مقالات – پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی http://farsi.dibajiesfahani.ir Wed, 04 Jan 2017 06:52:32 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.18 نامه امام رضا(علیه السلام) به عبدالعظیم حسنى(علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%8a%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%8a%d9%85/#respond Wed, 04 Jan 2017 06:51:58 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1150 اکثر علماء رجال و حدیث گفته اند که حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام حضرت رضا علیه السلام درک نکرده و حال آن که جناب شیخنا المفید علیه الرحمه در کتاب اختصاص این پیام را از آن حضرت وسیله وى ذکر کرده است که ما متن و ترجمه آن را که مفید و آموزنده است مى ...

نوشته نامه امام رضا(علیه السلام) به عبدالعظیم حسنى(علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
اکثر علماء رجال و حدیث گفته اند که حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام حضرت رضا علیه السلام درک نکرده و حال آن که جناب شیخنا المفید علیه الرحمه در کتاب اختصاص این پیام را از آن حضرت وسیله وى ذکر کرده است که ما متن و ترجمه آن را که مفید و آموزنده است مى نگاریم:

محمّد بن نعمان المفید قال: «روى عن عبدالعظیم عن ابى الحسن الرضا علیه السلام قال: یا عبدالعظیم: ابلغ عنى اولیائى السلام و قل لهم ان لایجعلوا للشیطان على انفسهم سبیلا و مرهم بصدق فى الحدیث و اداء الامانه و مرهم بالسکوت و ترک الجدال فیما لا یعنیهم و اقبال بعضهم على بعض و المزاوره فانّ ذلک قربه الى و لا یشتغلوا انفسهم بتمزیق بعضهم بعضا فانّى آلیت علی نفسى أنه من فعل ذلک و اسخط ولیّا من اولیایى دعوت اللّه لیعذبه فى الدّنیا اشدّ العذاب و کان فى الآخره من الخاسرین و عرفهم انّ اللّه قد غفر لمحسنهم و تجاوز عن مسیئهم الاّ من اشرک بى او آذى ولیا من اولیایى او اضمر له سوء فانّ اللّه لا یغفر له حتى یرجع عنه فان رجع و الاّ نزع روح الایمان عن قلبه و خرج عن ولایتى و لم یکن له نصیبا فى ولایتنا و اعوذ باللّه من ذلک» (الاختصاص ۲۴۷)

photo_2017-01-04_10-20-38

حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام از حضرت رضا صلوات اللّه علیه روایت کرده که آن جناب فرمود: دوستان مرا از من سلام برسان و به آنان بگو در دل هاى خود از براى شیطان راهى باز نکنند و آنها را امر کن و به راستگویى در گفتار و اداء امانت و سکونت و ترک منازعه و جدال در کارهاى بیهوده و آنان را امر نما که با یکدیگر آمیزش و آمد و شد نمایند و این عمل آنها موجب نزدیکى به من مى شود.

دوستان من نباید اوقات خود را به مخالفت و دشمنى با یکدیگر مشغول سازند.
من با خویشتن پیمان بسته ام که هر کس مرتکب این گونه کارها شود و یا یکى از دوستانم را مورد خشم و غضب قرار دهد از خداوند بخواهم تا وى را در دنیا به سخت ترین عذاب گرفتار سازد، این نوع اشخاص در آخرت از زیان کاران خواهد بود.

دوستان مرا متوجه کن که خداوند نیکوکاران آنها آمرزیده و از بدکاران آنان در گذشته مگر کسانى که شرک آورده اند و یا یکى از دوستان مرا رنجانیده و یا در دل خود نسبت به وى کینه و عداوت دارند، پروردگار از این گونه اشخاص نخواهد گذشت و آنها را نمى بخشد، مگر این که از نیّت خود برگردد، اگر از اینکار زشت خود برگشت مورد آمرزش خداوند قرار خواهد گرفت. و اگر در این عمل باقى ماند خداوند روح ایمان را از دل او خارج خواهد ساخت، و از ولایت من نیز بیرون مى رود، و در دوستى ما اهلبیت هم بهره اى نخواهد داشت و من به خدا از این زلالت مردم پناه مى برم. 

=====================

* سید محمد حسین حکیم ؛ شناخت نامه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و شهر ری، قم سازمان چاپ و نشر دارالحدیث  ج۱۴

نامه امام رضا به عبدالعظیم حسنى ,نامه امام رضا,عبدالعظیم,نامه امام رضا به عبدالعظیم,,,محتوای نامه امام رضا به عبدالعظیم حسنی,محتوای نامه به عبدالعظیم حسنی,نامه امام هشتم,دیباج,سید محمد تقی دیباجی,دیباجی اصفهانی,سید دیباجی,مقالات ,سایت دیباجی,آیت الله دیباجی,استاد دیباجی ,امام رضا به عبدالعظیم,

بازدیدها: ۱۲۱

نوشته نامه امام رضا(علیه السلام) به عبدالعظیم حسنى(علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%8a%d9%85/feed/ 0
گزیده ای از آداب زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7/#respond Fri, 11 Nov 2016 16:01:14 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1087  زیارت نشانه تعهدی است که شیعیان نسبت به ائمه معصومین (علیهم السلام) خود دارند و چنین پیمانی که با پیوند به خاندان مطهر پیامبر (صلوات الله علیهم) همراه است آدابی دارد که با رعایت آنها حظ و بهره ی بیشتری می توان از زیارت برد. آداب زیارت امام حسین  (علیه السلام) در روایتی امام رضا ...

نوشته گزیده ای از آداب زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
 زیارت نشانه تعهدی است که شیعیان نسبت به ائمه معصومین (علیهم السلام) خود دارند و چنین پیمانی که با پیوند به خاندان مطهر پیامبر (صلوات الله علیهم) همراه است آدابی دارد که با رعایت آنها حظ و بهره ی بیشتری می توان از زیارت برد.

img09435277

آداب زیارت امام حسین  (علیه السلام)
در روایتی امام رضا (علیه السلام) می فرماید: «إِنَ‏ لِکُلِ‏ إِمَامٍ‏ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَهَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَهً فِی زِیَارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَ هُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ [۱] شیعیان نسبت به هر یک از امامان معصوم پیمان و تعهدی دارند که کمال وفای به آن عهد در زیارت مشتاقانه و عارفانهٴ قبور آنهاست، پس کسانى که با رغبت و علاقه به زیارت ایشان و باور داشتن آنچه آنان ترغیب کرده اند، زیارتشان کنند، امامانِ آنها در روز قیامت شفیعشان باشند».
این حدیث بیانگر چند نکته درباره ی زیارت ائمه (علیهم السلام) است:
* زیارت قبر امام نشانهٴ وفاداری و تعهد به مقتدا و پیشواست؛ «إنّ من تمام الوفاء بالعهد و حُسن الأداء زیاره قبورهم».
زیارت باید همراه با رغبت، شوق، علاقه و عشق قلبی به مزور باشد؛ «رغبهً فى زیارتهم».
* زیارت باید همراه با تصدیق قلبی به چیزهایی باشد که مزور بدان رغبت داشته، مورد علاقهٴ وی بوده و در راه آن فداکاری کرده است؛ «و تصدیقاً بما رغبوا فیه».

اما هر زیارتی آداب مشترک و مخصوصی دارد و از آنجا که امام حسین (علیه السلام) به لحاظ کیفیت شهادت با بقیه ی ائمه (علیهم السلام) متفاوت است و در کلام معصومین (علیه السلام) هم زیارت آن بزرگوار طور دیگری سفارش شده است؛

زیارت امام حسین (علیه السلام) هم با بقیه ائمه (صلوات الله علیهم) متفاوت است و ما در اینجا به غیر از ادعیه ماثور که هنگام زیارت وارد شده است برخی از آداب زیارت ابا عبدالله (سلام الله علیه) را به طور مختصر بیان می کنیم:
۱: بهتر است قبل از آن که از خانه خارج شود سه روز روزه بدارد و در روز سوم غسل کند و خانواده خود را جمع کند و این دعا [۲] را زمزمه کند.
۲: آنگاه با خضوع و خشوع از منزل خارج شود و ذکر «لا اله الا الله» و «الله اکبر» و «الحمدلله» بسیار بگوید و صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم) بفرستد و با آرامش و وقار به راه بیافتد و بداند هر زحمتی در این راه متحمل شود، اجر عظیم دارد.[۳]
۳: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در حالی به زیارت امام حسین (علیه السلام) برو که محزون و ژولیده و غبار آلود و گرسنه و تشنه باشی چرا که آن حضرت با چنین حالتی به شهادت رسید، آنگاه حاجات خود را طلب کن و برگرد و کنار قبرش را وطن خود قرار مده».[۴]
۴: توشه خویش را در این سفر، از غذاهای لذیذ و شیرین قرار ندهد و از غذاهای ساده استفاده کند چرا که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: «شنیده ام جماعتی به زیارت امام حسین (علیه السلام) می روند در حالی که با خود سفره هایی از بزغاله های بریان و حلواها حمل می کنند، با آنکه اگر به زیارت قبر پدران یا دوستان خود می رفتند چنین عمل نمی کردند».[۵]
۵: اگر ممکن است گاهی با پای پیاده و با کمال تواضع و فروتنی برای زیارت حرکت کند، چرا که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در ازای هر گامی که بر می دارد هزار حسنه برای او نوشته می شود».[۶]
۶: صاحب مفاتیح الجنان نقل می کند که در روایت ابو حمزه ثمالى (رضوان اللّه علیه)، از امام صادق (علیه السّلام) در باب زیارت حضرت امام حسین (علیه السّلام) نقل شده: «چون به نینوا رسیدى بارهاى خود را در آنجا بگذار، و به خود روغن نمال، و به چشم سرمه مکش، و گوشت مخور، البته تا زمانیکه در آنجا اقامت دارى».[۷]
۷: اما برای ورود به حرم سالار شهیدان (سلام الله علیه) دانستن این نکته مفید است که به تعبیر مرحوم آیت الله بهجت (رحمه الله علیه): «اذن دخول حضرت سیدالشهداء (علیه‌ السلام) گریه است؛ اگر اشک آمد، امام حسین (علیه‌ السلام) اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.
اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما بوجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید».[۸]
۸: عمده اعمال در روضه مطهّره امام حسین (علیه السلام) دعاء است زیرا که اجابت دعا در تحت آن قبّه یکى از چیزهائى است که در عوض شهادت، حقّ تعالى به آن حضرت لطف فرموده و زائر باید آن را غنیمت دانسته در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجات کوتاهى نکند و در طىّ زیارت آن حضرت ادعیه بسیارى با مضامین عالیه وارد شده که خوانندگان محترم را به کتب معتبره از جمله مفاتیح شیخ عباس قمی و کتاب های مشابه که در آن زیارات معصومین (علیهم السلام) وارد شده ارجاع می دهیم.
لازم به ذکر است که آداب زیارت سیدالشهداء (علیه السلام) بیش از این مقداری است که بیان کردیم و ما فقط در اینجا گوشه ای از آن را متذکر شدیم.

– – – – – – – – –
پی نوشت:
[۱]. الکافی (ط – الإسلامیه) کلینی. ج ‏۴٫ باب ….. ص : ۵۶۷٫
[۲]. اللَّهُمَ‏ إِنِّی‏ أَسْتَوْدِعُکَ‏ الْیَوْمَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی، وَ کُلَّ مَنْ کَانَ مِنِّی بِسَبِیلٍ، الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَ الْغَائِبَ، اللَّهُمَّ احْفَظْنَا بِحِفْظِ الْإِیمَانِ وَ احْفَظْ عَلَیْنَا. اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِی حِرْزِکَ، وَ لَا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَکَ، وَ لَا تُغَیِّرْ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَهٍ وَ عَافِیَهٍ، وَ زِدْنَا مِنْ فَضْلِکَ إِنَّا إِلَیْکَ رَاغِبُونَ. المزار الکبیر (لابن المشهدی) ص ۴۱۷٫ قم، چاپ: اول، ۱۴۱۹ ق.
[۳]. مفاتیح نوین. مکارم شیرازی. ص ۳۶۱٫
[۴]. بحار الانوار. مجلسی. ج ۹۸٫ ص ۱۴۰٫
[۵]. ثواب الاعمال. ابن بابویه، محمد بن على.‏ ص۸۹٫
[۶]. کامل الزیارات. ابن قولویه. باب ۴۹٫ ص ۱۳۴٫ ح ۸٫
[۷]. مفاتیح الجنان. محدث قمی. فصل ششم. آداب زیارت مخصوصه زیارت امام حسین علیه السلام.
[۸]. سایت آیت الله بهجت.

