دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سبک زندگی یک مادر

سیره و سبک زندگی معصومان،‌ که بر اساس تعالیم دینی به عنوان اسوه و الگو به جامعه اسلامی معرفی شده اند می تواند در ارائه مدل و سبک زندگی شایسته برای همه مسلمانان،‌کارگشا و موثر باشد. در این میان، سیره و سبک زندگی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)،‌ یگانه دختر رسول خدا،‌ در عرصه شخصی و در عرصه خانواده،‌ که مبتنی بر تعالیم الهی و برگرفته از سنت رسول الله، می باشد؛‌ می تواند برای نسل امروز،‌ بویژه زنان و دختران جامعه اسلامی،‌ به عنوان الگوی معصوم و برتر،‌ معرفی گردد. هر چند این قلم و این نوشتار،‌ یارای وصف برترین زن عالم را ندارد،‌ لکن از باب احترام و ادب،‌ صحنه های از سبک زندگی فردی و سیره عبادی این بانوی گرامی را به مناسبت روز زن و ولادت ایشان، از منابع حدیثی اسلامی، به تصویر خواهد کشید،‌ بلکه تاسی به زندگی این بانوی معصوم و حوریه انسیه و بهجت قلب پیامبر خاتم،‌ چراغ راه زندگی باشد.

ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه زهرا در مکه‌ و در خانه برترین پدر و مادر،‌ چشم به جهان گشود. پیامبر مامور میشود به شکرانه این نعمت بزرگ در پیشگاه خداوند سبحان،‌سر تعظیم فرود آورد و نماز گذارد و قربانی نماید. (انا اعطیناک الکوثر،‌فصل لربک وانحر). نزول سوره کوثر و چنین تعابیر بلند مرتبه در حق فرزند دختر،‌ آن هم در عصر جاهلیت که نه تنها زن از کمترین حقوق انسانی برخوردار نبود،‌ بلکه تولد دختر،‌ مایه ننگ و سرافکندگی بود و دختران زنده به گور می شدند،‌ نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب اسلام است.

تربیت حضرت فاطمه در دامن وحی و والاترین مربی جهان آفرینش و عنایت الهی،‌ از او شخصیتی آفرید با جسمی صبور و قلبی به لطافت باران،‌ و در روزگار قحطی عاطفه برای فرزندان دختر،‌ اما پدر گرامی ایشان،‌در وصف فرزند دختر،‌چنین می فرمود:

بهترین فرزندان شما،‌ دختران اند[۱]. و کسی که دختری داشته باشد و او را نیازارد و پسرانش را بر وی برتری ندهد،‌ بر بهشت وارد میشود.[۲]

فاطمه،‌ آرامش بخش پیامبر

اینک ‌و بعد از رحلت مادر، نوبت فاطمه است که روشنایی بخش چراغ زندگی خاندان وحی باشد. دست های کوچک فاطمه،‌ شانه های پیامبر را نوازش می کند و پای مجروح پدر را که از آزار و اذیت های اهالی مکه،‌خونین می شد،‌ مداوا می کند. و آنگاه هم که نمی توانست از پیامبر،‌ در برابر طوفان حمله و اذیت های مشرکین مکه،‌ حفاظت نماید،‌ برای مظلومیت پیامبر،‌ می گریست.[۳]

رفتار حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با پدر،‌چنان مهربانانه و نوازشگرانه بود که پیامبر به او نشان “ام ابیها”،‌ داد. فاطمه (سلام الله علیها) در چشم پیامبر: آرامبخش و شادی قلب پیامبر (بهجه قلبی)،‌پاره تن (بضعه منی)‌نور چشم (نور عین)،‌ میوه دل و جان پیامبر (ثمره فوادی)، بود.

هر بار که بر پیامبر،‌ وارد می شد،‌ حضرت به او خوشامد می گفت‌ و هر دو دست اش را می بوسید و او را در جای خود،‌ می نشانید. از عایشه، در منابع حدیثی اهل سنت،‌چنین نقل شده است:‌

در حرف زدن کسی را شبیه تر از فاطمه به رسول خدا، ندیدم. هرگاه وارد می شد،‌پیامبر،‌ بر می خاست و به سویش می رفت،‌ او را می بوسید و به او خوشامد می گفت و دستانش را می گرفت و در جای خود،‌ می نشانید.

و اما این ارتباط عاطفی و محبت آمیز بین پدر و فرزند،‌دوسویه بود. و می تواند الگویی برای نسل جوان امروز،‌باشد. عایشه در ادامه، چنین، نقل می کند:

و هرگاه پیامبر بر فاطمه‌ وارد می شد،‌ ایشان نیز از جای بر می خاست و به سویش می رفت،‌ پیامبر را می بوسید و به او خوشامد می گفت و دستانش را می گرفت و در جای خود،‌ می نشانید.[۴]

81886128106110424890

«سیره فردی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)»

لباس و عطر حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

جنس چادر حضرت فاطمه گاهی از جنس پشم[۵] و گاهی نیز از پارچه حریر (حله استبرق) بود. البته هدیه ای بود که همسر وی،‌ حضرت علی، به او بخشیده بود.[۶] اما در خانه و در محیط منزل،‌ لباس رنگی می پوشید. (لبست ثیابا صبیغا).[۷] و بر چشمانش سرمه می کشید.[۸] از آنجا که پدر گرامی اش،‌حضرت محمد،‌ همواره از عطر و خوش بویی ستایش میکرد،‌ و می فرمود: بر محبوبیت آدمی،‌ می افزاید. حضرت فاطمه ‌نیز با تاسی از پدر،‌ در نخستین شب ازدواج،‌ در منزل ‌و هنگام نماز، ‌از عطر خوشبو،‌ استفاده می نمود.[۹] اما چنان بود که بوی خوش عطر را از نامحرم ولو نابینا،‌ باشد،‌ مخفی می کرد و چنین می فرمود: “اگر او مرا نمی بیند،‌ من او را می بینم و او (شخص نابینا)،‌بوی مرا استشمام می کند”.[۱۰]

نقش نگین حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

از پدر گرامی خویش،‌ رسول مکرم اسلام،‌ چنین نقل میفرمود: آن که نگین انگشترش، عقیق باشد، در خیر و نیکی است.[۱۱] و خود نیز به تاسی از پدر،‌انگشتری عقیق از جنس نقره بر دست داشت.[۱۲] که نقش نگین عقیق انگشتری حضرت فاطمه: “الله ولیّ عصمتی”،‌نقل شده است.[۱۳]

رفتار فرزند حاکم اسلامی 

به اقتضای زنانگی و استحباب مظاهر زینت برای زنان، حضرت فاطمه،‌ نیز ‌از این قاعده مستثنی نبود و دستبند،‌گوش‏واره و گردن‏بند‌، داشت اما وقتی وضعیت سخت اقتصادی عصر پیامبر و ندگی اصحاب صفه را مشاهده می نمود و از طرفی نیز به دلیل انتساب حضرت فاطمه به پیامبر،‌ به عنوان حاکم جامعه اسلامی،‌ ایجاب می نمود که فرزند حاکم اسلامی، ‌رفتار دیگری داشته باشد، بی درنگ زینت های ظاهری را در راه خدا می بخشید و به فقراء هدیه می نمود.[۱۴]

این گونه رفتارها،‌می تواند الگو و سرمشق فرزندان حاکمان و مسوولین جامعه اسلامی باشد که تلاش کنند، سطح زندگی و رفاه خویش را با طبقه متوسط جامعه اسلامی،‌ همسو نمایند تا طعم زندگی فقراء جامعه را نیز درک کرده و همواره در جهت رفع مشکلات و کاستی های آنان، اقدام نمایند.

مهمان نوازی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه و امیرالمومنین، آنچنان در مهمان نوازی و تکریم مهمان،‌ پیش قدم بودند که در شان و حق ایشان،‌ آیه ایثار، نازل گشت.[۱۵] (یوثرون علی نفسهم ولو کان بهم خصاصه. سوره حشر،‌آیه ۹). بوی‍ژه وقتی صله رحم، به مهمانی حضرت فاطمه،‌ دعوت می شدند،‌ حضرت ایشان،‌ به عنوان مدیر خانه و بانوی منزل، سعی میفرموند،‌ بهترین غذاها را از جمله گوشت‌،‌ در سفره مهمانی،‌ قرار دهند.[۱۶]

غذاهای موردعلاقه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

غذاهای موردعلاقه حضرت فاطمه،‌ از جمله: ‌زیتون،‌ شیر،‌ مویز، گلابی،‌ خرما،‌کاسنی، حریره و گوشت،‌ نقل شده است. به فرموده امام صادق،‌ سبزی موردعلاقه رسول خدا،‌ امام علی و حضرت فاطمه، به ترتیب:‌ کاسنی،‌ ریحان و خرفه (الفرفخ و هی بقله فاطمه)،‌بوده است که به فرموده امام صادق،‌ و با کمال تاسف، به دلیل عناد بنی امیه با خاندان پیامبر (بغضا لنا و عدواه لفاطمه)،‌‌ به سبزی نادانان،‌ شهرت یافته بود.[۱۷]

