دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

ادیان در قیامت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت استاد آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در قرآن کریم خداوند می فرماید {لا اکره فی الدین …}در گذشته و حال افرادی هستند که به دین مسیحیت و یهود و غیره زندگی می کنند واقعا تکلیف اینها چه می شود ؟ آیا اینها همه وارد جهنم می شوند ؟ در کل جهان بیش از ۵ میلیارد انسان زندگی می کنند که غالب آنها به غیر دین اسلام هستند آنهم اسلام واقعی که شیعیان در اقلیت هستند و طبق روایات همین تشیع اسلام واقعی ست و مابقی واقعی و حقیقی نیستند در اینصورت آیا فقط شیعه اهل بهشت است و همه جهنمی؟ در گذشته افرادی از دانشمندان خدمات زیادی انجام دادند مثل ادیسون که شیعه نبوده تکلیف اینگونه افراد که خدمت بزرگی به جامعه بشری انجام دادند چه می شود ؟

از محضر استاد التماس دعا دارم

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

خداوند در قرآن پیامبر صلی الله علیه و آله را به (خاتم النبیین ) لقب داده است {مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ وَلَٰکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا}  و در سوره مائده {الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ۚ}و در سوره آل عمران می فرماید: {وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ}[۱]

خداوند این اسلام را تنها دین مورد رضایت خود قرار داده اند [۲] و فرموده هر کس غیر اسلام دین دیگری را پیروی کند  زیانکار است [۳] پس دین اسلام ناسخ همه ادیان است و پیروان ادیان و مذاهب دیگر دو گروه هستند

جاهل مقصّر و جاهل قاصر ؛ اگر جاهل مقصّر باشند استحقاق عذاب دارند زیرا حق را تشخیص دادند و میدانند اسلام ناسخ ادیان است و میدانند غیر اسلام پذیرفته نمیشود و با این وصف سرکشی و لجاجت میکنند . اگر جاهل قاصر باشند استحقاق عذاب ندارند زیر اسلام به او نرسیده یا اسلام غیر واقعی به او عرضه شده و علم به حقانیت دین اسلام ندارد و نمیتواند حق را از ناحق تشخیص دهد این چنین افراد اهل نجات خواهند بود چون دوزخ جایگاه گنه کاران است و این شخص گنه کار نیست زیرا حقیقت را هنوز دریافت نکرده است البته هر کس در هر دین و مذهبی باشد اگر عمل خوبی انجام داده باشد جزای عملش را خواهد دید {فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ}[۴]. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] سوره مبارکه آل عمران آیه ۸۵

[۲] سوره مبارکه مائده آیه ۳

[۳] سوره مبارکه آل عمران آیه ۸۵

[۴] سوره مبارکه زلزال آیه ۷

بازدیدها: ۱۸

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

ملک الموت

بسمه تعالی

 

استاد محترم آیت الله دیباجی اصفهانی

با سلام و احترام

در قرآن، در مورد گرفتن جان انسان، یک جا می ‏فرماید:«اللّه یتوفّی الانفس» (سوره زمر، آیه ۴۲) خدا، جان مردم را می ‏گیرد و در جای دیگر می فرماید:«یتوفّاکم ملک الموت» (سوره سجده، آیه ۱۱) ملک الموت «عزرائیل»، جان مردم را می گیرد و جایی دیگر مب ‏فرماید:«تَوفّته رُسُلنا» ( سوره انعام، آیه ۶۱) چگونه این سه آیه قابل جمع اند ؟

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

قال الله الحکیم {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۚ بَلْ عِبَادٌ مُکْرَمُونَ لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ}[۱] و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است، (حاشا) خدا پاک و منزه از آن است، بلکه (کسانی را که مشرکان فرزند خدا پنداشتند از فرشتگان و مسیح و عزیر) همه بندگان گرامی و مقرب خدا هستند، که هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند.

