بازدیدها: ۴۷
برچسب: حضرت زهرا
سیره و سبک زندگی معصومان، که بر اساس تعالیم دینی به عنوان اسوه و الگو به جامعه اسلامی معرفی شده اند می تواند در ارائه مدل و سبک زندگی شایسته برای همه مسلمانان،کارگشا و موثر باشد. در این میان، سیره و سبک زندگی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، یگانه دختر رسول خدا، در عرصه شخصی و در عرصه خانواده، که مبتنی بر تعالیم الهی و برگرفته از سنت رسول الله، می باشد؛ می تواند برای نسل امروز، بویژه زنان و دختران جامعه اسلامی، به عنوان الگوی معصوم و برتر، معرفی گردد. هر چند این قلم و این نوشتار، یارای وصف برترین زن عالم را ندارد، لکن از باب احترام و ادب، صحنه های از سبک زندگی فردی و سیره عبادی این بانوی گرامی را به مناسبت روز زن و ولادت ایشان، از منابع حدیثی اسلامی، به تصویر خواهد کشید، بلکه تاسی به زندگی این بانوی معصوم و حوریه انسیه و بهجت قلب پیامبر خاتم، چراغ راه زندگی باشد.
ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
حضرت فاطمه زهرا در مکه و در خانه برترین پدر و مادر، چشم به جهان گشود. پیامبر مامور میشود به شکرانه این نعمت بزرگ در پیشگاه خداوند سبحان،سر تعظیم فرود آورد و نماز گذارد و قربانی نماید. (انا اعطیناک الکوثر،فصل لربک وانحر). نزول سوره کوثر و چنین تعابیر بلند مرتبه در حق فرزند دختر، آن هم در عصر جاهلیت که نه تنها زن از کمترین حقوق انسانی برخوردار نبود، بلکه تولد دختر، مایه ننگ و سرافکندگی بود و دختران زنده به گور می شدند، نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب اسلام است.
تربیت حضرت فاطمه در دامن وحی و والاترین مربی جهان آفرینش و عنایت الهی، از او شخصیتی آفرید با جسمی صبور و قلبی به لطافت باران، و در روزگار قحطی عاطفه برای فرزندان دختر، اما پدر گرامی ایشان،در وصف فرزند دختر،چنین می فرمود:
بهترین فرزندان شما، دختران اند[۱]. و کسی که دختری داشته باشد و او را نیازارد و پسرانش را بر وی برتری ندهد، بر بهشت وارد میشود.[۲]
فاطمه، آرامش بخش پیامبر
اینک و بعد از رحلت مادر، نوبت فاطمه است که روشنایی بخش چراغ زندگی خاندان وحی باشد. دست های کوچک فاطمه، شانه های پیامبر را نوازش می کند و پای مجروح پدر را که از آزار و اذیت های اهالی مکه،خونین می شد، مداوا می کند. و آنگاه هم که نمی توانست از پیامبر، در برابر طوفان حمله و اذیت های مشرکین مکه، حفاظت نماید، برای مظلومیت پیامبر، می گریست.[۳]
رفتار حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با پدر،چنان مهربانانه و نوازشگرانه بود که پیامبر به او نشان “ام ابیها”، داد. فاطمه (سلام الله علیها) در چشم پیامبر: آرامبخش و شادی قلب پیامبر (بهجه قلبی)،پاره تن (بضعه منی)نور چشم (نور عین)، میوه دل و جان پیامبر (ثمره فوادی)، بود.
هر بار که بر پیامبر، وارد می شد، حضرت به او خوشامد می گفت و هر دو دست اش را می بوسید و او را در جای خود، می نشانید. از عایشه، در منابع حدیثی اهل سنت،چنین نقل شده است:
در حرف زدن کسی را شبیه تر از فاطمه به رسول خدا، ندیدم. هرگاه وارد می شد،پیامبر، بر می خاست و به سویش می رفت، او را می بوسید و به او خوشامد می گفت و دستانش را می گرفت و در جای خود، می نشانید.