گزیده ای از آداب زیارت, آداب زیارت امام حسین ,زیارت امام حسین, امام حسین ,دیباجی ,استاد دیباجی ,سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی, سید محمد تقی دیباجی ,مقالات, اربعین ,مقاله , آداب زیارت سیدالشهدا , زیارت سیدالشهدا  ,پیاده روی اربعین ,سیدالشهدا  

بازدیدها: ۴۲

نوشته گزیده ای از آداب زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%af%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d8%a8-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%af%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7/feed/ 0
ویژگی های دانش آموز خوب http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8/#respond Tue, 01 Nov 2016 12:03:54 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1063 بحث از ویژگی ها و آداب مهم برای دانشجویان و دانش پژوهان – چه دانش آموز، دانشجو و چه طلبه – در چند بخش زیر به اختصار بیان می شود و برای آگاهی بیشتر به منابع مربوطه مراجعه شود: الف. تزکیه نفس و خودسازی تزکیه نفس و خودسازی – رهیدن از رذایل و رسیدن به ...

نوشته ویژگی های دانش آموز خوب اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
بحث از ویژگی ها و آداب مهم برای دانشجویان و دانش پژوهان – چه دانش آموز، دانشجو و چه طلبه – در چند بخش زیر به اختصار بیان می شود و برای آگاهی بیشتر به منابع مربوطه مراجعه شود:

%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2

الف. تزکیه نفس و خودسازی

تزکیه نفس و خودسازی – رهیدن از رذایل و رسیدن به فضایل اخلاقی- با اعمال ویژه ای همراه و قابل تحقّق است که در این بخش از بحث چند نمونه بیان می شود:

۱) اخلاص و پاک سازی نیّت

نخستین ویژگی و ادب تحصیل علم که باید به عنوان یک امر ضروری و قطعی مورد توجّه دانش پژوهان قرار گیرد، این است که در مسیر یادگیری و رشد علمی، دارای نیّت پاک باشند و در جهت هدفی الاهی و انسانی گام بردارند؛ زیرا محور و کانون ارزش عمل و رفتار هرکسی بر قصد و نیّت و جهت گیری او مبتنی است. براساس همین قصد و نیّت است که اعمال و رفتار انسان گاهی همچون سفال و کوزه شکسته ای فاقد ارزش می شود، و گاهی نیز همین اعمال و رفتار در سایه نیّت و جهت یابی، و هدف گیریِ درست و الاهی، همانند گوهری گرانبها آنچنان دارای ارزش و اعتبار می گردد که نمی توان آن را به علّت گرانمایگی، ارزیابی کرد، و گاهی نیز همین اعمال و رفتار، به جهت هدف گیری های نادرست و غیرانسانی به صورت وزر و وبالی بر دوش انسان سنگینی کرده، و برگه های جرم و گناه فزون تری بر صفحات زندگی و پرونده اعمال سیاه او اضافه خواهد نمود.[۱] همان طور که در سخنان مبارک رسول اکرم (ص) آمده است:

«مردم در روز قیامت بر حسب نیّت ها (و اراده های خویش)، محشور می شوند». [۲]

«علم و دانش را با این اهداف [بی ارزش] نیاموزید که با سفیهان و نابخردان درافتید، و با دانشمندان به جدال و ستیز برخیزید، و یا نظر مردم را به خود معطوف سازید؛ بلکه در گفتار خویش، پویای همان اهدافی باشید که در پیشگاه خداوند متعال و در نزد او قرار دارد؛ زیرا آنچه نزد خدا است پایدار و فناناپذیر است؛ چون خداوند، باقی و پایدار است…». [۳]

بنابراین، دانشجویان و دانش پژوهان ، در کوشش های علمی و عملی خود رضایت خدا و طاعت از فرمانِ او و پیراستن خویش از رذایل اخلاقی و ارشاد بندگان خدای متعال به حقایق دین و خدمت به اسلام را هدف خویش قرار دهند. و از اهداف دنیاییِ نادرست و کم ارزش دوری کنند. همچنین نباید هدف از کسب علم و دانش، برتری جویی و بالیدن نسبت به دیگران قرار گیرد.

 ۲) هماهنگی گفتار و رفتار با علوم معنوی

یکی دیگر از ویژگی هایی که باید دانشجویان و دانش پژوهان در حوزه علوم معنوی و معارف دینی به آن اهتمام و عنایت داشته باشند، این است که همراه با آموختن این علوم و آگاهی ها، به تدریج، این معارف را بکار بندند. علم و دانش به منزله درخت، و عمل کردن بر طبق آن بسان میوه همان درخت است.

امام صادق (ع) فرمود: «اگر عالم و دانشمند به علم خود عمل نکند، موعظه و اندرز او از دلها می لغزد، چنان که باران از سنگ صاف بلغزد ». [۴]

۳) پالایش دل از رذایل اخلاقی

کسی که در راه کسب دانش است، باید دل و جان خود را از رذایل اخلاقی که شخصیّت روحی و معنوی انسان را به انحطاط و نابودی می کشاند، پالایش کند و خود را آراسته به فضایل اخلاقی نماید. [۵]

۴) اهتمام به انجام واجبات و ترک محرّمات

اهل علم – همانند دیگر انسان ها – باید به انجام واجبات؛ مانند نماز، روزه، و … اهتمام داشته، و از گناهان دوری کنند؛ زیرا اعضا و اندام های انسان نیز دارای احکام خاص است که در جاهای مناسب خود – مانند کتاب های فقهی و رساله توضیح المسائل – مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که هر فرد مسلمانی باید ناگزیر آنها را فرا گیرد و در برابر این مقررّات، سر تسلیم و طاعت فرود آورد.

ب. تلاش، تحرّک و نشاط علمی

محتوای این ویژگی ضمن موارد ذیل بیان می شود:

۱) در راه تحصیل علم باید – در خواندن، نوشتن، مباحثه، تفکّر، حفظ کردن مطالب، و… – همواره کوشا بود، و همبستگی با اشتغالات علمی را مطلوبِ خویش برشمرده و آن را سرمایه زندگانی خود دانست. [۶] پیامبر اکرم(ص) فرمود: «خداوند – عزّ و جلّ – می فرماید: مذاکرات و گفت و گوهای علمی در میان بندگانم – به شرط آنکه این مذاکرات، آنان را به امر و فرمان و شناخت من، رهنمون باشد – از عواملی است که می تواند قلب های مرده و دل های خفته را زنده و بیدار سازد». [۷]

۲) پا گذاشتن در محیط درس و مدرسه، این وظیفه را برعهده انسان مى ‏گذارد که آنچه یاد گرفته به دیگران نیز بیاموزد. انبار کردن دانش و دریغ داشتن آن از دیگران کار مطلوبى نیست. از این رو، اهل علم نباید در انتقال آگاهی هاى خود به کسانی که در مقام علمی پایین تر و ضعیف هستند، تنگ نظر و بخیل باشند، بلکه موظّف اند آنچه را مى ‏دانند به تناسب به آنها بیاموزند و بر معلوماتشان بیفزایند.   امام باقر (ع) فرمود: «زکات‏ علم‏ این است که آن را به بندگان یاد بدهى». [۸]

۳) از معاشرت با افرادی که دانشجو و دانش پژوه را از مسیر تحصیل و هدفش منحرف، و به خود سرگرم می سازند، به ویژه افرادی که عُمر خویش را بیهوده صرف می نمایند، خودداری کند. [۹]

۴) در مقدار آموختن راضی باشد، ولی قانع نباشد، و با وجود این که می تواند اندوخته هایِ علمی را در خویشتن ذخیره سازد به سرمایه کم و اندوخته های کمِ علمی قانع نشود، و تلاش و کوشش علمی را به آینده موکول نکند و تأخیر نیندازد؛ زیرا در لابلای تأخیر در هر کاری، ممکن است آفات و حوادثی زیانبار پیش آمد کند؛ همان طور که امام علی (ع) فرموده است: «استفاده نکردن از فرصت‏ها و به هدر دادن آنها پشیمانى و اندوه مى ‏آورد». [۱۰] علاوه بر این می تواند فرصت های دیگر را که در پیش دارد، صَرفِ تحصیل مطالب سودمندِ دیگر نماید.

ج. بزرگداشت مقام معلّم و استاد

هرکه به تحصیل علم و دانش مشغول است، باید با دیده تکریم و احترام به معلّم و استاد خویش بنگرد؛ زیرا اگر شاگرد با چنین دیدگاهی احترام آمیز به استاد خود بنگرد، می تواند به بهره گیری از استاد و نفوذ و ثباتِ بیان و گفتارِ او در ذهن خود کمک نماید. [۱۱] بنابراین، شاگرد باید حقوق استاد خود را بشناسد سپس آنها را عملی نماید. [۱۲]

ائمه اطهار (ع) درباره احترام شاگرد به استاد و حقوقی که او باید در حقّ معلّم خویش رعایت نماید، بسیار سفارش فرموده اند و مصادیقی را نیز برای تحقّق این احترام و ادب شمرده اند، مانند این که امام سجّاد (ع) این موارد را به عنوان حقوق استاد بر گردن شاگرد برمی شمرند:

۱٫ مقام استاد را بزرگ بداند؛ ۲٫ به مجلس درس استاد احترام نهد؛ ۳٫ به سخنان او گوش دهد؛ ۴٫ شاگرد ذهن خود را تنها براى [گوش دادن به سخنان‏] او اختصاص دهد؛ ۵٫ فهم خود را براى استاد به کار گیرد؛ ۶٫ با دلى پاک به سخنان او گوش سپارد و … . [۱۳]

د. داشتن درک و بینش سیاسی و اجتماعی

دانشجویان و دانش پژوهان به عنوان قشر فرهنگی جامعه باید نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی آگاهی و بینش داشته باشند، تا اندازه ای که به تحصیل علم و دانش آنان آسیبی نرساند و دانشجو و دانش پژوه را از هدف علمی او دور نکند.

امام علی (ع) فرموده است: «کسى که اوضاع روزگار خود را می شناسد از آمادگى در مقابل مقتضیات آن غفلت نمى ‏ورزد». [۱۴]

ویژگی های یک دانشجو و دانش پژوه خوب و آداب تحصیل علم و دانش مباحث بیشتری را در بر دارد که در این باره می توان به منابع اختصاصی مربوط به آداب تعلیم و تعلّم مانند کتاب «منیه المرید فی أدب المفید و المستفید» [۱۵] که ترجمه و شرح آن نیز هست، مراجعه کرد.

 

==========================

[۱] . حجّتی، سید محمدباقر، آداب تعلیم و تعلّم در اسلام (تحریری جدید از ترجمه گزارش گونه کتاب منیه المرید فی أدب المفید و المستفید)، ص ۱۲۰،(با تلخیص و ویرایش)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ بیستم، ۱۳۷۴ش.

[۲] . علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج ۶۷، ص ۲۴۹، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق؛ شهید ثانى، زین الدین بن على، منیه المرید فی أدب المفید و المستفید، محقق و مصحح: مختارى، رضا، ص ۱۳۳، مکتب الإعلام الإسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

[۳] . بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۸؛ منیه المرید فی أدب المفید و المستفید، ص ۱۳۵٫

[۴] . کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۱، ص ۴۴، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

[۵] . حقایق و مصادیق مربوط به رذائل و فضایل اخلاقی در کتاب هایی اخلاقی بحث شده که لازم است مورد مطالعه و مراجعه قرار گیرد؛ و نیز ر.ک: نمایه «راهنمایی برای زدودن رذایل»، سؤال ۲۶۰۴ (سایت: ۲۷۴۱) .

[۶] . ر.ک: آداب تعلیم و تعلّم در اسلام، ص ۲۰۸ و ۲۰۹٫

[۷] . الکافی، ج ۱، ص ۴۱٫

[۸] . همان.

