دسته‌ها
اخبار درس خارج

بدترین مردم ۲

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی «مدظله العالی»

موضوع : بدترین مردم

تاریخ : این درس اخلاق در سالهای ۱۳۸۸ توسط استاد معظم بیان شده

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین‏ سَیَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الأطْیَبِینَ الأَنْجَبین ‏سَیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّه فِی الْعالَمِین بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

فاطمه «سلام الله علیها» از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله  نقل می کند که فرمود: «شرار امّتی الّذین غذّوا بالنّعیم، الّذین یأکلون الوان الطّعام، و یلبسون الوان الثّیاب، و یتشدِّقون فی الکلام ؛ بدترین امّت من، کسانی هستند که در نعمت ها غوطه ور، و غذاهای گوناگون می خورند، و لباس های رنگارنگ می پوشند، در گفتار (با مردم) با ریشخند و دهن کجی سخن می گویند.»[۱]

در روایت که از صدیقه طاهره «سلام الله علیها» نقل کردیم اشاره دارد به اینکه بعضی ها خیال می کنند اینهمه نعمتی که در اختیار دارند به سبب پاداشی است که خداوند به آنها عنایت کرده و گاهی در جامعه خود را از دیگران برتر می بینند و این موجب تمرد و طغیان گری آنها می گردد که از مصادیق مَنیّت آنها، بی باک بودن در کلام و ریشخند زدن به مردم زیر دست خود است غافل از آنکه راه را به بیراهه طی می کنند و این صفت رذیله درشت گویی موجب فراهم آوردن آتشی در جهنم آنها خواهد بود.امیرالمؤمنین امام علی m در وصیتش به فرزند خود محمد حنفیه  می فرمایند:«وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ إِنَّ اللِّسَانَ کَلْبٌ عَقُورٌ إِنْ أَرْسَلْتَهُ عَقَرَکَ وَ رُبَّ کَلِمَهٍ سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نَقِمَهً فَاخْزَنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزَنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ وَ مَنْ سَبَّبَ عِذَارَ لِسَانِهِ سَاقَهُ إِلَى کُلِّ کَرِیهَهٍ». بدان زبان سگ درّنده ای است؛ اگر او را رها کنى تو را اذیت مى ‏کند، چه بسا سخنى گوید که نعمتى را از تو سلب کند و بلائى را به سوى تو بکشاند. زبانت را نگهدارى کن آنچنان که طلا و نقرۀ خود را نگهدارى مى‏ کنى و هر کس در سخن گفتن شتاب کرد، زبانش او را به سوى بدی ها می‌کشاند. [۲]

آن سخن های چو مار و کژدمش            مار و کژدم گردد و گیرد دُمش

ظاهرش چون بُوذروسلمان بود               باطنش همچون ابوسفیان بود

از برون طعنه زند بر بایزید                  وز درونش ننگ میدارد یزید

 آنچه دارد در دل از مکر و رموز            پیش ما پیدا بود مانند روز

مثل همین فرمایش:«اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»[۳] البته ظاهراً این جمله حدیث نیست ولی با ضمیمه روایتی می توان این جمله را تایید کرد «مردى خدمت پیامبر jآمد و گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، آن‌حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. (برای دومین بار) گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار، (برای بار سوم) گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار. واى بر تو! آیا مردم را جز محصول و نتایج زبان‌هاى برّنده و نیست کننده‌شان‏، چیز دیگری هست که آنها را به روى در آتش جهنّم اندازد».[۴]

امیر المؤمنین امام علی m می فرماید: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ یَنْفَعْهُ] لَا یَنْفَعُهُ».[۵] چه بسا عالمى را که جهلش از پاى در آورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد.

پس جهل مخالف علم نیست ممکن است حتی عالمی جاهل باشد(یا بیسوادی جاهل نباشد ) وقتی بنی اسرائیل از موسی m قاتل جوان را مطالبه کردند … که داستان آن در قرآن آمده در سوره بقره آیه ۶۷ موسی m فرمود گاوی را ذبح نمائید بنی اسرائیل گفتند آیا ما را مسخره می کنید؟ حضرت موسی m فرمود : Pأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَO[۶] به خدا پناه می بردم که از جاهلین باشم ؛ پس جهل نادانی است نه بیسوادی .

چه بسیار علمائی که در طول تاریخ به دلیل زخم زبان یا جهلی که داشتند خود را به کشتن دادند «اِبْنِ مُقَفَّع» کاتب دربار منصور دوانیقی بود و والی بصره (سفیان بن معاویه ) را در جمع درباریان مسخره میکرد : می گفت «السلام علیکما» سلام بر شما دو تا ، تو و بینی تو (دماغ بزرگی داشته ) یا میگفت یابن المغتلمه پسر زناکار والی بصره ارتقاء رتبه گرفت ابن مقفع را دستگیر کرده به او گفت آیا به یاد می آوری که چگونه مرا مسخره می کردی و به سخره می گرفتی ؟ ! تنوری از آتش مهیّا نمود از پاهایش شروع کرد تکه تکه کردن و در تنور آتش انداخت ، آخرین قسمت او زبانش بود . «زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد» در موارد دیگر ممکن است با همین زبان غیبت ،تهمت ، دروغ، شهادت بی جا و … مرتکب شویم لذا فرمودند: « اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

 

 

[۱] «مسند فاطمه» سیوطی، ص ۷.

