دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

مظلوم ری از دیدگاه علما

161629_583

عبدالعظیم معروف به سید الکریم بن فرزند عبدالله بن على بن حسن بن زید بن حسن (ع) بن على بن ابی طالب (ع) است. ریشه خانوادگى او، با چهار واسطه به امام حسن (ع) و با پنج واسطه به على (ع) می رسد.

ملا باقر مازندرانى، سلسله نسب آن حضرت را بدین صورت به نظم در آورده است:

لیس بینه و بین المجتبى                                  غیر عینین و حاء، ثم زاى

یعنى، میان عبدالعظیم و امام حسن مجتبى (ع)، بیش از دو عین و یک حاء و یک زاء، فاصله نیست. منظور از دو  عین، عبدالله پدر او و عین دوم على بن حسن جد او است، و منظور از حاء، حرف اول حسن بن زید، جد دوم، و منظور از زاء، حرف اول زید بن حسن، جد سوم حضرت عبدالعظیم (ع) است.

در بعضی از منابع نیز چنین آمده است: وقتى حضرت عبدالعظیم (ع) را براى غسل برهنه مى کردند، در جیب او ورقه اى کشف شد، که روى آن نوشته بود: من، ابوالقاسم بن عبدالله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابی طالب هستم. لقب آن حضرت، سیدالکریم و کنیه ایشان، ابوالقاسم است.[۱]

در مورد تاریخ ولادت و مدت عمر آن حضرت باید گفت: با توجه به این­که شهادت امام موسى جعفر (ع) در سال ۱۸۳ هجرى اتفاق افتاده، حضرت عبدالعظیم هنگام شهادت آن امام بزرگوار، ده ساله بوده و تا این مقدار حیات امام هفتم را درک کرده است بنابر این آن حضرت در سال ۱۷۳ متولد شده است. با توجه به این­که امام هادى (ع)، در سال ۲۵۴ به شهادت رسیده است، وفات یا شهادت وی که در سال ۲۵۲ هجرى اتفاق افتاده، دو سال قبل از شهادت امام دهم (ع)، در شهر رى به وقوع پیوسته است. بر این اساس، ایشان، ۷۹ سال عمر کرده است.[۲]

در این گفتار مختصر اشاره کوتاهی به دیدگاه برخی از علما و بزرگان نسبت به شخصیت حضرت عبدالعظیم (ع) می شود:

۱- صاحب بن عباد، دانشمند بزرگ اسلامى قرن چهارم هجرى، درباره شخصیت اعتقادى، اخلاقى و علمى حضرت عبدالعظیم (ع) می نویسد: عبدالعظیم حسنى (ع) مردى دیندار و پرهیزگار و اهل عبادت بود، در امانتدارى و صداقت گفتار، شهرت داشت، در مسائل و معارف دین، آگاه و دانشمند بود، به توحید و عدل خداوند اعتقاد راسخ داشته و از طریق این شخصیت، اخبار و احادیث فراوانى نقل شده است.[۳]

۲- احمد بن خالد برقى محدث بزرگ و نویسنده کتاب معروف محاسن، حضرت عبدالعظیم (ع) را به عنوان یک راوى عالى رتبه حدیث، معرفى کرده و درباره وى می نویسد: نحوه دیندارى و صداقت و امانت او، درباره بیان اخبار و نقل احادیث دینى، مورد رضایت و اطمینان است.[۴]

۳- شیخ صدوق مشهور به رئیس المحدثین، متوفاى ۳۸۱ هجرى، که از فقهاى بزرگ شیعه است، در کتاب روزه، درباره روزه روزى که، مشکوک میان آخر شعبان و اول ماه رمضان است، حدیثى نقل می کند و بعد مى گوید: این حدیث را من غیر از طریق عبدالعظیم حسنى (ع) که در قبرستان شجره رى مدفون است، از طریق دیگرى نیافتم، او کسی است که رضایت خدا را به خودش جلب کرده بود؛ یعنی خدا از او راضی بود.[۵]

۴- مرحوم حاج میرزا حسین نورى، استاد شیخ عباس قمى و نویسنده کتاب عظیم و معروف مستدرک الوسائل، درباره ایشان می نویسد: حضرت عبدالعظیم (ع)، از سادات بزرگوار و از بزرگان سادات است.[۶]

مطالب و تمجیدات ارزشمندى را که به عنوان نمونه، در باب وثاقت و عظمت اىشان در بالا بیان شد، عالمان بزرگوار دیگرى؛ مانند: محمد بن على اردبیلى در کتاب جامع الروات، ج ۱، ص ۴۶۱ و ۴۶۰؛ ابو على در کتاب رجال خود؛ میرداماد در کتاب الرواشح السماویه؛ محمد بن قولویه در کتاب کامل الزیارات، ص ۳۰۷ و ۳۲۴؛ و شیخ عباس قمی در منتهى الامال، ج ۱، ص ۱۷۹، و ج ۲، ص ۲۶۳، و مفاتیح الجنان، ص ۵۶۵؛  علامه مجلسى در هدیه الزائرین، ص ۵۴۶، آورده اند و به بلندى مقام و عظمت شأن عبدالعظیم حسنى (ع)، اذعان و اعتراف کرده اند و او را امام­زاده واجب التعظیم دانسته اند.

=========================

[۱]. تهرانی، شیخ آغا بزرگ، الذریعه الى تصانیف الشیعه ج ۵،ص ۵۲٫

[۲]. همان، ج ۷، ص ۱۶۹؛ نجاشى، رجال، ص ۱۴۷

[۳]. نوری، حسین، مستدرک الوسائل ، ج ۳، ص ۶۱۳؛ سفینه البحار، ج ۲، ص ۱۲۱٫

[۴]. عقاب الاعمال، ص ۹۲٫

[۵]. مستدرک الوسائل ، ج ۳،ص ۶۱۳٫

[۶]. همان، ج ۳،ص ۶۱۳٫

منبع : اسلام کوییست

مظلوم ری از دیدگاه علما ,عبدالعظیم حسنی از دیدگاه علما ,مظلوم ری ,شاه عبدالعظیم, عبدالعظیم حسنی ,زندگی نامه عبدالعظیم حسنی

