دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

هدیه ثواب نماز های واجب

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

در جایی شنیدم می شود ثواب نمازهای یومیه و واجب را به امامان معصومین هدیه کرد و نیت کرد مثلا ثواب نماز صبح من هدیه به ۱۴ معصوم سؤال ما اینست که آیا همچین نیتی از نظر شرع صحیح است ؟ اگر صحیح نیست نمازهایی که به این صورت خوانده ایم باطل است ؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعدالتحیه والسلام

نمازگزار اگر خود را نایب معصومین علیهم السلام  قرار دهد جایز نیست لکن اگر نمازش را بخواند و ثواب آنرا به معصوم علیه السلام  اهدا کند مانعی ندارد زیرا عمل و ثواب دو چیز است عمل را خودش انجام میدهد لکن ثوابی را که خدا به او عنایت میکند به معصوم علیه السلام هدیه مینماید؛  عمل واجب  باشد یا مستحب فرقی نمیکند .والله العالم

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

بازدیدها: ۳۸

دسته‌ها
احکام نذر و عهد اخبار استفتائات

فراموش کردن مقدار نذر

بسمه تعالی

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام و احترام

اینجانب زمانی نذری متعهد شدم ولی نمی دانم چه مقدار بوده در اینصورت تکلیف من چیست ؟

یک نذر شرعی چه ویژگی باید داشته باشد تا منعقد شود ؟

خداوند طول عمر به حضرتعالی مرحمت فرماید

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

پاسخ سؤال اول : اگر مقدار، منذور را نمیدانید در دوران بین اقل و اکثر حداقل بر او واجب است و اگر خود منذور را نمیدانید مثلا نمیدانید آیا برای شفاء مریضی نماز نذر کرده یا روزه یا صدقه یا ختم قرآن یا ذبح گوسفند بمقتضی علم اجمالی باید همه را انجام دهد و اگر منذور را متعسر است و برای او مشقت و خرج دارد با قرعه باید منذور تعیین کند ، القرعه لکل امر مشکل . والله العالم

پاسخ سؤال دوم :در نذر صیغه معتبر است و آن صیغه باید به لفظ (الله، رحمن، خداوند) و … مشتمل است صیغه به لفظ عربی مانند «لله عَلیَّ ان افعل کذا» ؛صیغه به لفظ  فارسی مانند اینکه بگوید: « برای خدا بر من واجب قربه الی الله که فلان کار را انجام دهم» ؛ همچنین در نذر بلوغ ، عقل ، اختیار، قصد، و عدم ممنوعیت از تصرف در متعلق نذر معتبر است، بنابراین نذر سفیه معتبر نیست چون در مال خود نمیتواند تصرف کند و ممنوع است از تصرف . والله العالم   

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۲۵

دسته‌ها
اخبار استفتائات خوردنی ها و آشامیدنی ها

کنسرو ماهی خارجی

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

معمولا کنسروهایی  از خارج کشور وارد کشور می شوند که نوعا مواد گوشتی هستند و ما نمی دانیم آیا حدود شرعی را رعایت کرده اند در مثل صید یا نکرده اند در اینصورت خوردن آنها چه صورت دارد ؟

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه و السلام

آنچه در این قوطی ها و جعبه های سربسته از ممالک غیر اسلامی وارد میشود اگر مشتمل بر مواد گوشتی  یا روغن (حیوانی ) باشد استعمال آن جایز نیست حتی ماهی ؛ گرچه اسلام، در صید ماهی شرط نیست ولکن در حلیت ماهی دو شرط باید محرز باشد :

الف : ماهی دارای فِلس باشد

ب در بیرون آب بمیرد

 و آنچه  در قوطی ها و جعبه ها و کارتن ها نوشته شده (ذبح حلال ، یا این ماهی دارای فِلس است ) مورد اعتماد نیست . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

سید محمد تقی  دیباجی اصفهانی 

بازدیدها: ۲۷

دسته‌ها
احکام نماز اخبار استفتائات

گفتن «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولی‌َّالله» در اذان

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

سلام علیکم

در اذان نمازهای واجب گفتن اشهد ان علی ولی الله به نظر حضرتعالی لازم است ؟ آیا جزء اذان به شمار می رود که در صورت نگفتن موجب باطل شدن اذان گردد؟

سؤال بعدی ما از حضرت آقا؛ الان خیلی از دوستان طلبه بعد اشهد ان علی ولی الله  دو مرتبه می گویند اشهد ان فاطمه بنت رسول الله عصمت الله الکبری و حجت الله علی الحجج آیا گفتن چنین شهادتی صحیح است ؟

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه و السلام

شهادت بولایت از ارکان ایمان و مکمّل شهادت به توحید و شهادت به نبّوت است ،لکن در مرتبه جعل حکم جزء اذان و اقامه نیست ، البته در روایات وارد شده که هر گاه شهادتین گفتند شهادت ثالثه (شهادت به ولایت) را نیز بگویند .