[۲] إرشاد القلوب ج‏۱، ص ۱۰۳

[۳] اللطائف و الظرائف، ص ۱۰۴، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۷، ص ۳۰۳۹،

[۴] وسائل الشیعه، ج ‏۱۲، ص ۱۹۱

[۵] نهج البلاغه حکمت ۱۰۷

[۶] سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

بازدیدها: ۳۰

دسته‌ها
اخبار درس اخلاق

بدترین مردم

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی «مدظله العالی»

موضوع : بدترین مردم

تاریخ : این درس اخلاق در سالهای ۱۳۹۸ توسط استاد معظم بیان شده

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین‏ سَیَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الأطْیَبِینَ الأَنْجَبین ‏سَیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّه فِی الْعالَمِین بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

فاطمهn از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کند که فرمود: «شرار امّتی الّذین غذّوا بالنّعیم، الّذی یأکلون الوان الطّعام، و یلبسون الوان الثّیاب، و یتشدِّقون فی الکلام» ؛ بدترین امّت من، کسانی هستند که در نعمت ها غوطه ور، و غذاهای گوناگون می خورند، و لباس های رنگارنگ می پوشند، در گفتار (با مردم) با ریشخند و دهن کجی سخن می گویند.»[۱]

در روایت که از صدیقه طاهره n نقل کردیم اشاره دارد به اینکه بعضی ها خیال می کنند اینهمه نعمتی که در اختیار دارند به سبب پاداشی است که خداوند به آنها عنایت کرده و گاهاً در جامعه خود را از دیگران برتر می بینند و این موجب تمرد و طغیان گری آنها می گردد که از مصادیق مَنیّت آنها، بی باک بودن در کلام و ریشخند زدن به مردم زیر دست خود است غافل از آنکه راه را به بیراهه طی می کنند و این صفت رذیله درشت گویی موجب فراهم آوردن آتشی در جهنم آنها خواهد بود در قرآن کریم خدای سبحان میفرماید: {وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ}[۲] و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.

روزگار همیشه یکسان نیست، بلکه طبق روایات: «الدَّهر یَومان، یَومٌ لک و یومٌ علیک، فان کان لک فلا تبطر و ان کان عَلیک فاصبر فکلاهما ستُختَبر»،[۳]  روزگار دو چهره دارد: گاهى با تو و گاهى بر علیه توست آنگاه که به نفع توست، مغرور مشو و آنگاه که به ضرر توست، صبر پیشه کن، زیرا در هر حال مورد آزمایش الهى هستى.نعمت‌هایى که پس از سختى‌ها و مشکلات به انسان مى‌رسد، باید عامل شکر و ذکر باشد، نه وسیله‌ى فخر و طرب. دو چیز شادى را خطرناک مى‌کند: یکى تحلیل غلط، «ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی» و دیگر آنکه این شادى سبب تحقیر دیگران و فخرفروشى خود شود. «لَفَرِحٌ فَخُورٌ»

امام صادقm  می فرماید: اَلذُّنُوبُ اَلَّتِی تُغَیِّرُ اَلنِّعَمَ اَلْبَغْیُ وَ اَلذُّنُوبُ اَلَّتِی تُورِثُ اَلنَّدَمَ اَلْقَتْلُ [۴]مجاهد به نقل از پدرش گوید:امام صادق m فرمود:(از جمله) گناهانى که نعمت را دگرگون مى‌سازند:انواع«بغى»(ستم و تعدّى،نافرمانى و برگشت از حقّ‌ و سرباز زدن از اطاعت امام،تجاوز از حد،و دروغ گفتن)است

خداوند آنچه از نعمت ها در زمین و اسمان است برای بهره برداری انسان آفریده است: {هو الّذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً}؛[۵] گاه نعمتهای ویژه را نیز به انسان عنایت می کند. ولی گاه این نعمت ها را از انسان می گیرد نه بخاطر این که نعوذباللّه خزانه الهی تمام شده باشد، که تمام شدنی نیست، و نه بخاطر بخل و امثال آن که ذات پاک او از هر عیب و نقصی مبرّا می باشد. بلکه گناهی و یا گناهانی از انسان صادر می شود که نعمت ها را از انسان می گیرد و یا تغییر می دهد، حال باید دید که کدام گناهان است که نعمت ها را تغییر می دهد و یا از انسان می گیرد.

امام سجادm می فرماید: «الذّنوب الّتی تغیّر النّعم»: شخصی گوید از امام زین العابدین شنیدم که  می فرمود:گناهانی که نعمتها را تغییر می دهد پنج چیز است :

۱ ظلم و ستم کردن به مردم

البغی علی النّاس؛ ظلم و ستم کردن بر مردم(نعمت ها را تغییر می دهد) لذا حکومت و سلطنت با کفر پیشگی دوام می آورد ولی با ظلم و ستم پیشگی دوام نخواهد آورد.[۶] خصوصاً ظلم در حق افرادی که پناهی جز خداوند ندارد به سرعت برق، آه مظلوم می گیرد و نعمت را تغییر می دهد.[۷]

۲ ترک عادت نیک

الزّوال عن العاده فی الخیر؛ از دست دادن عادت به کار خیر و نیک گاه انسان عادت های خوبی دارد، مانند خرج دادن برای امام حسینm کمک به فقرا، عادت به خواندن قرآن و دعا و نماز شب، ترک این عادات نیک که به راحتی به دست نیامده نعمت ها را از انسان می گیرد و یا تغییر می دهد.