و اما این ارتباط عاطفی و محبت آمیز بین پدر و فرزند،دوسویه بود. و می تواند الگویی برای نسل جوان امروز،باشد. عایشه در ادامه، چنین، نقل می کند:
و هرگاه پیامبر بر فاطمه وارد می شد، ایشان نیز از جای بر می خاست و به سویش می رفت، پیامبر را می بوسید و به او خوشامد می گفت و دستانش را می گرفت و در جای خود، می نشانید.[۴]
«سیره فردی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)»
لباس و عطر حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
جنس چادر حضرت فاطمه گاهی از جنس پشم[۵] و گاهی نیز از پارچه حریر (حله استبرق) بود. البته هدیه ای بود که همسر وی، حضرت علی، به او بخشیده بود.[۶] اما در خانه و در محیط منزل، لباس رنگی می پوشید. (لبست ثیابا صبیغا).[۷] و بر چشمانش سرمه می کشید.[۸] از آنجا که پدر گرامی اش،حضرت محمد، همواره از عطر و خوش بویی ستایش میکرد، و می فرمود: بر محبوبیت آدمی، می افزاید. حضرت فاطمه نیز با تاسی از پدر، در نخستین شب ازدواج، در منزل و هنگام نماز، از عطر خوشبو، استفاده می نمود.[۹] اما چنان بود که بوی خوش عطر را از نامحرم ولو نابینا، باشد، مخفی می کرد و چنین می فرمود: “اگر او مرا نمی بیند، من او را می بینم و او (شخص نابینا)،بوی مرا استشمام می کند”.[۱۰]
نقش نگین حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
از پدر گرامی خویش، رسول مکرم اسلام، چنین نقل میفرمود: آن که نگین انگشترش، عقیق باشد، در خیر و نیکی است.[۱۱] و خود نیز به تاسی از پدر،انگشتری عقیق از جنس نقره بر دست داشت.[۱۲] که نقش نگین عقیق انگشتری حضرت فاطمه: “الله ولیّ عصمتی”،نقل شده است.[۱۳]
رفتار فرزند حاکم اسلامی
به اقتضای زنانگی و استحباب مظاهر زینت برای زنان، حضرت فاطمه، نیز از این قاعده مستثنی نبود و دستبند،گوشواره و گردنبند، داشت اما وقتی وضعیت سخت اقتصادی عصر پیامبر و ندگی اصحاب صفه را مشاهده می نمود و از طرفی نیز به دلیل انتساب حضرت فاطمه به پیامبر، به عنوان حاکم جامعه اسلامی، ایجاب می نمود که فرزند حاکم اسلامی، رفتار دیگری داشته باشد، بی درنگ زینت های ظاهری را در راه خدا می بخشید و به فقراء هدیه می نمود.[۱۴]
این گونه رفتارها،می تواند الگو و سرمشق فرزندان حاکمان و مسوولین جامعه اسلامی باشد که تلاش کنند، سطح زندگی و رفاه خویش را با طبقه متوسط جامعه اسلامی، همسو نمایند تا طعم زندگی فقراء جامعه را نیز درک کرده و همواره در جهت رفع مشکلات و کاستی های آنان، اقدام نمایند.
مهمان نوازی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
حضرت فاطمه و امیرالمومنین، آنچنان در مهمان نوازی و تکریم مهمان، پیش قدم بودند که در شان و حق ایشان، آیه ایثار، نازل گشت.[۱۵] (یوثرون علی نفسهم ولو کان بهم خصاصه. سوره حشر،آیه ۹). بویژه وقتی صله رحم، به مهمانی حضرت فاطمه، دعوت می شدند، حضرت ایشان، به عنوان مدیر خانه و بانوی منزل، سعی میفرموند، بهترین غذاها را از جمله گوشت، در سفره مهمانی، قرار دهند.[۱۶]
غذاهای موردعلاقه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
غذاهای موردعلاقه حضرت فاطمه، از جمله: زیتون، شیر، مویز، گلابی، خرما،کاسنی، حریره و گوشت، نقل شده است. به فرموده امام صادق، سبزی موردعلاقه رسول خدا، امام علی و حضرت فاطمه، به ترتیب: کاسنی، ریحان و خرفه (الفرفخ و هی بقله فاطمه)،بوده است که به فرموده امام صادق، و با کمال تاسف، به دلیل عناد بنی امیه با خاندان پیامبر (بغضا لنا و عدواه لفاطمه)، به سبزی نادانان، شهرت یافته بود.[۱۷]
سیره عبادی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
