دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

حمزه سیدالشهدا کیست؟

گریه ی پیامبر(صل الله علیه و آله) بر حمزه سیدالشهدا

پس از پایان نبرد، رسول خدا(ص) سراغ حمزه را گرفت. اصحاب از شهادت حمزه به پیامبر خبر دادند. پیامبر(ص) شخصى را فرستاد تا پیکر او را شناسایى کند. او رفت و جنازه ی حمزه را یافت، اما وقتى دید بدن وى را تکه تکه کرده اند، نتوانست این خبر را به پیامبر برساند. درنتیجه، نزد پیامبر نیامد. پس از مدتى انتظار، رسول خدا(ص) حضرت على(ع) را فرستاد. امیرمؤمنان، على(ع) نیز با دیدن آن صحنه ی دل خراش نتوانست خبر را به پیامبر بدهد. پس رسول خدا(ص) خود به جست و جوى بدن عمویش، حمزه پرداخت. وقتى بالاى سر وى رسید و آن منظره را دید، اشک از چشمانش فروریخت و در سوگ او بسیار اندوهگین شد. آن گاه با یک دنیا غم فرمود: «هرگز در موقعیتى نبوده ام که به اندازه ی امروز مرا به خشم آورده باشد. پس چنانچه خداوند مرا بر قریش چیره کند، [به جاى حمزه] هفتاد تن از مردان آنان را خواهم کشت».(۱)
ناگاه جبرئیل از سوی خداوند چنین وحى آورد: وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِّلصَّابِرینَ؛(۲) «اگر به مجازات مى رسانید، درست همان گونه باشد که مجازات شده اید و اگر صبر کنید، این براى صبرکنندگان بهتر است».
و پیامبر که رحمهٌ للعالمین است، بى درنگ فرمود: «اى پروردگارم، صبر مى کنم».(۳) سپس به پیکر مثله شده ی حضرت حمزه روى کرد و چنین فرمود: «اى حمزه، ای عموى رسول خدا، اى شیر خدا و شیر رسولش، کارت نیکو بود و سختى ها را برطرف ساخت. تو از حریم رسول خدا حمایت و دفاع مى کردی؛ تا آنجاکه جانت را براى اسلام فدا ساختى. اینک در بهشت برین، در جوار رحمت حق قرار داری. اینک به خشنودى خدا دست یافته و جاودانه سعادتمند شده اى».(۴)
آن گاه ردایى را که بر دوش داشت، روى جسد حمزه افکند. آن ردا بر قامت حمزه کوتاه بود؛ به گونه اى که اگر سرش را مى پوشاند، پاهایش بیرون مى ماند و اگر پاها را می پوشاند، سر مبارکش نمایان مى شد. پس به ناچار ردا را بر سر حمزه کشید و پاهایش را با گیاهان بیابان پوشاند. سپس فرمود: «اگر نه آن بود که صفیه (خواهر حمزه) محزون مى شد، یا این عمل پس از من سنت مى شد، همانا جسد حمزه را میان صحرا مى گذاشتم که درندگان و مرغان هوا او را بخورند تا در روز قیامت از شکم آنان محشور شود؛ زیرا مصیبت هرچه بزرگ تر باشد، ثوابش بیشتر است».(۵)
این فاجعه به اندازه اى بزرگ بود که پیامبر(ص) عمه ی بزرگوار خویش، صفیه را از دیدن جنازه ی برادرش که زنان مشرک، آن را بازیچه ی هوس هاى خود قرار داده و مثله کرده بودند، بازداشت. وقتى صفیه دختر عبدالمطلب، به میدان نبرد آمد تا جنازه ی برادرش را ببیند، رسول خدا(ص) به پسرش، زبیربن عوام فرمود: «به سراغش برو و او را برگردان تا آنچه بر سر برادرش آمده است، نبیند». وى سراغ مادر رفت و گفت: «مادرم! رسول خدا(ص) به تو فرمان مى دهد که بازگردى». او گفت: «چرا مرا بازگرداند، درحالى که خود مى دانم که برادرم مثله شده و این در راه خداست، و ما چه بسیار بر این امر خشنود و بردباریم و ان شاءالله صبر و خویشتن داری نشان خواهم داد».
پس زبیر نزد رسول خدا(ص) بازگشت و آن حضرت را از آنچه مادرش گفته بود، آگاه ساخت. رسول خدا(ص) فرمود: «راه او را باز بگذارید». بدین ترتیب، صفیه کنار جسد برادر آمد، بدان نِگریست و گریست؛ بر آن نماز گزارد؛ کلمه ی استرجاع بر زبان آورد و برایش آمرزش طلبید.(۶)
پیامبر نیز دردمندانه گریست. سپس برای حمزه مغفرت طلب کرد و فرمود: «اى حمزه! هرگز چنین مصیبت زده نخواهم شد و داغ مصیبت هیچ کس چون مصیبت تو نیست».(۷)
سپس پیامبر به صفیه رو کرد و فرمود: شاد باش که جبرئیل مرا خبر داده حمزه را در هفت آسمان، اسدالله و اسد رسوله (شیر خدا و شیر رسولش) خواندند».(۸)

h.hamze-1

وداع با پیکر حمزه سیدالشهدا

رسول خدا(ص) وقتى پیکر غرقه به خون حضرت حمزه را در میدان احد دید، عباى خویش را بر روى وی افکند و براى آخرین بار با پیکر حمزه سیدالشهدا وداع کرد. قرار بر آن شد که شهدا را در همان محل نبرد، در دامنه ی کوه أحد به خاک سپارند. پیامبر اسلام، نخست بر پیکر حمزه نماز خواند. سپس پیکر پاک دیگر شهیدان را یک به یک کنار جسد حمزه گذاشت و بر آنان نماز خواند.
بنابراین، بر پیکر مبارک حضرت حمزه به اندازه ی شهداى احد، هفتاد نماز خوانده شد و این افتخار بزرگ براى حمزه سیدالشهدا بود. هنگام دفن شهدا، پیامبر خدا حمزه را با پیکر پاره پاره، در همان لباس هاى خون آلودش به خاک سپرد و پیش از دفن، رداى خویش را بر او پیچید. به توصیه ی پیامبر، شهیدانى را که باهم دوست بودند، در یک قبر دفن کردند. حضرت، حمزه را نیز با عبدالله بن جحش، خواهرزاده ی حمزه که به یکدیگر بسیار محبت داشتند، در یک قبر گذاشت.(۹)

سوگوارى براى حمزه سیدالشهدا

پس از پایان نبرد اُحد، وقتى رسول خدا(ص) از کوچه هاى مدینه مى گذشت، مردم را دید که براى عزیزان شهید خود سوگوارى مى کنند. قلب پیامبر از دو غم مى سوخت، نخست شهادت مجاهدان اُحد و سپس غربت حمزه سیدالشهدا و این غم، زمانى که دید کسى براى حمزه عزادارى نمى کند بیشتر شد. وقتى انصار به ناراحتى رسول خدا پى بردند، خانواده هاى خود را به خانه ی حمزه فرستادند تا براى او عزادارى کنند. ازآن پس، میان عرب رسم شد که وقتى مصیبتى بر آنان وارد مى شد، نخست بر جناب حمزه نوحه مى خواندند؛ سپس بر مصیبت خویش مى گریستند.(۱۰)

حمزه سیدالشهدا؛ سواره ی محشر

پیامبر اکرم(ص) درباره ی حمزه مى فرماید: «یکى از کسانى که در روز قیامت سواره وارد محشر مى شود، عمویم حمزه است. شیر خدا و شیر رسولش که سواره بر ناقه ی «عضبا»(۱۱) مى آید».(۱۲)
زیدبن ارقم از پیامبر(ص) شنیده است که به على(ع) مى فرماید: «تو امام و جانشین پس از منی و دو پسرت نیز امام و سید جوانان بهشت اند. سپس از فرزندان حسین(ع) نه تن امام معصوم اند و قائم ما اهل بیت از آنان است. اى على، در صحنه ی اى از قیامت، هیچ کس به جز ما چهار تن سواره نیست».
مردى از انصار پرسید: «آنان چه کسانى اند؟»
حضرت فرمود: «من که بر داب? الله، یعنى براق سوارم. برادرم صالح که بر ناق? الله، همان که دست و پایش را بریدند، سوار است. عمویم حمزه که بر ناقه ی عضبا، سوار است و برادرم على که بر ناقه اى از ناقه هاى بهشت سوار است».(۱۳)
در حدیثى دیگر چنین آمده است:
على(ع) در آن روز بر ناقه اى از ناقه هاى بهشت سوار است و دو حُله از نور بر تن دارد که یکى را بر دوش افکنده و دیگرى را به خود پیچیده است. او درحالى که پرچم حمد را به دست چپ گرفته، به سوى بهشت مى راند؛ اما بدین سان: حمزه در سمت راست، جعفر در سمت چپ، فاطمه از پیش روی و حسن و حسین در فاصله ی میان على و فاطمه استقرار یافته اند. در این هنگام، نداکننده ای در فضاى بى کران قیامت ندا مى دهد: کجایند دوستان و کجایند دشمنان؟ این على بن ابى طالب است که همراه کتابش در دست راست، آهنگ بهشت دارد.(۱۴)

پرچم الله اکبر در دست حمزه سیدالشهدا

پیامبر(ص) جایى دیگر، در شأن و عظمت مقام حمزه سیدالشهدا هنگام قیامت مى فرماید:
روز قیامت چهار پرچم به من داده مى شود: پرچم حمد را خود به دست می گیرم؛ پرچم «لا اله الا الله» را به دست على(ع) مى دهم و او پیشاپیش گروهى از مردم که پس از اندکى حساب وارد بهشت مى شوند، قرار مى گیرد؛ پرچم «الله اکبر» را به دست عمویم حمزه مى سپارم و او پیشایش گروهى دیگر قرار مى گیرد؛ و پرچم «سبحان الله» را به دست جعفر مى سپارم. پشت سر او نیز عده اى دیگر خواهند ایستاد. آن گاه در برابر امت خویش مى ایستم تا از آنان شفاعت کنم.(۱۵)

شفاعت حمزه سیدالشهدا در قیامت

رسول خدا(ص) فرمود:
روز قیامت گروه بسیارى از مردم کنار پل صراط دیده مى شوند که شمار آنان را کسى جز خداوند نمى داند. اینان همه دوستداران حمزه اند و بسیارى از آنان گنهکار و خطاکارند. در آن روز، على(ع) نیزه اى را که به وسیله ی آن، حمزه در دنیا با دشمنان خدا مى جنگید، به او داده، مى گوید: «اى عموى رسول خدا، با نیزه ات آتش دوزخ را از برابر دوستانت دور ساز؛ چنان که در دنیا دشمنان خدا را از دوستان خدا دور مى ساختى».
حمزه سیدالشهدا نیزه را گرفته، پیکان آن را در دیوارى از آتش که بین دوستانش و راه بهشت (صراط) حایل شده است، قرار مى دهد. سپس یک باره آن را از جاى برکنده، دیوار آتشین را به اندازه ی مسیرى پانصدساله کنار مى زند. آن گاه به کسانى که در دنیا دوستدار و رهروانش بوده اند، مى گوید: «با آسودگى خیال و امنیت کامل از صراط بگذرید. سپس به گونه اى که آتش از ایشان فاصله گرفته و هراس و ترس قیامت از آنان دور شده است، همگى با احساس سرفرازى و پیروزى به بهشت وارد مى شوند.(۱۶)

