم! پیامبر با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند … بعد از مدتی، پیامبر(ص) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می‌گیرد که شهادت پیامبر به همین دلیل بوده است.[۹]
بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می‌توان نظریۀ شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق اینن روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم‌زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.
البته برخی نقل‌های ضعیف دیگری نیز وجود دارد که کیفیت شهادت پیامبر(ص) و عامل شهادت ایشان را به گونه‌ای دیگر توصیف می‌نماید که اثری از این دسته روایات درر کتب معتبر وجود نداشته و به همین دلیل، نمی‌توان بدان‌ها استناد نمود.
۲٫ اما با این وجود، باید گفت موضوع شهادت پیامبر(ص)، از اصول دین و یا بدیهیات آن نبوده که ایمان و اعتقاد بدان، واجب و لازم بوده و انکار آن، موجب خروج از دین شود و به همین دلیل نیز، تعداد اندکی از مسلمانان، در شهادت پیامبر تردید نموده و رحلت ایشان را ناشی از عاملی طبیعی؛ مانند بیماری ذات الجنب (سینه پهلو) و یاا تب شدید دانسته‌اند،[۱۰] با این‌که خود پیامبر تأکید نموده بود که من به برخی از این بیماری‌ها هرگز مبتلا نخواهم شد![۱۱]
اما در هر صورت؛ چه این مرد بزرگ الاهی به شهادت رسیده باشند، و چه با مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند، باید بدانیم که مقام ایشان، بسیار بالاتر و برتر از شهدایی دیگر است؛ زیرا خداوند در قرآن کریم، اولاً: جایگاه پیامبران را بالاتر از شهدا بیان کرده است،[۱۲] ثانیاً: شهیدان به دلیل این‌که در راه خدا و با پیروی از رسول او، جانن خود را از دست داده‌اند. نزد خداوند قرب و منزلت کسب می‌کنند؛ بدیهی است که اگر خداوند، شهدا را به دلیل پیروی از پیامبران، شایسته رحمت و ثواب بی‌نهایتت بداند، باید خود پیامبران از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار باشند. بنابراین پیامبر ما -آن مرادی که تمام زندگی خود را وقف تلاش در راه خدا نموده تا حدی که مریدان او چنین منزلتی در درگاه الاهی پیدا کردند- نه تنها از آن منزلت بی‌نصیب نیست، بلکه از مقامی بسیار والاتر و برتر برخوردار است.
=================================
منابع:
[۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ۶، ص ۳۱۵، ح ۳، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.
[۲]. محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۵۰۳، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.
[۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۶، ح ۱۸ و ج ۴۴، ص ۲۷۱، روایت ۴، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.
[۴]. همان، ج ۲۷، ص ۲۰۹، ح ۷٫
[۵]. صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۳۷، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۱ ق.
[۶]. سنن دارمی، ج ۱، ص ۳۳، مطبعه الاعتدال، دمشق.
[۷]. مسند احمد بن حنبل، ج ۶، ص ۱۸، دار صادر، بیروت.
[۸]. بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۷٫
[۹]. محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۲۰۲ – ۲۰۱، دار صادر، بیروت.
[۱۰]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۰، ص ۲۶۶، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق.
[۱۱]. همان، ج ۱۳، ص ۳۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۱۹۳، ح ۲۲۹٫
[۱۲]. «وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً»، نساء، ۶۹٫ ر. ک: ترجمه المیزان، ج ‏۴، ص ۶۵۲؛ تفسیر نمونه، ج ‏۳، ص ۴۶۰٫
 واقعیّت شهادت پیامبر, سادات دیباجی, مقالات دیباجی, مقالات اسلامی, مقالات دینی, مقاله   ,شهادت پیامبر,  شهادت پیامبر ,پیامبر اسلام ,رحلت, رحلت رسول خدا ,ماجرای شهادت پیامبر ,دلیل شهادت پیامبر, شهادت در اسلام, ۲۸ صفر ,دانلود شهادت پیامبر, دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی ,سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباج ,زندگی نامه دیباجی, 

بازدیدها: ۱۷۹

نوشته بررسی بر واقعیت شهادت رسول خدا (صل الله علیه و آله) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d8%b5%d9%84-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/feed/ 0
اربعین خورشید http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d9%8a%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d9%8a%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af/#respond Sat, 11 Nov 2017 12:19:27 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1260 از قربانی شدن سالار شهیدان و یاران باوفای آن حضرت، چهل روز می گذرد؛ چهل روز است که خیمه های اهلبیت پیامبر(علیهم السلام) خاکستر شده و پر و بال پرستوهای بی آشیان، شکسته و سوخته است.  چهل روز است که زینب (علیها السلام) می خواهد سر به روی شانه های مهربان حسین و عباس بگذارد و های های گریه را سر دهد؛ ...

