دسته‌ها
اخبار استفتائات

حکم نجاست ملاقی با کافر

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

فرزند من در آلمان برای کار اقامت دارد. باتوجه به اینکه اغلب اهل کتاب یا کافر هستند، به نظر حضرتعالی آیا در روز های بارانی و غیر آن دست زدن به دستگیره ماشین ها، مترو و … که خیس هستند، باعث نجس شدن دست یا لباس او می شود؟ واینکه آیا برای نماز ایرادی ندارد؟

پاسخ معظم‌له

بسمه تعالی

بعد التحیه و السلام

گر چه اجتناب از اطرف علم اجمالی نجس لازم است، ولی ملاقی یکی از اطراف (علم اجمالی) پاک است، وتا مادامیکه علم به نجاست نباشد، اجتناب لازم نیست و ظن وگمان به نجاست کافی نخواهد، بود ولکن احتیاط در همه امور خوب است، و موجب سعادت میباشد. والله العالم

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

 

بازدیدها: ۲۱

دسته‌ها
اخبار بیانات استاد معظم مد ظله العالی دیدارها و مصاحبه رهنمود ها و توصیه ها مقالات

عید بزرگ غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله الحکیم:

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»[۱]

عید سعید غدیر را که عید ولایت و امامت است به همه مسلمانان جهان به‌ویژه شیعیان تبریک عرض می‌کنم.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ المعصومین (علیهم‌السلام)»

روایات از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) در حد تواتر وارد شده که آیه شریفه اکمال دین در غدیر خم نازل شده است.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در حجه الوداع در سال دهم هجرت ۱۸ ذی‌حجه الحرام که از مکه به مدینه بر می‌گشتند، هنگامی که به غدیر خم (نزدیک جحفه) رسیدند به فرمان خداوند دستور دادند که قافله (کاروان حجاج) توقف کند. پیشتازان باز گشتند و واماندگان ملحق شدند و خود را به قافله رساندند و شاید نجوی و زمزمه داشتند که چه هنگامه‌ای رخ داده که پیامبر مهربان که رحمه للعالمین است و مؤمنین را دوست دارد، در این صحرای سوزان حجاز دستور توقف داد.

«وَ کَانَ یَوْماً قَائِظاً شَدِیدَ الْحَرّ» روز بسیار گرمی بود که از شدت گرما – بیشتر کاروانیان نیمی از عباهای خود را بر سر و نیم دیگرش را زیر پای خود انداخته بودند. به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) مردم از پالان‌های شترها منبری تشکیل دادند و ایشان بر منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثنای الهی و خواندن حدیث ثقلین: نادی بأعلی صوته ألستُ أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا بلی فأخذ بید علی (علیه‌السلام) و رفعها حتی بان بیاض ابطیهما و قال من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن صحرای غدیر خم فرمود: «الست اولی بکم منکم بانفسکم» آیا من اولی به شما از خود شما نیستم؟ گفتند آری. در این هنگام علی بن ابی‌طالب را صدا زد و دست او را گرفت بالا برد تا حدی که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد.

آنگاه فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله». هرکه را من مولای او (و سرپرست او) هستم علی (علیه‌السلام) مولا و سرپرست او خواهد بود. سپس گفت بارالها دوست بدار هرکه علی را دوست می‌دارد و دشمن بدار هر که با علی دشمنی می‌کند و یاری کن هرکه علی را یاری کند و مخذول کن هرکه علی را مخذول کند.

در این سرزمین (غدیرخم) آیه تبلیغ نازل شده[۲] «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»

تنها آیه‌ای است در قرآن که مشتمل بر تهدید است، خطاب به پیامبر است که آنچه بر تو نازل شده به مردم بگو و اگر تبلیغ نکردی – رسالت خدا را انجام نداده‌ای!

عجبا پیامبری که علت غائی خلقت کائنات است و در عظمت او آمده «لولاک لما خلقت الافلاک»[۳] پیامبری که به گفته ابن عباس: خدای تعالی هیچ کس را بهتر و گرامی‌تر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خود، خلق نکرده و به این جهت به جان هیچ کس جز به جان پیامبر (صلی الله علیه و آله) سوگند نخورده است.[۴]

در مسئله هلاکت قوم لوط، خداوند خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی‏ سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَهُ مُشْرِقینَ»[۵] به جان تو سوگند – قوم لوط در مستی گناه خویش سرگردان بودند پس صبح‌گاهان آن خروش (مرگبار) آنان را گرفت و آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنها سنگ‌هایی از سنگ گِل باراندیم.