سیره عبادی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

عبادت و معنویت حضرت فاطمه،‌ چنان می نمود که خداوند متعال،‌ به وجود وی در مقابل فرشتگان الهی،‌ مباهات و افتخار میکرد (کانت الزهراء کثیره الخشیه من بارئها،‌بحیث یباهی بها الله امام الملائکه).[۱۸] وقتی بر محراب نماز می ایستاد، همچون ستاره ای در آسمان برای ملائکه،‌می درخشید. در نیایش و دعا،‌ جمله معروف از زبان فرزند گرامی ایشان،‌ امام حسن مجتبی،‌ همچون مرواریدی میدرخشد که الجار ثم الدار.[۱۹]

حضرت فاطمه و ساکن بهشت (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه، به تلاوت قرآن، ‌عشق می ورزید و می فرمود: هر کس سوره های حدید،‌ واقعه و الرحمن را بخواند و در آن تدبر و اندیشه کند،‌ “ساکن فردوس”،‌خطاب میشود.[۲۰] از همین انس حضرت فاطمه با قرآن بود که فضه، خادمه ایشان، تا بیست سال جز به قرآن،‌ تکلم نمی کرد. و هرگاه با وی گفتگو می شد،‌ جز به قرآن پاسخ نمی داد.[۲۱]

تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه، به امر و فرمان پدر،‌ همواره به تسبیح معروف به تسبیح حضرت فاطمه، بعد از هر نماز و قبل از خواب،‌ همت و ممارست، داشت.[۲۲] این دعا و ذکر،‌ چنان قرب و منزلت دارد که به عنوان مصداق قرآنی الذکر الکثیر (سوره احزاب،‌آیه ۴۱) می باشد[۲۳] و ائمه و پیشوایان معصوم،‌ فرموده اند: ما، فرزندان خویش را به تسبیح حضرت فاطمه،‌ امر می کنیم همانطور که به نماز امر می کنیم.[۲۴]

ختم قرآن قبل از خواب 

علاوه بر تسبیح حضرت فاطمه، از یادگارهای ایشان به شیعیان، نقل حدیث سفارش پیامبر به حضرت فاطمه است که به دختر گرامی شان، فرمودند: دخترم، نخواب،‌جز اینکه چند عمل را به جای آوری … از جمله:

با تلاوت سه مرتبه سوره توحید قبل از خواب،‌گویی اینکه ختم قرآن،‌ کرده اید و با گفتن تسبیحات اربعه،‌ گویی اینکه حج و عمره،‌ به جا آورده اید.[۲۵]

حضرت فاطمه،‌ به سفارش پیامبر، در مابین الطلوعین،‌ بیدار بودند و معتقد بودند که روزی بندگان از فضل الهی در این ساعت (بین اذان صبح تا طلوع خورشید) تقسیم میشود و هرکسی در این ساعت، خواب باشد، از آن محروم می گردد.[۲۶]

استجابت دعا در روز جمعه

حضرت فاطمه، به روز جمعه،‌اهمیت خاصی قائل بود. از فرزند گرامی ایشان، امام حسن مجتبی،‌ نقل شده است: گاهی می دیدم مادرم، شب جمعه را در رکوع و سجود برای خداوند متعال، تا صبح به عبادت می ایستاد.[۲۷] و درباره یکی از زمان های استجابت دعا،‌می فرمود:

از پیامبر شنیدم: در روز جمعه،‌وقتی است که در آن زمان،‌ مسلمانی ازخداوند متعال،‌درخواستی را داشته باشد و خدواند آن را به اجابت نرساند. و آن زمان در روز جمعه،‌ هنگامی است که نیمی از آفتاب برای غروب کردن در افق،‌فرو برود. پس از آن بود که بانو،‌ از خدمتکارش میخواست هرگاه چنین لحظه ای فرا رسید، به وی اطلاع دهد تا وی به نیایش و دعا بپرازد.[۲۸]

«سیره خانوادگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)»

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و تربیت فرزند

خانواده،‌کانون گرمی است که وجود فرزند به آن حلاوت و روشنی می بخشد. حضرت فاطمه چهار فرزند داشت. دو پسر (حسن و حسین) و دو دختر (زینب و ام کلثوم). در تربیت فرزند،‌از همان لحظات آغازین تولد فرزند،‌دقیق ترین دستورات اسلامی را به تاسی از گفتارهای پدر گرامی خویش،‌عمل می نمود. منابع اسلامی چنین نگاشته اند:

حضرت فاطمه،‌هرگاه صاحب فرزندی می شد، در گوش فرزند‌، ‌اذان و اقامه می گفت و به سنت و دستور موکد اسلام،‌در روز هفتم برای فرزند در راه خدا،‌عقیقه می نمود. آنگاه سر نوزاد را می تراشید و به وزن موهای سر نوزاد،‌ نقره یا طلا به فقراء می بخشید. و بخشی از گوشت قربانی عقیقه را به قابله ها ‌می بخشید و با مهمانی دادن، دیگران را در شادی خویش‌،‌سهیم می نمود.[۲۹]

به فرمان پیامبر،‌برای جلوگیری از آسیب های دیگران و چشم زخم، فرزندان خویش را به دعای تعلیمی پیامبر، (اعوذ بکلمات الله التامه من شر کل الشیطان و هامّه و من کل عین لامّه)، تعویذ می نمود.[۳۰] گاهی اتفاق می افتاد که اگر فرزند،‌ بیمار می گشت،‌ برای بهبودی، او را نزد پیامبر برده و از وی طلب دعا میکرد.[۳۱] و اگر بیماری،‌ شدید می شد،‌ برای شفای فرزند،‌نذر می کردند.[۳۲] و چنین شد که سوره دهر،‌در حق ایشان و  خاندان اهل بیت، نازل گردید.[۳۳]

حضرت فاطمه در خانه، با بچه ها،‌بازی میکردند و گاهی از اشعار عبرت آموز،‌ برای تربیت فرزند نیز سود می جستند. گاهی نیز، فرزندان خویش، حسن و حسین خردسال را به مسجد پیامبر،‌می فرستادند تا از همان کودکی با معنویت پیامبر،‌انس بگیرند، به سخنرانی پیامبر،‌گوش فرا داده و آنگاه در بازگشت به خانه،‌برای مادر،‌ بازگو می کردند.[۳۴]

حضرت فاطمه، هیچ امری را بر تربیت فرزند،‌مقدم نمی کرد و حتی در هنگام تزاحم امور منزل با نگهداری فرزند، امور منزل را وانهاده و به امر فرزند،‌همت می گماشتند.[۳۵] این سیره و رفتار حضرت فاطمه،‌می تواند الگویی برای زنان امروز جامعه باشد که با اندک بهانه ای، امر خطیر و سرنوشت ساز تربیت فرزند را رها کرده و به امور دیگر،‌همت می گمارنند.

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و عدم تحمیل خواسته ها بر همسر

یکی از عوامل قوام‌،‌ دوام و گرمی کانون خانواده‌، قانع بودن زن نسبت به وضعیت مالی و اقتصادی همسر و عدم تحمیل خواسته ها بیش از توان همسر است. پیامبر اکرم،‌این اصل اخلاقی را به دختر خویش،‌ تعلیم داده بود. از این رو،‌ درخواستی از علی علیه السلام،‌ نمیکرد که بیش از توان او باشد و یا او را وادار به تکلف نماید. شاه بیت کلام حضرت فاطمه در زندگی مشترک و نگاه اقتصادی به کانوان خانواده،‌چنین بود:

یا علی،‌ من از خدا حیا می کنم که آنچه در توان شما،‌ نیست بر شما تحمیل کنم.[۳۶]

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و کار در خارج از خانه

با تشکیل خانواده وزندگی مشترک،‌ طبیعی است که کارها بین زن و مرد،‌تقسیم میشود. زندگی حضرت فاطمه و امام علی،‌نیز از این قاعده،‌ مستثنی نبود. به فرمان پیامبر،‌ امور داخل منزل به حضرت فاطمه و امور خارج از منزل به امام علی،‌ سپرده شد. حضرت فاطمه به قدری از همنشینی بی مورد با نامحرمان،‌ بیزار بود که وقتی این نوع تقسیم کار را از پیامبر،‌ شنید،‌ خوشحالی خویش را چنین ابراز نمود:

هیچ کس جز خداوند، میزان سرور و شادی ام را از اینکه رسول خدا مرا از هم دوشی و معاشرت با نامحرمان،‌ معاف کرد،‌ نمی داند.[۳۷]

آشکار است وجود مبارک پیامبر،‌با توجه به شرایط مرد و زن و تفاوت های طبیعی روحی و جسمی،‌ این گونه وظایف زندگی مشترک را بین مرد و زن،‌تقسیم کرد.