عن الصادق سلام الله علیه:  «اذ قال احدکم لا اله الله محمد رسول الله فلیقل علی امیرالمؤمنین» [۱]بنابراین بقصد امتثال این روایات مطلقه و عامه با توجه به تسامح در ادله سنن و استحباب نفسی (نه بقصد جزئیت در اذان و اقامه ) بدون شک ؛ شهادت بولایت مطلقا (چه در اذان و اقامه و چه در غیر اذان و اقامه ) رجحان دارد زیرا از شعائر شیعه است . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] احتجاج طبرسی ج ۱ ص ۲۳۱ ، بحارالانوار ج ۲۷/۱ و ۸۱ /۱۱۲ – احقاق الحق ج ۴ ص ۱۴۴- ۱۲۹

بازدیدها: ۸۰

دسته‌ها
اخبار استفتائات عقائد و معارف

بوسیدن اماکن مذهبی

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام علیکم

سؤال بنده و خیلی از دوستان اینست که با وجود مکان های مذهبی از جمله حرم مطهر امامزادگان در سطح کشور آیا تبرک جستن به این مکان ها و بوسیدن مثلا ضریح از نظر عقلی و شرعی صحیح است ؟

آیا واقعا خود امامان معصوم هم تبرک می جستند ؟

 

 

پاسخ معظم له

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

از جهت عقل بوسیدن چیزی که به محبوب انتساب دارد ممنوع نیست، مادر گاهی لباس فرزندش را می بوسد یا بلعکس فرزند لباس پدر و مادرش را یا نامه و دستخط پدر و جدش را می بوسد مسلمان جلد قرآن را (با اینکه چرم یا کارتن یا کاغذ است میبوسد).

اما از جهت شرع مقدس

  • قال الله الحکیم : {اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا}[۱] پیراهن حضرت یوسف علیه السلام سبب شفاء چشمان یعقوب علیه السلام شد
  • در فتح مکه (در ماه مبارک رمضان سنه هشتم هجری ) اصحاب از آب وضوی پیامبر صلی الله علیه و آله تبرک می جستند و بصورت های خود میمالیدند [۲]. ما در شرح رساله حقوق امام سجاد سلام الله علیه صفحه ۲۸۲ (که عربی است انشاالله ترجمه خواهد شد) در حق پدر روایتی از کتاب کشف الارتیاب علامه سید محسن امین آورده ایم (که این روایت را از کتب عامه آورده است مانند فتوی الغرائب ) که شخصی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد من سوگند یاد کرده ام آستانه درب بهشت و پیشانی حورالعین را ببوسم پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود پای مادر و پیشانی پدرت را ببوس عرض کرد پدر و مادرم مرده اند .! قال «قبل قبرهما» قبر پدر و مادرت را ببوس ، عرض کرد اگر قبر آنان را نداستم کجاست ؟ قال «خُط خَطین اِنِو احَدَهما قبر الام و الاخر قبر الاب فقبّلهما فلاتحنَث فی یمینک» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود دو خط روی زمین ترسیم کن و نیت کن این دو خط قبر پدر و مادرم میباشد و آن دو خط را ببوس به سوگند خود عمل کرده ای [۳]

حال اگر بوسیدن قبر پدر و مادر جایز باشد بوسیدن قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام و امامزادگان بطریق اولی جایز است چون حق بیشتری بر ما دارند . والله العالم

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

[۱] سوره مبارکه یوسف ایه ۹۳

[۲] منتهی الامال ج ۱ ص ۱۷۱

[۳] کشف الارتیاب ص ۳۴۹ به نقل از کتب عامه مانند فتوی الغرائب و کفایه الشعبی

بازدیدها: ۶۳

دسته‌ها
احکام ضمان اخبار استفتائات

اختلاف در خرید و فروش

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی

سلام و احترام

اینجانب  یک قطعه زمین (هزار متر ) واقع در همین روستا را به شخصی فروختم ایشان مبلغی بعنوان بیعانه به بنده دادند و قرار شد مابقی را بنده حد و حدود زمین را متر کنم و تحویل ایشان دهم متاسفانه دولت همان زمان اعلام کرد حق فروش این زمین را بجهت اینکه در محدوده نیست ندارید و ما هر دو دیگر اقدامی نکردیم و من به خریدار گفتم چون فروش برایم مقدور نیست شما بیایید و مبلغ بیعانه که به من دادید پس بگیرید که ایشان دیگر نیامدند بعد سه ماه تقریبا این قطعه زمین در محدوده افتاد و مشکل فروش آن حل شد و  الان آمده و می گوید بقیه پول معامله را بگیر و زمین را به من تحویل بده  در حالیکه الان قیمت این زمین چندین برابر شده است تکلیف شرعی ما چیست ؟

 

پاسخ معظم له

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد التحیه والسلام

با توجه به اینکه در بیع هیچگونه شرطی در ضمن عقد واقع نشده یک مانع بمدت سه ماه بوجود آمده سپس آن مانع برطرف شده(مانع دولتی) پس همان بیع صحیح واقع شده است و مشتری قیمت اولیه را بدهکار است؛ مگر آنکه مشتری بیعانه را بعنوان امانت به صاحب زمین داده باشد نه بعنوان خریدن زمین که در این صورت باید جدیداً معامله شود ؛ در نزاع موضوعی باید به حاکم شرع مراجعه شود . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

بازدیدها: ۲۰

دسته‌ها
اخبار درس اخلاق رهنمود ها و توصیه ها

مقام عالم و عابد در قیامت

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی «مدظله العالی»

موضوع : مقام عالم و عابد در قیامت

تاریخ:  ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام صادق علیه السلام: اِذا کانَ یَومُ القیامَهِ بَعَثَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ العالِمَ وَ الْعابِدَ ، فَاِذا وَقَفا بَیْنَ یَدَىِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ قیلَ لِلْعابِدِ : اِنْطَلِقْ اِلَى الْجَنَّهِ وَ قیلَ لِلْعالِمِ : قِف تَشَفَّعْ لِلنّاسِ بِحُسْنِتَأدیبِکَ لَهُمْ؛[۱]

هر گاه روز قیامت گردد ، خداى عزّوجلّ عالم و عابد را برانگیزاند . پس آن گاه که در پیشگاه خداوند ایستادند به عابد گفته مى شود : «به سوى بهشت حرکت کن»و به عالم گفته مى شود : «بایست و مردم را به خاطر آن که نیکو ادبشان نمودى،شفاعت کن» .