چه امر مهمی در پیش است که اگر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) انجام ندهد گویا رسول نیست «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»[۶] و رسالت الهی را انجام نداده است.

جواب: آن امر مهم، خلافت است که انتصابی است نه انتخابی و پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) را به عوان جانشینی بعد از خود منصوب نمود.

در این هنگام آیه شریفه یأس و نومیدی کفار – و اکمال دین – نازل شد « الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»[۷]

در شأن نزول آیه شریفه در کتب عامه آمده است که ابن حوشب از ابوهریره نقل می‌کند که گفت هر کس روز هیجدهم ذی‌حجه را روزه بدارد خداوند برای او روزه شصت ماه را می‌نویسد و آن روز، روز غدیر خم است.

چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه‌السلام) را گرفت و فرمود آیا من ولیّ مؤمنان نیستم، گفتند آری ای رسول خدا پس گفت هر کس که من مولای اویم علی مولای اوست، پس عمر گفت «بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولا کل مؤمن» یعنی: به‌به تو را ای پسر ابی‌طالب مولای من و مولای هر مؤمنی شدی و خداوند این آیه را نازل کرد «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ….».[۸]

از علمای اهل تسنن ابن جریر الطبری در کتاب «الولایه» و ابونعیم الاصفهانی در کتاب «ما نزل من القرآن بحق علی (علیه‌السلام)» خوارزمی در مقتل و… گفته‌اند که آیه شریفه اکمال دین در واقعه غدیر خم نازل شده.[۹]

مراد از «یوم» نمی‌تواند بعثت باشد زیرا مسلمانان – دینی نداشتند تا با آمدن اسلام – کفار ناامید شوند. علاوه باید «الیوم اکملت» قبل از «الیوم یئس» نازل می شد و نمی‌تواند فتح مکه باشد که در هشت هجرت واقع شد بعثت با فتح مکه دین کامل نشد و برخی احکام بعد از فتح مکه نازل شد و نمی‌تواند مرا از یوم «مابعد نزول برائت باشد» سنه تاسعه من الهجره زیرا بعد از برائت نیز احکامی نازل شد مانند حدود و قصاصی که در همین سوره آمده است

و نمی‌تواند یوم عرفه باشد من حجه الوداع (سنه عاشره هجرت) قوت و شوکتی نداشت اسلام تا کفار نومید شوند.

علاوه آیه کلاله و آیه ربا بعد از عرفه نازل شد.[۱۰] بنابراین مراد از «الیوم» روز ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم هجری است؛ روز نزول آیه شریفه اکمال دین است.

احداث اربعه «یأس و نومیدی کفار و اکمال دین و اتمام نعمت و قبول الله دین اسلام را دین ختامی برای بشریت» باید در آن روز جمع باشد مانند روز عید غدیر خم.

مسئله غدیر خم و نزول آیه شریفه تبلیغ و آیه شریفه اکمال  دین اختصاص به شیعه ندارد بلکه اهل تسنن نیز قائل هستند مانند احمد بن حنبل در مسند خود و نسائی در خصائص و حاکم در مستدرک و خوارزمی در مناقب و ابن عبدربه در استیعاب و عسقلانی در اصابه و… .

علامه امینی رحمه الله در کتاب الغدیر، حدیث غدیر را از ۱۱۰ نفر صحابی و ۸۴ نفر از تابعین و ۳۶۰ نفر از دانشمندان معروف اسلامی نقل می‌کند.[۱۱]

برخی از مخالفین گفته‌اند کلمه «مولی» به معنی دوست نیز آمده است.

جواب: اولاً در قرآن مجید در آیه شریفه حدید/ ۱۵ « مَأْواکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاکُمْ» مولی به معنی اولی آمده چنان‌که سید رضی علم الهدی از علماء سبعه و بیضاوی و زمخشری از علماء اهل تسنن گفته‌اند.