اصالت دادن به فعالیت در خانه همراه با رشد معنوی و علمی بانوان و زنان جامعه اسلامی، سنت فرخنده ای است که با ساختار روحی و جسمی زن و مرد نیز سازگار است. اما غرب با توجه به نگاه مادی گرایانه،‌ حضور زن در محیط پرعاطفه و با محبت خانواده را سبک شمرده و همدوشی با مردان را یک ارزش تلقی می کند. گاه یک زن ساعت ها در محیط خارج از خانه ‌و با تقسیم محبت با دیگران و با جسمی خسته و روحی درهم شکسته،‌ به محیط خانه وارد میشود. پیامدهای ناگوار تماس ها و سرکار داشتن غیرضروروی زنان با نامحرمان که گوشه ای از آن را هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها،‌ نقش می بندد،‌ را با چشمان خود می بینیم لکن شگفت آن است که باز نیز تجربه میشود.

آشکار است طرح این موارد،‌به معنای در خانه نشستن و عدم رشد و بالندگی زنان در عرصه های گوناگون علمی،‌ نیست،‌ بلکه هدف،‌ تفاوت نهادن میان اصل و فرع وظیفه یک زن برای حفظ کانون خانواده به عنوان بهشتی کوچک برای تجدید قوای همسران و حراست از زیرساخت جامعه و پرورش و تربیت فرزندان شایسته می باشد.[۳۸]

=======================

پی نوشت:

[۱] . کلینی،‌الکافی،‌ج ۵،‌ص ۴۸.
[۲] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۹۰‌ص ۳۲۱.
[۳] . فاطمه برترین بانوی اسلام،‌ص ۹۰
[۴] . صحیح ابن حبان،‌ج ۵،‌ص ۴۰۳.
[۵] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳،‌ص ۸۶.
[۶] . الاصابه،‌ج ۸،‌ص ۲۷۰.
[۷] . شیخ طوسی،‌الامالی، ص ۴۰۱.
[۸] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ ج ۲۱،‌ ص ۳۸۳.
[۹] . سیدی، خاطر نازک گل،‌ص ۱۹.
[۱۰] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳، ص ۹۱.
[۱۱] . حرعاملی، وسائل الشیعه،‌ج ۵،‌ص ۸۸.
[۱۲] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳، ص ۹.
[۱۳] . بحرانی،‌عوالم العلوم، ج ۱۱،‌ص ۶۵.
[۱۴] . طبرسی،‌مکارم الاخلاق،‌ص ۹۴-۹۵.
[۱۵] . وسائل الشیعه،‌ج ۹، ص ۴۶۲.
[۱۶] . حمیری،‌قرب الاسناد،‌ص ۳۲۵.
[۱۷] . کلینی،‌الکافی،‌ج ۶،‌ص ۳۶۷.
[۱۸] . شیخ صدوق،‌الامالی، ص ۱۷۵.
[۱۹] . اربلی،‌کشف الغمه،‌ج ۲، ص ۹۶.
[۲۰] . سیوطی،‌الدر المنثور،‌ج ۶،‌ص ۱۴۰.
[۲۱] . مجلسی،‌بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸۷.
[۲۲] . شیخ صدوق،‌علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶.
[۲۳] . روحانی،‌زندگانی حضرت زهرا،‌ص ۹۸۷.
[۲۴] . شیخ صدوق،‌ثواب الاعمال،‌ص ۳۶۳.
[۲۵] . شیخ الاسلامی،‌مسند فاطمه الزهراء،‌ص ۱۷۳.
[۲۶] . متقی هندی،‌کنز العمال،‌ج ۱۵،‌ص ۵۲۴.
[۲۷] . اربلی،‌کشف الغمه،‌ج ۲، ص ۹۶.
[۲۸] . طبری،‌دلائل الامامه،‌ص ۷۱.
[۲۹] . طبری،‌ذخائر العقبی، ص ۱۱۸. مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳،‌ص ۲۵۵.
[۳۰] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۶۰، ص ۶.
[۳۱] . بروجردی،‌جامع الاحادیث الشیعه،‌ج ۱۵، ص ۸۳.
[۳۲] . حرعاملی، وسائل الشیعه،‌ج ۲۳،‌ص ۳۰۵.
[۳۳] . امینی، ‌الغدیر،‌ج ۳، ص ۱۰۷.
[۳۴] . سیدی،‌خاطر نازک گل،‌ ص ۱۹۴.
[۳۵] . طبری،‌ذخائر العقبی،‌ص ۵۱.
[۳۶] . کوفی،‌تفسیر فرات الکوفی، ص ۸۳.
[۳۷] . حمیری،‌قرب الاسناد،‌ص ۵۲.
[۳۸] . سیدی،‌خاطر نازک گل،‌ص ۲۰۲.

*برگرفته سایت رهروان ولایت

سبک زندگی یک مادر  ,سبک زندگی مادر ,دیباجی,استاد دیباجی,سید دیباجی,سید محمد تقی دیباجی,دیباجی اصفهانی,آیت الله دیباجی,مقالات ,سایت دیباجی,درس خارج دیباجی, سبک زندگی   ,سبک زندگی حضرت زهرا ,حضرت زهرا ,ولادت حضرت زهرا,روز مادر و حضرت زهرا ,روز مادر ,مادر نمونه

بازدیدها: ۲۵

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سنّت های عید نوروز از دیدگاه اسلام

برخلاف دیدگاه خصمانه برخی از نویسندگان مغرض که وانمود می‌کنند اسلام در برخورد با آداب‌ورسوم ملت‌ها و اقوام دیگر، نگاه سلبی داشته و درصدد از بین بردن آنها بوده است، بررسی روایات و تاریخ اسلام نشان می‌دهد که برخورد اسلام، برخوردی کاملاً منطقی بوده و هیچ‌گاه رهبران آن به مبارزه با سنت‌های رایج در میان اقوام و ملل بر نخواسته‌اند.
دین اسلام با اتخاذ یک سیاست کلی، سعی کرده تا از همه ظرفیت‌های موجود در میان ملت‌های مختلف در راستای نشر و ترویج اهداف خود بهره‌برداری کند، ازاین‌رو هیچگاه درصدد سرکوب یا تضعیف آداب‌ورسوم ملی برنیامده، مگر آنکه از اساس متکی به یک سری عقاید جاهلی ومخالف توحید و عبودیت باشند.

rsz_yd

روش‌های برخورد اسلام با سنت ها
اسلام در تعامل با سایر اقوام و ملل و در برخورد با سنت‌های آنها، سه شیوه را در پیش گرفت:

الف. بعضی از سنتهای غلط را به‌کلی از بین برد؛ همچون زنده‌به‌گور نمودن دختران، و اینکه جنس زن را تحقیر می‌کردند و او را موجودی پست نسبت به مرد می‌دانستند. قرآن در این زمینه می‌فرماید:«وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثَی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ [نحل/۵۸] هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتی) سیاه می‌شود؛ و به شدّت خشمگین می‌گردد»
ب. کلیت بعضی از سنتها را پذیرفت ولی اصلاحاتی در آن به وجود آورد همچون حج و مراسم و برنامه‌های آن، و یا مانند نوروز و آداب و سنت‌های آن، در حقیقت اسلام اصل نوروز را رد نمی‌کند و آن را می‌پذیرد ولی در برخی از سنت‌های آن اصلاحاتی را انجام داده است،  همانگونه که در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) برخی امور مستحب نیز برای نوروز بیان‌شده است « إِذَا کَانَ یَوْمُ النَّیْرُوزِ فَاغْتَسِلْ وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِیَابِکَ وَ تَطَیَّبْ بِأَطْیَبِ طِیبِکَ وَ تَکُونُ ذَلِکَ الْیَوْمَ صَائِماً الْخَبَرَ [۱] وقتی روز نوروز رسید غسل کن و پاکیزه‌ترین لباست را بپوش و به بهترین عطرها خود را خوشبو کن»
ج. با بعضی از سنت‌ها به گونه ای برخورد کرد که کم کم از صحنه زندگی مردم حذف شد که نمونه بارز آن برده‌داری می‌باشد.

سنت‌های مردود
نوروز یکی از اعیاد ایرانیان است و سنت‌های مختلف دارد که برخی مورد تأیید اسلام قرار گرفت زیرا با اصول اسلامی مطابقت داشت و برخی مردود شد زیرا با توحید اسلامی منافات داشت و وارد در وادی شرک می‌شد. چهارشنبه‌سوری، نحس دانستن عدد سیزده و خارج شدن از منزل برای درامان ماندن از نحسی آن و گره زدن سبزه برای برآورده شدن حاجات ازجمله سنت‌هایی هستند که با عقاید اسلامی منافات داشتند.

آیا اعداد و روزها نحس هستند؟
اعداد و روزها نیز مانند سایر مخلوقات، مخلوق خداوندی هستند که جز خیر از او صادر نمی‌شود، او هرگز چیزی را به صورت نحس خلق نکرده است. آنچه ما آن را نحس می‌دانیم درواقع ساخته‌وپرداخته ذهن ماست که از فرهنگ‌های دیگر به فرهنگ ما واردشده است. اما آنچه در قرآن تحت عناوین «أَیَّامٍ نَحِسات»[۲] و یا «یَوْمِ نَحْس»[۳] از آن یاد شده، به عملکرد بد یک قوم بر می‌گردد که نتیجه‌اش نزول بلا در آن روز یا ایام به آن قوم بوده است. پس برای آنان که معذب شده‌اند روز نحسی بوده نه اینکه آن روز از اساس و پایه از سوی خداوند نحس آفریده شده باشد.

