دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

گوشه ای از فضایل ام المؤمنین حضرت خدیجه (سلام الله علیه)

در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است. از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است.

212

این حدیث در کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت آمده که رسول خدا-صلی الله علیه و آله-فرموده:

«کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الآمریم،و آسیه امراه فرعون،و خدیجه بنت خویلد،و فاطمه بنت محمد» (۱) یعنی از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان جز چهار زن کسی به مرحله کمال نرسید:مریم،و آسیه همسر فرعون،و خدیجه دختر خویلد،و فاطمه دختر محمد.

و در حدیث دیگری که ابن حجر در کتاب الاصابه و دیگران از ابن عباس روایت کرده اند اینگونه است که گوید: رسول خدا(ص)چهار خط روی زمین ترسیم کرده آنگاه فرمود:

«افضل نساء اهل الجنه خدیجه،و فاطمه و مریم و آسیه ». (۲)

یعنی برترین زنان اهل بهشت:خدیجه و فاطمه و مریم وآسیه هستند…

و در روایت دیگری که او و ابن عبد البر و دیگران از رسول خدا(ص)با مختصر اختلافی روایت کرده اند اینگونه است که فرمود:

«خیر نساء العالمین اربع،مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه » (۳) یعنی بهترین زنان جهانیان چهار زن هستند:مریم و آسیه وخدیجه و فاطمه.و از عایشه روایت کرده اند که گوید:هیچگاه نمی شد که رسول خدا از خانه بیرون رود جز آنکه خدیجه را یادمی کرد و ستایش و مدح او را می نمود،تا اینکه روزی طبق همان شیوه ای که داشت نام خدیجه را برد و او را یاد کرد، دراینوقت رشک و حسد مرا گرفت و گفتم:

«هل کانت الا عجوزا فقد ابدلک الله خیرا منها». (۴)

خدیجه جز پیرزنی بیش نبود در صورتی که خداوند بهتر از اوبهره تو کرده.!

عایشه گوید:در اینوقت رسول خدا-که این سخن مرا شنیدغضبناک شد بحدی که از شدت غضب موهای جلوی سرآنحضرت حرکت کرد آنگاه فرمود:

«و الله ما ابدلنی الله خیرا منها،آمنت اذ کفر الناس،و صدقتنی و کذبنی الناس،و واستنی فی مالها اذ حرمنی الناس و رزقنی الله منها اولادا اذ حرمنی اولاد النساء».

بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنی به من نداده،او بود که بمن ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند،و او بود که مراتصدیق کرد و مردم مرا تکذیب نموده(و دروغگویم خواندند)واو بود که در مال خود با من مواسات کرد(و مرا بر خود مقدم داشت)در وقتی که مردم محرومم کردند،و از او بود که خداوندفرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر نسبت بفرزند محرومم ساخت.

عایشه گوید:با خود گفتم:دیگر از این پس هرگز به بدی اورا یاد نخواهم کرد (۵).

و در روایت اربلی در کشف الغمه اینگونه است که علی علیه السلام فرمود:روزی نزد رسول خدا(ص)نام خدیجه سلام الله علیها برده شد و رسول خدا(ص)گریست.عایشه که چنان دید گفت:

«…ما یبکیک علی عجوز حمراء من بنی اسد؟فقال صدقتنی اذکذبتم و آمنت بی اذ کفرتم،و ولدت لی اذ عقمتم،فقالت عایشه: فما زلت اتقرب الی رسول الله-صلی الله علیه و آله-بذکرها» (۶) یعنی چه گریه ای است که برای پیرزنی سرخ رو از بنی اسدمی کنی؟

رسول خدا فرمود:او مرا تصدیق کرد هنگامی که شماتکذیبم کردید.و بمن ایمان آورد در وقتی که شما کافر شدید.

و برای من فرزند آورد که شما نیاوردید!

عایشه گوید:از آن پس پیوسته من با یاد خدیجه و با نام او به رسول خدا تقرب می جستم.(و هرگاه می خواستم رسول خدابمن توجه کرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خدیجه شروع می کردم).

و در چند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت آمده که رسول خدا خدیجه را به خانه ای در بهشت مژده داد که در آن دشواری ورنجی نخواهد بود (۷) و سلام خدای تعالی را که بوسیله جبرئیل برای خدیجه آورده بود به وی ابلاغ (۸) فرمود و خدیجه نیز در پاسخ عرض کرد:

«…الله السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام…» (۹)

و در حدیثی که عیاشی در تفسیر خود از ابی سعید خدری روایت کرده اینگونه است که رسول خدا(ص)فرمود.در شب معراج هنگامی که بازگشتم به جبرئیل گفتم:آیا حاجتی داری؟گفت:

«حاجتی ان تقرا علی خدیجه من الله و منی السلام…».

حاجت من این است که خدیجه را از سوی خداوند و از سوی من سلام برسانی.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ فرمود،خدیجه در پاسخ گفت:

«ان الله هو السلام،و منه السلام،و الیه السلام » (۱۰).

و بالاخره خدیجه سلام الله علیها همان بانوی بزرگوار است که به اجماع اهل تاریخ نخستین زن و یا نخستین انسانی است که به رسول خدا(ص)ایمان آورد…

و وسیله آرامشی برای آنحضرت در برابر طوفانهای حوادث سهمگین و اندوه های فراوان آغاز رسالت بود…

و با ایثار مال فراوان خود برای پیشرفت اسلام در روزهائی که اسلام نیاز شدید به بودجه داشت بزرگترین حق را بر همه مسلمانان جهان تا روز قیامت دارد…

و سخت ترین مشکلات را بخاطر حفظ ایمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد.

===========================

پی نوشتها:

۱- مجمع البیان ج ۵ ص ۳۲۰ تفسیر کشاف ج ۳ ص ۲۵۰،تفسیر ابن جریر ج ۳ص ۱۸۰.

۲-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶.اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷.خصال صدوق ج ۱ ص ۹۶.

۳-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶،و استیعاب ج ۲ ص ۷۲۰ و ۷۵۰ و تفسیر ابن جریرج ۳ ص ۱۸۰ و م جمع الزوائد هیثمی ج ۹ ص ۲۲۳.اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷.

۴-لابد-طبق این روایت-منظورش از بهتر،خودش بوده که جوان و دختر بوده است!

۵-اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵.

۶-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۸.

۷-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱.و الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵.و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.

۸-الاصابه ج ۴ ص ۲۷۴ و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸.

۹-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱.

۱۰-سفینه البحار ج ۱ ص ۳۷۹.

  فضایل ,ام المؤمنین حضرت خدیجه, ام المؤمنین, فضایل حضرت خدیجه,  فضایل ام المؤمنین ,مادر مهربان, نام دختر, بهترین نام دختر ,نام حضرت خدیجه ,مادر مقام حضرت خدیجه, دیباجی, استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, سید دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, مقالات, مقاله, سایت دیباجی, شهادت حضرت خدیجه 

بازدیدها: ۱۳۹

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سیره اخلاقی امام خمینی (ره)

مرحوم امام خمینی (رضوان الله تعالی) علیه از جمله شخصیت های بی نظیری ست که توانسته با انقلاب اسلامی ایران تحولی در طول تاریخ بوجود بیاورد. آن مرد بزرگی که دنیا او را به عنوان سیاستمدار انقلابی و مکتبی می شناسد. انسانی که نفوذش در قلوب به حدی بود که با فرمانش مردم انقلابی و مسلمان این سرزمین عزیزان و فرزندان خود را در راه اسلام و انقلاب فدا کردند و حتی پس از مرگش تشییع جنازه ای که مانند آن در دنیا سابقه نداشت، نشان از نفوذ معنوی این ابر مرد انقلاب اسلامی دارد. رهبری که بیانات و افکارش محدود به زمان خود نبوده و صراط مستقیم انقلاب اسلامی را در روزگار خویش برای همیشه ترسیم کرد.
اما قرار گرفتن در مسند سیاست باعث شد تا بقیه ابعاد روحی و شخصیتی ایشان آنچنان که شایسته است مطمع نظر نباشد. حضرت امام علاوه بر سیاست، فقیهی جامع الشرایط، فیلسوف و عارفی ناشناخته بود و آنچه باعث شد تا قلوب مردم را فتح کند همان اخلاق الهی ایشان بود که توانسته بود خود را به آن متخلق کند.
اما ما در اینجا بخشی از روحیات فردی و اخلاقی ایشان را مرور می کنیم تا درسی روشن و الگویی مناسب برای سبک زندگی اسلامی باشد.