سرگذشت قاتل حمزه سیدالشهدا

وقتى که جنگ احد پایان یافت، وحشى، قاتل حمزه، بنابر قرار آزاد شد و در مکه بود تا آن گاه که رسول اکرم(ص) مکه را فتح کرد. دراین هنگام، وحشى از ترس جانش به طایف گریخت. وقتى طایف نیز به دست مسلمانان فتح شد، وحشى درپى آن بود که به شام برود و از دریا گذشته، به مکان هاى دورى برود که دیگر آوازه ی لشکر اسلام را نشنود. یکى از دوستانش گفت: «نمى توانى از چنگ سپاهیان محمد(ص) بگریزى. راه نجات تو این است که مسلمان شوى». او نیز ناگزیر نزد پیامبر(ص) آمد و شهادتین بر زبان جارى کرد.
حضرت فرمود: «تو وحشى نیستى؟» عرض کرد: «چرا، من وحشى هستم». فرمود: «چگونه حمزه را کشتى؟» وحشى عین جریان را بازگفت. پیامبر متأثر شد و فرمود: «تا زنده ای روی تو را نبینم؛ زیرا مصیبت جان گداز عمویم، حمزه به دست تو انجام شده است».
وحشى تا زمان ابوبکر ظاهر نشد و در حکومت او، هنگام جنگ با «مسیلمه ی کذاب» حربه اى به سوی او پراند و وى را کشت. مسلمانان از قتل مسیلمه خوش حال شدند. وحشى مى گفت: «بهترین خلق را من کشتم و بدترین خلق را نیز من کشتم!»(۱۷)
شرکت وحشى در نبرد مسیلمه، مطلبى است که خودش ادعا مى کند، ولى ابن هشام مى گوید: «وحشى در پایان عمر به سان زاغ سیاهى بود که براثر شراب خوارىِ پیوسته، مسلمانان از او متنفر بودند. در زمان خلافت عمر، چندین بار شراب خورد و او را حد زدند. سرانجام نیز از ترس مجازات، متوارى شد. براثر عمل هاى ناشایست نامش را در دفتر ارتش خط زدند و عمر خطاب مى گفت: «قاتل حمزه نباید در سراى دیگر رستگار شود».(۱۸)
او در زمان خلافت معاویه، پیرى خرفت و کودن شده بود و به سبب شراب خوارى، مسلمانان از او متنفر بودند.(۱۹)

زیارت مزار حضرت حمزه سیدالشهدا

پس از جنگ احد و شهادت حمزه و جمعى از رزمندگان اسلام، مدفن آن شهیدان زیارتگاه مؤمنان شد. رسول اکرم(ص) مردم را به زیارت شهدا، به ویژه حمزه سیدالشهدا توصیه کرد. خود حضرت نیز به زیارت آنان مى رفت و بر ایشان چنین سلام مى داد: السّلامُ عَلیکم بِما صَبَرتُم فَنِعم عَقُبَى الدّار؛(۲۰) «سلام بر شما، به سبب صبر و مقاومتى که کردید. پس خانه ی آخرت چه جایگاه خوبى است».
در نقلى دیگر آمده است که رسول خدا(ص) در زندگى به زیارت قبر حمزه سفارش فرمود و خود را به قبر حمزه و شهدا مى چسبانید. فاطمه(س) نیز پس از وفات آن حضرت، صبح نزد قبر حمزه مى رفت و شامگاه باز می گشت. مسلمانان نیز براى زیارت و هم نشینی او، نوبت مى گذاشتند.(۲۱)
بانوى بزرگوار اسلام، حضرت فاطمه ی زهرا(س)، افزون براینکه قبر حمزه را تعمیر مى کرد، دو یا سه روز یک بار و روزهای جمعه به زیارت قبر حمزه شهید مى رفت و بر سر مزار او عزادارى مى کرد.(۲۲)
امام باقر(ع) فرمود: «فاطمه(س) هر صبح شنبه به سوى قبور شهدا مى رفت و بر سر قبر حمزه حاضر مى شد و براى او رحمت و مغفرت طلب مى کرد».(۲۳)
مزار حمزه، کانون معرفت و میعادگاه کسانى بود که مى خواستند با خون شهدا پیمان ببندند و وفادارى خود را به پیامبر(ص) و اسلام ابراز کنند. پیامبر همچنین به زیارت قبر حمزه سفارش کرده و فرموده است: مَنْ زارنى ولَم یَزُرْ عمّى حمزه فقد جفانى؛(۲۴) «کسى که مرا زیارت کند، ولى عمویم حمزه را زیارت نکند، بر من جفا کرده است».
آورده اند که تسبیح فاطمه ی زهرا(س)، از نخ هاى پشمى بافته شده اى بود که به شمار تکبیرها، بر آن گره زده شده بود. آن حضرت، آنها را با دست مى گرداند و تکبیر و تسبیح مى گفت. پس از شهادت حمزه بن عبدالمطلب، فاطمه(س) از تربت او (خاک قبرش) تسبیح ساخت و با آن ذکر مى گفت. مردم نیز در این کار به آن حضرت تأسى کردند.
اما زمانى که امام حسین(ع) به شهادت رسید، این کار با تربت آن حضرت انجام شد و مردم نیز از این تربت استفاده کردند؛ زیرا بهتر بود و مزیت هاى بیشترى داشت.(۲۵)

حمزه سیدالشهدا از دیدگاه امام على(ع)

پس از آنکه حمزه مسلمان شد، بعد از برادرش، ابوطالب، یگانه حامى اسلام بود. مشرکان مکه از او بیم داشتند و دامنه ی آزار خود را تا اندازه اى محدود کردند.
حمزه از دلدادگان واقعى اسلام و پیامبر بود و در همه ی لحظه ها، جانانه از حریم اسلام حمایت کرد. حتى اگر زنده مى ماند، در تحکیم ولایت امیرمؤمنان امام على(ع) و دفاع از او، نقش مؤثرترى ایفا مى کرد. چنان که امام على(ع) در روزگارى که خلافت غصب شده بود، پیوسته مى فرمود: والله لو کان حمزه ی و جعفر حیین ما طمع فیها ابوبکر؛ «به خدا سوگند، اگر حمزه و جعفر زنده بودند، ابوبکر به خلافت طمع نمى کرد».(۲۶)
سدیر صدفى مى گوید:
نزد امام صادق(ع) بودیم. از وضع و حال مردم پس از رسول خدا(ص) و کم اعتنایی آنان به امام على(ع) سخن به میان آمد. مردى به امام عرض کرد: «پس درآن هنگام، شکوه و عزت و بسیارى بنى هاشم چه شد؟ افرادشان کجا بودند که از وى حمایت کنند؟»
حضرت فرمود: «از بنى هاشم کسى باقى نمانده بود، و جعفر و حمزه نیز در آن زمان از دنیا رفته بودند. با علی(ع)، عباس و عقیل باقى مانده بودند. به خدا سوگند، اگر حمزه و جعفر بودند، آنان به هدف و مقصودشان نمى رسیدند».(۲۷)
هنگامى که بیعت عمروعاص را با معاویه در مصر به امام على(ع) گزارش دادند، آن جناب به یاد حمزه و جعفر افتاد و اشعارى انشا فرمود، که ازجمله ی آنها این سه مصراع است: لو عندى یابن حرب جعفرا، او حمزه القوم الهمام الازهرا، رات قریش نحم لیل ظهرا؛ «اى فرزند حرب (معاویه)! اگر جعفر و حمزه بزرگوار و با آن شخصیت تابناک نزد من بودند، قریشیان درخشش ستاره ی شب را مى دیدند» (کنایه از اینکه درمیان تاریکى هاى جهل، نور هدایت خلیفه ی واقعى را جسته، دشمنان را منکوب مى کردند).
روزى فردى یهودى نزد امام على(ع) به معجزه هاى پیامبران، پیروزى شان در پشت سر نهادن سختى ها و گرفتاری ها، صبر و طاقتشان هنگام روی آوردن بلاها، پایدارى شان دربرابر انواع مصائب و بى وفایى امتها و… اشاره کرد و از حضرت خواست مانند آنها را درباره ی پیامبر اسلام(ص) بیان کند. امام على(ع) فرمود:
… سخن همان است که گفتى. اما به ابراهیم(ع)، پس از بر خاک نهادن فرزندش براى قربانی، فدایى اعطا شد؛ درحالى که بر محمد(ص)، مصیبتى دردناک تر از این فرود آمد. آن زمان که در پایان جنگ احد بر سر پیکر بى جان حمزه، آن شیر خدا و شیر رسولش و یاور دین خدا که جدایى شان همچون جدایى بین روح و جسم بود، ایستاد. اما نه اشکى ریخت و نه سوز درونش را آشکار ساخت. حتى به مقام و منزلت حمزه در قلب خود و خاندانش ننگریست، تا خداى خود را همه حال در نهایت صبر و تسلیم راضى کند.
و پس از آن، چنین فرمود: «اگر صفیه، خواهر حمزه غمگین نمى شد، جسدش را در بیابان رها مى کردم تا در قیامت از شکم حیوانات درنده و مرغان شکارى محشور شود، و اگر این امر پس از من سنت نمى شد، به یقین آن را انجام مى دادم».(۲۸)

حمزه سیدالشهدا در احادیث معصومان(ع)