در کتاب وحی الهی متجاوز از هفتصد مورد ماده علم و مشتقات آن به کار رفته و در اولین آیات نازل شده به رسول اکرم صلی الله علیه و آله  سخن از علم ، دانش و قلم آمده است: {الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ } [۲]؛ همان کسی که به وسیله قلم تعلیم انسان نمود.

خداوند در قرآن می فرماید: {قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ۗ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ} [۳] بگو: آیا آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند؟ منحصرا خردمندان متذکر این مطلبند.

نقش علم برای انسان اینقدر زیاد است که اسلام طلب آن را بر هر مسلمانی واجب دانسته است.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:«طَلَبُ العِلمِ فَریضَهٌ عَلى کُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَهٍ» ؛[۴] یعنی جستجو و تحصیل علم بر هر مسلمانی فرض و واجب است» این حدیث از جمله احادیث اسلامی است که شیعه و سنی هر یک به طرق و سندهای خود آن را از رسول اکرم صلی الله علیه و آله  نقل کرده اند. اگر چند حدیث مسلم داشته باشیم که فریقین آنرا از رسول اکرم  صلی الله علیه و آله نقل کرده باشند یکی همین حدیث است. معنی حدیث این است؛ یکی از فرائض اسلامی و واجبات اسلامی، در ردیف سایر واجبات و فرائض، طلب و تحصیل علم است. تحصیل و طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، اختصاص به طبقه و دسته ای  خاص ندارد. در تواریخ آمده که قبل از ظهور اسلام بعضی از جامعه های متمدن آنروز تحصیل علم را از حقوق و امتیازات بعضی از طبقات می دانسته اند و برای سایرین چنین حقی قائل نبوده اند. در اسلام نه تنها علم به عنوان ” حق ” از امتیازات گروه خاص  نیست، بلکه به عنوان ” تکلیف ” و ” وظیفه ” بر همه افراد تحصیل آن فرض و واجب است مانند سایر تکالیف.

در باب فضل مهاجرت و مسافرت برای علم به نقاط دوردست، و حتی آیه کریمه {وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ }؛[۵] و هر کس از خانه خود به سوی خدا و پیامبرش برای هجرت خارج شود و در راه بمیرد اجرش با خداست»  آیه شریفه به مهاجرت و مسافرت در طلب علم تفسیر شده است.

در حدیثی از امام صادق سلام الله علیه  می خوانیم « لَو عَلِمَ النّاسُ ما فی طَلَبِ العِلمِ لَطَلَبوهُ ولَو بِسَفکِ المُهَجِ وخَوضِ اللُّجَجِ» ؛[۶] اگر مردم مى دانستند که علم چه فوایدى دارد، هر آینه در جستجوى آن بر مى آمدند گرچه در راه آن خون بریزند و در ژرفاى دریاها فرو روند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله  ، شخص عالم برتر از غیر عالمی است که شب و روز به عبادت خدا می پردازد. در میان سخنان پیامبر در این باره، چنین آمده است:«فَضْلُ الْعالِمِ عَلَی الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلی سائِرِ النُّجُومِ لَیْلَهَ الْبَدْر»[۷]برتری عالم بر عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است.

در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله   می خوانیم:«أَلنظَرُ إِلی وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَهٌ»؛[۸] از امام صادق  سلام الله علیه ، راجع به این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله که «نگاه کردن به چهره علما عبادت است». پرسیدند، فرمود: «هُوَ الْعَالِمُ الَّذِی إِذَا نَظَرْتَ إِلَیْهِ ذَکَّرَکَ الْآخِرَهَ وَ مَنْ کَانَ خِلَافَ ذَلِکَ فَالنَّظَرُ إِلَیْهِ فِتْنَهٌ اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً أَوْ مُسْتَمِعاً أَوْ مُحِبّاً وَ لَا تَکُنِ الْخَامِسَ فَتَهْلِکَ.[۹]  مقصود، آن عالمى است که هر گاه به او نگاه کنى، تو را به یاد آخرت بیاندازد، و هر کس جز این باشد، نگاه کردن به او، فساد است. یا عالم باش، یا متعلّم، یا مستمع، و یا دوستدار عالمان؛ پنجمى نباش که هلاک مى‏شوى.شرافت و عزت مقام علم و عالم تا بدان پایه است که در بهشت خدا نیز عالمان مقامی برتر و بالاتر از دیگران دارند. رسول اکرمj خطاب به یاران خویش فرمود: «می‌خواهید به شما بگویم که شریف‌ترین اهل بهشت چه کسانی هستند؟» گفتند بله یا رسول الله فرمود: «آنها علمای امت من هستند»علمی که منتهی به عبادت و پرستش خدا نشود، بیهوده است.بنابراین،

