دسته‌ها
احکام تقلید اخبار استفتائات

جرا تقلید می کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی دامت برکاته

سلام علیکم

در عصر فعلی با توجه به افزایش و پیشرفت علم در تمام زمینه ها و حقیقتا مردم نسبت به زمان قدیم خیلی روشنفکرتر شده اند و به اصطلاح از نظر عقل و فکر به حدی رسیده اند که خوب و بد را تشخیص می دهند ولی باز در دستور اسلام تاکید بر تقلید از شخصی بنام مجتهد هست به نظر حضرتعالی آیا تقلید واجب است ؟ اگر کسی راه خودش را به تشخیص خودش درست باشد پیدا کند آیا باز باید تقلید کند ؟

خیلی ممنون می شویم که ما را راهنمایی کنید و مسئله چرایی تقلید را برایمان روشن کنید

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

عقل دلالت دارد که در هر رشته ای  باید به متخصص آن رشته مراجعه کند و احکام الهی را از قرآن کریم و سنت (روایات ) که عربی میباشند بدست آورد، بنابراین بدست آوردن احکام از قرآن و سنت احتیاج به مبادی و علوم مقدماتی عربی دارد مانند علم لغت، صرف و نحو و معانی بیان، منطق، علم تفسیر ،علم اصول و علم رجال و هر انسانی سالیان زیادی باید زحمت بکشد تا به این علوم آگاهی پیدا کند و مجتهد شود.

 و انسان یا باید خود مجتهد باشد یا اعمال را با احتیاط انجام دهد (که برای همه میسر نیست ) و مستلزم عسر و حرج است یا باید مقلّد باشد یعنی به متخصص (مجتهد) مراجعه کند و از او تقلید نماید .

ادله شرعی هم بر تقلید دلالت دارد{ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ }[۱] خداوند می فرماید

از اهل ذکر (اهل علم ) مسائلی را که نمیدانید بپرسید .

عنه سلام الله علیه «بابن تغلب اجلس فی مسجد المدینه و أفتِ الناس، فإنّی أحبّ أن یُرى فی شیعتی مثلک‌»[۲] امام صادق سلام الله علیه به ابان بن تغلب فرمود در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوی بده (احکام الهی را بیان کند) که من دوست دارم در بین شیعیان مانند تو وجود داشته باشد .

و عنه سلام الله علیه باسحاق بن یعقوب «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‌ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ»[۳]  امام زمان صلوات الله علیه به اسحاق بن یعقوب فرمود (حکم ) حوادث را از راویان احادیث ما (علماء) سئوال کن که آنان حجت من هستند بر شما و من نیز حجت او هستم .

و عن الامام العسکری سلام الله علیه «فَأمّا مَن کانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدینِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِیعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن یُقَلِّدُوهُ ، وذلکَ لا یکونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّیعَهِ لا جَمیعَهُم»[۴] اما هر فقیهى که خویشتندار(از گناه بپرهیزد)  و نگاهبان دین خود باشد و با هواى نفْسش بستیزد و مطیع فرمان مولایش (خداوند)  باشد ، بر عوام است که از او تقلید کنند و البته این ویژگیها را تنها برخى فقهاى شیعه دارا هستند ، نه همه آنها.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه انبیاء آیه ۷

[۲] مستدرک الوسائل‌، ج ۱۷، ص ۳۱۵؛ رجال ابن داوود، ص ۱۰،رجال علّامه حلّى‌، ص ۲۱؛ رجال نجاشى‌، ص ۱۰.

[۳] کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج۱، ص۴۸۴

[۴] الاحتجاج ج ۲ ص ۲۶۳

بازدیدها: ۲۲

دسته‌ها
احکام غصب اخبار استفتائات

تصرف جاده بین مزارع کشاورزی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی  اصفهانی

سلام و احترام خدمت استاد

در قدیم الایام معمولا برای عبور آب در روستا آب راهی را بین زمین ها احداث می کردند که آب از نهر آب اصلی عبور کرده و تقریبا بیش از ده منزل یا بیشتر که در کشاوری نیاز به آن آب داشتند استفاده می کردند کم کم آب ها خشک شدند و ساختمان سازی در روستا ها رونق گرفت و کشاورزی کم شد الان تکلیف آب راهها چه می شود که قدیم بین زمینها عبود می کرد البته با توجه به تردد کشاورزان عرض هر آب راه بیش از ۵ متر می شد و در واقع مجهول مالک (متعلق به همه آنها بوده که از این جوی  آب استفاده می کردند آیا می شود این جوی آب حدودا ۵ متر عرض را تصرف کرد؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