امیرمؤمنان(ع) در بستر شهادت و پس از وصیت خود به امام حسن مجتبى(ع) مبنى بر چگونگى غسل و خاک سپارى اش، در لحظه هاى واپسین، چنان چشم مى گشاید که گویا هیچ اثرى از بیمارى در وجود مبارکش نیست و آن گاه چنین مى فرماید: «این رسول خدا(ص) است و عمویم حمزه و برادرم جعفر که همراه دیگر یاران پیامبر چنین ندایم مى دهند: بشتاب و قدم در جمع ما بگذار که بسیار مشتاق دیدارت هستیم».(۲۹)
هنگامى که آثار سم در بدن مبارک امام حسن مجتبى(ع) آشکار شد، آن حضرت فرمود:
«ما از خداییم و به سوى او بازمى گردیم. سپاس و ستایش خداوندى که دیدار محمد، سید پیامبران، پدرم سید اوصیا، مادرم سیده ی زنان دو عالم، عمویم جعفر طیار و حمزه سید شهیدان را نصیبم فرمود».
در این زمان امام حسین(ع) وارد شد و فرمود: «اى برادر، حالت را چگونه مى بینى؟»
فرمود: «در واپسین روز از دنیا و نخستین روز از آخرت تنها نگرانى ام دورى از تو و خواهرم است و سپاسگزارم از محبتى که خداوند به من فرموده؛ زیرا به زودى رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان، فاطمه، جعفر و حمزه را دیدار مى کنم».(۳۰)
امام سجاد(ع) به عبیدالله پسر عباس بن على(ع) نظر افکند و دیدگانش اشک بار شد و فرمود: «هیچ روزى سخت تر از روز احد براى رسول خدا(ص) نبود که عمویش حمزه بن عبدالمطلب، شیر خدا و شیر رسولش کشته شد. پس از آن روز جنگ موته بود که پسرعمویش جعفربن ابى طالب را کشتند، و البته هیچ روزى همچون روز عاشوراى حسین(ع) نیست».(۳۱)
باز از امام سجاد(ع) نقل شده که فرمود: «تعصب هیچ کس به جز تعصب حمزه بن عبدالمطلب مستوجب بهشت نمى شود».(۳۲)
زینب کبرى(س) پس از شهادت امام حسین(ع)، آن زمان که کاروان اسرا را از کنار گودال قتلگاه مى گذراندند، با دلى سوخته فریاد برآورد: «اى محمد، ای جد بزرگوارم، این حسین توست که در خون خود غلتیده و این گونه بر زمین افتاده است؛ درحالى که بندبند استخوان هایش از هم گسسته و دخترانش را به اسیرى مى برند. من نزد خداوند و محمد مصطفى(ص) و على مرتضى و فاطمه ی زهرا و حمزه سیدالشهدا، از این همه ستم شکایت مى کنم».(۳۳)

مباهات و افتخار ائمه ی اطهار(ع) به حمزه سیدالشهدا

۱. امام على(ع) در اثبات برترى خود در جلسه ی شورا، خطاب به اعضاى آن فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آیا میان شما کسى به جز من هست که عمویش سیدالشهدا (حمزه) باشد؟» گفتند: «به خدا سوگند، نه».(۳۴)
۲. معاویه براى امیر مؤمنان على(ع) نامه اى نوشت و در آن، افتخارهاى خود را یادآور شد.
امام على(ع) پس ازاینکه فرمود: «آیا پسر هند جگرخوار بر من فخر مى فروشد»، به عبیدالله بن ابى رافع گفت در پاسخ او چنین بنویسد: «محمد، فرستاده ی خدا برادر من است و ما از یک اصل و ریشه ایم. حمزه سیدالشهدا عموى من است. جعفر، آن که هر صبح و شام با ملایکه پرواز مى کند، برادر من است. دختر محمد که گوشت و خونمان به هم آمیخته است، همسر و هم نشین من است و نوادگان احمد فرزندان من اند و هیچ کس بهره اى چنین ندارد».(۳۵)
امام على(ع) پس از جنگ جمل، در نامه اى افزون بر افشاى ادعاهاى دروغین معاویه، به نامه ی وی این گونه پاسخ داد:(۳۶)
پس از یاد خدا و درود! نامه ی شما رسید که در آن نوشتید خداوند، محمد را براى دینش برگزید و با یارانش او را تأیید کرد. راستى، روزگار چه چیزهاى شگفتى از تو بر ما آشکار کرده است. تو مى خواهى ما را از آنچه خداوند به ما عنایت فرمود، آگاه کنى و از نعمت وجود پیامبر، باخبرمان سازى؟ داستان تو داستان کسى را ماند که خرما به سرزمین پرخرماى «هجر» بَرد یا استاد خود را به مسابقه دعوت کند! و پنداشتى که برترین انسان ها در اسلام فلان کس و فلان شخص است؟(۳۷)
چیزى را یاد آورده اى که اگر اثبات شود، به تو هیچ ارتباطى ندارد و اگر دروغ نیز باشد به تو مربوط نمى شود. تو را با انسان هاى برتر و غیربرتر، سیاست مدار و غیرسیاست مدار چه کار است؟ اسیران آزادشده(۳۸) و فرزندانشان را چه رسد به تشخیص امتیازات میان مهاجران نخستین و ترتیب درجات، شناسایى منزلت و مقام آنان؟ هرگز! خود را در چیزى قرار مى دهى که از آن بیگانه اى. حال کار به اینجا کشید که محکوم، حاکم باشد؟
اى مرد! چرا بر سر جایت نمى نشینى، و کوتاهى کردن هایت را به یاد نمى آورى، و به منزلت عقب مانده ات بازنمى گردى؟ برترى ضعیفان و پیروزى پیروزمندان در اسلام به تو چه ارتباطى دارد؟ تو همواره در بیابانِ گمراهى، سرگردان و از راه راست روى گردانى!
آنچه مى گویم براى آگاهاندن تو نیست، بلکه براى یادآورى نعمت هاى خدا مى گویم. آیا نمى بینى جمعى از مهاجر و انصار در راه خدا به شهادت رسیدند و هرکدام فضیلتى داشتند؟
آن گاه که شهید ما، حمزه، شربت شهادت نوشید، او را سیدالشهدا خواندند و پیامبر در نماز بر پیکرش به جاى پنج تکبیر، هفتاد تکبیر گفت؟
آیا نمى بینى؟ گروهى که دستشان در جهاد قطع شد و هرکدام فضیلتی داشتند، اما چون بر یکى از ما ضربتى وارد شد و دستش قطع گردید، طیارش خواندند(۳۹) که با دو بال در آسمان بهشت پرواز مى کند؟ و اگر خدا نهى نمى فرمود که مرد، خود را بستاید، فضایل فراوانى را برمى شمردم که دل هاى آگاه مؤمنان آن را مى شناسد و گوش هاى شنوندگان با آن آشناست.
معاویه! از این ادعاها دست بردار که تیرت به خطا رفته است. همانا ما دست پرورده و ساخته ی پروردگار خویشیم و مردم تربیت شدگان و پرورده هاى مایند. اینکه با شما طرح خویشاوندى ریختم- ما از طایفه ی شما همسر گرفتیم و شما از طایفه ی ما همسر برگزیدید و برابر شما رفتار کردیم- عزت گذشته و فضیلت پیشین را از ما بازنمى دارد.
شما چگونه با ما برابرید، درحالى که پیامبر از ماست و دروغ گوى رسوا از شما.(۴۰) حمزه شیر خدا (اسدالله) از ماست و ابوسفیان (اسدالاحلاف) از شما. دو سید جوانان اهل بهشت از ما، و کودکان در آتش افکنده شده از شما.(۴۱) بهترین زنان جهان(۴۲) از ما، و زن هیزم کش دوزخیان(۴۳) از شما…».(۴۴)
امام حسن مجتبی(ع) خطاب به معاویه و گروهى از اطرافیانش فرمود: «تو را سرزنش نمى کنم از اینکه به پدرم، على(ع)، ناسزا بگویى؛ زیرا او در یک مبارزه ی تن به تن برادرت را کشت و در کشتن جدت نیز با حمزه همراهى کرد تا اینکه خداوند آن دو را به دست این دو روانه ی آتش دوزخ ساخت و عذاب دردناک را به ایشان چشاند».(۴۵)
امام حسین(ع) در روز عاشورا به لشکر عمر سعد فرمود: «شما را به خدا سوگند، آیا مرا مى شناسید؟» گفتند: «آرى، تو پسر دختر رسول خدایى!» حضرت فرمود: شما را به خدا سوگند مى دهم، آیا مى دانید جد من فرستاده ی پروردگار است؟ شما را به خدا سوگند مى دهم، آیا مى دانید مادرم، فاطمه، دختر محمد است؟ شما را به خدا سوگند، آیا مى دانید که حمزه سیدالشهدا عموى من است؟»
در جای دیگر، به لشکریان ابن زیاد فرمود:
… نسب مرا بگویید و بنگرید که من کیستم. آن گاه به درون خود بازگردید و بر او خشم گرفته، ملامتش کنید که آیا کشتن و نادیده گرفتن حرمت مرا جایز مى داند؟
آیا من فرزند پیامبر شما و فرزند جانشین و پسرعمویش نیستم که نخستین ایمان آورنده و تصدیق کننده ی رسول خدا(ص) بود؟
آیا حمزه سیدالشهدا عموى پدر من نیست؟
آیا جعفر طیار که با دو بال در بهشت پرواز مى کند، عموى من نیست؟(۴۶)