ملائکه بندگان گرامی خداوند هستند (نه فرزندان خدا) و در گفتار از خداوند پیشی نمی گیرند و به فرمان او کار میکنند فرشته ها میتوانند گناه کنند و در گفتار از خداوند سبقت بگیرند اما سبقت نمی گیرند آنها معصوم هستند و معصوم کسی است که میتواند گناه کند ولی گناه نمیکند مانند طبیت (پزشک ) که بداند این غذا دارای میکروب است میتواند بخورد اما نمیخورد.

علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در جلد ۶ بحارالانوار روایتی نقل میکند راوی از امام صادق سلام الله علیه سؤال کرد که چرا در قرآن  گرفتن جان ها را یکجا به خدای سبحان نسبت دادند [۲] و یکجا به عزرائیل [۳] و یکجا به فرشته های رحمت {الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ طَیِّبِینَ}[۴] و یکجا به فرشته های عذاب {الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ}[۵].

قال الامام سلام الله علیه «إنَّ اللّه َ تَبارَکَ و تعالى جَعلَ لمَلَکِ المَوتِ أعوانا مِن الملائکهِ یَقبِضونَ الأرواحَ ، بمَنزِلَهِ صاحِبِ الشّرطَهِ لَهُ أعوانٌ مِن الإنسِ یَبعَثُهُم فی حَوائجِهِ فتَتَوَفّاهُمُ الملائکهُ ، و یَتَوَفّاهُم مَلَکُ المَوتِ مِن الملائکهِ مَع ما یَقبِضُ هُو، و یَتَوَفّاها اللّه ُ عَزَّ و جلَّ مِن ملَکِ المَوتِ»[۶]

امام صادق  سلام  الله علیه در توضیح آیات شریفه فرمودند : خداى تبارک و تعالى براى ملک الموت دستیارانى از فرشتگان قرار داده که جان ها را مى گیرند؛ همچون رئیس پاسبانان که دستیارانى از انسان ها دارد و آنها را براى انجام کارهاى خودش مى فرستد. پس، فرشتگان جان مردم را مى گیرند و ملک الموت، در کنار جان هایى که خودش گرفته، آن جان ها را نیز از فرشتگان تحویل مى گیرد و خداوند عزّ و جلّ همه آن جان ها را از ملک الموت مى ستاند.والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه انبیاء آیات ۲۶و ۲۷

[۲] سوره مبارکه زمر آیه ۴۳

[۳] سوره مبارکه سجده آیه ۱۱

[۴] سوره مبارکه نحل آیه ۳۲

[۵] سوره مبارکه نحل آیه ۲۸.

[۶] بحار الانوار ج ۶ ص ۱۴۴

بازدیدها: ۴۲

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

رُوحُ الْقُدُسِ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

استاد معظم حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

درقرآن کریم سوره نحل آیه ۱۰۲ خدای متعال می فرماید : «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِینَ»بگو که این آیات را روح القدس از جانب پروردگارت به حقیقت و راستی نازل کرده تا اهل ایمان را ثابت قدم گرداند و برای مسلمین هدایت و بشارت باشد.

براسی این روح القدس همان جبرئیل است یا به غیر جبرئیل ملکی دیگر است ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

در تفسیر مجمع البیان ج ۶ ص ۵۹۶ آمده است که مراد از «روح القدس» جبرائیل امین است که به خاطر پاکی از خطاء و  انحراف «روح القدس» و «روح الامین» نیز به او گفته میشود . والله  العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

 

بازدیدها: ۲۲

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

آیات شریف غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

با سلام و احترام حضور استاد در قرآن کریم با توجه به واقعه تاریخی غدیر و اینکه این روز مهم  در یک روز اتفاق افتاده و آیاتی هم که از جانب خدای سبحان نازل شده در همان روز بوده , ولی با تدبر و مطالعه قرآن کریم می بینیم که دو آیه ای که در آن روز نازل شده از هم فاصله دارند و در کنار هم در قرآن نگاشته نشده واقعا علت چیست ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