تصرف در اموالی دیگران بدون اذن یا اجازه جایز نیست و این جوی ها و آب راهها معمولا در اصل مالک داشته که برای استفاده در مزارع خود احداث کرده اند اکنون که آب وجود ندارد اگر مالکین اعراض کرده باشند تصرف در آنها جایز است و اگر اعراض نکرده اند یا مشکوک باشد تضرف جایز نیست و اگر مالکین آنها معلوم نباشد مجهول المالک میشوند و تصرف در آنها مربوط به اذن حاکم شرع (مجتهد جامع الشرائط ) میباشد و از آن مجتهدی که تقلید میکنند باید اذن بگیرند . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

بازدیدها: ۱۵۲۹

دسته‌ها
اخبار رهنمود ها و توصیه ها

عید غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

{یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ}[۱]

عید سعید غدیر را به همه مسلمانان بویژه شیعیان جهان تبریک عرض می کنم ؛ عید ولایت عیدی ست که از همه اعیاد اسلامی مهم تر است ؛ راوی از امام صادق سلام الله علیه سئوال میکند که برای مسلمانان آیا عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و روز جمعه وجود دارد ؟ قال سلام الله علیه «نعم أعظمها حُرمه» فرمود عیدی ست که از همه عیدها حرمتش بیشتر است؛ روز ۱۸ ذیحجه الحرام است که پیامبر صلی الله علیه و اله منصب ولایت را به امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه داد و فرمود « مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ » [۲] مسئله غدیر و اعطاء رسول الله صلی الله علیه و آله منصب ولایت و امامت را به علی بن ابیطالب سلام الله علیه در ۱۸ ذیحجه در بازگشت از حجّه الوداع اخنصاص به شیعه ندارد بلکه علماء اهل سنت نیز در کتب خود آورده اند .

علامه امینی رضوان الله علیه در کتاب الغدیر حدیث غدیر را از ۱۱۰ نفر صحابه و ۸۴ نفر از تابعین و از ۳۶۰ دانشمند معروف اسلامی نقل می کند [۳] حدیث غدیر از متواترات است و اگر کسی در تواتر این روایت تردید کند باید گفت او هیچ روایت متواتری را قبول نمیکند ؛ داستان غدیر را بطور تفصیل میتوان در کتب «الغدیر» از علامه امینی و «احقاق الحق» از قاضی نورالله شوشتری و «المراجعات» شرف الدین و «دلائل الصدوق» از مرحوم مظفر و «لیالی پیشاور» از سلطان الواعظین و «درّالمنثور» از سیوطی ملاحظه کرد که پیامبر صلی الله علیه و اله در سال دهم هجرت روز پنجشنبه هشت روز بعد از عید قربان روز هجدهم ذیحجه الحرام بعد از مراجعت از حجه الوداع هنگامی که به غدیر خم (نزدیک جُحفه رسید ) دستور توقف قافله را دادند و قافله از حرکت ایستاد؛ غدیر خم چهارراه بود از شمال راهی بمدینه و از جنوب راهی به یمن و از شرق راهی به عراق و از غرب راهی به سرزمین مصر داشت در آنجا آیه تبلیغ نازل شد تنها آیه ای که مشتمل برتهدید عدم تبلیغ رسالت است؛ چه امر مهمی است که عدم تبلیغ آن مساوی با عدم تبلیغ رسالت است ، عدم تبلیغ آن مساوی با عدم تبلیغ احکام الهیه است ؛ پیامبر صلی الله علیه و آله از خود نمی ترسید چون در مقابل بت پرستان ایستاد و بت های آنان را سب کرد و بت پرستی را استهزاء نمود و نترسید بلکه ترس او از اتهام به (مُحاباه ) بود که منافقان بگویند چرا داماد و پسر عم خود را جانشین خود قرار دادی می ترسید که منافقان نبوت و عصمت او را مورد طعن و خدشه قرار دهند؛خداوند تضمین می کند و میفرماید{وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ} [۴]سیاق آیه شریفه بر امر مهمی  دلالت دارد :

  • عنوان {یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ}
  • صیغه امر باب تفعیل (بَلِّغْ) که تأکیدش از باب افعال (ابلغ) زیادتر است
  • عدم تبلیغ آن مساوی با عدم تبلیغ رسالت است

مراد از از کلمه (مَا) نمیتواند احکام الهی غیر از ولایت باشد زیرا سوره مائده مدنی است نه مکی  و در اواخر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده و بیشتر احکام به مردم تبلیغ شده . علاوه اگر مراد از کلمه (مَا) قرآن و احکام الهی باشد شرط و جزاء در جمله شرطیه متحد میشود گویا گفته شده «ان لم تُبلّغ فما بلّغت ان لم تفعل فما فعلتَ» و این تحصیل حاصل است پس معلوم میشود مراد از کلمه (ما) ولایت و امامت است.