بازدیدها: ۳۲

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

یادداشتی بر هشتم شوّال سالروز تخریب قبور اهلبیت (علیهم السلام) در بقیع

آن چه در پی می آید نوشتاری است از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به مناسبت هشتم شوال المکرّم سالروز تخریب قبور ائمّه اطهار علیهم السلام در بقیع:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
* یادآور روزهای بزرگ
بقیع، عنوان بقعه‌ای از بقاع مدینه طیّبه است که حافظ آثار بخش‌های مهمّی از تاریخ صدر اسلام است و در طول چهارده قرن و اندی که از هجرت می‌گذرد، همواره یادآور روزهای بزرگی است که هرکدام در معرّفی اسلام و رسالت الهی حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله از اسناد مهمّ تاریخ است.
پاسداری از این آثار و حفاظت از آنها، پاسداری از مبانی دعوت به توحید و قرآن کریم است.
این آثار و سایر آثار تاریخی که در حرمین شریفین قرار دارد، همواره بین مسلمانان، با عظمت و قداست و مورد احترام بوده و هست و مردم، سیره‌ی پیغمبر، مجاهدات پیغمبر، غزوات پیغمبر، اهل‌بیت پیغمبر و اصحاب پیغمبر صلّی الله علیه و آله را در آنها می‌دیدند و از اعتبار بالا و بی‌مانندی برخوردار است.
HM-2013627824555360811406898461.0565
* تاریخ اسلام در حرمین شریفین
هر نقطه‌ی این دو حرم، بینش‌افزا و ایمان‌پرور است. وجود پیامبر اسلام و حواشی و اطراف وجود آن حضرت، خاندان بزرگوارش، عبدالمطّلب جدّ آن حضرت، ابوطالب عموی ایشان، فاطمه بنت اسد همسر محترم ابوطالب ـ که به منزله مادر برای ایشان بود ـ همسرانش در مدینه و همسر یگانه‌اش خدیجه، سبط اکبرشان و نوادگان عالیقدر و حمزه عموی بزرگوار دیگرشان، بخش بسیار مهمّی از تاریخ اسلام است.
هم‌چنین غزوه‌ی اُحد و بدر و مقامات و مساجدی، مانند مولد آن حضرت، کوه تاریخی حرا و غار شریف آن ـ مرکز بعثت آن بزرگوار به سوی خلق و آغاز دعوت ـ و نیز خانه‌ی امّ‌ هانی ـ جایگاه شروع معراج ـ و ده‌ها مکان مقدّس دیگر، همه تاریخ این دین حنیف را معرّفی می‌کند، و حرمین شریفین علاوه بر کعبه‌ی معظّمه و مسجد النّبی، نیز به اعتبار این اماکن تاریخی و محترم، دارای عالی‌ترین هویّت است.
قرآن مجید، «بیت» را به وجود آیات بیّنات و مقام ابراهیم، معزّز و مکرّم معرّفی نموده و«مقام ابراهیم علیه‌السّلام» به این نسبت مورد احترام است.
* لزوم بزرگداشت مقامات پیامبر در حرمین شریفین
حرمین شریفین، بقعه‌هایی دارد که بسیاری از آن‌ها منسوب به خاتم‌الانبیاء حضرت محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم است. سزاوار است که مقامات جلیله و کریمه‌ای که همه مضاف به نام آن حضرت است، به مرور اعصار باقی بماند و مقامات ایشان در مکّه و در مدینه، همچون مقام ابراهیم باید معروف و مشهور باشد.
همان‌گونه که نام ابراهیم، پیام‌آور بزرگ توحید به آن مقام جاودانگی دارد؛ نام محمّد و رسالت او به توحید و مقامات او در حرمین شریفین باید جاودان بماند و خواهد ماند.
همان‌طور که تخریب مقام ابراهیم و جلوگیری از عبادت خدا و نماز در آن به عنوان شرک‌گرایی جایز نیست؛ منع از تعظیم و تکریم مقامات محمّدی ـ که هر کدام جلوه‌ی مقام ابراهیمی است ـ به این عناوین جایز نیست.
مکان‌های مقدّس مکّه و مدینه اگرچه به نام دیگران هم باشد، همه نام و جایگاه پیامبر اسلام و شعاع نام آن حضرت است. همه مکمّل دعوت به توحید و تاریخ دین توحید و عقیده به توحید و پیام توحید و اعزاز کلمه‌ی توحید است. اگر ابراهیم به این مقام واحد یاد می‌شود؛ محمّد صلّی الله علیه و آله به همه‌ی این مقامات متعدّد یاد می‌شود که همه جاودانگی دارد.
* هدف اصلی از تخریب بقیع
امّا افسوس که بیشتر این مشاهد و مقامات را تخریب نمودند. خسارات بزرگی به تاریخ اسلام به واسطه‌ی از بین‌بردن این اسناد تاریخی وارد شد که جبران‌پذیر نیست، و پشتوانه‌های تاریخی دین مبین را ویران نمود.
هدف شوم دشمنان در این اهانت بزرگ و در این سیاست، از بین‌بردن پشتوانه‌های تاریخ اسلام و اسناد و آثار خارجی و عینی تاریخ بود؛ آثار و ابنیه و مقامات و مشاهدی که تا دنیا برقرار است باید محفوظ بماند و در پاسداری از حریم و حرمت آنها، کمال اهتمام مبذول شود، متأسّفانه این مشاهد مقدّسه را منهدم نمودند.
در دنیای کنونی که دولت‌ها و مردم به حفظ سوابق فرهنگی و مواریث افتخارآمیز خود اهتمام دارند، این مواریث عزیز منهدم گردید و یا نام آنها را عوض نمودند.
هیچ امّت و هیچ فرد آگاهی، تاریخِ خود را این‌گونه ضایع نمی‌سازد. هیچ تاریخ مکتوبی نمی‌تواند جایگزین این آثار باشد. هر ملّت دیگری اگر در حدّ یکی از این آثار و کمتر و کمتر هم داشت، حفاظت آن را سرلوحه سیاست خود قرار می‌داد. تخریب این مشاهد و به فراموشی‌سپردن حتی قبه الخضراء، یکی از مقاصد مهمّ سیاست‌های اسلام‌ستیزی دشمنان بود.
چه نقشه‌‌ی پر خسارتی بود که به توطئه‌ی استعمار و به دست گروهی جاهل اجرا شد؛ إنا لله و انا الیه راجعون
* لزوم بزرگداشت هشتم شوّال
روز هشتم شوّال، روزی است که ویران‌گری‌های این گروه از بقیع شروع شد و مراقد مطهّر و نورانی اهل‌البیت علیهم السّلام را تخریب نمودند و به هویّت اسلام عزیز تاختند. لذا لازم است که همه‌ی مسلمانان، اعمّ از شیعه و سنّی و مذاهب مختلف، در این روز، جنایات آنان را محکوم نمایند و همه با هم تجدید بنای این مشاهد عزیز و احیای سوابق درخشان اسلام را مطالبه نمایند.
باید این واقعه‌ی دلخراش را همه ساله مسلمانان روز عزا و مصیبت اعلام کنند و آن را محکوم نمایند. باید تا وقت نگذشته، این آثار نوسازی شود، مخصوصاً مشاهد و مقاماتی، مثل محلّ ولادت نبی اکرم در مکّه مکرّمه و مدفن جدّ بزرگوار و عموی عالی‌مقام و همسر فداکار آن حضرت و محلهّ بنی‌هاشم بازسازی شود.
و در مدینه منوّره، أحد، مشهد حضرت حمزه و سایر شهداء و بقیع مظلوم باید احیاء شود؛ مخصوصاً مقام و حرم ائمه طاهرین؛ حضرت امام حسن مجتبی و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام ‌جعفر‌صادق علیهم‌السلام؛ این مفاخر بی‌نظیر عالم اسلامیت و بشریت تجدید شود. خانه امام جعفر صادق علیه السلام که از همان خانه‌های مذکوره در قرآن مجید است به حال اوّل باز گردد.
خصوصاً شیعیان برای به یادماندن این اسناد تاریخ و این اهانتی را که در حرمین شریفین به اهل بیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شده و هنوز هم ادامه دارد، این روز را روز حزن اهل بیت علیهم‌السلام و روز مصیبت و حمله و هجوم به تاریخ اسلام دانسته و با اجتماعات با شکوه و اقامه مجالس عزاداری و عرض تسلیت به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواح العالمین له الفداء، این جنایتی را که علیه اسلام و قرآن و شخص پیغمبر اکرم و اهل بیت آن حضرت بوده، محکوم کنند و فراموش ننمایند که این جنایت، فراموش‌شدنی نیست. «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره ولو کره الکافرون»
 هشتم شوّال , تخریب قبور اهلبیت ,  بقیع, تخریب بقیع, دیباجی,آیت الله دیباجی,سایت دیباجی,مقالات مذهبی ,ماجرای تخریب بقیع,تاریخ بقیع,

بازدیدها: ۴۱

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سیری بر زندگینامه امّ المؤمنین مادر مهربان خدیجه کبری (سلام الله علیها)

حضرت خدیجه (س) همسر پیامبر (ص)، اولین بانویی است که به پیام آسمانی اش پاسخ مثبت داد و در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله با همه توانی که داشت در مقابل مشرکان ایستاد و مقاومت کرد. ثروت سرشار خود را برای پیشرفت اسلام در طبق اخلاص گذاشت. وی در سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب (ع) درگذشت.

زندگینامه حضرت خدیجه (س)

پدر او خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است. تولّد حضرت خدیجه علیها السلام سال ۶۸ پیش از هجرت است. ازدواج مبارک خدیجه با وجود مبارک و نازنین حضرت محمّد صلی  الله  علیه  و  آله  و سلم هنگامی بود که ۲۵ سال از عمر شریف پیامبر صلی  الله  علیه  و آله  و سلم و چهل سال از عمر حضرت خدیجه علیها السلام می  گذشت. او از لحاظ نسب از همه زنان پیغمبر صلی  الله  علیه  و  آله  و سلم به پیغمبر نزدیک تر است . او در ماه رمضان سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب علیه السلام درگذشت. پیغمبر او را در «حجون» دفن کرد و خود او را در قبر گذاشت . (۱)

Q9K5g

فرزندان حضرت خدیجه (س)

در تعداد فرزندان حضرت خدیجه (س)، میان مورخان اختلاف است. به گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه، شش فرزند بود. ۱- هاشم ۲- عبدالله به این دو «طاهر» و« طیب »می گفتند. ۳- رقیه ۴- زینب ۵- ام کلثوم ۶- فاطمه

رقیه بزرگترین دخترانش بود و زینب، ام کلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیه قرار داشتند. پسران خدیجه پیش از بعثت پیامبر (ص)، بدرود زندگی گفتند. ولی دخترانش، نبوت پیامبر (ص) را درک کردند.

گروهی از محققان معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا (ص) پس از بعثت به دنیا آمدند و چند روز پس از پیامبر خدا (ص) به  مدینه هجرت کردند. (۲)

خدیجه در دوران جاهلیت

حضرت خدیجه علیها السلام در دوران جوانی با تشکیل کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت. وی با مدیریت و درایتی قوی و به دور از رسم تاجران زمانه که رباخواری را از اصول ثروت اندوزی قرار داده بودند، به تجارت روی آورده بود .