زیارتنامه ی حضرت حمزه سیدالشهدا

السَّلامُ عَلیْک یا عَمَّ رَسُولِ الله وَخَیْرَ الشُّهداءِ؛ «سلام بر تو، ای عموی رسول خدا(ص)، درود بر تو اى برترین شهیدان».
السَّلامُ عَلیْک یا اَسَدَ اللهِ وَاَسَدَ رَسُولِه؛ «سلام بر تو ای شیر خدا و شیر پیامبرش».
اَشهَدُ اَنَّک قَدْ جاهَدتَ فی اللهِ حَقَّ جهادِه وَنَصَحْتَ لِلّهِ وَلِرَسُولِه؛ «گواهى مى دهم که تو در راه خدا جهاد کردى؛ آن گونه که حق جهاد بود و خیرخواهى کردى براى خدا و رسولش».
وَجُدتَ بِنَفْسِک وَطَلَبْتَ ما عَنْدَاللهِ وَرَغِبْتَ فِیما وَعَدَاللهِ؛ «تو فداکارى و ازخودگذشتگى کردى و آنچه نزد خدا بود خواستى و به آنچه نزد اوست رغبت نشان دادى».
دراین هنگام، باید روى به قبله ایستاد و دو رکعت نماز زیارت خواند. سپس به قبر نزدیک شد و گفت:
اللّهمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَاهل بیتهِ؛ «پروردگارا بر محمد و اهل بیت او درود بفرست».
اللّهمَّ اِنّی تَعَرَّضْتُ لِرَحْمَتِک بِلُزُومِی لِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّک(ص)، لِیُجِیرَنِی مِنْ نِقْمَتِ فِی یَوْمٍ تَکثُرُ فِیهِ الأصْواتُ وَتَشْغَلُ کلُّ نَفْسٍ بِما قَدَّمَتْ وَتُجَادِلُ عَنْ نَفْسِها؛ «پروردگارا! من با پیوستن به قبر عموى پیامبرت به رحمت تو چنگ زدم. تا اینکه پناهم دهد، از رنج و سختى و عذاب آن روزی که فریادها بسیار است و هرکس به خود و آنچه پیش فرستاده سرگرم بوده، با خود در ستیز است».
فَإنْ تَرْحَمْنِی الْیَوْمَ فَلا خَوفٌ عَلَیَّ وَلا حُزْنٌ؛ «پس اگر امروز بر من ترحم کنى، نه مى ترسم و نه غمگین خواهم بود».
وَ إن تُعَاقِبْ فَمَولیً لَهُ القُدْرَهُ عَلَی عَبْدِهِ؛ «و اگر کیفرم دهی و مجازاتم کنى، تو مولایى و بر بنده ات قدرت دارى».
وَلا تُخَیِّبْنی بَعْدَ الیَوْمِ وَلاتَصْرِفْنی بِغَیْرِ حاجَتِی؛ «بنابراین، از امروز به بعد ناامیدم نگردان و مرا حاجت روانشده برمگردان».
فَقَد لَصِقْتُ بِقَبْرِ عَمِّ نَبِیِّک وَتَقَرَّبْتُ بِهِ اِلَیک ابْتِغاءَ مَرْضَاتِک وَرَجآءَ رَحْمَتِک؛ «بدون شک با نزدیک شدن به قبر عموى پیامبرت و نزدیکى به او، در جست وجوى رضاى تو هستم و به رحمت تو امید دارم».
فَتَقَبَّلْ مِنِّی وَعُدْ بَحِلمِک عَلَی جَهْلِی وَ بَرَأْفَتِک عَلَی جَنایهِ نَفْسِی فَقَدْ عَظُمَ جُرْمِی؛ «پس از من بپذیر، و با بردبارى ات از نادانى ام درگذر، و با مهربانى ات از گناهم چشم بپوش؛ زیرا خطا و لغزشم بسیار است».
وَما اَخافُ أنْ تَظْلمَنی ولکنْ أخافُ سُوءَ الحساب فانْظُرْ الْیَومَ تَقَلُّبِی عَلَی قَبرِ عَمِّ نَبِیِّک؛
«البته از اینکه بر من ستم روا دارى نمى ترسم، بلکه از بدحسابى خودم در هراسم. پس امروز دگرگونى حالم را بر قبر عموى پیامبرت بنگر».
فَبِهِما فُکنَّی مِنَ النّارِ وَلاتُخَیِّبْ سَعْیِی وَلا یَهُونَنَّ عَلَیْک ابْتِهالِی وَلاتَحْجُبَنَّ عَنْک صَوتِی وَلا تَقْلِبْنِی بِغَیْرِ حَوائِجی؛ «و به سبب گرامیداشت آن دو بزرگوار، از آتش دوزخم برهان، و در سعى و کوشش نا امیدم مساز. کارى کن که ناله و زارى ام به درگاهت بى مقدار و کم ارزش نباشد. صدایم از تو محجوب نشود، و مرا حاجت روانشده بازنگردان».
یا غِیاثَ کلِّ مَکرُوبٍ وَمَحْزُونٍ وَیا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَلْهُوفِ الْحَیْرانِ الْغَرِیقِ الْمُشرِفِ عَلَی الْهَلَکهِ؛ «اى فریادرس هر گرفتار غم دیده! اى گشایش دهنده ی هر دادخواه سرگردان غریق شده ی مشرف به هلاکت».
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَانظُرْ اِلَیَّ نَظْرَهً لا اَشقی بَعْدَها اَبَداً وَارْحَمْ تَضَرُّعِی وَعَبْرَتِی وَانْفِرادِی؛ «درود فرست بر محمد و آل محمد و به من بنگر؛ نگریستنى که پس ازآن هرگز شقاوت و بدبختى نباشد و ترحم نما بر زارى ام و اشکم و تنهایى ام».
فَقَدْ رَجَوْتُ رِضاک وَتَحَرَّیْتُ الخَیْرَ الَّذی لایُعْطِیهِ اَحَدٌ سِواک فَلا تَرُدَّ اَمَلِی؛(۴۷) «به یقین که رضا و خشنودى تو را امیدوارم و به خیرى از سوى تو دل بسته ام که جز خودت کسى آن را نمى بخشد. پس آرزویم را برآورده ساز».

=====================

پی نوشت ها :

۱- مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۴۹۴. به نقل از تفسیر عیاشی و در المنثور ذیل آیه ی ۱۲۶ سوره نحل.
۲- نحل(۱۶)، ۱۲۶.
۳- عبد علی بن جمعه حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۹۵، ح۲۶۸.
۴- سیدمحسن الأمین العاملی، اعیان الشیعه، ج۶ ص۲۴۶.
۵- همان؛ ابومنصور احمدبن علی بن ابی طالب طبرسی، الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج۱، ص۴۶۹، ۴۷۰.
۶- ابن کثیر الحنبلی، البدایه والنهایه، ج۴، ص۴۲.
۷- سیدمحسن الأمین العاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۲۴۶.
۸- ابوعبدالله محمدبن عمر الواقدی، المغازی، تحقیق مارسدن جونز، ج۱، ص۲۹۰.
۹- محمدبن جریر الطبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۲۰۸.
۱۰- سیدمحسن الأمین العاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۲۴۶.
۱۱- ناقه به معنای شتر ماده، و عضبا نام شتر رسول خدا(ص) بوده است.
۱۲- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۷۳.
۱۳- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۱۹، ۳۲۰؛ ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، الخصال، ج۱، ص۲۰۳، ۲۰۴.
۱۴- عمادالدین طبری، بشاره المصطفی، ص۱۵۹.
۱۵- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۰، ص۶۵؛ فرات بن ابراهیم بن فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص۵۴۷، ۵۴۸.
۱۶- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص۲۸۱.
۱۷- عزالدین ابوالحسن علی بن محمدبن الأثیر، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۵، ص۸۳.
۱۸- ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقاء و…، ج۲، ص۶۹-۷۲.
۱۹- ابن کثیر الحنبلی، البدایه والنهایه، ج۴، ص۲۵.
۲۰- ابوعبدالله محمدبن عمر الواقدی، المغازی، تحقیق مارسدن جونز، ج۱، ص۳۱۳.
۲۱- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۴۲، به نقل از: محمدبن محمدبن نعمان الشیخ المفید، فصول المختاره، ص۱۳۲.
۲۲- عباس بن محمدبن محمدرضا قمی، سفینه البحار، ج۱، ص۳۳۷.
۲۳- شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱، ص۴۶۵.
۲۴- عباس بن محمدرضا قمی، سفینه البحار، ج۱، ص۳۳۷؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۱۹۸.
۲۵- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۸، ص۱۳۳؛ محمدبن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تصحیح و تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، ج۶، ص۴۵۵.
۲۶- سیدمحسن الأمین العاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۲۴۴؛ عباس بن محمدرضا قمی، سفینه البحار، ج۱، ص۳۳۸.
۲۷- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۵۱؛ ابوجعفرمحمدبن یعقوب کلینی، روضه کافی، ص۱۸۹. در برخی اسناد، سدیر این روایت را از امام محمدباقر(ع) نقل می کند.
۲۸- ابومنصور احمدبن علی بن ابی طالب طبرسی، الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج۱، ص۴۶۹، ۴۷۰.
۲۹- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۹۲.
۳۰- همان، ج۴۴، ص۱۴۰.
۳۱- همان، ج۲۲، ص۲۷۴؛ ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، الأمالی، ص۴۶۲.
۳۲- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۸۳؛ ابوجعفر محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۴۴۹ و ج۲، ص۳۰۸. این گفتار یادآور صحنه ای در کنار کعبه است که حضرت حمزه، در دفاع از رسول خدا(ص) خشمناک شد و در برابر اهانتی که به پیامبر شده بود، سروصورت مشرکان را با شکمبه ی شتر بیالود.
۳۳- علی بن موسی سیدبن طاووس، لهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه ی عباس عزیزی، ص۱۵۰.
۳۴- ابومنصور احمدبن علی بن ابی طالب طبرسی، الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج۱، ص۲۷۹؛ ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، الخصال، ج۲، ص۵۵۵.
۳۵- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۳۱.
۳۶- به سبب محتوای نیکوی نامه، مناسب دیدیم بخشی از آن را در اینجا بیاوریم.
۳۷- فلان و فلان یعنی ابوبکر و عمر.
۳۸- ابوسفیان و فرزندانش در روز فتح مکه تسلیم شدند، اما پیامبر ایشان را آزاد گذاشت و به آنان فرمود: اذهبوا فانتم الطلقاء؛ «بروید شما آزادید».
۳۹- جعفربن ابی طالب، برادر امام(ع) که در جنگ موته شهید شد و به جعفر طیار مشهور است.
۴۰- ابوسفیان چون قبایل گوناگون را سوگند می داد تا با رسول خدا(ص) بجنگند او را به تمسخر «شیر سوگندها» نامیدند.
۴۱- وقتی «عقبه»، از سران کینه توز قریش، در جنگ بدر دستگیر شد، هنگام کشته شدن خطاب به پیامبر گفت: «ای محمد، سرپرست فرزندان من چه کسی باشد؟» پیامبر فرمود: «النّار» (آتش جهنم). از آن پس عقبه به صبیه النّار معروف شد.
۴۲- بهترین زنان جهان حضرت زهرا(س) است؛ چنان که در حدیثی مشهور، پیامبر فرمود: انک سیده النساء العالمین.
۴۳- مراد از زن هیزم کش دوزخیان، ام جمیل، خواهر ابوسفیان، زن ابولهب و عمه ی معاویه است که همه ی طلاها و زیورآلات خود را فروخت تا برای آزار پیامبر مصرف شود.
۴۴- سید رضی(ع)، نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتی، نامه ی ۲۸.
۴۵- ابومنصور احمدبن علی بن ابی طالب طبرسی، الإحتجاج علی اهل اللجاج، ج۲، ص۳۷.
۴۶- علی بن موسی سیدبن طاووس لهوف علی قتل الطفوف، ترجمه ی عباس عزیزی، ص۱۲۱-۱۲۳؛ باقر شریف القرشی، حیاه الامام الحسین(ع)، ج۳، ص۱۸۴؛ علی نظری منفرد، قصه ی کربلا، ص۲۶۱؛ سید عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین (سالار کربلا)، ترجمه ی مرتضی فهیم کرمانی، ص۲۵۰.
۴۷- محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۹۷، ص۲۲۰.