و از امام باقر سلام الله علیه نیز روایت شده که فرمود: «عَالِمٌ ینْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَیرٌ مِنْ سَبْعِینَ الْفَ عَابِدٍ»عالمی که مردم از علم او بهره بگیرند از هفتاد هزار عابد بهتر است.[۱۰]

اما پیداست آن علمی که مردم از آن بهره برند باید توأم با عبادت باشد وعلمی که منتهی به عبادت و پرستش خدا نشود بیهوده است بنابراین  علم به منزلۀ درخت می‌باشد و عبادت همچون میوه‌ای از میوه‌های آن. کمال درخت، به میوه دادن و به ثمر نشستن است و از اینجاست که انسان باید از هر دوی این امور، بهره و نصیب داشته باشد.

نکته‌ای که در اینجا قابل ذکر است، این است که مقصود از علم، علم دین است. یعنی شناخت حقیقی ذات و صفات و افعال خداوندی و ملائکه و کتب و انبیاء او و علم به آخرت و روز جزا. قرآن کریم می‌فرماید: {آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ} [۱۱]«پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش به وی وحی شد، ایمان آورد و مؤمنین همگی ایمان آورند به خدا و فرشتگان او و به کتبی که نازل کرد و به رسولانش»

بازگشت ایمان نیز به علم است، زیرا ایمان عبارت است از تصدیق کردن چیزی، آنچنان که حقیقت آن چیز است و این امر مستلزم آن است که آدمی به اندازۀ وسع و طاقت انسانی‌اش، اشیاء را چنان که هست دریابد و این همان معنی علم است، در مقابل ایمان، کفر قرار دارد که یعنی پوشیدن و پنهان کردن است و بازگشت کفر به جهل است. از علمای بزرگ جهان اسلام که عالم ربانی بودند سید مرتضی و سید رضی رضوان الله تعالی علیهما می باشند آن بزرگواران هنگامی که  ارثیه پدر را تقسیم می کردند به آخرین مورد رسیدند که کتابی از پدر بود سید مرتضی گفت این کتاب را آنکس از ما بردارد که در طول عمر خود گناه نکرده باشد سید رضی گفت این کتاب را آنکس از ما بردارد که در طول عمر حتی فکر گناه هم نکرده باشد ؛سید مرتضی پیشانی برادر کوچکتر (سید رضی) را بوسید و کتاب را به او داد.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

تحقیق و تدوین ؛ علی منصوری اراکی

[۱] علل الشرایع  ج۲ ص ۳۹۴ ح ۱۱

[۲] سوره مبارکه علق آیه ۴

[۳] سوره مبارکه زمر آیه ۹

[۴] اصول کافی، ج ۱ ص ۳۰.

[۵] سوره مبارکه نساء آیه ۱۰۰

[۶] بحارالانوار ، ج ۲ ص ۱۷۷

[۷] اصول کافی ج ۱ ص ۳۴

[۸] من‌لایحضره‌الفقیه، ج۲، ص۲۰۵؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۲؛ ج۱۳، ص۲۶۴.

[۹] مجموعه ورام(تنبیه الخواطر)، ج۱، ص۸۴

[۱۰] بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۷۳.

[۱۱] سوره مبارکه بقره آیه ۲۸۵

بازدیدها: ۳۴۱

دسته‌ها
اخبار درس اخلاق رهنمود ها و توصیه ها

سه علامت عالم

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی «مدظله العالی»

موضوع : نشانه عالم

تاریخ:  ۱۳۸۸

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

 

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی ‏جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین‏ سَیَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الأطْیَبِینَ الأَنْجَبین ‏سَیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّه فِی الْعالَمِین بِهِمْ نَتَوَلَّی‏ وَ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه».

الامام امیرالمؤمنین سلام الله علیه :یَا طَالِبَ اَلْعِلْمِ إِنَّ لِلْعَالِمِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ اَلْعِلْمَ وَ اَلْحِلْمَ وَ اَلصَّمْتَ وَ لِلْمُتَکَلِّفِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ یُنَازِعُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِیَهِ وَ یَظْلِمُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَهِ وَ یُظَاهِرُ اَلظَّلَمَهَ .[۱]

امیرالمؤمنینسلام الله علیه فرمود: دانشمند[واقعى] داراى سه علامت هستند: دانش و بینش، حلم و بردبارى، سکوت و آرامش و وقار. براى عالم نماها و دانشمندانى که با تکلف، جامه علم را بر قامت نارساى خود پوشانده اند، سه نشانه وجود دارد: با دانشمندانِ برتر و والاتر از خویش با کردارهاى آلوده به گناه درگیر شوند و با آنان بستیزند و نسبت به دانشمندان زیر دست  از طریق قهر و غلبه ستمگرانه عمل کنند و دیگر آنکه از ستمگران و جفاپیشگان، حمایت و پشتیبانى نمایند.