[۹] . آداب تعلیم و تعلّم در اسلام، ص ۳۴۲ و ۳۴۳٫

[۱۰] . بحار الأنوار، ج ۶۸، ص ۲۱۷٫

[۱۱] . آداب تعلیم و تعلّم در اسلام، ص ۳۶۹ و ۳۷۰٫

[۱۲] . ر.ک: نمایه «فراگیری حکمت و دانش»، سؤال ۶۷۹۷ (سایت: ۶۹۸۶) .

[۱۳] . ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، ص ۲۶۰، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.

[۱۴] . الکافی، ج ۸، ص ۲۳٫

[۱۵] . اثر شهید ثانی، زین الدین بن علی عاملی (شهادت، ۹۶۶ق).

منبع: سایت اسلام کویست

دانش آموز خوب ,ویژگی های دانش آموز خوب, ویژگی های دانش آموز,  دانش آموز , روز دانش آموز,  ۱۳ آبان ,روز دانش آموزان, دانش آموز در اسلام ,دانش آموز در روایات, نگاه اسلام به دانش آموز, دانش آموز در تاریخ ,دیباجی ,دیباج ,استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی ,آیت الله دیباجی, سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی ,مقاله, سایت دیباجی ,مقالات, مقالات دینی, روز استکبار ستیزی ,روز ۱۳ آبان 

بازدیدها: ۸۱

نوشته ویژگی های دانش آموز خوب اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8/feed/ 0
فضایل، سیره و مکارم اخلاقى امام سجاد (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%89-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%89-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84/#respond Wed, 26 Oct 2016 19:27:51 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1047 پـیـشـواى چـهـارم، انـسانى کامل و برگزیدۀ حق و در همۀ جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کـمـال رسـیـده و نمونۀ مجسم و عینى قرآن و رسول خدا(ص) بود. در دوران سیاه حکومت اموى که ارزش‌هاى انسانى و فضایل اخلاقى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد، ساده زیستى، تواضع، نوع دوستى، ...

نوشته فضایل، سیره و مکارم اخلاقى امام سجاد (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>

پـیـشـواى چـهـارم، انـسانى کامل و برگزیدۀ حق و در همۀ جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کـمـال رسـیـده و نمونۀ مجسم و عینى قرآن و رسول خدا(ص) بود. در دوران سیاه حکومت اموى که ارزش‌هاى انسانى و فضایل اخلاقى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد، ساده زیستى، تواضع، نوع دوستى، نرم خویى و رعیّت پرورى از زمامداران خود به عنوان خلیفه پـیـامبر(ص)، شاهد دنیا طلبى، اشرافیّت، تجمّل‌گرایى، خودمحورى و بزرگ‌بینى آنان بـودنـد، آن امـام هـُمـام، چـون خـورشـیـدى فـروزنـده درخـشـیـد و وجـودش مـجـمـع هـمـۀ فـضایل و ارزش‌هاى فراموش‍ شده گشت؛ چندان‌که دوست و دشمن را به تحسین واداشت.[۱]

محمد بن طلحه شافعى مى‌نویسد: او، زینت عبادت کنندگان، پیشواى زاهدان، سرور پرهیزکاران و امام مؤمنان است، سیره‌اش گواه آن اسـت کـه وى فرزند صالح رسول خدا(ص) و سیمایش بیانگر مقام قرب او نزد پروردگار است… .[۲]

%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%ac%d8%af%db%8c%d9%86

در این مجال جلوه‌ها و نمونه‌هایی از فضایل، سیره و مکارم اخلاقى آن‌حضرت در طول عمر با برکتشان که حقیقتاً بهترین و کامل‌ترین الگو برای جوامع بشری است را به تصویر می‌کشیم:

۱) فزونى عبادت و نیایش امام چهارم (ع) در پیشگاه خدا به حدى بود که آن‌حضرت سرور و زینت بخش عبادت کنندگان(سیّد العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده(سجّاد) لقب یافت. امام باقر(ع) در مورد علت ملقّب شدن پدر بزرگوارش به لقب(سجاد) مى فرماید: او را سـجـّاد نـامیدند، چون: هیچ‌گاه نعمتى را به یاد نمى‌آورد مگر آن‌که سجده مى‌کرد؛ هیچ وقت آیـه‌اى از قـرآن را کـه سجده(واجب یا مستحب) داشت نمى‌خواند، مگر آن‌که سجده مى‌کرد؛ خداوند هـیـچ‌ـگـاه بـدى و ناگوارى را از او دفع نکرد، مگر آن‌که سجده کرد، هیچ زمان از نماز واجب فارغ نـشـد مـگـر آن‌کـه سـجده کرد، هیچ‌گاه بین دو نفر را اصلاح نکرد مگر آن‌که سجده کرد،(بر اثر فـزونـى ایـن سـجـده‌هـا) آثـار سـجـده در تـمـامـى مـواضـع سـجـود آن‌حـضـرت نـمـایـان بود. [۳]

امـام سـجـّاد(ع) هـنـگـامـى کـه وضـو مـى‌گـرفـت رنـگ از چهره مبارکش مى‌پرید. از علّت آن سؤال شد. فرمود: آیا مى‌دانید مى‌خواهم در برابر چه کسى بایستم؟![۴]

۲) عفو و گـذشت و پاسخ بدى را به نیکى دادن از دیگر خصلت‌هاى پیشواى چهارم(ع) بود. آن امام همام از این خوى برجسته خود چنین یاد مى‌کند: «جـرعـه‌اى نـنـوشـیـدم کـه نـزد مـن مـحـبوب‌تر از جرعۀ خشمى باشد که در مقام تلافى صاحب آن برنیایم.» [فرو بردن خشم براى من، گواراترین نوشیدنی‌ها بود!] [۵]

روزى مـردى هـاشمى به امام (ع) جسارت کرد. آن‌حضرت سخنى نگفت. پس از بازگشت آن مرد، امام(ع) به حاضران فرمود: آنـچـه ایـن مـرد گـفـت، شـنـیـدیـد؛ دوست دارم همراه من بیایید تا نزد او برویم و پاسخ مرا نیز بشنوید. امام (ع) به راه افتاد و این آیه را تلاوت مى‌کرد: «پـرهـیـزکاران کسانى هستند که … خشم خود را فرو مى‌برند، و از خطاى مردم در مى‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد». [۶]

امـام (ع) به در منزل آن مرد رسید. وى که تصور مى‌کرد امام(ع) براى تلافى آمده است در حالى‌که خود را آماده پاسخ و برخورد کرده بود بیرون آمد. امام(ع) به وى فرمود: اى برادر! تو لحظاتى پیش نزد من آمدى و سخنانى گفتى؛ آنچه گفتى اگر در من هست خداوند مرا بیامرزد، و اگر نیست خدا تو را بیامرزد. آن مرد با دیدن چنین واکنشى از امام(ع) شرمنده شد و بر پیشانى آن‌حضرت بوسه زد و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و خود بدان سزاوارترم![۷]

۳) بـخـشـش بـه نـیازمندان و رسیدگى به مشکلات آنان، خصلت فراگیر همۀ امامان معصوم(ع) بود که در زندگى هر یک از آن بزرگ‌واران نمونه‌هاى فراوانى به چشم مى‌خورد.

امام سجّاد(ع) هزینه زندگى تعداد زیادى از خانواده‌هاى مستمند را تأمین مى‌کرد.[۸] و هر شـب بـا انـبـانـى انباشته از نان و خرما و … به طور ناشناس به خانه‌هاى آنان مى‌رفت. تا وقـتـى کـه آن‌حضرت زنده بود کسى نفهمید که نیازهاى آنان را چه کسى تأمین مى‌کند. پس از شهادت آن‌حضرت دریافتند که آن فرد ناشناس على بن حسین(ع) بوده است.[۹]

پیشواى چهارم هیچ غذایى نمى‌خورد مگر آن‌که همانند آن‌را صدقه مى‌داد و مى‌فرمود: هـرگـز بـه(حـقـیـقـت)نـیـکـوکـارى نمى‌رسید، مگر آن‌که از آنچه دوست مى‌دارید(در راه خدا)انفاق کنید.[۱۰]؛[۱۱]

روش امـام زیـن العـابـدیـن(ع) در انـفـاق و صـدقـه دادن ایـن بـود کـه قـبـل از آن‌کـه صـدقـه را بـه نـیـازمـنـد بـدهـد آن‌را مـى‌بـوسـیـد. وقـتـى از عـلّت آن سـؤال شد، فرمود: من دست سؤال کننده را نمى‌بوسم، بلکه دست پروردگارم را بوسه مى‌زنم. صدقه پیش از آن‌که به دست نیازمند برسد به دست پروردگارم مى‌رسد.[۱۲]

روش دیـگـر آن گـرامـى در صـدقـه، سـرّى انـجـام دادن آن بـود. آن بزرگ‌وار در این باره مى‌فرمود: صدقه پنهانى، (آتش) خشم پروردگار را خاموش مى‌کند.[۱۳]

۴) امـام چـهـارم هـمـچـون سـایر امامان(ع)، شجاع، دلیر و ظلم ستیز بود. موضع سخت و سـخـنـان کـوبـنـده آن‌حـضـرت در بـرابـر ستمگران خودکامه‌اى همچون عبیداللّه، یزید و عبدالملک بهترین گواه قوّت روحى و شجاعت آن بزرگ‌وار در جریان‌های بعد از واقعۀ کربلا و دوران امامت آن امام همام است.

در بـرابـر عـبـیـداللّه کـه آن‌حـضـرت را تـهـدیـد بـه قتل کرده بود فرمود: آیا مرا به کشتن تهدید مى‌کنى؟ مگر نمى‌دانى که کشته شدن(در راه خدا) روش ما و شهادت، کرامت ما است؟[۱۴]

در برابر یزید فرمود: اى پـسر معاویه و هند و صخر! تو مى‌دانى که جدّم على بن ابى طالب(ع) در روز بدر، احد و احزاب پرچمدار اسلام بود، ولى پدر و جدّ تو پرچمدار کافران بودند.[۱۵]

در برابر عبدالملک که آن‌حضرت را احضار کرد و گفت: من که قاتل پدر شما نیستم، پس چرا با ما رفت و آمد نمى‌کنید؟

امام فرمود: قـاتـل پـدرم هـر چند به زندگى دنیوى او خاتمه داد؛ لیکن آخرت خویش را با این جنایت، تباه ساخت؛ اگر تو هم دوست دارى مانند او باشى باش![۱۶]

اتـّخـاذ چـنـیـن موضع قاطع و بیان چنین سخنان عتاب آمیز در برابر این حاکمان قلدر و مستبدّ، در کاخ و محلّ حکومت آنان، شجاعتى فوق تصور مى‌طلبد.

به علاوه خطبۀ آتشین آن‌حضرت در کاخ یزید که به افشاگری جنایت‌ها و ظلم و فساد دستگاه بنی امیه و خصوصاً یزید انجامید نیز نشان از اوج قدرت روحی و شجاعت آن‌حضرت دارد.

نتیجه آن که سیرۀ اخلاقی و فضایل و کرامات اهل بیت(ع) کامل‌ترین و بی‌بدیل‌ترین سیره و فضایل اخلاقی است و منحصر به یک دوره یا مرحله‌ای از زندگی پربار ایشان نمی‌شود و در لحظه لحظۀ زندگی ایشان ساری و جاری است. اما این روحیات و کمالات بسته به شرایط زمانی و مکانی و در برابر افراد و جریان ها متفاوت است.

گاهی در برابر مستضعفان و محرومان و ضعفای جامعه … وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ اند و انفاق و محبت و گذشت از سرتاسر وجودشان لبریز می‌شود، و گاهی نیز در برابر مستکبران و ظالمان و حاکمان جور و ستم، شجاع‌ترین، دلیرترین و محکم‌ترین انسان‌ها برای ستاندن حق مظلوم از ظالم‌اند.

 

===============================

[۱] . رفیعی، علی، تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، صص ۲۱-۱۷، مرکز تحقیقات اسلامی، ۷۶

[۲] . شافعى، محمد بن طلحه، مطالب السؤول، ص ۷۷٫ اقتباس از تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، نوشته علی رفیعی.