و ثانیاً: اگر این کلمه مشترک باشد بین اولی به امر و دوست چنان‌که شما می‌گویید – احتیاج به قرینه معیّنه دارد مانند کلمه عین که مشترک است و در مقام استعمال گفته می‌شود رأیت عیناً باکیه – رأیت عیناً جاریه و در قضیه غدیر قرینه لفظیه و عقلیه وجود دارد که مراد از کلمه «مولی» اولی به تصرف و سرپرست است.

اما قرینه لفظیه:کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در خطبه‌اش همان روز غدیر خم فرمود: أَ لَسْتُ أَوْلَى بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُم‏ چنان‌که در قرآن آمده است «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»[۱۲] و در فراز دیگر خطبه فرمود: «یُوشِکُ أَنْ أُدْعَى فَأُجِیبَ» نزدیک است دعوت حق را لبیک بگویم یعنی انتقال من از دنیا – به آخرت – نزدیک است (۸۱ روز بعد از حجه الوداع – پیامبر (صلی الله علیه و آله) رحلت نمود).

و در فراز دیگر، حدیث ثقلین را متذکر شد و فرمود: « إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی»

اگر کلمه «مولی» به معنی دوست باشد – چرا مسئله اولویت – و مسئله انتقال از دنیا و مسئله ثقلین را مطرح نمود.

اما قرینه عقلیه:

  1. پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از خطبه از مردم بیعت گرفت و این بیعت گرفتن – برای رهبری و ولایت مطلقه است نه برای دوستی
  2. پیامبر (صلی الله علیه و آله) که پیامبر رحمت است و مؤمنان را دوست دارد چطور دستور توقف قافله را داد و آنان را در آن هوای گرم و بیابان داغ نگه داشت.

قال الله الحکیم: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ».[۱۳]

«رحمت» نکره آورده شده برای تعظیم – و آیه شریفه از موارد قصر موصوف است بر صفت. گویا وجود مبارکش، رحمت است برای تمام مردم (مؤمن و کافر) در جنگ احد که دشمنان دندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شکستند و صورتش مجروح شد اصحاب عرض کردند «لو دعوت علیهم» ای کاش نفرین می‌کردی بر دشمنان فرمود: «انی لم ابعث لعّاناً و انما ابعث رحمه» خداوند مرا رحمت فرستاده.[۱۴]

محبت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) حتی به امت خود

علامه مجلسی رحمه الله این روایت را در جلد هفتم بحار آورده که در روز قیامت که روز بسیار سختی است و همه مردم حتی پیامبران الهی، وانفسا می‌گویند یعنی خدایا به فریاد ما برس پیامبر (صلی الله علیه و آله) «امتی امتی» می‌گوید یعنی خداوندا به فریاد امت من برس.[۱۵]

«لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ».[۱۶]

قطعا پیامبری از خودتان به سویتان آمد که رنج شما بر وی گران و بر هدایت شما حریص و با مومنان دلسوز و به شدت آنان را دوست دارد پیامبری که برای همه مردم بویژه برای مومنان رحمت  است چطور مردم را که شاید بیش از صد هزار نفر بودند در آن آفتاب سوزان حجاز نگه می دارد؟

پیامبر(صلی الله علیه و آله) و سلم باید در این روز(۱۸ذیحجه/۱۰هجرت) و در این مکان(غدیر خم) جانشین خود را به دستور خداوند تعیین کند. پیامبر می باید کسی را که علت مبقیه باشد و از حریم اسلام و قران جانبداری کند تعیین نماید؛ کسی که خوراکش نان جو سبوس دار و نمک ساییده بود[۱۷] و لباسش کرباس بود[۱۸]؛ کسی که فرمود: «وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِی هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْیَیْتُ مِنْ رَاقِعِهَا، وَ لَقَدْ قَالَ لِی قَائِلٌ أَلَا تَنْبِذُهَا عَنْکَ؟ فَقُلْتُ اغْرُبْ عَنِّی، فَعِنْدَ الصَّبَاحِ یَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى».[۱۹] یعنی: سوگند به خدا این جبّه را چندان پینه(وصله) زدم تا اینکه از دوزنده آن شرمنده شدم وگوینده ای به من گفت آیا آن را از خود دور نمی کنی؟ گفتم از من دور شو. کسی که فرمود «والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته».[۲۰] یعنی: سوگند به خدا اگر هفت اقلیم را با هر چه در زیر آسمان‌های آنهاست به من بدهند برای اینکه خدا را معصیت کنم درباره مورچه‌ای که پوست جوئی از آن بگیرم، نمی‌گیرم.

«قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ دَخَلْتُ عَلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِذِی قَارٍ وَ هُوَ یَخْصِفُ نَعْلَهُ فَقَالَ لِی مَا قِیمَهُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِیمَهَ لَهَا فَقَالَ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلاً»[۲۱]

ابن عباس می گوید امام علی (علیه‌السلام) را در ذی قار (نزدیک بصره)دیدم کفش خود را میدوخت پس به من فرمود قیمت این کفش چه مقدار است عرض کردم ارزشی ندارد فرمود به خدا سوگند این کفش من از امارت و حکومت بر شما محبوب تر است مگر بتوانم (در سایه حکومت) حقی را ثابت کنم یا باطلی را براندازم.

کسی باید جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد که فرمود «سلونی قبل ان تفقدونی»[۲۲] و کسی که فرمود «انا بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض».[۲۳]

و کسی که فرمود سلونی عما دون العرش فانی لا اسئل عن شیئ دون العرش الا اجبت فیه کلمه لا یقولها بعدی الا جاهل مدّع او کذّاب.[۲۴] قبل از آنکه مرا نبینید (قبل از آنکه از دنیا رحلت کنم)، هر چه می‌خواهید از من سؤال کنید؛ من به طرق و راه‌های آسمان از طرق زمین آشناتر و اعلم هستم.

قندوزی حنفی (سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی) در ینابیع الموده (ج۲، ص۲۵۵، باب۴۰، ترجمه موسی دانش) می نویسد: «اخرج احمد بن حنبل فی مسنده و احمد البیهقی فی صحیحه عن ابی الحمراء قال قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی عزمه، و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی زهده، فلینظر الی علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)».

و نقل عن احمد بن حنبل انه قال: ما جاء لاحد من الصحابه من الفضائل مثل ما لعلیّ بن ابیطالب (علیه‌السلام).[۲۵]

 

 

خلاصه البحث

یاس و نا امیدی کفار

الیوم یئس الذین کفروا…

الیوم اکملت لکم دینکم…

در آن روز باید احداث اربعه وجود داشته باشد، یاس و ناامیدی کفار، اکمال دین، اتمام نعمت و خرسندی خداوند.

کفار می‌گفتند «اذا مات محمد یموت ذکره لانه ابتر فنستریح منه»؛ محمد فرزند پسر ندارد و هنگامی که از دنیا رفت نام او نیز تمام می‌شود و ما استراحت می‌کنیم.

هنگامی که غدیر را دیدند ناامید شدند و فهمیدند که نمی‌توانند دین مقدس اسلام را از بین ببرند.

آنکه دائم هوس سوختن ما می‌کرد                کاش می‌آمد و از دور تماشا می‌کرد

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما              غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

الف و لام در کلمه «الیوم» عهد حضوری است و با اینکه مفعول فیه است و باید موخر باشد، مقدم افتاده برای عظمت این روز که دین اسلام از حدوث به صفت بقاء و دوام می‌رسد و ولایت امام معصوم در کنار نبوت قرار می‌گیرد و علت مبقیه با علت محدثه هم آهنگ می‌شود.

اکمال دین

صاحب مجمع البیان از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت نقل می‌کند که آیه اکمال دین در غدیرخم بعد از آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سلم، علی بن ابی‌طالب سلام الله علیه را به خلافت منصوب کرد، نازل شد: (و هو آخر فریضه انزلها الله تعالی ثم لم ینزل بعدها فریضه) و این نصب خلافت به‌عنوان اکمال دین، آخرین فریضه الهی بود که محقق شد و بعد از آن فریضه دیگری نازل نشد[۲۶]

به خلیل بن احمد الامامی صاحب کتاب العین فی اللغه (المتوفی۱۷۰) گفتند درباره علی بن‌ابی‌طالب چه می‌گویی: «فقال ما اقول فی حق امرء کتمت مناقبه اولیائه خوفا و اعدائه حسدا ثم ظهر من بین الکتمانین ما ملا الخافقین»[۲۷] یعنی: چه بگویم درباره شخصی که دوستانش از ترس و دشمنانش از روی حسد فضائل و مناقب او را کتمان می کردند با این وصف فضائل و مناقب او همه عالم را فرا گرفت.[۲۸]

[۱] . سوره مائده، آیه۲.