آیا گره زدن سبزه حاجت‌روا می‌کند؟
از دیدگاه اسلام، در جهان هستی، تنها خداوند است که اثرگذار است و می‌تواند منشأ اثر باشد، بنابراین مسلمانان نباید موجوداتی را که مخلوق خداوند هستند در کنار او اثرگذار بدانند، کسانی که اینگونه اعتقادی دارند مشرک نامیده می‌شوند زیرا مشرک کسی است که دیگری را در خلقت و اداره جهان در کنار خدای متعال قرار می‌دهد. بنابراین آیا ما می‌توانیم برای طبیعت در کنار خالق آن، اثرگذاری برجهان را بپذیریم؟ آیا گره زدن سبزه، ما را به خواسته‌ها و آرزوهایمان می‌رساند؟ آیا بیرون رفتن از منزل در روز سیزده فروردین، به نیت فرار از بدشگونی ما را به سعادت می‌رساند؟ یا باید به دنبال عوامل دیگری برای خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت باشیم؟

سنت‌های ماندگار
علاوه بر آنچه گفته شد در میان مردم مراسم گوناگونی به مناسبت نوروز رواج دارد که در شمار اموری هستند که اسلام بر آنها تاکید فراوانی دارد از جمله آنهاست:  نظافت، صله‌رحم و دید و بازدید، رسیدگی به حال نیازمندان، عیادت از مریض‌ها و گرفتارها و  ایجاد آشتی بین افراد و رفع کدورت‌ها که در تمامی این موارد آیات و روایات فراوانی در آموزه‌های اسلامی به چشم می‌خورد.

نتیجه‌گیری
بنابر آنچه بیان شد، می‌توان گفت اسلام با هیچ یک از سنت‌ها و اعیاد ملت‌ها و اقوام مخالفت ندارد مگر اینکه آداب و مراسم آنها با آموزه‌های اعتقادی و اخلاقی اسلامی و یا ملاک‌های عقلی و منطقی منافات داشته باشد، عید نوروز و آداب و سنت‌های آن از این اصل کلی مستثنا نیستند؛ ازاین‌رو هر یک از سنت‌هایی که باعقل و شرع منافات دارد را باید بدون هرگونه تعصبی کنار گذاشته و سنت‌های نیکو و حسنه را که اسلام مهر تأیید بر آنها زده را در این ایام زنده کنیم.

=================

پی‌نوشت
۱. بحارالانوار: ج ۵۶ ص ۱۰۱؛ وسائل الشیعه: ج ۱۰ ص ۴۶۸
۲. سوره فصلت: آیه ۱۶
۳. سوره قمر: آیه ۱۹
*برگرفته از سایت رهروان ولایت

سنّت های عید نوروز ,دیدگاه اسلام,دیباجی,استاد دیباجی,سید دیباجی,سید محمد تقی دیباجی,دیباجی اصفهانی,آیت الله دیباجی,مقالات ,سایت دیباجی,درس خارج دیباجی, عید نوروز ,سنّت های نوروز  ,نوروز و اسلام ,عید نوروز و اسلام ,عید نوروز در روایات ,نوروز ۹۵ ,عید نوروز در قرآن

بازدیدها: ۳۰

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

روایتی دردناک از روزهای آخر یادگار امام حاج سید احمد خمینی (ره)

حاج احمدآقا خمینى در تاریخ ۲۴ اسفند سال ۱۳۲۴ در دامان بانویى متقى (خانم ثقفى) به دنیا آمد. وی دومین فرزند پسر امام خمینی (ره) و برادر شهید سید مصطفی خمینی است. وی قبل از انقلاب به تحصیل در حوزه‌های علمیه قم و نجف اشتغال و بعد از انقلاب در دفتر حضرت امام خمینی (ره) فعالیت داشت. سید احمد از خود سه فرزند به نام‌های حسن، یاسر و علی به جا گذاشت که حجت الاسلام سیدحسن خمینی تولیت آرامگاه امام خمینی (ره) را بر عهده دارد.

Salghard Seyd Ahmad(rh) 91

روزهاى آخر از خاک تا افلاک

صبحگاه روز ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ خبر بسترى شدن یادگار امام، نخست موجى از نگرانى در جماران و دقایقى بعد در شهر تهران و پس از آن در سرتاسر ایران پدید آورد و ساعاتى بعد با پخش خبر بطور رسمى از صداى جمهورى اسلامى غوغایى در ایران برپاشد که تنها نمونه آن را در پخش خبر بیمارى امام دیده بودیم. گزارش هاى بعدى حاکى از آن بود که عارضه قلبى و تنفسى ناگهانى در حالت خواب سبب ایست کامل قلب و تنفس براى لحظاتى گردیده و همین امر موجب بروز سکته مغزى شده است.

همسر معزز و رنج کشیدۀ آن مرحوم که خود در یکایک رنج هاى دوران مبارزه و فداکاری هاى یادگار امام سهمى برابر با او داشته است به محض اطلاع درخواست کمک مى‏ کند و با توجه به مجاورت منزل با بیمارستان تخصصى قلب و عروق (بقیه‏الله) بلافاصله امدادگران حاضر و پس از اقدامات ضرورى امدادى به فوریت او را به بیمارستان منتقل مى‏ کنند و با استفاده از تجهیزات کامل بخش سى.سى.یو فعالیت هاى فورى پزشکى آغاز مى‏ شود و لحظاتى بعد اطباء متخصص و برجسته از تخصص هاى مختلف به محض شنیدن خبر، سراسیمه خود را بر بالین آن عزیز مى ‏رسانند و کار تشخیص و مداوا با سرپرستى جناب آقاى دکتر عارفى و نظارت و همکارى آقاى دکتر طباطبائى (متخصص قلب و برادر همسر گرامى حاج احمدآقا) آغاز مى ‏شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامى، ریاست جمهورى اسلامى، رئیس مجلس شوراى اسلامى و بسیارى از مسئولان و بلندپایگان کشورى بى‏ درنگ به عیادت فرزند شایسته امام مى ‏شتابند. اقشار مختلف مردمى که خبر را پیش از دیگران شنیده ‏اند به سوى جماران در حرکتند. کلیه گزارش هاى پزشکى حاکى از آن است که جز ایست ناگهانى و متعاقب آن اختلال شدید در دستگاه تنفس و سپس سکته مغزى چیز روشن دیگرى به چشم نمى ‏خورد. کوچه‏ هاى جماران و خیابانهاى اطراف آن در تمام ساعات شاهد حضور بسیجیان و خانواده هاى شهدا و دلدادگان کوى خمینى است که سربر دیوار نهاده و بغض خویش را آهسته گریه مى‏ کنند، مبادا کسى تصور کند که دیگر تفسیر کلام خمینى را از «احمد» نخواهند شنید. احمد تجسمى است از روح زیباى خمینى.

به هر حال پنج روز تلاش خستگى ‏ناپذیر تیم پزشکى نتیجه‏ اى نبخشید. احمدخمینى همان کسى که نامش و یادش و تصویرش و فداکاری هاى بى‏ مانندش تا ابد در کنار نام مبارک امام‏ خمینى در قلب و روح و روان عاشقان انقلاب اسلامى پرجلوه و پراثر باقى خواهد ماند، نداى حق را در شامگاه ۲۵ اسفند ۱۳۷۳ لبیک گفت و بدین ترتیب اسفند ماه خزان عمر دنیایى احمد و بهار جاودانه او شد و چه سعادتى است که او به نحو اکمل نصیب خود کرده است؛ در کنار خمینى و با هدف هاى او همۀ عمر زندگى کردن، در یاد او از این جهان کوچیدن، در جوار او آرمیدن. شرح ماجراى زندگى احمد نیز دفترى هماره گشوده در کنار کتاب بى‏ انتهاى زندگانى امام عشق و خوبیهاست.

منبع: یاد یادگار امام، ص ۱-۳۲ و ۱۰۰-۱۰۱

متن کامل وصیت نامه یادگار امام,زندگی نامه سید احمد خمینی,لحظات آخر سید احمد خمینی,علت فوت سید احمد خمینی,روایت درگذشت سید احمد خمینی,,,زندگی نامه,استاد دیباجی ,دیباجی,دیباجی اصفهانی,سید محمد تقی دیباجی,آیت الله دیباجی اصفهانی,آیت الله دیباجی,سید دیباجی,دیباج,,وصیت نامه ,وصیت نامه یادگار امام ,حاج سید احمد خمینی , احمد خمینی, سید احمد خمینی ,وصیت نامه سید احمد خمینی ,ارتحال سید احمد خمینی     

بازدیدها: ۱۱۱

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

برترین فضیلت حضرت زهرا(سلام الله علیه) در منابع اهل سنت

جایگاه و شخصیت وجودی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) در عالم هستی و نزد خداوند متعال، را هرگز نمی‌توان انکار نمود. که حتی در منابع و کتب اهل سنت نیز با کلمات و تعابیر مختلفی، فضائل و جایگاه عظیم و والای ایشان بیان شده است که کمتر کسی به بیان و نشر این فضائل در منابع اهل سنت پرداخته است و  مهم‌تر از آن، این است که هرگز به دقائق معرفتی و باطن این تعابیر دقت و توجه نشده است. 