برخی از مخالفین گفته اند کلمه (مولی) در جمله پیامبر « مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ » فقط به معنی ولی امر و رهبر نیست بلکه به معنی دوست نیز آمده است !! جواب : لفظ مشترک اگر قرینه معیّنه (نه قرینه صارفه) برای یکی از معانی داشته باشد همان معنی مراد است مانند اینکه بگوید «رأیت عینا جاریه رأیت عینا باکیه»  لفظ عین مشترک است لکن با قرینه جاریه معلوم میشود و مراد چشمه است و با قرینه باکیه معلوم میشود مراد چشم است و در جمله پیامبر صلی الله علیه و آله (مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ) قرینه لفظیه و عقلیه وجود دارد که مراد از (مولی) رهبر و سرپرست است اما قرینه لفظیه جمله پیامبر صلی الله علیه و اله در خطبه خود :

  • «ألست أولی بکم من أنفسکم» چنانکه در قرآن آمده: {النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ۖ }[۵]
  • جمله دیگرش «یوشک ان اُدعی فأجیب» چطور از رحلت خود خبر داد که نزدیک است من از بین شما بروم و این جمله با تعیین جانشین و رهبری تناسب دارد نه با دوستی.
  • چطور حدیث ثقلین را مطرح نمود و امام علی سلام الله علیه را عِدل و هم سنگ قرآن قرار داد

اما قرینه عقلیه

  • پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از خطبه چطور از مردم بیعت گرفت آیا برای دوستی علی سلام الله علیه بیعت گرفت یا برای رهبری و ولایت مطلقه و جمله «بخٍّ بخٍّ لک یابن ابی‌طالب أصبَحتَ و أمسَیتَ مولای و مولی کلِّ مؤمنٍ و مؤمنَهٍ »که بعنوان تبریک و تهینت میگفتند این برای دوستی است یا برای رهبری ؟
  • ابلاغ دوستی امام علی سلام الله علیه ترس ندارد که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید {وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ} بلکه ابلاغ رهبری و امامت موجب ترس بود ترس از اتهام به (مُحاباه ) بوده که منافقان میگویند.
  • دستور پیامبر صلی الله علیه و اله در رابطه با توقف قافله (که در تاریخ تعداد جمعیت را از ۹۰ هزار تا صد بیست هزار نفر نوشته اند ) پیامبر صلی الله علیه وآله که « رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ »[۶]است پیامبر صلی الله علیه وآله که «بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ »[۷] است چطور اینهمه مردم را در بیابانی داغ و سوزنده و تفتیده حجاز (جحفه و غدیر خم ) نگه داشته؟ که اکثر همراهان یک طرف عبا را از زیر پا و یک طرف دیگرش را روی سر انداخته بودند قطعاً این دستور توقف برای مسئله مهمی است و آن مربوط به تداوم و تکمیل دین و امامت و رهبری است و لذا آیه {الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ۚ}[۸]نازل شد چنانچه ابن جریر طبری در کتاب «الولایه»  و حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب «ما نزل من القرآن فی حق علی سلام الله علیه » و خطیب بغدادی در تاریخ خود آورده اند[۹] در مناقب خوارزمی ج ۱ ص ۱۱۷  و در تذکره ابن جوزی ج ۱ ص ۳۰  علاوه در قرآن مجید کلمه (مولی) بمعنی اولی آمده چنانکه سیّد رضی علم الهدی رضوان الله علیه در ذیل آیه {مَأْوَاکُمُ النَّارُ ۖ هِیَ مَوْلَاکُمْ}[۱۰] فرموده «ای هی اولی بکم » کما قال البیضاوی و الزمخشری و غیرهما من المفسرین ایضاً ؛ {وَلِکُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِیَ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ ۚ }[۱۱] مراد از (مولی) کسی است که اولی به میراث باشد .[۱۲]

در خاتمه بحث چند روایت در باب محبت امام امیرالمؤمنین سلام الله علیه ذکر می کنم ؛علامه مجلسی رضوان الله علیه در کتاب «البحار» این روایت را نقل فرمودند : عن الرسول الله صلی الله علیه و اله «مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً هَوَّنَ‏ اللَّهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ‏ الْمَوْتِ وَ جَعَلَ قَبْرَهُ رَوْضَهً مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ»[۱۳]پیامبر صلی الله علیه و اله : هر کس علی سلام الله علیه را دوست داشته باشد سکرات (سختیهای ) مرگ بر او آسان میشود و خداوند قبر او را باغی از باغهای بهشت قرار می دهد .