414205_400

نظم امام در منزل

یکی از صفات برجسته حضرت امام (رحمه الله علیه) نظم مثال زدنی ایشان بود به حدی که اهل منزل با برنامه ایشان ساعت خود را تنظیم می کردند.
از خدمتکار منزل ایشان نقل شده که گفته بود پیش از ظهرها آنگاه که حاج آقا برای وضو گرفتن از اتاق مطالعه بیرون می آیند، می فهمم که وقت طبخ برنج می باشد و اگر ناهار برنج داشته باشیم فورا به آشپزخانه رفته و اجاق را روشن می کنم.[۱]

گفته بودم ساعت هشت بیایید

یک روز امام زنگ زدند و فرمودند شیر آب چکه می کند. قرار شد ساعت هشت صبح فردا بروم و آن را درست کنم. صبح روز بعد هشت و پنج دقیقه بود که پشت در اتاق آقا بودم از ایشان اجازه گرفتم که وارد شوم و شیر آب را تعمیر کنم. امام از داخل اتاق به من اجازه ورود نداده و فرمودند: من گفته بودم ساعت هشت، حالا برو فردا ساعت هشت بیا.[۲]
یکی از ویژگی های مهم که غالبا رهبران سیاسی فاقد چنین صفتی هستند قناعت و ساده زیستی است، معمولا کسی که به قدرت می رسد از همه ابزار و امکانات برای بهره برداری شخصی استفاده می کند و چنین تصور می کند که مالک اموال مردم می باشد و بالاخره زندگی مافوق زندگی عوام مردم برای خود رقم می زند.
اما مرحوم امام خمینی بر خلاف همه ی رهبران دنیا در نهایت ساده زیستی و قناعت به سر می برد تا جایی که از اول عمرشان، چه وقتی که در قم بودند و چه موقعی که به نجف تبعید شدند و چه بعد از انقلاب که تا آخر عمر شریفشان در تهران سکونت داشتند، به صورت اجاره نشین و مستاجر زندگی پر برکت خودشان را ادامه دادند.[۳]

از شما توقع نداشتم

یک بار وقتی در نجف به ملاقات امام رفتم هوا خیلی گرم بود. رفتم دیدم در وسط حیاط نشسته اند. سلام کردم و دستشان را بوسیدم. دیدم ایشان یک دستمالی دارند و عرق صورتشان را پاک می کنند، گفتم آقا شما اینجا نشسته اید و می خواهید مطالعه کنید و بنویسید، یک کولر شاید کفایت همه منزل را بکند، بگویید یک کولر بیاورند تا شما بتوانید با خیال راحت مطالعه کنید.
امام با کمال ناراحتی گفتند: «فلانی از شما توقع نداشتم این طوری بگویید».[۴]

مگر منزل منزل صدر اعظم است؟

بیرونی منزل امام در نجف که شب ها امام به آن تشریف می آوردند، فرش هایش ناقص بود؛ یعنی قسمتی از اتاق خالی بود. خدمت آقا عرض کردم اجازه بدهید یک فرش برای اینجا تهیه شود. فرمودند: «توی اندرونی هست».
عرض کردم: آنجا گلیم است و با این جور در نمی آید.
فرمودند: «مگر منزل صدر اعظم است؟»
عرض کردم فوق صدر اعظم است، منزل امام زمان است.
فرمودند: «امام زمان خودش هم معلوم نیست در منزلش چی افتاده است!».[۵]

سادگی امام مرا مجذوب خود کرد

ساده زیستی مرحوم امام به قدری بود که حتی زمانی که در فرانسه به سر می بردند این خصلت ایشان موجب تحسین و تعجب اهالی آنجا شد تا جایی که پرفسور مونتی می گوید: بیشتر از هر چیز زندگی ساده امام مرا مجذوب خود کرد امام در پاریس در یک خانه کوچک زندگی می کرد که دو اتاق بیشتر نداشت که یکی از آن اتاق ها، اتاق خواب و دیگری اتاق کار و ملاقات های ایشان بود در زندگی ایشان فرش ها و اشیاء گرانبهایی دیده نمی شد غذای ایشان هم بسیار ساده یعنی مقداری شیر و برنج بود. خیمه ای هم که در آن نماز می خواندند، بسیار ساده بود.[۶]

امام حتی از خود کفن نداشتند

نکته ایی که می تواند برای همه ما پند آموز باشد، این است که همان شبی که می خواستند امام را غسل و کفن کنند، دیدند که این رهبر عظیم و بزرگمرد عالم اسلام حتی یک کفن از نیز از خود ندارد، و این حاکی از از نفس مهذب و خصلت های پیامبر گونه امام بود.[۷]
آراستگی ظاهر و نظافت از جمله مسائلی بود که حضرت امام اهتمام ویژه ای نسبت به آن داشتند.

روزی هفت بار ادکلن می زدند

دختر ایشان در این باره می گوید: امام روزی هفت بار ادکلن مصرف می کردند. حتی بین دو نماز بلند می شدند و می رفتند به اتاق دیگر که ادکلن بزنند، و بعد بر می گشتند سر نماز.[۸]

عطوفت و مهربانی

حضرت امام بر خلاف ظاهری با ابهت و مقتدری که در برابر قدرت های دنیا خم به ابرو نیاوردند، از دلی رئوف و قلبی رقیق برخوردار بودند به حدی که اطرفیان ایشان نقل می کنند حتی مگسی را نمی کشتند و با بعد از شنیدن خبر شکستن سر بچه ای در تظاهرات قم خانم ایشان می گوید که بعد از گریه شدید به مدت ۲۴ ساعت از فرط ناراحتی غذا نخوردند.[۹] 
یک از اوصاف اولیاء خدا این است که چون قلبشان را یاد به خداوند گره زده اند دگرگونی حوادث آنها را مضطرب نمی کند و جز از خدای متعال از کسی ترسی ندارند مرحوم امام در این مورد سرآمد و برجستگی خاصی داشتند و شجاعتی برخوردار بودند که زبانزد همگان بود.

یاد ندارم از کسی ترسیده باشم

علامه جعفری می گوید که شخص دانشمند بسیار موثقی باری اینجاب نقل کرد که با عده ای از فضلا در حضور امام نشسته بودیم، سخن از هر دری درباره قدرتهای بزرگ دنیا می رفت که امام فرمودند: «من تاکنون به یاد ندارم از چیزی یا کسی ترسیده باشم، جز خداوند متعال».[۱۰] 

به جدم نترسیدم

مقام معظم رهبری نقل می کنند که یک بار امام به من فرمودند: «ماموران ساواک وقتی که آمدند، ابتدا در را شکستند و ما را گرفتند و بردند و گذاشتند در ماشین. در راه که داشتند می رفتند، آنها مرا می بردند و خودشان می لرزیدند». امام فرمودند: «به جدم نترسیدم».[۱۱]
هرچند اینها نمی بود از دریای بیکران سیره اخلاقی امام خمینی (رحمه الله علیه) ولی در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم و یاد و خاطره آن مرد الهی را در ایام ارتحال ملکوتی اش گرامی می داریم.

– – – – – – – – – – – – 
پی نوشت:
[۱]. سید حمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج ۱.
[۲]. حسن سلیمی. از اعضای دفتر امام. برداشت هایی از سیره امام خمینی. ج ۲، ص ۵.
[۳]. حجه الاسلام رحیمیان. در سایه آفتاب، محمدحسن رحیمیان، نشر شاهد، ص ۸۲.
[۴]. حجه الاسلام عباس مهری. سرگذشت های ویژه از زندگی امام خمینی،  مصطفی وجدانی، ج ۶، ص ۱۵۸.
[۵]. حجه الاسلام قرهی. همان. ج ۱. ص ۲۱.
[۶]. آیینه حسن.خ‍اطرات‍ی‌ از وی‍ژگ‍ی‍ه‍ای‌ م‍م‍ت‍از ام‍ام‌ خ‍م‍ی‍ن‍ی‌ (س‌) در ام‍ور ف‍ردی‌ و اج‍ت‍م‍اع‍ی‌. ب‍ه ک‍وش‍ش‌ اص‍غ‍ر م‍ی‍رش‍ک‍اری‌، ح‍م‍ی‍د ب‍ص‍ی‍رت‌ م‍ن‍ش‌. ص ۱۸۷.
[۷]. تیموری از محافظین بیت امام. برداشتهایی از سیره امام خمینی. به کوشش غلامعلی رجایی. ج ۲. ص۸۹.
[۸]. زهرا مصطفوی. همان. ص ۱۶۲.
[۹]. حجه الاسلام فرقانی. روزنامه جمهوری اسلامی. ۱۳۶۲/۸/۷.
[۱۰]. برداشتهایی از سیره امام خمینی. به کوشش غلامعلی رجایی. ج ۲. ص ۲۳۵.
[۱۱]. روزنامه جمهوری. ۱۳۵۹/۱۱/۵.

سیره اخلاقی امام خمینی, سیره اخلاقی, سیره اخلاقی خمینی,  سالگرد ارتحال امام خمینی, ارتحال امام خمینی, شخصیت اخلاقی امام ,زندگانی امام خمینی ,دیباجی, سید دیباجی ,استاد دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی, مقاله, مقالات , امام خمینی  , خمینی  ,سیره امام خمینی 

بازدیدها: ۴۰

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

روشهای تربیت فرزند با فرهنگ مهدوی

رفتارهای هر انسان از طرز تفکر او سرچشمه می گیرد، بنابراین انسان پس از طی مراحل شناخت و پذیرش اصول اعتقادی باید رفتارش را با عقایدش هماهنگ کند، در این صورت است که ایمان و اصول اعتقادی اش مفید خواهد بود.[۱] یکی از این اعتقادات مهم در فرهنگ اسلام اعتقاد به امام مهدی موعود (عج) است، از آنجایی که اعتقادات و باورها در نگرش انسانها تاثیر مهمی دارد و یکی از جایگاه های مهمی که می توانند در آشنایی و رشد فرزندان با فرهنگ مهدویت موثر واقع شوند جایگاه خانواده است، به همین منظور خانواده ها می توانند با آشنایی و تلاش بیشتر در امر اجرای روشهای تربیتی، در این راستا قدمی مثبت بردارند.
ثمره این تربیت در فرهنگ مهدویت همسو گرایی با فرهنگ مکتب انبیاست، و حاصل آن تربیت یافتگانی صالح خواهد بود که هم مصلح هستند و هم خواستار اصلاح جامعه اند.[۲]

تربیت فرزند در سبک زندگی مهدوی

از جمله روشهایی که می تواند فرزندان ما را با فرهنگ مهدویت آشنا سازد، عبارتند:

۱. زمینه سازی
در این روش، مربی باید دور اندیشی داشته، با پیش بینی موقعیت هایی که درآینده برای فرزندان پیش خواهد آمد، به فراهم کردن زمینه مناسب، برای به دست آوردن نتیجه مورد انتظار و مطلوب تربیتی، اقدام نماید.[۳] طبق این روش خانواده ها با ابرازعلاقه قلبی و نشان دادن ارادت و توجه به حضرت ولیعصر(عج) می توانند زمینه ساز ایجاد حب وعلاقه حضرت را در ذهن و فکر فرزندان مهیا و آماده سازند. در حقیقت زمینه سازی از همان ابتدا باید در قالب رفتار ظاهری و باطنی به صورت عملی نمایش داده شود، تا حب و علاقه و شناخت در ذهن و رفتار فرزندان اتقاق بیافتد.