عبادت و معنویت حضرت فاطمه، چنان می نمود که خداوند متعال، به وجود وی در مقابل فرشتگان الهی، مباهات و افتخار میکرد (کانت الزهراء کثیره الخشیه من بارئها،بحیث یباهی بها الله امام الملائکه).[۱۸] وقتی بر محراب نماز می ایستاد، همچون ستاره ای در آسمان برای ملائکه،می درخشید. در نیایش و دعا، جمله معروف از زبان فرزند گرامی ایشان، امام حسن مجتبی، همچون مرواریدی میدرخشد که الجار ثم الدار.[۱۹]
حضرت فاطمه و ساکن بهشت (سلام الله علیها)
حضرت فاطمه، به تلاوت قرآن، عشق می ورزید و می فرمود: هر کس سوره های حدید، واقعه و الرحمن را بخواند و در آن تدبر و اندیشه کند، “ساکن فردوس”،خطاب میشود.[۲۰] از همین انس حضرت فاطمه با قرآن بود که فضه، خادمه ایشان، تا بیست سال جز به قرآن، تکلم نمی کرد. و هرگاه با وی گفتگو می شد، جز به قرآن پاسخ نمی داد.[۲۱]
تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
حضرت فاطمه، به امر و فرمان پدر، همواره به تسبیح معروف به تسبیح حضرت فاطمه، بعد از هر نماز و قبل از خواب، همت و ممارست، داشت.[۲۲] این دعا و ذکر، چنان قرب و منزلت دارد که به عنوان مصداق قرآنی الذکر الکثیر (سوره احزاب،آیه ۴۱) می باشد[۲۳] و ائمه و پیشوایان معصوم، فرموده اند: ما، فرزندان خویش را به تسبیح حضرت فاطمه، امر می کنیم همانطور که به نماز امر می کنیم.[۲۴]
ختم قرآن قبل از خواب
علاوه بر تسبیح حضرت فاطمه، از یادگارهای ایشان به شیعیان، نقل حدیث سفارش پیامبر به حضرت فاطمه است که به دختر گرامی شان، فرمودند: دخترم، نخواب،جز اینکه چند عمل را به جای آوری … از جمله:
با تلاوت سه مرتبه سوره توحید قبل از خواب،گویی اینکه ختم قرآن، کرده اید و با گفتن تسبیحات اربعه، گویی اینکه حج و عمره، به جا آورده اید.[۲۵]
حضرت فاطمه، به سفارش پیامبر، در مابین الطلوعین، بیدار بودند و معتقد بودند که روزی بندگان از فضل الهی در این ساعت (بین اذان صبح تا طلوع خورشید) تقسیم میشود و هرکسی در این ساعت، خواب باشد، از آن محروم می گردد.[۲۶]
استجابت دعا در روز جمعه
حضرت فاطمه، به روز جمعه،اهمیت خاصی قائل بود. از فرزند گرامی ایشان، امام حسن مجتبی، نقل شده است: گاهی می دیدم مادرم، شب جمعه را در رکوع و سجود برای خداوند متعال، تا صبح به عبادت می ایستاد.[۲۷] و درباره یکی از زمان های استجابت دعا،می فرمود:
از پیامبر شنیدم: در روز جمعه،وقتی است که در آن زمان، مسلمانی ازخداوند متعال،درخواستی را داشته باشد و خدواند آن را به اجابت نرساند. و آن زمان در روز جمعه، هنگامی است که نیمی از آفتاب برای غروب کردن در افق،فرو برود. پس از آن بود که بانو، از خدمتکارش میخواست هرگاه چنین لحظه ای فرا رسید، به وی اطلاع دهد تا وی به نیایش و دعا بپرازد.[۲۸]
«سیره خانوادگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)»
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و تربیت فرزند
خانواده،کانون گرمی است که وجود فرزند به آن حلاوت و روشنی می بخشد. حضرت فاطمه چهار فرزند داشت. دو پسر (حسن و حسین) و دو دختر (زینب و ام کلثوم). در تربیت فرزند،از همان لحظات آغازین تولد فرزند،دقیق ترین دستورات اسلامی را به تاسی از گفتارهای پدر گرامی خویش،عمل می نمود. منابع اسلامی چنین نگاشته اند:
حضرت فاطمه،هرگاه صاحب فرزندی می شد، در گوش فرزند، اذان و اقامه می گفت و به سنت و دستور موکد اسلام،در روز هفتم برای فرزند در راه خدا،عقیقه می نمود. آنگاه سر نوزاد را می تراشید و به وزن موهای سر نوزاد، نقره یا طلا به فقراء می بخشید. و بخشی از گوشت قربانی عقیقه را به قابله ها می بخشید و با مهمانی دادن، دیگران را در شادی خویش،سهیم می نمود.[۲۹]