۳ ترک اختیار معروف

واصطناع المعروف؛ از دست دادن اختیار عمل معروف (و شناخته شده نزد عقل و شرع) ممکن است مراد ترک عادت اختیار معروف و عمل شناخته شده در نزد عقل و شرع باشد، شاید مقصود این است که امر به معروف نکند و خود بدان عمل ننماید.

۴ کفران نعمت

وکفران النّعم؛ کفران نعمت نمودن. خداوند نعمتهای بیشماری به ما داده است از نعمت بعثت و امامت گرفته تا نعمت های عادی و معمولی همچون سلامتی، عقل، انواع خوردنی ها و پوشیدنی ها. کفران این نعمت ها نیز تغییر نعمت و یا زوال آن را به دنبال خواهد داشت.

۵ شکر نعمت نکردن وترک الشّکر؛ترک شکر (نعمت).برترین شکر آن است که انسان نعمت را در مسیر خودش به کار ببرد،[۸] و ترک آن به این است که در غیر مسیر صحیح استفاده کند، مثلاً جوانی را در مسیر گناه و فساد، مال را در مسیر حرام و لهو و لعب به کار برد در ادامه حضرت سجادm به آیه قرآن استناد نموده: Pقال اللّه تعالی انّ اللّه لایغیّر ما بقومٍ حتّی یغیّروا ما بانفسهمO [۹] خداوند نعمتهای خود را تغییر نمی دهد مگر آنکه مردم (بر اثر اعمال و رفتار و اندیشه ناسالم) در خود تغییر بوجود آورند.[۱۰]

امیرالمؤمنین امام علی m در وصیتش به فرزند خود محمد حنفیه می فرمایند : «وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ إِنَّ اللِّسَانَ کَلْبٌ عَقُورٌ إِنْ أَرْسَلْتَهُ عَقَرَکَ وَ رُبَّ کَلِمَهٍ سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نَقِمَهً فَاخْزَنْ لِسَانَکَ کَمَا تَخْزَنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ وَ مَنْ سَبَّبَ عِذَارَ لِسَانِهِ سَاقَهُ إِلَى کُلِّ کَرِیهَهٍ». بدان زبان، سگ درّنده ای است؛ اگر او را رها کنى تو را اذیت مى ‏کند، چه بسا سخنى گوید که نعمتى را از تو سلب کند و بلائى را به سوى تو بکشاند.زبانت را نگهدارى کن آنچنان که طلا و نقرۀ خود را نگهدارى مى‏ کنى و هر کس در سخن گفتن شتاب کرد، زبانش او را به سوى بدی ها می‌کشاند. [۱۱]

آن سخن های چو مار و کژدمش          مار و کژدم گردد و گیرد دُمش

ظاهرش چون بُوذروسلمان بود               باطنش همچون ابوسفیان بود

از برون طعنه زند بر بایزید                   وز درونش ننگ میدارد یزید

آنچه دارد در دل از مکرو رموز              پیش ما پیدا بود مانند روز

مثل همین فرمایش :«اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ»[۱۲] البته ظاهراً این جمله حدیث نیست ولی با ضمیمه روایتی می توان این جمله را تایید کرد «مردى خدمت پیامبر jآمد و گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، آن ‌حضرت فرمود: زبانت را نگهدار. (برای دومین بار) گفت: یا رسول اللَّه ! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار، (برای بار سوم) گفت: یا رسول اللَّه! مرا سفارشى کن، پیامبرj فرمود: زبانت را نگهدار. واى بر تو! آیا مردم را جز محصول و نتایج زبان‌هاى برّنده و نیست کننده‌شان‏، چیز دیگری هست که آنها را به روى در آتش جهنّم اندازد».[۱۳]

در قرآن کریم دو آیه از سوره «بلد» و «الرّحمن» راجع به زبان سخن گفته است :

در سوره بلد، آیه ۸ تا ۱۰: Pاَلَـمْ نَجـْعَلْ لـَهُ عَیْـنَیْنِ  وَ لِساناً و شَـفَتَیْنِ وَ هَدَیْناهُ النَّجْدَیْنِO؛ (آیا براى او [انسان] دو چشم قرار ندادیم و یک زبان دو لب ؟ و او را به خیر و شرّش هدایت نمودیم! آیات در مقام بیان بزرگترین نعمتهاى الهى است،  که همان نعمت چشم و زبان و لبها، که موجب سعادت انسانها و گاهی موجب بدبختی انسانها می شوند

در سوره الرّحمن آیات ۱ تا ۴ نیز تعبیر بسیار مهمّى درباره نعمت بیان که مولود زبان است آمده، و بعد از ذکر نام خداوند «رحمان» مى فرماید: Pاَلرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرآنَ خَلَقَ الاْنسانَ عَلَّـمَهُ الْبَیانَO؛ خداوند رحمان قرآن را تعلیم فرمود، انسان را آفرید و به او بیان آموخت. از این آیات نورانیآآآ نعمت بیان به عنوان مهمترین نعمتها بعد از آفرینش انسان ذکر شده است

امیرمؤمنان على  mمی فرماید : «مَا الاْنْسانُ لَوْ لا الِلّسانُ اِلاّ صُـورَهٌ مُمَثـَّلَهٌ، اَوْ بَهیمَهٌ مُهْمَلَهٌ!»[۱۴](۴)؛ (اگر زبان نبود انسان چه بود؟! چیزى جز یک مجسّمه یا حیوان رها شده در بیابان!