علم: معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن کریم به این معنا اشاره دارد که { هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ۗ }[۲]،آیا یکسانند آنان که می‌دانند و آنان که نمی‌دانند؛ {وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ ۖ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ} [۳] یعنی: ما درقرآن مثالها از برای مردمان بیان می فرمائیم و نمی فهمند آنها را مگر اهل علم».و باز می فرماید: {و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا} [۴]  یعنی: هرکس حکمت و دانایی به او عطاء شده باشد خیر بسیار به او عطا شده است. پس علم در راس فضیلت ها و بلکه ریشه همه خوبی ها و غایت همه فضیلت ها است و برای همین است که علم امری مقدس است و ارزش انسان به علم اوست.

روایت از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله  که می فرمایند : «یا اباذر ساعتی نشستن در مجلسی که در آن گفتگوی علمی باشد بهتر است در نزد خدا، و محبوب تر است از بیداری هزارشب، که در هر شبی هزار رکعت نماز خوانده شود، و محبوب تر است از هزار جهاد درراه خدا، و از دوازده هزار مرتبه ختم قرآن، و عبادت یک سال که روزهای آن را روزه بگیرند و شبهای آن را احیاء بدارند. و هر که از خانه خود بیرون رود به قصد اخذمساله ای از مسائل علمیه به هر قدمی که برمی دارد خداوند عالم می نویسد از برای اوثواب پیغمبری از پیغمبران، و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ بدر، و به هر حرفی که از عالم بشنود یا بنویسد شهری در بهشت به او عطا می فرماید، و طالب علم را خدادوست می دارد، و ملائکه و پیغمبران او را دوست دارند، و دوست ندارد علم را مگراهل سعادت.

پس فرمودند: «خوشا به حال طالبان علم، و نظرکردن به روی عالم بهتر است ازآزاد کردن هزار بنده و هر که دوست دارد علم را بهشت از برای او واجب است وداخل صبح و شام می شود با خوشنودی خدا و از دنیا نمی رود مگر اینکه از شراب کوثربنوشد و از میوه بهشت بخورد و در قبر کرم بدن او را نمی خورد و در بهشت رفیق خضر علیه السلام  خواهد بود» [۵]

از امام صادق سلام الله علیه روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «خداوندا! رحمت کن خلفای مرا. بعضی عرض کردند: یا رسول الله کیستند خلفای تو؟ فرمودند: کسانی که بعد از من بیایند واحادیث و آداب مرا روایت کنند و به مردم برسانند»[۶]

حلم : امام صادقسلام الله علیه می فرمایند: «اُطلُبُوا العِلْمَ وَ تَزَیَّنُوا مَعَهُ بِالحِلمِ وَ الوَقَارِ وَ تَوَاضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ العِلمَ وَ تَوَاضَعُوا لِمنْ طَلَبتُم مِنهُ العِلمَ وَ لَاتَکُونُوا عُلَمَاءَ جَبَّارِینَ فَیَذْهَبَ بَاطِلُکُم بِحَقِّکُم»[۷]؛ «علم را طلب کنید و خود را با توجه به علمتان به حلم و وقار زینت دهید و براى کسانى که به آنها علم مى آموزید، متواضع باشید و نیز براى کسانى که از آنها علم مى گیرید، خاضع باشید و همچون دانشمندان جبار و اشراف منش نباشید که باطل شما حق شما را از میان مى برد».

در روایتی دیگر امام صادقسلام الله علیه می فرماید : «اَلعِلْمُ خَلِیلُ المُؤمِنِ وَ الحِلْمُ وَزِیرُهُ وَ العَقلُ اَمِیرُ جُنُوده»[۸]؛ دانش دوست مؤمن و بردبارى وزیر و عقل امیر و پادشاه لشکریان مؤمن است.

صمت:حضرت آدم  علیه السلام نشسته بودند و فرزندان و نوه های ایشان مشغول بازی بودند یکی از آنان از حضرت آدم علیه السلام  پرسید: ای پدربزرگ چرا هیچ نمی گویی چرا هر چقدر ما سر و صدا می کنیم حرفی نمی زنی ؟

حضرت آدم m فرمود : وقتی به زمین هبوط داده شدم و به سبب استغفار خداوند توبه مرا قبول فرمود ، روزی جبرائیل به من گفت : یا آدم می خواهی آن مقام و منزلت قبل را بدست آوری ؟ و به همان درجه ای برسی که قبل از هبوط به زمین داشتی ؟ گفتم :بله ؛ جبرئیل گفت : قَلل الکلام ، کلامت را بسیار کوتاه کن کنایه از اینکه کم حرف بزن [۹]

عارفی را گفتند چرا اینقدر ساکتی و چیزی نمی گویی و فقط مستمع هستی ؟ گفت خداوند مرا دو گوش داده و یک زبان یعنی دو برابر حرف زدن باید گوش کنم (یعنی حرف زدنم باید نصف گوش دادنم باشد)

شیعه و سنى نقل کرده اند که «معاذ بن جبل» گفت: «با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله  در سفر بودم، روزى صبح کردم در حالى که نزدیک آن حضرت بودم و با هم راه مى رفتیم، از ایشان خواستم که عملى را به من بیاموزند که مرا داخل بهشت کرده و از آتش جهنم دور گرداند، آن حضرت شروع به صحبت کرده کلماتى فرمودند تا رسیدند به این جمله که: آیا مى خواهى تو را به ملاک و ریشه نصایحى که کردم رهنمون سازم، گفتم: بله یا رسول الله، فرمودند: نگاه دار این را و به زبانشان اشاره کردند . معاذ عرض کرد: «یا نبى الله و انا لمواخذون بما نتکلم به»؟ آیا ما بواسطه آنچه مى گوئیم مورد محاسبه و مکافات قرار مى گیریم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله  :« ثکلتک امک یا معاذ» (مادرت به عزایت بنشیند اى معاذ) سپس فرمودند: «و هل یکب الناس فى النار على وجوههم (او على مناخرهم) الا حصائد السنتهم» (آیا غیر از این است که محصولهاى زبانهاى مردم، مردم را روى صورت به آتش مى اندازند؟[۱۰]