یا-زهرا-1

حضرت  زهرا(سلام‌الله‌علیها) نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود
یکی از فضائلی که در احادیث معتبر و صحیح اهل سنت در شأن فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) بیان شده، این است که ایشان نخستین و اولین کسی است که وارد بهشت می‌شود.
ابن حجر عسقلانی و ذهبی و …  از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل نموده‌اند که فرمودند: «نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود، دخترم فاطمه است».[۱]

با کمی تأمل و دقت می‌توان دریافت که اولین شخصی که وارد بهشت می‌شود، می‌بایست اولین شخص در عالم وجود، انسانیت و شرافت باشد. و حال آن‌که عقلا و نقلا هیچ‌کس را یارای رسیدن به مقام و مرتبت حضرت رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نمی‌باشد و اولین شخص در عالم وجود و نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود، خود حضرت‌ است، پس چگونه ممکن است صدیقه طاهره(سلام‌الله‌علیها) اولین شخصی باشد که وارد بهشت می‌شود؟

سرّ این سخن و رفع این تناقض در این است که فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) نفس پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشد و بین این دو هیچ‌گونه بینونت و فاصله‌ای نمی‌باشد.
عایشه می‌گوید: «هیچ شخصی از مردم را ندیدم که در گفتار و سخن گفتن و نشتن از فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شبیه‌تر باشد».[۲]

آلوسی می‌گوید: «در حدیث آمده است: «به درستی که فاطمه(سلام‌الله‌علیها) همتا نداشت و افضل از زنان گذشته و آینده بوده است» با این حدیث، افضل بودن فاطمه(سلام‌الله‌علیها) بر تمام زنان ثابت می‌شود. زیرا او روح و روان رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده. از این رو بر عایشه نیز برتری داشت.[۳]

 آلوسی از مفسرین بزرگ اهل سنت بسیار زیبا و به‌جا بیان می‌کند که فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) روح و روان رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است که این نهایت اشتباک و اتحاد این دو را بیان می‌کند.
از این زیباتر و رساتر، این است که بخاری و مسلم نقل می‌کنند که رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «فاطمه(سلام‌الله‌علیها) پاره تن من است».[۴]
وقتی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) بضعه و پاره تن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شد،  پس پاره تن جلوتر از خود رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به عنوان اولین شخص وارد بهشت می‌شود.

بنابراین حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از چنان مقام و مرتبتی در عالم هستی برخوردار است که همراه و قرین پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که هیچ‌کس را نمی‌توان با شأن و جایگاه او نزد خداوند متعال و رسولش قیاس کرد و از همین رو می‌توان درک کرد که چه طور غضب و رضایت خداوند در گرو غضب و رضایت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) است.

_____________________________________

پی‌نوشت
[۱]. لسان المیزان، ج۴، ص۱۶؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۱۸؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۱۰، ص۳۸۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۱۱۰.
[۲]. الادب المفرد، البخاری،  ص۲۰۲؛ السنن الکبری، النسائی، ج۵، ص۳۹۱؛ با تعابیر دیگر: سنن ابی داود، ج۲، ص۵۲۲؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۶۱، ح۳۹۶۴؛ مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۲۸۲.
[۳]. روح المعانی، ج۳، ص۱۳۸.
[۴]. صحیح البخاری، ج۴، ص۲۱۰؛ صحیح المسلم، ج۷، ص۱۴۱؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۶۰ و … .

برترین فضیلت حضرت زهرا   ,فضیلت حضرت زهرا ,دیباجی ,شهادت ,شهادت زهرا ,صدیقه ,استاد دیباجی ,مقاله ,دیباجی اصفهانی ,منابع اهل سنت, حضرت زهرا 

بازدیدها: ۴۸

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

پیام تسلیت دفتر آیت الله دیباجی اصفهانی در پی ارتحال آیت‌الله واعظ طبسی

در پی درگذشت عالم مجاهد و یار صدیق امام و رهبری، آیت‌الله حاج شیخ عباس واعظ طبسی رحمهالله‌علیه، دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پیام تسلیتی صادر کرد.

دیباجی طبسی

متن پیام دفتر معظم له به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَهٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْ ءٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ»

ارتحال عالم بزرگوار آیت الله حاج شیخ عباس واعظ طبسی، تولیت پرتلاش آستان مقدس رضوی، مجتهد و مجاهد انقلابی و یار دیرین امام خمینی (ره) و همراه همیشگی رهبر انقلاب، که در راه اسلام و دین با تلاش و خستگی ناپذیر بودند، مایه تألم و تأثر عمیق گردید.

بدون شک خدمات این عالم مجاهد، چه در دوران مبارزات قبل از انقلاب در کنار مجاهدانی همچون شهید نواب صفوی و شهید هاشمی نژاد و چه پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در نشر معارف اهل بیت(ع) و دفاع از انقلاب و نظام مقدس اسلامی و نیز خدمتگزاری ایشان به بارگاه مطهر امام هشتم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و زائران رضوی در تاریخ ماندگار خواهد شد.

دفتر آیت الله دیباجی (حفظه الله) از خدواند متعال برای ایشان غفران مسئلت کرده و این مصیبت را به محضر حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا له الفداء، مقام معظم رهبری، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های علمیه، مردم شریف و متدین ایران و نیز خانواده محترم آن مرحوم تسلیت عرض می‌نماید.

دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه الله)

۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۴
پیام تسلیت آیت الله دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, دفتر آیت الله دیباجی, دفتر دیباجی, دیباجی,  استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, پیام تسلیت آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی و واعظ طبسی ,  فوت واعظ طبسی, ارتحال طبسی, تصاویر ارتحال طبسی, تصاویر واعظ طبسی,  ارتحال واعظ طبسی, ارتحال آیت‌الله واعظ طبسی, آیت‌الله واعظ طبسی, درگذشت واعظ طبسی ,امام رضا ,تصاویر مشهد,ختم واعظ طبسی ,تصاویر تشییع واعظ طبسی,واعظ طبسی 

بازدیدها: ۷۱

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

مراسم عزاداری فاطمیّه اوّل در بیت آیت الله دیباجی اصفهانی (حفظه الله)

Fatemeyeh 92 8a

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهُ الشَّهِیدَهُ

به مناسبت شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ایّام فاطمیّه اول، مجلس روضه و عزاداری به مدت ۵ شب در بیت حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه الله) برگزار می شود.

زمان: ۲ اسفند تا ۶ اسفند ۱۳۹۴ بعد از نماز مغرب و عشاء ساعت ۱۹:۳۰ الی ۲۱:۰۰ شب

مکان: قم،خیابان شهدا(صفاییه)، کوچه ۲۲(آمار)، پلاک ۲۹ دفتر معظم له

مراسم عزاداری, فاطمیّه اوّل ,  بیت آیت الله دیباجی اصفهانی , آیت الله دیباجی اصفهانی ,  آیت الله دیباجی,  استاد دیباجی ,شهادت مادرم, مراسم روضه خوانی, بیوت علما ,فاطمیه اول ۹۴ ,عزاداری ۱۳۹۴ ,شهادت, روضه حضرت زهرا , دیباجی ,دیباجی اصفهانی 

بازدیدها: ۵۷

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

لحظه به لحظه با حوادث میلاد حضرت زینب (سلام الله علیها)

تولد زینب(سلام الله علیها) و گریه پیامبر بر مصایب آن

زینب کبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال ۵ یا ۶ هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) براى دیدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:

((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم )).

فاطمه (س) نوزاد کوچکش را به سینه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزیزش را در آغوش کشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشک ریختن کرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه این صحنه شد و در حالى که شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید: پدرم ، چرا گریه مى کنى ؟!

رسول خدا (ص) فرمود: ((گریه ام به این علت است که پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت که او با چه مشکلاتى دردناکى رو به رو مى شود و چه مصیبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى کند)).