منبع :سیدنژاد، سیدرضی؛ (۱۳۸۹)، اسوه های جاویدان: سیری در زندگانی اصحاب وفادار پیامبر اکرم(ص)، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

حمزه سیدالشهدا , سیدالشهدا ,حمزه ,حمزه عموی پیامبر ,عموی پیامبر, زیارتنامه ی حضرت حمزه , دیباجی اصفهانی ,استاد دیباجی ,سید دیباجی, دیباج ,آیت الله دیباجی, سید محمد تقی دیباجی, آیت الله دیباجی اصفهانی, مقالات دینی ,زندگی نامه حضرت حمزه, زندگی نامه حمزه,زیارتنامه ی حمزه , زیارتنامه  , دیباجی, حضرت حمزه 

بازدیدها: ۹۰۶

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

فضیلت و اعمال شب آخر ماه رمضان

شب آخر ماه: شب بسیار مبارکى است، و براى این شب چند عمل وارد است:
اعمال-رمضان
اوّل: غسل.
دوم: زیارت امام حسین علیه السّلام.
سوم: خواندن سوره هاى «انعام» و «کهف» و «یس» و گفتن صد مرتبه:

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ

از خدا آمرزش مى جویم و به سوى او می پویم.
چهارم: این دعا را که شیخ کلینى از امام صادق علیه السّلام روایت کرده بخواند:

اللَّهُمَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ وَ أَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ یَا رَبِّ أَنْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ أَوْ یَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ لَکَ قِبَلِی تَبِعَهٌ أَوْ ذَنْبٌ تُرِیدُ أَنْ تُعَذِّبَنِی بِهِ یَوْمَ أَلْقَاکَ

خدایا این است ماه رمضان، که قرآن را در آن نازل کردى، اینک در حال گذشتن است، و من به ذات کریمانه ات پناه میآورم از اینکه سپیده این شب طلوع کند، یا ماه رمضان بگذرد، و نزد تو برایم نتیجه کار ناشایست یا گناهى باشد که بخواهى مرا به سبب آن روزى که ملاقاتت کنم عذاب نمایى.
پنجم: بخواند دعاى «یا مدبّر الامور» را که بیان آن در اعمال شب بیست وسم گذشت ششم: ماه رمضان را با دعاهاى وداع، وداع گوید: دعاهایى که شیخ کلینى و شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسى، و سیّد ابن طاووس (رضوان اللّه علیه) نقل کرده اند و شاید بهترین آنها دعاى چهل وپنجم صحیفه کامله باشد.
سیّد ابن طاووس از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که هرکه در شب آخر ماه رمضان، آن ماه شریف را وداع گفته و بگوید:

اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیَامِی لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ أَعُوذُ بِکَ أَنْ یَطْلُعَ فَجْرُ هَذِهِ اللَّیْلَهِ إِلا وَ قَدْ غَفَرْتَ لِی

خدایا این ماه را آخرین بار روزه ام در ماه رمضان قرار مده، و به تو پناه می آورم از اینکه سپیده این شب سر زند، مگر اینکه مرا آمرزیده باشى.
پیش از آنکه سپیده بر آید، حق تعالى او را بیامرزد، و توبه و بازگشت نصیب وى کند.
سیّد و شیخ صدوق از جابر بن عبد عبد اللّه انصارى روایت کرده اند که در جمعه آخر ماه رمضان خدمت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله رسیدم، چون نظر آن حضرت بر من افتاد، فرمود: اى جابر این آخرین جمعه از ماه رمضان است، پس آن را وداع کن و بگو:

اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیَامِنَا إِیَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِی مَرْحُوما وَ لا تَجْعَلْنِی مَحْرُوما

خدایا این ماه را آخرین بار روزه ما در ماه رمضان قرار مده، اگر قرار داده اى پس مرا رحمت شده بدار، نه محروم از رحمت.
به راستى هرکه این دعا را در این روز بخواند به یکى از دو خصلت نیکو ظفر یابد: یا رسیدن به ماه رمضان آینده، یا آمرزش خدا و رحمت بى انتهاى او.
سیّد ابن طاووس و کفعمى از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت کرده اند که فرمود: هرکه در شب آخر ماه رمضان، ده رکعت نماز به صورت دو رکعت بخواند، در هر رکعت سوره «حمد» را یک بار، و «قل هو اللّه احد» را ده بار، و در هر یک از رکوع و سجود ده مرتبه بگوید:

سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ

پاک است خدا و ستایش شایسته اوست و معبودى جز او نیست و خدا بزرگتر است.
و هنگامی که از ده رکعت فراغت یافت هزار مرتبه استغفار کند.
و پس از استغفار سر به سجده گذارد و در حال سجده بگوید:

یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ رَحِیمَهُمَا یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ یَا إِلَهَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ تَقَبَّلْ مِنَّا صَلاتَنَا وَ صِیَامَنَا وَ قِیَامَنَا

اى زنده به خود پاینده! اى داراى بزرگى و بزرگوارى، اى بخشنده دنیا و آخرت و اى مهربان دنیا و آخرت، اى مهربان ترین مهربانان، اى معبود گذشتگان و آیندگان، گناهانمان را بیامرز، و نماز و روزه و شب بیداریمان را قبول کن.
سوگند به کسی که مرا به راستى به پیامبرى مبعوث کرد، که جبرئیل مرا از اسرافیل خبر داد و اسرافیل از پروردگار خود، که سر از سجده برنداشته، خدا او را بیامرزد، و ماه رمضان را از او قبول کند، و از او درگذرد تا آخر خبر.
و این نماز در شب عید فطر هم روایت شده است، ولى در این روایت آمده است که تسبیحات اربعه را در رکوع و سجود به جاى ذکر رکوع و سجود بخواند، و به جای «اغفر لنا ذنوبنا» تا آخر بگوید:

اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ تَقَبَّلْ صَوْمِی وَ صَلاتِی وَ قِیَامِی

گناهم را بیامرز، و روزه و نماز وشب زنده داری ام را بپذیر
فضیلت اعمال شب ماه آخر رمضان

رسول خدا (ص) فرمود: قسم به آن کسی که مرا به حق، به پیامبری فرستاد جبرئیل(ع) به من خبر داد از اسرافیل از پروردگارش تبارک و تعالی که او سر از سجود بر نمی‌دارد مگر اینکه خداوند او را می‌آمرزد و ماه رمضان را از او می‌پذیرد و از گناهان او در می‌گذرد هرچند هفتاد گناه کرده باشد که هر گناه عظیم‌تر از گناهان بندگان باشد و از اهل تمام شهری که او در آن ساکن است قبول می‌فرماید: تا آنجا که فرمود: این نماز هدیه مخصوصه‌ای برای من وامت من است از مردان و زنان و خدای عزّ و جلّ آن را به احدی از پیامبران پیش از من و غیر آنها، عطا نفرموده است.

و من گویم: بر مومنی که او را عنایتی به اصلاح مردم و او را حظّی از رحمت رحمیمیه است می‌سزد که این عمل را که سود آن بر بندگان عظیم و بسیار است ترک نکند؛ چگونه ممکن است عالمی که خویشتن را در تمام طول ماه وقف هدایت مردم و موعظه آنها کرده و به تصحیح اعمال آنها پرداخته است و به علم قطعی می‌داند که وعظ او برای تمام کسانی که در مجلس وعظ او حضور داشته سودمند نبوده است چه رسد به اهل شهری که اهل آن متجاوز از کروری از مومان و نفع آنها نیز به معیار این نفعی که ما در روایت ذکر می‌کردیم از مغفرت و قوبل تمام اعمال ماه نمی‌رسد به این معنی که زحمت آن به مقدار زحمت وعظ یک روز هم نمی‌باشد اهتمام به این عمل نکند.

اگر گفته شود که این روایت قطعی نیست، گویم: فرض کن که روایت تضعیف هم باشد برای عامل به آن اخبار تسامح کفایت می‌کند و اگر بگوئی بر فرض که اخبار تسامح به منزله روایت قطعی قرار داده شود قطع قبول این عمل از کجاست؟ تا قطع به نفع مذکرو حاصل شود؟ گویم: این قضیه مشترک الورود است و در وعظ و عمل؛ و آن در عمل، سبکتر و آسانتر است از وعظ، زیرا در وعظ صحیح کردن نیت به جهاتی مشکل‌تر از صحیح کردن نیت در عبادات است و از همه روشنتر آنکه وعظ موافق با قوه حُبّ جاه است و جز در برابر جمعیتی از مردم صورت پذیر نیست.

کتاب ترجمه المراقبات – ص ۳۱۱
تالیف: عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی(ره)

اعمال شب آخر ماه رمضان, فضیلت شب آخر رمضان, فضیلت شب آخر ماه رمضان, شب آخر ماه رمضان ,شب آخر رمضان, اعمال آخر ماه رمضان, اعمال شب آخر رمضان, اعمال آخر رمضان, دیباجی, استاد دیباجی, سید دیباجی, سید محمدتقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی, رمضان 