به فرمان پیامبر،برای جلوگیری از آسیب های دیگران و چشم زخم، فرزندان خویش را به دعای تعلیمی پیامبر، (اعوذ بکلمات الله التامه من شر کل الشیطان و هامّه و من کل عین لامّه)، تعویذ می نمود.[۳۰] گاهی اتفاق می افتاد که اگر فرزند، بیمار می گشت، برای بهبودی، او را نزد پیامبر برده و از وی طلب دعا میکرد.[۳۱] و اگر بیماری، شدید می شد، برای شفای فرزند،نذر می کردند.[۳۲] و چنین شد که سوره دهر،در حق ایشان و خاندان اهل بیت، نازل گردید.[۳۳]
حضرت فاطمه در خانه، با بچه ها،بازی میکردند و گاهی از اشعار عبرت آموز، برای تربیت فرزند نیز سود می جستند. گاهی نیز، فرزندان خویش، حسن و حسین خردسال را به مسجد پیامبر،می فرستادند تا از همان کودکی با معنویت پیامبر،انس بگیرند، به سخنرانی پیامبر،گوش فرا داده و آنگاه در بازگشت به خانه،برای مادر، بازگو می کردند.[۳۴]
حضرت فاطمه، هیچ امری را بر تربیت فرزند،مقدم نمی کرد و حتی در هنگام تزاحم امور منزل با نگهداری فرزند، امور منزل را وانهاده و به امر فرزند،همت می گماشتند.[۳۵] این سیره و رفتار حضرت فاطمه،می تواند الگویی برای زنان امروز جامعه باشد که با اندک بهانه ای، امر خطیر و سرنوشت ساز تربیت فرزند را رها کرده و به امور دیگر،همت می گمارنند.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و عدم تحمیل خواسته ها بر همسر
یکی از عوامل قوام، دوام و گرمی کانون خانواده، قانع بودن زن نسبت به وضعیت مالی و اقتصادی همسر و عدم تحمیل خواسته ها بیش از توان همسر است. پیامبر اکرم،این اصل اخلاقی را به دختر خویش، تعلیم داده بود. از این رو، درخواستی از علی علیه السلام، نمیکرد که بیش از توان او باشد و یا او را وادار به تکلف نماید. شاه بیت کلام حضرت فاطمه در زندگی مشترک و نگاه اقتصادی به کانوان خانواده،چنین بود:
یا علی، من از خدا حیا می کنم که آنچه در توان شما، نیست بر شما تحمیل کنم.[۳۶]
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و کار در خارج از خانه
با تشکیل خانواده وزندگی مشترک، طبیعی است که کارها بین زن و مرد،تقسیم میشود. زندگی حضرت فاطمه و امام علی،نیز از این قاعده، مستثنی نبود. به فرمان پیامبر، امور داخل منزل به حضرت فاطمه و امور خارج از منزل به امام علی، سپرده شد. حضرت فاطمه به قدری از همنشینی بی مورد با نامحرمان، بیزار بود که وقتی این نوع تقسیم کار را از پیامبر، شنید، خوشحالی خویش را چنین ابراز نمود:
هیچ کس جز خداوند، میزان سرور و شادی ام را از اینکه رسول خدا مرا از هم دوشی و معاشرت با نامحرمان، معاف کرد، نمی داند.[۳۷]
آشکار است وجود مبارک پیامبر،با توجه به شرایط مرد و زن و تفاوت های طبیعی روحی و جسمی، این گونه وظایف زندگی مشترک را بین مرد و زن،تقسیم کرد.
اصالت دادن به فعالیت در خانه همراه با رشد معنوی و علمی بانوان و زنان جامعه اسلامی، سنت فرخنده ای است که با ساختار روحی و جسمی زن و مرد نیز سازگار است. اما غرب با توجه به نگاه مادی گرایانه، حضور زن در محیط پرعاطفه و با محبت خانواده را سبک شمرده و همدوشی با مردان را یک ارزش تلقی می کند. گاه یک زن ساعت ها در محیط خارج از خانه و با تقسیم محبت با دیگران و با جسمی خسته و روحی درهم شکسته، به محیط خانه وارد میشود. پیامدهای ناگوار تماس ها و سرکار داشتن غیرضروروی زنان با نامحرمان که گوشه ای از آن را هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها، نقش می بندد، را با چشمان خود می بینیم لکن شگفت آن است که باز نیز تجربه میشود.