امام امیرمؤمنان علىm فرمود: «اِنَّ فِى الاَنْسانِ عَشَرَ خِصال یُظْهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ یُخْبِرُ عَنِ الضَّمیرِ، وَحاکِمٌ یَفْصِلْ بَیْنَ الْخِطابِ، وَ ناطِقٌ یَرُدُّ بِهِ الْجَوابَ، وَ شافِعٌ یُدْرِکُ بِهِ الْحـاجَهَ، وَ واصِفٌ یَعْرِفُ بِهِ الاَشْـیاءَ، وَ اَمیرٌ یأْمُرُ بِالْـحَسَنِ، وَ واعِظٌ یَنْهى عَنِ الـْقَبیحِ، وَ مُعَزٍّ تَـسْکُنُ بهِ الاْحْزانُ، و حاضِرٌ (حامِدٌ) تُجْلى بِهِ الضَّـغائنُ وَ مُونِقٌ تَلَذُّ بِهِ الاْسْماعُ»[۱۵]؛ در انسان ده خصلت است که آنها را با زبان ظاهر مى کند: شاهدى است که از درون خبر مى دهد. و داورى است که حقّ و باطل را از هم جدا مى سازد. و سخنگویى است که به سؤالات پاسخ مى گوید. و شفاعت کننده اى است که سبب وصول به نیازها است. و توصیف کننده اى است که اشیاء را معرفى مى کند. و امیرى است که به نیکیها دعوت مى نماید. و واعظى است که از قبیح باز مى دارد. و تسلّى دهنده اى است که غمها با او فرو مى نشیند. و ستایشگرى است که زنگار کینه ها را از دلها پاک مى کند. و هنرمندى است که گوشها به سبب او لذّت مى برند.

امیر المؤمنین امام علی m می فرماید: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُ [لَمْ یَنْفَعْهُ] لَا یَنْفَعُهُ».[۱۶] چه بسا عالمى را که جهلش از پاى در آورد و حال آنکه، علمش با او بود و سودش نکرد.پس جهل مخالف علم نیست ممکن است حتی عالمی جاهل باشد(یا بیسوادی جاهل نباشد ) وقتی بنی اسرائیل از موسی m قاتل جوان را مطالبه کردند … که داستان آن در قرآن آمده در سوره بقره آیه ۶۷ موسی m فرمود گاوی را ذبح نمائید بنی اسرائیل گفتند آیا ما را مسخره می کنید؟ حضرت موسی m فرمود : Pأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَO[۱۷] به خدا پناه می بردم که از جاهلین باشم ؛ پس جهل نادانی است نه بیسوادی .

چه بسیار علمائی که در طول تاریخ به دلیل زخم زبان یا جهلی که داشتند خود را به کشتن دادند «اِبْنِ مُقَفَّع» کاتب دربار منصور دوانیقی بود و والی بصره(سفیان بن معاویه ) را در جمع درباریان مسخره میکرد : می گفت «السلام علیکما» سلام بر شما دو تا  تو و بینی تو (دماغ بزرگی داشته ) یا میگفت یابن المغتلمه پسر زن  زناکار؛ والی بصره ارتقاء رتبه گرفت «ابن مقفع» را دستگیر کرده تنوری از آتش مهیّا نمود از پاهایش شروع کرد تکه تکه کردن و در تنور آتش انداخت ، آخرین قسمت او زبانش بود به او گفت آیا به یاد می آوری که چگونه مرا مسخره می کردی و به سخره می گرفتی ؟[۱۸]«زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد»

در موارد دیگر ممکن است با همین زبان غیبت ،تهمت ، دروغ، شهادت بی جا و … مرتکب شویم لذا فرمودند: « اللِّسَانُ جِرْمُهُ صَغِیرٌ وَ جُرْمُهُ کَبِیرٌ».

این داستان نیز از لقمان معروف است، ‌در آن هنگام که به صورت برده‌ای برای آقایش کار می‌کرد، روزی به او گفت: گوسفندی برای من ذبح کن و دو عضو که بهترین اعضای آنست برای من بیاور.او گوسفندی را ذبح کرد و زبان و دل آن را برای وی آورد.چند روز دیگر همین دستور را به او داد منتها گفت، دو عضو که بدترین اعضای آن است برای من بیاور لقمان بار دیگر گوسفندی را ذبح کرد و همان زبان و دل را برای او آورد، او تعجب کرد و از این ماجرا سؤال کرد، لقمان در پاسخ گفت: قلب و زبان اگر پاک باشند از هر چیز بهترند، و اگر ناپاک شوند از همه چیز خبیثتر و بدتر![۱۹]

خاطره ذیل الذکر بعد درس اخلاق توسط فرزند استاد معظم مطرح گردید:

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد رضا دیباجی ( فرزند آیت الله دیباجی اصفهانی مدظله العالی ) از آیت الله العظمی بهجت نقل می کند که روز در خدمت ایشان بودم که از باب نصیحت فرمودند : حضرت آدم علیه السلام با فرزندان و نوه ها نشسته بودند ، بعض نوه ها سر و صدا زیاد می کردند یکی از آنان پرسید! ای پدر بزرگ چرا هیچ نمیگویی ؟! حضرت آدم علیه السلام فرمودند: وقتی توبه نمودم و خداوند به برکت پنج تن آل عبا توبه ام را پذیرفت ! روزی جبرئیل به من گفت آیا میخواهی مقام و منزلت قبلی خود را بدست آوری ؟ گفتم بله ، جبرئیل گفت یا آدم : قَلّلِ الکلام کم حرف باش سخن زیاد نداشته باش.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

 

 

۱] «مسند فاطمه» سیوطی، ص ۷.