عالم باید سه خصوصیات داشته باشد علم ،صبر و شکیبائی و کم حرف زدن (سکوت) کسیکه عالم نیست ولی خود را عالم می داند (متکلف ) سه خصوصیت دارد :

با کسانیکه از او بالاترند از راه معصیت و نادرست نزاع می کند

به کسانیکه از او پائین ترند ظلم می کند چون بر آنان غلبه دارد

و ظالمین را یاری و کمک می نماید

خاطره شنیدنی حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مدظله العالی از استاد خود آیت الله العظمی اراکی رضوان الله علیه

این قصّه را از مرحوم آیت الله العظمی اراکی رضوان الله تعالی علیه نقل می کنم گاهی شب ها بعد از نماز مغرب و عشاء اینجناب همراه ایشان تا منزلشان می رفتم مدت محدودی هم به مجلس درس ایشان شرکت می کردم ؛ یک شبی در حالی که همراه ایشان بودن فرمود اگر کسی بخواهد علمیت مرحوم محدث قمی ) را بفهمد سفینه البحار را بخواند و اگر کسی بخواهد اخلاص ایشان را بفهمد مفاتیح الجنان آن مرحوم را. آن مرحوم ۶۲ جلد کتاب نوشته است بعد ادامه دادند  محدث قمی رحمه الله علیه در ابتداء طلبگی با دو نفر از طلاب برای تبلیغ به یکی از روستاهای قم میروند ایام عاشوراء بوده ؛ شب اول بالای منبر داستان ولید را میگوید که حاکم مدینه بود وبدنبال امام حسین سلام الله علیه فرستاد ؛ امام حسین سلام الله علیه به جوانان بنی هاشم فرمود همراه من تا خانه ولید بیایید اگر صدای من بلند شد شما به کمک من بیایید .ولید به امام حسین سلام الله علیه می گوید معاویه مرده و پسرش یزید جانشین او شده شما را دعوت کردیم بیعت کنید امامسلام الله علیه فرمود این مسئله ی نیست که فوراً تصمیم گرفته شود باید تأمل کرد ؛ مروان می گوید ای ولید یا از امام حسین سلام الله علیه بیعت بگیر یا او را همانجا بکش! ، هنگامیکه صدای امام  سلام الله علیه  بلند می شود که تو و امثال تو کوچکتر از آن هستند که از من برای یزید بیعت بگیرید جوانان بنی هاشم به کمک می آیند. محدث قمی) بالای منبر میگوید ای جوانان بنی هاشم کجا بودید در کربلا هنگامیکه امام سلام الله علیه فرمود «هل من ناصر ینصرنی» به کمک او بیایید شب دوم و سوم نیز همین روضه را خواند ؛ کدخدا با صدائی رسا و بلند  در مسجد می گوید : آشیخ تو که بلد نیستی روضه بخوانی چرا بالای منبر رفتی ؟!! هر شبی باید یک روضه بخوانی غیر از روضه شب سابق شما هر سه شب یک روضه خواندی شیخ عباس قمی )  دل شکسته از منبر پائین می آید و به خانه ای که با طلاب در آنجا بوده می روند  ؛ نیمه های شب بلند می شوند و چمدان خود را بسته و به طلاب دیگر می گوید، امشب فهمیدم گِل من گِل منبر و خطابه نیست ،من باید کتاب بنویسم و درس بخوانم …امشب هم می روم قم باقی طلاب هم با او همراه می شوند ،برف بسیار زیادی باریدن گرفته بوده و شیخ در برف بیابان به همراه چند طلبه دیگر به طرف جاده اصلی راه می افتد که سوار ماشین شده و به قم بروند ناگهان در بین راه کدخدا با داد و فریاد و خواهش و تمنا میخواهد که شیخ بایستد امّا شیخ مستعجل به راه خود ادامه می دهد کدخدا می گوید: شیخ تو را به حضرت زهرا سلام الله علیها قسم می دهم شیخ عباس قمی رحمه الله وقتی نام حضرت زهرا سلام الله علیها را می شنود بلافاصله می ایستد و به حالت تعجب می پرسد چه شده ؟ کدخدا می گوید: دیشب در عالم خواب دیدم حضرت زهرا سلام الله علیها بَرات آزادی از جهنّم را به شیعیان و محبین می دهد رفتم جلو که بگیرم از من رو برگرداند و فرمود: چرا دل سربازان فرزندم را رنجاندی ؟! و به من نداد؛ شما برگردید تا شب عاشورا همین روضه را بخوانید و من شما را به قم میبرم شیخ عباس قمی ) و طلاب و کدخدا گریان برمیگردند  و شب ها در مسجد منبر می روند  و عاشورا همان کدخدا آنانرا به قم می آورد و بعد از آن محدث قمی)  به کار تالیف مفاتیح الجنان و سفینه البحار می پردازد.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته

تحقیق وتدوین ؛علی منصوری اراکی

[۱]اصول کافی ج۱ ص۳۷

[۲] سوره مبارکه زمر آیه ۹

[۳] سوره مبارکه عنکبوت آیه ۱۷

[۴] سوره مبارکه بقره آیه ۱۸

[۵] جامع الاخبار شعیری، ص ۳۷ با تقدیم و تاخیر بعضی از جملات.