تاریخ نگاران، بارها از او با عنوان هایی همچون «بانوی دوراندیش و خردمند» یا «بانوی عاقل» ی یاد کرده اند. حضرت خدیجه علیها السلام یکی از ثروتمندترین مکه بود، ولی هرگز از یاری فقیران روی برنگرداند و خانه اش همواره کعبه آمال مردم بینوا و پناه گاه نیازمندان بود. کرم، سخاوت، دوراندیشی، درایت، عفت و پاک دامنی، از وی بانویی پرهیزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب «بانوی بانوان قریش» که در آن زمان به وی داده شد، نشان دهنده جایگاه او در میان مردم است. (۳)

نخستین بانوی مسلمان

حضرت خدیجه علیها السلام نخستین زنی بود که به پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی علیه السلام با پیامبر به نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ نویسان از یکی از همسران پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که می گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد می کرد و اگر گوسفندی می کشت، به سراغ دوستان خدیجه می رفت و سهمی برای آنها می فرستاد. روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی که خانه را ترک می کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرأت گفتم: «وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است!» گفتار من چنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد. در این هنگام رو به من کرد و فرمود: ابدا چنین نیست!… هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می بردند. او ثروت خود را در سخت ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد.» (۴)

خصوصیات حضرت خدیجه (س)

خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار می رود. او اولین زنی بود که به اسلام گروید؛ چنانکه علی بن ابی طالب (ع) اولین مردی بود که اسلام آورد. اولین زنی که نماز خواند، خدیجه بود. او انسانی روشن بین و دور اندیش بود. با گذشت، علاقه مند به معنویات، وزین و با وقار، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به اخبار آسمانی بود. همین شرافت برای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت.

خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» می گفتند. از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العاده ای داشت و مهم تر اینکه حتی قبل از اسلام وی را «طاهره » و «مبارکه » و «سیده زنان » می خواندند.

جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) می کشید و همیشه از ورقه بن نوفل و دیگر علما جویای نشانه های نبوت می شد. اشعار فصیح و پر معنای وی در شان پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت می کند.

نمونه ای از اشعار خدیجه (س) در باره پیامبراکرم (ص) چنین است:

فلو اننی امسیت فی کل نعمه       و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره

فما سویت عندی جناح بعوضه       اذا لم یکن عینی لعینک ناظره

اگر تمام نعمت های دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها و پادشاهان را داشته باشم، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشم به چشم تو نیافتند.

دیگر خصوصیت خدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود.

البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه چنان زیاد است که قلم از بیان آن ناتوان است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم.

چه می توان گفت در شأن کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسول  خدا (ص) بود؟ در تاریخ می خوانیم: حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت های ایشان محزون و آزرده می شدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی کرد مگر یاد خدیجه؛ و هرگاه خدیجه را می دید مسرور می شد.

ذهبی می گوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است؛ او از جمله زنان کامل، عاقل، والا، پای بند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشت بود. پیامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا می گفت و بر سایر امهات مومنین ترجیح می داد و از او بسیار تجلیل می کرد. به حدی که عایشه می گفت: بر هیچ یک از زنان پیامبر (ص) به اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر (ص) بسیار او را یاد کرد.    (۵)

خدمات حضرت خدیجه به اسلام

حضرت خدیجه علیها السلام در ۲۴ سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام (ص)، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت های مالی، روحی، عاطفی از حضرت محمد صلی الله علیه و آله، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیها السلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود.»

حضرت خدیجه علیها السلام، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می آمد، خدیجه او را دلداری می داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می زدود . (۶)

آخرین مال

اموال حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان (ع) در سفر هجرت به مدینه صرف شد .

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله سه شبانه روز در غار ثور ماند، امیر مؤمنان (ع) نیز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن جا حضرت به علی علیه السلام فرمود: امانت های زیادی نزد من است، به بالای ابطح (تپه ای در مکه) برو و صبح و شب با صدای بلند بگو: هر کسی نزد محمد امانت و یا ودیعه ای دارد بیاید و تحویل بگیرد. یا علی! بعد از این با هیچ حادثه ای ناگوار مواجه نخواهی شد تا این که نزد من برسی. امانت های مردم را آشکارا تحویل بده. ای علی! تو را سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما .

از آخرین باقی مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت ها، دیگر درنگ نکن… .

ابوعبیده (نوه عمار یاسر) می گوید: فرزند ابی رافع این مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسیدم: مگر رسول خدا (ص) مال و ثروتی قابل توجه داشت که دو شتر برای سفر خودش خرید و به امیر مؤمنان (ع) هم سفارش کرد زاد و توشه دیگر مهاجران را تهیه کند؟

ابی رافع پاسخ داد: پدرم گفت : پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود. ابی رافع افزود: پدرم گفت: از آخرین موارد مصرف اموال خدیجه خرید زاد و توشه برای مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدینه هجرت کنند.

سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن ها هم قافله ای بود که امیر المؤمنین (ع) آن را سرپرستی کرد. (۷)

منزلت حضرت خدیجه نزد پیامبر (ص)

پیامبر پس از خدیجه تا آخر عمر خدیجه را فراموش نکرد و هر از چند گاهی از او تقدیر و تمجید می کرد. عایشه گفته است: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بیرون نمی رفت مگر این که به نوعی از خدیجه یاد می کرد و از وی به نیکی ستایش می نمود. روزی او را به یاد آورد. رشک و حسد وجودم را فرا گرفت. گفتم آیا او بیش از یک پیرزن بود؟ خداوند زن بهتری به تو عطا فرموده است. پیغمبر خشمگین شد. آنگاه فرمود: سوگند به خدا، پروردگار بهتر از او را به من نداد. او به من ایمان آورد در هنگامی که مردمان به من کفر می ورزیدند؛ و از او به من فرزندانی عطا کرد در حالی که مرا از فرزندانِ دیگر زنان محروم نمود. عایشه گفت: با خود گفتم دیگر هرگز خدیجه را به بدی یاد نخواهم کرد. (۸)

سخنان دانشمندان درباره خدیجه (س)

زبیر بن بکّار گفته است: خدیجه، در عصر جاهلیّت «طاهره» خوانده می شد.

هشام بن محمّد: رسول خدا (ص) خدیجه را دوست داشت و به او احترام می گذارد و در بعضی کارها با او مشورت می کرد. او وزیر صدق و راستی بود و نخستین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر تا وقتی که خدیجه زنده بود، هرگز همسر دیگری برنگزید. تمام فرزندانش بجز ابراهیم از خدیجه بودند .

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است:

سمیّه قرّاعه گفته است: تاریخ در مقابل عظمت حضرت خدیجه سر فرود می آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته می ایستد. (۹)

مقام حضرت خدیجه (س) در بهشت

از فضیلت های حضرت خدیجه علیها السلام، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می داد و می فرمود: «در بهشت، خانه ای داری که در آن رنج و سختی نمی بینی.» امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی تابی می کرد و گرد پدرش می گشت و سراغ مادر را از او می گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی تابی می کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و فرمود: «به فاطمه (س) سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه (س) این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی تابی نکرد. (۱۰)

وصیت حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد. پیغمبر (ص) به عیادت وی رفت و فرمود: ای خدیجه، اما علمت ان الله قد زوجنی معک فی الجنه: آیا می دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است!؟

آنگاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد؛ او را وعده بهشت داد ودرجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود.

چون بیماری خدیجه شدت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم: من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن.

پیامبر (ص) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی.

عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید؛ و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد. چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر اوفریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده ای داشته باشد.

اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر (ص) عرض کرد. پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه فرستاد و او بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه، پیامبراکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم. (۱۱)

بارگاه حضرت خدیجه (س) قبل از تخریب در سال 1344 قمری  بارگاه حضرت خدیجه (س) هم اکنون
بارگاه حضرت خدیجه (س) قبل از تخریب در سال ۱۳۴۴ قمری                بارگاه حضرت خدیجه (س) هم اکنون

وفات حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه (س) در سن ۶۵ سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصا خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه  ای که جبرئیل  از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. رسول  خدا (ص) شخصا درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت. او بر خدیجه اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون » واقع است.

رحلت  خدیجه برای پیغمبر (ص) مصیبتی بزرگ بود؛ زیرا خدیجه  یاور پیغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد (ص) احترام می گذاشتند و از آزار وی خودداری می کردند. (۱۲)

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

  زندگینامه امّ المؤمنین, مادر مهربان ,خدیجه کبری  ,  زندگینامه  خدیجه, حضرت خدیجه, خصوصیات حضرت خدیجه, مقاله حضرت خدیجه, مقالات, دیباجی, سایت دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی 

بازدیدها: ۵۸

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

چه کسانی در ماه رمضان به ثواب می رسند؟

در روایات ثواب ها و نتایج فراوانی برای کسی که در ماه رمضان روزه گرفته و اعمال آن را انجام دهد ذکر شده، تا آنجا که در خطبه شعبانیه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) حتی برای کسانی که تنها روزه می گیرند ثواب های بیشماری ذکر کرده است.