در آن دقایقى که آرام اشک مى ریخت و نواده عزیزش را مى بوسید، گاهى نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى که بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خیره خیره مى نگریست و در همین جا بود که خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر کسى که بر زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن کسى را به او مى دهند که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند)).(۱)

 
photo_2016-02-13_21-52-10

 

ولادت و پرورش زینب(سلام الله علیها)

درست ترین گفتار آن است که سیدتنا زینب کبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنیا آمده ، و تربیت و پرورش ‍ آن دره یتیمه و مروارید گرانبها و بى مانند در کنار پیغمبر اکرم (ص) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و غذای خود را از وجود مطهر زهرای مرضیه(س) تناول نموده ، و از دست پسر عموى پیغمبر، امیرالمؤ منین (ع) غذا و خوراک خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاکیزه ، و با سعادت و نیکبختى ، و پرورش یافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاکدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشیده شده ، و پنج تن اصحاب کساء به تربیت و پرورش و تعلیم و آموختن و تهذیب و پاکیزه گردانیدن او قیام نموده و ایستادگى داشتند، و همین بس است که مربى و مؤ دب و معلم او ایشان باشند.(۲)

گریه جبرئیل بر مصایب زینب(سلام الله علیها)

روایت شده است که پس از ولادت حضرت زینب (س)، حسین (ع) که در آن هنگام کودک سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: ((خداوند به من خواهرى عطا کرده است )). پیامبر(ص) با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت . حسین (ع) پرسید: ((براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟)).< p/> پیامبر(ص) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشکار شود.))

تا اینکه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى که گریه مى کرد، رسول خدا (ص) از علت گریه او پرسید، جبرئیل عرض ‍ کرد: ((این دختر (زینب ) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد و از این مصایب دردناک تر و افزون تر اینکه به مصایب جانسوز کربلا گرفتار شود، به طورى که قامتش خمیده شود و موى سرش سفید گردد.))

پیامبر (ص) گریان شد و صورت پر اشکش را بر صورت زینب (س) نهاد و گریه سختى کرد، زهرا (س) از علت آن پرسید. پیامبر (ص) بخشى از بلاها و مصایبى را که بر زینب (س) وارد مى شود، براى زهرا(س) بیان کرد.

حضرت زهرا (س) پرسید: ((اى پدر! پاداش کسى که بر مصایب دخترم زینب (س) گریه کند کیست ؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش کسى است که براى مصایب حسن و حسین (ع) گریه مى کند))(۳)

بشارت تولد زینب و گریه على (علیه السلام)

هر پدرى را که بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گردید، جز على بن ابى طالب (ع) که ولادت هر یک از اولاد او سبب حزن او گردید.

در روایت است که چون حضرت زینب متولد شد، امیرالمؤ منین (ع) متوجه به حجره طاهره گردید، در آن وقت حسین (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض کرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى کردگار خواهرى به من عطا فرموده

امیرالمؤ منین (ع) از شنیدن این سخن بى اختیار اشک از دیده هاى مبارک به رخسار همایونش جارى شد. چون حسین (ع) این حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصیبت و سبب حزن و اندوه پدر گردید، دل مبارکش ره درد آمد و اشک از دیده مبارکش بر رخسارش جارى گشت و عرض کرد: ((بابا فدایت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گریه مى کنید، سبب چیست و این گریه بر کیست ؟))

على (ع) حسینش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: ((نور دیده ! زود باشد که سر این گریه آشکار و اثرش نمودار شود.))که اشاره به واقعه کربلا مى کند. همین بشارت را سلمان به پیغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گردید.

چنان که در بعض کتب است که حضرت رسالت در مسجد تشریف داشت آن وقت سلمان شرفیاب خدمت گردید و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنیت گفت . آن حضرت بگریست و فرمود: ((اى سلمان جبرییل از جانب خداوند جلیل خبر آورد که این مولود گرامى مصیبتش غیر معدود باشد تا به آلام کربلا مبتلا شود، الخ ))(۴)

نامگذارى زینب (سلام الله علیها) از طرف خداوند

هنگامى که زینب (س) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س) او را نزد پدرش امیرالمؤ منین (ع) آورده و گفت : این نوزاد را نامگذارى کنید! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .

در این ایام حضرت رسول اکرم (ص) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤ منین على (ع) به آن حضرت عرض کرد: نامى را براى نوزاد انتخاب کنید. رسول خدا (ص) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گیرم .

در این هنگام جبرئیل (ع) فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر(ص) ابلاغ کرده و گفت :

نام این نوزاد را ((زینب )) بگذارید! خداوند بزرگ این نام را براى او بر برگزیده است .

بعد مصایب و مشکلاتى را که بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو کرد. پیامبر اکرم (ص) گریست و فرمود: هر کس بر این دختر بگرید، همانند کسى است که بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.(۵)

فرزند فاطمه (سلام الله علیها)

علیا حضرت زینب ، نخستین دخترى است که از فاطمه (سلام الله علیها) به دنیا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسین (علیه السلام) بزرگترین فرزندان فاطمه (س) بوده ، و نیز گفته اند:

دلیل بر آن است که راویان حدیث و بیان کنندگان اخبار در ایام اضطهار – یعنى روزگار غلبه و چیرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منین – هر گاه مى خواستند از امیرالمؤ منین على (ع) روایتى نقل کنند مى گفتند:

این روایت از ابى زینب است ، و اینکه امیرالمؤ منین (ع) را به این کنیه مى نامیدند، براى آن است که زینب کبرى (س) پس از امام حسن و امام حسین – علیهماالسلام – بزرگترین فرزندان آن حضرت بوده ، و امیرالمؤ منین (ع) نزد دشمنانش به این کنیه معروف نبوده است .(۶)

تغذیه زینب از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله)

حضرت زینب (س) مانند دو برادرش حسن و حسین (ع) از زبان رسول الله (ص) تغذى مى کرد.

همان طور که در بسیارى از اخبار آمده است ، پیغمبر (ص) زبان خود را در دهان حسنین مى گذاشت ، آنان با مکیدن زبان پیغمبر تغذیه مى شدند و از همین طریق گوشت و پوست بدنشان مى رویید و رشد مى کرد، در مورد حضرت زینب (س) نیز همین عمل را انجام مى داد.

در جلد اول از کتاب خرایج راوندى (صفحه ۹۴) معجزه یکصد و پنجاه و پنج (۱۵۵) از حضرت صادق (ع) چنین روایت کرده است :

امام صادق (ع) فرمود: پیغمبر (ص) پیوسته نزد فرزندان شیر خوار فاطمه مى آمد، از آب دهان خود آنان را تغذیه مى کرد و سپس به فاطمه (س) مى فرمود به آنان شیر ندهید))(۷)

لقب هاى حضرت زینب (سلام الله علیها)

الف ) زینب کبرى : این لقب براى مشخص شدن و تمییز دادن او از سایر خواهرانش (که از دیگر زنان امیرمؤ منان به دنیا آمده بودند) بود.

ب )الصدیقه الصغرى : چون (( صدیقه )) لقب مبارک مادرش ، زهراى مرضیه (س) است ، و از سویى شباهت هاى بى شمارى میان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زینب را (( صدیقه صغرى )) ملقب کردند.

ج ) عقیله / عقیله بنى هاشم / عقیله الطالبین :

(( عقیله )) به معناى بانویى است که در قومش از کرامت و ارجمندى ویژه اى بر خوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده اى داشته باشد.

د) دیگر لقب ها:

از دیگر لقب هاى حضرت زینب ، موثقه عارفه ، عالمه غیرمعلمه ، عابده آل على ، فاضله و کامله است . (۸)

کنیه حضرت زینب (سلام الله علیها)

کنیه آن علیا حضرت (( ام کلثوم )) است ، و این که ایشان را (( زینب کبرى )) مى گویند، براى آن است که فرق باشد بین او و بین کسى از خواهرانش که به آن نام و کنیه نامیده شده است .

چنان که ملقبه به (( صدیقه صغرى )) شده است ، براى فرق بین او و مادرش صدیقه کبرى فاطمه زهراصلوات الله علیهما. (۹)

 

===========================

پاورقی

۱- خطابه زینب کبرى (س) پشتوانه انقالب امام حسین (ع) صفحات ۵۵ – ۵۷ اثر دانشمند محترم محمد مقیمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص ۳۲ و ۲۲.

۲- زینب کبرى ، ص ۱۳۹.

۳- الخصائص الزینبیه ، ص ۱۵۵ ناسخ التواریخ زینب (س) ص ۴۷

۴- ناسخ التواریخ حضرت زینب کبرى (س)، ج ۱، ص ۴۵ و ۴۶.

۵- فاطمه زهرا (س) دل پیامبر، ص ۸۵۴

۶- زینب کبرى ، ص ۱۳۷ و ۱۳۸

۷- پیام آور کربلا، ص ۱۷

۸- ره توشه راهیان نور، ص ۲۵۸.

۹- زینب کبرى ، ص ۱۳۷.

لحظه به لحظه , حوادث میلاد حضرت زینب ,میلاد حضرت زینب  ,حضرت زینب ,زینب ,زینب کبری ,تولد حضرت زینب ,تولد, میلاد زینب کبری, دیباجی ,سید دیباجی, آیت الله دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی, دیباجی اصفهانی,مقالات, زندگی نامه حضرت زینب ,مقاله حضرت زینب, استاد دیباجی 

بازدیدها: ۲۹۷

دسته‌ها
دیدارها و مصاحبه عکس

تصاویر/دیدار سادات لرستان با حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی (مدظله العالی )

سادات شهرستان چگینی استان لرستان در روز جمعه ۹ بهمن ۱۳۹۴ با حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (مد ظله العالی ) در بیت ایشان دیدار نمودند.