[۲] سوره مبارکه هود آیه ۱۰

[۳] بحار، ج ۷۳، ص ۸۱.

[۴] معانی الأخبار ج۱ ص۲۶۹

[۵] سوره بقره آیه ۲۹

[۶] نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.

[۷] اصول کافی، کلینی ج ۲، ص ۳۳۱، ح ۵.

[۸] راغب اصفهانی، المفردات، ص ۲۶۵.

[۹] سوره مبارکه رعد آیه ۱۱

[۱۰] وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵۱۹، ح ۸.

[۱۱] إرشاد القلوب ج‏۱، ص ۱۰۳

[۱۲] اللطائف و الظرائف، ص ۱۰۴، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۷، ص ۳۰۳۹،

[۱۳] وسائل الشیعه، ج ‏۱۲، ص ۱۹۱

[۱۴] غررالحکم و دررالکلم،تمیمی آمدی ،مصحح رجائی سید مهدی ، ص ۵۹۴ حدیث ۱۹۲

[۱۵] اصول کافی ، مصحح غفاری علی اکبر ج ۸ ص ۲۰

[۱۶] نهج البلاغه حکمت ۱۰۷

[۱۷] سوره مبارکه بقره آیه ۶۷

[۱۸] اَلْکُنی وَ الْاَلْقاب ج ۱ ص ۴۸۱

[۱۹]  بیضاوی، عبدالله، تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۳۴۶. ۱۱، ثعلبی، احمد، تفسیر ثعلبی، ج۷، ص۳۱۶.

بازدیدها: ۲۹

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

مفهوم «بسم الله قاصم الجبارین»

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در بعض تعابیر می خوانیم که نوشته می شود «بسم الله قاسم الجبارین » در بعض جاها هم می نویسند «بسم الله قاصم الجبارین » از نظر روایات همچین جمله ای وجود دارد؟ و معنای این جملات چیست ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

در دعای افتتاح ( که در شب های ماه مبارک رمضان خواندن آن سفارش شده است ) آمده است :«وَالْحَمْدُ لِلّهِ قاِصمِ الجَّبارینَ مُبیرِ الظّالِمینَ»[۱].

در روایتی که مرحوم کلینی رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف کافی نقل می کند خداوند متعال به حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمود:« إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیَّانُ الدِّینِ»[۲]. «قاصم» از «قصم» بمعنی هلاکت گرفته شده؛ یعنی خداوند شکننده و از بین برنده سرکشان و حاکمان خیره سر و کساد کننده ظلم و ستم خواهد بود. والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] مفاتیح الجنان ص ۱۸۱

[۲] اصول کافی ج ۱ ص ۵۲۷

بازدیدها: ۴۴

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

نماز شخص آلزایمری

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

مادرم بخاطر کهولت سن دچار آلزایمر شدید شده که گاهی نماز خواندن را اصلا فراموش می کند؛ ما فرزندان ایشان باید حتماً او را به نماز خواندن مجبور کنیم یا تکلیفی نداریم ؟

 

پاسخ معظم له

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

اگر عقل و هوش او از کار نیفتاده و شما را می شناسد که فرزندان او هستید و اوقات نماز را تشخیص می دهد از باب ارشاد جاهل او را آگاه کنید و مسائل عبادی مثل نماز را که فراموش می کند او را یادآوری کنید؛ به ویژه پسر بزرگتر که وظیفه بیشتری دارد؛ و اگر شما را نمی شناسد و اوقات نماز را تشخیص نمی دهد، شما وظیفه ای ندارید. والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۲۷

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

چرا در نماز جماعت حمد و سوره نمی خوانند

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

برای ما همیشه سوال بوده؛  و البته هم سوال کردیم و هم مطالعه، ولی پاسخی  قانع کننده پیدا نکردیم ، که چرا مأموم وقتی به نماز جماعت می ایستد، حمد و سوره را نباید بخواند؟

 

پاسخ معظم له

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

احکام الهیه تعبّدی است ؛ اگرچه دلیل آنها را ندانیم ، باید از روی تعبّد و اطاعت قبول کنیم؛ البته در برخی از ادلّه، فلسفه احکام بیان شده ، اما به عنوان حکمت نه؛ بعنوان  علّت مثلاً حکمت عدّه زن مطلقه؛ چرا هنگامی که شوهر او را طلاق داد باید دو طُهر یا دو حیض عدّه نگهدارد؟!  و شوهر نکند! « لعدم اختلاط المیاه» ؛ تا بچّه در رحم معلوم شود از کیست؛ از شوهر اول است یا از شوهر دوم! حال اگر شوهر سالیان متمادی است که آمیزش نکرده، اگر همسر خود را طلاق داده، در این صورت نیز آن زن مطلقه باید عدّه نگهدارد؟! با اینکه یقیناً، نطفه ای در رحم او وجود ندارد؟!.