آشکار است طرح این موارد،به معنای در خانه نشستن و عدم رشد و بالندگی زنان در عرصه های گوناگون علمی، نیست، بلکه هدف، تفاوت نهادن میان اصل و فرع وظیفه یک زن برای حفظ کانون خانواده به عنوان بهشتی کوچک برای تجدید قوای همسران و حراست از زیرساخت جامعه و پرورش و تربیت فرزندان شایسته می باشد.[۳۸]
=======================
پی نوشت:
[۱] . کلینی،الکافی،ج ۵،ص ۴۸.
[۲] . مجلسی،بحارالانوار،ج ۹۰ص ۳۲۱.
[۳] . فاطمه برترین بانوی اسلام،ص ۹۰
[۴] . صحیح ابن حبان،ج ۵،ص ۴۰۳.
[۵] . مجلسی،بحارالانوار،ج ۴۳،ص ۸۶.
[۶] . الاصابه،ج ۸،ص ۲۷۰.
[۷] . شیخ طوسی،الامالی، ص ۴۰۱.
[۸] . مجلسی،بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۸۳.
[۹] . سیدی، خاطر نازک گل،ص ۱۹.
[۱۰] . مجلسی،بحارالانوار،ج ۴۳، ص ۹۱.
[۱۱] . حرعاملی، وسائل الشیعه،ج ۵،ص ۸۸.
[۱۲] . مجلسی،بحارالانوار،ج ۴۳، ص ۹.
[۱۳] . بحرانی،عوالم العلوم، ج ۱۱،ص ۶۵.
[۱۴] . طبرسی،مکارم الاخلاق،ص ۹۴-۹۵.
[۱۵] . وسائل الشیعه،ج ۹، ص ۴۶۲.
[۱۶] . حمیری،قرب الاسناد،ص ۳۲۵.
[۱۷] . کلینی،الکافی،ج ۶،ص ۳۶۷.
[۱۸] . شیخ صدوق،الامالی، ص ۱۷۵.
[۱۹] . اربلی،کشف الغمه،ج ۲، ص ۹۶.
[۲۰] . سیوطی،الدر المنثور،ج ۶،ص ۱۴۰.
[۲۱] . مجلسی،بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸۷.
[۲۲] . شیخ صدوق،علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶.
[۲۳] . روحانی،زندگانی حضرت زهرا،ص ۹۸۷.
[۲۴] . شیخ صدوق،ثواب الاعمال،ص ۳۶۳.
[۲۵] . شیخ الاسلامی،مسند فاطمه الزهراء،ص ۱۷۳.
[۲۶] . متقی هندی،کنز العمال،ج ۱۵،ص ۵۲۴.
[۲۷] . اربلی،کشف الغمه،ج ۲، ص ۹۶.
[۲۸] . طبری،دلائل الامامه،ص ۷۱.
[۲۹] . طبری،ذخائر العقبی، ص ۱۱۸. مجلسی،بحارالانوار،ج ۴۳،ص ۲۵۵.
[۳۰] . مجلسی،بحارالانوار،ج ۶۰، ص ۶.
[۳۱] . بروجردی،جامع الاحادیث الشیعه،ج ۱۵، ص ۸۳.
[۳۲] . حرعاملی، وسائل الشیعه،ج ۲۳،ص ۳۰۵.
[۳۳] . امینی، الغدیر،ج ۳، ص ۱۰۷.
[۳۴] . سیدی،خاطر نازک گل، ص ۱۹۴.
[۳۵] . طبری،ذخائر العقبی،ص ۵۱.
[۳۶] . کوفی،تفسیر فرات الکوفی، ص ۸۳.
[۳۷] . حمیری،قرب الاسناد،ص ۵۲.
[۳۸] . سیدی،خاطر نازک گل،ص ۲۰۲.
سبک زندگی یک مادر ,سبک زندگی مادر ,دیباجی,استاد دیباجی,سید دیباجی,سید محمد تقی دیباجی,دیباجی اصفهانی,آیت الله دیباجی,مقالات ,سایت دیباجی,درس خارج دیباجی, سبک زندگی ,سبک زندگی حضرت زهرا ,حضرت زهرا ,ولادت حضرت زهرا,روز مادر و حضرت زهرا ,روز مادر ,مادر نمونه
بازدیدها: ۲۵
جایگاه و شخصیت وجودی حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) در عالم هستی و نزد خداوند متعال، را هرگز نمیتوان انکار نمود. که حتی در منابع و کتب اهل سنت نیز با کلمات و تعابیر مختلفی، فضائل و جایگاه عظیم و والای ایشان بیان شده است که کمتر کسی به بیان و نشر این فضائل در منابع اهل سنت پرداخته است و مهمتر از آن، این است که هرگز به دقائق معرفتی و باطن این تعابیر دقت و توجه نشده است.
حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) نخستین کسی که وارد بهشت میشود
یکی از فضائلی که در احادیث معتبر و صحیح اهل سنت در شأن فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) بیان شده، این است که ایشان نخستین و اولین کسی است که وارد بهشت میشود.
ابن حجر عسقلانی و ذهبی و … از رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) نقل نمودهاند که فرمودند: «نخستین کسی که وارد بهشت میشود، دخترم فاطمه است».[۱]
با کمی تأمل و دقت میتوان دریافت که اولین شخصی که وارد بهشت میشود، میبایست اولین شخص در عالم وجود، انسانیت و شرافت باشد. و حال آنکه عقلا و نقلا هیچکس را یارای رسیدن به مقام و مرتبت حضرت رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) نمیباشد و اولین شخص در عالم وجود و نخستین کسی که وارد بهشت میشود، خود حضرت است، پس چگونه ممکن است صدیقه طاهره(سلاماللهعلیها) اولین شخصی باشد که وارد بهشت میشود؟
سرّ این سخن و رفع این تناقض در این است که فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) نفس پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) میباشد و بین این دو هیچگونه بینونت و فاصلهای نمیباشد.
عایشه میگوید: «هیچ شخصی از مردم را ندیدم که در گفتار و سخن گفتن و نشتن از فاطمه(سلاماللهعلیها) به پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شبیهتر باشد».[۲]
آلوسی میگوید: «در حدیث آمده است: «به درستی که فاطمه(سلاماللهعلیها) همتا نداشت و افضل از زنان گذشته و آینده بوده است» با این حدیث، افضل بودن فاطمه(سلاماللهعلیها) بر تمام زنان ثابت میشود. زیرا او روح و روان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) بوده. از این رو بر عایشه نیز برتری داشت.[۳]
آلوسی از مفسرین بزرگ اهل سنت بسیار زیبا و بهجا بیان میکند که فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) روح و روان رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) بوده است که این نهایت اشتباک و اتحاد این دو را بیان میکند.
از این زیباتر و رساتر، این است که بخاری و مسلم نقل میکنند که رسول اکرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «فاطمه(سلاماللهعلیها) پاره تن من است».[۴]
وقتی فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) بضعه و پاره تن پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شد، پس پاره تن جلوتر از خود رسول الله(صلیاللهعلیهوآله) به عنوان اولین شخص وارد بهشت میشود.
بنابراین حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) از چنان مقام و مرتبتی در عالم هستی برخوردار است که همراه و قرین پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) است که هیچکس را نمیتوان با شأن و جایگاه او نزد خداوند متعال و رسولش قیاس کرد و از همین رو میتوان درک کرد که چه طور غضب و رضایت خداوند در گرو غضب و رضایت فاطمه(سلاماللهعلیها) است.
_____________________________________
پینوشت
[۱]. لسان المیزان، ج۴، ص۱۶؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۱۸؛ سبل الهدی و الرشاد، ج۱۰، ص۳۸۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۱۱۰.
[۲]. الادب المفرد، البخاری، ص۲۰۲؛ السنن الکبری، النسائی، ج۵، ص۳۹۱؛ با تعابیر دیگر: سنن ابی داود، ج۲، ص۵۲۲؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۶۱، ح۳۹۶۴؛ مسند احمد بن حنبل، ج۶، ص۲۸۲.
[۳]. روح المعانی، ج۳، ص۱۳۸.
[۴]. صحیح البخاری، ج۴، ص۲۱۰؛ صحیح المسلم، ج۷، ص۱۴۱؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۳۶۰ و … .
برترین فضیلت حضرت زهرا ,فضیلت حضرت زهرا ,دیباجی ,شهادت ,شهادت زهرا ,صدیقه ,استاد دیباجی ,مقاله ,دیباجی اصفهانی ,منابع اهل سنت, حضرت زهرا
بازدیدها: ۴۸
در این نوشته، با توجّه به قرآن کریم و روایات، تنها به ذکر قطره ای از آن دریای بی کران می پردازیم.