[۲] . مائده/ ۶۷.

[۳] . بحارالانوار، ج۷۴، ص۶۱۱.

[۴] . مجمع البیان، ج۵ و ۶، ص۵۲۶.

[۵] . حجر/ ۷۴.

[۶] . مائده/ ۶۷.

[۷] . مائده/ ۳.

[۸] . شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۶؛ تفسیر یک جلدی بشری، ص۱۰۷.

[۹] . الغدیر، ج۱، ص۲۳۰؛ احقاق الحق، ج۶، ص۲۵۳؛ الامثل، ج۲، ص۵۹۷.

[۱۰] . المیزان، ج۵، ص۱۸۵.

[۱۱] . الغدیر، ج۱، ص۲۳۰.

[۱۲] . احزاب/ ۶.

[۱۳] . انبیاء/ ۱۰۷.

[۱۴] . تفسیر التحریر و التنویر، ج۱۷، ص۱۲۲.

[۱۵] . البحار، ج۷، ب ۶ من ابواب المعاد، ص۱۲۵.

[۱۶] . توبه/ ۱۲۸.

[۱۷] . البحار، ج۴۲، ص۲۶۷- ربیع الابرار زمخشری، ج۳، ص۲۲۲-ینابیع الموده قندوزی، ج۱، ص۴۴۷.

[۱۸] . البحار، ج۴۱، ص۱۱۰-کنز العمال، ج۱۳، ص۱۸۱.

[۱۹] . نهج البلاغه، آخر خطبه۱۵۹، ص۵۱۲ ترجمه فیض الاسلام.

[۲۰] . نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵، ص۷۱۴، ترجمه فیض الاسلام.

[۲۱] . نهج البلاغه خطبه۳۳، ص۱۱۱، ترجمه فیض الاسلام.

[۲۲] . نهج البلاغه خطبه۱۸۹- البحار، ج۱۰، ص۱۲۸.

[۲۳] . ینابیع الموده للقندوزی، ج۱، ص۳۰۸، و شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۸۶، و از منابع شیعه احقاق الحق، ج۷، ص۶۱۷.

[۲۴] . احقاق الحق، ج۱۷، ص۴۶۳، و از منابع اهل سنت المحاضرات للسیوطی، ص۱۷۹، کنز العمال متقی هندی، ج۱۳، ص۱۶۵.

[۲۵] . ینابیع الموده، ج۲، ص۲۵۵ -المناقب للخوارزمی، ص۸۳، المناقب لابی المعازلی، ص۲۱۲، فرائد السمطین، ص۱۷۰.

[۲۶] . مجمع البیان، ص۲۴۲.

[۲۷] . سفینه البحار، ج۲، ص۷۲۱، ماده خلل.

[۲۸] کسی که دم زند از فضل بی نهایت او          چو مرغکی است که از بحر تر کند منقار

حدیث فضل علی را تمــام نتوان کرد           اگر مــداد شود ابــحر و قــلم اشجــار

بازدیدها: ۴۳

دسته‌ها
احکام نکاح اخبار استفتائات

حرام ابدی

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

زنی متعه مردی بوده به مدت یک‌ماه و جماع هم حاصل شده؛ بعد از مدتی در مسافرت با مرد دومی رابطه برقرار و جماع می‌کند. آیا بعداز اتمام عده از مرد اول می‌تواند با مرد دوم ازدواج دائم یا موقت داشته باشد؟ (زن مدعی است وقتی با مرد دوم رابطه برقرار کردم، یادم نبود در صیغه مرد اول هستم و بعد جماع متوجه شدم!)