098-ramadhan-1432

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در این خطبه می فرماید:«  أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَهٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ؛فسهاى شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت. اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهاى شما مستجاب است.»[۱]

یا آنکه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) درباره ثواب خواندن قرآن در این ماه می فرماید:« من تلا فیه آیه من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور؛اگر کسى در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسى است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.»[۲]

از این قسم روایات در مورد انجام اعمال در ماه رمضان در منابع ما به وفور یافت می شود، اما باید دید در این ماه، که ماه مهمانی خداوند خوانده شده مهمانان باید چه کاری انجام دهند که بتوانند از همه آنچه میزبان برای آنها آماده کرده استفاده کنند و به عبارتی دست خالی از مهمانی خداوند خارج نشوند.

برای پاسخ به این سوال باید در لابه لای روایات اهل بیت(علیهم السلام) آداب حضور در مهمانی خداوند را جستجو کنیم و از کلام نورانی آنها توشه ای برای این ماه برگیریم.

پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) خطاب به جابر می فرماید:« ای جابر! در ماه رمضان، هر کسی، روز آن را روزه بدارد و جزئی از شبش را به عبادت بپردازد، و شکم و شرمگاه خویش را، پاک نگه دارد، و زبانش را حفظ کند، همان طوری که از این ماه، خارج می شود از گناهان خویش خارج می شود. جابر عرض کرد: ای رسول خدا! این حدیث، چه زیباست! رسول خدا فرمود: و رعایت شروط آن، چه سخت است!»[۳]

 در حدیث دیگری می خوانیم: «رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مطلع شد زنی با زبان روزه، به خدمتکار خود، دشنام داده است، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را دعوت کرد و غذائی پیش او گذاشت، آن زن گفت: من روزه هستم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: چگونه روزه هستی که کنیزت را دشنام می دهی؟ روزه فقط خودداری از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه خداوند آن را علاوه بر این دو، مانع کارها و سخنان زشت که روزه را بی اثر می کند، قرار داده است، وه که چه اندک هستند روزه داران و چه بسیارند کسانی که گرسنگی می کشند.» [۴]

در کلام نورانی دیگری رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید:« الصَّائِمُ فِی عِبَادَهٍ وَ إِنْ کَانَ نَائِماً عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ یَغْتَبْ مُسْلِما؛ روزه‏دار تا هنگامى که از مسلمانى غیبت نکند، در حال عبادت است، هر چند در بستر خود خوابیده‏ باشد.»[۵]

امام سجاد(ع) در دعای خود، هنگام حلول ماه مبارک رمضان، این گونه مناجات می کند:

 «به وسیله روزه این ماه، یاریمان ده؛ تا اندام خود را، از معاصی تو، نگه داریم و آن ها را به اعمالی واداریم که خشنودی تو را فراهم می آورد، تا با گوش هایمان، سخنان بیهوده نشنویم و با چشمانمان به دیدن چیزهای لهو نشتابیم و دستانمان را به سوی حرام، نگشاییم و با پاهایمان به سوی آنچه منع شده، ره نسپاریم و با شکم هایمان، جز آنچه را، تو حلال کرده ای، در خود جای ندهیم و زبان هایمان، جز به آنچه، تو خبر داده ای و بیان فرموده ای، گویا نشود، و رنج نکشیم، جز برای آنچه به پاداش تو، نزدیک می کند و به جا نیاوریم، مگر چیزی را که از کیفر تو، نگه می دارد.» [۶]

آنچه از مجموع احادیث و روایات درباره ماه رمضان به دست می آید، این است که انسان روزه دار برای بهره مند شدن از غفران و رحمت خداوند و استفاده بهتر از ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان، علاوه بر خودداری و امساک از خوردن و آشامیدن و دوری از اموری که روزه را باطل می کند، امور دیگری را نیز باید رعایت نماید، تا بتواند در زمره روزه داران واقعی ماه مبارک رمضان قرار گیرد؛ چشم، گوش، زبان، دست و پا و سایر اعضای خود را از ارتکاب به گناه حفظ کند و در چارچوب موازین شرعی، از نعمت های بزرگ خدا استفاده کند.

پی نوشت

۱.وسائل ‏الشیعه، ج۱۰، ص۳۱۴
۲.شیخ صدوق، امالى، ص ۹۳
۳.الکافی، اسلامیه،ج۴،ص۸۷
۴.همان
۵.شیخ مفید، اختصاص، ص۲۳۴
۶.صحیفه سجادیه، دعای ۴۴

 ماه رمضان ,ثواب, رمضان , ثواب رمضان,آیت الله دیباجی ,دیباجی اصفهانی,مقالات,مقاله,مقاله ماه رمضان,مقالات دیباجی,سید محمد تقی دیباجی,سید دیباجی,دانلود,دیباجی,اعمال رمضان ,جز قرآن ,دانلود جز ۴ قرآن, رمضان در ایران, ثواب اعمال

بازدیدها: ۲۲

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

آمادگی برای مهمانی خدا در ماه شعبان

توبه در ماه شعبان، پیش از فرا رسیدن ماه رمضان 

عیون أخبار الرضا علیه‏السلام عن عبدالسلام بن صالح الهرویّ: دَخَلتُ عَلى أبِی الحَسَنِ عَلِیِ بنِ موسَى الرِّضا علیه‏السلام فی آخِرِ جُمُعَهٍ مِن شَعبانَ، فَقالَ لی: «یا أبَا الصَّلتِ، إنَّ شَعبانَ قَد مَضى أکثَرُهُ، و هذا آخِرُ جُمُعَهٍ مِنهُ، فَتَدارَک فیما بَقِیَ مِنهُ تَقصیرَکَ فیما مَضى مِنهُ، و عَلَیکَ بِالإِقبالِ عَلى ما یَعنیکَ و تَرکِ ما لا یَعنیکَ، و أکثِر مِنَ الدُّعاءِ وَالاِستِغفارِ و تِلاوَهِ القُرآنِ، و تُب إلَى الله‏ِ مِن ذُنوبِکَ … . (۱)

عیون أخبار الرضا علیه‏السلام به نقل از عبد السلام بن صالح هروى ـ نقل می‌کند در آخرین جمعه ماه شعبان، خدمت امام رضا علیه‏السلام رسیدم. به من فرمود:

«اى ابوصَلْت! بیشترِ شعبان گذشته است و این، آخرین جمعه از آن است. پس در آنچه از آن مانده، کوتاهى‏هایت را در آنچه گذشته است، جبران کن. به کارى روى آور که برایت مفید باشد و آنچه را بیهوده است و به تو مربوط نیست، وا گذار .

زیاد دعا و استغفار و تلاوت قرآن داشته باش و از گناهانت به درگاه خدا توبه کن، تا در حالى ماه خدا سوى تو آید که براى خدا خالص شده باشى . هیچ امانتى را بر عهده خویش باقى نگذار، مگر آن که ادا کرده باشى، و هیچ کینه‏اى را در دلت نسبت به مؤمنى نگاه مدار، مگر آن که از دل به در آورده باشى، و هیچ گناهى را که مرتکب مى‏شدى، رها مکن، مگر این که از آن، دست برداشته باشى .

از خدا پروا کن و در نهان و آشکار کارت، بر او توکّل کن؛ «و هر کس بر خدا توکّل کند، او برایش بس است . خداوند، فرمان خویش را پیش خواهد برد. به یقین، خداوند براى هر چیزى اندازه‏اى قرار داده است.»

و در باقى‏مانده این ماه، زیاد بگو:

“خدایا! اگر ما را در آنچه از شعبان گذشته است، نیامرزیده‏اى، پس ما را در باقیمانده آن ببخشاى!”

همانا خداوند متعال، در این ماه به احترام ماه رمضان، بسیارى را [از آتش] آزاد مى‏کند.»

پوستر ماه شعبان

سه روز روزه در آخر شعبان  

السنن الکبرى عن أنس: قیلَ: یا رَسولَ الله‏ِ، أیُ الصَّومِ أفضَلُ؟ قالَ: «صَومُ شَعبانَ تَعظیما لِرَمَضانَ»(۲)؛ السنن الکبرى ـ به نقل از انس ـ به پیامبر خدا گفتند: کدام روزه برتر است؟ فرمود: «روزه شعبان در بزرگداشتِ رمضان.»

الإمام الصادق علیه‏السلام: مَن صامَ ثَلاثَهَ أیّامٍ مِن آخِرِ شَعبانَ و وَصَلَها بِشَهرِ رَمَضانَ، کَتَبَ الله‏ُ لَهُ صَومَ شَهرَینِ مُتَتابِعَینِ

(۳) ؛ امام صادق علیه‏السلام: هر کس سه روزِ آخر شعبان را روزه بدارد و آنها را به ماه رمضان متّصل کند، خداوند براى او پاداش روزه دو ماه پیاپى را مى‏نویسد.