۲. روش ارائه الگو
یکی از روشهای تربیتی مرسوم؛ روش الگو و اسوه سازی است که خدای متعال در قرآن کریم از آن استفاده کرده است.« لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرً؛ مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند».(احزاب/۲۱)
الگو سازی افراد خوب و پاک طینت در امر تربیت خیلی موثر واقع خواهد شد، اگر بتوانیم فرزندان را با رفتار و اخلاق سیره معصومین علیهم السلام آشنا سازیم، در این صورت پذیرش مسیرحق و اعتقاد به فرهنگ مهدویت در فرزندان فراهم خواهد شد.

۳. روش بینش دهی
با همان ادبیات کودکانه و با زبان خود فرزندان می توان اخلاق و سیره معصومین علیهم السلام و فرهنگ مهدویت را در ذهن و فکر فرزندان ایجاد کرد، این شناخت اگر با دقت و روش منطقی و صحیح و قابل فهم انجام بگیرد، فرزندان انس بیشتری با فرهنگ مهدویت خواهند داشت.

۴. روش نقل فضائل
وقتی خوبیها، شجاعتها و فضائل اخلاقی اهل بیت علیهم السلام نقل شوند، با فطرت پاک پذیرای تسلیم سخنان آنان خواهند شد و در این صورت به راحتی می توان دراجرای فرهنگ مهدویت در سطح جامعه مسلیمن قدم مثبتی برداشت.

۵. زیارت قبور اهل بیت علیم السلام
وقتی برنانه های زیارتی با عشق و علاقه انجام بگیرد و فرزندان با چشم خود ببینند که محبان اهل بیت علیهم السلام چه ارادتی دارند، در این صورت میل و رغبت و علاقه باطنی در آنها زیادتر و گرایش به فرهنگ مهدویت که همسو با فرهنگ عبودیت الهی است بیشتر خواهد شد.
رفتار و ظاهر برخورد عموم و خصوصا خانواده در تربیت نقش اساسی دارد، لذا حضور عاشقانه همراه با معرفت بیشتر جذابیت مسیر ولایت و اهل بیت علیهم السلام را بیشتر خواهد کرد.

۶. جذابیت سازی
بر اساس این روش، آراستگی و زیبایی های[۴] فرهنگ مهدویت باید بیان شود، نقل کرامات و زیبایی های اخلاقی و رفتاری حضرت و سایر معصومین علیهم السلام، تاثیر بسزایی در انتقال مفاهیم فرهنگ مهدویت و تبعیت از آن را به دنبال خواهد داشت.

۷. تکریم مناسبتها
مناسبتهایی که مخصوص اهل بیت علیهم السلام هستند، اگر مورد تکریم و احترام قرار بگیرد، می توانند در ذهن و اندیشه فرزندان تاثیر مثبتی بگذارند. مثلا: دادن شیرینی در ایام ولادت معصومین و یا برگزاری مراسم جشن عروسی و یا شروع کارهای مهم زندگی در این زمانها از باب تبرک و مهم دانستن، می تواند گامی مهم در امر تربیت فرزندان باشد.

——————————————–

پی نوشت:
[۱]. وظایف منتظران، آیه الله طبرسی،ص۱۹، عترت، ۱۳۹۲، چاپ اول
[۲]. مجموعه مقالات ششمین دوره همایش بین اللملی دکترین مهدویت، ص۱۷۲،ج۱، ۱۳۹۰، موسسه آینده روشن
[۳]. مهدی یاوران، چگونه نسل منتظر تربیت کنیم؟، فرضی، زهرا، اندیشه ظهور،۱۳۸۹، ص۱۸
[۴]. همان، ۱۳۸۹، ص۲۶

* برگرفته از سایت رهروان ولایت

روشهای تربیت فرزند,  تربیت فرزند, فرهنگ مهدوی, امام زمان, میلاد امام زمان, نیمه شعبان, تولد امام زمان, حضرت مهدی ,دیباجی, استاد دیباجی ,مقالات, مقاله ,آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی ,سید محمد تقی دیباجی, سایت دیباجی ,بیوگرافی دیباجی, رزومه دیباجی, شجره نامه دیباجی

بازدیدها: ۲۰۳

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

ماجرای تولّد امام حسین (علیه السلام) و فطرس ملک

در بعضی از روایات نقل شده: هنگامی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد،‌ جبرئیل (علیه السلام) به دستور خداوند متعال، با همراهی گروهی از ملائکه برای عرض تبریک و چشم روشنی به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند. او در هنگام عبور به جزیره‌ای رسید که در آن یکی از فرشتگان الهی به نام «فطرس» به دلیل تعلّل در انجام کاری که خداوند به او مأموریت داده بود، محبوس شده، بالهایش شکسته و در آن جزیره به سر می‌برد و در آنجا هفتصد سال خداوند را عبادت می‌کرد. وقتی که فطرس، جبرئیل را با خیل ملائکه مشاهده کرد، پرسید: ای جبرئیل! کجا می‌روید؟ او گفت: نزد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) پیامبر بزرگ الهی. فطرس از جبرئیل (علیه السلام) تقاضا کرد که او را نیز به همراه خود به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ببرد تا از آن حضرت تقاضا کند که خداوند او را بخشیده و نجاتش دهد.

وقتی جبرئیل (علیه السلام) وارد شد و ماجرای فطرس را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عرض کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با اشاره به گهواره امام حسین (علیه السلام) به فطرس فرمود: خود را به گهواره این نوزاد برسان و اعضای شکسته‌ات را به بدنش مالش بده! در همان لحظه خداوند متعال به برکت امام حسین (علیه السلام) او را نجات داد و این فرشتهٔ بال و پر شکسته، شفا گرفت.[۱]

فطرس هنگام بازگشت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: امت تو در آینده‌ای نزدیک این مولود با برکت را به شهادت می‌رسانند و من به پاداش این حقی که فرزندت بر من پیدا کرد، هر زائری که او را در هر کجا زیارت کند،‌ زیارتش را به حضورش می‌رسانم و هر کس که بر او سلامی کند، سلامش را به او ابلاغ خواهم کرد و هر کس که بر او درودی فرستد،‌ آن را به‌ او می‌رسانم. سپس به همراه جبرئیل (علیه السلام) و دیگر ملائکه به آسمان بازگشت.[۲]

وقتی که فطرس به آسمانها برگشت، آن‌قدر خوشحال و شادمان گردید که در میان فرشتگان با افتخار تمام فریاد می‌زد: «چه کسی به منزلت من می‌رسد؛ من توسط حسین (علیه السلام) فرزند علی (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) و جدش احمد (صلی الله علیه و آله) از گرفتاری‌ها نجات یافته‌ام».[۳]

نقد و بررسی:

درباره جریان فطرس باید گفت: روایاتی که دربارۀ تخلف بعضی از ملائکه از فرمان الهی و احیاناً تنبیه و مجازات آنها وارد شده است، نظیر روایت «فطرس»، چندان قطعی نیست و همۀ علمای اسلام چنین روایاتی را نپذیرفته‌اند. برخی از آنان معتقدند: جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژه‌ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است. بلکه به این صورت آمده «و عاذ فطرس بمهده؛ فطرس به گهوارۀ امام حسین (علیه السلام) پناه برد».[۴] از سوی دیگر سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش به دست آید… .[۵]

عده‌ای دیگر منکر معصیت فرشتگان و تنبیه آن‌ها هستند و می‌گویند: روایت عصیان فطرس، با آیۀ شریفۀ: «عِبادٌ مُکْرَمُونَ»[۶] و آیۀ: «آن‌ها دستورات الهی را معصیت نمی‌کنند و آنچه را که امر شده‌اند انجام می‌دهند»،[۷] منافات دارد. بنابراین، در نگاه این گروه، عصیان فرشتگان پذیرفته نیست.

emam-hosein282

از سوی دیگر بعضی از علمای شیعه با فرض صحت چنین روایاتی، احتمالاتی را مطرح کرده‌اند:

گروهی از مفسران گفته‌اند: مجازات و تنبیه ملائکه در اثر «ترک اَولی» بوده است، نه گناه و معصیت. منظور از ترک اولی، این است که آن‌ها در اجرای دستورات الهی عملی را که دارای اولویت بیشتری بوده رها کرده‌اند و به سوی عمل کم اولویت رفته‌اند، یا انجام عمل را در وقت و شرایطی که اولویت بیشتری داشته است، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جا آورده‌اند و به همین جهت مجازات و تنبیه شده‌اند.[۸]
عده‌ای برای حل مشکل عصیان و تنبیه فرشتگان، احتمال داده‌اند که این قبیل روایات مربوط به دسته‌ای از ملائکه باشد که شبیه به انسان هستند. شهید مطهری می‌گوید: «در اخبار و احادیث بعضی از ملائکه را «ملائکۀ زمینی» می‌گویند، آن‌ها موجوداتی نامرئی هستند، اما شاید خیلی به انسان شبیه‌اند؛ یعنی تکلیف می‌پذیرند و احیاناً تمرّد می‌کنند. حقیقت این‌ها بر ما روشن نیست،… حتی در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده‌اند».[۹]
بعضی هم معتقدند: چنانچه درستی سند و فرشته بودن فطرس، هر دو اثبات شود، این امر با آیۀ «لا یَعْصُونَ اللّهَ»، [۱۰] منافاتی ندارد؛ زیرا فرشتگان یکسان نیستند. فرشتگان حامل عرش و حامل وحی، مقامی والا دارند: «وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ؛ و هیچ یک از ما ‏نیست جز آن که مقام معلومی دارد».‏[۱۱]فرشتگان حامل وحی معصوم هستنند و تکامل هم ندارند، ولی دلیلی نداریم که تمام فرشته‌ها از یک سنخ باشند و فرشته‌ای همانند انسان که دارای نفس مستکمله باشد، نداشته باشیم!. بعضی از آن‌ها؛ مانند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل، از ملائکه مقرب درگاه الهی هستند و درجاتشان بسیار ‏عالی است که حکما و فلاسفه از آن‌ها به عنوان «رؤوس الملائکه» تعبیر می‌کنند و بعضی دیگر در درجات پائین‌تری قرار ‏دارند و هر یک وظیفۀ خاصی برعهده دارند. حضرت علی (علیه السلام) درجات و وظایف ملائکه را این گونه بیان می‌کند: «بعضی از ‏آن‌ها امین وحی پروردگار به سوی پیامبران هستند و برخی نگهبانان بندگان خدا و برخی دربان بهشت اویند…»،‏[۱۲] پس امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی به‌شمار آید و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد.[۱۳]

با توجه به آن‌چه در کلام حضرت علی (علیه السلام) در توصیف و ویژگی‌های فرشتگان بیان شد، اگر گفته شود حضرت در مقام بیان توصیف تمام فرشته‌ها هستند، در این صورت باید نازل‌ترین درجۀ فرشتگان هم دارای آن ویژگی‌ها باشند؛ لذا معصیت در حق آن‌ها تصور ندارد، مگر به نحو ترک اولی و گناه منزلتی.[۱۴] اما اگر گفته شود که حضرت در مقام بیان توصیف فرشتگان خاصی بوده است، باید به یکی از دو توجیهی که در بالا بدان اشاره شد، تمسک کرد.