عرفانی از بوشهر

 

پاسخ معظم‌ له

بسمه تعالی

بعد التحیه و السلام

اگر با مرد دوم، عقد ازدواج جاری کرده، حرام ابدی می‌شود و برای همیشه بر یکدیگر حرام می‌باشند، و همچنین است -بنابر احتیاط واجب- اگر عقد جاری نکرده‌اند و زنا حاصل شده باشد. و الله العالم.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

بازدیدها: ۳۵

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

امام جماعت

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

امام جماعت ما به نام «حاج آقای محمدی»، یک هفته در نبود خود، شخصی را برای امامت جماعت گماشتند که خیلی شبیه ایشان بود. ما به نیت اینکه ایشان هم فامیلشان «محمدی» است اقتدا کردیم؛ اما بعد فهمیدیم «حسینی» است. آیا نمازهای ما ایراد داشته یا صرف دیدن امام جماعت و اعتماد کفایت می‌کند؟

 

پاسخ معظم‌ له

بسمه تعالی

بعد التحیه و السلام

امام جماعت باید بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، عادل و حلال زاده باشد و نماز را به‌طور صحیح بخواند و اگر مأموم مرد است، امام هم باید مرد باشد؛ و دانستن اسم امام لازم نیست؛ و اگر نیت کند به امام جماعت حاضر اقتدا می‌کنم (با داشتن شرائط) نمازش صحیح است. آنچه معتبر است، احراز و اطمینان به‌ وجود شرائط در امام است. و الله العالم.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

بازدیدها: ۲۶

دسته‌ها
اخبار استفتائات

نماز در هواپیما

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در هواپیما بعضا یازده ساعت بلا توقف پرواز دارم. نمازهایم را به چه جهت بخوانم باتوجه به اینکه اولا هواپیما تغییر جهت دارد و مثل زمین ثابت نیست و ثانیا کعبه روی زمین قرار دارد و ما در آسمان؟

 

پاسخ معظم‌ له

بسمه تعالی

بعد التحیه و السلام

  1. اگر وقت نماز وسعت دارد، نمازش را بعد از پیاده شدن (از هواپیما، کشتی، ماشین، قطار و…) بخواند. و اگر وقت وسعت ندارد، سعی کند با سائر شرائط، رو به قبله نماز بخواند؛ و اگر نمی‌تواند به قبله علم پیدا کند، به طرفی که مظنه دارد یا احتمال می‌دهد نماز بخواند. در صورت جهل، انحراف از قبله تا یمین و یسار یعنی راست و چپ نمازگزار (تا قبل از ۹۰ درجه -یک چهارم دائره-) مانعی ندارد. و بهتر است بعداً نمازش را قضا نماید.
  2. شیخ طوسی رحمه‌الله به اسناد خود از عبدالله بن سنان از امام صادق صلوات‌الله‌علیه نقل می‌کند: شخصی از امام سلام‌الله‌علیه سؤال کرد که نماز عصرم را بالای کوه ابوقُبیس خواندم با اینکه کعبه پایین بود و من بر قله کوه، آیا مُجزی است؟ قال علیه السلام: نعم، أنّها قبله من موضعها الی السماء. امام علیه السلام فرمودند: بله، کعبه از زمین تا آسمان قبله است.[۱] و مرحوم صدوق روایتی از امام صادق صلوات‌الله‌علیه نقل می‌کند که آن حضرت فرمودند: أساس البیت من الأرض السابعه السفلی الی الأرض السابعه العلیا (الی السماء السابعه العلیا) یعنی خانه کعبه (قبله) از طبقه هفتم زمین تا طبقه هفتم آسمان است.[۲] بنابراین نماز در هواپیما هم باید رو به قبله باشد. و الله العالم.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] . الوسائل، ج۴، ص۳۳۹، ب۱۸ من ابواب القبله، ح۱.

[۲] . مستند الشیعه، ج۴، ص۱۶۱.

بازدیدها: ۲۶

دسته‌ها
اخبار پندها و حکایت ها تفسیر قرآن

نجات آمران به معروف و ناهیان از منکر

«وَإِذْ قَالَتْ أُمَّهٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا ۖ قَالُوا مَعْذِرَهً إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»[۱]

و آنگاه که گروهی از آنان گفتند: چرا گروهی را که خدا آنان را هلاک کننده است یا به عذاب سخت مبتلا خواهد کرد، پند می‌دهید؟ گفتند: تا در پیشگاه پروردگارتان عذری باشد، و شاید آنان پروا کنند.

این آیه، گفت‌وگوی عافیت‌طلبانی را نقل می‌کند که به احتجاج نهی‌کنندگان پرداخته‌اند.