آیه شریفه سوم و آیه شریفه شصت و هفتم سوره مبارکه مائده در رابطه با مسئله غدیر خم و ولایت مطلقه امام امیرالمؤمنین سلام الله علیه میباشد که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بر امر خداوند در غدیر خم (نزدیک جُحفه) در مراجعت از حجت الوداع روز پنجشنبه هجدهم ذیحجه الحرام علی بن ابیطالب سلام الله علیه را به جانشینی خود منصوب نمود و فرمود « مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ…»[۱] چنانکه علامه امینی در کتاب الغدیر قصّه غدیر خم را از ۱۲۰ نفر از صحابه پیامبر  صلی الله علیه و آله و ۸۲ نفر از تابعین (که از اصحاب را دیده بودند ) و ۳۶۰ نفر از علماء و ادباء نقل کرده است  [۲]

اما چرا این دو آیه شریفه مربوط به ولایت مطلقه فاصله دارند آیه سوم و آیه شصت هفتم اولاً بر اساس آنچه مفسران گفته اند آیات قرآن بر طبق تاریخ نزول جمع آوری نشده است بلکه بسیاری از سوره هایی که در مدینه نازل شده مشتمل بر آیاتی است که در آن مکه نازل شده و بالعکس ؛ پس شاید این نحوه ترتیب به امر پیامبر صلی الله علیه وآله  بوده است

ثانیاً ممکن است آیه ولایت در لابلای آیات الاحکام قرار داده شده برای محافظت از تحریف و حذف و تغییر ؛ گاهی برای محفوظ ماندن یک شئی نفیس آنرا در بین اشیاء غیر نفیس و بی ارزش میگذارند تا جلب توجه نکند و از دزد محفوظ بماند [۳]البته صاحب تفسیر اطیب البیان مینویسد مخالفین بخاط بغض به امام امیرالمؤمنین سلام الله علیه آیه اکمال دین و اتمام نعمت را در بین آیات الاحکام قرار داده اند . [۴]والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

 

[۱] خصائص نسائى، ص ۱۰۱؛ المعجم الکبیر طبرانى، ج ۵، ص ۱۹۵، ۲۱۲

[۲] الغدیر ج ۱ ص ۲۳۰

[۳] تفسیر الامثل ج ۳ ص ۵۶۱

[۴] اطیب البیان ج ۴ ص ۲۹۶

بازدیدها: ۱۹

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

علت استغفار معصومین علیهم السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

استاد محترم حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

سؤالی که همیشه در ذهن من بود و حقیقتا تا الان با اینکه فرهنگی هستم جوابی برایش پیدا نکردم تا اینکه با سایت حضرتعالی آشنا شدم از خدمت مبارک می خواهم پاسخ بفرمایید امامان معصوم علیهم السلام انسان هستند و در امور زندگی خود مختار بودند ؛

۱عصمت را ذاتا داشتند اگر ذاتی بود که العیاذبالله خداوند جبر کرده (پس با توجه به اینکه امام هم انسان هست پس اختیار چه می شود در حالیکه نه جبر نه تفویض ؟

۲- اگر امامان  معصوم بود پس چرا اینهمه می گویند استغفار می کردند ؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

از ضروریات مکتب شیعه اعتقاد به عصمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فاطمه زهرا سلام الله علیها و ائمه معصومین علیهم السلام از امام علی بن ابیطالب تا حضرت مهدی سلام الله علیهم اجمعین است .

عصمت از جهت لغت به معنی منع؛ واز جهت اصطلاح یک ملکه و نیروی ربّانی که خداوند به معصوم عنایت فرموده مانند ملکه و نیروی شجاعت و سخاوت و عدالت .

اما این ملکه عصمت سلب اختیار نمیکند؛ مانع گناه است، اما از معصوم سلب اختیار نشده تا جبر لازم آید ؛ معصوم میتواند گناه کند اما گناه نمیکند چون عواقب گناه را میداند مانند طبیب (پزشک ) که بداند این غذا مسموم است یا دارای میکروب است آن غذا را نمیخورد اما میتواند بخورد .