به هر حال؛ چون فرشتگان موجوداتی غیر مادی هستند، شناخت و آگاهی دقیق از آن‌ها، تنها از راه آیات و روایات ممکن است و به هر روایتی نیز نمی‌توان تمسک کرد، بلکه باید روایات از نظر سند و دلالت کاملاً مورد اعتماد باشند و تا به چنین روایتی دست نیافتیم، مرجع ما تنها آیات قرآن است. ‏

======================

پی نوشت:

[۱]. مجلسى‏، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج ۴۴، ص ۱۸۲٫

[۲]. همان، ‌ج ۴۳،‌ ص ۲۴۴٫

[۳]. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ۴، ص ۷۴٫‏

[۴]. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ۲، ص ۸۲۷٫‏

[۵]. پرسش و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۸۸.

[۶]. انبیاء، ۲۶، «وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ؛ آنها گفتند: خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است! او منزه است (از این عیب و نقص)؛ آنها (‏فرشتگان‏) بندگان شایسته اویند».‏

[۷]. تحریم، ۶، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیْها مَلائِکَهٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سخت‌گیر هستند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‏نمایند!».

[۸]. مکارم شیرازی، در پرسش و پاسخ های حضوری.

[۹]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج ۴، ص ۲۸۰٫

[۱۰]. تحریم، ۶٫

[۱۱]. صافات، ۱۶۴.

[۱۲]. ‏شریف الرضى، محمد بن حسین، مترجم و شارح: فیض الاسلام، على نقى‏، نهج البلاغه فیض ‏الاسلام، ج ۱، ص ۲۸، خطبه ۱٫‏

[۱۳]. پرسش ها و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۷۸ و ۸۸.

[۱۴]. در این باره ر.ک: محمد، احسانی فر، مقاله «پژوهشی در روایات فطرس ملک»، مجله علوم حدیث شماره ۳۴ (سال نهم، شماره چهارم، زمستان ۱۳۸۳)، ص ۶۸ – ۸۰؛ نویسنده در این مقاله سند روایات فطرس را معتبر می‌داند و آن را به‌معنای گناه منزلتی می‌داند و گناه منزلتی هم منافاتی با عصمت ندارد.

ماجرای تولّد امام حسین,  امام حسین و فطرس, فطرس, داستان فطرس ملک, وقایع تولد امام حسین, داستان ولادت امام حسین, مقاله, زندگی نامه امام حسین ,مقالات ,دیباجی, سید دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی, استاد دیباجی ,تولّد امام حسین ,میلاد امام حسین, امام حسین ,  فطرس ملک

بازدیدها: ۳۸۹

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

اعمال مشترک و مختص ماه شعبان

ماه شعبان ماه رحمت و لطف الهی است. امید آن داریم که در این ماه خدای متعال ما را از چشمه زلال معرفت سیراب نماید. در ادامه الطاف بیکران حضرت دوست، شمیم دل انگیز ماه پیامبر اعظم (ص)، شعبان المعظم به مشام جان های مشتاق بندگی می رسد و دلها را آماده می کند تا در سایه تمسک و توسل به ساحت حضرت سید الشهداء (ع) و امام زین العابدین (ع) و قمر منیر بنی هاشم و بقیه الله الاعظم امام زمان صلوات الله علیهم اجمعین، خدامداری و جهاد را، حلاوت عبادت را، اوج ولایت مداری را و زیبایی انتظار موعود را فهم کنیم.
شعبان فرصتی است که پس از یک ماه پر برکت و شستشوی دل از زنگارهای هواپرستی و دنیا زدگی و به قول عرفا تخلیه، جان آماده را به زیور بندگی و معرفت آراسته کنیم و این تحلیه را در میهمانی بزرگ خداوند، رمضان المبارک، به اوج برسانیم.

shaban (16)

اعمال مشترک و مختص ماه شعبان

الف. مهم‌ترین اعمال مشترک ماه شعبان
۱. هر روز هفتاد مرتبه استغفرالله و اسئلُهُ التوبه.
۲. صدقه دادن که فضیلت فراوان دارد.
۳. بسیار صلوات فرستادن.
۴. در هر پنج شنبه این ماه دو رکعت نماز بخواند که در هر رکعت بعد از حمد، صد مرتبه توحید و بعد از آن صد مرتبه صلوات بفرستد.
۵. قرائت مناجات شعبانیه که اثرات معنوی بسیار دارد و دارای فرازهای بلند و نورانی می باشد و از ناحیه مقدسه امیر مؤمنان صلوات الله علیه صادر گردیده است.

ب. مهم‌ترین اعمال شب و روز اول ماه شعبان
۱.  دوازده رکعت نماز به حمد و یازده مرتبه توحید در شب اول ماه.
۲. روزه روز اول ماه فضیلت فراوان دارد.
۳. دو رکعت نماز که در هر رکعت یک حمد بخواند و یازده مرتبه توحید؛ در روز اول ماه.

ج. مهم‌ترین اعمال روز سوم ماه شعبان
۱. روزه آن روز فضیلت فراوان دارد.
۲. زیارت امام حسین(ع).

د. مهمترین اعمال شب و روز نیمه شعبان
۱. غسل نمودن در شب و روز نیمه شعبان.
۲. احیا گرفتن شب نیمه شعبان که بسیار به آن سفارش شده است.
۳. زیارت امام حسین(ع).
۴. دعای کمیل که ورودش در این شب است و بسیار به آن توصیه شده است.
۵. دو رکعت نماز بعد از نماز عشاء که در رکعت اول حمد و سوره قل یا ایها الکافرون و در رکعت دوم حمد وسوره توحید و سپس تسبیحات حضرت زهرا(س).

===========

پینوشت:

مفاتیح الجنان

اعمال مشترک ماه شعبان,مقاله,سایت دیباجی,مقالات,دعا,مناجات, اعمال ماه شعبان  ,اعمال مختص ماه شعبان , ماه شعبان ,شعبان, دیباجی, استاد دیباجی, سیددیباجی, سید محمد تقی دیبایجی ,آیت الله دیباجی ,دیباجی اصفهانی , اعمال ماه شعبان

بازدیدها: ۴۰

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

دلیل شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام)

با توجه به این که خلفا نوعاً از یک طرف به جایگاه غصبی خودشان آگاه بوده و از طرفی نیز می دانستند چه کسانی صاحبان واقعی امر خلافت هستند؛ از این رو برای حفظ جایگاه و موقعیتشان، امامان معصوم را که رقیب خود می دانستند تحت نظر داشته و گاهی نیز در زندان افکنده و در نهایت به شهادت می رساندند و در این رابطه بهانه هایی نیز پیدا می کردند که در مورد شهادت امام موسی کاظم (ع) به دو مورد اشاره می کنیم.

امام موسی بن جعفر

الف. هارون الرشید از حضرت موسى بن جعفر (ع) خواست که حدود فدک را شرح دهد، به این هدف که آن را به امام (ع) پس بدهد، امام از بیان حدود فدک ابا کرد تا آن که هارون الرشید اصرار نمود فرمود: اگر حدود آن را بگویم به صاحبش ردّ نمى‏کنى. هارون گفت: «بحقّ جدّک الّا فعلت».

امام فرمود: حدّ اول آن عریش مصر و حدّ دوم دومه الجندل و حدّ سوم تیما (سیف البحر) و حدّ چهارم کوه­هاى احد از مدینه.

خلیفه عباسى با تعجب گفت: همه اینها؟! فرمود: آرى همه اینها، زیرا همه از زمین هائى است که رسول خدا اسب و شتر بر آن نرانده است مهدى گفت: مقدار زیادى است و در باره آن تأمل مى‏کنم.

طبق نقل ابن شهرآشوب، هارون رنگش دگرگون شد و دستور داد امام کاظم (ع) را زندانى کنند، حضرت فرمود: مى‏دانستم که اگر حدود فدک را بگویم مرا خواهد کشت.[۱]

ب. محمّد بن اسماعیل فرزند امام جعفر صادق (ع)(پسر برادر امام کاظم(ع))به عراق به طرف در خانه هارون رفت با همان لباس هاى سفر قبل از آن که در محلى فرود آید اجازه ورود خواست. گفت: بگو محمّد بن اسماعیل بن جعفر بر در خانه اجازه می خواهد. دربان گفت: برو اول لباس هاى سفرت را تغییر بده بیا تا بدون اجازه ترا وارد کنم حالا امیر المؤمنین خوابیده است گفت: به امیر المؤمنین خواهم گفت که من آمدم ولى تو اجازه ندادى.

امام موسی بن جعفر

دربان پیش هارون رفت و جریان را گفت. هارون اجازه ورود داد محمّد وارد شد به محض ورود گفت یا امیر المؤمنین دو خلیفه در روى زمین وجود دارد موسى بن جعفر در مدینه هست که برایش خراج مى‏آورند و تو در عراق خراج می گیرى هارون گفت: ترا به خدا قسم راست می گوئى.