نوشته اربعین خورشید اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
2628608

از قربانی شدن سالار شهیدان و یاران باوفای آن حضرت، چهل روز می گذرد؛ چهل روز است که خیمه های اهلبیت پیامبر(علیهم السلام) خاکستر شده و پر و بال پرستوهای بی آشیان، شکسته و سوخته است. 

چهل روز است که زینب (علیها السلام) می خواهد سر به روی شانه های مهربان حسین و عباس بگذارد و های های گریه را سر دهد؛ از تازیانه های ظلم و ستم، شِکوِه کند و از زخم زبان کوفیان جفاکار بنالد؛

اما به خاطر بازماندگان قافله کربلا و یتیمان مظلوم و زجرکشیده، خونِ دل می خورد و هنگامی که شب ، چادر سیاهش را بر سرِ شهر می کشد، همچون پدرش امیر مؤمنان، فریاد زخمیِ «غربت و مظلومیت» را در نماز شبِ خویش به گوش فلک می رساند.

سکوت او یادآورِ شکیبایی زهرای مرضیه است و سخنانش، یادآور خطبه های آتشینِ حیدر کرار !

به راستی اگر پیام آور کربلا نبود و همراه برادرزادهاش زین العباد، با افشاگری های خود، پایه های کاخ یزیدیان را به لرزه درنمی آورد، کربلا در کربلا مدفون نمی شد؟!…

سِرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود…

باری، از پیروزی خون بر شمشیر، چهل روز می گذرد و امروز، اربعین خورشید است؛ خورشیدی که «مرگ سرخ» را بر زندگی ننگین و ذلت بار ، ترجیح داد تا اسلام بماند؛ 

خورشیدی که ذبح شد؛ بر فراز نیزه رفت و همراه با ۷۲ ستاره، نورافشانی کرد و دورافتاده ترین نقاط عالم را با پرتو  پرفروغ و خونرنگ خویش، روشن ساخت و «حیات» را در رگهای مرده هستی تزریق نمود. 

امروز کاروان خسته نینوا به مدفن لاله ها ی سرجدا می رسد و کودکان و زنان، با دیدن قبرهای بی نام و نشان عزیزانشان، همچون برگ های زرد خزان، خود را از روی شترهای بی جهاز، روی زمین افکنده، بر سر و روی خود خاکیتیمی و بی کسی می ریزند؛ با این که هنوز گرد و خاک خرابه های کوفه و شام بر سر و روىِ زنان و کودکان عزادار باقی مانده است … . 

اربعین است؛ چهل روز از عزا و ماتم سرور و سالار شهیدان می گذرد، اما عشق به حسین و نهضت خونین او، همیشگی است و پایدار؛ پایداری در راه خدا تا پای جان !
این، درسی است که شیعه از عاشورا آموخته و در این راه، هیچ گاه از پای نخواهد نشست؛ تا هنگام قیام منتقم آل محمد (عج) فرا رسد و پرچم عدالت مهدوی در سراسر دنیا گسترده شود.

… حال که هر روز عاشوراست و همه خاک ها، کربلا؛ باید با ادامه راه سرور و سالار شهیدان، با عاشور اییان همگام شویم تا «حسینی» بمانیم.

نویسنده: مهدی محدثی

نام اثر: اربعین خورشید

اربعین خورشید, اربعین, خورشید,  مهدی محدثی, مقاله مهدی محدثی, یادداشتی از مهدی محدثی, محدثی, آثار مهدی محدثی, اثر مهدی محدثی, یادداشت اربعین, اربعین ۹۶ ,دیباجی, سید دیباجی, استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی 

بازدیدها: ۳۴

نوشته اربعین خورشید اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%d9%8a%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af/feed/ 0
داستان دختری که لباس عروسش را در شب عروسی بخشید http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3/#respond Wed, 23 Aug 2017 08:54:05 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1250 پیامبر خدا برای شب عروسی دخت فرزانه اش، فاطمه علیهاالسلام پیراهنی آماده ساخت و ایشان پیراهن دیگری نیز داشت که پوشیده و اصلاح شده بود.شب عروسی او بود که بی نوایی در خانه ی پیامبر آمد و از ایشان لباس طلبید. دخت گرانمایه ی پیامبر برخاست و نخست پیراهن اصلاح شده ی خویش را در ...