بازدیدها: ۳۲

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (علیه السلام) کیست؟

امام حسن علیه السلام، فرزند علی بن ابی‌طالب(ع)، سرور جوانان بهشت است.[۱]
بنا به روایت مشهور بین شیعه[۲] و اهل سنت،[۳] امام حسن(علیه السلام) در شب نیمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. البته نقل‌های ضعیفی هم وجود دارد که یکی از آنها زمان ولادت آن‌حضرت را ماه شعبان ذکر می‌کند.[۴] شاید این تاریخ با تاریخ ولادت امام حسین علیه السلام اشتباه شده باشد.
کنیه‌اش ابو محمد است.[۵] برخی گفته‌اند: این کنیه را پیامبر اکرم(ص) به امام حسن(علیه السلام) داد.[۶] در هفتمین روز ولادتش حضرت فاطمه(س) قنداقه امام حسن را – در پارچه‌ای از حریر بهشتی که جبرئیل برای پیامبر آورده بود – خدمت پدر آورد و پیامبر(ص) نام حسن را بر وی نهاد.[۷]
لقب‌های آن‌حضرت عبارتند از: سیّد، زکی، مجتبی و تقی.[۸]
هنگام ارتحال ملکوتی پیامبر(ص)، امام حسن(علیه السلام) هفت سال و چند ماه، یا هشت سال داشت. زمانی که امامت بعد از علی(علیه السلام) به ایشان رسید، ۳۷ ساله بود.[۹]
شیخ مفید در کتاب ارشاد می‌گوید: «زمان بیعت (امامت) امام مجتبی روز جمعه ۲۱ رمضان سال چهل هجری بود».[۱۰]
مدت امامت آن‌حضرت شش ماه و سه روز به طول انجامید و در سال ۴۱ هـ.ق بین او و معاویه صلح‌نامه امضا شد.[۱۱] پس از اجرای صلح، امام حسن(ع) به مدینه مراجعت نمود و مدت ده سال آخر عمر شریفش را در آن‌جا ساکن بود.[۱۲]
درباره تاریخ شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) در منابع اسلامی اختلاف نظر دیده می‌شود؛ پنجم ربیع الاول،[۱۳] و ۲۸ صفر سال پنجاه هجری[۱۴] که مشهور همان قول دوم است.
امام حسن(علیه السلام) به دست همسرش جعده (دختر اشعث کندی) از طریق سم به شهادت رسید.[۱۵] این حادثه با دسیسه و نیرنگ معاویه و وعده ازدواج با پسرش یزید بن معاویه صورت پذیرفت. سرانجام امام(علیه السلام) با نوشیدن زهر به دست همسرش به دیدار حق شتافت و امام حسین(ع) پس از مراسم غسل و کفن، برادرش را در کنار مقبره مادر بزرگشان فاطمه بنت اسد در قبرستان بقیع به خاک سپرد.[۱۶]
33065_223
فضائل و مناقب امام حسن(علیه السلام)
تاریخ نویسان درباره امام حسن مجتبی(علیه السلام) فضایل و مناقبی را ذکر کرده‌اند که برخی از آنها چنین است:
۱. نام‌گذاری امام حسن علیه السلام از سوی خداوند
جابر بن عبدالله می‌گوید: هنگامی که حضرت زهرا امام حسن(علیه السلام) را به دنیا آورد، به امام علی(علیه السلام) گفت: «برایش نام انتخاب کن». علی(ع) فرمود: «من در نام‌گذاری این فرزند بر پیامبر خدا پیش نمی‌گیرم». قنداقه امام حسن را خدمت رسول الله(ص) آوردند و گفتند: یا رسول الله! برایش نام انتخاب کن. پیامبر فرمود: «در این نام‌گذاری بر خدای متعال سبقت نمی‌گیرم». پس خدای متعال به جبرئیل وحی فرستاد که محمد(ص) صاحب فرزند شد، به جانب وی برو، تبریک بگو، و به او بگو که علی نسبت به تو مثل هارون نسبت به موسی است، پس نام فرزند هارون را بر وی بگذار. جبرئیل بر پیامبر(ص) فرود آمد، تولد فرزند را از جانب خداوند بر وی تبریک گفت و گفت: خدای متعال فرمود: «نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام‌گذاری کن». پیامبر فرمود: «نام پسر هارون چیست؟» جبرئیل گفت: شبر. پیامبر(ص) فرمود: «زبان ما عربی است!» پس جبرئیل در جواب گفت: «او را حسن نام بگذار» و پیامبر نام حسن را برایش برگزید.[۱۷]
۲. امام حسن علیه السلام؛ سرور جوانان بهشت
جابر از پیامبر خدا(ص) نقل می‌کند: «هر کس خواست سرور جوانان بهشت را ببیند، پس به چهره حسن بن علی نگاه کند».[۱۸]
۳. هیبت و ابهت امام حسن، هیبت رسول خدا
ابن علی رافعی از پدرش، از جده‌اش زینب دختر ابی رافع، نقل می‌کند: حضرت فاطمه با دو پسرش حسن و حسین(علیهم السلام) خدمت رسول خدا(ص) رسید … و فرمود: «این دو پسرانت هستند، پس چیزی به ارث و یادگار آن دو را بیاموز»، پیامبر(ص) چنین درباره آنها فرمود: «حسن، هیبت و ابهت مرا دارد. اما حسین دارای جود و بخشش و شجاعت من است». مؤیّد این روایت، روایتی است که محمد بن اسحاق نقل کرده است؛ کسی در شرافت بعد از رسول خدا(ص) به حسن بن علی نرسیده است. وی می‌گوید من در مسیر مکه خود شاهد بودم که امام حسن از مَرکبش پایین آمد و پیاده می‌رفت از همراهانش کسی نماند، مگر این‌که او نیز از مرکبش پیاده شد، حتی سعد بن ابی وقاص هم پیاده شد و در کنار حضرت راه می‌رفت.[۱۹]
۴. امام مجتبی علیه السلام؛ شبیه‌ترین مردم به رسول خدا
از انس بن مالک نقل شده است: کسی در شباهت به رسول الله مانند حسن بن علی نبود.[۲۰]
۵. شدیدترین ابراز محبت‌های رسول خدا نسبت به امام مجتبی (علیه السلام)
اسامه بن زید گوید: شبى از شب‌ها به خاطر حاجتى، در خانه رسول خدا(ص) را کوبیدم، آن‌حضرت از خانه بیرون آمد، نیازم را گفتم و پیامبر حاجتم را برآورده ساخت؛ در آن حال حضرتش را دیدم چیزى بر خود پیچیده بود که نام آن‌را نمی‌دانستم! گفتم: یا رسول الله! این لباس چه نام دارد؟ رسول خدا(ص) لباس خود را باز کرد، دیدم حسن و حسین را در بغل داشت، سپس فرمود: «این دو فرزند، فرزند من و فرزند دخترم می‌باشند! خدایا! من آنها را دوست می‌دارم و تو دوست بدار هرکسی که آنها را دوست داشته باشد».[۲۱]
در روایتی دیگر از بَراء بن عازب آمده است؛ من دیدم که حسن بر دوش رسول الله بود، در حالی که می‌فرمود: «خدایا! من او (حسن) را دوست می‌دارم، تو نیز او را دوست بدار».[۲۲]
۶. زهد و عبادت امام حسن علیه السلام
امام حسن مجتبی(ع)؛ عابدترین، زاهدترین و با فضیلت‌ترین مردم زمانش بود و زمانی که عازم حج می‌شد، با پای پیاده می‌رفت و گاهی هم پا برهنه. امام حسن زمانی که یاد مرگ می کرد می‌گریست و هنگامی که به یاد قبر و قیامت می‌افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می‌شد.[۲۳]
۷. بذل و بخشش در راه خدا
امام مجتبی(علیه السلام) اهل جود و بخشش بود و در میان مردم به این خصلت معروف بود. روایات فراوان در این‌باره آمده است؛ علامه مجلسی صاحب کتاب «بحار الانوار» از «حلیه الاولیاء» نقل می‌کند: «امام حسن(ع) دو بار تمام زندگی‌اش را در راه خدا بین مستمندان تقسیم کرد».[۲۴]
۸. تواضع و محبت نسبت به فقرا
ابن شهر آشوب از کتاب «الفنون» از احمد مؤدّب و کتاب «نزهه الابصار» از ابن مهدی نقل می‌کند: امام حسن(علیه السلام) در حال گذر از جایی بود، دید عده‌ای از فقرا بر زمین نشسته‌اند و مقداری نانِ خشکِ خورد شده در سفره آنها است و مشغول خوردن هستند، از حضرت دعوت کردند از آن نان خشک میل کند، حضرت از مرکب پیاده شد در کنارشان نشست و از آن نان میل کرد، به برکت وجود امام نان آن‌قدر زیاد شد که همه از آن خوردند و سیر شدند، پس از غذا امام مجتبی(علیه السلام) از آنها دعوت کرد و در منزل خود از آنان پذیرایی نمود.[۲۵]
مشابه این‌گونه روایات و ده‌ها آیه قرآن که درباره فضایل و مناقب اهل بیت و امام مجتبی علیه السلام وارد شده، فراون است[۲۶] و به همین مقدار درباره آن‌حضرت اکتفا می‌کنیم. درباره فضیلت و شخصیت امام حسن(علیه السلام) همین مقدار بس که آن‌حضرت از اهل بیت(علیهم السلام) است، کسانی که خداوند پلیدی را از آنان دور کرده و آنان را پاک و مطهر گردانید،[۲۷] و از کسانی است که رسول خدا(ص) به اتفاق آنان با نصارای نجران مباهله کرد.
=====================
منابع:
[۱]. شیخ طوسی، محمد بن حسن‏، تهذیب الأحکام، ج ۶، ص ۳۹، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش.
[۲]. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ‏۲، ص ۵، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج ‏۱، ص ۴۰۲، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ آل یاسین‏، شیخ راضى، صلح الحسن(ع)، ص ۲۵، بیروت، اعلمى‏، چاپ اوّل‏، ۱۴۱۲ق.
[۳]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج ‏۲، ص ۶۰، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق؛ ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ‏۱۰، ص ۲۲۶، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق؛ سبط بن جوزی‏، تذکره الخواص من الأمه فی ذکر خصائص الأئمه، ص ۱۷۶، قم، منشورات الشریف الرضی‏، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.   
[۴]. ابن حجر عسقلانی این قول را چنین نقل کرده است: «و قیل فی شعبان منها»؛ الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ‏۲، ص ۶۰.
[۵]. الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ‏۲، ص ۵.
[۶]. امین عاملی‏، سید محسن، أعیان الشیعه، ج ۱، ص ۵۶۷، بیروت، دار التعارف‏، ۱۴۰۳ق.
[۷]. الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ‏۲، ص ۵. 
[۸]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏۴، ص ۲۹، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
[۹]. إعلام الورى بأعلام الهدی، ج ‏۱، ص ۴۰۲.
[۱۰]. الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ‏۲، ص ۹.
[۱۱]. إعلام الورى بأعلام الهدی، ج ‏۱، ص ۴۰۲.
[۱۲]. همان، ص ۴۰۳.
[۱۳]. الطبقات الکبرى، ج ‏۱۰، ص ۳۵۴؛ شبراوى‏، جمال الدین، الإتحاف بحب الأشراف‏، ص ۱۱۵، قم، دار الکتاب‏، چاپ اوّل‏، ۱۴۲۳ق.
[۱۴]. طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص ۸۲، بیروت، دار القاری، چاپ اول، ۱۴۲۲ق؛ طبری آملی صغیر، محمد بن جریر، دلائل الامامه، ص ۱۵۹، قم، بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ محدث اربلی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ‏۱، ص ۴۸۶، قم، منشورات الرضی، چاپ اول، ۱۴۲۱ق؛ أعیان الشیعه، ج ‏۱، ص ۵۷۶.
[۱۵]. ر.ک: «امام حسن(ع) و جعده»، سؤال ۴۷۳۳.
[۱۶]. إعلام الورى بأعلام الهدى، ج ‏۱، ص ۴۱۴.
[۱۷]. همان، ص ۴۱۱.
[۱۸]. همان.
[۱۹]. همان، ص ۴۱۲.
[۲۰]. مجلسى، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۳۳۸، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم‏، ۱۴۰۳ق‏.
[۲۱]. مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏۳، ص ۳۸۲؛ ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج ۵، ص ۶۵۶ – ۶۵۷، مصر، شرکه مکتبه و مطبعه مصطفى البابی الحلبی، چاپ دوم، ۱۳۹۵ق.                       
[۲۲]. قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله(ص)(صحیح مسلم)، ج ۴، ص ۱۸۸۳، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، بی‌تا.
[۲۳]. شیخ صدوق، محمد بن على‏، الأمالی، ص ۱۷۸، تهران، کتابچى‏، چاپ ششم‏، ۱۳۷۶ش‏.
[۲۴]. بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۳۳۹.  
[۲۵]. مناقب آل أبی‌طالب(ع)‏، ج ۴، ص ۲۳. 
[۲۶]. دراین‌باره به این کتاب مراجعه کنید: فیروزآبادى‏، سید مرتضى، فضائل الخمسه من الصحاح السته، تهران‏، اسلامیه، چاپ دوم‏، ۱۳۹۲ق‏.
[۲۷]. احزاب، ۳۳؛ و نیز ر.ک: «آیه تطهیر»، سؤال ۱۵۰۴.
کریم اهل بیت, امام حسن مجتبی,     امام حسن, میلاد امام حسن ,حسن بن علی, زندگی نامه امام حسن ,امام دوم, ولادت امام حسن ,دیباجی, سید دیباجی اصفهانی ,سید محمد تقی دیباجی, مقاله ولادت امام حسن ,آیت الله دیباجی, دیباجی اصفهانی, آیت الله دیباجی اصفهانی, سید دیباجی, استاد دیباجی 

بازدیدها: ۹۸

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

دعوت دفتر آیت الله دیباجی از مردم برای شرکت در انتخابات

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی سال ۱۳۹۶؛ مراجع تقلید، علما، شخصیت ها و مراکز حوزوی با صدور اطلاعیه های جداگانه مردم را به حضور گسترده و شرکت در انتخابات فراخواندند.