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ سلام الله علیه  قَالَ: «مَنْ قَرَأَ فِی کُلِّ لَیْلَهِ جُمُعَهٍ الْوَاقِعَهَ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ أَحَبَّه إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِینَ وَ لَمْ یَرَ فِی الدُّنْیَا بُؤْساً أَبَداً وَ لَا فَقْراً وَ لَا فَاقَهً وَ لَا آفَهً مِنْ آفَاتِ الدُّنْیَا وَ کَانَ مِنْ رُفَقَاءِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ سلام الله علیه وَ هَذِهِ السُّورَهُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام  خَاصَّهً لَا یَشْرَکُهُ فِیهَا أَحَد»[۱۴] از ابو بصیر نقل شده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود:هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را تلاوت کند، خداوند او را دوست خواهد داشت و او را در نزد همه مردم نیز محبوب خواهد ساخت، و در دنیا بدبختى و تنگدستى و نادارى نمى‏ بیند، و آسیبى از آسیبهاى دنیا به او نمى‏ رسد، و از همنشینان امیر مؤمنان علیه‌السلام خواهد بود، و این سوره مخصوص امیرمؤمنان علیه السلام است و هیچ کس با او در آن شریک نیست.

فخر رازی که از علماء سنت است در مفاتیح الغیب آورده است : «مَنْ اَرادَ اَنْ ینْظُرَ اِلی آدَمَ فی عِلْمِهِ وَاِلی نوحٍ فی تَقْواهُ وَفَهْمِهِ وَ اِلی اِبْراهیمَ فی حِلْمِهِ وَ اِلی یحْیی بْنِ زَکریا فی زُهْدِهِ وَاِلی مُوسی فی هَیبَتِهِ وَاِلی عیسی فی عِبادَتِهِ فَلْینْظُرَ اِلی عَلی بْنِ اَبی طالِبٍ»؛[۱۵] هر کس می خواهد علم حضرت آدم و تقوا و فهم حضرت نوح و حلم حضرت ابراهیم و زهد حضرت یحیی و هیبت حضرت موسی و عبادت حضرت عیسی را ببیند، به علی بن ابی طالب بنگرد.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

 

 

 

[۱] سوره مبارکه مائده آیه ۶۷

[۲] مفاتیح الجنان ص ۲۷۶

[۳] الغدیر ج ۱ ص ۲۳۰

[۴] سوره مبارکه مائده آیه ۶۷

[۵] سوره مبارکه احزاب آیه ۶

[۶] سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۷

[۷] سوره مبارکه توبه آیه ۱۲۸

[۸] سوره مبارکه مائده آیه ۳

[۹] ج ۲ ص ۴۹۸

[۱۰] سوره مبارکه حدید آیه ۱۵

[۱۱] سوره مبارکه نساء آیه ۳۳

[۱۲] سفینه البحار ج ۶ ص ۶۰۸

[۱۳] بحارالانوار ج ۷۴ ص ۸۱ – سفینه البحار ج ۴ ص ۲۱۰

[۱۴] سفینه البحار ج ۷ ص ۲۷۰

[۱۵] مفاتیح الغیب ج ۸ ص ۲۴۸ ذیل آیه شریفه ۶۱ سوره مبارکه آل عمران .

بازدیدها: ۲۸

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

ذوالقرنین

بسم الله الرحمن الرحیم

 

محضر مفسر عالیقدر حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

از جمله مباحث مطرح شده در جامعه ما که نظرات مختلفی داد ه اند ؛ خواستیم نظر حضرتعالی که صاحب تفسیر بُشری هستید را بدانیم و آن اینکه آیا کوروش همان ذوالقرنین است؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

از آیه شریفه {قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا}[۱] استفاده میشود که ذوالقرنین مرد صالح و موحد بوده و آنچه انجام میداده به هدایت و امر خداوند بوده گر چه دلالت بر نبوت او نمیکند چنانچه از روایات نیز استفاده میشود که بنده صالح خداوند بوده .[۲]

اما درباره نام و شخصیت او اختلاف است چنانچه صاحب المیزان میفرماید : آیا نامش فریدون یکی از پادشاهان ایران زمین بوده یا آنکه پادشاه یمن بوده یا اسکندر مقدونی بوده چنانچه ابن سینا و فخررازی بر این باورند یا همان کورش کبیر پادشاه هخامنشی فارس بوده که در سالهای ۵۳۹ قبل از میلاد می زیسته ولکن دلیلی موجب اطمینان برای هیچکدام از این اقوال نیست [۳]. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه کهف آیه ۸۶

[۲] نورالثقلین ج ۳ ص ۲۹۴

[۳] ترجمه المیزان ج ۱۳ ص ۵۳۷ – تفسیر بُشری ص ۵۶۳ – ترجمه قرآن کریم با تفسیر بُشری ص ۳۰۳