درباره سکوت مأموم در نماز جماعت؛ خداوند در قرآن فرموده :«وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»[۱] هنگام قرائت قرآن گوش فرا دهید و ساکت باشید شاید مورد رحمت خداوند قرار گیرید؛ چنانکه حضرت باقر سلام الله علیه در ذیل این آیه شریفه می فرماید؛ هنگامی که در نماز جماعت پشت سر امام جماعت ایستاده ای (حمد و سوره) نخوان و به قرائت امام گوش فرا ده که دستور خداوند است.[۲] والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه اعراف آیه شریفه ۲۰۴

[۲] من لایحضره الفقیه ج ۱ ص ۳۹۲

بازدیدها: ۲۷

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

تسبیحات اربعه

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در مورد تسبیحات اربعه نظرحضرتعالی چیست؟ آیا باید سه مرتبه خوانده شود یا یک مرتبه کفایت می کند ؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

نمازگزار در ( نماز فرادﱝ یا جماعت) رکعت سوم نماز مغرب و در رکعت سوم و چهارم نماز ظهر و عصر و عشاء؛ مخیّر است بین قرائت حمد و یا یک مرتبه تسبیحات اربعه یعنی « سُبْحانَ اللهِ، وَ الْحَمْدُ لِلهِ، وَ لا إلهَ إلاّ اللهُ، وَ اللهُ أکْبَرُ» و بنابر اقوﱝ ( یک مرتبه ) تسبیحات اربعه مُجزی و کافی خواهد بود ولی بهتر است سه مرتبه گفته شود. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۳۰

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

خواب ماندن برای نماز صبح

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

بنده اگر قبل از اذان صبح بخوابم یقین دارم که برای نماز صبح بیدار نمی شوم و لذا نماز صبح من قضاء می شود؛ بخاطر همین معمولاً تا اذان صبح بیدار می مانم این عادت ثانویه ام شده از جوانی تا به حال( این رویه صدمه ای به شغلم نمی زند)؛ سوال من اینست که آیا بر من واجب است تا اذان صبح بیدار بمانم ؟

 

پاسخ معظم له

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

«وَمِنْ آیَاتِهِ مَنَامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ»[۱] یکی از نشانه های قدرت الهی آن است که بشر چاره ای از خواب ندارد؛ انسان شاید بتواند چند روزی گرسنگی را تحمل کند، اما بی خوابی را نمی تواند تحمل کند؛ و چه بهتر است که در اوّل شب بخوابد و استراحت کند و قبل از اذان صبح برای نماز شب و سپس نماز صبح بیدار شود؛ با خواندن آیه ۱۱۰ سوره مبارکه کهف و یا استفاده از ساعت زنگ دار ، سعی کند هنگام نماز بیدار شود؛ و اگر کسی بی اختیار و غیر عمد خواب بماند و نمازش قضا شود گناهکار نیست؛ اما اگر عمدی باشد مرتکب گناه شده است. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی 

[۱] سوره مبارکه روم آیه شریفه ۲۳

بازدیدها: ۷۵

دسته‌ها
احکام نکاح اخبار استفتائات

خروج زن از منزل برای صله رحم

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

اینجانب اهل دین و پایبند به مسائل شرعی هستم از این جهت  برای بیرون رفتن از منزل همیشه باهمسرم مشورت و اجازه می گیرم دو سوال از محضرتان دارم

  • برای صله رحم و دیدار با اقوام مثلا پدر مادر خواهر برادر گاهی همسرم مخالفت می کند حتما باید اجازه بگیرم؟
  • برای شرکت در نماز جماعت جلسات مذهبی باید حتما اجازه بگیرم ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

زنی که به عقد دائم ازدواج نموده؛ نمی تواند بدون اذن شوهر از خانه خارج شود هر چند با حق شوهر منافات نداشته باشد؛ مگر ضرورتی در کار باشد مانند معالجه نزد طبیت (پزشک) و سفر حج واجب و … .

در روایتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرموده است: «اگر زنی بدون اذن شوهرش از خانه خارج شود، تا هنگامی که برمیگردد مورد نفرین فرشتگان آسمان قرار می گیرد»[۱] مرد هم باید با اهل و عیال خود خوش رفتاری کند و دارای اخلاق حسنه باشد، چنانکه در برخی از روایات وارد شده که بهترین مردها آن مردی است که با اهل و عیال خود به نیکی رفتار کند و دارای اخلاق حسنه باشد.

سعد بن معاذ با اینکه از اصحاب خاص پیامبر صلی الله علیه و آله بود و هنگامی که فوت شد؛ پیامبر صلی الله علیه و آله با پای برهنه و بدون عبا با نود هزار فرشته که جبرائیل در میان آنها بود، او را تشییع نمودند و بر پیکر او نماز خواند و با دست مبارک خود او را دفن نمود؛ اما چون با اهل و عیال خود اخلاق حسنه نداشت و تندخو بود پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنَّ سَعدا قَد أصابَتهُ ضَمَّهٌ إنَّهُ کانَ فی خُلُقِهِ مَعَ أهلِهِ سوءٌ» [۲] سعد چون با اهل و عیالش خوش رفتار و خوش اخلاق نبود  فشاری (در قبر) او را فرا گرفت . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] بحارالانوار ج ۱۰۰ص ۲۴۳

[۲]  مستدرک الوسائل , ج۱۲,ص۷۴_  علل الشرایع  ,  ج۱,  ص ۳۰۹

بازدیدها: ۲۸

دسته‌ها
احکام نکاح اخبار استفتائات

ازدواج با خواهر زن

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

آیا انسان می تواند با خواهر زن خود ازدواج کند ؟ در صورتی که خواهر زن در بستر بیماری باشد و رو به فوت باشد (مثلا سکته مغزی ) در اون حال می شود عقد نماید؟

 

پاسخ معظم له

 

بسمه تعالی

بعد التحیه والسلام

خداوند در قرآن مجید در سوره نساء آیه ۲۳ فرموده است:«جمع بین دو خواهر در ازدواج جایز نیست؛ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ»؛ مگر همسر فوت کند، یا او را طلاق داده باشد یا مدت آن (در ازدواج موقت) تمام شده باشد؛ که در اینصورت می تواند با خواهر او بعد از گذشتن عدّه طلاق ازدواج کند.