اما استغفار

اگر معصوم گناه نمیکند چرا از خداوند طلب مغفرت میکند؛ و میگوید «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» (دعای کمیل )

جواب: اولاً؛ معصوم در مرتبه بالایی از قرب الهی قرار دارد که این مرتبه مستلزم عبودیت دائمی است و اگر معصوم مسئول کارهای روز مرّه شد این کارها را برای خود گناه میداند  معروف است که می گویند «حسنات الابرار سئیات المقربین » کارهای خوب خوبان گناه است برای افراد مقرب و افرادی که در مرتبه بالائی از قرب هستند اگر ذره ای از آن مرتبه پائین تر آمدند بر اثر کارهای روز مره (مانند غذا – استراحت- راه رفتن ) گناه میدانند.

ثانیاً؛ استغفار معصوم درس است برای دیگران که انسان در هر مقامی است استغفار کند که بخشش گناه؛ نزول باران ها در پی دارد، فزونی اموال و فرزندان، باغهای پر برکت نهرها جاری میشود چنانکه در قران سوره نوح آیه ۱۲ آمده است . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی  

 

 

 

 

 

بازدیدها: ۱۶

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

ذوالقرنین

بسم الله الرحمن الرحیم

 

محضر مفسر عالیقدر حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

از جمله مباحث مطرح شده در جامعه ما که نظرات مختلفی داد ه اند ؛ خواستیم نظر حضرتعالی که صاحب تفسیر بُشری هستید را بدانیم و آن اینکه آیا کوروش همان ذوالقرنین است؟

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

از آیه شریفه {قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا}[۱] استفاده میشود که ذوالقرنین مرد صالح و موحد بوده و آنچه انجام میداده به هدایت و امر خداوند بوده گر چه دلالت بر نبوت او نمیکند چنانچه از روایات نیز استفاده میشود که بنده صالح خداوند بوده .[۲]

اما درباره نام و شخصیت او اختلاف است چنانچه صاحب المیزان میفرماید : آیا نامش فریدون یکی از پادشاهان ایران زمین بوده یا آنکه پادشاه یمن بوده یا اسکندر مقدونی بوده چنانچه ابن سینا و فخررازی بر این باورند یا همان کورش کبیر پادشاه هخامنشی فارس بوده که در سالهای ۵۳۹ قبل از میلاد می زیسته ولکن دلیلی موجب اطمینان برای هیچکدام از این اقوال نیست [۳]. والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه کهف آیه ۸۶

[۲] نورالثقلین ج ۳ ص ۲۹۴

[۳] ترجمه المیزان ج ۱۳ ص ۵۳۷ – تفسیر بُشری ص ۵۶۳ – ترجمه قرآن کریم با تفسیر بُشری ص ۳۰۳

بازدیدها: ۱۹

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

ذبح اسماعیل علیه السلام نوعی خشونت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

استاد محترم حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در قرآن کریم سوره صافات آیه ۱۰۲ خدای متعال می فرماید {قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَىٰ فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ} ابراهیم خلیل الله علیه السلام  گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می‌بینم که تو را قربانی (راه خدا) می‌کنم. دو سؤال خدمت مبارک دارم که پاسخ مرقوم فرماید؛

الف: آیا در شرع اسلام خواب حجت است که ابراهیم علیه السلام با دیدن خواب این عمل بزرگ را انجام داده اند ؟

ب : خدای متعال تمام دستوراتش بر مبنای اخلاق است آیا ذبح فرزند نوعی خشونت نیست ؟ از پاسخ حضرتعالی بسیار ممنونم

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

قد روی عن النبی صلی الله علیه و اله و سلم « الرُّؤْیَا الصَّالَحِهُ وفی روایه الرُّؤیَا الحَسَنَهُ منَ اللهِ» پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید رؤیای صالحه (خوابی که با واقع و حقیقت تطبیق کند ) از طرف خداوند است .