اصلاح غذا 

خوردن و نوشیدن به هنگام افطار و سحر، جان‏مایه روزه‏دارى است. از این رو، در نظر اسلام، حلال یا حرام بودن خوردنى‏ها و نوشیدنى‏ها، اندازه و نوع آنها و همچنین انگیزه روزه‏داران از خوردن و آشامیدن، در میزان بهره‏ورى از روزه نقشى اساسى دارند و در دستاوردهاى روزه‏دار از برکات این میهمانى، بسیار مؤثّرند.

نخستین شرط بهره‏ورى از روزه، آن است که نیروى تأمین‏کننده و پشتوانه انسان براى روزه گرفتن، حلال باشد. غذاى حرام، نه تنها در بهره‏مندى انسان از آثار و برکات روزه، نقش تخریبى دارد، بلکه آفتى است که همه عبادت‏ها را تهدید مى‏کند، از این رو، از پیامبر خدا روایت شده است:

العِبادَهُ مَعَ أکلِ الحَرامِ کَالبِناءِ عَلَى الرَّملِ(۴)؛ عبادت همراه با حرامخوارى، مثل بنا ساختن بر شنزار است .

بر این اساس، براى روزه‏دار، شناخت غذاهاى حرام، اهمّیتى ویژه دارد. لذا در اینجا روایاتی را جهت توجه بیشتر به این امر متذکر می‌شویم.

– قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: کُلُوا الحَلالَ یَتِمَّ لَکُم صَومُکُم(۵) ؛ غذاى حلال بخورید تا روزه براى شما کامل گردد .

– قال رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: «إنَّ قَوما یَجیؤونَ یَومَ القِیامَهِ و لَهُم مِنَ الحَسَناتِ أمثالُ الجِبالِ، فَیَجعَلُهَا الله‏ُ هَباءً مَنثورا، ثُمَّ یُؤمَرُ بِهِم إلَى النّار.ِ» فَقالَ سَلمانُ: صِفهُم لَنا یا رَسولَ الله‏ِ .

فَقالَ: «أما إنَّهُم قَد کانوا یَصومونَ و یُصَلّونَ، و یَأخُذونَ اُهبَهً مِنَ اللَّیلِ، ولکِنَّهُم کانوا إذا عَرَضَ لَهُم شَیءٌ مِنَ الحَرامِ وَثَبوا عَلَیهِ.» (۶)

امام باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اى ابو حمزه! آنان کسانى هستند که نماز مى‏خواندند و روزه مى‏گرفتند؛ لیکن هر گاه چیزى از حرام به آنان عرضه مى‏شد، مى‏گرفتند و هر گاه چیزى از عطاى امیر مؤمنان علیه‏السلام به آنان داده مى‏شد، رد مى‏کردند.

پیامبر خدا فرمود: «روز قیامت، گروهى مى‏آیند، در حالى که حسناتشان همچون کوه‏هاست. خداوند، همه آنها را نابود و پراکنده مى‏سازد. سپس فرمان مى‏رسد که آنان را به آتش بیفکنید.»

سلمان گفت: اى پیامبر خدا! آنان را براى ما توصیف کن .

فرمود: «آنان، کسانى هستند که روزه گرفته، نماز خوانده و شب‏زنده‏دارى کرده‏اند؛ لیکن هر گاه حرامى بر آنان عرضه مى‏شده، بر آن مى‏شتافتند.»

– عَن ضَمرَهَ بنِ حَبیبٍ عَن اُمِّ عَبدِ الله‏ِ اُختِ شَدّادِ بنِ أوسٍ أنَّها بَعَثَت إلى رَسولِ الله‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بِقَدَحِ لَبَنٍ عِندَ فِطرِهِ و هُوَ صائِمٌ، و ذلِکَ فی طولِ النَّهارِ و شِدَّهِ الحَرِّ، فَرَدَّ إلَیها رَسولُ الله‏ِ  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: «أنّى کانَ لَکِ هذَا اللَّبَنُ؟» قالَت: مِن شاهٍ لی … . (۷)

به نقل از حمزه بن حبیب، درباره اُمّ عبدالله‏ (خواهر شدّاد بن اَوس) وى هنگام افطار ، ظرف شیرى براى پیامبر خدا که روزه بود، فرستاد و این، در روزى بلند با هواى گرم بود.

پیامبر خدا آن را نزد زن برگرداند که: «این شیر را از کجا آورده‏اى؟»

گفت: از گوسفندم (دوشیده‏ام) .

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، فرستاده آن زن را (دوباره) نزد او برگرداند که: «این گوسفند را از کجا آورده‏اى؟»

گفت: از مال خودم خریده‏ام .

پس پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آن را از او گرفت .

چون فردا شد، اُمّ عبدالله‏ نزد پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رفت و گفت: اى پیامبر خدا! شیر را از روى دلسوزى (به خاطر بلندى روز و شدّت گرما) برایتان فرستادم. آنگاه فرستاده مرا برگرداندى!

به او فرمود: «پیامبران، چنین مأمورند. [مأموریم] که جز پاکیزه نخوریم و جز شایسته انجام ندهیم.»

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «آنان، کسانى هستند که روزه گرفته، نماز خوانده و شب‏زنده‏دارى کرده‏اند؛ لیکن هر گاه حرامى بر آنان عرضه مى‏شده، بر آن مى‏شتافتند.»

– قال الإمام الباقر علیه‏السلام ـ لِأَبی حَمزَهَ الثُّمالِیِّ ـ  «یَبعَثُ الله‏ُ یَومَ القِیامَهِ قَوما بَینَ أیدیهِم نورٌ کَالقَباطِیِّ، ثُمَّ یُقالُ لَهُ: کُن هَباءً مَنثورا.»

ثُمَّ قالَ: «أما وَالله‏ِ یا أبا حَمزَهَ، إنَّهُم کانوا لَیَصومونَ و یُصَلّونَ ولکِن کانوا إذا عَرَضَ لَهُم شَیءٌ مِنَ الحَرامِ أخَذوهُ، و إذا عَرَضَ لَهُم شَیءٌ مِن فَضلِ أمیرِالمُؤمِنینَ علیه‏السلام أنکَروهُ.»(۸)

امام باقر علیه‏السلام خطاب به ابو حمزه ثمالى فرمود: روز قیامت، خداوند، گروهى را برمى‏انگیزد که پیشاپیش آنان نورى مثل قَباطى (نوعى جامه مصرى است که سفید و نازک است. گویا به «قبط (مصریان)» منسوب است) است. سپس به آن نور گفته مى‏شود: «نابود و پراکنده شو.»

سپس فرمود: به خدا سوگند اى ابو حمزه! آنان کسانى هستند که نماز مى‏خواندند و روزه مى‏گرفتند؛ لیکن هر گاه چیزى از حرام به آنان عرضه مى‏شد، مى‏گرفتند و هر گاه چیزى از عطاى امیر مؤمنان علیه‏السلام به آنان داده مى‏شد، رد مى‏کردند.  

پی‌نوشت‌ها:

۱- عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: ۲/۵۱/۱۹۸، الإقبال: ۱/۴۲، بحارالأنوار: ۹۷/۷۳/۱۷.

 ۲- السنن الکبرى: ۴/۵۰۳/۸۵۱۷، شُعب الإیمان: ۳/۳۷۷/۳۸۱۹، کنز العمّال: ۸/۵۹۱/۲۴۲۹۲؛ ثواب الأعمال: ۸۶/۱۴، بحار الأنوار: ۹۷/۷۷/۳۵ .

۳- کتاب من لا یحضره الفقیه: ۲/۹۴/۱۸۲۹، الخصال: ۵۸۲/۶، فضائل الأشهر الثلاثه: ۵۳/۳۱، الأمالی للصدوق: ۷۶۸/۱۰۳۸، الإقبال: ۱/۴۳، بحار الأنوار: ۹۷/۷۲ .

۴- عدّه الداعى: ۱۴۱، بحار الأنوار: ۱۰۳/۱۶/۷۳ .

۵- کنز العمّال: ۱۵/۸۴۴/۴۳۳۵۶ .

۶- إرشاد القلوب: ۱۹۱ .

۷- المعجم الکبیر: ۲۵/۱۷۴ /۴۲۸، المستدرک على الصحیحین: ۴/۱۴۰/۷۱۵۹، مسند الشامیّین: ۲/۳۵۶ /۱۴۸۸، اُسد الغابه: ۷/۳۴۸/۷۵۱۵ .

۸- تفسیر القمّی: ۲/۱۱۲، بحار الأنوار: ۷/۱۷۶/۹ و ج ۷۰ / ۲۹۳ / ۳۵.

منبع:

کتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج ۱، ص ۱۸۶، با تصرف .  