 سکته مغزی مانند فوت نیست؛ تا فوت نکند ازدواج با خواهر او جایز نیست. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سیّد محمّد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۳۸

دسته‌ها
اخبار استفتائات رهنمود ها و توصیه ها

استغاثه به خداوند در شب نیمه شعبان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَبْعَثَ اللَّهُ رَجُلًا مِنِّی أَوْ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی یُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»[۱]

سالروز ولادت با سعادت بقیه الله الاعظم حضرت ولی عصر صلوات الله علیه را بر همه مسلمانان به ویژه شیعیان جهان تبریک  عرض می کنیم؛ امید است هر چه زودتر فرج آنحضرت؛ محقق گردد و چشمان ناقابل ما به جمال عدیم المثالش روشن گردد انشاالله

تولد حضرت در شب جمعه، مصادف با  نیمه شعبان المعظم ۲۵۵ هجری قمری در شهر سامرا بوده است؛  که هم اکنون بالغ بر ۱۱۸۷ سال از عمر آنحضرت می گذرد [۲]و جهان از نور وجودش منوّر می گردد؛ طول عمر حضرت مثل اجتماع نقیضین نیست تا گفته شود عقلاً محال است ، بلکه عادهً بعید است ولی عقلاً امکان دارد !!؛ هر چند عقل همه چیز را درک نمیکند ، مثلا عقل وجود خداوند را درک می کند ، اما وجود ملائکه ،اجنّه ، پل صراط و گواهی دادن دست و پا انسان ها را در قیامت درک نمی کند؛ دین مقدس اسلام مجموعه ای از مدرکات عقلیه و امور غیبیّه است و یکی از شاخصه های مؤمنین ، ایمان به غیب است «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»[۳] اگر همه مسائل دین متکی بر عقل بود لازم می شد که دین از فلاسفه گرفته شود نه از پیامبران علیهم السلام و کتب آسمانی یا پیامبر اسلام و عترت طاهره علیهم السلام که وارثان علوم پیامبر صلی الله علیه و آله هستند.

در قرآن کریم می بینیم که حضرت نوح علیه السلام ۹۵۰ سال در قوم خود تبلیغ کرد «فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا»[۴]؛ عمر او را برخی از روایات تا ۲۵۰۰ سال هم ذکر نموده اند؛ چنانچه مرحوم صدوق رضوان الله تعالی علیه در کتاب امالی از هشام بن سالم نقل میکند امام صادق سلام الله علیه فرمودند: «عَاشَ نُوحٌ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَلْفَیْ سَنَهٍ وَ خَمْسَمِائَهِ سَنَهٍ»[۵]امام سلام الله علیه فرمود:حضرت نوح  علیه السلام  دو هزار و پانصد سال عمر نمود؛ سخن گفتن حضرت عیسی علیه السلام چند روز بعد از تولد در گاهواره و شفاء دادن مریض ، اژدها شدن عصا برای موسی علیه السلام ؛ گلستان شدن آتش نمرود برای حضرت  ابراهیم علیه السلام ؛ نرم شدن آهن در دست حضرت داود علیه السلام ؛ استخدام اجنّه و سخن با مخلوقات توسط حضرت سلیمان علیه السلام ؛ همه و همه عادتاً محال است نه از نظر عقلی و چون در محدوده شرع وارد شده قبول می کنیم؛عمر مبارک امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف هم از همین مقوله است ( عقلاً امکان دارد و محال نیست ) فلذا طول عمر حضرت مهدی سلام الله علیه به دلیل روایات متواتره در کتب فریقین ثابت شده است.

در اثبات و حقانیت حضرت در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که آنحضرت در حالی که دست مبارکش بر شانه امام حسین سلام الله علیه بود ، به دخترش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند:« من هذا مهدی هذه الامه … لاتذهب الدنیا حتّی یقومَ بأمر أُمتّی رجل من ولدالحسین یملأها عدلا کما ملئت ظلماً و جوراً» [۶] مهدی امّت از نسل اوست، دنیا سپری نمی‌شود جز اینکه مردی از اولاد حسین علیه‌السلام به پا خیزد و جهان را پر از عدل کند، چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.

در کتب اهل سنّت نیز در رابطه با مهدویت روایاتی وارد شده است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرموده  « لَا یَزَالُ هذا الدِّینُ عَزِیزًا الی اثْنَیْ عَشَرَ خَلِیفَهً کلهم من قُرَیْشٍ»[۷] تا زمانی که دوازده امام (معصوم ) قرشی هستند؛ این دین مقدس اسلام شکوهمند و پا بر جا خواهد بود.