گفت: به خدا راست می گویم دستور داد صد هزار درهم به او بدهند همین که پول ها را دریافت کرد همان شب دردى بر او مستولى گشت که نیمه شب از دنیا رفت مال را دو مرتبه به بیت المال برگرداندند.[۲]

رشید در همان سال به حجّ رفت، و چون وارد مدینه شد موسى بن جعفر (ع) را دستگیر کرد، و در هودجى نشانده او را به بغداد آورد، در نزد سندى بن شاهک زندانى کرد. در این وقت رشید در رقّه بود، و از آن جا فرمان قتل وى را صادر کرد، و موسى بن جعفر (ع) پنهانى به قتل رسید.[۳]

تاریخ شهادت امام کاظم (علیه السلام)

امام کاظم در بیست و پنجم ماه رجب سال یک صد و هشتاد و سه[۴] و یا به نقل مرحوم کلینی در ششم ماه رجب سال ۱۸۲[۵]‏ در زندان سندى بن شاهک در شهر بغداد دیده از جهان بست امام موسى بن جعفر (ع) در هنگام وفات پنجاه و پنج یا پنجاه و چهار سال از عمر شریفش گذشته شده بود.

==============

منابع:

[۱]. سید بن طاووس حسنى، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ترجمه الهامى، داوود، ص، ۴۰۸٫
[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ‏۴۸، ص ۲۳۹٫
[۳]. ابن الطقطقى، محمد بن على بن طباطبا، تاریخ فخری،ترجمه، گلپایگانى‏ محمد وحید، ص، ۲۶۸٫
[۴]. طبرسی، زندگانى چهارده معصوم (ع) ترجمۀ إعلام الورى بأعلام الهدى‏، عطاردى‏، عزیز الله، ص ۴۰۱٫
[۵]. کلینی، اصول کافى، ترجمه، کمره‏اى،‏ محمد باقر، ج ‏۳، ص ۳۸۱٫

بازدیدها: ۱۹۳

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

داستان شهادت امام علی النقی الهادی (علیه السلام )

هراسى که متوکل از امام هادی (ع) در دل داشت، سبب شده بود تا دستور دهد، سربازانش گاه و بى‏ گاه بدون اجازه از دیوار وارد خانه امام (ع) شوند و آن جا را بازرسى کنند. آن‏ها گاه پا را از این نیز فراتر مى‏ گذاشتند و به هتاکى به ساحت مقدس امام (ع) مى‏ پرداختند. در تاریخ آمده است که برخى اوقات متوکل در حالت مستى، امام را شبانه احضار مى‏ کرد و به بزم شراب خود فرا مى‏ خواند.[۱]

هربار که متوکل تلاش مذبوحانه جدیدى را براى ترور شخصیتى امام (ع) طراحى مى‏ کرد، با شکست سختى روبه رو مى ‏شد. شکست‏ها و تلاش‏هاى پى در پى و بى‏ ثمر متوکّل به حدى او را در رسیدن به اغراض پلیدش ناکام گذاشته بود که روزى در جمع درباریان خود فریاد زد: «واى بر شما! کار ابن الرضا روزگار مرا سیاه کرده و مرا سخت درمانده و سرگردان ساخته. هر چه تلاش کردم او جرعه‏اى شراب بنوشد و در مجلس بزمى با من هم‏نشین گردد، نشد… .»[۲]

همچنین در اقدامى دیگر، متوکل به چهار تن از دژخیمان خود دستور مى‏ دهد که امام را با شمشیرهاى برهنه به قتل برسانند. او به قدرى خشمگین بود که سوگند یاد کرد پس از قتل امام پیکر او را بسوزاند. جلادان او که با شمشیرهاى آخته انتظار امام را مى‏ کشیدند، تا بدنش را طعمه شمشیر خود سازند. با دیدن وقار و شکوه امام آن چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که تصمیم خود را فراموش و حتى امام را با احترام بدرقه کردند. هنگامى که بازگشتند، متوکّل از آنان پرسید: «چرا آنچه را که امر کرده بودم، انجام ندادید؟» پاسخ دادند: «آن هیبت و شکوهى که در او دیدیم، فراوان‏تر از هراس صد شمشیر برهنه بود که قدرتى در برابر آن نداشتیم؛ به گونه‏ اى دل‏هاى ما را آکند که نتوانستیم آنچه را امر کرده بودى، به انجام رسانیم».[۳]

شهادت امام علی النقی

متوکل بعد از ناکامى و شکست در نقشه قتل امام توسط «سعید حاجب»،[۴] سرانجام بغض و کینه‏اى که به خاندان پیامبر(ص) و پیروان آنان داشت، گریبان خود او را گرفت. در شبى که او به قتل رسید، «عباده مخنّث»، دلقک دربار، مثل همیشه در بزم شراب او مشغول مسخره کردن امامان شیعه بود. او سرش را که مو نداشت، برهنه کرده و متکایى هم روى شکم خود بسته بود و امام على (ع) را مسخره مى‏کرد و مى‏گفت: «این مرد طاس و شکم برآمده مى‏خواهد خلیفه مسلمانان شود». متوکل شراب مى ‏نوشید و قهقهه سر مى داد. «منتصر»، فرزند او که به امامان شیعه علاقه‏ مند بود، از این حرکت عباده خشمگین شد و او را پنهانى تهدید کرد. (عباده از ادامه کار منصرف شد، متوکّل متوجه او گردید و از او علّت را جویا شد. عباده دلیل ادامه ندادن کار خویش را باز گفت). در این هنگام، منتصر برخاست و گفت: «اى امیرالمؤمنین! آن کسى که این سگ، تقلید او را مى ‏کند و این مردم مى‏ خندند، پسر عموى تو و بزرگ خاندان تو است و مایه افتخار تو. اگر تو مى‏ خواهى گوشت او را بخورى (غیبت و بدگویى او کنى)، بخور، ولى اجازه نده که این سگ و مانند او از آن بخورند».

متوکل براى تمسخر فرزندش، به سبب علاقه ‏مندى به امام على(ع) دستور داد تا آوازه‏ خوانان درباره او و مادرش، شعر زننده ‏اى بخوانند. این بى‏ حیایى و بى ‏شرمى متوکل سبب شد تا پسرش همان شب تصمیم به قتل متوکل بگیرد؛[۵] از این رو، به همراهى ترکان، نقشه قتل او را کشید و وزیرش، «فتح بن خاقان»، او را به قتل رساند.[۶]

امام هادى(ع) پس از قتل متوکل، هفت سال در دوران خلفاى بعدى زندگى کرد. اگر چه فشارهاى دستگاه در مقایسه با دوران متوکل کاهش یافت، ولى سیاست‏هاى کلى دستگاه، به جز دوران متنصر، در راستاى اسلام زدایى، تغییرى محسوس نداشت و امام همچنان در سامرا تحت مراقبت شدید نظامى، روزگار مى ‏گذراند. سرانجام توطئه دشمنان امام هادى (ع) براى ایشان به ثمر رسید و وى به دستور «معتز» و سمّ «معتمد» که در آب یا انار ریخته شده بود،مسموم شد. [۷]  «ابو دعامه» مى‏ گوید: «امام در بستر بیمارى بود و من براى عیادت نزد ایشان رفتم. هنگام بازگشت فرمود: چون براى عیادت من آمدى، برگردن من حقى پیدا کردى و رعایت حق تو بر من واجب است. او در بستر بیمارى آرمیده بود و شیعیان به دیدار امام مى ‏آمدند. آن حضرت به صورت کتبى و شفاهى، امام پس از خود را به آنان معرفى کرد تا پس از شهادت او، شیعیان دچار سرگردانى نشوند.[۸]

امام هادى (ع)، در سوم رجب سال ۲۵۴ هـ . ق، به شهادت رسید.[۹] «احمد بن داود» مى‏ گوید: «اموال بسیارى را که خمس و نذورات مردم قم بود، با خود به قصد تحویل دادن به اباالحسن مى‏بردم. هنگامى که رسیدم، مردى که بر شترى سوار بود، پیش من آمد و گفت: اى احمد بن داود و «اى محمد بن اسحاق»، من حامل نامه‏ اى از سرورتان، ابالحسن هستم که به شما نگاشته است: من امشب به سوى بارگاه الهى رخت بر مى‏بندم. پس احتیاط کنید تا دستور فرزندم، حسن (علیه‏السلام) به شما برسد. ما با شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدیم و گریستیم، ولى این خبر را از دیگران که با ما بودند، مخفى داشتیم… ».[۱۰]

بازتاب خبر شهادت پیشواى شیعیان، قلب ستم‏دیده مردم را جریحه‏ دار کرد. شهر یکپارچه در سوگ آموزگارى بلنداختر و پدرى مهربان براى مستمندان و یتیمان نشست. در روز شهادت امام، جماعت بسیارى از بنى هاشم، بنى ابى‏طالب و بنى عباس در منزل امام جمع شده بودند و شیون و زارى سراسر خانه را آکنده بود.[۱۱] مردم به صورت‏هاى خود سیلى مى ‏زدند و گونه ‏هاى خود را مى‏ خراشیدند.[۱۲]

بدن مطهر امام هادى (ع) را بر دوش گرفتند و از خانه ایشان بیرون بردند و از جلوى خانه «موسى بن بغا» گذشتند. وقتى معتمد عباسى آنان را دید، تصمیم گرفت براى عوام فریبى، بر بدن امام نماز بگزارد؛ از این رو، دستور داد بدن مطهر امام را بر زمین گذاشتند و بر جنازه حضرت نماز خواند، ولى امام حسن عسکرى (ع) پیش از تشییع بدن مطهر امام (ع) به اتفاق شیعیان بر آن نماز خوانده بود. سپس امام را در یکى از خانه ‏هایى که در آن زندانى بود، به خاک سپردند. ازدحام جمعیت به قدرى بود که حرکت کردن در بین آن همه جمعیت براى امام حسن عسکرى (ع) مشکل بود. در این هنگام، جوانى مرکبى براى امام آورد و مردم امام را تا خانه بدرقه کردند.[۱۳] «ابو هاشم جعفرى» که از نزدیکان امام هادى (ع) بود، نیز قصیده‏اى در رثاى امام خود خواند.[۱۴]

=================

[۱]. علامه مجلسى‏، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج ‏۵۰، ص ۲۱۱، ناشر، اسلامیه، تهران‏.