عن الصادق سلام الله علیه « إِنَّ اَلرُّؤْیَا اَلصَّادِقَهَ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِینَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّهِ»[۱] امام صادق سلام الله علیه فرموده است رؤیا صادقه «خوابی که مطابق با واقع باشد » جزئی از هفتاد جزء پیامبری است .

خواب پیامبران صلوات الله علیهم اجمعین به وحی است و واقعیت دارد و از وساوس شیطانی دور است .

زراره از امام باقر سلام الله علیه سؤال میکند فرق نبی رسول  و محدَّث چیست ؟ امام میفرماید رسول جبرئیل را می بیند و با او مکالمه میکند ،نبی در خواب به او وحی میشود مانند حضرت ابراهیم علیه السلام که ذبح اسماعیل در خواب به او وحی شد و محدَّث آن است که صدای فرشته را می شنود ولکن او را نمی بیند نه در خواب و نه در بیداری .[۲]

قصه خواب حضرت ابراهیم علیه السلام در سوره صافات آیه ۱۰۲ آمده و قصه خواب حضرت یوسف علیه السلام در سوره یوسف آیه ۴ و قصه خواب پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در سوره اسراء آیه که بوزینه ها در مسجد و محراب تطبیق شد بر بنی امیّه که بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله آمدند و خداوند بعنوان تسلّی و دلداری پیامبر صلی الله علیه و آله سوره قدر را نازل نمود ؛ قصه ذبح اسماعیل امتحان است نه خشونت، دل بریدن از فرزند است نه سر بریدن فرزند و لذا آیه نازل شد «قد صدقت الرؤیا» [۳]خواب خود را تحقّق بخشیدی . در روایت آمده «نیه المؤمن خیر من عمله» نیت مومن از عملش بهتر است . والله العالم

 

به حُلقومش که چون گل بود نازک کارد را بنهاد       کِشش داد از سر قوت چو قصاب مسلمانی

سر آن کارد بر گردید و مانع از بریدن شد                خلیل الله را گفتا تو مطلب را نمیدانی

تو میگویی ببر حق از بریدن میکند منعم                فدایت آید این دم بهر اسماعیل قربانی

که ناگه گوسفندی جبرییل آورد از جنّت                 که این باشد فدا از بهر اسماعیل قربانی

نمیدانم چرا در کربلا ی پُر بلا نامد                       برای سبط پیغمبرص فدا از بهر قربانی

 

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] من لا یحضره الفقیه  ,  ج۲  ,  ص۵۸۴  – الاختصاص الشیخ المفید رحمه اله علیه ص ۲۴۱

[۲] بحار الانوار ج ۵۸ ص ۱۶۶ سفینه البحار ج ۸ ص ۳۷۵

[۳] سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۵

بازدیدها: ۱۶

دسته‌ها
اخبار استفتائات رهنمود ها و توصیه ها عقائد و معارف

تفاوت رجعت و تناسخ و مسخ

بسمه تعالی

 

استاد محترم آیت الله دیباجی اصفهانی دامت برکاته

سلام و احترام محضر عالی

از جمله مباحثی که بحث می شود مسأله تفاوت رجعت و تناسخ و مسخ است ما واقعا در این سه مسأله خیلی مطالعه کردیم جواب های متعددی بیان شده ؛ حضرت استاد که الحمدالله در فقه ، اصول ، تفسیر و کلام صاحب نظر هستید خواستیم پاسخ کوتاه و دقیقی بیان بفرمایید. التماس دعا

 

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

این سه لفظ از جهت معنی متفاوت هستند اصطلاحا رجعت بمعنی بازگشت به دنیا؛ مسخ بمعنی تبدیل چهره به چهره زشت تر؛ تناسخ بمعنی انتقال روح از بدنی به بدن دیگر در همین دنیا؛ اولی و دومی واقعیت دارد و اما سومی باطل است؛