 مهمانی خدا   ,ماه شعبان ,اعمال ماه شعبان,اعمال شعبان, اعمال اختصاصی شعبان,اعمال اختصاصی ماه شعبان ,شعبان ,دیباجی ,مقالات ,مقاله علمی, مقاله دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی 

بازدیدها: ۴۵

دسته‌ها
مقالات

سیره علمی امام علی النقی (علیه السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم

امام هادى (ع) در حالى عهده ‏دار امامت شدند که در سنین نوجوانى بود، ولی همچون چشمه جوشان و گوارایى براى جویندگان دانش بود که از همه جاى کشور و مناطقى که آوازه آن حضرت پیچیده بود، خودى و بیگانه به محضر مبارک آن حضرت می آمدند و درباره مسائل دینى و هر مشکلى که داشتند، از ایشان مى‏ پرسیدند. علم آن حضرت، همانند آباء و اجداد گرامی اش، لدنّی بود؛ یعنی بدون تعلیم و تعلّم بشری، مستقیماً از طریق غیب و همچنین از علوم و معارف قرآن و سنت رسول الله (ص) و پدران بزرگوارش دریافت می نمود.

امام هادی

از محمّد بن سعید روایت شده که گفت: عمر بن فرج [۱] بعد از وفات امام جواد (ع) براى رفتن حج به مدینه آمد. جمعیتى از اهل مدینه را که با اهل بیت رسول اللّه (ص) مخالف و معاند بودند، احضار کرد و به آنان گفت: مردى را براى من طلب کنید که اهل علم و ادب و قرآن باشد، دوست‏دار اهل بیت پیغمبر (ص) نباشد؛ تا من او را موکل تعلیم این کودک (امام هادی) (ع) و مراقب او نمایم؛ تا از آمدن شیعیانى که در اطراف او مى‏آیند و از او نگاهدارى می کنند جلوگیرى کند.

مردى را به او معرفى کردند که او را «جنیدى» می گفتند، جنیدى مردى بود که پیش اهل مدینه در فهم، ادب، غضب و دشمنى نسبت به اهل بیت رسول خدا (ص) سابقه‏دار بود. عمر بن فرج او را طلبید، از مال پادشاه (متوکل عباسی)، حقوق سالانه براى او مقرر کرد، مقدمات زندگى او را فراهم نمود و براى او توضیح داد که خلیفه به من دستور داده شخصى مثل تو را برای تربیت این کودک بگمارم.

راوى می گوید: جنیدى در قصر «بصریا» مواظب امام على النقى (ع) بود، همین‏ که شب می شد، درب را مى‏ بست و کلید را با خود نگاه می داشت. امام على النقى (ع) مدتى را به همین حال به سر برد. دست شیعیان از دامن آن حضرت کوتاه شد و شیعه از فضایل و بیانات آن بزرگوار محروم گردید.

محمّد بن سعید می گوید: من جنیدى را در روز جمعه ملاقات نمودم، سلام کردم، گفتم: این کودک هاشمى که تو مراقب او هستى چه می گوید؟ دیدم قول مرا انکار کرد و گفت: چرا می گویى کودک هاشمى و نمی گویى بزرگ هاشمى؟! (پس به من گفت:) تو را به خدا قسم می دهم آیا در مدینه کسى را که از من عالم تر باشد سراغ دارى؟ گفتم: نه، گفت: به خدا قسم من یک قسمت از ادبیات را که گمان می کنم خیلی در آن کار کرده‏ام، براى آن بزرگوار می گویم و آن حضرت همان گفته‏ هاى مرا طورى بر من املاء و تعلیم می کند، که من از بیان او استفاده می نمایم. مردم گمان می کنند که من به آن برگزیده خدا علم و ادب یاد می دهم، به خدا قسم که من از آن حضرت علم مى‏ آموزم.

راوى می گوید: من کلام جنیدى را به نحوى فراموش کردم که گویا سخن او را نشنیده بودم؛ تا این که بعد از آن، دوباره جنیدى را ملاقات کردم، سلام کردم، از حال او پرسش نمودم، سپس گفتم: حال آن جوان هاشمى چگونه است؟ گفت: این حرف را نزن، به خدا قسم که او بهترین اهل زمین و بزرگوارترین خلق خدا است. گاهی پیش می آید که آن حضرت می خواهد داخل شود، من به او می گویم: تنظر حتى تقرأ عشرک، آن بزرگوار می فرماید: کدام یک از سوره‏هاى قرآن را دوست دارى قرائت نمایم؟ من یکى از سوره ‏هاى طولانى قرآن را پیشنهاد می کنم، آن حضرت با سرعت تمام آن سوره را به طورى صحیح می خواند که من صحیح تر از آن را از احدى نشنیده ‏ام، نیکوتر از سرودهاى داود (ع) که در بین مردم ضرب المثل شده است.

راوى می گوید: جنیدى گفت: این کودک پدرش در عراق از دنیا رفته و خودش در مدینه در حال کودکى در بین این کنیزهاى سیاه نشو و نما می کند، این علم را از کجا آموخته؟ راوى گوید: پس از چند شب و روز دیگر که جنیدى را ملاقات کردم، دیدم حق را شناخته و به امامت امام على النقى (ع) قائل شده است.[۲]

سیرۀ علمی امام هادی (ع)، عبارت بود از:

تبیین مکتب اهل بیت (ع) و معارف بلند آن، از طریق پاسخ به سؤالات فقهی و شبهات اعتقادی و احتجاجات و مناظرات با علما و دانشمندان، تربیت شاگردان و یاران فقیه و بصیر در دین و انشاء دعاها و زیارات؛ مانند زیارت جامعۀ کبیره و… .

تألیفات امام هادی (ع):
مرحوم سید محسن امین تألیفات امام هادی (ع) را این گونه می شمرد:
۱- نامه آن حضرت در ردّ بر طرفداران و معتقدان جبر و اختیار و اثبات عدل و منزله بین المنزلتین، که تمام این نامه در تحف العقول نقل شده است.
۲-  پاسخ هاى آن حضرت به سؤالات یحیى بن اکثم، که این پاسخ ها نیز در تحف العقول نقل شده است.
۳- قطعه‏اى از احکام الدین، که «ابن شهر آشوب» در مناقب به نقل از خیبرى یا حمیرى در کتاب مکاتبات الرجل عن العسکریین این مطلب را نقل کرده است.[۳]

===================

[۱]. عمر بن فرج رخجى، والى مکه و مدینه از جانب متوکل.
[۲]. مسعودى، على بن حسین، اثبات الوصیّه، نجفى، محمدجواد، ص ۴۳۱-۴۳۳٫، اسلامیه، چاپ دوم‏، تهران‏، ۱۳۶۲ش‏.‏
[۳]. امین عاملى، سید محسن، أعیان الشیعه، ج‏۲، ص ۳۹، دار التعارف‏، بیروت‏، ۱۴۰۳ق‏، «مؤلفاته: ۱- رسالته (ع) فی الرد على أهل الجبر و التفویض و إثبات العدل و المنزله بین المنزلتین أوردها بتمامها الحسن بن علی بن شعبه الحلبی فی تحف العقول. ۲- أجوبته لیحیى بن أکثم عن مسائله و هذه أیضا أوردها فی تحف العقول. ۳- قطعه من أحکام الدین ذکرها ابن شهرآشوب فی المناقب عن الخیبری أو الحمیری فی کتاب مکاتبات الرجال عن العسکریین و قد روی عنه فی اجوبه المسائل فی الفقه و غیره من أنواع العلوم الشی‏ء الکثیر و تکلفت (تکفلت) به کتب الاخبار».

سیره علمی امام علی النقی,مقالات ISI,مقالات دینی,مقالات علمی   , امام علی النقی , سیره علمی, سیره علمی امام هادی, زندگی نامه امام هادی ,نقی, شهادت حضرت نقی شهادت امام هادی ,مقاله در مورد امام هادی ,مقاله در مورد امام دهم, مقاله در مورد امام علی النقی ,زندگی نامه امام علی النقی ,دیباجی, استاد دیباجی ,مقالات ,مقالات دیباجی ,مقاله دیباجی ,آیت الله دیباجی ,سید دیباجی, مقالات مذهبی ,مقاله ,مقاله در مورد امامان ,تاریخ شهادت امام هادی