[۲]. همان، ص ۱۵۸.

[۳]. همان، ص ۱۹۵٫

[۴]. همان، ص ۱۹۶٫

[۵]. عز الدین على بن اثیر، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران،  ترجمه حالت، ابو القاسم، خلیلى، عباس، ج ۷، ص ۵۵، مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، ۱۳۷۱٫

[۶]. تاریخ الیعقوبى، ج ۲، ص ۵۲۲. کتابنامه تکمیل شود.

[۷]. وفیات الائمه، ص ۳۸۶. کتابنامه تکمیل شود.

[۸]. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۳۹.

[۹]. همان، ص ۶۸۰.

[۱۰]. وفیات الائمه (ع)، ص ۳۸۵.

[۱۱]. قمى، عباس، ‏منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل‏، ج ۲، ص ۶۸۴، ناشر، دلیل ما، قم، ۱۳۷۹ ش‏.

[۱۲]. وفیات الائمه، ص ۳۸۶.

[۱۳]. منتهى الآمال، ج ۲، ص ۶۸۳.

[۱۴]. همان.

*برگرفته از دائره المعارف اسلامی

داستان شهادت امام علی النقی الهادی, داستان شهادت امام هادی, دیباجی, استاد دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی اصفهانی, استاد دیباجی, سید دیباجی ,آیت الله دیباجی اصفهانی ,داستان شهادت امام علی النقی, شهادت امام هادی ,امام هادی,شهادت,  شهادت امام نقی,  ,داستان شهادت امام هادی 

بازدیدها: ۸۷

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

چرا به امام باقر (علیه السلام) باقرالعلوم می گویند؟

emam-bagher-14

مشهورترین لقب‏ امام محمد بن علی(ع)، باقرالعلوم است، و این لقبى است که پیغمبر اسلام (ص) آن جناب را به آن ملقّب فرموده، چنانچه شیخ صدوق (ره) از عمرو بن شمر روایت کرده، که گفت: از جابر بن یزید جعفى سؤال کردم که براى چه امام محمّد باقر (ع) را باقر نامیدند؟
گفت: به علّت آن که یَبْقُرُ عِلْمَ الدِّینِ بَقْرا؛ أى شقّه شقّا و اظهره اظهارا،[۱] می شکافد علم را شکافتنى و آشکار و ظاهر می سازد آن را ظاهرکردنى.
جابر بن عبد اللّه (ره) آن حضرت را در یکى از کوچه‏هاى مدینه دید و گفت، اى پسر تو کیستى؟
فرمود: محمّد بن علىّ بن الحسین بن علىّ بن ابى طالب هستم.
جابر گفت: اى پسر به من نگاه کن.
امام (ع) به جابر نگاه کرد.
عرض کرد: سوگند به پروردگار کعبه که این شمایل و خصال رسول خدا(ص) است، اى فرزند، رسول خدایت سلام رساند. امام (ع) در جواب جابر فرمود: مادامی که آسمان و زمین بر جاى باشد سلام بر رسول خداى باد، و بر تو باد اى جابر که تبلیغ سلام آن حضرت نمودى، آن‏گاه جابر به آن حضرت عرض کرد:
یا باقر! انت الباقر حقّا، انت الّذى تبقر العلم بقرا.
و علما گفته‏اند: آن حضرت را «باقر» گفتند، سُمِّیَ بِذَلِکَ (باقر) لِتَبَقُّرِهِ فِی الْعِلْمِ- وَ هُوَ تَوَسُّعُهُ. حضرت امام (ع) را باقر نامیده اند، چون داراى علم زیادى بود.[۲]
در تذکره سبط ابن الجوزى مسطور است که آن حضرت را باقر نامیدند از کثرت سجود آن حضرت، بقر السّجود جبهته؛ اى فتحها و شقّها، یعنى گشاده کرد سجود جبین او را و قیل بغزاره علمه؛ یعنى بعضى گفته‏اند که آن حضرت را به سبب غزارت و کثرت علمش باقر لقب کردند.[۳]

================

[۱]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج‏۲، ص: ۱۵۹، کنگره شیخ مفید، قم،‏ چاپ اول، ۱۴۱۳ ق‏. ‏
[۲]. زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر (ع)، ص: ۱۵۴
[۳]. قمى، شیخ عباس، ‏منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل،‏ ج‏۲،ص، ۱۲۶۴، دلیل ما، قم‏، ۱۳۷۹ ش‏.

 امام باقر ,  باقرالعلوم , معنای باقرالعلوم,  لقب امام باقر,  میلاد  امام باقر , ولادت  امام باقر , مقاله  امام باقر , زندگی نامه  امام باقر, دیباجی ,سید دیباجی, دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی ,آیت الله دیباجی اصفهانی,  امام باقر در اسلام ,مقالات دیباجی ,مقاله ,مقالات مذهبی   

بازدیدها: ۱۶۰

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

مکان و زمان/سلسله دروس خارج فقه و اصول آیت الله دیباجی اصفهانی (بهار۹۵)

«سلسله دروس حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی(حفظه)» بهار ۱۳۹۵

۱- خارج اصول- تعادل و تراجیح

مدرس ۸ _ساعت ۹

===============

خارج فقه – اوقاه الصلاه

مدرس ۸ – یک ساعت به غروب

مکان : مدرسه آیت الله گلپایگانی (ره) «همراه با جزوات و تقریرات درس استاد»

===============

تفسیر سوره مبارکه بقره

پنج شنبه – یک ساعت به اذان ظهر 

مکان: دفتر معظم له، واقع در صفاییه، کوچه ۲۲(آمار)، پلاک ۲۹

«ساعات دروس فوق به زمان رسمی کشور می باشد»

مکان و زمان سلسله دروس خارج فقه,دروس خارج فقه,خارج فقه,دروس فقه,دروس اصول,دیباجی اصفهانی,استاد دیباجی,تفسیر استاد دیباجی,تفسیر دیباجی,حوزه علمیه, دانلود دروس خارج استاد دیباجی ,دانلود درس خارج, مکان و زمان سلسله دروس اصول, آیت الله دیباجی اصفهانی, سلسله دروس آیت الله دیباجی اصفهانی , آیت الله دیباجی, دیباجی, دروس آیت الله دیباجی, دروس آیت الله دیباجی اصفهانی ,مکان و زمان سلسله دروس آیت الله دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۴۲

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

سبک زندگی یک مادر

سیره و سبک زندگی معصومان،‌ که بر اساس تعالیم دینی به عنوان اسوه و الگو به جامعه اسلامی معرفی شده اند می تواند در ارائه مدل و سبک زندگی شایسته برای همه مسلمانان،‌کارگشا و موثر باشد. در این میان، سیره و سبک زندگی حضرت فاطمه(سلام الله علیها)،‌ یگانه دختر رسول خدا،‌ در عرصه شخصی و در عرصه خانواده،‌ که مبتنی بر تعالیم الهی و برگرفته از سنت رسول الله، می باشد؛‌ می تواند برای نسل امروز،‌ بویژه زنان و دختران جامعه اسلامی،‌ به عنوان الگوی معصوم و برتر،‌ معرفی گردد. هر چند این قلم و این نوشتار،‌ یارای وصف برترین زن عالم را ندارد،‌ لکن از باب احترام و ادب،‌ صحنه های از سبک زندگی فردی و سیره عبادی این بانوی گرامی را به مناسبت روز زن و ولادت ایشان، از منابع حدیثی اسلامی، به تصویر خواهد کشید،‌ بلکه تاسی به زندگی این بانوی معصوم و حوریه انسیه و بهجت قلب پیامبر خاتم،‌ چراغ راه زندگی باشد.

ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه زهرا در مکه‌ و در خانه برترین پدر و مادر،‌ چشم به جهان گشود. پیامبر مامور میشود به شکرانه این نعمت بزرگ در پیشگاه خداوند سبحان،‌سر تعظیم فرود آورد و نماز گذارد و قربانی نماید. (انا اعطیناک الکوثر،‌فصل لربک وانحر). نزول سوره کوثر و چنین تعابیر بلند مرتبه در حق فرزند دختر،‌ آن هم در عصر جاهلیت که نه تنها زن از کمترین حقوق انسانی برخوردار نبود،‌ بلکه تولد دختر،‌ مایه ننگ و سرافکندگی بود و دختران زنده به گور می شدند،‌ نشانگر جایگاه ارزشمند زن در مکتب اسلام است.

تربیت حضرت فاطمه در دامن وحی و والاترین مربی جهان آفرینش و عنایت الهی،‌ از او شخصیتی آفرید با جسمی صبور و قلبی به لطافت باران،‌ و در روزگار قحطی عاطفه برای فرزندان دختر،‌ اما پدر گرامی ایشان،‌در وصف فرزند دختر،‌چنین می فرمود:

بهترین فرزندان شما،‌ دختران اند[۱]. و کسی که دختری داشته باشد و او را نیازارد و پسرانش را بر وی برتری ندهد،‌ بر بهشت وارد میشود.[۲]

فاطمه،‌ آرامش بخش پیامبر

اینک ‌و بعد از رحلت مادر، نوبت فاطمه است که روشنایی بخش چراغ زندگی خاندان وحی باشد. دست های کوچک فاطمه،‌ شانه های پیامبر را نوازش می کند و پای مجروح پدر را که از آزار و اذیت های اهالی مکه،‌خونین می شد،‌ مداوا می کند. و آنگاه هم که نمی توانست از پیامبر،‌ در برابر طوفان حمله و اذیت های مشرکین مکه،‌ حفاظت نماید،‌ برای مظلومیت پیامبر،‌ می گریست.[۳]

رفتار حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با پدر،‌چنان مهربانانه و نوازشگرانه بود که پیامبر به او نشان “ام ابیها”،‌ داد. فاطمه (سلام الله علیها) در چشم پیامبر: آرامبخش و شادی قلب پیامبر (بهجه قلبی)،‌پاره تن (بضعه منی)‌نور چشم (نور عین)،‌ میوه دل و جان پیامبر (ثمره فوادی)، بود.