در حدیثی دیگر می فرماید:«مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَهٌ جَاهِلِیهٌ» حدیثی که در کتب شیعی و حتی اهل سنت [۸] با عبارات مختلف به همین مضمون بیان شده است ، اهمیت اعتقاد به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را می رساند ؛ زمین آنی یا کمتر از آنی نمی تواند بدون حجت خدا باشد و آنچه خیر و برکت است به یُمن وجود حجت خداست ، پس بسیار مهم است؛ مخصوصاً در شرائط کنونی دنیا؛  بیش از هر زمان دیگر برای فرج حضرتش دعا کنیم ، و عاجزانه حل مشکلات ، گرفتاری ها ، بیماری ها …را از آنحضرت بخواهیم ؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم «مَنْ أتاکُمْ نَجى ، وَ مَنْ لَمْ یَأْتِکُمْ هَلَک … سَعِدَ مَنْ وَالَاکُمْ وَ هَلَکَ مَنْ عَادَاکُمْ …بِکمْ فَتَحَ اللّهُ، وَبِکمْ یخْتِمُ، وَبِکمْ ینَزِّلُ الْغَیثَ وَبِکمْ یمْسِک السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ، وَبِکمْ ینَفِّسُ الْهَمَّ، وَیکشِفُ الضُّرَّ»[۹]

از فضائل ماه شعبان و شب نیمه شعبان غافل نشویم که ماه پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم  است که فرمودند:  «رحم اللّه من اعاننی علی شهری»[۱۰] خدا رحمت کند کسی که مرا در این ماه کمک کند به روزه ، استغفار، صدقه ، صلوات و دعا .  در عظمت شب نیمه شعبان  همین بس که امام باقر سلام الله علیه فرمودند: «هِیَ أَفْضَلُ لَیْلَهٍ بَعْدَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ آلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لَا یَرُدَّ فِیهَا سَائِلًا فِیهَا» [۱۱]؛ بهترین شب ها بعد از شب قدر است و خداوند کسی را از درب خانه اش رد نمیکند.

زیارت سید الشهداء آقا ابا عبدالله الحسین سلام الله علیه در این شب سفارش شده گرچه از راه دور بگوید «السلام علیک یا اباعبدالله الحسین السلام علیک و رحمه الله و برکاته » ثواب این عمل برابر با یک حج و عمره است و ارواح طیّبه همه پیامبران الهی با او مصافحه خواهند کرد.

و خواند دعای :«اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِک مَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِک وَ مِنْ طَاعَتِک مَا تُبْلِغُنَا بِهِ رِضْوَانَک وَ مِنَ الْیَقِینِ مَا یَهُونُ عَلَیْنَا بِهِ مُصِیبَاتِ الدُّنْیَا اللَّهُمَّ أَمْتِعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْیَیْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَکبَرَ هَمِّنَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا مَنْ لَا یَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِک یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»[۱۲]

به امید آن روزیکه این ذخیره خالده الهیه و این مُصلح جهانی که جهان در انتظار اوست و این عِدل (هم سنگ قرآن ) که از سلاله پاک عترت طاهر و از فرزندان معصوم پیامبر و فاطمه سلام الله علیهم اجمعین است از پشت پرده غیبت ظاهر شود و چشمان ما را به آن جمال ، عدیم المثالش ( که همچون جمال جدّش پیامبر- ) منوّر سازد و بشر در سایه عدلش به دین و دادگری برسد انشاءالله تعالی

در خاتمه سزاوار است در این شب با عظمت « شب نیمه شعبان » که بفرموده حضرت امام باقر سلام الله علیه بهترین شب ها بعد از شب قدر است برای نصرت اسلام و مسلمانان عالم و برای فرج و ظهور حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و برای شفای همه بیماران مخصوصا بیمارانی که به این ویروس منحوس کرونا مبتلی شده اند دعا کنیم امید است خداوند منّان دعای همه ما را مستجاب فرماید.

اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَهَ الرَّشیدَهَ ، وَ الْغُرَّهَ الْحَمیدَهَ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَه منِّی اِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ  وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ اللهم اشف کل المریض لاسیما الذی ابتلی بهذا المرایض الخبیت المنحوس العالمی (کرونا) الذی شمل اکثر البلاد و الممالک نرجو من الله تعالی  یشفیهم و یشفی کل مریض بحق محمد و آل الطاهرین

 

والسلام علیکم و رحمه و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

۱۴شعبان المعظم /۱۴۴۲ هجری قمری

 

[۱] بحارالانوار ج ۵۱ ص ۱۰۲

[۲] در نیمه شعبان جهان باغ چنان شد     روشن ز نور او زمین و آسمان شد

[۳] سوره مبارکه بقره آیه شریفه ۳

[۴] سوره مبارکه عنکبوت آیه شریفه ۱۴

[۵] بحارالانوار ج ۱۱ ص ۲۸۵

[۶] الاختصاص ، شیخ مفید ص ۲۰۸ _ منتخب الاثر ص ۱۹۹

[۷] صحیح بخاری ج ۴ ص ۱۸۵ _ صحیح مسلم ص ۱۹۱ _ مسند احمد ص ۱۰۶ _ ترجمه یوم الخلاص ص ۴۱

[۸] مسند احمد ابن حنبل ج ۴ ص ۹۶

[۹]

امر حق را حجت و دعوی یکی است       خیمه های ما جدا، دلها یکی است

از حجاز و چین و ایرانیم ما                     شبنم یک صبح خندانیم ما

مست چشم ساقی بطحاستیم              در جهان مثل می و مینا ستیم

[۱۰] مصباح المجتهد، ج ۲، ص ۷۲۸؛ اقبال الاعـمال، ج ۳،ص ۷۸۲٫

[۱۱] إقبال الأعمال ج‏۲ ؛ ص۶۹۵

[۱۲] مفاتیح الجنان ص ۱۶۷

بازدیدها: ۳۲