بازدیدها: ۱۹

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

خواندن نماز با دستکش

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

من پرستار بیمارستان هستم و بجهت حفظ خود از کرونا مجبورم مدام از دستکش استفاده کنم و گاهی هم از جوراب پلاستیکی سؤالم اینکه نماز خواندن به این صورت  اشکال دارد ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

با دستکش و جوراب پلاستیکی نماز خواندن مانعی ندارد لکن هنگام وضوء (قبل نماز) باید دستکش و جوراب را از دست و پا بیرون کنید آب باید به بدن برسد و همچنین هنگام غسل.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۲۷

دسته‌ها
اخبار استفتائات رهنمود ها و توصیه ها

مستثنیات غیبت

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

من هر  روز به گناه غیبت  می کنم و واقعا از خودم خسته شدم

راه حلی بفرمایید تا این گناه را کنار بگذارم؟

اگر از پشت سر کسانی غیبت کردم آیا باید یکی یکی از آنها طلب حلالیت کنم ؟

شنیدم بعضی غیبت ها اشکال نداره آیا در اسلام چنین جیزیی وجود دارد؟

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

غیبت یکی از گناهان کبیره است که خداوند آن را نهی فرموده و فرموده :{ولا یغتب بعضکم بعضا}[۱] نباید غیبت کنید .

پیامبر صلی الله علیه و آله در تعریف غیبت فرموده :«ذِکرکَ اخاک بما یَکرهُه » [۲]یعنی غیبت آن است که در غیاب و نبودن مؤمن یا مؤمنه چیزی از عیوب و نقائص یا اسرار و صفات او را ذکر کنی که او از ذکر این صفات اکراه دارد و ناراحت میشود .

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرموده «من اغتاب مسلما او مسلمه لم یُقبل الله صلاته و لا صیامه اربعین صباحاً الا ان یغفر صاحبه» [۳] هر کس غیبت مسلمان یا زن مسلمان را کند خداوند روزه و نمازش را تا چهل روز شبانه روز قبول نمی کند مگر صاحب غیبت او را ببخشد .

کفاره غیبت از جهت آنکه نهی خداوند را امتثال نکرده استغفار است و از جهت آنکه حق یک مسلمانی را ضایع نموده استحلال است باید طلب حلیت کند تا آن شخص مُغتاب (غیبت شده ) راضی شود . و اگر استحلال (طلب حلیت ) سبب ناراحتی و فساد و دشمنی و کینه ورزی شود او را دعا کند «اللهم اغفر لمن اِغتبته – اللهم اغفر لمن سمعت غیبته » بارالها آن غیبت شده را بیامرز بارالها آن شخصی که من غیبت او را شنیدم بیامرز .

البته در مواردی غیبت حرمت ندارد و استثناء شده است مثل اینکه ۱- مخاطب شما این صفت را از آن شخص میداند واطلاع دارد ۲- آن شخص نزد مخاطب مجهول باشد ۳- در مقام مشورت ۴- در مقام تظلم و دادخواهی مظلوم از ظالم ۵- اگر کسی مقاله یا کتاب فاسده باطل نوشت ۶- اگر کسی علناً گناه میکند .[۴]والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه حجرات آیه ۱۲

[۲] وسائل الشیعه ج ۸ ص ۵۹۸ ب ۱۵۱ من احکام العسره

[۳]  مستدرک الوسائل ج ۹ ص ۱۲۲ ب ۱۳۲ ح ۳۴

[۴] جهت دسترسی به موارد بیشتر مستثنیات غیبت به معراج السعاده مرحوم نراقی ره مراجعه شود

بازدیدها: ۱۷

دسته‌ها
احکام خمس اخبار استفتائات

حضور در خانه ای اهل خمس نیست

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

من جهت صله رحم به خانه اقوام می روم که متاسفانه بعض از آنها اصلا اعتقادی به مسائل دینی  ندارند مثلا اصلا خمس نمی دهند من گاهی مجبورم نماز اول وقت خودم را خانه آنها بخوانم و گاهی هم غذایی در منزل آنها می خورم تکلیف شرعی من چیست ؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

آن غذائی که برای میهمان حاضر میکند اگر میهمان بداند که به عین آن خمس تعلق گرفته باشد نباید از آن غذا استفاده کند و اگر ناچار شد و استفاده نمود خمس آن مقدار را به ذمّه بگیرد و غذا را مصرف کند و بعداً خمس آن را بدهد اگر یقین ندارد که خمس به عین آن غذا تعلق گرفته ، تصرف و استعمال آن غذا مانعی ندارد و همچنین در رابطه با نماز خواندن در منزل کسیکه خمس نمیدهد اگر یقیق دارید که این خانه از پول خمس نداده ساخته یا خریداری شده در اینصورت در حکم غصب بوده و نماز خواندن در آن باطل است و اگر قطع و یقین ندارید و نمیدانید نمازتان اشکال ندارد (بعض از فقهاء تصریح فرموده اند که تفحص و تحقیق در این موارد لازم نیست ).  والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۱۹