[۳] . همان، ص ۲۳۳٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۴] . همان، ص ۲۳۲٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۵] . «ما تَجَرَّعْتُ جُرْعَهً اَحَبَّ اِلَىَّ مِنْ جُرْعَهِ غَیْظٍ لا اُکافى بِها صاحِبَها»، اصول کافى، ج ۲، ص ۱۰۹٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

[۶] . «…وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ»؛ آل عمران، ۱۳۴٫

[۷] . شیخ مفید، ارشاد، ج ۲، ص ۱۴۶٫

[۸] . در روایـتـى از امـام بـاقـر(ع) تـعـداد خـانـواده هـاى تـحـت تکفّل آن حضرت صد خانوار ذکر شده است (ر . ک: مناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴ ، ص ۱۵۴). نرم افزار جامع الاحادیث.

[۹] . شیخ مفید، ارشاد، ص ۲۵۸، اقتباس از تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقر (ع)، نوشته علی رفیعی.

.[۱۰]  «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ»، آل عمران، ۹۲٫

.[۱۱]  علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۸۹٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

.[۱۲]  همان، ص ۷۴٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

.[۱۳]  همان، ص ۸۸٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

.[۱۴]  «اءبـِالْقـَتْلِ تُهَدِّدُنى؟ اَما عَلِمْتَ اَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَهٌ وَ کَرامَتُنا الشَّهادَهُ». (ر . ک: اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۳۳).

.[۱۵]  همان.

.[۱۶]  بحار الانوار، ج ۴۶، ص ۱۲۱٫ نرم افزار جامع الاحادیث.

* برگرفته از سایت اسلام کوییست

بازدیدها: ۴۴

نوشته فضایل، سیره و مکارم اخلاقى امام سجاد (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%89-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d9%84/feed/ 0
ولادت و خصوصیّات امام هادی (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d9%91%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d9%91%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Sat, 17 Sep 2016 12:12:23 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=1028 امام ابوالحسن على النقى الهادى (ع) پیشواى دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال ۲۱۲ هـ . ق در اطراف مدینه در محلى به نام «صریا» به دنیا آمد.[۱]پدر بزرگوارش پیشواى نهم، امام جواد (ع) و مادرش بانوى گرامى «سمانه مغربیه» است که کنیزى با فضیلت و تقوا بود .[۲] مشهورترین القاب امام دهم، «نقى» و ...

نوشته ولادت و خصوصیّات امام هادی (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
امام ابوالحسن على النقى الهادى (ع) پیشواى دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال ۲۱۲ هـ . ق در اطراف مدینه در محلى به نام «صریا» به دنیا آمد.[۱]پدر بزرگوارش پیشواى نهم، امام جواد (ع) و مادرش بانوى گرامى «سمانه مغربیه» است که کنیزى با فضیلت و تقوا بود .[۲]

مشهورترین القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نیز مى‏گویند .[۳]

امام هادى (ع)ل در سال ۲۲۰ پس از شهادت پدر گرامیش برمسند امامت نشست و در این هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار ۳۳ سال و عمر شریفش ۴۱ سال و چند ماه بود و در سال ۲۵۴ در شهر سامراء به شهادت رسید.

749535163

ولادت امام هادی (ع)

امام هادی (ع)، پیشوای دهم شیعیان، بنا بر مشهور، در نیمۀ ذی حجۀ سال ۲۱۲ هـ . ق در محلی به نام «صریا» در اطراف مدینه، به دنیا آمد.[۴] بر اساس روایتى، آن حضرت در ماه رجب سال ۲۱۴ متولد شده است.[۵] از بخشی از دعای ماه رجب که (از ناحیه مقدسه امام زمان (ع) صادر شده)، به خداوند عرضه می دارد: اى خدا از تو درخواست مى‏کنم به حق دو مولود در ماه رجب، «محمد بن على دوم» (امام جواد) (ع) و فرزندش «على بن محمد» (امام هادی) (ع)، که برگزیده تو است…» [۶]، استفاده می شود که تولد آن حضرت در ماه رجب بوده است. اقوال تاریخی نیز دربارۀ تولد آن حضرت در ماه رجب، بسیار است.[۷]

نام آن حضرت، علی و کنیه‏اش ابو الحسن است که جز این، نام و کنیه ای ندارد، اما داراى لقب هاى زیادى از قبیل: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، ناصح، مفتاح، متوکل و عسکرى است. مشهورترین القاب آن حضرت، نقی و هادی است.[۸] گفته شده: مشهورترین لقبش متوکل بود که این لقب را مخفى می داشت و به اصحاب خود سفارش می کرد که از این لقب چیزى نگویند؛ زیرا خلیفه وقت (متوکل عباسی) نیز همین لقب را داشت. [۹]

آن جناب را ابو الحسن ثالث (سوم)[۱۰] و فقیه عسکرى می گفتند. از دانشمندان شیعه نقل شده محله‏اى در سامراء که حضرت امام علی النقى و امام حسن عسکرى (ع) در آن جا ساکن بودند، عسکر نامیده می شد؛ به همین جهت به این دو امام (ع) لقب عسکرى داده بودند.[۱۱]

پدر بزرگوارش «امام جواد (ع)»، پیشوای نهم شیعیان و مادر بزرگوارش امّ ولدی،[۱۲] با تقوا و صاحب فضیلت به نام «سمانه مغربیه» بود. بعضى گفته‏اند مادرش معروف به بانو ام الفضل بود.[۱۳]

خصوصیات ظاهری امام هادی (ع)

امامان معصوم (ع) مظاهر جمال و جلال و قدرت و عظمت خداوند و معادن کلمات و حکمت ذات مقدس حق و منبع تجلیات و انوار خاصه او هستند؛ بر این اساس از مشخصات ظاهری ممتاز و قدرت معنوی فوق العاده و نفوذ و هیبت خاصی برخوردارند.

دربارۀ ویژگی های ظاهری امام هادی (ع) نقل شده است: آن حضرت متوسط القامه بود و روى مبارکش سرخ و سفید بود.[۱۴] در بعضی تعابیر آمده که آن جناب گندمگون بود.[۱۵] چشم هایش فراخ و ابروهایش گشاده و چهره‏اش دلگشا، هر کس غمگین بود و به روى مبارکش می نگریست، غمش زایل می شد. محبوب قلوب و صاحب هیبت بود،  به همین جهت وقتی دشمن به وى بر می خورد، تملّق می نمود. پیوسته لب مبارکش در تبسّم و ذکر خدا بود و در راه رفتن گام‏ها را کوچک بر می داشت.[۱۶]

عظمت و شکوه او بر همه آشکار بود … و به هنگام شب، رو به قبله بود و ساعتى آرام نمى‏گرفت. لباده‏اى پشمین بر دوش داشت و سجاده اش حصیرى بود.[۱۷]

از تمام مردم خوشبوتر و راست­گوتر و با نمک‏تر و کامل‏تر بود. هنگام خاموشی، آثار هیبت و سنگینى در چهره‏اش آشکار بود و در موقع سخن گفتن، چهره‏اى گیرا و جذاب داشت.[۱۸]

دربارۀ هیبت و عظمت خدادادی امامان (ع)، در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «هر بزرگ و شریفی در برابر بزرگواری و شرافت شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بینی به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگویی در برابر فضل و برتری شما فروتنی کرده و همه چیز برای شما خوار و ذلیل گشته است».[۱۹]

روی این جهت بارها اتفاق می افتاد که حاکمان جور در غیاب امامان (ع) تصمیم های خطرناکی نسبت به آنان می گرفتند، ولی به محض  روبه رو شدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، کابوس ترس و وحشت بر دل­هایشان سایه می افکند، به گونه ای که مجبور می شدند از تصمیم خود بر گردند.

زید بن موسی[۲۰] چندین بار به «عمر بن فرج» (عمر بن فرج رخجى، والى مکه و مدینه از جانب متوکل) گوشزد کرد و از او خواست که وی را بر فرزند برادرش (امام هادی) (ع) مقدم بدارد و می گفت: او جوان است و من عموی پدر او هستم. «عمر» سخن او را برای امام هادی (ع) نقل کرد. امام فرمود: «یک بار این کار را بکن. فردا مرا پیش از او در مجلس بنشان، سپس ببین چه خواهد شد».

روز بعد «عمر» امام هادی (ع) را دعوت کرد و آن حضرت در بالای مجلس نشست. سپس به «زید» اجازه ورود داد. «زید» در برابر امام (ع) بر زمین نشست.  فردای آن روز ابتدا به زید اجازه داد تا وارد شود و در صدر مجلس بنشیند، سپس از امام (ع) خواست تا وارد شود. امام (ع) داخل شد. هنگامی که چشم زید به امام (ع) افتاد و هیبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده کرد، از جایش برخاست و امام (ع) را بر جای خود نشاند و خود در برابر او نشست.[۲۱]

ولادت امام هادی,  امام هادی, زندگی نامه  امام هادی ,مقاله دیباجی ,دیباج, آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی, سید دیباجی, دیباجی,مقالات, خصوصیّات امام هادی,  ولادت امام علی النقی, علی النقی, نقی, امام علی النقی 

=====================

منابع:

[۱]. طبرسى، اعلام الورى، ص ۳۵۵، چاپ سوم، دارالکتب الاسلامیه؛  شیخ مفید، ص ۳۲۷، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى.

[۲]. همان.

[۳]. همان.

[۴] . طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ص ۳۵۵، چاپ سوم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۹۰ق.

[۵] . کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافى، کمره‏اى، محمد باقر، ج‏۳، ص ۴۶۱، اسوه‏، چاپ سوم‏، قم، ۱۳۷۵ش‏.

[۶]. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، مترجم:الاهی قمشه ای، مهدی، مصحح: میر شفیعی، سید صادق، ص ۲۸۱، مؤمنین، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۱ش، «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْمَوْلُودَینِ فِی رَجَبٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی الثَّانِی وَ ابْنِهِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَب…».

[۷]. ر.ک: خزعلی، موسوعه الإمام الهادی (ع)، ج ‏۱، ص ۲۰- ۲۵، مؤسسه ولى العصر (عج)، چاپ اوّل، قم، ۱۴۲۴ق، دربارۀ روز ولادت آن حضرت، « جمعه دوم ماه رجب، دوشنبه سوم ماه رجب، سه شنبه پنجم ماه رجب و یکشنبه سیزدهم ماه رجب» ذکر شده است. ‏

[۸]. پیشوایی، مهدی، سیرۀ پیشوایان، ص ۵۶۷، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق (ع)، چاپ سوم، قم، ۱۳۷۵ش.

[۹]. زندگانى حضرت جواد و عسکریین (علیهم السلام)، ترجمه جلد ۱۲ بحار الانوار، ص ۹۸ – ۱۰۰‏.

[۱۰]. در اصطلاح راویان شیعه، مقصود از ابوالحسن اول، امام موسی بن جعفر (ع) و مقصود از ابوالحسن ثانی، امام رضا (ع) و مقصود از ابوالحسن ثالث، امام هادی (ع) می باشد.

[۱۱]. زندگانى حضرت جواد و عسکریین علیهم السلام، همان.

[۱۲]. امّ ولد به کنیزی می گویند که از مولای خود باردار شود. ام ولد احکام و شرایطی دارد که برای آگاهی از آنها ر.ک: «جمعى از پژوهشگران زیر نظر شاهرودى، هاشمى، سید محمود، ‌فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام‌، محقق: محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى‌، ج ‌۱، ص ۴۷۴-۴۷۶، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام‌، چاپ اول، قم، ۱۴۲۶ق‌«.

[۱۳]. همان.

[۱۴]. قمى‏، شیخ عباس، منتهى الآمال فی تواریخ النبی و الآل، ج‏۳، ص۱۸۴۶، دلیل ما، چاپ اوّل، قم‏،‏ ۱۳۷۹ش.

[۱۵]. زندگانى حضرت جواد و عسکریین علیهم السلام، ص ۱۰۰٫

[۱۶]. منتهى الآمال، همان.

[۱۷]. جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص ۶۱۲٫

[۱۸]. زندگانى حضرت جواد و عسکریین علیهم السلام، ص ۹۸٫

[۱۹]. مفاتیح الجنان، همان. «طأطأ کلّ شریف لشرفکم، و بخع کل متکبر لطاعتکم، و خضع کل جبّار لفضلکم، و ذلّ کلّ شیء لکم».