مراجع تقلید، علما، شخصیت های حوزوی، نمایندگان ولی فقیه، ائمه جمعه و مراکز و نهادهای مختلف حوزوی مردم را به حضور باشکوه و گسترده در انتخابات ۹۶ در روز جمعه ۲۹ اردبیهشت دعوت کردند. مراجع تقلید در شهر مقدس قم در آستانه این روز ماندگار و تاریخی در انقلاب اسلامی، در سخنانی جداگانه ضمن تاکید بر شرکت مردم در انتخابات، شرکت گسترده آنان را نشانه وفاداری به انقلاب، ولایت فقیه و ارزش های دینی و نظام اسلامی ایران دانستند.

انتخاب-اصلح-انتخابات

 

همچنین بر اساس این گزارش، دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه) نیز  از مردم مسلمان و ولایت مدار ایران اسلامی و همه آحاد مردم در سراسر ایران، برای شرکت در این انتخابات دعوت به عمل آوردند.

دفتر آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی در پایان با دعوت از همه اقشار مردم در این حماسه سرنوشت ساز نظام اسلامی ، درخواست دارد هر کس برای سرافرازی اسلام و حمایت از نظام اسلامی و برای ایجاد وحدت و امنیت وظیفه دارد که در این انتخابات شرکت کند زیرا انقلاب به این سادگی ها به دستان  ما نرسیده است بلکه به برکت وجود امام خمینی (ره) و شهدای عزیزمان و تلاش مردان خدایی و حضور مدبرانه رهبر انقلاب و همت و تلاش همه مردم به دست آمده است .

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (مدظله العالی)

بازدیدها: ۳۵

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو عکس

تقدیر شاگردان از آیت الله دیباجی در هفته معلّم۱۳۹۶+تصاویر

در سالروز گرامیداشت مقام معلّم و ایّام شهادت استاد حوزه و دانشگاه شهید مرتضی مطهری، جمعی از شاگردان استاد معظم عالی حوزه های علمیه حضرت آیت اللّه سید محّمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه) از زحمات ایشان تقدیر و تشکر کردند.

در هفته معلم و در پایان درس خارج استاد معظم آیت الله دیباجی اصفهانی (حفظه)، شاگردان کلاس به خاطر زحمات این استاد عزیز، و تلاشهای مجاهدانه و خالصانه ایشان در راه تبلیغ دین و تربیت شاگردان مکتب امام صادق (علیه السلام) با اهدای دسته گلی از ایشان تقدیر و تشکّر کردند.

آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه) برای همه طلاب و همه اساتید زحمت کش دعا کردند. همچنین در این مراسم یکی از مداحان اهل بیت علیهم السلام اشعاری را در مدح مقام معلم خواندند.

تصاویر زیر تقدیر و تشکر طلّاب و شاگردان از حضرت آیت الله سید محمد تقی  دیباجی اصفهانی می باشد.

photo_2017-05-08_15-05-32 photo_2017-05-08_15-05-38 photo_2017-05-08_15-05-44 photo_2017-05-08_15-05-48

تصاویر تقدیر طلّاب از آیت الله دیباجی, آیت الله دیباجی, سید دیباجی,دیباجی اصفهانی ,معلم ۹۶,استاد,درس خارج,دیباجی در قم,کلاس آیت الله دیباجی, درس خارج آیت الله دیباجی ,تصاویر کلاس آیت الله دیباجی, دیباجی , گرامیداشت روز معلّم  ,روز معلّم

بازدیدها: ۱۸۰

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

فضیلت ماه شعبان در پنج روایت

فضیلت ماه شعبان در پنج روایت زیر به خوبی دیده می شود. ماهی برای آمادی ماه رمضان است.

شعبان-ماه-رسول-خدا

پیامبر صلی الله علیه و آله :

شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّه ِ فَمَن صامَ شَهری کُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَهِ ؛
شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر که ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم بود .

. بحار الأنوار ، ج ۹۷ ، ص ۸۳ .

…………..

پیامبر صلی الله علیه و آله :

إنَّما سُمِّیَ شَعبانُ لأِنَّهُ یَتَشَعَّبُ فیهِ أرزاقُ المُؤمِنینَ ؛ 
ماه شعبان ، «شعبان» نامیده شد؛ زیرا روزى هاى مؤمنان در این ماه قسمت مى شود .

. ثواب الأعمال ، ص ۶۲ .

…………..

امام على علیه السلام :

رَجَبٌ شَهری و شَعبانُ شَهرُ رَسُولِ اللّه ِ ؛ 
امام على علیه السلام :رجب ماه من و شعبان ماه رسول خدا است .

. مصباح المتهّجد ، ص ۷۹۷ .

………………

 امام على علیه السلام :

صَومُ شَعبانَ یَذهَبُ بِوَسواسِ الصَّدرِ وَ بَلابِلِ القَلبِ ؛ 
روزه ماه شعبان ، وسواس دل و پریشانى هاى جان را از بین مى برد .

. الخصال ، ص ۶۱۲ .

……………..

 امام صادق علیه السلام :

ما أفضَلُ ما یُفعَلُ فیهِ (شَعبانَ) ،
الصَّدَقَهُ و الإستِغفارُ ؛
امام صادق علیه السلام در جواب کسى که پرسیده بود :چه عملى در ماه شعبان برتر است؟

فرمودند :
صدقه و استغفار .

. اقبال الأعمال ، ج ۳ ، ص ۲۹۴ .

فضیلت ماه شعبان در پنج روایت, فضیلت ماه شعبان , روایت ماه شعبان, ماه شعبان, دیباجی, استاد دیباجی, سید دیباجی, آیت الله دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی 

بازدیدها: ۱۷۱

دسته‌ها
اخبار اسلایدشو

پیام تسلیت دفتر آیت الله دیباجی اصفهانی در پی رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی

در پی رحلت مجاهد انقلابی حضرت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (طاب ثراه)، دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی پیام تسلیتی صادر کرد.
متن پیام دفتر معظم له به شرح زیر است:

139403081113139095389244

بسم الله الرحمن الرحیم
«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ.» (بقره، ۲۱۸)
ارتحال مجاهد انقلابی، یار و همراه دیرین امام خمینی (ره) و دوست، همسنگر، همکار و همدل مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی (طاب ثراه)، مایه تألم و تأثر عمیق بیت معظم آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی گردید. کسی که در راه اسلام ، انقلاب و دین، همراه با تلاشی مجاهدانه و دردمندانه، گام بر داشت.
بدون شک خدمات این مرد مبارز، چه در دوران پیش از انقلاب و چه در دوران بعد از انقلاب در کنار امام (ره) و چه در مسئولیت های مهم از ابتدای انقلاب همچون ریاست جمهوری، رئیس تشخیص مصلحت نظام، و چه در ایجاد و تدوین کتب  گوناگون علمی و مذهبی و …..، در اذهان همگان ماندگار خواهد ماند.
دفتر آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه الله) از خدواند متعال برای ایشان غفران مسئلت کرده و این مصیبت و ضایعه را به محضر حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا له الفداء، مقام معظم رهبری، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های علمیه، مردم شریف و متدین ایران و نیز بیت و خانواده مکرم و محترم آن یار دیرین امام(ره) تسلیت عرض می‌نماید.
دفتر حضرت آیت الله سید محمد تقی دیباجی اصفهانی (حفظه الله)
۲۰ دی ماه ۱۳۹۵
۱۰ ربیع الثانی ۱۴۳۸

پیام تسلیت دفتر آیت الله دیباجی اصفهانی,   رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی, آیت الله هاشمیرفسنجانی, تسلیت هاشمی رفسنجانی ,هاشمی رفسنجانی, هاشمی ,آیت الله هاشمی, تسلیت آیت الله دیباجی اصفهانی,   تسلیت آیت الله دیباجی, پیام تسلیت آیت الله دیباجی,  آیت الله دیباجی, دیباجی ,دیباجی اصفهانی, درگذشت هاشمی, تصاویر هاشمی, پیام تسلیت دیباجی اصفهانی ,دیباجی ,سید دیباجی, استاد دیباجی  

بازدیدها: ۲۹

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در یک نگاه

حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى قعده سال ۱۷۳ هـ ق،  ۲۵ سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود،

از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.

آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[۱]

hazrate-masoome-40

اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)

نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[۲] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[۳] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.

حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[۴] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعدۀ بهشت داده شده است.[۵]

لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[۶] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.

کرامات فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

روایاتی از حضرت فاطمه معصومه (س) نقل شده است که از مقام علمی آن حضرت حکایت دارد؛ به عنوان نمونه به روایات زیر توجه کنید:

۱. روایتی را آن حضرت از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند و سلسله سندش را در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رساند که دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: «… أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَدیر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَه هَارُونَ مِنْ مُوسى؟؛ آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟». [۷]

۲. فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س) مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً؛ آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است. [۸]

مقام علمی فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

روایاتی از حضرت فاطمه معصومه (س) نقل شده است که از مقام علمی آن حضرت حکایت دارد؛ به عنوان نمونه به روایات زیر توجه کنید:

۱. روایتی را آن حضرت از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند و سلسله سندش را در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رساند که دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: «… أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَدیر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَه هَارُونَ مِنْ مُوسى؟؛ آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟». [۹]

۲. فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س) مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً؛ آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است. [۱۰]

ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه(ع)

امام صادق(ع) فرموده اند: «خدا داراى حرمى است که آن مکّه است، و پیامبرش هم حرمى دارد که مدینه است، و امیرمؤمنین هم حرمى دارد که کوفه است و ما هم داراى حرمى هستیم که قم است و به زودى بانویى از فرزند من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است. هرکسى او را زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود.» امام صادق(ع) هنگامى این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر(ع) به او باردار نشده بود.[۱۱]

امام رضا (ع) مى فرمایند: «هرکس او (حضرت فاطمه معصومه) را زیارت کند بهشت بر او واجب مى گردد»[۱۲]

امام جواد (ع) فرمودند: «کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است».[۱۳]

ورود حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قم

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.

حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال ۲۰۱ هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[۱۴]

رحلت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنابر قولى دوازدهم ربیع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست. مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى (حرم مطهر آن حضرت) که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند که هم اکنون مزار آن حضرت محل زیارت اردت مندان ایشان است.

 

======================================

[۱] . برگرفته از سایت http://haram.masoumeh.com

[۲]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ‏۲، ص ۲۶۷، چاپ اول، نشر جهان، تهران، ۱۳۷۸ ق.

[۳]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰۶، ص ۱۶۸.

[۴]. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: “المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۱۳۲، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۱ هـ ش، برگرفته از نمایۀ مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شمارۀ ۲۴۹ در سایت اسلام کوئست.

[۵]. عاملى، شیخ حر، وسائل‏الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۷۶، ح ۹۴، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، ۱۴۰۹ هـ  ق، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَهِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّه.

[۶]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۵۷۶، ح ۱۹۸۵۰ و ۱۹۸۵۱.