رجعت؛ در ذیل آیه شریفه ۸۳ سوره نمل { وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجًا } صاحب تفسیر مجمع البیان ج ۷ ص ۳۶۷ میفرماید آیه شریفه مربوط به رجعت است نه مربوط به قیامت بخاطر کلمه « مِنْ» که برای تبعیض است چون آیه میفرماید از هر امتی دسته ای را مبعوث میکنیم بعض مردم را مبعوث میکنیم با اینکه در قیامت خداوند همه مردم را مبعوث میکند؛ درباره قیامت میفرماید {وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً}[۱] همه را مبعوث خواهیم کرد؛ علاوه روایات زیادی از ائمه معصومین علیهم السلام وارد شده که هنگام ظهور امام مهدی سلام الله علیه عده ای از شیعیان رجعت میکنند و از یاوران امام سلام الله علیه میشوند و عده ای از ظالمان ستمکاران نیز رجعت میکنند و کیفر کردار خود را می بنند چنانچه در دعای عهد میخوانیم «اللّٰهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَىٰ عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی ، شاهِراً سَیْفِی ، مُجَرِّداً قَناتِی ، مُلَبِّیاً دَعْوَهَ الدَّاعِی»

مسخ ؛ خدای سبحان می فرماید: {فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خَاسِئِینَ}[۲] و همچنین {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَهَ وَالْخَنَازِیرَ}[۳] خداوند چهره برخی از انسان ها را بر اثر گناه در امت های گذشته به چهره حیوانی (مانند میمون ، خوک ، خرس، سگ، گرگ ، عقرب، مار، وزغ، خارپشت، لاک پشت ، خرچنگ ، تمساح ، مورچه و زنبور …) تبدیل میکرده و بعد از سه روز هلاک میشدند چنانکه در برخی از رویات وارد شده خوردن گوشت آنها و داد و ستدد و بیع و شراء آنها جایز نیست [۴]

تناسخ؛بمعنی انتقال روح از بدن به بدن دیگر جنین باشد در رحم مادر یا غیر جنین  چنانکه یونانیان قدیم و بودانیان هند به تناسخ معتقد بودند و میگفتند گاهی تناسخ صعودی است (که روح از بدن ضعیف به قوی) منتقل میشود و گاهی نزولی ( که روح از بدن قوی به ضعیف) و گاهی عرضی ( مساوی به مساوی )؛ ولکن علماء و حکماء و فلاسفه اسلامی بالاتفاق قول  به تناسخ را باطل میدانند و میفرمایند قول به تناسخ سبب بازگشت فعلیت به قوه میشود و سبب اجتماع دو نفس در یک بدن که هر دو باطل است .

قد روی عن الامام رضا سلام الله علیه : «من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم مکذب بالجنه والنار».[۵]امام هشتم سلام الله علیه فرمود هر کس به تناسخ قائل (معتقد) باشد او به خدای سبحان کافر شده است و بهشت و دوزخ را تکذیب نموده است . و باید دانست که تناسخ با تجسم اعمال فرق دارد اولی باطل و دومی صحیح است چنانکه خدای سبحان می فرماید : {یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا ۗ وَیُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ}[۶]{ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}[۷] در سوره مبارکه می فرماید { فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ}[۸] روز قیامت انسان عمل ید خویش را میبیند ؛ آن عمل مجسم میشود اعمال شایسته و خوب به صورت نعمت ها و اعمال ناشایسته بصورت عذاب مجسم میشوند . والله العالم

آن سخن های چو مار و گژ دمش          مار و کژدم گردد و گیرد دمش

آنچه دارد در دل از مکرو رموز              پیش ما پیدا بود مانند روز

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

[۱] سوره مبارکه کهف آیه ۴۷

[۲] سوره مبارکه بقره آیه ۶۵

[۳] سوره مبارکه مائده آیه ۶۰

[۴] وسائل الشیعه ج ۲۴ ص ۱۰۴- ۱۱۲ ؛ مستدرک الوسائل ج ۱۶ ص ۱۶۶ – ۱۷۳

[۵] وسائل الشیعه ج ۲۸ ص ۳۴۱ – عیون اخبارالرضاء ج ۱ ص ۲۱۸

[۶] سوره مبارکه آل عمران آیه ۳۰

[۷] سوره مبارکه بقره آیه ۲۰۷

[۸] سوره مبارکه زلزال آیه ۷- ۸

بازدیدها: ۲۲

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی دامت برکاته

سلام علیکم

در قرآن کریم سوره زمر خدای متعال می فرماید {قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ}می فرماید همه گناهان شما را می بخشم با توجه به این آیه شریفه مقصود چه گناهانی بخشیده می شود و چه گناهانی بخشیده نمی شوند ؟