[۲۰]. ظاهرا نامبرده زید بن موسی بن جعفر است که به «زید النار» معروف است و بر اساس نقل سید محسن امین در اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۱۲۸، در حدود سال ۲۴۷ در اواخر حکومت متوکل در گذشته است.

[۲۱]. طبرسى‏، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ج‏۲، ص ۱۲۵، آل البیت‏، چاپ اوّل، قم‏، ۱۴۱۷ق‏.

بازدیدها: ۸۱

نوشته ولادت و خصوصیّات امام هادی (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d9%91%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0
زندگی نامه حضرت شاهچراغ (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Tue, 09 Aug 2016 06:35:38 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=995 احمد بن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، از فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)، معروف به “سید السادات” و “شاه چراغ” است. وی از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود.[۱] آگاهی درباره زندگی ایشان بسیار اندک و برخی از مقاطع زندگی او مبهم و در منابع، جز به بعضی از بخش‏های زندگی ...

نوشته زندگی نامه حضرت شاهچراغ (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
احمد بن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، از فرزندان امام موسی کاظم (علیه السلام)، معروف به “سید السادات” و “شاه چراغ” است. وی از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود.[۱]

آگاهی درباره زندگی ایشان بسیار اندک و برخی از مقاطع زندگی او مبهم و در منابع، جز به بعضی از بخش‏های زندگی او پرداخته نشده است.

روز تولد آن حضرت به درستی مشخص نیست و در این خصوص گزارش های متفاوتی وجود دارد.

همچنین از نام و تبار مادر او، ظاهراً اطلاعی در دست نیست؛ اما آنجه که از منابع به صورت پراکنده به دست می آید این است که، مادر ایشان از زنان بسیار محترم بود که او را ام احمد می نامیدند. حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام)، به او علاقه بسیاری داشت، وقتى از مدینه به بغداد رفت، امانت‏هاى امامت را به او سپرده، فرمود: هر کس در هر موقع آمد و این امانت ها را از تو خواست، بدان من از دنیا رفته‏ام و او جانشین من است و امامى است که اطاعتش بر تو و سایر مردم واجب است.

وقتى هارون امام هفتم (علیه السّلام) را در بغداد مسموم کرد حضرت رضا (علیه السلام)، از ام احمد امانت‏ها را خواست. ام احمد گفت: واى پدرت شهید شد؟ فرمود: آرى اکنون از دفن او فارغ شدم، آن امانت هائى که پدرم موقع رفتن به بغداد در اختیارت گذاشت بیاور، من جانشین او و امام به حق بر جن و انس هستم. ام احمد گریبان چاک زده، امانت ها را تحویل داد و با آن جناب به امامت بیعت کرد.[۲]

IMG_6814

 

احمد ابن موسی (علیه السلام) و لقب شاه چراغ

تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (علیه السلام) اطلاع نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گِلی بیش به نظر نمی رسید که در اطراف آن، خانه های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود. از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می درخشد و تا طلوع صبح روشن است، چند شب جمعه مراقب بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت. با خود اندیشید، شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاء الله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم. هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید. امیر و حاضرین از بیانش تعجب کردند. درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند، اما امیر که مردی روشن ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصاً به خانه پیرزن می روم تا از موضوع آگاه شوم. چون شب جمعه فرا رسید شاه به خانه پیرزن آمده و دور از خدم و حشم آن‌جا خوابید و به پیرزن گفت: هر وقت چراغ روشن شد، مرا بیدار کن. وقتی یک سوم از شب باقی مانده بود، پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی تر از دیگر شب های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود، بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی اختیار سه مرتبه فریاد زد: « شاه! چراغ».

امیر بیدار شد و به طور ناگهانی از خواب پریده و چشمش را متوجه سمتی نمود که پیرزن چراغ را به او نشان می داد و از دیدن نور چراغ تعجب کرد و وقتی بالای تل رفت تا از نزدیک چراغ را ببیند، اثری از چراغ ندید و چون پایین آمد باز نور چراغ با روشنایی زیاد خود نمایی می کرد، خلاصه این‌که امیر شخصی را جهت کاوش در آن منطقه مأمور می کند و…، مقبره فرزند ارشد موسی بن جعفر (علیه السلام) حضرت شاه چراغ نمایان می شود و به دستور امیر بر بالای آن جایگاهی ساخته می شود، که تا امروز زیارت‌گاه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.[۳]

شهادت یا وفات و مکان دفن احمد بن موسی (علیه السلام)

مورّخان در خصوص شهادت و یا وفات و محل دفن احمد بن موسی (علیه السلام) اختلاف دارند. این اختلاف مبتنی بر آن است که وی به اسفراین (از توابع استان خراسان شمالی) رفته و در آن جا به شهادت رسیده و یا در شیراز وفات یافته و یا به شهادت رسیده است. برخی عقیده دارند وی در اسفراین به شهادت رسید و در همان جا دفن شد و زیارتگاه او همان جا است. بر این اساس قبر احمد در اسفراین و یا مکان‏های دیگر اطراف آن بوده و آرامگاه شیراز مربوط به احمد بن موسی نیست.[۴]

برخی دیگر می گویند: احمد بن موسی در شیراز در جنگ به شهادت رسید، یا بعد از مخفی شدن، در شیراز وفات، و در همان جا دفن گردید.[۵]

بعضى همین مطلب را این‌گونه بیان می کنند که، وقتى ایشان وارد شیراز شد در گوشه‏اى پنهان گردید و به عبادت پروردگار مشغول شد تا به مرگ طبیعی از دنیا رفت، کسى از محل دفن او مطلع نبود تا زمان امیر مقرب الدین مسعود بن بدر الدین که از وزراء مقرب اتابک ابى بکر بن سعد بن زنگى بود، او مشغول تعمیر در محل مرقد احمد بن موسى بود، ناگاه جسدى صحیح که هیچ‌گونه تغییری نیافته بود، پیدا شد که در انگشت، انگشترى داشت و بر روی نگین آن نوشته بود: «العزه للَّه احمد بن موسى» جریان را به گوش ابى بکر رساندند، او بر فراز قبر قبه‏اى بنا کرد.[۶]

نویسنده کتاب اعیان الشیعه، بعد از بیان عقیده آنانی که محل دفن احمد بن موسی را در اسفراین و یا مکان دیگر می دانند، می نویسد: این عقیده بعید و مخالف با عقیده مشهور (محل شهادت و قبر او شیراز می باشد) است.[۷]

حقیقت امر آن است که به طور قاطع نمیتوان گفت قبر وی در کجا است، ولی شواهد و قرائن، دیدگاه آنانی را که قایل هستند شیراز محل دفن احمد می باشد، تأیید می کند و مشهور همین است.

تاریخ وفات احمد بن موسی دقیقاً معلوم نیست، ولی برخی تاریخ وفات را حدود ۲۰۳ که همزمان با شهادت امام هشتم (علیه السلام) است، ذکر نموده‏اند.[۸]

شاهچراغ

 

ولایت پذیری احمد بن موسی (علیه السلام)

پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام)، مردم مدینه به لحاظ شخصیت سن احمد، به در خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیشِ جمعیت به مسجد پیغمبر (صلی الله علیه وآله) رفت و خطبه‏ای خواند و به مردم گفت: “ای کسانی که با من بیعت نموده‏اید! بدانید که من خودم با برادرم علی (علی بن موسی الرضا(علیهما السلام)) بیعت کرده‏ام و او واجب الاطاعه است. بر من و شما است که از او اطاعت کنیم”. سپس از منبر پایین آمده و به اتفاق همه مردم به در خانه برادرش رفته و با حضرت بیعت کردند.[۹]

توجه امام کاظم به احمد بن موسی (علیهم السلام)

در خصوص رابطه احمد بن موسی (علیه السلام) با پدر بزرگوارش، روایت شده ‏است که امام کاظم (علیه السلام)، او را بسیار دوست می داشت و ملکی را از خود به او بخشید و او را به بخشندگی و دلیری ستود.

شیخ مفید می گوید: احمد بن موسى، سیّدى کریم و جلیل و صاحب ورع بوده و حضرت ابو الحسن موسى (علیه السلام) او را دوست مى‏داشت و مقدّم می شمرد و یک قطعه زمینى همراه با آب آن، معروف به یسیره، به او بخشیده بود. گزارش شده که احمد بسیاری از بردگان را از مال خویش آزاد نمود.[۱۰]

اسماعیل بن موسى بن جعفر (علیهما السلام) مى‏گوید: «… پدرم پیوسته به او نظر داشت و او را پاس مى‏داشت و از او غافل نمى‏شد».[۱۱]

آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران

درباره آمدن احمد بن موسی (علیه السلام) به ایران و انگیزه او گزارش‏های گوناگونی وجود دارد و این قسمت از زندگی وی فاقد شفافیت است. برخی عقیده دارند ایشان در بغداد ساکن بود و آن گاه که خبر شهادت و در گذشت ناگهانی امام رضا (علیه السلام) را شنید، شدیداً ناراحت شد و گریه نمود. آن گاه با همراهانی بسیار (حدود سه هزار نفر)، به خون خواهی امام رضا (علیه السلام) و انتقام از مأمون خروج کرد و روی به ایران نهاد. بر اساس این نقل، او در قم و ری با سپاهیان مأمون جنگید و سرانجام به خراسان آمد و در جایی نزدیک اسفراین طی جنگ با لشکریان مأمون به شهادت رسید.

بعضی دیگر بر این باورند که احمد پیش از شهادت امام رضا (علیه السلام) و مقارن با ولایت عهدی او همراه جماعتی قصد ایران کرده تا به برادرش ملحق شود. بر اساس این گزارش حرکت او به طرف فارس بود. این گزارش نیز به صورت‏های گوناگون بیان شده است. برخی آورده‏اند که عامل مأمون در نزدیکی شیراز با او جنگید. هنگامی که یاران احمد شنیدند امام رضا (علیه السلام) وفات یافته است، متفرق شدند و به سوی شیراز رفتند.[۱۲]

 

=======================

منابع:

[۱]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۱٫

[۲]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، المجلسی    ج ‏۴۸، ص ۳۰۷٫

[۳]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

[۴]. امین‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲ ؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

[۵]. مدرس تبریزی، محمد، ریحانه الادب، ج ۴ – ۳، ص ۵۰ – ۵۱٫

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، المجلسی    ج ‏۴۸، ص ۳۰۹٫

[۷]. اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۱ – ۱۹۳٫

[۸]. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۹؛ ریحانه الادب، ج ۴ – ۳، ص ۵۱٫

[۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان، ج ۴۸، ص ۳۰۸٫

[۱۰]. مفید، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۲۴۵٫

[۱۱]. الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، ج ‏۲، ص ۲۴۵٫

[۱۲]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۱۹۲ ؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج ۷، ص ۱۱٫

زندگی نامه حضرت شاهچراغ ,زندگی نامه شاهچراغ,زندگی نامه احمد بن موسی ,زندگی نامه حضرت احمد بن موسی,  احمد بن موسی ,بزرگداشت شاهچراغ ,ولادت شاهچراغ ,میلاد شاهچراغ ,داستان شاهچراغ ,ماجرای شاهچراغ, دهه کرامت, حضرت احمد بن موسی, دیباجی, مقالات,مقالات دینی, مقاله, مقاله دیباجی, سایت دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی,سید دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی ,دیباج ,استاد دیباجی ,استاد سید دیباجی ,استاد دیباجی اصفهانی, بزرگداشت احمدبن موسی 

بازدیدها: ۵۱

نوشته زندگی نامه حضرت شاهچراغ (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b4%d8%a7%d9%87%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0
دلائل تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام) چه بود؟ http://farsi.dibajiesfahani.ir/96%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%a6%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%82%db%8c%d8%b9-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/96%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%a6%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%82%db%8c%d8%b9-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84/#respond Tue, 12 Jul 2016 20:56:33 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=968 یکی از پرخاطره ترین مکان های مدینه قبرستان بقیع است. بقیع به عنوان زمینی در حاشیه بخش مرکزی یثرب پیش از اسلام، گورستان مردم این شهر بود و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شد. در طول قرون مختلف اسلامی، مدفن صحابه، تابعین، همسران و فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و آله ...