هر بار که بر پیامبر،‌ وارد می شد،‌ حضرت به او خوشامد می گفت‌ و هر دو دست اش را می بوسید و او را در جای خود،‌ می نشانید. از عایشه، در منابع حدیثی اهل سنت،‌چنین نقل شده است:‌

در حرف زدن کسی را شبیه تر از فاطمه به رسول خدا، ندیدم. هرگاه وارد می شد،‌پیامبر،‌ بر می خاست و به سویش می رفت،‌ او را می بوسید و به او خوشامد می گفت و دستانش را می گرفت و در جای خود،‌ می نشانید.

و اما این ارتباط عاطفی و محبت آمیز بین پدر و فرزند،‌دوسویه بود. و می تواند الگویی برای نسل جوان امروز،‌باشد. عایشه در ادامه، چنین، نقل می کند:

و هرگاه پیامبر بر فاطمه‌ وارد می شد،‌ ایشان نیز از جای بر می خاست و به سویش می رفت،‌ پیامبر را می بوسید و به او خوشامد می گفت و دستانش را می گرفت و در جای خود،‌ می نشانید.[۴]

81886128106110424890

«سیره فردی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)»

لباس و عطر حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

جنس چادر حضرت فاطمه گاهی از جنس پشم[۵] و گاهی نیز از پارچه حریر (حله استبرق) بود. البته هدیه ای بود که همسر وی،‌ حضرت علی، به او بخشیده بود.[۶] اما در خانه و در محیط منزل،‌ لباس رنگی می پوشید. (لبست ثیابا صبیغا).[۷] و بر چشمانش سرمه می کشید.[۸] از آنجا که پدر گرامی اش،‌حضرت محمد،‌ همواره از عطر و خوش بویی ستایش میکرد،‌ و می فرمود: بر محبوبیت آدمی،‌ می افزاید. حضرت فاطمه ‌نیز با تاسی از پدر،‌ در نخستین شب ازدواج،‌ در منزل ‌و هنگام نماز، ‌از عطر خوشبو،‌ استفاده می نمود.[۹] اما چنان بود که بوی خوش عطر را از نامحرم ولو نابینا،‌ باشد،‌ مخفی می کرد و چنین می فرمود: “اگر او مرا نمی بیند،‌ من او را می بینم و او (شخص نابینا)،‌بوی مرا استشمام می کند”.[۱۰]

نقش نگین حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

از پدر گرامی خویش،‌ رسول مکرم اسلام،‌ چنین نقل میفرمود: آن که نگین انگشترش، عقیق باشد، در خیر و نیکی است.[۱۱] و خود نیز به تاسی از پدر،‌انگشتری عقیق از جنس نقره بر دست داشت.[۱۲] که نقش نگین عقیق انگشتری حضرت فاطمه: “الله ولیّ عصمتی”،‌نقل شده است.[۱۳]

رفتار فرزند حاکم اسلامی 

به اقتضای زنانگی و استحباب مظاهر زینت برای زنان، حضرت فاطمه،‌ نیز ‌از این قاعده مستثنی نبود و دستبند،‌گوش‏واره و گردن‏بند‌، داشت اما وقتی وضعیت سخت اقتصادی عصر پیامبر و ندگی اصحاب صفه را مشاهده می نمود و از طرفی نیز به دلیل انتساب حضرت فاطمه به پیامبر،‌ به عنوان حاکم جامعه اسلامی،‌ ایجاب می نمود که فرزند حاکم اسلامی، ‌رفتار دیگری داشته باشد، بی درنگ زینت های ظاهری را در راه خدا می بخشید و به فقراء هدیه می نمود.[۱۴]

این گونه رفتارها،‌می تواند الگو و سرمشق فرزندان حاکمان و مسوولین جامعه اسلامی باشد که تلاش کنند، سطح زندگی و رفاه خویش را با طبقه متوسط جامعه اسلامی،‌ همسو نمایند تا طعم زندگی فقراء جامعه را نیز درک کرده و همواره در جهت رفع مشکلات و کاستی های آنان، اقدام نمایند.

مهمان نوازی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه و امیرالمومنین، آنچنان در مهمان نوازی و تکریم مهمان،‌ پیش قدم بودند که در شان و حق ایشان،‌ آیه ایثار، نازل گشت.[۱۵] (یوثرون علی نفسهم ولو کان بهم خصاصه. سوره حشر،‌آیه ۹). بوی‍ژه وقتی صله رحم، به مهمانی حضرت فاطمه،‌ دعوت می شدند،‌ حضرت ایشان،‌ به عنوان مدیر خانه و بانوی منزل، سعی میفرموند،‌ بهترین غذاها را از جمله گوشت‌،‌ در سفره مهمانی،‌ قرار دهند.[۱۶]

غذاهای موردعلاقه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

غذاهای موردعلاقه حضرت فاطمه،‌ از جمله: ‌زیتون،‌ شیر،‌ مویز، گلابی،‌ خرما،‌کاسنی، حریره و گوشت،‌ نقل شده است. به فرموده امام صادق،‌ سبزی موردعلاقه رسول خدا،‌ امام علی و حضرت فاطمه، به ترتیب:‌ کاسنی،‌ ریحان و خرفه (الفرفخ و هی بقله فاطمه)،‌بوده است که به فرموده امام صادق،‌ و با کمال تاسف، به دلیل عناد بنی امیه با خاندان پیامبر (بغضا لنا و عدواه لفاطمه)،‌‌ به سبزی نادانان،‌ شهرت یافته بود.[۱۷]

سیره عبادی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

عبادت و معنویت حضرت فاطمه،‌ چنان می نمود که خداوند متعال،‌ به وجود وی در مقابل فرشتگان الهی،‌ مباهات و افتخار میکرد (کانت الزهراء کثیره الخشیه من بارئها،‌بحیث یباهی بها الله امام الملائکه).[۱۸] وقتی بر محراب نماز می ایستاد، همچون ستاره ای در آسمان برای ملائکه،‌می درخشید. در نیایش و دعا،‌ جمله معروف از زبان فرزند گرامی ایشان،‌ امام حسن مجتبی،‌ همچون مرواریدی میدرخشد که الجار ثم الدار.[۱۹]

حضرت فاطمه و ساکن بهشت (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه، به تلاوت قرآن، ‌عشق می ورزید و می فرمود: هر کس سوره های حدید،‌ واقعه و الرحمن را بخواند و در آن تدبر و اندیشه کند،‌ “ساکن فردوس”،‌خطاب میشود.[۲۰] از همین انس حضرت فاطمه با قرآن بود که فضه، خادمه ایشان، تا بیست سال جز به قرآن،‌ تکلم نمی کرد. و هرگاه با وی گفتگو می شد،‌ جز به قرآن پاسخ نمی داد.[۲۱]

تسبیح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه، به امر و فرمان پدر،‌ همواره به تسبیح معروف به تسبیح حضرت فاطمه، بعد از هر نماز و قبل از خواب،‌ همت و ممارست، داشت.[۲۲] این دعا و ذکر،‌ چنان قرب و منزلت دارد که به عنوان مصداق قرآنی الذکر الکثیر (سوره احزاب،‌آیه ۴۱) می باشد[۲۳] و ائمه و پیشوایان معصوم،‌ فرموده اند: ما، فرزندان خویش را به تسبیح حضرت فاطمه،‌ امر می کنیم همانطور که به نماز امر می کنیم.[۲۴]

ختم قرآن قبل از خواب 

علاوه بر تسبیح حضرت فاطمه، از یادگارهای ایشان به شیعیان، نقل حدیث سفارش پیامبر به حضرت فاطمه است که به دختر گرامی شان، فرمودند: دخترم، نخواب،‌جز اینکه چند عمل را به جای آوری … از جمله:

با تلاوت سه مرتبه سوره توحید قبل از خواب،‌گویی اینکه ختم قرآن،‌ کرده اید و با گفتن تسبیحات اربعه،‌ گویی اینکه حج و عمره،‌ به جا آورده اید.[۲۵]

حضرت فاطمه،‌ به سفارش پیامبر، در مابین الطلوعین،‌ بیدار بودند و معتقد بودند که روزی بندگان از فضل الهی در این ساعت (بین اذان صبح تا طلوع خورشید) تقسیم میشود و هرکسی در این ساعت، خواب باشد، از آن محروم می گردد.[۲۶]

استجابت دعا در روز جمعه

حضرت فاطمه، به روز جمعه،‌اهمیت خاصی قائل بود. از فرزند گرامی ایشان، امام حسن مجتبی،‌ نقل شده است: گاهی می دیدم مادرم، شب جمعه را در رکوع و سجود برای خداوند متعال، تا صبح به عبادت می ایستاد.[۲۷] و درباره یکی از زمان های استجابت دعا،‌می فرمود:

از پیامبر شنیدم: در روز جمعه،‌وقتی است که در آن زمان،‌ مسلمانی ازخداوند متعال،‌درخواستی را داشته باشد و خدواند آن را به اجابت نرساند. و آن زمان در روز جمعه،‌ هنگامی است که نیمی از آفتاب برای غروب کردن در افق،‌فرو برود. پس از آن بود که بانو،‌ از خدمتکارش میخواست هرگاه چنین لحظه ای فرا رسید، به وی اطلاع دهد تا وی به نیایش و دعا بپرازد.[۲۸]

«سیره خانوادگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)»