نوشته داستان دختری که لباس عروسش را در شب عروسی بخشید اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
ezdvaj ali

پیامبر خدا برای شب عروسی دخت فرزانه اش، فاطمه علیهاالسلام پیراهنی آماده ساخت و ایشان پیراهن دیگری نیز داشت که پوشیده و اصلاح شده بود.شب عروسی او بود که بی نوایی در خانه ی پیامبر آمد و از ایشان لباس طلبید. دخت گرانمایه ی پیامبر برخاست و نخست پیراهن اصلاح شده ی خویش را در بسته ای نهاد تا در راه خدا به او انفاق کند اما ناگهان آیه ی شریفه ی قرآن را به خاطر آورد که:

«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» آل عمران/۹۲

«شما به اوج نیکی و نیکوکاری نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق نمایید.»

و درست همین جا بود که «فاطمه(سلام الله علیها)» بازگشت و پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به آن زن بینوا انفاق کرد و خود همان جامه ی عادی خویش را پوشید.

هنگامی که خواستند عروس گرانمایه را به خانه ی امیر مومنان ببرند، فرشته ی وحی فرود آمد و پس از سلام بر پیامبر گفت: ای پیامبر خدا! پروردگارت درود نثارت می کند و به من دستور داده است که سلام و درودی گرم نثار «فاطمه» نمایم و به همراه من ارمغانی از لباس های بهشت نیز که از دیبای سبز تهیه شده است برای او فرستاده است.[۱]

====================

منبع:

محمد کاظم قزوینی ، فاطمه زهرا سلام الله علیها از ولادت تا شهادت ، ص ۱۹۹-۲۰۰

داستان دختری, مهریه حضرت زهرا ,داستان بخشیدن لباس عروس, لباس  عروس خوب ,دیباجی ,استاد دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی ,سید دیباجی ,  لباس عروس,   شب عروسی , بخشیدن لباس عروسی, بخشیدن پیراهن عروس , ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا ,الگوی ازدواج, هدیه در ازدواج,  ازدواج, ازدواج آسان,ماجرای ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا 

بازدیدها: ۹۳۲

نوشته داستان دختری که لباس عروسش را در شب عروسی بخشید اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%84%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3/feed/ 0
ماجرای شهادت امام جواد (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Tue, 22 Aug 2017 08:52:39 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1245 امام جواد علیه السلام در شهر بغداد در ماه ذى قعده سال دویست و بیست هجرى از دنیا رفت و آن هنگام بیست و پنج سال از عمر شریفش گذشته بود.[۱] ایشان در بغداد در حالى که مسموم شده بود شهید شد و در آن هنگام بیست و پنج ساله بود.[۲] این مسئله را امام رضا (علیه ...

نوشته ماجرای شهادت امام جواد (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
امام جواد علیه السلام در شهر بغداد در ماه ذى قعده سال دویست و بیست هجرى از دنیا رفت و آن هنگام بیست و پنج سال از عمر شریفش گذشته بود.[۱] ایشان در بغداد در حالى که مسموم شده بود شهید شد و در آن هنگام بیست و پنج ساله بود.[۲] این مسئله را امام رضا (علیه السلام) پیش­گویی کردند: پس از تولد امام جواد (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام) فرمود: فرزندم به ناحق به شهادت می‌رسد. اهل آسمان برای او می گریند و خداوندد متعال بر دشمن او و کسی که بر او ستم روا داشته است، خشم می گیرد و طولی نمی کشد که او را به عذاب دردناکی مبتلا می‌کند.[۳]

امام جواد

کیفیت شهادت امام جواد (علیه السلام)

در بارۀ این که امام محمّد تقی (علیه السلام) به چه نحوی به شهادت رسیدند، اقوال مختلفی وجود دارد که در این­جا به دو قول مشهور اشاره می شود:

الف: معتصم خلیفۀ ستم­گر عباسی برادر مأمون و عموی ام فضل دختر مأمون، پیوسته نقشه هایی را برای به شهادت رساندن امام جواد (علیه السلام) اجرا می کرد و در این زمینه با ام فضل نیز همدست و همداستان شده بود که امام جواد (علیه السلام) را مسموم کند؛ زیرا معتصم می دانست که ام فضل از آن حضرت منحرفف شده است و به شدت علیه امام (علیه السلام) موضع گرفته است. بر این اساس ام فضل نیز در خواست معتصم را پاسخ مثبت داد و سمیّ را در انگور جا سازی کرد و در پیش روی آن حضرت نهاد و همین که امام جواد (علیه السلام) از آن انگور خورد، ام فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد حضرت فرمود: گریه ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن­چنان تو را به دردی در ناحیه رحم دچار سازد که جبران پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که قابل کتمان نباشد. بر اثر همین نفرین ام فضل بیمار شد و از دنیا رفت.[۴]

ب: ابن ابی دؤاد، یکی از قاضیان معروف زمان معتصم، می‌گوید:

امام نهم (علیه السلام) در مجلسی با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر خدا برای معتصم ثابت کرد که حد دزدی، قطع انگشتان دست است. سپس انگشتان شخصی که اعتراف به دزدی کرده بود، طبق حکم امام جواد (علیه السلام) و به فرمان معتصم قطع شد.

سه روز پس از این ماجرا نزد معتصم رفتم و گفتم:« خیر خواهی برای امیر المؤمنین امری واجب است.» بعد به او گفتم در مجلسی که همه فقها و دانشمندان، وزیران، نویسندگان و فرماندهان جمع شده اند و اخبار آن به گوش مردم می رسد، صلاح نیست خلیفه همه نظرها را رد کند و نظر فردی را که فقط عده‌ای از مردم معتقد به امامتش هستند، بپذیرد. معتصم از شنیدن این حرف رنگ به رنگ شد و تازه فهمید چه اشتباهی کرده. فردای آن روز به یکی از وزیرانش دستور داد امام جواد (علیه السلام) را به منزل خودش دعوت کند و به او غذای زهرآلود بدهد. امام جواد (علیه السلام) به او فرمود: « می‌دانید که من در مجالس شما حاضر نمی‌شوم».

وزیر گفت:«من فقط شما را دعوت کرده‌ام. دوست دارم پا روی چشم من بگذارید و داخل خانه من بشوید. این را مایه برکت خانه‌ام می دانم». امام جواد (علیه السلام) با اصرار صاحبخانه و بدون تمایل قلبی، دعوتش را پذیرفت.

امام وقتی وارد منزل او شد و قدری از غذایش را تناول فرمود، احساس مسمومیت کرد. مرکب سواری خود را طلب کرد و در پاسخ صاحبخانه که گفت« تشریف داشته باشید»، فرمود:« از خانه‌ات خارج شوم، برای خودت بهتر است.»

پس از آن شب، امام جواد (علیه السلام) پیوسته در حال بیماری و تهوع به سر می‌برد تا از دنیا رحلت فرمود.[۵]

 مرقد امام جواد (ع)

آن حضرت (علیه السّلام)در قبرستان قریش در بغداد (کاظمین) در کنار قبر جدش، موسى بن جعفر (علیهما السّلام) به خاک سپرده شد.[۶]

==========================

منابع:

[۱]. شیخ مفید، الإرشاد، ج‏۲، ص۲۷۳، ناشر کنگرۀ شیخ مفید، چاپ اول، قم، ۱۴۱۳ق؛ 

[۲]. نیشابوری، فتال، روضه الواعظین، ج۱، ص۲۴۳، انتشارات رضی، چاپ اول، قم، بی تا.

[۳]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۵٫

[۴]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۶٫

[۵]. بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۶٫

[۶]. اصول کافی، ج۱، ص ۴۹۲؛ شیخ مفید، الارشاد، ص ۳۱۶؛ طبرسى، أعلام الوری، ص ۳۴۴٫

امام جواد  , هشت سالگی,  کودکی امام جواد,دیباجی اصفهانی,مقالات دینی,ماجرای شهادت امام جواد,ماجرای شهادت امام نهم,ماجرای شهادت ,ماجرای شهادت امام جوادالائمه,داستان شهادت امام جواد, شهادت امام جواد,شهادت امام نهم,امام محمد تقی,پسر امام رضا,زندگی نامه امام جواد ,کیفیت شهادت امام جواد ,جوادالائمه , کودک امام,  امامت  , امامت امام جواد ,دیباجی, دروس خارج ,ساعت درس خارج۹۴ ,ساعت درس پایه ۹ ,دروس حوزه علمیه قم ,استاد دیباجی ,آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, درس خارج آیت الله دیباجی 

بازدیدها: ۱۰۵

نوشته ماجرای شهادت امام جواد (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0