نوشته دلائل تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام) چه بود؟ اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
یکی از پرخاطره ترین مکان های مدینه قبرستان بقیع است. بقیع به عنوان زمینی در حاشیه بخش مرکزی یثرب پیش از اسلام، گورستان مردم این شهر بود و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شد. در طول قرون مختلف اسلامی، مدفن صحابه، تابعین، همسران و فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و مهمتر از همه چهارتن از امامان شیعه(صلوات الله علیهم اجمعین) بوده و از این رو محل زیارت تمامی زائران مدینه‌ منوره است.
 
از منابع و متون اسلامی و تاریخی بر می آید که در طول چهارده قرن گذشته و از زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بقیع مورد توجه مسلمین و بالاخص شیعیان بوده و همواره سعی می کردند آنرا آباد نگه دارند و در تکریم آن می کوشیدند و همچنین بر قبور ائمه علیهم السلام و مدفونین در آن قبه و بنا می ساختند که تا حدود یک قرن پیش هم این بناها وجود داشته.(۱)
 
بقیع را می سازیم
ولی وقتی وهابیان و آل سعود بر حجاز و شهرهای مکه و مدینه و اطراف آن تسلط می یابند به خاطر برخی اعتقادات انحرافی و مخاالف با اسلام اصیل این بناها را در تاریخ ۸ شوال ۱۳۴۴ هـ . تخریب کرده و این اقدام ننگین را در تاریخ به نام خود ثبت می کنند.(۲)
 
اینکه چرا وهابیان این عمل زشت را انجام دادند و هدفشان از این کار چه بود بایستی دید که این فرقه منحرفه چه عقایدی داشته و تحت تاثیر چه افکاری بوده و هستند که این ننگ را بر پیشانی خود زده و در همیشه تاریخ با این عمل زشت همراه خواهد بود.
 
وهابیان که پیروان محمد بن عبداالوهاب می باشند و همچنین از عقاید و نظرات ابن تیمیه متاثر هستند دارای عقاید و تفکراتی می باشند که بر اساس آن عقاید نمی تواند بر روی قبور قبه و بارگاه ساخت و همچنین نمی تواند به انبیاء و اولیاء و صاالحان توسل کرد. و یا به قصد زیارت قبر پیامبر سفر نمود یا نذر کرد و اعمال این چنین هم چون طلب شفاعت از پیامبران و ائمه و استغاثه و استعانت از ارواح مقدسه و زیارت قبور آن بزرگواران را خلاف اسلام و توحید می دانند و معتقدند که هر کس این اعمال را انجام دهد به خداوند مشرک شده(۳) و لذا باید با آن مبارزه کرد.
 
 
با توجه به این که وهابیان با آل سعود متحد شده بودند، هنگامیکه آل سعود قدرت گرفت تحت تاثیر افکار وهابیان و با وحشیگری آن ها که فرهنگی براساس تکفیر فرق اسلامی را ایجاد تفرقه میان مسلمین و خشن جلوه دادن تعالیم اسلام و محو آثار رسالت و وحی، سازش با تمام جباران و مستکبران استوار بود و با کینه ای که از تشیع و اهل بیت علیهم السلام داشتند این اقدام را انجام دادند و حتی ویران کردن قبر مطهر رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز در حیطه اعتقادات منحرف این فرقه بود. اما تاکنون جرات چنین کاری را نیافته اند.
 
اما دستمایه و مستمسک وهابیان بر این کار حدیثی است که به اعتقاد دانشمندان نه اعتبار سندی دارد و نه اعتبار دلالی یعنی اینکه ارزش استناد ندارد.(۴)
 
اما در رد عقاید وهابیت درباره‌ مسائل مطرح شده باید گفت: با دلائل فراوانی می توان این عقاید را باطل دانست؛اول اینکه سیره عموم مسملین جهان از همان زمان رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا به امروز بر این بوده که پیوسته در مراسم حج و در ایام دیگر به قصد زیارت نزد قبر آن حضرت می روند و این سیره را هیچ کس نمی تواند منکر شود.
 
و دیگر اینکه در رابطه با بنای قبه روی قبر در قرآن هست که مردم در زمان اصحاب کهف ـ بین سالهای ۲۸۰ و ۳۰۵ میلادی ـ وقتی که از محل خواب آنها باخبر شدند بر روی آن مسجدی بنا کردند(۵) تا یاد آنها همیشه زنده بماند.
 
اگر این عمل خلاف توحید بود قرآن آن را ذکر نمی کرد و یا اینکه چطور ممکن است ۱۴ قرن هیچ کس به خلاف اسلام بودن ساختن بنا بر روی قبر را نداند و در قرن ۱۴ فقط وهابیان به آن پی ببرند، در حالی که حتی روی قبر ائمه چهارگانه اهل سنت هم قبه بنا کرده اند که الان هم در بغداد یکی از آنها موجود است.
 
در باب شفاعت خواستن از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و شفیع قرار دادن آن حضرت باید گفت که حتی در زمان خود حضرت صحابه شخصاً از حضرت شفاعت می خواستند. انس بن مالک می گوید: از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست کردم که در روز قیامت در حق من شفاعت کند وی درخواست مرا پذیرفت.(۶)
 
یا اینکه درباره زیارت قبور در منابع اسلامی اعم از شیعه و سنی آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله شخصاً به زیارت مدفونین در بقیع می رفت، به آنها سلام می کرد و به مردم سفارش می کردند به زیارت بقیع و مدفونین آن بروند. و باز از آن حضرت نقل است که فرمودند: هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعتم بر او واجب است.(۷)
 
بنابر اعتقاد خود اهل سنت نیز ساختن بنا و قبه بر روی قبور ائمه ـ علیهم السلام ـ و انبیاء و شهدا و صالحین جایز است، تا اینکه دیگران به زیارت آن پرداخته و به آن تبرک جویند.(۸)
  
بنابراین می توان گفت که هدف وهابیان از این عمل زشت و ننگین چیزی جز کینه با اهل بیت علیهم السلام و تشیع و همچنین اختلاف میان مسلمین که خواسته‌ استعمار و استکبار بوده، نیست و با این عمل سرسپردگی خود به مستکبران را نشان دادند و با توجه به خفقانی که در جامعه عربستان ایجاد کرده بودند و مخاالفین خود را مشرک می پنداشتند براحتی این عمل را انجام دادند و با توجه به اینکه چندین سال قبل از تخریب بقیع در کربلا و نجف نیز حمله برده و این دو شهر مذهبی و شیعی را غارت و قتل و عام کرده بودند،‌ می توان به شدت به کینه آنها پی برد.(۹)
  
 =====================
پی نوشت ها:
۱ . نور الدین علی سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۹۵، ج ۳، ص ۹۱۶٫
۲ . حسین قره چانلو، حرمین شریفین، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، ۱۳۶۲، ص ۱۶۲٫
۳ . محمد جواد مشکور، موسوعه فرق اسلامی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵، جمع بحوث اسلامی، ص ۵۲۲ و جعفر سبحانی، آئین وهابیت، تهران، چاپ اول، انتشارات اسلامی، از ص ۳۸ تا ۱۰۰٫
۴ . همان، ص ۶۰٫
۵ . سوره‌ کهف، آیه ۲۱٫
۶ . جعفر سبحانی، توسل یا استمداد از ارواح مقدسه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳، انتشارات قدر، ص ۶۹٫
۷ . علاء الدین هندی، کنز العمال، بیروت، چاپ ۱۴۰۹، موسسه رساله، ج ۱، ص ۶۵۱٫
۸ . سید البکری، اعانه الطالبین، ج ۲، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ چهارم، ص ۱۲۰٫
۹ . محمدحسن براری فندری
دلائل تخریب ,بارگاه ائمه بقیع ,ماجرای بقیع ,داستان بقیع ,وهابیت, وهابیون, اهداف تخریب بقیع ,  دلائل تخریب بقیع ,  تخریب بقیع ,بقیع را می سازیم ,بقیع ,مدینه ,حضرت زهرا, ۸ شوال ,هشتم شوال, دیباجی, استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی ,سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی,مقاله دینی,مقاله تخریب بقیع,مقالات,سایت دیباجی,براری,محمد حسن براری, تخریب بارگاه ائمه بقیع 

بازدیدها: ۴۳

نوشته دلائل تخریب بارگاه ائمه بقیع (علیهم السلام) چه بود؟ اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/96%d8%af%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%a6%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%82%db%8c%d8%b9-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%84/feed/ 0
فضایل شب قدر http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%b4%d8%a8-%d9%82%d8%af%d8%b1/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%b4%d8%a8-%d9%82%d8%af%d8%b1/#respond Tue, 28 Jun 2016 12:20:07 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=949 در این روزها و شب‌های پر از عطر مناجات و رحمت و آمرزش به شب‌های پر اضطراب کوفه می‌رسیم که شاید این شهر آن همه پریشانی را به خودش ندیده باشد و هرگز نیز نبیند. شبی که ارکان هدایت در عالم منهدم شد و ریسمان اتصال اهل زمین و آسمان گسست، شبی که یتیمان کوفه ...

نوشته فضایل شب قدر اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
در این روزها و شب‌های پر از عطر مناجات و رحمت و آمرزش به شب‌های پر اضطراب کوفه می‌رسیم که شاید این شهر آن همه پریشانی را به خودش ندیده باشد و هرگز نیز نبیند.
شبی که ارکان هدایت در عالم منهدم شد و ریسمان اتصال اهل زمین و آسمان گسست، شبی که یتیمان کوفه انتظارشان طولانی شد و محراب مسجد غم‌زده کوفه با ندای مردی که قامت معنویتش به بلندای عرش پروردگار است، به خود لرزید و گونه‌هایش سرخ شد و گرمای خون او را احساس کرد و با حیرت شنید: «به خدای کعبه رستگار شدم»!
53493198219383171736
معنای قدر
«قدر» معانی متعددی دارد؛ مانند:۱٫ قدرت،۲٫ تقدیر و اندازه گیرى،[۱] ۳. تنگ گرفتن،[۲] ۴. آنچه خداوند برای بندگان در نظر گرفته و معین و حتمی نموده،[۳] ۵. مساوی بودن یک چیز با چیز دیگر بدون کم و زیاد بودن،[۴] ۶. به معنای بیان مقدار و کمیت یک چیز، چه در محسوس و چه در غیر محسوس؛ مثل عظمت و بزرگی یک چیز.[۵]
شب قدر کدام شب است؟
عالمان و دانشمندان مسلمان در این‌که چه شبی از شب‌های ماه رمضان، شب قدر است اختلاف دیدگاه دارند.[۶] آنچه موافق با سنت پیامبر گرامی اسلام(ص) و روایات امامان معصوم(ع) و گفتار دانشمندان و مفسران بزرگ اسلامی است، این است که شب قدر در دهه آخر ماه رمضان قرار دارد.[۷] طبق نقل، یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم، و بیست و سوم است.[۸] در بین این سه شب نیز شب بیست و سوم احتمالش بیشتر است.[۹]
امام صادق(ع) فرمود: شب نوزدهم شب تقدیر است و شب بیست و یکم شب بستن و تعیین و اِحکام، است و شب بیست و سوم شب حتمی شدن و امضای آن است.[۱۰]
عده‌ای نیز می‌گویند شب اوّل ماه رمضان، شب قدر است.[۱۱] برخی دیگر هم برآنند که شب هفدهم ماه رمضان است.[۱۲]
فضایل شب قدر
۱٫ شب قدر، شب نازل شدن دفعی و یک‌جای قرآن در بیت المعمور است که به طور تدریجی طی ۲۳ سال بر قلب نازنین پیامبر گرامی اسلام(ص)نازل شده است.[۱۳]
۲٫ عبادت و کارهای نیک، در آن شب، بهتر است از عبادت و کاهای نیک در هزار ماه که دارای شب قدر نباشد.[۱۴]
۳٫ شب نزول و پایین آمدن فرشتگان خداوند خصوصاً بزرگ‌ترین فرشته[۱۵] خداوند، به زمین است.[۱۶]
۴٫ شب تقدیر و سرنوشت یک سال انسان است. خداى تعالى در آن شب حوادث یک سال یعنى از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر مى‏کند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایى دیگر از این قبیل را مقدر مى‏سازد که فرشتگان به امر پروردگار، آن را انجام می دهند.[۱۷]
۵٫ در این شب، درهای جهنم بسته می‌شود و درهای بهشت، گشوده می‌شود.[۱۸]
۶. شیطان در این شب بیرون نمی‌آید تا صبح آن طلوع کند.[۱۹] درهای آسمان و رحمت الهی بر روی بندگانش گشوده می‌شود و شب قبولی اعمال است.[۲۰]
=======================================