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و تربیت فرزند

خانواده،‌کانون گرمی است که وجود فرزند به آن حلاوت و روشنی می بخشد. حضرت فاطمه چهار فرزند داشت. دو پسر (حسن و حسین) و دو دختر (زینب و ام کلثوم). در تربیت فرزند،‌از همان لحظات آغازین تولد فرزند،‌دقیق ترین دستورات اسلامی را به تاسی از گفتارهای پدر گرامی خویش،‌عمل می نمود. منابع اسلامی چنین نگاشته اند:

حضرت فاطمه،‌هرگاه صاحب فرزندی می شد، در گوش فرزند‌، ‌اذان و اقامه می گفت و به سنت و دستور موکد اسلام،‌در روز هفتم برای فرزند در راه خدا،‌عقیقه می نمود. آنگاه سر نوزاد را می تراشید و به وزن موهای سر نوزاد،‌ نقره یا طلا به فقراء می بخشید. و بخشی از گوشت قربانی عقیقه را به قابله ها ‌می بخشید و با مهمانی دادن، دیگران را در شادی خویش‌،‌سهیم می نمود.[۲۹]

به فرمان پیامبر،‌برای جلوگیری از آسیب های دیگران و چشم زخم، فرزندان خویش را به دعای تعلیمی پیامبر، (اعوذ بکلمات الله التامه من شر کل الشیطان و هامّه و من کل عین لامّه)، تعویذ می نمود.[۳۰] گاهی اتفاق می افتاد که اگر فرزند،‌ بیمار می گشت،‌ برای بهبودی، او را نزد پیامبر برده و از وی طلب دعا میکرد.[۳۱] و اگر بیماری،‌ شدید می شد،‌ برای شفای فرزند،‌نذر می کردند.[۳۲] و چنین شد که سوره دهر،‌در حق ایشان و  خاندان اهل بیت، نازل گردید.[۳۳]

حضرت فاطمه در خانه، با بچه ها،‌بازی میکردند و گاهی از اشعار عبرت آموز،‌ برای تربیت فرزند نیز سود می جستند. گاهی نیز، فرزندان خویش، حسن و حسین خردسال را به مسجد پیامبر،‌می فرستادند تا از همان کودکی با معنویت پیامبر،‌انس بگیرند، به سخنرانی پیامبر،‌گوش فرا داده و آنگاه در بازگشت به خانه،‌برای مادر،‌ بازگو می کردند.[۳۴]

حضرت فاطمه، هیچ امری را بر تربیت فرزند،‌مقدم نمی کرد و حتی در هنگام تزاحم امور منزل با نگهداری فرزند، امور منزل را وانهاده و به امر فرزند،‌همت می گماشتند.[۳۵] این سیره و رفتار حضرت فاطمه،‌می تواند الگویی برای زنان امروز جامعه باشد که با اندک بهانه ای، امر خطیر و سرنوشت ساز تربیت فرزند را رها کرده و به امور دیگر،‌همت می گمارنند.

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و عدم تحمیل خواسته ها بر همسر

یکی از عوامل قوام‌،‌ دوام و گرمی کانون خانواده‌، قانع بودن زن نسبت به وضعیت مالی و اقتصادی همسر و عدم تحمیل خواسته ها بیش از توان همسر است. پیامبر اکرم،‌این اصل اخلاقی را به دختر خویش،‌ تعلیم داده بود. از این رو،‌ درخواستی از علی علیه السلام،‌ نمیکرد که بیش از توان او باشد و یا او را وادار به تکلف نماید. شاه بیت کلام حضرت فاطمه در زندگی مشترک و نگاه اقتصادی به کانوان خانواده،‌چنین بود:

یا علی،‌ من از خدا حیا می کنم که آنچه در توان شما،‌ نیست بر شما تحمیل کنم.[۳۶]

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و کار در خارج از خانه

با تشکیل خانواده وزندگی مشترک،‌ طبیعی است که کارها بین زن و مرد،‌تقسیم میشود. زندگی حضرت فاطمه و امام علی،‌نیز از این قاعده،‌ مستثنی نبود. به فرمان پیامبر،‌ امور داخل منزل به حضرت فاطمه و امور خارج از منزل به امام علی،‌ سپرده شد. حضرت فاطمه به قدری از همنشینی بی مورد با نامحرمان،‌ بیزار بود که وقتی این نوع تقسیم کار را از پیامبر،‌ شنید،‌ خوشحالی خویش را چنین ابراز نمود:

هیچ کس جز خداوند، میزان سرور و شادی ام را از اینکه رسول خدا مرا از هم دوشی و معاشرت با نامحرمان،‌ معاف کرد،‌ نمی داند.[۳۷]

آشکار است وجود مبارک پیامبر،‌با توجه به شرایط مرد و زن و تفاوت های طبیعی روحی و جسمی،‌ این گونه وظایف زندگی مشترک را بین مرد و زن،‌تقسیم کرد.

اصالت دادن به فعالیت در خانه همراه با رشد معنوی و علمی بانوان و زنان جامعه اسلامی، سنت فرخنده ای است که با ساختار روحی و جسمی زن و مرد نیز سازگار است. اما غرب با توجه به نگاه مادی گرایانه،‌ حضور زن در محیط پرعاطفه و با محبت خانواده را سبک شمرده و همدوشی با مردان را یک ارزش تلقی می کند. گاه یک زن ساعت ها در محیط خارج از خانه ‌و با تقسیم محبت با دیگران و با جسمی خسته و روحی درهم شکسته،‌ به محیط خانه وارد میشود. پیامدهای ناگوار تماس ها و سرکار داشتن غیرضروروی زنان با نامحرمان که گوشه ای از آن را هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها،‌ نقش می بندد،‌ را با چشمان خود می بینیم لکن شگفت آن است که باز نیز تجربه میشود.

آشکار است طرح این موارد،‌به معنای در خانه نشستن و عدم رشد و بالندگی زنان در عرصه های گوناگون علمی،‌ نیست،‌ بلکه هدف،‌ تفاوت نهادن میان اصل و فرع وظیفه یک زن برای حفظ کانون خانواده به عنوان بهشتی کوچک برای تجدید قوای همسران و حراست از زیرساخت جامعه و پرورش و تربیت فرزندان شایسته می باشد.[۳۸]

=======================

پی نوشت:

[۱] . کلینی،‌الکافی،‌ج ۵،‌ص ۴۸.
[۲] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۹۰‌ص ۳۲۱.
[۳] . فاطمه برترین بانوی اسلام،‌ص ۹۰
[۴] . صحیح ابن حبان،‌ج ۵،‌ص ۴۰۳.
[۵] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳،‌ص ۸۶.
[۶] . الاصابه،‌ج ۸،‌ص ۲۷۰.
[۷] . شیخ طوسی،‌الامالی، ص ۴۰۱.
[۸] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ ج ۲۱،‌ ص ۳۸۳.
[۹] . سیدی، خاطر نازک گل،‌ص ۱۹.
[۱۰] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳، ص ۹۱.
[۱۱] . حرعاملی، وسائل الشیعه،‌ج ۵،‌ص ۸۸.
[۱۲] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳، ص ۹.
[۱۳] . بحرانی،‌عوالم العلوم، ج ۱۱،‌ص ۶۵.
[۱۴] . طبرسی،‌مکارم الاخلاق،‌ص ۹۴-۹۵.
[۱۵] . وسائل الشیعه،‌ج ۹، ص ۴۶۲.
[۱۶] . حمیری،‌قرب الاسناد،‌ص ۳۲۵.
[۱۷] . کلینی،‌الکافی،‌ج ۶،‌ص ۳۶۷.
[۱۸] . شیخ صدوق،‌الامالی، ص ۱۷۵.
[۱۹] . اربلی،‌کشف الغمه،‌ج ۲، ص ۹۶.
[۲۰] . سیوطی،‌الدر المنثور،‌ج ۶،‌ص ۱۴۰.
[۲۱] . مجلسی،‌بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۸۷.
[۲۲] . شیخ صدوق،‌علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶.
[۲۳] . روحانی،‌زندگانی حضرت زهرا،‌ص ۹۸۷.
[۲۴] . شیخ صدوق،‌ثواب الاعمال،‌ص ۳۶۳.
[۲۵] . شیخ الاسلامی،‌مسند فاطمه الزهراء،‌ص ۱۷۳.
[۲۶] . متقی هندی،‌کنز العمال،‌ج ۱۵،‌ص ۵۲۴.
[۲۷] . اربلی،‌کشف الغمه،‌ج ۲، ص ۹۶.
[۲۸] . طبری،‌دلائل الامامه،‌ص ۷۱.
[۲۹] . طبری،‌ذخائر العقبی، ص ۱۱۸. مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۴۳،‌ص ۲۵۵.
[۳۰] . مجلسی،‌بحارالانوار،‌ج ۶۰، ص ۶.
[۳۱] . بروجردی،‌جامع الاحادیث الشیعه،‌ج ۱۵، ص ۸۳.
[۳۲] . حرعاملی، وسائل الشیعه،‌ج ۲۳،‌ص ۳۰۵.
[۳۳] . امینی، ‌الغدیر،‌ج ۳، ص ۱۰۷.
[۳۴] . سیدی،‌خاطر نازک گل،‌ ص ۱۹۴.
[۳۵] . طبری،‌ذخائر العقبی،‌ص ۵۱.
[۳۶] . کوفی،‌تفسیر فرات الکوفی، ص ۸۳.
[۳۷] . حمیری،‌قرب الاسناد،‌ص ۵۲.
[۳۸] . سیدی،‌خاطر نازک گل،‌ص ۲۰۲.

*برگرفته سایت رهروان ولایت

سبک زندگی یک مادر  ,سبک زندگی مادر ,دیباجی,استاد دیباجی,سید دیباجی,سید محمد تقی دیباجی,دیباجی اصفهانی,آیت الله دیباجی,مقالات ,سایت دیباجی,درس خارج دیباجی, سبک زندگی   ,سبک زندگی حضرت زهرا ,حضرت زهرا ,ولادت حضرت زهرا,روز مادر و حضرت زهرا ,روز مادر ,مادر نمونه

بازدیدها: ۲۵