از سیاق این آیه و آیه بعد به‌دست می‌آید که تنها کسانی در این جریان نجات یافته‌اند که همواره نهی از منکر کردند، با این که بر حسب گفته گروهی دیگر، نهی‌شان هرگز اثری نداشت، ولی اینان در پاسخ به آنان همواره می‌گفتند که اولا این امر و نهی برای ما عذری در نزد پروردگار ما خواهد بود که ما وظیفه خود را انجام دادیم و در ثانی، شاید هم بر خلاف آنچه پیداست آنها این منکر را ترک کنند. بنابراین در این معرکه یهودیان سه گروه بودند:

گروه اول که اکثریت را تشکیل می دادند، به مخالفت با این فرمان الهی برخاستند؛

گروه دوم که قاعدتا نفرات کم‌تری بودند، در برابر گروه اول به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند؛

گروه سوم ساکتان و بی‌طرفان بودند که نه همگامی با گناه‌کاران داشتند و نه وظیفه نهی از منکر را انجام می‌دادند. از این میان تنها به ظاهر همان گروه دوم از عذاب نجات یافتند که عبارت: «أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ»[۲] در آیه بعد بر آن دلات دارد.[۳]

[۱]. اعراف/۱۶۴.

[۲]. اعراف/۱۶۵.

[۳]. آیت الله دیباجی اصفهانی، محمد تقی، «تفسیر بشری».

بازدیدها: ۳۹

دسته‌ها
احکام متفرقه اخبار استفتائات

اسماء متبرکه

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در خیلی از نامه‌ها مجلات پوسترها و غیره نام خدا و بعضی دیگر اسماء متبرکه برای شروع، تیمن و تبرک و نقل قول‌ها آورده می‌شود و با توجه به اینکه نگهداری خیلی از آنها مقدور نیست مخصوصا خیلی از نامه‌های اداری در ادارات، لطفا راهنمایی بفرمایید برای دور انداختن آنها چه باید کرد؟

پاسخ معظم‌له

بسمه تعالی

بعدالتحیه و السلام

اوراقی که اسماء مقدسه در آنها نوشته شده، انداختن آنها در مکان‌هایی که عرفا هتک حرمت به حساب می‌آید یا سوزاندن آنها جایز نیست و باید آنها را یا در دریا یا آب جاری بیندازند یا در بیابان در مکان پاک دفن کنند یا اسماء متبرکه را از اوراق محو کنند و سپس خمیر کنند و به صورت کارتن و غیره درآورند. والله العالم.

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۳۲

دسته‌ها
احکام مسجد اخبار استفتائات

خوابیدن در اماکن متبرکه

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

به نظر جنابعالی حکم خوابیدن در اماکن متبرکه و مقدس (برای مثال مساجد و حرم ائمه علیهم السلام) چیست؟

پاسخ معظم‌له

بسمه تعالی

بعدالتحیه و السلام

خوابیدن در مساجد مکروه است و همچنین صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و خواندن اشعاری که مشتمل بر موعظه و نصیحت نباشد و انداختن آب دهان و بینی و اخلاط سر و سینه و بلند کردن صدا و داد و فریاد و هرچه که با احترام و موقعیت مسجد منافات داشته باشد، کراهت دارد. مشاهد مشرفه (حرم‌های ائمه معصومین علیهم السلام) از جهت محرمات و مستحبات و مکروهات، حکم مساجد را دارند.[۱] والله العالم.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱]. و المشاهد المشرفه کالمساجد (عروه الوثقی، ج۱، ص۱۸۱، طبع جامعه مدرسین).

بازدیدها: ۲۸

دسته‌ها
احکام نکاح اخبار استفتائات

اذن پدر در ازدواج دختر باکره

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

به نظر جنابعالی آیا اذن پدر یا جد پدری در ازدواج با دختر ۵۰ساله باکره شرط است یا خیر؟

 

پاسخ معظم‌له

بسمه تعالی

بعدالتحیه و السلام

اگر دختر باکره (بکر) باشد (هنوز ازدواج نکرده باشد) باید با اذن پدر یا جد پدری ازدواج کند؛ جوان باشد یا سال‌خورده، در هر سنی که باشد اذن پدر یا جد پدری لازم است و اجازه مادر یا برادر لازم نیست.