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه والسلام

بله مستفاد از آیه شریفه  آن است که خداوند همه گناهان را می بخشد ولکن این معنی منافات ندارد که از آیات و روایات استفاده شود گناهان بخشیده میشود اما با توبه؛ حتی مشرک اگر توبه کند خداوند متعال از او قبول میکند ولکن اگر توبه نکند خداوند گناه مشرک را نمی بخشد چنانکه در سوره نسا آیه ۴۸ میفرماید{إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ ۚ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِیمًا} و معلوم است که توبه هر گناهی بحسب آن گناه است؛ اگر گناه حق الله بوده توبه و ندامت و اگر حق الناس بوده مثلا دزدی کرده باید مال مردم را به صاحبانش برگرداند آنگاه بگوید استغفرالله؛ چنانچه در روایت وارد شده خداوند دو گناه را نمی بخشد اگرچه صاحب گناه توبه کند؛ «عقوق الوالدین و حقوق الناس»[۱] کسی پدر و مادرش را اذیت کند  یا حقوق مردم را ضایع کند . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱]لب الباب مرحوم راوندی

بازدیدها: ۲۵

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

شبهه آکل و مأکول(معاد)

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت استاد آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم و رحمه الله

سؤالی از محضر مبارک دارم جواب دقیقی عنایت بفرمایید جهت ارائه به دوستان دانشجو

در رستاخیز و قیامت ، خدای متعال طبق روایات دین و آیات نورانی  انسان را با همین بدن مادى باز مى گرداند، و به اصطلاح هم جسم انسان و هم روح انسان بر مى گردد. که ما در علم عقاید از آن به عنوان «شبهه آکل و مأکول» نام مى بریم، طبیعتاً انسانها بعد ورود به قبر و بعد سالیان طولانی بدن آنها

خاک می شود ، و به وسیله ریشه درختان جزء گیاه و میوه اى گردید، و انسان دیگرى آن میوه …را خورده و جزء بدن او  می شود ، به هنگام رستاخیز، اجزاى خورده شده، جزء کدام یک از دو بدن خواهد گردید؟واقعا چگونه محاسبه می شوند ؟

از خدای سبحان طول عمر برای حضرتعالی مسالت دارم

 

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعدالتحیه والسلام

اسلام بر عقل متکی است اما عقل همه چیز را درک نمیکند ، همه چیز را تنها خداوند درک میکند, اگر همه مسائل دینی بر عقل متکی بود لازم بود دین را از فلاسفه اخذ میکردیم نه از پیامبران علیهم السلام و از کتب آسمانی،  ما معاد جسمانی را از آیات شریفه قرآن اخذ میکنیم؛  و شبهه آکل و مأکول و اعاده معدوم از دیرباز در رابطه با معاد جسمانی مطرح بوده اما جوابش تعبد به قرآن است قرآن در اواخر سوره «یس» قصه ای را نقل میکند که به نقل صاحب مجمع البیان :«أنّ جَمَاعَهً مِنْ کُفَّارِ قُرَیْشَ مِنْهُمْ اُبَی بْنُ خَلَفِ الْجَمْحِی وَ اَبُو جَهْلٍ وَالْعَاصِی بْنِ وَائِلٍ وَالْوَلیدُ بْنُ الْمُغَیْرَهِ تَکَلَّمُوا فِی ذَلِکَ فَقَالَ لَهُمْ اُبَی بْنُ خَلَفِ الْجَمْحِی: أَلاَ تَرَوْنَ اِلَی مَا یَقُولُ مُحَمَّدٌ اَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ الْاَمْوَاتَ، ثُمَّ قَالَ: وَاللَّاتِ وَالْعُزَّی لَاُ صَیِّرَنَّ اِلَیْهِ وَلَاُخَصِّمَنَّهُ، وَ اَخَذَ عَظْماً بَالِیاً فَجَعَلَ یفته بِیَدِهِ وَ هُوَ یَقُولُ: یَا مُحَمَّدُ اَتَرَی اللَّهَ یُحْیِی هَذَا بَعْدَ مَا قَدْ رَمَّ؟ قَالَ صلی الله علیه و آله : نَعَمْ وَ یَبْعَثُکَ وَیُدْخِلُکَ جَهَنَّمَ»؛[۱]