دسته‌ها
احکام عزاداری اخبار استفتائات

تبلغ ایام محرم – کرونا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت استاد آیت الله دیباجی اصفهانی دامت برکاته

سلام علیکم

با توجه به اینکه در شهرهای مختلف کرونا فرا گرفته و احتمال بیماری بسیار زیاد شده و از طرفی ماه عزا و ماتم سید الشهدا علیه السلام نزدیک است  چند سؤال خدمت مبارک داریم

برگزاری مراسم عزاداری در این ایام کرونایی به نظر حضرتعالی چگونه است ؟

آیا طلاب حوزه علمیه جهت تبلیغ و تلاش در برگزاری جلسات عزاداری مجاز هستند؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

ابن وهب میگوید در محضر امام صادق سلام الله بودم که شنیدم بعد از نماز امام سلام الله علیه به زوّار امام حسین سلام الله علیه دعا می کند به آنانکه اموالشان را در این راه «طریق محبت اهل بیت عصمت صلوات الله علیهم » انفاق می کنند به آنانکه چهره هایشان بر اثر گرما «در طریق سفر به زیارت امام حسین سلا الله علیه تغییر کرده به چشمان گریان و دلهای سوخته و ناله ها و فریادها در راه اهلبیت دعا می کند و به خداوند عرض می کند « وَ ارحَمْ تِلکَ الأعیُنَ الّتی جَرَت دُموعُها رَحمَهً لَنا ، وَ ارحَمْ تِلکَ القُلوبَ الّتی جَزِعَت وَ احتَرَقَت لَنا ، وَ ارحَمْ تِلکَ الصَّرخَهَ الّتی کانَت لَنا »[۱] .

اما جهت تبلیغ احکام الهی

قال الله الحکیم :{ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ}[۲] و خوش گفتارتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان ها و احکام خدا] هستم، کیست؟

قال رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله ـ لعلیٍّ علیه السلام لَمّا بَعَثَهُ إلَى الیَمَنِ ـ : یا علیُّ ، لا تُقاتِلَنَّ أحَدا حتّى تَدعُوَهُ ، و ایمُ اللّه ِ لَأن یَهدی اللّه ُ على یَدَیکَ رجُلاً خَیرٌ لَکَ مِمّا طَلَعَت علَیهِ الشَّمسُ و غَرَبَت ، و لَکَ وَلاؤهُ یا علیُّ»[۳] پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ هنگامى که على علیه السلام را به یمن فرستاد ـ فرمود : اى على! هرگز با کسى جنگ مکن مگر اینکه قبلاً او را [به اسلام] دعوت کرده باشى که به خدا سوگند، اگر خداوند کسى را به دست تو هدایت کند برایت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى کند ؛ و تو بر شخص هدایت شده ولایت دارى ، اى على.

و عن ابی عبد الله سلام الله علیه قال : «مُعَلِّمُ الخَیرِ یَستَغفِرُ لَهُ دَوابُّ الأرضِ ، وحِیتانُ البُحورِ ، وکُلُّ صَغیرَهٍ وکَبیرَهٍ فی أرضِ اللّه ِ وسَمائهِ ».[۴] جنبندگان زمین و ماهیان دریاها و هر موجود ریز و درشتى در زمین و آسمان خدا، براى آموزگار خوبیها آمرزش مى طلبند.

بنابراین تشکیل مجالس عزا برای سید مظلومان حضرت اباعبدالله الحسین سلام الله علیه مخصوصاً در ایام محرم و دهه عاشورا ، امری است مستحب و محبوب و از شعائر اسلامی است و کذلک مسافرت برای تبلیغ احکام و تشویق مردم برای تشکیل این مجالس برای اهلبیت علیهم السلام .