بازدیدها: ۴۷

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

فضیلت و اعمال ماه رجب در روایات

ماه رجب یکی از ماه های حرام است و از جمله ماه‌هایی است که در فضیلت آن روایات بسیاری از معصومان(ع) وارد شده است.
اعمالی که برای این ماه در روایات ذکر شده، به دو گونه است؛ قسمتی از این اعمال مربوط به همۀ روزهای ماه است؛ مانند روزه گرفتن و بعضی از اذکار و ادعیه و قسمت دیگر آن مربوط به زمان های مخصوصی از این ماه، مانند اعمال و دعاها و نمازهایی که برای هر شب و روز این ماه وارد شده است و همچنین اعمالی که در ایام البیض (روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمری) سفارش به انجام آن شده است.
فضیلت و اعمال ماه رجب
الف. اعمال مشترک ماه رجب
روزه:
۱- امام صادق(ع)فرمود:حضرت نوح(ع)در روز اول ماه رجب سوار بر کشتی شد و به همراهان دستور داد، این روز را روزه بگیرند و فرمود هر که این روز را روزه بدارد آتش جهنم یک سال از او دور شود و کسی که هفت روز از این ماه را روزه بدارد هفت درب جهنم بر او بسته شود و اگر هشت روز روزه بدارد هشت درب بهشت به روی او باز می شود و کسی که پانزده روز روزه بدارد خداوند حوایج او را بر آورده کند و کسی بیشتر از این مقدار روزه بگیرد خداوند افزون به او عنایت کند.[۱]
۲- امام کاظم (ع)فرمود: رجب، نام رودى است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین‏تر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از آن رود به او مى‏نوشاند.[۲]
۳- و فرمود: ماه رجب، ماه بزرگى است که در آن (پاداش) حسنات چند برابر است و گناهان (آدمى) در آن آمرزیده مى‏شود. کسى که یک روز در ماه رجب روزه بگیرد، آتش جهنّم به اندازه یک صد سال از او فاصله مى‏گیرد، و کسى که سه روز (در این ماه) روزه بگیرد، بهشت براى او واجب مى‏شود.[۳]
روایات در فضیلت روزه ماه رجب بسیار است که به همین مقدار بسنده می کنیم.
اذکار و اوراد مخصوص:
۱- رسول خدا (ص)فرمود: کسی که در ماه رجب صد مرتبه این ذکر را بگوید” أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ”و بعد از پایان آن انفاقی کند، خداوند امر او را به رحمت و آمرزش پایان برد و … و هنگامی که خداوند را در روز قیامت ملاقات کند خداوند به او گوید: به سلطنت من اقرار کردی پس هر درخواستی داری بنما تا اجابت کنم که کسی جز من نمی تواند خواسته های تو را برآورد.[۴]
۲- حضرتش در روایت دیگر فرمود:کسی که هزار مرتبه در این ماه”َلا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ”بگوید خداوند صد هزار پاداش در نامه عمل او می نویسد و …[۵]
اذکار و اوراد این ماه نیز فراوان است که به کتب ادعیه که در این زمینه نگاشته شده مراجعه نمایید.
ب. اعمال مخصوص ماه رجب
از  اعمال مخصوص این ماه نمازهایی است که در هر شب باید خوانده شود و کیفیت آن در روایات آمده است.[۶]
از جمله اعمال مخصوص:”غسل شب اول، شب پانزدهم، شب آخر،[۷] نمازهای شب جمعۀ اول ماه رجب(لیله الرغائب)[۸] نمازهای شب سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم(لیالی البیض)[۹]انجام عمره،[۱۰] زیارت امام حسین (ع)،[۱۱] زیارت امام رضا(ع)”[۱۲] است.
=====================
[۱]صدوق، محمد بن علی، ثواب الأعمال، ص ۵۳، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۳۶۴ش.
[۲]همان.
[۳]همان.
[۴] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۴۸۴، ح ۱۳۹۰۷، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ق.
[۵] همان، ح ۱۳۹۰۸.
[۶]ر.ک:وسائل الشیعه، ج ۸، باب ۵، ص ۹۱.
[۷] همان، ج ۳، ص ۳۳۴، باب ۲۲.
[۸] همان، ج ۸، ص ۹۸، باب ۶.
[۹] همان، ج ۸، ص ۲۴، باب ۳.
[۱۰]همان، ج ۱۴، ص ۳۰۰، باب ۳.
[۱۱] همان، ج ۱۴، ص ۴۶۵، باب ۵۰.
[۱۲] همان، ج ۱۴، ص ۵۶۵، باب ۸۷.
فضیلت و اعمال ماه رجب, اعمال ماه رجب چیست ,ماه رجب در روایات, اعمال ماه رجب ,فضیلت ماه رجب چیست ,مقالات ماه رجب ,دیباجی, آیت الله دیباجی ,مقالات دیباجی, سایت آیت الله دیباجی, دانلود مقالات مذهبی , فضیلت ماه رجب , ماه رجب 

بازدیدها: ۷۳

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

تعلیم فقه و شیوه صحیح اجتهاد در سیره امام باقر (علیه السلام)

تعلیم مسایل فقهى و پاسخگویى به پرسش ها در زمینه احکام شرعى، یکى از زمینه‏ هاى مهم زندگى ائمه (ع) بویژه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بوده است.

عصر امام باقر (ع)، آغاز پیدایش فرصتى بود تا حاملان واقعى علوم قرآن، بتوانند به تعلیم شاگردان و ترویج احکام و تحکیم مبانى فقهى بپردازند.البته این زمینه‏ ها در عصر امام صادق (ع) هموارتر گشت و از آن پس دوره سختگیرى فزون تر حاکمان نسبت به ائمه ادامه یافت و این زجر و شکنجه تداوم داشت تا عصر امامت به غیبت انجامید.

امام باقر (ع) در تصحیح اندیشه‏ ها و زدایش انحراف ها، تنها به مبارزه و رویارویى اکتفا نکرد، بلکه با بیان احکام و گاه تبیین شیوه استنباط احکام از قرآن و سنت پیامبر، پایه ‏هاى فقاهت و اجتهاد صحیح را استحکام بخشید.

روایات فقهى نقل شده از امام باقر (ع)، بیش از آن است که بتوان در این مجموعه گرد آورد، زیرا کمتر بابى از ابواب فقهى را مى‏توان یافت که در فروع مختلف آن، سخنى از امام باقر (ع) وارد نشده باشد.مجموعه‏ هاى روایى ـ فقهى خود گواه این سخن است.

امام باقر

محمد ابو زهره از پژوهشگران اهل سنت در کتاب تفصیلى خویش الامام الصادق در تبیین جایگاه علمى و معنوى امام باقر (ع) مى‏ گوید:

امام محمد باقر (ع) وارث پدر خویش در پیشوایى علمى و مقام شریف هدایتگرى بود.از این جهت عالمان از شهرها و سرزمین هاى اسلامى به جانب وى‏رهسپار مى‏شدند، هیچ فردى ـ از عالمان ـ به مدینه وارد نمى‏شد، مگر این که براى کسب معرفت و دانش به خانه امام محمد باقر (ع) مراجعه مى‏ کرد.

در میان کسانى که به خدمت وى مى‏ رسیدند، هم چهره‏ هاى شیعى و هم سنى دیده مى‏شوند و گاه منحرفان افراط گر نیز خود را به وى نزدیک مى ‏کردند ولى امام در برابر آنان موضعى قاطع گرفته و ایشان را طرد مى ‏کرد.

بسیارى از پیشوایان فقه و حدیث به حضور وى رسیده‏اند، از آن جمله:

سفیان ثورى، سفیان بن عیینه ـ محدث مکه ـ و ابو حنیفه ـ فقیه اهل عراق.

مرام امام باقر (ع) چنین بود که هر گاه فردى به حضورش مى‏رسید، حقایق ناب را براى او تبیین مى ‏کرد. (۱)

ابو زهره سپس به نقل گفتگویى که میان امام باقر (ع) و ابو حنیفه در زمینه رد قیاس و نقش آن در تحریف دین صورت گرفته، پرداخته است و در پى آن مى‏ گوید:

از این گفتگو ـ که امام باقر در موضع ارشاد و بازجویى از روش ابو حنیفه قرار گرفته ـ استفاده مى‏شود که امام باقر (ع) براى علماى عصر خود، عنوان پیشوایى داشته است، زیرا عالمان به حضور وى مى‏رسیده‏اند و او بر اساس گزارش ها و اطلاعاتى که از آنان در اختیار داشته به نقد و محاسبه ایشان مى‏پرداخته است.چونان رئیسى که بر نیروهاى تحت سرپرستى خود حکم مى‏کند تا بر راه حق گام نهند و آنان نیز با کمال میل و رغبت این ریاست و پیشوایى را پذیرفته باشند. (۲)

دلایل و قراینى که صحت نظریه ابو زهره را در این زمینه تأیید مى‏ کند، فراوان است.از آن جمله روایتى را مى‏توان نام برد که ابو حمزه ثمالى نقل کرده است:

ابو حمزه ثمالى مى‏گوید: در مسجد الرسول (ص) نشسته بودم که مردى پیش آمد، سلام کرد و گفت: تو کیستى؟ گفتم: از مردم کوفه ‏ام.

به او گفتم: در جستجوى چه هستى؟

مرد گفت: آیا ابو جعفر محمد بن على (ع) را مى ‏شناسى؟

گفتم: آرى مى‏شناسم، به ایشان چه کار دارى؟ مرد گفت: چهل مسأله آماده کرده‏ ام تا از او سؤال کنم.آن چه پاسخ داد، حقش را بگیرم و باطلش را وا نهم.