[۶] بحار الانوار، ج ۲، ص ۱۴۴، ح ۴۲۰

[۷] منهاح البلاغه فی شرح نهح البلاغه ج ۱۲ ص ۱۴۴ – اصول کافی ج ۱ ص ۳۶ (صفه العلماء)

[۸] اصول کافی ج ۲ ص ۴۷ (خصال المؤمن)

[۹] نقل از آیت الله بهجت ره

[۱۰] ترغیب، جلد ۳، ص ۵۲۸.

بازدیدها: ۵۸

دسته‌ها
اخبار درس اخلاق رهنمود ها و توصیه ها

سه خصلت نشانه ایمان

درس اخلاق حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مد ظله العالی

موضوع : سه  صفت حلم ، ورع و خلق نیکو

تاریخ : ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قال الصادق علیه السلام :«مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ ثَلاثُ خِصال لَمْ یَنْفَعْهُ الاْیمانُ: حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ، وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ طَلَبِ الْمحارِمِ وَ خُلْقٌ یُدارى بِهِ النّاسَ.»:

هر که سه خصلت در او نباشد، ایمان به او سودى نرساند

۱ حلمى که با آن، نادانىِ نادان را برطرف کند

۲ـ پارسایى اى که از طلبِ حرام بازش دارد

،۳ـ و اخلاقى که به وسیله آن با مردم مدارا کند.

حلم فضیلتی اخلاقی که هم به انسان و هم به خدا نسبت داده شده است. این صفت در انسان، به معنای بردباری در رفتار با دیگران و نیز در مواجهه با ناگواری‌های زندگی است مفسران حلیم بودن خدا را به تأخیر او در عقوبت گناهکاران تفسیر کرده‌اند، که از روی تفضل و با وجود توانایی بر کیفر ایشان، صورت می‌پذیرد[۱]

در قرآن کریم، واژه حلم به‌کار نرفته است اما مشتقات آن پانزده بار آمده است. در یازده آیه، این صفت به خدا نسبت داده شده و در بقیه آیات به پیامبران الهی، یعنی حضرت ابراهیم،[۲]حضرت اسماعیل[۳] و حضرت شُعَیب نسبت داده شده است.[۴]

مفهوم برخی آیات قرآن نیز ناظر بر انتساب حلم به خدا و انسان‌ها است. مثلاً واژه «هَوْناً» را در آیه ۶۳ سوره فرقان، به حلم و وقار بندگان خدا {عِبادُ آلرَّحمن} در برخورد با جاهلان تفسیر کرده‌اند. «کظمِ غیظ» نیز که تقریباً مترادف حلم است در آیات قرآن کریم از صفات مُتَّقین و مُحْسِنین دانسته شده است. همچنین عبارت «وَ لکِنْ یؤَخِّرُهُمْ اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی» در آیه ۶۱ سوره نحل بر حلم خدا در تأخیر عقوبتِ ظالمان دلالت دارد.

یکی دیگر از مکارم اخلاقی، زهد و پارسایی است. آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام نیز، بیانگر تشویق به سوی این فضیلت اخلاقی است. زهد، در لغت به معنی پارسایی و روی گردانی از دنیا، مال، مقام و به طور کلی ترک تعلقات دنیوی و توجه به آخرت و پاداش الهی است. پس زهد به معنای بی میلی و بی علاقگی است که در مقابل آن، علاقه شدید قرار دارد.

در سخنان امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام زهد این گونه تعریف شده است:«اَیُّها الناسُ الزَّهادَهُ قَصرُ الأمَلِ والشُکْرُ عِندَ النِّعَمِ، والتَّوَرَّعُ عند المحارم».[۵] ای مردم! زهد، کوتاهی آرزو، سپاس گزاری در برابر نعمت ها و پرهیز از حرام است.

حضرت علی علیه السلام در این خطبه، سه عامل را برای پیدایش زهد بیان کرده است: کوتاهی آرزو، شکر نعمت و پرهیز از حرام. این سه عامل با هم هستند در زمان امام صادق علیه السلام گروهی پیدا شدند که سیره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را در زهد، به روی گردانی از دنیا در هر شرایطی تفسیر کردند. آنها معتقد بودند که مسلمان باید در هر زمانی بکوشد که از دنیا و نعمت های آن دوری جوید. یکی از افراد این گروه، سفیان ثوری است. او روزی نزد امام صادق علیه السلام رفت و دید که امام لباس سفید و لطیف و زیبایی پوشیده است. سفیان به امام اعتراض کرد و گفت: «سزاوار نیست که شما خود را به دنیا آلوده سازی. از شما انتظار می رود که زهد بورزی و تقوا داشته باشی و خودت را از دنیا دور نگه داری.» امام به او فرمود:شما از وضع زندگی رسول خدا و صحابه او، دنیاگریزی را برداشت کرده ای و فکر می کنی که این دنیاگریزی وظیفه ای است که از سوی خداوند بر دوش مسلمانان گذاشته شده است و آنها همانند دیگر وظایف و تکالیف، باید تا قیامت آن را حفظ کنند و آن گونه زندگی کنند، ولی بدان که این گونه نیست. رسول خدا در جایی زندگی می کرد که فقر و تنگ دستی بر آنجا حاکم بود و اکثریت مردم جامعه از داشتن وسایل و لوازم اولیه زندگی محروم بودند. اگر در زمان و مکانی وسایل و لوازم فراهم شد و بیشتر مردم جامعه نیز از نعمت های الهی بهره مند بودند، دیگر دلیلی برای آن گونه زندگی کردن وجود ندارد. چون سزاوارترین مردم برای استفاده از نعمت های الهی، مسلمانان و صالحان هستند.