[۱]. قرشى، سید على اکبر،  قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۴۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۱ ش.
[۲]. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۴۴۷، کتابفروشى مرتضوى، تهران، ۱۳۷۵ ش.
[۳]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۵، ص ۷۴، دار صادر، بیروت،۱۴۱۴ ق.
[۴]. فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۵، ص ۱۱۲، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.
[۵]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۶۵۸، دارالعلم الدار الشامیه، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
[۶]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۷۸۵ – ۷۸۹، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش.
[۷]. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربى‏، دعائم الإسلام،‏ محقق، مصحح، فیضى، آصف،‏ ج ۱، ص ۲۸۲، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۵ ق.
[۸]. ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه،‏ محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۱۶۰، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق.‏
[۹]. من لا یحضره الفقیه، ج ‏۲، ص ۱۶۰- ۱۶۱٫
[۱۰]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۴، ص ۱۵۸ – ۱۵۹، دار الکتب الإسلامیه، تهران‏، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
[۱۱]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۷۸۵ – ۷۸۶.
[۱۲]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۷۸۵ – ۷۸۶.
[۱۳]. إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَهِ الْقَدْر. ما آن [قرآن‏] را در شب قدر نازل کردیم؛ قدر، ۱؛ من لا یحضره الفقیه، ج ‏۲، ص ۱۵۹؛ قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی،‏ محقق، مصحح، موسوى جزائرى، طیّب‏، ج ۲، ص ۴۳۱، دار الکتاب، قم، چاپ سوّم، ۱۴۰۴ ق.
[۱۴]. «لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شهَر»؛ شب قدر بهتر از هزار ماه است. قدر، ۳؛ من لا یحضره الفقیه، ج‏۲ ، ص ۱۵۸٫
[۱۵]. روح.
[۱۶]. «تَنزَّلُ الْمَلَئکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِّم مِّن کلُ‏ أَمْر»؛ فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مى‏شوند. قدر، ۴٫
[۱۷]. «تَنزَّلُ الْمَلَئکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِّم مِّن کلُ‏ أَمْر. قدر، ۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص ۱۵۸- ۱۵۹٫
[۱۸]. ابن بابویه، محمد بن على‏، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،‏ ص ۶۷، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ ق.
[۲۰] . من لا یحضره الفقیه، ج ‏۲، ص ۱۶۰٫
فضایل شب قدر, فضایل ,شب قدر,  شبهای قدر, فضایل شبهای قدر ,رمضان, ماه رمضان, دیباجی ,استاد دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی, دیباجی اصفهانی, مقاله, مقالات ,مقالات دینی, در مورد شب قدر, شب قدر در ایران, آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۳۲

نوشته فضایل شب قدر اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%b4%d8%a8-%d9%82%d8%af%d8%b1/feed/ 0
آخرین سخنان و وصایای حضرت علی (علیه السلام) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b5%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b5%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84/#comments Mon, 27 Jun 2016 11:38:33 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=944 امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود. آن حضرت در آخرین لحظات زندگی، وصیتی کرد که برای همیشه تاریخ برای بشریت درس خوب زیستن است. البته وصیت های حضرت، ...

نوشته آخرین سخنان و وصایای حضرت علی (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
امیر المؤمنین(ع) که باب مدینه العلم و سرچشمه فضایل و مناقب و نمونه کامل پیغمبر گرامی اسلام است در آن لحظات آخر عمر هم در تلاش برای تبیین و نشر حقایق اسلام بود. آن حضرت در آخرین لحظات زندگی، وصیتی کرد که برای همیشه تاریخ برای بشریت درس خوب زیستن است. البته وصیت های حضرت، دو جنبه خصوصی و عمومی داشت که در ذیل به آن ها اشاره می کنیم:

H.Alia-16

 وصایای خصوصی

الف: نخست این که در تجهیز و کفن و دفن بدنش امام حسن(ع) را وصی و جانشین خود قرار داد و به همه فرزندان دیگر از حضرت حسین(ع) و محمد و عون و جعفر و عبداللَّه و عباس و… دستور داد که از او اطاعت کنند، و پس از او برادرش را واجب الاطاعه قرار دهند که همه به فرمان او باشند. البته این وصیت جنبه عمومی هم دارد که همه مسلمانان موظف بودند که از امام حسن و پس از او از امام حسین اطاعت کنند و آن دو را در زمان هر کدامشان امام و حجت خدا بدانند.

ب: و دیگر این که سفارش کرد ایمان خود را حفظ کنند و از احکام اسلام مراقبت نمایند و تقوا و فضیلت را شعار خود قرار دهند.

ج: در مورد چگونگی غسل و کفن و نماز و تدفین به آن ها سفارش کرد که چگونه عمل کنند و شبانه این کار انجام شود که در صفحات بعد درباره آن بحث خواهیم کرد.

د: فرزندان خود، مخصوصاً امام حسن و امام حسین – علیهما السلام – را به صبر و تحمل مصائبی که در پیش خواهند داشت سفارش کرد.[۱]

 وصایای عمومی

وصایای عمومی حضرت، متعدد و مختلف نقل شده است در این جا یکی از آن ها را که در اکثر کتاب های حدیثی علمای شیعه و سنی آمده است،[۲] می آوریم:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم؛ این آن چیزی است که علی بن ابی طالب وصیت می کند. علی به وحدانیت و یگانگی خدا شهادت می دهد، و اقرار می کند که محمّد بنده و پیغمبر خداست، خدا او را فرستاد تا مردم را هدایت کند و دین خود را بر ادیان دیگر غالب گرداند و لو کافران کراهت داشته باشند. همانا نماز، عبادت، حیات و ممات من از خدا و برای خداست، شریکی برای او نیست من به این دستور امر شده ام و تسلیم خداوند هستم.

ای پسرم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نامه به او برسد به امور زیر توصیه و سفارش می کنم:

۱ – هرگزتقوای الهی رااز یادنبرید،کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

۲ – همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و بر اساس ایمان به خدا متحد باشید و از هم جدا نشوید، همانا از پیغمبر خدا شنیدم که می فرمود: اصلاحِ میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو و نابود می کند فساد و اختلاف است و لا حَولَ و لا قُوَّه إلّا بِاللَّهِ العلی العظیم.

۳ – «ارحام و خویشاوندان» را از یاد نبرید، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می کند.

۴ – خدا را، خدا را! درباره «یتیمان»، مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند.[۳]

۵ – خدا را، خدا را! درباره «همسایگان» خوشرفتاری کنید، پیغمبر آن قدر در مورد همسایه سفارش کرد که ما گمان کردیم می خواهد آن ها را در ارث شریک کند.

۶ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «قرآن»، نکند دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی گیرند!

۷ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «نماز» چرا که نماز ستون دین شماست.

۸ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «کعبه» خانه پروردگارتان، مبادا حج تعطیل شود که اگر کعبه خالی بماند و حج متروک شود مهلت داده نخواهید شد و مغلوب دشمنان خواهید شد.

۹ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره ماه «رمضان» که روزه آن ماه سپری است برای آتش جهنم.

۱۰ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «جهاد در راه خدا» از مال و جان خود در این راه کوتاهی نکنید.

۱۱ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «زکات مال» که زکات، آتشِ خشمِ الهی را خاموش می کند.

۱۲ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «امّت پیامبرتان» مبادا مورد ستم قرار گیرند.[۴]

۱۳ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «صحابه و یاران پیغمبرتان» زیرا رسول خدا درباره آنان سفارش کرده است.

۱۴ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «فقرا و تهیدستان» آن ها را در زندگی خود شریک کنید.

۱۵ – از خدا بترسید، از خدا بترسید! درباره «بردگان و کنیزان» که آخرین سفارش پیامبر(ص) درباره این ها بود.

علی(ع) مجدداً سفارش نماز را کرد و فرمود: کاری که رضای خدا در آن است در انجام آن بکوشید.

۱۶ – با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید همان طوری که قرآن دستور داده است و به ملامت مردم ترتیب اثر ندهید.

۱۷ – امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید، نتیجه ترک آن این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد، آن گاه هر چه نیکان شما دعا کنند دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.

۱۸ – بر شما باد که بر روابط دوستانه میان خود بیافزایید، به یکدیگر نیکی کنید از کناره گیری از یکدیگر و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

۱۹ – کارهای خیر را به مدد یکدیگر و اجتماعاً انجام دهید و از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می شود بپرهیزید: «تعاونوا علی البرّ و التقوی…..»

۲۰ – از خدا بترسید که کیفر خدا شدید است: «واتقوا اللَّهَ إنّ اللَّهَ شَدیدُ العِقاب.»

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پیغمبرش را در حق شما حفظ فرماید، اکنون با شما وداع می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم و سلام و رحمتش را بر شما می خوانم.[۵]

در آخر این وصیت در کافی آمده است که پس از پایان وصیت حضرت پیوسته می گفت: «لا إله إلاّ اللَّه» تا وقتی که روح مقدسش به ملکوت اعلی پیوست.[۶]

در نهج البلاغه است که در پایان وصیت، امام(ع) فرزندان خود را مخاطب ساخت و به آن ها فرمود:

«

ای فرزندان عبدالمطلب! نیابم شما را که در خون مسلمانان فرو روید و دست به کشتار بزنید به بهانه این که بگویید امیرالمؤمنین کشته شده و بدانید که در برابر من جز کشنده من کسی نباید کشته شود، نگاه کنید چون من از ضربت او از دنیا رفتم به او یک ضربت بزنید و او را مُثله نکنید که من از رسول خدا شنیدم که می فرمود: «از مُثله کردن بپرهیزید اگر چه به سگ گزنده و هار باشد».»[۷]

 وصیت امام(ع) درباره کیفیت غسل و کفن و دفن

محمد بن حنفیه روایت کرده است: شب بیست و یکم ماه رمضان رسید و شب تاریک شد علی(ع) همه فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آن ها وداع نمود، سپس به فرزندش امام حسن فرمود: «خداوند این مصیبت را بر شما نیکو گرداند، همانا من از میان شما می روم، و همین امشب به ملاقات خدا خواهم رفت و به حبیبم رسول خدا(ص) همان طوری که وعده ام داده، ملحق خواهم شد، ای پسرم! وقتی من از دنیا رفتم مرا غسل ده و کفن کن، و به بقیه حنوط جدّت رسول خدا(ص) که از کافور بهشت است و جبرئیل آن را آورده بود مرا حنوط کن، بعد مرا بر روی سریر گذارید، جلوی تابوت را کسی حمل نکند بلکه دنبال او را بگیرید، و بهر جانبی که تابوت رفت شما هم بروید، و هر جا که ایستاد بدانید قبر من آن جاست، جنازه ام را آن جا زمین بگذارید و تو ای پسرم بر جنازه ام نماز بگذار، هفت تکبیر بگو، و بدان که هفت تکبیر به غیر از من بر هیچ کس مشروع نیست جز بر فرزند برادرت حسین که او قائم آل محمد و مهدی این امت است و او کجی های خلق را راست خواهد کرد، وقتی تو از نماز بر من فارغ شدی، جنازه را از آن محل بردار و خاک آن جا را حفر کن، قبر کنده و لحدی ساخته و تخت چوبی نوشته شده خواهی یافت که مر

ا در آن جا دفن می کنی، وقتی خواستی از قبر خارج شوی اندکی صبر کن آن گاه نگاه کن می بینی که من در قبر نیستم، زیرا به جدت رسول خدا ملحق خواهم شد، چون هر پیغمبری را در مشرق به خاک سپارند و وصی او را در مغرب دفن کنند حق تعالی بین روح و جسد آن دو را جمع نماید، و پس از زمانی از هم جدا خواهند شد و به قبرهای خویش برمی گردند، سپس قبر مرا با خاک پر کن و آن محل را از مردم پنهان دار.[۸]

آن گاه علی با فرزندان خود اندکی صحبت کرد و آنان را از آینده ای که حسن و حسین دارند آگاه نمود و آن ها را به صبر و تقوی دعوت کرد، سپس لختی بیهوش شد چون به هوش آمد فرمود: «اینک رسول خدا، و حمزه عم بزرگوارم، و جعفر برادرم نزد من آمدند و گفتند: زود بشتاب که ما مشتاق و منتظر تو هستیم»، پس نگاهی به اهل بیت خود کرد و فرمود: «همه شما را به خدا می سپارم، خداوند همه را به راه راست هدایت و از شرّ دشمنان محافظت نماید، خدا خلیفه من است بر شما و شما را کافی است برای خلافت و نصرت» سپس به فرشتگان خدا سلام داد و گفت:

«لِمثلِ هذا فَلْیعْمَلِ العامِلُون إنّ اللَّهَ مَعَ الّذینَ اتَقوَّا والَّذینَهُم مُحسِنُون؛

از برای مثل این مقام باید عمل کنند عمل کنندگان، زیرا که خداوند با پرهیزکاران و نیکوکاران است.»