البته باید امور بهداشتی که مسؤولین ذی ربط تذکر داده اند رعایت نمود نظافت ، شستن دست ها ، صورت ها و ماسک و دستکش و رعایت فاصله …

امید است خداوند منان به برکت مجالس ابا عبدالله الحسین سلام الله علیه این بلاء و سایر بلاها و حوادث مؤلمه را از بلاد مسلمین رفع و دفع فرماید . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته 

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی 

[۱] کامل الزیارات باب ۴۰ ص ۱۱۷

[۲] سوره مبارکه فصلت آیه ۳۳

[۳]الکافی : ۵ / ۲۸ / ۴

[۴] سفینه البحار ج ۸ ص ۶۳۷

بازدیدها: ۲۴

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

ذبح اسماعیل علیه السلام نوعی خشونت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

استاد محترم حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در قرآن کریم سوره صافات آیه ۱۰۲ خدای متعال می فرماید {قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَىٰ فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ} ابراهیم خلیل الله علیه السلام  گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می‌بینم که تو را قربانی (راه خدا) می‌کنم. دو سؤال خدمت مبارک دارم که پاسخ مرقوم فرماید؛

الف: آیا در شرع اسلام خواب حجت است که ابراهیم علیه السلام با دیدن خواب این عمل بزرگ را انجام داده اند ؟

ب : خدای متعال تمام دستوراتش بر مبنای اخلاق است آیا ذبح فرزند نوعی خشونت نیست ؟ از پاسخ حضرتعالی بسیار ممنونم

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

قد روی عن النبی صلی الله علیه و اله و سلم « الرُّؤْیَا الصَّالَحِهُ وفی روایه الرُّؤیَا الحَسَنَهُ منَ اللهِ» پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید رؤیای صالحه (خوابی که با واقع و حقیقت تطبیق کند ) از طرف خداوند است .

عن الصادق سلام الله علیه « إِنَّ اَلرُّؤْیَا اَلصَّادِقَهَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِینَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّهِ»[۱] امام صادق سلام الله علیه فرموده است رؤیا صادقه «خوابی که مطابق با واقع باشد » جزئی از هفتاد جزء پیامبری است .

خواب پیامبران صلوات الله علیهم اجمعین به وحی است و واقعیت دارد و از وساوس شیطانی دور است .

زراره از امام باقر سلام الله علیه سؤال میکند فرق نبی رسول  و محدَّث چیست ؟ امام میفرماید رسول جبرئیل را می بیند و با او مکالمه میکند ،نبی در خواب به او وحی میشود مانند حضرت ابراهیم علیه السلام که ذبح اسماعیل در خواب به او وحی شد و محدَّث آن است که صدای فرشته را می شنود ولکن او را نمی بیند نه در خواب و نه در بیداری .[۲]

قصه خواب حضرت ابراهیم علیه السلام در سوره صافات آیه ۱۰۲ آمده و قصه خواب حضرت یوسف علیه السلام در سوره یوسف آیه ۴ و قصه خواب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در سوره اسراء آیه که بوزینه ها در مسجد و محراب تطبیق شد بر بنی امیّه که بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله آمدند و خداوند بعنوان تسلّی و دلداری پیامبر صلی الله علیه و آله سوره قدر را نازل نمود ؛ قصه ذبح اسماعیل امتحان است نه خشونت، دل بریدن از فرزند است نه سر بریدن فرزند و لذا آیه نازل شد «قد صدقت الرؤیا» [۳]خواب خود را تحقّق بخشیدی . در روایت آمده «نیه المؤمن خیر من عمله» نیت مومن از عملش بهتر است . والله العالم

 

به حُلقومش که چون گل بود نازک کارد را بنهاد       کِشش داد از سر قوت چو قصاب مسلمانی

سر آن کارد بر گردید و مانع از بریدن شد                خلیل الله را گفتا تو مطلب را نمیدانی

تو میگویی ببر حق از بریدن میکند منعم                فدایت آید این دم بهر اسماعیل قربانی

که ناگه گوسفندی جبرییل آورد از جنّت                 که این باشد فدا از بهر اسماعیل قربانی

نمیدانم چرا در کربلا ی پُر بلا نامد                       برای سبط پیغمبرص فدا از بهر قربانی

 

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] من لا یحضره الفقیه  ,  ج۲  ,  ص۵۸۴  – الاختصاص الشیخ المفید رحمه اله علیه ص ۲۴۱

[۲] بحار الانوار ج ۵۸ ص ۱۶۶ سفینه البحار ج ۸ ص ۳۷۵

[۳] سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۵

بازدیدها: ۱۶

دسته‌ها
اخبار استفتائات رهنمود ها و توصیه ها عقائد و معارف

تفاوت رجعت و تناسخ و مسخ

بسمه تعالی

 

استاد محترم آیت الله دیباجی اصفهانی دامت برکاته

سلام و احترام محضر عالی

از جمله مباحثی که بحث می شود مسأله تفاوت رجعت و تناسخ و مسخ است ما واقعا در این سه مسأله خیلی مطالعه کردیم جواب های متعددی بیان شده ؛ حضرت استاد که الحمدالله در فقه ، اصول ، تفسیر و کلام صاحب نظر هستید خواستیم پاسخ کوتاه و دقیقی بیان بفرمایید. التماس دعا