در ابتدای این دیدار صمیمی حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی ( امد ظله العالی ) ضمن خوش آمدگویی به جایگاه سادات در جامعه اشاره کرده و فرمودند: سادات باید در عمل به احکام شرع الگوی جامعه باشند و در زندگی خود از سیره پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) پیروی کنند.

در پایان این دیدار سادات چگینی ضمن تقدیر و تشکر از معظم له توضیحاتی درباره وضعیت سادات منطقه چگینی لرستان ارائه نمودند.

IMG_۲۰۱۶۰۱۲۸_۱۳۰۴۴۷ IMG_۲۰۱۶۰۱۲۸_۱۳۰۵۰۲

تصاویر دیدار سادات لرستان ,سید دیباجی, استاد دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, دیباجی اصفهانی, حضرت آیت الله دیباجی,  آیت الله دیباجی ,دیدار با آیت الله دیباجی ,دیدار سادات با دیباجی اصفهانی, سادات چگینی,  دیباجی ,حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی,تصاویر استاد دیباجی,,عکس دیباجی ,تصاویر دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۱۸۵

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

ماجرای تحصن روحانیون قبل از ورود امام خمینی (ره) به ایران

اعلام تصمیم امام خمینی رحمه‌الله به بازگشت به ایران، رژیم پهلویرا به اقداماتی واداشت که آتش انقلابی مردم را دوچندان نمود. تاریخ اعلام‌شده، پنجم بهمن‌ماه بود اما خبرها از اعلام نقص فنی هواپیمای عازم پاریس و مسدودشدن باند فرودگاه مهرآباد توسط تانک‌ها و کامیون‌های ارتشی حکایت می‌کرد؛ سرانجام از تعطیلی کلیه‌ی پروازهای فرودگاه مهرآباد تا سه روز خبر داده شد. روحانیون انقلابی در اعتراض به این حرکت رژیم، تصمیم به برگزاری تحصن در مسجد دانشگاه تهران گرفتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن روزها، عضو شورای انقلاب بودند، مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات تحصن را برعهده گرفتند. گزارش زیر روایتی است از آغاز و سرانجام این تحصن.http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif با بسته‌شدن فرودگاه و پس از راهپیمایی گسترده‌ی مردم در فردای آن روز (مصادف با ۲۸ صفر)، سران انقلابیون در مقر کمیته‌ی استقبال از امام در مدرسه رفاه جمع شدند تا دراین‌باره رایزنی کنند. پیشنهاد برگزاری تحصن به میان آمد. «فکر تحصن در تهران بیارتباط به تجربه‌ی تحصن در مشهد نبود، یعنی تجربه‌ی موفق تحصن بیمارستان [امام رضاعلیه‌السلام] مشهد، تشویق‌کننده بود به این تحصنی که در تهران انجام گرفت.»۱

پس از تصویب اصل برگزاری تحصن، گفت‌وگوها درباره‌ی مکان آن آغاز شد: «مدتی بحث شد که کجا تحصن انجام بگیرد، بعضی میگفتند در مسجد بازار، مسجد امام که آن وقت اسمش مسجد شاه بود آن‌جا تحصن انجام بگیرد، بعضی جاهای دیگر را پیشنهاد میکردند یک وقت پیشنهاد دانشگاه هم شد که دیدیم بسیار جالب و از همه جهت این خوب هست.»۲
مرحوم آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی دراین‌باره می‌گوید: «یک نظر این بود که تحصن در مکانی صرفاً مذهبی انجام بگیرد. برای این منظور، مسجد شاه سابق در نظر گرفته شد. دوستان می‌گفتند که آن‌جا بهترین مکان برای تحصن است. این مسجد در بازار قرار داشت و مردم هم در مسجد و اطراف آن تردد داشتند. نظر دیگری هم وجود داشت که شهید مطهری هم طرفدار آن بود و آن، تحصن در دانشگاه بود. طرفداران این نظر معتقد بودند نام دانشگاه، نامی جهانی است و این تحصن از این طریق در سطح جهان مطرح می‌شود و رسانه‌های دنیا هم آن را مطرح می‌نمایند؛ علاوه‌بر این‌که با قشر دانشجو و دانشگاهیان ارتباط و نزدیکی بیشتری برقرار می‌گردد.»۳
با انتخاب دانشگاه تهران «برادرها صبح زود رفتند دانشگاه … مشکلات زیادی هم سر راه ما انصافاً درست کردند اما مسجد خوشبختانه باز بود، ما رفتیم داخل مسجد و فوراً آن اتاقک سر مسجد را، آن‌جا را ستاد کارها قرار دادیم و بلافاصله یک اعلامیه منتشر کردیم؛ یعنی اولین کاری که کردیم یک اعلامیه نوشتیم.»۴بدین‌ترتیب تحصن آغاز شد و اولین بیانیه‌ی روحانیون متحصن مسجد دانشگاه تهران در هشتم بهمن‌ماه ۵۷ صادر شد. در قسمتی از این بیانیه آمده است: «این‌جانبان، به عنوان اعتراض به اعمال ضد انسانی دولت غیر قانونی بختیار از ساعت ۹ صبح روز یکشنبه هشت بهمن ماه جاری تا بازگشت حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی دام‌ظله به وطن و به آغوش پُرمهر ملت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن اختیار می‌کنیم و از این محل مقدس در کنار برادران دانشجوی خود، ندای حق‌طلبانه خود را به گوش جهانیان خواهیم رساند.»۵ با شروع تحصن، سیل بی‌شمار جمعیت، به‌سمت دانشگاه تهران سرازیر شد. روحانیون مختلف هم خود را به هر طریق به مسجد دانشگاه می‌رساندند و به متحصنین می‌پیوستند.

تحصن علما و روحانیون
«اگر سخنرانیها و اعلامیه‌ها نبود مفهوم نمیشد که چکاری انجام گرفته، نه مردم در جریان قرار میگرفتند و تبلیغات دستگاه هم میتوانست شاید آن را جور دیگری جلوه بدهد لذا بود که چند تا برنامه در دانشگاه بود. یکی سخنرانی‌هایی بود که مستمراً در مسجد دانشگاه انجام میگرفت که همه‌ی ماها هر کدام یک برنامه‌ی سخنرانی را این‌جا گذاشتیم و دیگران سخنرانی میکردند. یکی اعلامیه‌ها بود، یکی هم یک نشریه، یک بولتن روزانه ما منتشر میکردیم.»۶اتاقک کنار مسجد دانشگاه اما به مرکز رهبری تحصن در تهران بدل شده بود. چند کمیته‌ی اصلی جهت تحصن تشکیل شد که برخی از آن‌ها عبارت بودند از: کمیته‌ی علمای شهرستانی و کمیته‌ی پشتیبانی؛ کمیته‌ی مهم دیگری هم وجود داشت به‌نام کمیته‌ی تبلیغات. مسئولیت این کمیته با آیت‌الله خامنه‌ای بود که نشریه‌ای هم در همان ایام منتشر می‌کرد: «من فراموش نمی‌کنم آن روز با مرحوم آقای بهشتی دو نفری آمدیم و از در شرقی دانشگاه وارد شدیم. یکی از دوستان عزیز و علمای محترم … قبلاً رفتند آن‌جا، هماهنگی کردند و در شرقی دانشگاه را باز کردند -چون در جنوبی که در اصلی بود، [تحت کنترل رژیم بود] و روی ما باز نمی‌شد- و ما از آن‌جا وارد دانشگاه شدیم، رفتیم توی مسجد دانشگاه، و بنده رفتم توی آن اتاق عقب مسجد -که یک اتاق کوچکی بود، نمی دانم حالا هم هست یا نه- آن‌جا مستقر شدیم و از همان روز اول، نشریه‌ی تحصن را راه انداختیم، که چند شماره از همان روز اول آنجا منتشر شد.»۷

این تحصن هوشمندانه و به‌موقع علما و بازتاب گسترده‌ی آن فشار شدیدی به بختیار وارد کرد و او را سخت به تکاپو انداخت. او حتی در این راه به مذاکره‌ی غیر مستقیم با سران تحصن هم روی آورده بود؛ اگرچه نمی‌توانست آنان را به سازش و کوتاه آمدن بکشد. به گفته‌ی آیت‌الله جمی: «ما می‌دانستیم که بختیار دستپاچه شده، با بعضی از این بزرگان دست‌اندرکار تحصن و کمیته‌ی استقبال تماس‌هایی می‌گیرد. با آقایانی مثل شهید مطهری و بهشتی که یک کاری بکنند. این‌ها هم قرص و محکم می‌گفتند که غیر از این راهی نیست و باید حتماً امام بیاید و این تحصن به هم نمی‌خورد تا امام بیاید.»۸به هر حال بختیار وقتی متوجه شد که نمی‌تواند سران را به سازش بکشد و از طرفی دیگر هم نمی‌تواند در برابر فشارهای رو به افزایش ناشی از تحصن مقاومت کند، نهایتاً تسلیم خواست متحصنین و مردم حامی آن‌ها شد و از طرف دولت اعلام شد که مانعی جهت ورود امام به میهن وجود ندارد و این تحصن موجب شد تا رکن اصلی پیروزی انقلاب در آن مقطع (یعنی حضور امام در کشور) محقق گردد. بدین‌جهت باید این تحصن را از اصلی‌ترین رویدادهای انقلاب اسلامی محسوب نمود.