[۷]. : بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏، عوالم العلوم و المعارف (مستدرک حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام)، ج ٢١، ص ٣۵٣ به نقل از اسنى المطالب ص ۴٩ تا ص ۵١، ناشر: مؤسسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، مکان چاپ: ایران؛ قم‏، سال چاپ: ۱۴۱۳ ق‏، نوبت چاپ: اول‏.

[۸]. همان، ص ۳۵۵.

[۹]. : بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏، عوالم العلوم و المعارف (مستدرک حضرت زهرا تا امام جواد علیهم السلام)، ج ٢١، ص ٣۵٣ به نقل از اسنى المطالب ص ۴٩ تا ص ۵١، ناشر: مؤسسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف‏، مکان چاپ: ایران؛ قم‏، سال چاپ: ۱۴۱۳ ق‏، نوبت چاپ: اول‏.

[۱۰]. همان، ص ۳۵۵.

[۱۱]. قال اَبی عَبدِاللهِ(ع):«اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّهُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدینَهُ، وَ لِاَمیرِالمُؤمِنین حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَهُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فیها اِمرَأهُ مِن وُلدى تُسَمّى فاطِمَهُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّهُ». (قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ بِمُوسی(ع) اُمَّهُ) ـ علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۵۷، باب ۳۶، ص ۲۱۶، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت؛ همو، ج ۹۹، باب ۱، ص ۲۶۷؛ نورى الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۱، ص ۳۴، ح ۱۲، مؤسسۀ آل البیت(ع) لاحیاء التراث، قم.

[۱۲]. محمّد بنُ عَلِیٍّ بنِ الحُسَینِ فِى ثَوَابِ الأَعمَالِ وَ عُیونِ الأَخبَارِ عَن أَبِیهِ وَ محمّد بنِ مُوسَى بنِ المُتَوَکِّلِ عَن عَلِیٍّ بنِ إِبرَاهِیمَ عَن أَبِیهِ عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَن زِیارَهِ فَاطِمَهَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(ع) بِقُمَّ فَقَالَ (ع): «مَن زَارَهَا الجَنَّهَ». عاملى، شیخ حر، رسائل الشیعه، ج ۱۴، باب ۹۴، ص ۵۷۶. مؤسسه آل البیت(ع) لأحیاء التراث، ۱۴۰۹ هـ ق. قم.

[۱۳]. عَن ابنِ الرِّضا (ع) قَالَ: «مَن زارَ قَبرَ عَمَّتى بِقمَّ فَلَهُ الجَنَّهُ». علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۹۹، باب۱، ص ۲۶۵، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت.

[۱۴].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.

حضرت فاطمه معصومه, فاطمه معصومه ,رحلت فاطمه معصومه ,شهادت فاطمه معصومه, حضرت معصومه, دیباجی ,استاد دیباجی ,آیت الله دیباجی ,سید دیباجی ,سید محمد تقی دیباجی ,دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۲۵

دسته‌ها
اسلایدشو مقالات

نامه امام رضا(علیه السلام) به عبدالعظیم حسنى(علیه السلام)

اکثر علماء رجال و حدیث گفته اند که حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام حضرت رضا علیه السلام درک نکرده و حال آن که جناب شیخنا المفید علیه الرحمه در کتاب اختصاص این پیام را از آن حضرت وسیله وى ذکر کرده است که ما متن و ترجمه آن را که مفید و آموزنده است مى نگاریم:

محمّد بن نعمان المفید قال: «روى عن عبدالعظیم عن ابى الحسن الرضا علیه السلام قال: یا عبدالعظیم: ابلغ عنى اولیائى السلام و قل لهم ان لایجعلوا للشیطان على انفسهم سبیلا و مرهم بصدق فى الحدیث و اداء الامانه و مرهم بالسکوت و ترک الجدال فیما لا یعنیهم و اقبال بعضهم على بعض و المزاوره فانّ ذلک قربه الى و لا یشتغلوا انفسهم بتمزیق بعضهم بعضا فانّى آلیت علی نفسى أنه من فعل ذلک و اسخط ولیّا من اولیایى دعوت اللّه لیعذبه فى الدّنیا اشدّ العذاب و کان فى الآخره من الخاسرین و عرفهم انّ اللّه قد غفر لمحسنهم و تجاوز عن مسیئهم الاّ من اشرک بى او آذى ولیا من اولیایى او اضمر له سوء فانّ اللّه لا یغفر له حتى یرجع عنه فان رجع و الاّ نزع روح الایمان عن قلبه و خرج عن ولایتى و لم یکن له نصیبا فى ولایتنا و اعوذ باللّه من ذلک» (الاختصاص ۲۴۷)

photo_2017-01-04_10-20-38

حضرت عبدالعظیم حسنى علیه السلام از حضرت رضا صلوات اللّه علیه روایت کرده که آن جناب فرمود: دوستان مرا از من سلام برسان و به آنان بگو در دل هاى خود از براى شیطان راهى باز نکنند و آنها را امر کن و به راستگویى در گفتار و اداء امانت و سکونت و ترک منازعه و جدال در کارهاى بیهوده و آنان را امر نما که با یکدیگر آمیزش و آمد و شد نمایند و این عمل آنها موجب نزدیکى به من مى شود.

دوستان من نباید اوقات خود را به مخالفت و دشمنى با یکدیگر مشغول سازند.
من با خویشتن پیمان بسته ام که هر کس مرتکب این گونه کارها شود و یا یکى از دوستانم را مورد خشم و غضب قرار دهد از خداوند بخواهم تا وى را در دنیا به سخت ترین عذاب گرفتار سازد، این نوع اشخاص در آخرت از زیان کاران خواهد بود.

دوستان مرا متوجه کن که خداوند نیکوکاران آنها آمرزیده و از بدکاران آنان در گذشته مگر کسانى که شرک آورده اند و یا یکى از دوستان مرا رنجانیده و یا در دل خود نسبت به وى کینه و عداوت دارند، پروردگار از این گونه اشخاص نخواهد گذشت و آنها را نمى بخشد، مگر این که از نیّت خود برگردد، اگر از اینکار زشت خود برگشت مورد آمرزش خداوند قرار خواهد گرفت. و اگر در این عمل باقى ماند خداوند روح ایمان را از دل او خارج خواهد ساخت، و از ولایت من نیز بیرون مى رود، و در دوستى ما اهلبیت هم بهره اى نخواهد داشت و من به خدا از این زلالت مردم پناه مى برم. 

=====================

* سید محمد حسین حکیم ؛ شناخت نامه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و شهر ری، قم سازمان چاپ و نشر دارالحدیث  ج۱۴

نامه امام رضا به عبدالعظیم حسنى ,نامه امام رضا,عبدالعظیم,نامه امام رضا به عبدالعظیم,,,محتوای نامه امام رضا به عبدالعظیم حسنی,محتوای نامه به عبدالعظیم حسنی,نامه امام هشتم,دیباج,سید محمد تقی دیباجی,دیباجی اصفهانی,سید دیباجی,مقالات ,سایت دیباجی,آیت الله دیباجی,استاد دیباجی ,امام رضا به عبدالعظیم,

بازدیدها: ۱۲۲

دسته‌ها
اسلایدشو دسته‌بندی نشده مقالات

خصوصیات ویژه رسول خدا(صل الله علیه و آله) از زبان قرآن

%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b5-1030x579
رسول گرامی اسلام(صل الله علیه و آله) دارای صفات و ویژگی های منحصر به فردی بودن که خداوند متعال در آیات گوناگون این خصوصیات را ذکر کرده اند. پروردگار عالم درباره ویژگی پیامبر(صل الله علیه و آله) اینگونه فرمودند: «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ»؛[۱] به یقین، رسولى از خود شما بسوی‌تان آمد که رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!
در این آیه چندین ویژگى مهم براى پیامبر بزرگوار اسلام(صل الله علیه و آله) بیان شده است که بار عاطفى فراوانى دارد. این آیه خطاب به همه مسلمانان است، و از چهار صفتِ احساس برانگیز پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) یاد مى‌‏کند:
۱. بشر بودن پیامبر(صل الله علیه و آله): این پیامبر از خود شما است؛ او از جنس فرشتگان نیست، بلکه از جنس خود شما است و مانند شما مى‌‏خورد، مى‌‏خوابد و زندگى مى‌‏کند؛ او از خود شما است و بزرگ شده همین کوچه‌‏ها و محله‌‏هایى است که شما در آن رفت و آمد دارید.
۲. هم دردی با مردم: آنچه شما را مى‌‏آزارد بر او گران و دشوار است؛ یعنى هر سختى و گرفتارى که شما پیدا مى‌‏کنید او آن را بر خود مى‌‏گیرد و غم شما را غم خود مى‌‏داند و از رنج‌هاى شما آزرده خاطر مى‌‏شود؛ زیرا که شما را از خود و خود را از شما مى‌‏داند.
۳. حریص نسبت به هدایت مردم: یکی دیگر از ویژگی‌ها و صفات پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) این است که نسبت به هدایت مردم حرص و اهتمام شدید دارد: «حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ». او به شما علاقه دارد و دلسوز شما است؛ او مى‌‏خواهد شما به سعادت دنیا و آخرت برسید و هر چه خوبى است از آن شما باشد و خواهان موفقیت و کامروایى شما است.
۴. رأفت و مهربانی: صفت دیگرش رأفت و مهربانی او است: «رَؤُفٌ رَحِیمٌ» پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) به مؤمنان، سخت مهربان و رحیم است و مؤمنان را که به دین او گرویده‏‌اند، به شدت دوست دارد.
در مجموع، معناى آیه این است: هان اى مردم! پیامبرى بر شما آمد که از اوصافش این است؛ از جنس خود شما است؛ از خسارت دیدن شما و از نابود شدنتان ناراحت مى‏‌شود؛ در خیرخواهى و نجات شما چه مؤمن و چه غیر مؤمن حریص است؛ و این‌که او نسبت به مؤمنان به ویژه، رئوف و مهربان است.[۲]
 
=================
پی نوشت:
[۱] توبه، ۱۲۸.
[۲] ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۹، ص ۴۱۱- ۴۱۲، دفتر انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۱۷ق؛ جعفری، یعقوب، کوثر، ج ۴، ص ۶۰۴- ۶۰۵، بی جا، بی تا؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۲۰۷، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش.
خصوصیات ویژه رسول خدا ,  زبان قرآن ,رسول خدا در قرآن, پیامبر اسلام ,شهادت پیامبر اسلام ,شهادت ماه صفر ,ویژه نامه شهادت, صفات پیامبر اسلام ,پیامبر در قرآن ,دیباجی ,دیباجی اصفهانی ,آیت الله دیباجی ,سید دیباجی, سید دیباجی اصفهانی ,سید محمد تقی دیباجی ,استاد دیباجی ,سایت دیباجی, دیباج, مقالات  دیباجی, مقاله دیباجی, مقالات دینی 

بازدیدها: ۵۰