 

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

این سه لفظ از جهت معنی متفاوت هستند اصطلاحا رجعت بمعنی بازگشت به دنیا؛ مسخ بمعنی تبدیل چهره به چهره زشت تر؛ تناسخ بمعنی انتقال روح از بدنی به بدن دیگر در همین دنیا؛ اولی و دومی واقعیت دارد و اما سومی باطل است؛

رجعت؛ در ذیل آیه شریفه ۸۳ سوره نمل { وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجًا } صاحب تفسیر مجمع البیان ج ۷ ص ۳۶۷ میفرماید آیه شریفه مربوط به رجعت است نه مربوط به قیامت بخاطر کلمه « مِنْ» که برای تبعیض است چون آیه میفرماید از هر امتی دسته ای را مبعوث میکنیم بعض مردم را مبعوث میکنیم با اینکه در قیامت خداوند همه مردم را مبعوث میکند؛ درباره قیامت میفرماید {وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً}[۱] همه را مبعوث خواهیم کرد؛ علاوه روایات زیادی از ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده که هنگام ظهور امام مهدی سلام الله علیه عده ای از شیعیان رجعت میکنند و از یاوران امام سلام الله علیه میشوند و عده ای از ظالمان ستمکاران نیز رجعت میکنند و کیفر کردار خود را می بنند چنانچه در دعای عهد میخوانیم «اللّٰهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَىٰ عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی ، شاهِراً سَیْفِی ، مُجَرِّداً قَناتِی ، مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی»

مسخ ؛ خدای سبحان می فرماید: {فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خَاسِئِینَ}[۲] و همچنین {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهَ وَالْخَنَازِیرَ}[۳] خداوند چهره برخی از انسان ها را بر اثر گناه در امت های گذشته به چهره حیوانی (مانند میمون ، خوک ، خرس، سگ، گرگ ، عقرب، مار، وزغ، خارپشت، لاک پشت ، خرچنگ ، تمساح ، مورچه و زنبور …) تبدیل میکرده و بعد از سه روز هلاک میشدند چنانکه در برخی از رویات وارد شده خوردن گوشت آنها و داد و ستدد و بیع و شراء آنها جایز نیست [۴]

تناسخ؛بمعنی انتقال روح از بدن به بدن دیگر جنین باشد در رحم مادر یا غیر جنین  چنانکه یونانیان قدیم و بودانیان هند به تناسخ معتقد بودند و میگفتند گاهی تناسخ صعودی است (که روح از بدن ضعیف به قوی) منتقل میشود و گاهی نزولی ( که روح از بدن قوی به ضعیف) و گاهی عرضی ( مساوی به مساوی )؛ ولکن علماء و حکماء و فلاسفه اسلامی بالاتفاق قول  به تناسخ را باطل میدانند و میفرمایند قول به تناسخ سبب بازگشت فعلیت به قوه میشود و سبب اجتماع دو نفس در یک بدن که هر دو باطل است .

قد روی عن الامام رضا سلام الله علیه : «من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم مکذب بالجنه والنار».[۵]امام هشتم سلام الله علیه فرمود هر کس به تناسخ قائل (معتقد) باشد او به خدای سبحان کافر شده است و بهشت و دوزخ را تکذیب نموده است . و باید دانست که تناسخ با تجسم اعمال فرق دارد اولی باطل و دومی صحیح است چنانکه خدای سبحان می فرماید : {یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا ۗ وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ}[۶]{ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}[۷] در سوره مبارکه می فرماید { فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ}[۸] روز قیامت انسان عمل ید خویش را میبیند ؛ آن عمل مجسم میشود اعمال شایسته و خوب به صورت نعمت ها و اعمال ناشایسته بصورت عذاب مجسم میشوند . والله العالم

آن سخن های چو مار و گژ دمش          مار و کژدم گردد و گیرد دمش

آنچه دارد در دل از مکرو رموز              پیش ما پیدا بود مانند روز

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] سوره مبارکه کهف آیه ۴۷

[۲] سوره مبارکه بقره آیه ۶۵

[۳] سوره مبارکه مائده آیه ۶۰

[۴] وسائل الشیعه ج ۲۴ ص ۱۰۴- ۱۱۲ ؛ مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۱۶۶ – ۱۷۳

[۵] وسائل الشیعه ج ۲۸ ص ۳۴۱ – عیون اخبارالرضاء ج ۱ ص ۲۱۸

[۶] سوره مبارکه آل عمران آیه ۳۰

[۷] سوره مبارکه بقره آیه ۲۰۷

[۸] سوره مبارکه زلزال آیه ۷- ۸

بازدیدها: ۲۲