شخصیت ملکوتی حضرت فاطمۀ زهرا(س) نه تنها خود مبیّن و مفسّر آیات قرآن است و نه تنها وجود او سندی زنده به عنوان پشتوانۀ عملی برای تأیید مفاهیم آن کتاب آسمانی است، بلکه عملکرد آن حضرت گاهی موجب نزول آیات قرآن شد. البته، این آیات شریفه در شأن حضرت زهرا (س)، به شکل های تنزیل،[۱] تفسیر،[۲] تأویل[۳] و تطبیق[۴] روایت شده است.[۵]
گفتنی است؛ دانشمندان و مفسران اسلامی، اجمالاً به این امر معترف اند که برخی از آیات قرآن کریم در شأن اهل بیت(ع) نازل شده است، دلالت آنها بر اهلبیت (ع) و مقام و موقعیت آنها، از باب تفسیر است، نه تطبیق؛ و حضرت صدّیقه زهرا(س) نیز یکی از آن پنج نور پاک است.
در این مجال، به ذکر تعدادی از این آیات شریفه می پردازیم.
۱. آیۀ مباهله: در قرآن کریم چنین آمده است: «هر گاه بعد از علم و دانشى که (در بارۀ مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».[۶] و حضرت فاطمه زهرا(س) تنها مصداق «نساء (زنان)» همراه پیامبر اکرم(ص) برای مباهله بود.[۷]
۲. آیۀ تطهیر: آیۀ مبارکۀ «… خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد»،[۸] در شأن امام علی (ع)، حضرت فاطمۀ زهرا (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نازل شده است.[۹]
۳. سورۀ «هل اتی» (الإنسان) در شأن حضرت امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) نازل شده است.[۱۰]
آیاتی که تطبیق آن با حضرت فاطمۀ زهرا(س)، از موارد «تأویل» به شمار مى رود:
۱. در حدیثى از امام صادق (ع) آمده که به هنگام نزول آیۀ شریفه «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ»،[۱۱] خداوند فرمود: من خداوندم. دو دریا را فرستادم، على بن ابى طالب (ع)، دریاى علم و فاطمه (س) دریاى نبوّت، و من خدایم، پیوند بین آن دو را برقرار کردم.[۱۲]
۲. امام محمدباقر (ع) در تفسیر آیات «که آن یکى از بزرگ ترین آیات خداست. بشر را هشدار دهنده است»،[۱۳] می فرماید: «منظور، حضرت فاطمه (س) است».[۱۴]
۳. با استناد به روایات، وجود مقدّس فاطمه زهرا(س)، حقیقت و باطن لیله القدر (شب قدر) است؛ و معرفت آن حضرت، همطراز درک شب قدر معرفی شده است.[۱۵] مانند این روایت: مردی نصرانی به خدمت امام موسی کاظم(ع) شرف یاب شد و تفسیر باطن این آیات را جویا شد: «حم، سوگند به این کتاب روشنگر، که ما آن را در شبى پر برکت نازل کردیم ما همواره انذارکننده بودهایم! در آن شب هر امرى بر اساس حکمت (الهى) تدبیر و جدا مىگردد»؛[۱۶] امام (ع) در پاسخ فرمودند: «حم»، محمّد(ص) و «کتاب مبین»، علی(ع) و «اللیله»، فاطمه(س) است.[۱۷]
در این جا، در بارۀ مقام و شخصیّت آن حضرت به ذکر مواردی بسنده می شود:
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «فاطمه(س)، پارۀ تن من است، هر کس او را مسرور گرداند مرا مسرور کرده است و هر کس مرا مسرور گرداند خدا را مسرور کرده است و هر کس او را اذیّت کند مرا اذیّت کرده است و هر کس مرا اذیّت کند خدا را اذیت کرده است، و فاطمه(س)، عزیزترین مردم در نزد من است».[۱۸] «مریم سرور زنان زمانه خویش بود، امّا دخترم فاطمه(س)، سرور همۀ زنان جهان، از آغاز و پایان آن است».[۱۹]
آری، مقام و منزلت زهرای مرضیّه(س)، نه تنها بسی والاتر از مقام آسیه و مریم است که اوج افتخار آنان، توفیق خدمت گزاری آستان حضرت خدیجه کبری(س) به هنگام وضع حمل فاطمه زهرا(س) است.
بازدیدها: ۴۷