====================
پی‌نوشت‌ها:
۱. مصاحبه با شبکه‌ی ۲ تلویزیون درباره‌ی خاطرات ۲۲ بهمن، ۶۳/۱۱/۱۱
۲. همان
۳. خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد ۲، صفحات ۲۸۳ و ۲۸۴
۴. مصاحبه با شبکه‌ی ۲ تلویزیون درباره‌ی خاطرات ۲۲ بهمن، ۶۳/۱۱/۱۱
۵. روزنامه کیهان، ۹ بهمن ۱۳۵۷، صفحه ۱
۶. مصاحبه با شبکه‌ی ۲ تلویزیون درباره‌ی خاطرات ۲۲ بهمن، ۶۳/۱۱/۱۱
۷. بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران‌، ۸۸/۱۱/۱۳
۸. خاطرات آیت‌الله جمی، صفحه۱۸۱
مبارزه روحانیت   ,رژیم پهلوی,  تحصن روحانیون , تحصن علما ,ورود امام خمینی , انقلاب ۵۷ ,ورود امام ,بهمن ۵۷ ,ماجرای تحصن علما ,داستان تحصن روحانیون, تحصن روحانیون در دانشگاه ,تحصن علما در تهران ,نقش روحانیون در انقلاب ,دیباجی, آیت الله دیباجی, سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, دیباجی در انقلاب, آیت الله دیباجی در انقلاب, امام خمینی و سید دیباجی 

بازدیدها: ۱۶۹

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

حماسه “هزار سنگر آمل” به روایت رهبر انقلاب

ششم بهمن‌ماه ۱۳۶۰ مصادف است با شورش مسلحانه‌ی گروهی از معارضین و افراد ضدانقلاب در آمل با هدف فتنه‌انگیزی علیه انقلاب نوپای اسلامی. در این روز تاریخی مردم آمل با بصیرت و شجاعتی مثال‌زدنی به مبارزه با آنها پرداخته و در کمترین زمان ممکن سرکوب‌شان کردند.
آنچه در ادامه می‌‌آید گزیده‌ای از روایت تاریخی «حماسه ششم بهمن مردم آمل» در بیانات رهبر انقلاب اسلامی است که پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR آن را به مناسبت این روز منتشر می‌کند.
* قضیه ششم بهمن آمل؛ درسی برای امروز و آینده ملت ایران
قضیه‌ی ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه‌ی تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ برای اینکه حوادث تاریخی، هم درس است، هم عبرت است. قضایای جاری بر یک ملت، قضایائی است که در برهه‌های مختلف غالبا تکرار میشود. امروز بیست و هشت سال از آن زمان میگذرد، اما راه جمهوری اسلامی که عوض نشده است؛ دشمنان جمهوری اسلامی هم عوض نشدند. پس آنچه که آنجا اتفاق افتاد، میتواند برای امروز و برای آینده تا هر وقتی که ملت ایران به حول و قوه‌ی الهی دلبسته‌ی این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.خوب، حالا در فضائل ششم بهمن آمل یک جمله‌ی دیگر هم عرض کنیم. «هزار سنگر» یعنی چه؟ ظاهر قضیه این است که در درون شهر، مردم در مقابل گروه‌های اشرار و متجاوز سنگر درست کردند – حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا کمتر – اما من یک تفسیر دیگری دارم: این سنگرها سنگرهای درون خیابانها نیست، این سنگر دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مومنی، هر انسان باانگیزه‌ی باشرفی، یک سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد. اگر یک ملت وقتی به دنبال یک هدفی حرکت میکند، نداند سر راه او چه خطراتی است، چه کمین‌کرده‌هائی هستند، چه باید کرد در مقابل اینها، خود را رها کند، قید و بندهای خود را رها کند، بیخیال باشد، ضربه خواهد خورد. همه‌ی ملتهائی که در جهت یک هدف بزرگی حرکت کردند و وسط راه ضربه خوردند و گاهی آنچنان افتادند که دیگر قرنها بلند نشدند، مشکلشان از همین جا آغاز شد: ندانستند چی در انتظار آنهاست و خود را برای مواجهه‌ی با آن آماده نکردند. درسهای گذشته این کمک را به ما میکند که راهمان را بفهمیم، بشناسیم، کمینها را بشناسیم، کمین‌کرده‌ها را بشناسیم.
.
5-copy.

انقلاب اسلامی با آن عظمت پیروز شد. مردم آمدند با تن‌های خودشان، با جسمهای بیپناه و بیزره خودشان در مقابل سلاح عوامل رژیم جبار ایستادند و انقلاب را پیروز کردند؛ بعد همین مردم آمدند به جمهوری اسلامی رای دادند و جمهوری اسلامی را انتخاب کردند. خوب، یک انسان باانصاف و باشرف، در مقابل این خواست مردم چه میکند؟ بعضیها آمدند وسط میدان، ادعای طرفداری از مردم کردند، خودشان را دموکراتیک خواندند، خودشان را طرفدار خلق معرفی کردند؛ آن وقت با همین خلقی که این نظام را با این بهای سنگین سر کار آورده بودند، شروع کردند به مقابله کردن. توشان منافق بود، کافر صریح بود، طرفدار غرب بود، متظاهر به دین هم بود؛ همه‌ی اینها با هم شدند یک جبهه، یک حرکت، در مقابل نظام اسلامی، در مقابل ملت ایران. ادعای طرفداری از مردم کردند، با مردم درافتادند؛ ادعای طرفداری از دموکراسی و آرا مردم کردند، با آرا مردم و نتیجه‌ی آرا مردم درافتادند؛ ادعای روشنفکری و آزاداندیشی و آزادفکری کردند، به طور متحجرانه چهارچوبهای القائی متفکرین غربی را – که آمیخته‌ی به بدخواهی و بددلی بود – قبول کردند؛ آمدند مقابل ملت ایران. اول با حرفهای روشنفکرانه یا شبه‌روشنفکرانه شروع کردند به امام و به جمهوری اسلامی و به مبانی امام اعتراض کردن، انتقاد کردن، حرف زدن؛ بعد یواش‌یواش رودربایستی را کنار گذاشتند، آمدند توی میدان، مبارزه‌ی فکری را، مبارزه‌ی سیاسی را تبدیل کردند به مبارزه‌ی مسلحانه یا اغتشاشگری – اینها توی کشور ما اتفاق افتاد؛ مال تاریخ نیست، مال همین دهه‌ی اول انقلاب است – شروع کردند مزاحمت کردن. به جای اینکه بنشینند فکر کنند، ببینند مشکلات کشور چیست – این همه مشکلات متوجه کشور ما بود؛ مقداری از گذشته مانده بود، مقداری را تحمیل میکردند – به حل این مشکلات کمک کنند، به مسئولین کمک کنند، اگر به نظرشان میرسد که باید راهنمائی کنند، راهنمائی کنند، اگر زیر یک باری را باید بگیرند، به جای اینکه بگیرند، افتادند سینه به سینه شدن، معارضه کردن، بدگوئی کردن؛ بعد هم هر جا توانستند، با مردم مواجه شدن، در بخشهای مختلف. کشور در مرزها درگیر جنگ بود، به جنگ هم بیاعتنائی کردند؛ داخل همین خیابانهای تهران، سر هر چهارراهی که توانستند، سر هر گذری که دستشان رسید، بنا کردند با جمهوری اسلامی و با نظام مقابله کردن.

خوب، جمهوری اسلامی هویتی غیر از هویت مردم و ایمان مردم و عزم مردم که ندارد. امروز هم همین جور است. ما کسی نیستیم، ما چیزی نیستیم؛ خدای متعال به وسیله‌ی این مردم و این دلهاست که این نظام را حمایت میکند؛ «هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین». خداوند متعال به پیغمبرش میفرماید که پروردگار، تو را به وسیله‌ی مومنین یاری کرد. جمهوری اسلامی امروز هم همین جور است، آن روز هم همین جور بود. ما وسیله‌ی دیگری نداریم؛ وسیله، همین ایمانهای مردم است که از هر سلاحی کارآمدتر است، از هر وسیله‌ای موثرتر است. آن روز هم همین جور بود. مردم آمدند این توطئه‌ها را جارو کردند.۱۳۸۸/۰۱۱/۰۶

 حماسه ۶ بهمن آمل,    روایت رهبر, دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی,دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی, سید دیباجی ,مقالات, مقاله, سایت دیباجی, حادثه آمل ,حماسه هزار سنگر ,حماسه  آمل ,روایت رهبر انقلاب, رهبر انقلاب , حماسه ۶ بهمن,   ۶ بهمن 

بازدیدها: ۴۲