آن چنان که خداوند در قرآن می فرماید:{یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ}.[۶] ای کسانی که ایمان آورده اید! از نعمت های پاکیزه ای که به شما روزی داده ایم، بخورید. بنابراین مسلمان زاهد نیز از نعمت ها و لذت های دنیا بهره مند می شود، اگرچه غرق نشدن در لذت های حلال نیز خود فضیلتی بزرگ به شمار می رود.

یکی دیگر از صفات مؤمن اخلاق نیک که همراه با مدارا کردن با مردم و جاهلین است در روایتی از امام صادق علیه السلام:فى قَولِهِ تَعالى {وَقولوا لِلنَّاسِ حُسنا}[۷]: أى لِلنّاسِ کُلِّهِم مُؤمِنِهِم وَ مُخالِفِهِم ، أَمَّا المُؤمِنونَ فَیَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ ، وَ أَمَّا المُخالِفونَ فَیُکَلِّمُهُم بِالمُداراهِ لاِجتِذابِهِم إِلَى الایمانِ ، فَإِنَّهُ بِأَیسَرَ مِن ذلِکَ یَکُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ ، و عَن إخوانِهِ المُؤمِنینَ؛

امام صادق سلام الله علیه درباره آیه (و با مردم سخن نیکو گویید) فرمود: مقصود همه مردمان اعم از مؤمن و کافر است؛ اما با مؤمنان باید گشاده رو بود و اما با کافران باید به نرمى و مدارا سخن گفت، تا به سوى ایمان کشیده شوند و کمترین ثمرش این است که خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون مى دارد.[۸]

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

تحقیق و تدوین ؛ علی منصوری اراکی

 

 

 

[۱] تفسیر طبری ذیل سوره مبارکه بقره ایه ۲۲۵

[۲] سوره مبارکه توبه آیه ۱۱۴ و سوره مبارکه هود آیه ۷۵

[۳] سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۱

[۴] سوره مبارکه هود آیه ۸۷

[۵] مشکاه الأنوار فی غرر الأخبارمشکاه الأنوار ج۱ ,ص۱۱۵

[۶] سوره مبارکه بقره ایه ۱۷۲

[۷] سوره مبارکه بقره آیه ۸۳

[۸] مرآه العقول ج۹ ، ص۵ – بحارالأنوار(ط-بیروت) ج۷۲، ص۴۰۱، ح۴۲

بازدیدها: ۵۹

دسته‌ها
احکام تقلید اخبار استفتائات

بقاء بر تقلید از میّت

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله دیباجی اصفهانی مدظله العالی

سلام علیکم

دو مساله خدمت آقا دارم ؛ نظر حضرتعالی در بقای بر تقلید از میت چیست ؟

زن و شوهری هر کدام مقلد یک مرجع تقلید هستند و امر طبیعی هست که نظرات مراجع تقلید در احکام مختلف است مثلا گاهی در مورد خون تخم مرغ اختلاف است مثلا مرجع تقلید زن می گوید نجس و مرجع تقلید مرد می گوید پاک است در اینصورت که اختلاف بین مراجع است تکلیف چیست ؟ چون واقعا زن و مردی که زیر یک سقف زندگی می کنند نمی دانند چکار کنند؟طول عمر برای حضرتعالی مسالت داریم –

 

 

پاسخ معظم له

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بعد التحیه و السلام

پاسخ سؤال اول: اگر مجتهدی که از او تقلید میکرد از دنیا برود در صورتی که اعلم بوده باید در موارد اختلاف در فتاوی باقی باشد بر تقلید میت اعلم ، و اگر مجتهد زنده اعلم باشد باید از مجتهد زنده تقلید کند و  اگر اعلمیت معلوم نباشد مخیر است در بقاء بر تقلید میت در مسائلی که به فتوی آن میت در زمان حیاتش عمل کرده باشد یا تقلید از مجتهد زنده . والله العالم

پاسخ سؤال دوم : اگر یکی از دو مرجع تقلید اعلم باشد «به این معنی که در بدست آوردن احکام از روی اجتهاد و ا ستنباط قوی تر باشد » باید زن و شوهر «هر دو» از او تقلید کنند و اگر اعلم معلوم نباشد هر کدام باید طبق دستور مرجع تقلید خود عمل کنند و معلوم است آنکس که مرجعش میفرماید خون در زرده تخم مرغ نجس است باید اجتنباب کند . والله العالم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد تقی دیباجی اصفهانی

 

بازدیدها: ۲۷