و اگر دختر، بالغه عاقله رشیده باشد (یعنی مصلحت زندگی خود را تشخیص می‌دهد) و بخواهد با شخصی ازدواج کند که به تأیید بزرگ‌ترهای فامیل و خویشان، همسر مناسبی می‌باشد، در این صورت اگر پدر یا جد پدری مخالفت کنند، چنانچه مخالفت آنان بدون رعایت مصلحت دختر باشد و دختر احتیاج به ازدواج داشته باشد و همچنین اگر قبلا شوهر کرده (و بکر نباشد) در این دو صورت اجازه پدر یا جد پدری لازم نیست. والله العالم.

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۳۵

دسته‌ها
احکام تقلید اخبار استفتائات

دلیل بطلان عمل به فتوای غیراعلم

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

حضرتعالی در پاسخ به این سؤال «اگر مکلف در برخی احکام، به نظر مرجعی غیر از نظر مرجع تقلید خویش عمل کند، آیا گناهی مرتکب شده است؟»، فرمودید: «اگر اعلمیت مرجع تقلیدش محرز باشد یا محتمل الأعلمیّه باشد و در مسئله‌ای فتوی بدهد، عمل به نظر غیر أعلم جایز نیست و باطل است، و چنانچه مرجع تقلیدش از نظر فقاهت با مجتهد دیگر مساوی باشد و تاکنون در این مسئله به فتوای مرجع تقلیدش عمل نکرده باشد، رجوع به غیر جایز است؛ مشروط بر اینکه علم به مخالفت با تکلیف پیدا نکند»؛ حال سؤالم این است که چرا عمل به نظر غیر اعلم باطل است؟ دلیل بطلان چیست؟

 

پاسخ معظم‌ له

بسمه تعالی

بعد التحیه و السلام

در مسئله تقلید دو مبنا وجود دارد: ۱) وجوب تقلید اعلم ۲)عدم الوجوب (البته در مسائلی که بین آنان اختلاف فتوا نباشد، مثلا جلسه استراحت را یکی واجب بداند و دیگری واجب نداند.)

مرحوم سید در عروه الوثقی در بحث اجتهاد و تقلید در مسئله ۲۲ در شرایط مجتهد می‌فرماید: «…و أن یکون أعلم فلا یجوز علی الأحوط تقلید المفضول مع التمکن من الأفضل».[۱] بنابراین بر فرض وجوب تقلید اعلم در مسائل خلافیّه و بر فرض تمامیت ادله وجوب تقلید اعلم، تقلید از غیراعلم جایز نمی‌باشد مگر این‌که در ادله وجوب تقلید اعلم، مناقشه شود. ادله‌ای که اقامه شده عبارتند از:

  1. اجماع: چنانکه محقق ثانی (کرکی) و مرحوم سید مرتضی علم الهدی و شیخ بهایی و صاحب معالم ادعا کرده‌اند.
  2. أخبار: مانند مقبوله عمربن حنظله که امام علیه السلام فرمود: «الحکم ما حکم به أعدلهما و أفقههما و أصدقهما فی الحدیث و أورعهما» و کلام امیرالمؤمنین سلام الله علیه به مالک اشتر «و اختَر لِلحُکمِ بَینَ الناسِ أفضَلَ رَعِیَّتِکَ».
  3. فتوای اعلم به واقع نزدیک‌تر است زیرا فرض آن است که اعلم، به مدارک مسئله و معارضات آن وقوف بیشتری دارد.
  4. سیره عقلا در علوم و فنون مطلقا، رجوع به أعلم است و شارع مقدس این سیره را ردع نکرده است.
  5. دلیل عقل و أصاله الاشتغال در دوران امر بین تعیین و تخییر. فتوای اعلم یا در عرض فتوای غیر اعلم است که در این صورت مکلف مخیر است هر کدام را اخذ کند، یا متقدم است بر فتوای غیر اعلم. بنابراین حجیت قول اعلم یقینی است و قول غیراعلم مشکوک الحجیه است و عقل از باب لزوم دفع ضرر محتمل حاکم است به وجوب تقلید اعلم. تفصیل این مسئله در اصول مطرح شده است. واللّه العالم.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] . العروه (طبع جامعه مدرسین)، ج۱، ص۲۶.

بازدیدها: ۴۱