ابو حمزه گوید: به او گفتم: آیا فرق حق و باطل را مى‏دانى و ملاک تشخیص آن را مى ‏شناسى !

مرد گفت: آرى مى ‏شناسم.

گفتم: اگر حق و باطل را مى‏ شناسى و ملاک آن را در دست دارى، پس چه نیازى به امام باقر (ع) خواهى داشت؟ !

مرد گفت: شما کوفیان کم ظرفیت و ناشکیبایید!

در این میان، امام باقر (ع) وارد مسجد شد، در حالى که جمعى از مردم خراسان و افراد دیگر اطراف او را گرفته، درباره مسایل حج از آن حضرت سؤال مى‏ کردند.مدتى گذشت تا امام باقر (ع) در جایگاه خود نشست و آن مرد هم نزدیک امام، جایى براى خود جستجو کرد.

ابو حمزه مى‏گوید: من سعى کردم جایى بنشینم که گفتگوى امام با انبوه اطرافیانش را بشنوم، مردم یکى پس از دیگرى مطالب خود را سؤال کردند و پاسخ گرفتند و رفتند، آن گاه امام (ع) رو به جانب آن مرد کرده، پرسیدند، تو کیستى؟

مرد گفت: من قتاده بن دعامه بصرى هستم.

امام فرمود: تو فقیه اهل بصره هستى؟

مرد گفت: آرى.

امام فرمود: واى بر تو، اى قتاده! خداوند بندگان شایسته ‏اى را آفریده است تا حجت بر دیگران باشند، آنان «اوتاد» زمین و بر پا دارنده امر الهى و نخبگان علم خدایند و خداوند آنان را قبل از آفرینش دیگر بندگان برگزیده است.

قتاده پس از سکوتى طولانى گفت: به خدا سوگند، من تا کنون، در برابر فقیهان بسیار و نیز پیش روى ابن عباس نشسته‏ام، ولى آن گونه که اکنون در برابر شما مضطرب شده‏ام، در مقابل هیچ کدامشان احساس نگرانى و اضطراب نداشته‏ ام.

امام باقر (ع) فرمود: تو مى‏دانى کجا نشسته‏ اى؟ تو در مقابل خاندانى هستى که خداوند درباره آن فرموده است:

فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه، یسبح‏له فیها بالغدو و الآصال (۳) و نیز فرموده است:

رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله، و اقام الصلاه و ایتاء الزکاه» (۴)

پس جایگاه تو آن جاست ـ که خود مى‏دانى ـ و ما آن خاندانیم که خدا توصیف کرده است.در این هنگام قتاده گفت: به خدا سوگند، راست گفتى، فدایت شوم، آن خانه‏ها که خدا اجازه داده است نام و یاد و تسبیح او در آنها برده شود، نه خانه‏هاى ساخته شده از سنگ و خاک است، که شما خاندانید.

قتاده گفت: پس اکنون بفرمایید که پنیر چه حکمى دارد؟ !

امام باقر (ع) لبخندى زد و فرمود: آیا آن همه پرسش تو به همین سؤال خلاصه شده است!

قتاده گفت: همه را اکنون فراموش کرده و بیاد نمى ‏آورم!

امام فرمود: اشکالى ندارد. (۵)

سپس قتاده به پرسش ادامه داد، و امام (ع) پاسخهایى مستدل در جواب وى ارائه داد.

====================

پى‏ نوشت‏ها:

۱ ـ الامام الصادق، حیاته و عصره ـ آراؤه و فقهه .۲۲

۲ـ همان، .۲۴

۳ـ نور/ .۳۶

۴ـ همان/ .۳۷

۵ـ اصول کافى ۶/۲۵۶، بحار ۴۶/۳۵۸، الانوار البهیه ۱۱۸، اعیان الشیعه ۱/ .۶۵۲

تعلیم فقه و شیوه صحیح اجتهاد , تعلیم فقه دیباجی, دیباجی,آیت الله دیباجی, اجتهاد دیباجی, مقالات امام باقر, مقاله امام باقر ,سید دیباجی ,  سیره امام باقر  ,  امام باقر , اجتهاد امام باقر,,ولادت امام باقر ,زندگی نامه امام باقر ,دانلود مقالات ,دانلود زندگی امام باقر ,دانلود مقالات آیت الله دیباجی ,شیوه صحیح اجتهاد امام باقر

بازدیدها: ۳۶

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

چرا عروس قرآن سوره «الرّحمن» است؟

عروس قرآن الرحمن
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر چیزی عروسی دارد و عروس قرآن سوره “الرحمن” است».[۱]
امام کاظم(ع) نیز روایتی به همین مضمون از پدران بزرگوار خود نقل کرده است.[۲]
لازم به ذکر است که واژه «عروس» اگرچه در زبان فارسى فقط برای دختران به کار می‌رود، ولى در فرهنگ عرب هم به داماد و هم به عروس، البته تا زمانی که در مراسم عروسى حضور داشته باشند، «عروس» گفته می‌شود.[۳]
در توضیح علت توصیف این سوره به عنوان عروس دیدگاه‌های مختلفی بیان شده است:

۱- به این دلیل که مرد و زن در چنین مراسمى در بهترین و زیباترین حالات و کامل‌ترین احترام‌ها قرار دارند، به آنها عروس گفته می‌شود. از این‌رو؛ به این سوره نیز عروس قرآن گفته شده است؛ یعنی این سوره در بین دیگر سوره‌ها، زیباترین حالت دارد و از جایگاهی ویژه برخوردار است.[۴]

۲- ظاهراً این نام‌گذاری بدان علت است که این سوره با ذکر نعمت‌هاى خداوند مزیّن شده؛ همان‌طور که عروس با انواع زیورها زینت داده می‌شود.[۵]

۳- هر چند همه قرآن عروس است، ولی حقیقتاً، سوره الرحمن عروس قرآن است؛ زیرا این سوره در آهنگ کلامی از موسیقی زیبا و موزون در تعبیر برخوردار است و هماهنگی خیره‌کننده‌ای دارد؛ به حدی که انگار این آیات به صورت شعر نگاشته شده‌اند. این سوره چنان سرشار از رحمت و نعمت طرب است، که قاری آن دچار اشتیاقی همچون شور و شوق عروس می‌شود.[۶]

خلاصه این‌که، زیبایی‌های لفظی و معنایی این سوره، به عنوان دلیل نام‌گذاری این سوره به عروس قرآن، اعلام شده است.
===========================
[۱]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۶، ص ۱۴۰، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
[۲]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۲۹۶، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
[۳]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۱، ص ۳۲۸، قم، هجرت، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱، ص ۱۳۵،‏ بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
[۴]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۹۳، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۵]. قرشی، سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، ج‏۱۰، ص ۴۶، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
[۶]. صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج ‏۲۸، ص ۱۰، قم، فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش.
منبع: اسلام کوییست
عروس قرآن سوره  الرّحمن, عروس قرآن, سوره  الرّحمن ,دیباجی, تفسیر دیباجی , آیت الله دیباجی,  تفسیر سوره الرحمن, سید دیباجی, عروس قرآن چیست ,تصویر عروس قرآن ,تفسیر آیت الله دیباجی 

بازدیدها: ۳۵

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

جایگاه وی‍‍‍ژه «مادر» در قرآن

02_milade_hazrat_fatemeh_ashuora.ir
نوع دستورهایى که اسلام به زن ومرد می‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏دارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مى‏کند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مى‏کند. قرآن کریم مى‏فرماید:

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما (۱)

اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

ودر بخشى دیگر مى‏فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت‏به پدر و مادر فراموش نکند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (۲)

وانسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (۳)

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد مى‏کند:

ان اشکر لی و لوالدیک (۴)

شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه این تجلیل‏هاى مشترک، وقتى مى‏خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن مى‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که مى‏فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (۵)

زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، ودوران شیرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسى از والدین آمده است‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسى مشترک پدر ومادر را بیان مى‏کند وقسم دیگر، آیاتى است که مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصى بیان مى‏کند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:

و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف (۶)

خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

ولیکن هنگامى که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می‏کند.

===========================================

۱- اسراء، ۲۳.

۲- احقاف، ۱۵.

۳- اسراء، ۲۳.

۴- لقمان، ۱۴.

۵- احقاف، ۱۵.

۶- بقره، ۲۳۳.

زن در آینه جلال و جمال صفحه ۱۷۷/آیه الله عبدالله جوادى آملى

جایگاه وی‍‍‍ژه مادر در قرآن ,دیباجی, آیت الله دیباجی ,میلاد حضرت زهرا ,مقاله برای روز مادر, روز مادر, تبریک روز مادر, پوستر روز مادر ,عکس ولادت حضرت زهرا

بازدیدها: ۴۶