سپس عرق بر پیشانی مبارکش جاری شد، چشم های مبارک را بر هم گذاشت، دست و پا به جانب قبله کشید و گفت: «أشهدُ أن لا إله الاّ اللَّه وَحدهُ لا شَریک لَه وأشهدُ أنَّ محمّداً عَبدهُ ورَسولُه» این را گفت و مرغ روحش به ملکوت اعلی در کنار پیغمبران و اولیاء خدا پرواز کرد، صلوات اللَّه و سلامه و سلام ملائکته و انبیائه و رسله علیه، و لعنه اللَّه علی قاتله.

وبدین ترتیب مشعل هدایت و کانون عدالت خاموش شد، این واقعه در شب جمعه بیست و یکم ماه رمضان سال چهلم هجری بود.[۹]

================================

[۱] . همان، ج ۳۶، ص ۵٫

[۲] . کافی، ج ۷، ص ۵۱؛ نهج البلاغه، نامه ۴۷؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۶، ص ۱۲۰؛ اسد الغابه، ج ۴؛ مسعودی مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۲۵؛ تحف العقول، ص ۱۹۷؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۴۲؛ تاریخ طبری، ج ۶، ص ۸۵ و بحار الانوار، ج ۴۲، ص ۲۴۸٫

[۳] . در نهج البلاغه دارد: «مراقب باشید که مبادا یتیمان در اثر رسیدگی نکردن شما از بین بروند» (ولا یضیعوا بحضرتکم).

[۴] . در بعضی از نسخ: «اللَّه اللَّه فی ذریه نبیکم» دارد.

[۵] . ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص ۲۴٫

[۶] . همان.

[۷] . نهج البلاغه، نامه ۴۷٫

[۸] . بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۹۰، و مفید، الارشاد، ص ۲۶، فصل ۶، باب ۲ حدیث را با کمی تفاوت نقل کرده است.

[۹] . بحار الانوار، ج ۴۲، ص ۲۹۲٫

آخرین سخنان ,آخرین وصایا, دیباجی, استاد دیباجی, سید دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی ,دیباج ,مقاله, مقاله دیباجی ,مقالات, مقاله دینی, زندگی نامه امام علی, وصیت نامه حضرت علی , آخرین وصایای حضرت علی , آخرین سخنان حضرت علی,امیرالمومنین,نجف,فزت و رب الکعبه,,  حضرت علی  

بازدیدها: ۹۸۲

نوشته آخرین سخنان و وصایای حضرت علی (علیه السلام) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b5%d8%a7%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84/feed/ 2
گوشه ای از فضایل ام المؤمنین حضرت خدیجه (سلام الله علیه) http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%af%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d8%af%db%8c%d8%ac%d9%87/ http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%af%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d8%af%db%8c%d8%ac%d9%87/#respond Wed, 15 Jun 2016 20:33:06 +0000 http://farsi.dibajiesfahani.ir/?p=938 در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است. از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است. این حدیث در کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت آمده که رسول خدا-صلی الله علیه و آله-فرموده: «کمل من الرجال خلق کثیر و لم ...

نوشته گوشه ای از فضایل ام المؤمنین حضرت خدیجه (سلام الله علیه) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>

در فضیلت خدیجه و ارزش و احترام او نزد پیامبر و خویشان وی، سخنان زیادی وارد شده است. از این احادیث چنین برداشت می‌شود که خدیجه محبوب‌ترین زن ایشان بوده است.

212

این حدیث در کتابهای حدیثی شیعه و اهل سنت آمده که رسول خدا-صلی الله علیه و آله-فرموده:

«کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الآمریم،و آسیه امراه فرعون،و خدیجه بنت خویلد،و فاطمه بنت محمد» (۱) یعنی از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان جز چهار زن کسی به مرحله کمال نرسید:مریم،و آسیه همسر فرعون،و خدیجه دختر خویلد،و فاطمه دختر محمد.

و در حدیث دیگری که ابن حجر در کتاب الاصابه و دیگران از ابن عباس روایت کرده اند اینگونه است که گوید: رسول خدا(ص)چهار خط روی زمین ترسیم کرده آنگاه فرمود:

«افضل نساء اهل الجنه خدیجه،و فاطمه و مریم و آسیه ». (۲)

یعنی برترین زنان اهل بهشت:خدیجه و فاطمه و مریم وآسیه هستند…

و در روایت دیگری که او و ابن عبد البر و دیگران از رسول خدا(ص)با مختصر اختلافی روایت کرده اند اینگونه است که فرمود:

«خیر نساء العالمین اربع،مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه » (۳) یعنی بهترین زنان جهانیان چهار زن هستند:مریم و آسیه وخدیجه و فاطمه.و از عایشه روایت کرده اند که گوید:هیچگاه نمی شد که رسول خدا از خانه بیرون رود جز آنکه خدیجه را یادمی کرد و ستایش و مدح او را می نمود،تا اینکه روزی طبق همان شیوه ای که داشت نام خدیجه را برد و او را یاد کرد، دراینوقت رشک و حسد مرا گرفت و گفتم:

«هل کانت الا عجوزا فقد ابدلک الله خیرا منها». (۴)

خدیجه جز پیرزنی بیش نبود در صورتی که خداوند بهتر از اوبهره تو کرده.!

عایشه گوید:در اینوقت رسول خدا-که این سخن مرا شنیدغضبناک شد بحدی که از شدت غضب موهای جلوی سرآنحضرت حرکت کرد آنگاه فرمود:

«و الله ما ابدلنی الله خیرا منها،آمنت اذ کفر الناس،و صدقتنی و کذبنی الناس،و واستنی فی مالها اذ حرمنی الناس و رزقنی الله منها اولادا اذ حرمنی اولاد النساء».

بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنی به من نداده،او بود که بمن ایمان آورد هنگامی که مردم کفر ورزیدند،و او بود که مراتصدیق کرد و مردم مرا تکذیب نموده(و دروغگویم خواندند)واو بود که در مال خود با من مواسات کرد(و مرا بر خود مقدم داشت)در وقتی که مردم محرومم کردند،و از او بود که خداوندفرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر نسبت بفرزند محرومم ساخت.

عایشه گوید:با خود گفتم:دیگر از این پس هرگز به بدی اورا یاد نخواهم کرد (۵).

و در روایت اربلی در کشف الغمه اینگونه است که علی علیه السلام فرمود:روزی نزد رسول خدا(ص)نام خدیجه سلام الله علیها برده شد و رسول خدا(ص)گریست.عایشه که چنان دید گفت:

«…ما یبکیک علی عجوز حمراء من بنی اسد؟فقال صدقتنی اذکذبتم و آمنت بی اذ کفرتم،و ولدت لی اذ عقمتم،فقالت عایشه: فما زلت اتقرب الی رسول الله-صلی الله علیه و آله-بذکرها» (۶) یعنی چه گریه ای است که برای پیرزنی سرخ رو از بنی اسدمی کنی؟

رسول خدا فرمود:او مرا تصدیق کرد هنگامی که شماتکذیبم کردید.و بمن ایمان آورد در وقتی که شما کافر شدید.

و برای من فرزند آورد که شما نیاوردید!

عایشه گوید:از آن پس پیوسته من با یاد خدیجه و با نام او به رسول خدا تقرب می جستم.(و هرگاه می خواستم رسول خدابمن توجه کرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خدیجه شروع می کردم).

و در چند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت آمده که رسول خدا خدیجه را به خانه ای در بهشت مژده داد که در آن دشواری ورنجی نخواهد بود (۷) و سلام خدای تعالی را که بوسیله جبرئیل برای خدیجه آورده بود به وی ابلاغ (۸) فرمود و خدیجه نیز در پاسخ عرض کرد:

«…الله السلام و منه السلام و علی جبرئیل السلام…» (۹)

و در حدیثی که عیاشی در تفسیر خود از ابی سعید خدری روایت کرده اینگونه است که رسول خدا(ص)فرمود.در شب معراج هنگامی که بازگشتم به جبرئیل گفتم:آیا حاجتی داری؟گفت:

«حاجتی ان تقرا علی خدیجه من الله و منی السلام…».

حاجت من این است که خدیجه را از سوی خداوند و از سوی من سلام برسانی.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ فرمود،خدیجه در پاسخ گفت:

«ان الله هو السلام،و منه السلام،و الیه السلام » (۱۰).

و بالاخره خدیجه سلام الله علیها همان بانوی بزرگوار است که به اجماع اهل تاریخ نخستین زن و یا نخستین انسانی است که به رسول خدا(ص)ایمان آورد…

و وسیله آرامشی برای آنحضرت در برابر طوفانهای حوادث سهمگین و اندوه های فراوان آغاز رسالت بود…

و با ایثار مال فراوان خود برای پیشرفت اسلام در روزهائی که اسلام نیاز شدید به بودجه داشت بزرگترین حق را بر همه مسلمانان جهان تا روز قیامت دارد…

و سخت ترین مشکلات را بخاطر حفظ ایمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد.

===========================

پی نوشتها:

۱- مجمع البیان ج ۵ ص ۳۲۰ تفسیر کشاف ج ۳ ص ۲۵۰،تفسیر ابن جریر ج ۳ص ۱۸۰٫

۲-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶٫اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷٫خصال صدوق ج ۱ ص ۹۶٫

۳-الاصابه ج ۴ ص ۳۶۶،و استیعاب ج ۲ ص ۷۲۰ و ۷۵۰ و تفسیر ابن جریرج ۳ ص ۱۸۰ و م جمع الزوائد هیثمی ج ۹ ص ۲۲۳٫اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۷٫

۴-لابد-طبق این روایت-منظورش از بهتر،خودش بوده که جوان و دختر بوده است!

۵-اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸٫الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵٫

۶-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۸٫

۷-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱٫و الاصابه ج ۴ ص ۲۷۵٫و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸٫

۸-الاصابه ج ۴ ص ۲۷۴ و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸٫

۹-بحار الانوار ج ۱۶ ص ۱۱٫

۱۰-سفینه البحار ج ۱ ص ۳۷۹٫

  فضایل ,ام المؤمنین حضرت خدیجه, ام المؤمنین, فضایل حضرت خدیجه,  فضایل ام المؤمنین ,مادر مهربان, نام دختر, بهترین نام دختر ,نام حضرت خدیجه ,مادر مقام حضرت خدیجه, دیباجی, استاد دیباجی, دیباجی اصفهانی, سید دیباجی, آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, مقالات, مقاله, سایت دیباجی, شهادت حضرت خدیجه 

بازدیدها: ۱۳۲

نوشته گوشه ای از فضایل ام المؤمنین حضرت خدیجه (سلام الله علیه) اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پدیدار شد.

]]>
http://farsi.dibajiesfahani.ir/%da%af%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a4%d9%85%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d8%af%db%8c%d8%ac%d9%87/feed/ 0