اُبیّ‌بن‌خَلَف یا امیه بن خلف یا عاص بن وائل بوده جمجمه شخص مرده ای را بدست گرفت و نزد پیامبر صلی الله علیه و اله آمد و مقداری از آن استخوان را نرم کرد روی زمین ریخت و گفت : من یحیی العظام و هی رمیم ؟چه کسی این استخوان پوسیده را که خاک شده زنده میکند ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله بدستور خداوند جواب داد آن کسیکه در ابتداء او را خلقت نموده ؛در آیه بعدی میفرماید: {أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَىٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ ۚ بَلَىٰ وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ}[۲]بدن اخروی مثل بدن دنیوی است (نه بمعنی آن زیرا عین آن بدن با توجه به قید زمان امکان بازگشت ندارد) اما ماده همان ماده است همان مواد پیشین صورتی مانند صورت اول را به خود میگیرد . قرآن مجید کلمه « مِثْلَهُمْ ۚ » را بکار برده که بدن اخروی مثل بدن دنیوی است ذرات اصلی بدن مأکول را خداوند قادر از بدن آکل جدا میکند و کالبد اولی را ایجاد می کند و روح او را در آن کالبد میدمد .

علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه روایتی را از امالی طوسی نقل میکند که برای اثبات معاد جسمانی بسیار مفید است ؛ «حفض بن غیاث»  میگوید من خدمت امام صادق سلام الله علیه بودم که  ابن ابی العوجا (آن مرد مُلحد و زندیق و کافر) آمد و آیه شریفه {إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا} [۳]را خواندند همانان کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند به زودی آنان را در آتشی افکنیم هرگاه پوستشان سوخته شود اَبی العَوجاء به امام صادق سلام الله علیه عرض کرد اگر این جلد بدن عاصی و مجرم که معصیت برای آنان پوست های دیگر قرار دهیم  تا عذاب را دریابند همانا خداوند توانای درستکار است,  ابن کرده بسوزد جلد دیگری که ایجاد میشود چرا بسوزد اگر جلد دوم عین جلد اول است چرا خداوند کلمه (غَیْرَهَا) آورده؟  و اگر جلد دوم غیر جلد اول است گناهی نکرده تا سوخته شود؛ قال اباعبدالله سلام الله علیه  «ویحک هی هی و هی غیرها» ؛ امام سلام الله علیه فرمود وای بر تو، آن جلد دوم همان جلد اول است و در عین حال غیر جلد اول است  سپس امام سلام الله علیه مثال زدند که اگر خشتی کوبیده شود و خاک گردد سپس آب بر آن خاکها ریخته شود و خشت دیگری ساخته شود آیا آن خشت دوم عین خشت اول است یا غیر خشت اول ؟ خشت دوم همان خشت اول است در عین حال خشت دیگری است .[۴]

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] تفسیر کشّاف، زمخشری، بیروت، دار المعرفه، ج ۳، ص ۳۳۱.

[۲] سوره مبارکه یس آیه ۸۱

[۳] سوره مبارکه نساء آیه ۵۶

[۴] بحار الانوار ج ۱۰ ص ۲۱۹

بازدیدها: ۲۱